چرا دانشجو به وظیفه اش که خوب درس خواندن است عمل نمی کند ولی داشتن خوابگاه شیک و غذای خوب را حق خود میداند؟ چرا استاد وقت کافی برای تدریس خوب و تحقیق نمی گذارد ولی از حقوق کمش ناراضی است؟ چرا کارمند کار خود را به خوبی انجام نمی دهد ولی توقع حقوق بالا دارد؟ چرا انرژی هسته ای حق مسلم ماست ولی صرفه جویی در مصرف انرژی وظیفه مسلم ما نیست؟ به نظر شما اول باید حقوق کارمند را افزایش دهیم تا وظایفش را به خوبی انجام دهد یا اول کارمند باید وظایفش را خوب انجام دهد تا حقوقش افزایش یابد؟ اصلا ما از تمام وظایفمان و حقوقمان مطلعیم؟ آیا تمام انسانها باید حقوقشان را بدانند؟ آیا بچه ها و ضعیف تر ها باید حقوقشان را بدانند تا مورد آزار و اذیت بزرگترها و قوی تر ها قرار نگیرند؟ آیا یک معلول یا جانباز باید حقش را فریاد بزند تا ما بفهمیم که باید تسهیلاتی را به خاطر ناتوانیش فراهم کنیم؟ چرا از دست کسی که به خاطر عدم رعایت قوانین رانندگی با اتومبیل ما تصادف می کند عصبانی میشویم ولی خودمان قانون را رعایت نمیکنیم؟ چرا کار مردم را که به دستمان است زود انجام نمی دهیم ولی از دیگران که کارمان را سریع انجام نمی دهند شاکی میشویم؟ چرا حکومت بعضی از جوانان را از دسترسی به تحصیل علم و تکنولوژی محروم می کند ولی توقع دارد که کسی او را از دسترسی به تکنولوژی منع نکند؟
اگر حقی هست، وظیفه ای هم هست. اگر شما حق زندگی دارید، من وظیفه دارم که این حق را از شما نگیرم. اگر شما حق مالکیت زمینی را دارید، من وظیفه دارم آنرا غصب نکنم. اگر حقی را داریم، برای دیگران هم همان حق را به همان میزان قائل شویم. اگر چیزی را برای خود نمی پسندیم برای دیگران هم نپسندیم. اگر ما وظیفه مان را به خوبی انجام میدهیم باید نگذاریم کسی در انجام وظیفه اش سهل انگاری کند. اگر من و شما وظیفه مان را به خوبی انجام ندهیم، من حق شما را پایمال می کنم شما حق من را. وظیفه مان را بدانیم و به نحو احسن انجام دهیم و حقوقمان را بشناسیم و نگذاریم کسی آنرا پایمال کند. اگر خواستیم از کسی که حقمان را ضایع کرده است گله کنیم، مطمئن شویم که وظایفمان را در قبالش به خوبی انجام داده ایم.
شما حقوق و وظایفتان را می دانید؟
نظر بدهید و نظرات دیگران را هم بخوانید.
xظاهرا یا باطنا نه می دانیم نه می خواهیم بدانیم
و نه تلنگری قرار است بخوریم
گرچه آنهایی که تاریخ ۲۵۰۰ساله ی مردم را عوض کرده اند می داند این یکی دست پخت خودشان بوده! که تویش مث خر گیر کرده اند
متاسفانه مطالبي كه عنوان كرديد حقيقت دارد. و البته به ندرت به چنين مسائلي فكر مي كنيم . اكثر مواقع خودمان را حق مي دانيم .حاضر هم نيستيم حتي فكر كنيم كه ما هم در قبال ديگران مسئوليت هايي داريم.
فكر مي كنم بهتر است گاهي خودمان را جاي طرف مقابل بگذاريم. ممكن است تغييري در رفتارمان حاصل شود.
اوه ! دوست عزيز ( 1 داستانك ) شما هم كه مقصر را « چهارم شخص غايب » مي دانيد !
راه چاره فقط اين است كه نگاهي به آينه بيندازيم. همين و بس!
ما عادت داریم انتظار داشته باشیم، بخواهیم، ما ایرانیهستیم( مثل اینکه نمیدونی!!)
سلام . شما اون بالا نوشتيد : چنانچه مطالب را مفید می دانید، می توانید حتی بدون ذکر منبع برای دیگران ارسال کنید.
خواستم بهتون بگم توي يك گروه اينترنتي مطلبتون رو عيناً مطرح كردم براي بحث . البته اونجا كاري به منبع ندارند . من هم اشاره اي نكردم .
خلاصه من به توصيه تون عمل كردم.