من هیچ نظری در مورد سوال بالا ندارم، فقط کنجکاو هستم که در این مورد بدانم. لذا هرکس اطلاعی در این مورد دارد، خواهشمندم با ذکر منبع، نظرش را در اینجا بنویسد.
آیا در قرآن یا دیگر منابع اسلام در مورد پوشش مرد و میزان حجاب مرد، آیه ای یا مطلبی هست؟
سپتامبر 19, 2007 بدست تلنگر
نه من هم قبلاً دنبالش بودم
بعد یه چیزی شما لوگو رو بیار اگه اول شدی جایزه هم میدیم
فعلاً منبع درستش را ندارم اما قبلاً كه در اين مورد مطالعه كردم مجموعاً به اين نتيجه رسيدم كه تا جايي كه باعث جذب جنس مخالف نشود نداشتن پوشش مشكلي ندارد البته اين شامل قسمتهاي حساستر نميشود (هم براي مردان و هم براي مردان)
موفق و پايدار باشيد.
یک آیه ای از قرآن که یک جورایی شاید به این مساله مربوط باشه آیه ی 30 سوره نور است:
قل للموننین یغضوا من ابصراهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون
به موننین بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرم) فرو بندند و فروج (عفاف) خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است. (البته به تفسیر خودم منظور از این نگاه، نگاه هوس آمیز باید باشد نه هر نگاهی)
چون آیه بعدی خطابش به زنان هست پس این آیه خطابش به مردان است.
migan hast
age bashe ya nabashe farghiam mikone ?
chera hamash tooye ghorano migardim ?!
فکر نکنم در قران ایه ای در این باره باشه یا حداقل من برخورد نکردم.
اما در انجیل عیسی مسیح میفرماید :فکر و چشم و دل انسان باید حجاب داشته باشه …و به حجاب ظاهری اشاره ای نکرده .
حتی میگوید اگر مردی به زنی( غیر از یگانه زن خود) ، نگاهی از روی شهوت داشته باشه ،هماندم در دلش با او زنا کرده است و هیچ فرقی با زنا کار ندارد.
سلام
از لحاظ ميزان پوشش مرد شايد در قرآن به صراحت چيزي بيان نشده ، اما بايد ديد آيا عدم پوشش نقاطي از بدن كه امروزه متاسفانه رواج پيدا كرده ( مثل شلوارك هاي كوتاه و …) از وجهه موجه و شخصيت آقايان نمي كاهد؟
موفق باشيد
اسلام هيچ فرقى بين زن و مرد نمىبيند. جنسيت زن و مرد، كوچكترين تأثيرى ندارد؛ نه در جوهر انسانيت آنها تفاوت و اختلافى وجود دارد، نه در حقوق اساسى آنها هيچگونه اختلاف و تفاوتى هست: او هم آزاد است، اين هم آزاد است؛ او هم حق انتخاب دارد، اين هم حق انتخاب دارد؛ او هم تكليف دارد، اين هم تكليف دارد؛ او هم مىتواند درجات عالى انسانى را طى كند، اين هم مىتواند طى كند؛ او هم حق فراگرفتن علم را دارد، اين هم حق فرا گرفتن علم را دارد؛ او هم وظايف سنگين جهاد فىسبيلاللَّه را بر دوش دارد، اين هم وظايف سنگين جهاد فىسبيلاللَّه را بر دوش دارد – جهاد، هم بر زن واجب است، هم بر مرد؛ جهاد فقط شمشير زدن كه نيست، انواع و اقسام جهاد هست؛ بعضى از انواع جهاد از شمشير زدن و به جبهه رفتن خيلى هم مشكلتر است؛ حالا ممكن است بعضى از انواعش براى اين ميسر باشد، براى او ميسر نباشد؛ اما بههرحال جهاد فىسبيلاللَّه، هم بر زن و هم بر مرد واجب است – تكاليف الهى كه فرصتهاى عروج انسانند و به وسيلهى اين تكاليف است كه انسان مىتواند عروج پيدا كند، هم بر او، هم بر اين واجب است؛ همهى اينها بدون هيچگونه تفاوتى، در مقابل زن و مرد يكسان گشوده است؛ لذا شما ملاحظه مىكنيد كه قرآن در موارد زياد، زن و مرد را با هم مىآورد: «انّ المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المؤمنات و القانتين و القانتات و الصّادقين و الصّادقات و الصّابرين و الصّابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدّقين و المتصدّقات و الصّائمين و الصّائمات و الحافظين فروجهم و الحافظات و الذّاكرين اللَّه كثيرا و الذّاكرات اعدّاللَّه لهم مغفرة و اجرا عظيما». اينجا مردها نمىتوانند بگويند كه ما اين امتياز يا اين ترجيح را داريم، يا زن بگويد كه چرا به مرد اين ترجيح داده شده است؛ نخير. در همهى اينها زن و مرد يكسان مورد ملاحظهى الهى قرار مىگيرند. يا حتّى در مواردى شما مىبينييد خداى متعال براى اينكه نمادى در مقابل چشم بشر قرار بدهد، يك زن را انتخاب مىكند؛ مىتوانست يك مرد را انتخاب كند؛ مردان بزرگ كه خيلى بودند؛ اما يك زن را انتخاب مىكند؛ اين معنا دارد. در مقابل آن مردم جاهلى كه خيال مىكردند بين زن و مرد فرقى هست، قرآن مىگويد: «و ضرب اللَّه مثلا للّذين امنوا امرأة فرعون»؛ زن فرعون را به عنوان نمونهى مؤمنان مثال مىزند. مىتوانست حضرت موسى را مثال بزند، اما زن فرعون را مثال مىزند؛ «اذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتا فىالجّنه». در طرف بدى هم همينطور است:«و ضرب اللَّه مثلا للّذين كفروا امرأة نوح و امرأة لوط»؛ زن نوح و زن لوط را به عنوان نمونههاى بدى مثال مىزند؛ يعنى در ميدانهاى انسانى و تكامل و تعالى، از طرف عروج و سقوط، از طرف تكاليف و حقوق، هيچ تفاوتى بين زن و مرد نيست؛ اينها دو موجود انسانى هستند.
منظر دوم، نگاهِ به دو جنس از ديدگاه واقعيتهاى دو جنس است. براى اين دو جنس، واقعيتهايى وجود دارد؛ مثلاً شير دادنِ به بچه يك تكليف بر دوش زن است؛ زن بايد بچه را شير بدهد، مرد كه نمىتواند شير بدهد. يا فرض بفرماييد حضانت كودك، يك تكليف و يك حق است – هم تكليف است، هم به يك معنا حق است – كه مربوط به زن است. يا مثلاً نانآورى خانواده يك تكليف بر دوش مرد است؛ زن اگر همهى ثروت دنيا را هم داشته باشد، وظيفه ندارد كه مخارج خانه و هزينههاى زندگى را از جيب خودش بدهد؛ مرد بايد اين كار را بكند. اينها ناشى از واقعيتهاى دو جنس است؛ يعنى خداى متعال اين دو جنس را براى مصالحشان، براى بقاى نسل، براى آبادى اين عالم، براى ادارهى صحيح عالم طبيعت به دو گونهى مختلف جسمانى و احساسى آفريده است. زن و مرد از لحاظ احساسى و از لحاظ جسمانى، بر حسب وظايفى كه بر دوش آنهاست، دوگونه خلق شدهاند؛ اين وظايف بر اساس آن واقعيتهاست. اين واقعيتهاى طبيعى – اعم از جسمانى يا احساسى – در نوع تكاليفى كه متوجه به اينهاست و همچنين بعضاً نوع حقوقى كه اينها دارند – مثل حق نفقه و كسوة كه زن نسبت به مرد دارد – تأثير مىگذارد. حق نفقه و كسوة مربوط به فقر و ضعف زن نيست كه چون نمىتواند كار كند، بايد آن را دريافت كند؛ نه، ممكن است زن بتواند كار بكند، پول هم گير بياورد، اما موظف نيست يك ريالش را در زندگى مشترك زن و شوهرى خرج كند؛ اگر بخواهد، مىتواند در جاى ديگرى خرج كند و هيچ اشكالى هم ندارد؛ اما مرد چنين حقى را ندارد. اين نگاهِ اسلام به زن و مرد، ناشى از ترتيب طبيعى اينهاست. خداى متعال بر اساس مصالح و حِكمى و براى جفت و جور شدن زندگى زن و مرد، يك ترتيب طبيعى را به وجود آورده است تا آنها بتوانند دنيا را با هم اداره كنند. كارهايى را بر عهدهى زن و كارهايى را برعهدهى مرد گذاشته؛ حقوقى را براى زن و حقوقى را براى مرد گذاشته است. مثلاً حجاب زن سختگيرانهتر است تا حجاب مرد. البته مرد هم در مواردى بايد حجاب را رعايت كند و بخشى از جسمِ خودش را بايستى محجّب قرار بدهد؛ اما در مورد زن اين معنا بيشتر است؛ چرا؟ چون طبيعت و خصوصيت و لطافت زن، مظهر زيبايى و ظرافت در خلقت قرار داده شده است و اگر بخواهيم جامعه، متشنج و خراب و آلوده نشود و در آن فساد به وجود نيايد، بايستى اين جنس را در پوشش نگهداشت. در اين جهت، مرد به طور مطلق مثل زن نيست؛ آزادى بيشترى براى مرد وجود دارد؛ اين ناشى از وضع طبيعى اينهاست و آنچه كه در ديدگاه الهى از تنظيم ادارهى عالم وجود دارد. از فرمایشات مقام معظم رهبری در درس فقه
در مورد (7)
بعد از اینهمه داستان، آیه مربوط به حجاب کو …؟؟
کلا این قضیه در اسلام خیلی برای من جالبه: برابرند، ولی … ( یه سری جمله که برابری رو نقض می کنه ! )
پیروز باشی تلنگر جان
اسلام و عليكم،
دوستان، فكر ميكنم بهترين جواب براي اين سوال در كتاب داكتر ذاكر ناييك مبلغ و داعي موفق شهر هند ( سوالهاي معمول مورد اسلام) كه در لسان انگليسي بوده و ( بسيه بتول احمدي) مترجم ان است، ميباشد. اينك بخشي از آنرا ذكر ميكنم اميد همه بتوانند از آن استفاده نماييند. ضمنا توصيه مينمايم تا اين كتاب مفيد را انگليسي و يا دري آنرا مكمل مطالعه نماييد چون به اين گونه بسيار سوالهاي اند كه در دهن هزارها تن وجود داشته و جواب آنرا نمي يابند.
كتاب: سوالهاي معمول مورد اسلام
نويسنده: داكتر ذاكر ناييك
مترجم: بسيه بتول احمدي
………….
حجاب مرد :
مردم معمولاً مسئله حجاب را در مورد زن مطرح گردانیده و مورد بحث قرار میدهند، حالانکه در قران عظیم الشان، خداوند متعال نخست حجاب را در مورد مرد، بعدا در مورد زن متذکر می شود. چنانچه در سورهء نور قرانکریم این گونه تذکر یافته است :
“بگو برای مومنان که پایان اندازند برخی از نظرهای خودرا (یعنی چشم خودرا از محرمات بپوشند) و نگهدارند شرمگاه خودرا این پاکیزه تر است ایشانرا (هر آئینه) خدا خبردار است به آنچه میکنند.”
{سورهء 4 ٢ ، آیهء ۰ ۳ }
هنگامی که یک مرد به سوی یک زن می نگرد و اگر فکر بی حیایی و بی باکی در ذهن اش خطور می کند، وی باید نظر خود را پایین بیافگند.
حجاب زن:
آیهء بعدی سورهء نور چنین متذکر می شود:
“و بگو برای زنان مومنه که پایان اندازند برخی از نظرهای خودرا (یعنی چشم خودرااز نظر شهوانی به مردان اجنبی بپوشند) و نگه دارند و ظاهر نکنند آرایش خودرا مگر آنچه ظاهر است از آن و باید فروگذارند چادرهای خودرا بر گریبان های خود و ظاهر نکنند زینت (مستور) خودرا مگر به شوهران خویش یا پدران خویش یا پدران شوهران خویش یا پسران خود…”
{سوره 4 ۲ ، آیهء۱ ۳ ، قرانکریم}
٣ . شش معیار حجاب.
مطابق اوامرقران و حدیث، حجاب دارای شش معیار اساسی می باشد:
1 . حد و اندازه:
معیار نخست در حجاب حد پوشش جسم است .که این حد در مرد و زن متفاوت است. حد پوشش جسم مرد حد اقل از ناف الی زانوها و در زن تمام وجود به استثنای رو و دست ها تا بند فرض قرار داده شده است. اگر آنها خواسته باشند می توانند این اعضا را نیز بپوشانند. بعضی از علماء اسلامی رو و دست ها رانیز در حدود حجاب شمرده، پوشش آنرا فرض می دانند.
پنج معیار باقی مانده تماما میان زن و مرد یکسان است.
2 . لباس باید گشاده و آزاد باشد تا اعضای بدن نمایان و بر آمده ظاهر نگردد.
3 . لباس نباید آنچنان نازک باشد که اعضای بدن از عقب آن نمایان شود.
4 . لباس نباید آنچنان فریبنده باشد که توجه جنس مخالف را جلب نماید.
5 . لباس نباید شبیه لباس جنس مخالف باشد.
6 . لباس نباید شبیه لباس غیر مسلمان باشد یعنی لباس ایکه سمبول مذهب غیر اسلامی بوده نباید پوشیده شود.
4 . حجاب ضمن مسایل دیگر رفتار و سلوک فرد را نیز در بر دارد.
حجاب مکمل ضمن شش معیار پوشش ، در بر گیرندهء سلوک اخلاقی، رفتار،طرز برخورد، روش و قصد(نیت) فرد نیز می باشد. فردیکه محض معیار های پوشش حجاب را در عمل پیاده می نماید، او قسمت محدود “حجاب” را اخذ نموده است. “حجاب”پوشش باید با “حجاب” چشم، “حجاب” قلب، “حجاب”فکر و “حجاب” نیت همراه باشد. همچنان طریقه راه رفتن، صحبت نمودن، برخورد شخص وغیره نیز شامل حجاب می گردد.
5 .حجاب از تجاوز و اذیت جلوگیری می کند.
دلیل تجویز حجاب برای زن در آیات ذیل سورهء الاحزاب ذکرشده است:
“ای پیغمبر بگو به زنان خود و دختران خود و زنان مسلمان که فرو گذارند بر خود چیزی از چادر های خود این نزدیکتر است به انکه شناخته شوند پس ایذا داده نشوند ایشان و هست خدا آمرزنده مهربان.”
{ سوره ٣ ٣ آیه ۹ ۵ ، قرانکریم }
قران می گوید که حجاب برای زن تجویز گردیده تا او با عفت و با حیا دانسته شود که این موضوع وی را از تعرض و تحت تجاوز قرار گرفتن نیزمحفوظ می دارد.
…………