اگر روزه گرفتن برای سلامت و همدردی با فقرا است؛ پس چرا در اسلام واجب نیست که:
برای سلامت و همدردی با بیماران، یکماه هر روز حرکت های ورزشی سخت انجام شود مثل کوهنوردی که موجب احساس درد در عضلات شود.
(همانند روزه کسانی که نمی توانند انجام ندهند و به شرطی انجام شود که به بدن آسیب نرسد.)
برای سلامت و همدردی با فقیران، به جای گرسنگی و تشنگی، یک ماه را با حقوق 50 هزار تومانی زندگی کنیم. (این از روزه سخت تر است چون بعد از افطار دیگر از سریال ویژه تلویزیونی و چلوکباب و زولبیا بامیه خبری نیست)
برای سلامت و همدردی با ایتام، یک ماه بچه های تازه به تکلیف رسیده را مجبور به زندگی به دور از پدر و مادر کنیم؟
اگر روزه گرفتن برای تزکیه نفس است، پس چرا فقط با گرسنگی و تشنگی؟ گرسنگی را نمیشود با اعمال بالا جایگزین کرد؟ چرا همراه با کارتن خوابیدن (یا در بیابان خوابیدن به سبک صدر اسلام) نباشد؟ نمی شود به ورزش سخت، بیخانمانی و یتیم وار زندگی کردن هم، تزکیه نفس و عبادت اضافه کرد؟ ممکن است بگویید کسی جلو من نگرفته خودم میتوانم اینگونه ریاضت بکشم تا ثواب ببرم ولی سوال من اینست که چرا فقط به یاد فقرا بودن همراه با گرسنگی به صراحت بیان شده و واجب است و بقیه اسمی برده نشده (اصلا جایی از مستحب بودنشان ذکری شده است؟؟)؟
ممکن است بگویید، کارتن خواب از کوتاهی خودش است که این چنین زندگی می کند و ما نباید برایش دلسوزی کنیم، پس فقیر بودن هم از کوتاهی خودش است.
به نظر من، زیبا کردن روزه و دیگر واجبات با دلایل پزشکی و اجتماعی، منطقی متزلزل دارد. این در مورد حرام ها مثل شراب و گوشت خوک هم میشود. ذکر دلایل علمی و پزشکی برای نخوردن شراب و گوشت خوک هم منطقی متزلزل دارد. مثلا اگر شراب برای سلامت ضرر دارد، مواد مخدر مثل هرویین و قرصهای روان گردان ضرر ندارند؟ چرا در قران از شراب و گوشت خوک به صراحت اسم برده ولی از هرویین (بطور مثال) و گوشت حیوانات دیگر که مضرند به صراحت اسم نبرده؟ امیدوارم که نگویید که چون در آن زمان هرویین و حیوانات دیگر نبودند قرآن اسم نبرده (حتی در آن زمان و قبل اسلام هم مواد مخدر بوده)چون سوالی مطرح میشود که آیا قرآن برای آن زمان و اعراب و آن قسمت از زمین بوده است یا برای همه زمانها و همه انسانها و همه جهان؟ راستی مصرف مواد مخدر حرام است؟ (چون معتادین را در انظار عمومی شلاق نمی زنند پس نباید حرام باشد!! )
واجب بودن روزه و … و حرام بودن شراب و گوشت خوک فقط به این دلیل است که در قرآن آمده همین و بس. هیچ دلیل علمی یا پزشکی ندارد.
اگر شما معتقدید دلیل علمی و پزشکی دارد، اول به سوالات بالا پاسخ دهید بعد با ذکر منبع نظر خود را بگویید. مثال نقض هم بزنید، یعنی کسانی که خلاف این قانون علمی رفتار کرده اند و مبتلا به بیماری یا آسیب اجتماعی شده اند.
torokhoda mashrobo nayarin chon hameye kasani ke man daram mibinam mashroob mikhoram to senne 40 salegi mesle adamaye 80 sale mimonan !! aslan agar harameshan nemikardam man omran tarafesh miraftam !! taze, ghoran ke nemiad hameye chizayi ke az on vaght ta rooze ghiamat ekhtera besheo rosh haram halal bokone… on chiza daste mojtahede alem hastesh va mojtaheda mian migan mavade mokhader harame !!
)
omidvaram commentam vaze boode bashe.
shab khosh va eid ham pishapish mobarak !! ( fekr konam enghadr gooshnat bood ino neveshti
Kashki hameh mardom inhara dar nazar migereftand.
عزیزم واسه واجب بودن روزه چندصد دلیل علمی پزشکی آوردن مثل افزایش سلول های ایمنی بدن،افزایش بهبود در روند اسیب های مولکولی،جلوگیری از فرسودگی ارگان ها و…
در مورد گوشت خوک هم به این دلیل حرامه که یه کرم (تریشین)به خصوص در عضله ی حیوان وجود داره که باعث صدمات جبران ناپذیر مغزی و مرگ می شه!
اینایی که گفتم اثر پزشکی با دلیل هستن،مثلاً دیده شده که طی روزه داری تعداد گیرنده های سلولی بدن افزایش پیدا می کنه،تکثیر سلول های دفاعی در مغز استخوان زیاد می شه و…
در ضمن درسته که منظور از روزه گرفتن ابراز همدردیه،اما نه این طور همدردی که مدنظر شماست! ممکنه از نظر شما خنده دار بیاد اما من کسایی رو می شناسم که نمی تونن حتی یک لحظه گرسنگی رو تحمل کنن! این آزمون همدردی واسه اونا خوبه. در مورد این که چرا در قرآن از هروئین نامی برده نشده باید بگم که برای اعراب اون زمان معنایی نداشته! تصور کن آیه ای به پیامبر نازل می شد که به مردم بگو از مصرف مواد روان گردان و هروئین خودداری کنند! اون وقت پیامبر چه طور می تونست به یه عرب جاهل بفهمونه هروئین در 1400 سال دیگه از معضلات جامعه می شه! در حالی که معضل اون زمان زنده به گور کردن دخترها و جنگ های قبیله ای و دزدی و غارت بوده؟!
فکم درد گرفت(بهتره بگم انگشتام خسته شدن!) در هر صورت ما شما را هدایت کردیم اما شاکراً و اما کفورا !
——————————————————–
تلنگر: دوست عزیز، خواهش می کنم دوباره مطلب را با دقت بخون. همه دلایلی که شما آوردید من به اونها پرداختم.
روزه چند صد دلیل علمی داره، خوب، ورزش کردن و کوهپیمایی هم چند صد دلیل علمی داره. من میگم روزه به جای گرسنگی، یک ماه کوهپیمایی همراه با روزه چشم و زبان و گوش باشه.؛ اشکال داره؟ همون مزایا هم هست!
گوشت خوک کرم داره و باعث صدمات میشه؛ این همه غیر مسلمان حدود 3 میلیارد آدم دارن میخورن، چه مشکلی پیش اومد؟ این نتایج علمی از روزه گرفتن را که میگین را همون هایی گفتن که گوشت خوک میخورن. یک ذره فکرت را از مرز ایران بیرون بیار ، کلی تر میتونی به مسایل نگاه کنی.
در مورد مواد مخدر هم در متن گفته ام: بله آنزمان مشکل اعراب هرویین نبوده ولی حالا که هست، چرا حرام نیست؟ چون در قرآن نیامده. یعنی قرآن اسم یکی را برده الان حرام است اسم دیگری را نبرده حرام نیست. ضمنا قرآن مگر برای اعراب بود و آنزمان؟
دوست عزیز: خوب متن را بخوان بعد فکر کن بعد بنویس.
ولی در عین حال همینکه وقت گذاشتی که نظرت را بنویسی ممنون
بقول قدمااااااااااااااااااااا حرف حساب جواب نداره
واقعا درست گفتی
دوست عزیز
با کارای حکومت کاری ندارم تو اسلام این واجبی که میگی مربوط به کسائی که خداشون رو دوست دارن و فکر میکن با این کارا یه تشکر کوچولو از خالقشون میکن و بقول همون قران لا اکراه فی الدین شما برو هرچه قدر دلت میخواد تو ماه رمضون بخور یا هرچه قدر دلت میخواد هروئین بکش ، مشروب بخور ، یا هر گوشتی که دوست داری بخور ، قول میدم اگه زرنگ باشی کسی نتونه جلوتو بگیره.
——————————————–
تلنگر: دوست عزیز مشکل این نیست که چرا نمی تونیم فلان چیزی را بخوریم فلان چیزی نخوریم، من میگم بعضی واجبات و بعضی حرام ها هیچ دلیل و پشتوانه علمی و فلسفی و اجتماعی نداره. فقط قرآن گفته. همین و بس. عده ای میخوان با دلایل علمی و … واجبات و محرمات را توجیه کنند من میگم توجیه نداره.
حالا شما میگین، درسته ؛ دلیل علمی نداره فقط برای تشکر از خداست، خوب. من میخواهم با ورزش کردن از خدا تشکر کنم، من میخوام با یکماه خوابیدن در بیابان از خدا تشکر کنم، من میخوام با انجام کار علمی از خدام تشکر کنم، اشکال داره؟
اگر اشکال نداره، و واقعا به لااکراه فی الدین معتقدی، تمام دانشمندان دنیا، تمام محققین دنیا، تمام کارمندان سازمان هوایی ناسا و … به بهشت می روند و اگر معتقدی که فقط انجام فروع دین اسلام منجر به رستگاری نمیشه، پس انجام هیچکدام از فروع دین واجب نیست.
درسته؟ باز هم به لا اکراه فی الدین معتقدی؟
در تایید حرفهای دوست نویسنده مقاله و در تکذیب نظرات دوستان کامنت نویسم، باید چند نکته رو عرض کنم:
1. اکثر تحقیقاتی که در باره فواید روزه انجام شده یا در کشورهای اسلامی انجام شده یا جعل شده تحقیقات خارجی است. برای اطلاع از یک سری تحقیقات بین المللی که نشان دهنده مضرات روزه است می توانید به سایت زیر مراجعه کنید.
http://www.geocities.com/hammihanirani/articles/fasting.html
البته بعضی از دوستان محقق مسلمان که کمتر متعصب بوده اند تحقیقات ونظرات مفیدی برای کم کردن مضرات روزه ارائه داده اند که جای تقدیر است.
2. در تحقیقاتی که توسط سازمان جهانی بهداشت در سال 1989 انجام شد، فرانسه کمترین میزان سکته قلبی رو در بین کشورهای پیشرفته(که مصرف بالای پروتیین دارند) داشته. تحقیقات به نقش عادت فرانسویان در نوشیدن یک لیوان شراب قرمز در پایان هر شب اشاره می کند. لازم به ذکر است شراب دارای مقادیر بالا فیبر، ویتامین و املاح معدنی است که نقش بسیار مهمی در سلامتی انسان می گذارند.
3. موارد بسیار زیاد دیگری نیز (مثل خود ارضایی) وجود دارند که با وجود بی خطر بودن و یا حتی مفید بودن آنها، اسلام آنها را به دلایل خرافی حرام اعلام کرده است.
4. شیوه برخورد با مسایل علمی می بایستی عقلی باشد نه نقلی. یعنی اشاره به فلان آیه یا حدیث در دنیای علمی امروز اعتباری به حرفها و تفکرات ما نمی بخشد.
با سلام،
دقت نظر شما و توجه به سایر آسیبهای اجتماعی جای تحسین داره ولی نکته ای که در مورد تمامی ادیان و کلا هر مرامی باید مد نظر قرار داد این است که احکام یک شریعت فقط به دلیل آن که احکام آن شریعت هستند و در مورد اسلام چون تصریح خدا و رسول خدا می باشد واجب و لازم الاجرا می شوند.
مثلا در مورد شراب خود قرآن گفته که منافعی هم دارد ولی هر چند مضراتی هم داشته باشد من چون بنا به اصول عقلی به پیامبر اسلام ایمان دارم باید احکام آن را رعایت کنم. البته همه اینهایی که گفته شد مانع از این نیست که آدم دنبال دلیل عقلی و علمی برای احکام نرود. به طور مثال همانطور که می دانیم شراب به کبد آسیب می زند.
مثالهایی که شما در مورد روزه و جایگزینی آن زدید با عرض معذرت بی مورد است. چون علاوه بر مسئله بالا که اشاره شد باید عرض کنم که اسلام در هر مسئله ای به میزانی حکم داده که از دست عامه مردم بر بیاید.
مثلا همه می دانیم میکروبهایی هستند که با سه بار آب کشیدن از دست انسان جدا نشده و پاک نمیشوند ولی حکم سه بار شست و شو برای پاک شدن به حداقلی کفایت کرده که یک آدم مثلا روستایی کم امکانات هم بتواند آن را در زندگی خود پیاده کند. یا در مورد رویت هلال ماه یک مسلمانی که دور از امکانات قرار گرفته غیر از چشم غیرمسلح چه دارد که بتواند اتمام ماه را برای خود ثابت کند؟
لذا شما هم اگر واقعا دنبال حقیقت هستید میتوانید همانطوری که خودتون پیشنهاد دادید برای تزکیه نفس بیشتر پا رو از این حداقلها فراتر بگذارید و به مواردی که اشاره کردید عمل کنید.مگر پوشیدن لباس خشن در احکام ما برای همدردی با فقرا آمده است که حضرت علی (ع) و سایر ائمه با پوشیدن آن به تزکیه نفس میپرداختند. یا مگر داشتن زندگی در نهایت سادگی در احکام ما هست که حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (ع) زندگی بسیار ساده ای برای خود فراهم کرده بودند؟
امیدوارم تونسته باشم جواب بدم
در خدمت شما
حامد
hamed1361h2001@yahoo.com
———————————————————–
تلنگر: شما که میگویید شراب برای کبد خوب نیست، پیپ و سیگار کشیدن برای شش و ریه چه اثری دارد؟ این تصویر آقای خامنه ای در حال پیپ کشیدن واین یکی را ببینید.
دوست عزیز بحث من این است، دنبال دلایل علمی نرویم به مشکل بر می خوریم. بدون دردسر ترین جواب این است که در قرآن آمده است. همین و بس. بیشتر بخواهی تزیینش کنی خراب می کنی. البته شما هم این گفته را تایید کردید.
و اما گفتی که مثالهای جایگزینی که من گفتم بی مورد است چون عملی نیست. من معتقدم عملی هست ولی قبل از توضیح، یک سوال دارم، خدا راحتی مردم را میبیند و حکم صادر میکند یا مردم باید حکم خدا را ببینند و زندگیشان را بر طبق آن حکم تنظیم کنند. فرض کنید از اول اسلام همه مثالهایی که من گفتم بود، آنوقت میدیدی که مردم زندگیشان را بر آن اساس تنظیم می کردند.
در عین حال، چه اشکال دارد که در ماه رمضان، همه پای پیاده به سر کار بروند(برای درد کشیدن و همدردی با بیماران)، خیلی مزایا دارد، ترافیک، دود، ورزش، هوای تازه و … عملی نیست؟
اگر متاهل هستید، اول ماه 50 هزار تومان (کمتر یا بیشتر) کنار بگذارید و بگویید کل ماه را با این پول باید سر کنم، عملی نیست؟ پس چگونه فقرا آنرا عملی کرده اند؟
راستی فقیری که همه سال و همه عمر روزه دار است، در ماه رمضان هم باید روزه بگیرد؟؟
شبهای رمضان را به جای تخت و خواب نرم و گرم، روبروی خانه تان در کوچه روی یک تیکه مقوا بخوابید، عملی نیست؟ اصلا یک ماه نه، شب قدر را در زمستان در بیابانهای اطراف شهر سپری کنید، نه اصلا بیابان هم نروید به جای مسجد گرم و نرم، وسط خیابان در سرما و باران و برف زیر نور شمع عبادت کنید، عملی نیست؟
اگر بیرون از خانه خوابیدن هم واجب بشود، دیگر هیچ کس از انجام فریضه الهی خجالت نمیکشد که در خیابان بخوابد!
نکته اصلی اینجاست، چرا در اسلام احکام روزه با آب و تاب گفته میشود و واجب است و روزه خواری حرام، ولی مواردی که من گفتم هیچ ذکر نشده؟
بهترین حالت این بود که مسائل بطور کلی بیان میشد نه اینکه از جزییات مثل روزه داری با تشنگی و گرسنگی و نخوردن شراب و گوشت خوک بطور موردی نام برده میشد.
من از آقای با معرفت و دیندار و با اطلاع، حسین نظر 8، یک سوال داشتم. ایشون گفتن چندین میلیارد مسلمان؟؟؟؟ میخواستم بپرسم جمعیت دنیا چقدر هست که چندین میلیاردش مسلمان هستن؟ بجای چندین لطفا عدد بگین تا من هم عمق فاجعه رو بفهمم.
در ضمن تلنگر جان اگر میخوای جواب خیلی از سوالاتت رو بگیری بجای بحث با تعدادی که فراتر از نوک دماغشون رو نمیتونن ببینن، کتاب «بیست و سه سال» نوشته علی دشتی را بخون. این هم سایتش.
http://www.iran-resist.org/article1187
موفق باشی
salaam, chizaae ke shomaa dar morede jaygozine rooze goftin, khob kheili sakht tere, khoda ham nakhaaste be hameye mardom sakhtio masheghate ziaadi vared kone ke az pasesh bar nayaan, hamin rooze baa ein form ham agar baraa kesi moshkel eijaad kone dige vaajeb ke nist hich haraam ham mishe. dar morde baaghie sohbataatoon manam zehnam mashghoole, ey kaash nazare ghatee dar moredeshoon peidaa mikardam, va az ein shako dodeli biroon mioomadam.bazi az ayaat hast ke mano motmaen mikone ghoan mojeze ast, amaa bazi mesle chizaaei ke shomaa zekr kardi mano be shak mindaaze, namidoonam aslan doroste ke maa baraaye esbaate dorostie ahkaam dalil biaarim yaa baayad bi choono chera bepazirim?????zehne bashare pishrafte emrooz chizio bi dalil ghabool nemikone, masalan chetor mishe kesi ro be eslam hedaayat kard bedoone einke tooneste baashim ein soaalaaro manteghan va aghlan javaab bedim????
عزيز! خوب تحقيق نکردی! شراب در قرآن 3 بار اومده و هيچ بار هم نگفته حرامه! يکبار گفته ضررهاش از نفع هاش بيشتره که اين در مورد خيلی چيزای ديگه هم صادقه و دقيقاً 2 بار ديگشم يادم نيست ولی مطمئنم بازم صراحتاً نگفته حرامه! پس تازه يکی به نفع تو!!!!!!!!
کلاً بايد آدم به عقل خودش رجوع کن! مثلاً من اصلاً قبول ندارم که اگه مشروب بخوری عباداتت تا 40 روز قبول نيست. اصلاً ما کت رو ول کرديم و چسبيديم به دکمه!
آدم باشيم و حق الناس رو ضايع نکنيم و خلاصه آدم باشيم! من قول می دم دنيا و آخرت رو داريم! به شراب و گوشت خوک و …….. نيست!
موفق باشيم و يک انسان خوب.
D:
————————————————-
تلنگر:دوست عزیز، شما رساله دارین؟ من میخوام مقلد شما بشم
حق با شماست، اینجا مقاله ای از «اندیشه قم» در این رابطه هست و می گوید که قرآن گفته:
ترجمه: «از تو در مورد شراب و قمار ميپرسند، بگو در آن «اثم كبير» (گناهي بزرگ) و سودهايي براي مردم است و گناهش از سودش بيشتراست.»
ولی مقاله اندیشه قم این آیه های زیر را نمیگوید!!!
همچنین در سوره النساء آیه 43 می گوید: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد در حال مستى به نماز نزديك نشويد تا زمانى كه بدانيد چه مىگوييد » و در آیه های قبل یا بعد هیچ اشاره ای به حرام بودن نمیکند و به نظر من این آیه فرض کرده که ممکن است مسلمانی مست باشد ولی در حال نماز مست نباشید!
همچنین در سوره النحل آیه 67 می گوید: «و از ميوه درختان خرما و انگور باده مستىبخش و خوراكى نيكو براى خود مى گيريد قطعا در اين[ها] براى مردمى كه تعقل مىكنند نشانهاى است»
ولی با این اوصاف چرا مسلمانان مشروب نمی خورند؟ اینجا که راه را باز گذاشته! شلاق زدن دیگه برای چی هست؟
اگر چه با ایده و مفهومی که اینجا آوردی کاملا موافق هستم اما موضوع اصلی اینجا بالا بردن «تاثیر» فریضه روزه نیست. چیزی که مهمه اینه که همه ما باید بدونیم که فرایض دینی موضوعات غیر قابل تغییر و خشکی هستن که اگه بشریت موفق بشه حتی یک میلیون سال دیگه هم روی این حباب خاک زندگی کنه و موفق بشه چهره زمین رو کاملا عوض کنه و کهکشانها رو هم به دنبالش تسخیر کنه، باز هم روزه همان است که بود و نماز همان است که بود.
موضوع اصلی این نیست که مثلا روزه گرفتن برای فردی که موقع «سحر» و «افطار» به اندازه غذای «پنج» نفر آدم سالم میخورد چه معنایی دارد. موضوع اصلی این است که ما با یک سیستم «کافکایی» و «دگم» سر و کار داریم که در آن بسیاری از بیمارانی که کمبود آب برای سلامتیشان خطرناک است از گرفتن روزه همراه با نوشیدن آب طفره میروند. انگار که اگر کسی روزه بگیرد و یک یا دو لیوان آب بنوشد فلسفه روزه را زیر سئوال برده است.
بهترین دین رو ماداریم…..نماز میخونیم….روزه میگیریم….حلال و حرام رو رعایت میکنیم…..همه اینها درست….فقط خواهش میکنم یکی به من بگه که چرا با این همه اوصاف….با این جمعیت بالا در جهان…..با این قدمت دینی…….به لحاظ پیشرفتهای علمی..اقتصادی…فرهنگی و سیاسی…..هیچ حرفی برای گفتن در جهان نداریم؟……..اصلا یک کشور مسلمان نام ببرید که جز 20 کشور قدرتمند جهان باشه……؟
من آدمی هستم که خودم نمونه یک آدم لاقید و بی مصرفم که به هیچ دین و آیینی هم برام اهمیت نداره! این رو می گم که کسی نگه عجب مسلمانیه که تفکراتش این جوریه و اون جوریه. اگر حرفی می زنم و به عنوان دین می پذیرم فقط از استنباط های عقل ناقص خودمه پس مسلما دینم هم اشکالاتی داره که داره روز به روز آپ می شود. از دوست خوبم تشکر می کنم که متن زیبایی رو نگارش کردند و وقت گرانبها شون رو پای این کار گذاشتن برای همین هم از ایشون خواهش می کنم که یک خورده هم وقت برای من اختصاص بدهند.
من خوشحالم که قرآن همه مطالب رو نگفته چون اگر می گفت اون وقت ما هم باید به جای یک گاو یک گاو طلایی رنگ … می خریدیم. مجبور بودیم همه کارها رو با اکراه انجام بدهیم بدون این که در موردشون تفکر کنیم . مثلا من بسیار دوستانی دارم که به بدترین مواد مخدر و روانگردان اعتیاد دارند ولی می دونید خودم برای چی استفاده نمی کنم چون در دین ظاهری من اسلام گفته آسیب زدن به خود حرامه پس من در دین باطنی خودم هم چون به نظرم منطقی آمده حرامه ولی آیا اگر غیر منطقی می اومد باز هم به حرف دینم گوش می کردم یا تفکر در این مسئله برایم واجب بود؟
در مورد همین مسئله شراب من نمی دونم توی کدوم سوره از قرآنی که شما گفتی حرام شده ولی برای من در جایی حرام شد که در جمع دوستانم خودم رو به مستی زدم تا چند نفر از دوستانمون رو سر کار بگذارم. همون دوستانی که از دیدن شخص متشخصی مثل من در حال مستی در حال شاخ در آوردن بودن از من خواستن که کسخره بازی هایی دربیارم ( من بسیار بازیگر خوبی هستم و اون دوستان به شدت باور کرده بودند). من بعدش به شدت متحول شدم که ببین کسانی که من برای آنها ذره ای ارزش قائل نبودم همون ها من رو به باد استهزا گرفتند. پس از آن به بعد اگر حاکم شرع هم بگه که حلاله من مشروب رو بر خودم حروم می دونم. آیا این دلیل ربطی به قرآن داره؟
و آیا بهتر نیست در مسائلی که قادر به نظر دادن در اونها نیستم از دینی استفاده کنم که در مسائلی که قادر به نظر دادنم با نظراتم منطبق باشه؟
ببخشید من تازه وردپرسی شدم و هنوز بلد نیستم خوب کامنت بگذارم.بچه های ورد پرسی دارند کمکم می کنند ولی هنوز وارد نشدم. اگر تکراری حرف می زنم ببخشید
قربونت
دوست عزیز شما همینجوری چشمتو بستی و در مخالفت با دینی که دوست نداری اینارو نوشتی
کی گفته دلیل پزشکی برای مضر بودن مشروب و گوشت خوک وجود نداره؟:(حرام بودن شراب و گوشت خوک فقط به این دلیل است که در قرآن آمده همین و بس. هیچ دلیل علمی یا پزشکی ندارد)
این هم یک نمونش:
http://www.themodernreligion.com/health/pork-bacteria.html
http://www.news-medical.net/?id=23645
این هم برای مشروبات الکلی:
http://ezinearticles.com/?Bad-Health-Effects-of-Alcohol:-Worth-Avoiding&id=405130
البته من با بعضی از حرفات موافقم ولی فکر می کنم در کل این مطلب رو یک جانبه نوشتی.
—————————————————————
تلنگر:
دوست عزیز: اول در مورد منابعی که معرفی کردین، منبع اول که در مورد گوشت خوک است، در متن گفته «گوشت خوک ممکن است که میکروبهای خطرناک تر نسبت به گوشت پرندگان داشته باشد» یعنی خطر در هر دو هست در گوشت خوک ممکن است بیشتر باشد. در اواسط متن هم گفته، «به همه توصیه می کنیم گوشت خوک و هر گوشت دیگر را بیشتر بپزند یعنی مشکل با بیشتر پختن حل میشه چون در غرب بعضی ها دوست دارند که گوشت نیم پز بخورند. » با توجه به همه اینها منبع خبرتان از این سایت است themodernreligion که صفحه اول آن نوشته «اسلام یک دین مدرن» خوب از این سایت مذهبی اسلامی توقع داشتی چه بنویسد؟؟ تازه این سایت همانی است که می خواهد با این دلایل سست بگوید اسلام مدرن است. اینها دشمن اسلام هستند نه دوست. دوستی خاله خرسه!
منبع دومتان: این منبع مذهبی نیست ولی شما خوب نخواندید. در این گزارش گفته است که گوشت های دودی شده و خشک شده مشکل دارد از هر گوشتی نه فقط گوشت خوک، در پایان هم گفته مرکز گوشت آمریکا این گزارش را رد کرده و گفته تحقیقشان بر اساس فرضیات منسوخ بوده است. و جالبتر اینکه در انتها گفته است که سیگار کشیدن هنوز اولین عامل مرگ است و در آمریکا سالانه 120 هزار نفر به این دلیل میمیرند. یعنی سیگار که اولین عامل مرگ است حرام نشده ولی گوشت خوک و شراب که در آمارها نیست حرام است!!. ممنون از معرفی این منبعتان چون مدرک خوبی برای نوشته های من بود نه نظر مخالف شما.
منبع سوم: این هم یک سایت مقالات هست البته مقالات روزنامه ای نه کاملا علمی که نتیجه تحقیقات دانشمندان است، در عین حال، پاراگراف اول میگوید: «Alcohol can help us relax and enjoy what is taking place. There are those who consume alcohol in excess and too often.» یعنی الکل میتونه کمک کنه تا آرامش بگیریم و از مثلا مهمانیمان لذت ببریم ولی عده ای هستند که بیش از حد و به تعداد زیاد استفاده میکنند که برای سلامتشان ضرر دارد. خوب دوست عزیز، امشب شام حلال و کاملا سالم که میخوری به جای یک بشقاب 5 بشقاب بخور فردا اگر از بیمارستان به اینترنت دسترسی داشتی بیا به من بگو غذایی که خوردی حرام بود که به بیمارستان رفتی یا زیاده روی کردی؟
دوست عزیز، مرا متهم کردی چشمم را بستم و مخالفت با دین می کنم، من شما را متهم میکنم که با دقت به مسائل نگاه نمی کنی . شما 3 مقاله برای من فرستادی که بخوانم که خود شما اول اونها را نخوندی چون اگر خونده بودی به من نشون نمی دادی چون رد حرفهای خودت هست و تایید حرفهای من. یا اینکه احتمال دادی کسی نوشته انگلیسی بلد نیست یا حوصله نداره بخونه.
حقیقت اینکه خیلی از مردم تا حرف تازه ای می شوند که متفاوت است با آنچه عمری شنیده اند، سریع گوینده را به بی عقلی، ندانستن، و … متهم میکنند، چرا به حرفهای گوینده خوب گوش نمی دهیم و بعد خوب فکر کنیم و بعد تصمیم بگیریم درست است یا غلط؟
دوست عزیز، شما جمله بعدی متن من را نخوندی : «ممکن است اثر پزشکی داشته باشد ولی دلیل پزشکی ندارد.» یعنی من نگفتم که شراب و گوشت خوک صد در صد بی ضرر هستند. منظور از نوشته من این بود «در اسلام، شراب و گوشت خوک و روزه واجب یا حرام هستند چون دلیل پزشکی دارند، یک منطق اشتباهی است» اگر کسی از ما پرسید چرا مسلمانان گوشت خوک نمی خورند، نگوییم چون برای بدن ضرر دارد، بگوییم چون در قرآن آمده است. فرض کنید در خارج از ایران با یک خارجی سر میز غذا نشسته اید و او دارد شراب و گوشت خوک می خورد و شما مرغ بریان با نوشابه، اگر از شما این سوال را پرسید و شما گفتید چون گوشت خوک و شراب برای بدن ضرر دارد، جوابتان می دهد که من عمری است این گوشت را میخورم و میبینی که الان زنده ام و سالم و سپس به شما میگوید میدانی انفولانزای مرغی از پرندگان هست و آدم را می کشد، می دانی نوشابه چه قدر برای قند خون و هاضمه بد است؟ آنوقت شما می مانید بی جواب. سیگار ضررش بیشتر است یا شراب.چرا سیگار حرام نیست؟ ضمنا اسم شراب که میآید یک مستی که در حال نعره کشیدن و تلان تلان خوردن است مجسم نکنیم، این مثل این است که وقتی اسم غذا خوردن را میبریم ، یک فرد خیلی خیلی چاق که با دست مشت مشت غذا میخورد و غذا و نوشیدنی از کنار دهانش بیرون میریزد را تجسم کنیم.
احتمالا می دانید، مسیحیان وقتی به کلیسا می روند یک تکه نان با اندکی شراب قرمز میخورند که برایشان مقدس هست (البته دلیلی برای آن دارند و چون من دقیق نمی دانم به آن نمی پردازم)
در عین حال مسیحیان مستی را بد می دانند، یعنی خوردن شراب تا حد مست شدن بد است.احتمالا منظور از اسلام و قرآن هم همین بوده، نوشیدن تا مرز مست نشدن، شاید! .
البته متخصصان شراب و نوشیدنیهای الکی می توانند در مورد درصد الکل و میزان نوشیدن تا حد مستی و مضرات بر اساس درصد و میزان نوشیدن و … را بهتر توضیح بدهند
آخه روزه چطور برای سلامتی مفیده ؟ وقتی ثابت شده که آدم باید هر چند ساعت یکبار آب بخوره ، چطور چندین ساعت آب نخوردن ضرری برای بدن و کلیه ها نداره ؟ ( در تابستون 17 – 16 ساعت ) . این بحث علمی نشون دادن دستورات اسلام چندین ساله که منسوخ شده و راه به جایی نبرده . این حرف که اون موقع مواد مخدر نبوده هم با این حرف اسلامگراها که در قرآن همه چیز اومده در تضاده . یه چیز دیگه هم که باید بگم اینه که پیامبر اسلام با توجه به آشناییش با ادیان دیگه دقیقا گفته های تورات و دیگر کتاب های آسمانی رو توی قرآن با یه زبان دیگه آورده . مثلا حرام بودن گوشت خوک توی تورات هم هست . ( جزئیات دیگه ای هم هست )تورات و انجیل هم که کاملا تحریف شدند و مشخصه که آدمای عادی اونا رو نوشتن . پس تکلیف اسلام معلومه .
آره دوست عزیز
من واقعن به این معتقدم که لا اکراه فی الدین
شما تو این دنیا کافی فقط و فقط خدا رو قبول داشته باشی دیگه همه چی حله دیگه فرقی نمیکنه که با نماز خوندن از خدا تشکر کنی یا با دوچرخه سواری اگه تو قران هم گفته اسلام منظور شیعه و سنی نیست منظور کسیه که تسلیم خدا باشه همین
خدا هم گفته سه تا حق داریم
حق النفس
حق الناس
و حق الله
و خودش گفته از اولی و سومی میگذره اما از وسطی نه
تو این دنیا فقط کافی به خدا ایمان داشته باشی و به کسی ظلم نکنی همه چی حله
تو سوره زمر یه آیه هست دقیق یادم نیست
میگه ای انسانهایی (نه ای مومنها) که در نفس خود اسراف کرده اید (یعنی تا ته گناه رفتین ) از رحمت من ناامید نشوید من همه گناههایتان را یکجا میبخشم.
اسلام یعنی این
————————————————–
تلنگر: من به این اسلام معتقدم.
اكثر سوالهايتان تلنگري بود به ذهن ولي اين آخري را ….
نمي دونم بايد بي طرفي در نوشته هايتان احساس شود تا تاثير بگذارد انگار از چيزي خشمگين هستيد !؟
manam ba hamide jan movafegham,
harfe hesabi ke javab nadare
چند روز بود به آخر رمضون بخاطر بیماری بچه ام رفتم درمانگاه اورژانس . سر صحبت رو که با دکتر باز کردم گفت تو ماه رمضونی میزان مراجعه مردم به خاطر ناراحتی گوارشی دو برابر شده .
می گفت مقاله ای علمی خوده در مورد روزه داری در اسلام و اثرات بالینی آن.
به اتفاق منابع همگی اذعان کرده بودند که روزه برای سلامتی مضر هست و بهترین نوع روزه داری حداکثر دو روز در ماه آنهم با نوشیدن مایعات هست و …
برایم جالب بود که در تلویزیون و رادیو کلی از فواید روزه برایمان گفته می شود ولی کسی جرات ندارئ بگوید آقا نه روزه برای سلامتی مضر است.
جالب ست که در رادیو و تلوزیون (خصوصا زیر نویس) کلی بحث می کنند که در سحر چه بخورید و چه نخوردید که گشنه یا تشنه نشوید. آنقدر خنده دار است که دیگر مجالی برای بیاد فقیر فقرا بودن اصلا محلی از اعراب ندارد.
مگر روزه می گیریم که چه ؟ چقدر ما را احمق فرض کرده اند . فعلا ظاهر را داشته باش تا بعد
سختی دادن به خود و ریاضت کشیدن به عقیده من درست نیست. مگر اینکه شما بخواهید مرتاض(درست نوشتم؟) بشید.
با زیاده روی در نخوردن که باعث ضعف بدنی و بیماری بشه مخالفم.
برای همدردی با بیماران و فقیران و ایتام میشه به اونها کمک کرد و اونها رو هم به خاطر انسان بودنشون دوست داشته باشیم.
برای حفظ و افزایش سلامتی، راههای بهتری مثل ورزش و رژیم غذایی درست وجود دارد.
اگر می خواهیم به خدا اثبات کنیم که دوستش داریم، باید اول خودمون رو دوست داشته باشیم ، بعد از اون دیگران رو دوست داشته باشیم.
من معتقدم که هر باور و اعتقادی که هیچ سودی برایمان ندارد و فقط جنبه محدود کننده دارد باید دور ریخته شود.
اميدوارم كه به اين نتيجه رسيده باشيد كه قرآن يك كتاب اسماني نيست! خيلي ساده است فقط يه كم به كار انداختن مغز لازم داره. اين يه نمونه بود كه گفتيد. خيلي هم ريبا بيان كرديد. چطور خدا مي تونه اينقدر نادان باشه؟!!!!
سلام
بالاخره یه نفر حرف حسابو فهمید و نکته اصلی در دریافت کرد هر چند هنوز کامل نیست و نکته این وسط باقی مونده ولی اصل مطلب صحیحه که دلیل پزشکی و تجربی برای احکام نباید جستجو کرد هر چند چنین فایده ای هم وجود داشته باشه
ولی نکته مورد غفلت اینه که آیا قرآن یا حدیث بی حساب گفتن چیزی حرامه یا واجبه یا ؟
مواد مخدر رو هم امروزه بسیاری از فقها حرام می دونند
یا علی مدد
دوستی میگوید: اسلام اینست که حق مردم را نگهداری و انسان خوبی باشی. باز میگوید لا اکراه فی الدین و بعد هم به قرآن استناد میکند.
این دوست (و مثل آن) جوابی برای این سوال ندارند که اگر اسلام از خداست تو دیگر که هستی که کم و زیادش میکنی؟! اساسا چرا وقتی به احکامش عمل نمیکنی خود را مسلمان میدانی؟
این دوستان بدلیل نفوذ عمیق این باور قادر به انکارش نیستند و از طرف دیگر چون با دنیا چنان آشنا هستند که بدانند این احکام دین زندگی را سیاه میکند پس راه میانه ای پیدا میکنند (برخیشان هم نام اسلام مدرن را بر آن میگذارند) اسمشان میشود مسلمان ولی عملشان بین مسلمانی تا مسیحی تا یهودی تا … تا بی دین و عقل گرا نوسان دارد. عزیز دل اگر قرار بود من و شما در مورد آیات و روایات نظر بدهیم که دیگر مشکلی نبود. نه شما مسلمان نیستی ولی دوست داری که باشی پس اسلام میسازی.
عزیزان دیگری میفرمایند که برای احکام نباید دلیل پزشکی جستجو کرد! (یا بطور کلی دلیل علمی)
صحبت این عزیزان هم بسیار خوشمزه است! این نظر چندان قدیمی نیست و برخلاف آن در قدیم اگر نه همه ولی بسیاری سعی در تطبیق اکتشافات و نظرات علمی با آیات و روایات داشتند تا هم نشان بدهند دین جامع بر همه علوم است و هم برای دین از علم اعتبار بگیرند. اما طولی نکشید که پیشرفتهای علمی چنان شتابی گرفت که این عزیزان جا ماندند چه بسا در اکثر موارد علم ثابت کرد که صحتی در این احکام نیست. پس راه چاره این شد که این ارتباط قطع شود. به این ترتیب دیگر اشکالی برای این مبلغان دین و نیز دین باوران گرامی پیش نمی آید و در سوال در این زمینه را میخواهند ببندند.
مباحثه مورد علاقه ایشان اینچنین است: چرا این حکم و فلان دستور؟ چون خدا گفته است. از کجا میدانی خدا گفته است چون در حضرت گفته است؟ چطور ؟ چون در کتاب آمده است. کتاب از کجاست؟ خدا گفته است!
اکثر دینداران عزیز هم که جوابی برای این سوال ندارند که اگر خدایشان این گفته و آن گفته و دستوراتی داده که کم و زیاد مطابق درجه ایمان و … عمل میکنند اگر کسی خدایش چیز دیگری گفت چه باید بکند؟ برود بمیرد؟ اینها متوجه نمیشود که کسی نه میخواهد نه میتواند دینشان را از شخص خودشان بگیرد بلکه موضوع اجبار به دینداری دولتی است. یعنی وقتی حتی دو تن عالم همین شیعه ۱۲ امامی نظر مشترک ندارند چطور یک دولتی برای همه مردم از کران تا کران نسخه میپیچد؟ و اجرای آنرا هم الزام میکند به مجازاتهایی که از دل همین شریعت بیرون آمده؟
اما دو سخن شیرین دیگر هم در بین صحبتها دیدم.
اول، لا اکراه فی الدین! کجاست این لا اکراه فی الدین؟ حکم مسلمانی که از اسلام خارج بشود چیست؟ فرزند مسلمان در همان بدو تولد مسلمان نیست؟ فرزند شیعه، شیعه نیست؟ معتقدان پا برجای این اسلام عزیز اجازه میدهند کسی به دین دیگری جوچ کند؟ اجازه میدهند کسی دین دیگری تبلیغ کند؟ به سنی ها (که از قریب به یک میلیارد و دویست، سیصد میلیون مسلمان تنها ۷۰-۸۰ میلیون شیعه هستند!) اجازه میدهید در ایران تبلیغ تسنن کنند؟ به شیعیان اجازه تبلیغ دینشان در عربستان را میدهند؟ چه میگویید شما از لا اکراه فی الدین! این تاریخ اسلام را بخوانید. شما که این همه وقت برای فحاشی و تو دهنی و کشتن هر مخالفی دارید، ساعتی هم این تاریخ اسلام عزیز را بخوانید که لا اکراه فی الدین چقدر آدم کشت.
و دوم، اسلام واقعی! بسیاری از این بچه مسلمانهای درس خوانده میبینند که ای دل غافل این اسلام عزیز حکمها دارد در بریدن و زدن و کشتن و سنگسار و … در مورد وقایع جهان نظراتی دارد که با علم جور در نمی آید. به حقوق شناخته شده امروز انسان اهمیتی نمیدهد. حرفشان را اگر تازه باشد نمیشنود و از ترس باید در خلوت خودشان بگویند و بمانند. پس چه کنیم؟ می آویزیم به دامن اسلام واقعی! اسلام واقعی کجاست؟ در چین، بنگلادش، هند، پاکستان، مالزی، اندونزی، فیلیپین، افغانستان، ایران، آذربایجان، عراق، سوریه، مصر، عربستان، امارات، یمن، بحرین، قطر، سودان، مراکش، الجزایر، اروپا، آمریکا،…؟ در کدام فرقه از هزاران گرایش این اسلام عزیز است؟ کجاست؟ نه عزیز برادر خواهی بگرد خواهی نگرد، گشتند و نبود و یافت نشد. (آنچه یافت می نشود آنم آرزوست)
این شیفتگان دین که اساسا بدون دین احساس تهی بودن میکنند (موارد متعدد در همین کامنتهای عزیزان هست) اعتقاد راسخ دارند که اسلام چیز بسیار خوبی است پس اگر به نظرشان آیات و روایات و احکامی پذیرفتنی نبود برنامه شماره یک را اجرا میکنند، چگونه این حکم تلخ نپذیرفتنی را یا بی اثر کنیم یا تبدیل به چیزی قابل هضم تر! اینجاست که تفسیر و توجیه و دلایل ماورایی و روایاتی که خود سست تر از چیزی هستند که بناست اثبات کنند به میان می آیند. (تصور بفرمایید خدایی را که به شما میگوید اقتلو ولی معنیش بعد از تفسیر این میشود که نکشید!)
پس اگر این راه افاقه نکرد میروند به سراغ برنامه دوم، اسلام واقعی. آقا این اصلا جزو اسلام نبوده اینها عوضش کردند اسلام واقعی این نیست و…
حالا اینکه خود حضرتش و امیرالمومنینش چقدر انسانها را کشتند و چه کارها کردند دیگر خیلی معنی نمی دهد چون این عزیزان فقط از این بزرگان داستان نیکی هایشان را شنیده اند (حتی همین را از ۲-۳ کتاب مختلف نخوانده اند! فقط از مادر و پدر و معلم و استاد اخلاق دانشگاه شنیده اند) دیگر اینکه تواریخ اسلام چه نوشته است، قرآن چه نوشته است، نهج البلاغ چه نوشته است ، روایات چه گفته است، اساسا چرا اگر اسلام خوب است وضع ممالک اسلامی اینست (اسلام واقعی!) چرا در میان مسلمانان ۸۰۰ میلیون بیسواد مطلق وجود دارد؟ چرا بیماری و درد و عدم بهداشت و خرافات …. در میان این جوامع بیشتر است، ذره ای ذهنشان را مشغول نمیکند. چون ایشان شیفته هستند و همین کافی است.
اگر مشکلی ندارید، اگر به اسلام خدایتان باور دارید این خواندن ۲-۳ کتاب برای شما یا دینتان که ضرری ندارد، دارد؟ اگر نمیخواهید بخوانید که پس چرا به این اظمینان نظر میدهید؟
قرآن و نهج البلاغه و سیره حضرت رسول و تاریخ اسلام و قانون مجازات اسلامی مصوب مجلس شورای اسلامی
این تحقیقات عظیمی هم که در مورد آثار احکام اسلاممثل روزه و غیره صورت میگیره لطف کنید اول با زندگی ۵ میلیارد آدم دیگر که در این کره خاکی زندگی میکنند مقایسه کنید بعد استناد بفرمایید! نه اینکه اگر کسی از دانشمندان معتقد باشد روزه آثار بدی هم دارد فرش قرمز پهن میکنند برود در تلویزیون مطالبش را عرضه کند، اینستکه بر شما مشتبه شده تحقیقات همین است که صدا و سیمای ایران اعلام میکند.
آقای حقانی فضل میفرمایند «بالاخره یه نفر حرف حسابو فهمید و نکته اصلی در دریافت کرد» ترجمه به فارسی روان ( بالاخره یک نفر اون چیزی که میخوایم بشنویم و جز اون نمیخویام بشنویم رو گفت) و در ادامه البته اضافه میکنند «هر چند هنوز کامل نیست و نکته این وسط باقی موند» یعنی (البته همین یک نفر هم هنوز دقیقا اون چیزایی که ما میخوایم رو نگفته و یک سری ایراد ها داره که باید اصلاح بشه)
آقا چرا هرچی که شما معتقدید رو بگن میشه حرف حساب؟
اساسا چرا حرف مخالفان شما ناحسابی است؟
چرا بیشتر از ۶ میلیارد مردم دنیا حرف نا حسابی میزنند این ۶۰-۷۰ میلیون شیعه حرف حسابی؟!
میدونم من مشکل دارم ! شما خوبین(-:
man dar ketabi az Mostafa Tabatabaaee ke naghdi bood bar ketaabe 23 saal az ali dashti khoondam ke «oghtoloo» ke dar ghoraan oomade be manaaye» bejangid» hast . «ghaateloo» yani bokoshid.haalaa shomaa jenaabe hamdard az kodoom tafsir gofti ke «oghtoloo» bad az tafsir shode » NAKOSHID».mishe befarmaaein esme oon tafsir chie?
خانم فرناز میگه که چون مصطفی طباطبایی گفته که «اقتلوا» یعنی «بجنگید» و » قاتلوا» یعنی «بکشید» پس درست شد و بقیه اشتباه می کنند. با این حساب اگر می گفت «لیل» یعنی روز و «یوم» یعنی شب ، باز شما بهش استناد می کردی. و می پذیرفتی نه؟ یه لطفی به خودتون بکنید و کمی هم فکرتون رو بکار بندازید و اینقدر تقلید کورکورانه نکنید. اینقدر مثل طوطی حرفهای دیگران رو تکرار نکنید.
tootio taghlido.. ein chizaa ro bezaar kenaaro dorost fekr kon, vaghti mitoonim dorost fekr konim ke elmo ettelaate kaafi daashte baashim . khob ooni ham ke goftam chizi bood marboot be dastoore zabaane arabi va maanie onaa, ein ke dige rabti be tooti nadaare. be ghole maroof shomaa khodesho naaraahat nakon.
—————————————————————————
تلنگر: فرناز خانم اگر امکان داره فارسی تایپ کنید یعنی از حروف فارسی به جای حروف انگلیسی استفاده کنید که خواندن مطالبتون راحتر باشه. میتونین از سایتهایی مثل http://www.dodoost.com/aryanevis/ استفاده کنید.
اشاره بنده به این بود که تفاسیر در واقع توجیهنامه هستند و مفسران محترم بر اساس زمان و میزان پذیرش مردم هرچه میخواهند از هر کلامی در میاورند (مانند یک شعبده باز قهار!) و به طعنه گفتم که اقتلو را چون امروز کسی نمیپذیرد حتما تفسیر میکنند به نکشید! و منظور کتاب تفسیر نبود.
خوشبختانه شما هم تشریف آوردید و مستند این حرف را ارایه دادید!(-:
پس همانطور که عرض شد «اقتلو» که دیروز دست آویز کشتن هر مخالف اسلامی بود حالا با یک تفسیر همچون شکر تبدیل شد به «بجنگید» که خوب همان نکشید است دیگر! نیست!(-:
البته این هم برای اینست که شما امروز با بجنگید چنان دشواری حس نمیکنید! سالهای دیگری که بگذرد یک تفسیر عزیز دیگر هم میاید که برای دختر شما اقتلو را معنی میکند اگر خواستند شما را بکشند بجنگید! چه بسا اگر تا آنزمان فرزندتان با جنگ و کشتار مشکل داشته باشد معنیش میکنند از خود دفاع کنید…!
صحبت بنده در متن قبلی به درازا کشید و موارد متعدد بیان شد ولی جالب است که همین یک جمله میان دو پرانتز برای شما موردی برای تفکر و ارایه جواب شده. با باقی موارد مشکلی ندارید؟ کتابی در باب تفسیر قوانی مجازات اسلامی سراغ ندارید؟ یا کتابی که ثابت کند منظور از برابر بودن جان یک زن با بیضه راست مرد ارزش و احترام زنان بوده؟
بنده بطور کلی به هر پیرو اسلام عزیز توصیه میکنم این کتاب قانون مجازات اسلامی مصوب مجلس شورای اسلامی این کشور جموهوری اسلامی را مطالعه بکنند!
جالبست که پایدارترین افراد معتقد به این دیم شریف در میان همین خانومهایی هستند که اسلام اینقدر در حقشان لطف داشته! چون اکثر مردانی که حداقل بنده دیدم هر جا دین برایشان آورده کمتری داشته باشد زیر بار نمیروند! ولی این بانوان گرامی بدون چشم داشت تا آخر معتقد و مومن هستند.
در ولایتی مهمان بودم قصه ای تعریف کردند خیلی با مزه!(مدیر بلاگ میخواهم به تشخیص خود این قسمت را تصحیح یا حذف کنند اگر لازم میدانند)
علامه ای از این دست که ذکرش رفت بالای منبر به مردم نصیحت میکرد عزیزان شب تاریک در کوچه بن بست قضای حاجت نکنید، گناه دارد.
روزی یکی از مریدان آقا را دید که خود به همین عمل در شب تاریک و کوچه بن بست مشغول است. پرسید ای شیخ شما غیر از این میگفتی؟!
جواب داد خوب از این به بعد بکنید!
dar zemn , mesle einke man manzooramo dorost bayan nakardam dar shomaareye 27. oon maani ke goftam nazare ali dashti bood. ke too ketabe mistafaa tabaatabaaee behesh irad gerefteo javaab daade . chon finglish minevisam nemikhaam kheili toolaani beshe ke baghie baa khoondanesh moshkel daashte baashan be khaatere hamin mikhaastam mokhtasaro mofid baashe vali mesle einke baaese sooe bardaasht shode.
تلنگر جان خیلی ممنونم. جالبه که بعضی ها فکر کردند که من پایبند به این دین شریف هستم!!!!!.من فقط نمیتونم چیزی رو دیمی قبول کنم.وقتی تو همینجا دیدم کسی به نام علی دشتی همچون کتابی نوشته سراغ کسی گشتم که به حرفها و ابهامات و ایراداتی که گرفته جواب داده باشه.۲ تا کتاب پیدا کردم که یکیش مال همین مصطفی طباطبائی بود.قانون مجازات اسلامی رو هم ۴ سال تو دانشکده حقوق خوندم.محض اطلاع بعضیها خیلی جاهاشو قبول ندارم به خصوص قسمتهائی که در حق زنان اجحاف کرده. راستش اصلن هم قصد جواب دادن ندارم چون خودم هنوز کلی سوال دارم.سعی میکنم دیگه در مورد بعضی از حرفهای داخل پرانتز بعضیها چیزی نپرسم و احتمال بدم که طرف از رو عصبانیت یه چیزی نوشته حالا.
خوب، مثل اینکه فرناز خانم راست میگه! چون عربها خودشون زبان عربی رو بلد نیستند و باید از امثال طباطبایی و یا هر مفسر فارسی زبان یاد بگیرند.
مثلاً همین آقای بن لادن که هیچی از عربی نمی دونه، حتماً باید این کتاب رو بخونه و به راه راست هدایت بشه.
از این به بعد هر کس از اسلام خارج بشه و بی دین بشه یا به دین دیگه ای بره ، به جای اینکه بکشنش باهاش دوئل می کنن.
راستی من که عربی بلد نیستم. ولی درست خاطرم هست که در یک فیلمی، سلطان به جلاد گفت:»اقتلواهم» یعنی باهاشون بجنگید، اما نمی دونم چرا اونها رو کشتند. مثل اینکه این عربها هیچی از عربی بلد نیستند نه؟
اقتلواهم یعنی بکشید. قاتلواهم یعنی بجنگید.مگه طباطبائی برا عربها کتاب به زبان فارسی نوشته!!!منظورتون چیه ؟ اگه دوست داری به حرفهای من استناد کنی همه نوشته هامو دقیق بخون.
اگر خطاب شما بنده هستم که من ابدا ناراحت نشدم. شما صحبت میکنید، دوستان دیگر صحبت میکنند و من هم نظرم رو میگم. اساسا نوشتن هیچ نوع متنی به عقیده من نباید انسان رو ناراحت و عصبانی کند. خصوصا که نوشته شما و آدرسی که دادید تایید حرف بنده بود و چه کسی از اینکه حرفش محکم بشه ناراحت میشه؟(-:
بنده نه وکیل آقای علی دشتی هستم نه آقای طباطبایی. اونها هم حرفی بنظرشون رسیده گفتند. قضاوت هم با شمای خواننده.
اینکه شما میفرمایین کتاب قانون مجازات اسلامی رو خوندید و خیلی جاهاش رو قبول ندارید نشون میده بعضی جاهاش رو قبول دارید. خودم بشخه ممنون میشم اون چندجا رو معرفی کنید و آدرس بدید.
موضوع دیگه اینکه من ۲ مطلب نوشتم حرفهایی زدم و سوالاتی پرسیدم شما فقط در یک مورد (که درست متوجه نشدید) سوالی کردید بنده هم جوابش رو دادم. این اتهام نوشت از روی عصبانیت بطور کلی یک جور مغلطه است. حس من در موقع نگارش چه ارتباطی داره به اصل حرفم؟ حالا گیریم عصبانی! من که عرض نکردم نخونید یا نپرسید. خواستم شما که وقت گذاشتید بجای فقط یک خط داخل پرانتز (که شاید من طوری نوشتم که شما درست متوجه نشدید) در مورد بقیه مواردش هم نظر بدید.
در آخر هم اینکه بنظر بنده دین یا همه یا هیچ است! یعنی دینی که ادعای الهی بودن دارد که نمیشود یک جایش را شما مخالف حقوق زن تشخیص بدهید (تازه با حقوقی که میشناسید چون خیلی موارد هست که بعدها انسان با افزایش درکش به آن میرسد) و بگویید مخالفیید اما یک تکه دیگر آنرا قبول دارید! این دیگر دین اسلام یا مسیح یا … نیست اسمش میشود دین فرناز!
خدا را شکر که شما قانون مجازات اسلامی را خواندید. حالا اگر همان یکی برای رسیدن به اسلام واقعی کفایت نکرده و شما (منظورم شمای نوعی است، شما و من) هنوز بطور کامل از برکات این دین عزیز لبریز نشدید بد نیست کمی هم این تاریخ اسلام را ورق بزنید.
میدایند اصل مطلب چیست. همه این داستانها ریشه در این ذهن پیچیده آدمی دارد! شاگردی داشتم که وقتی برای اولین بار در سن ۱۴ سالگی فهمید مجازات این لا اکراه فی الدین چیست تمام داستان را فهمید! بعضی هم چه بسا همه این مطالب و تناقضات را ببینند و باز هم دنبال دلیل بگردند یا در بیشتر موارد اصلا نپذیرند!
زیاده عرضی نیست. اگر قابل دانستید جواب بدهید.
HamidApril7 بنظر من درست میگوید در مورد معنی خود گوینده عرب زبان معتبر تر است! هم به کلام هم به عمل!
به آیه ۱۲ سوره الانفال توجه کنید:
چنين بود كه پروردگارت به فرشتگان وحى فرستاد كه من با شما هستم، مؤمنان را ثابتقدم بداريد، كه به زودى در دل كافران هراس مىافكنم، پس گردنهایشان را بزنید و تمام سرانگشتانشان را قطع كنيد.
حالا با اقتلو یا با قاتلو! چه تفاوتی میکنه؟
حرف جالبی زدی ؛دین فرناز. منم به یکی میگفتم که اخه این چه دینیه چه قرانیه که این همه توش اشکال و بی انصافی و تناقض هست….. جرا باید چیزی به نام ناسخ و منسوخ در قران باشه که باعث این همه ایراد بشه.یعنی خدا نمیتونست یه حکمی دستوری… بده که …….. خلاصه گفت همون جاهائیش که خوبه رو عمل میکنیم.گفتم اینجوری که نمیشه بالاخره مسلمون هستیم یا نه ؟ خلاصه بحث به درازا کشید و نهضت همچنان ادامه دارد..من فکر میکنم ما همعقیده هستیم نمیدونم لازمه اینقدر وقت و انرژی بذاریم برا بحث با هم؟؟
من اگه چیزی مینویسم برا اینه که بحث رو به چالش بکشونم اگه میگم فلان کتاب …. برا اینه که بریم تحقیق کنیم . منابعی که میشناسمو میگم. نمیخوام بگم حرف شما یا من درسته یا غلطه. فکر میکنم حرفامون هم خیلی مربوط به اصل موضوع نباشه و تلنگر لطف میکنه که سلسله مباحثات ۲ نفر همعقیده رو اینجا میذاره.
راستشو بخوای قانون مجازات اسلامی رو هم حفظ نیستم در دسترسم هم نیست که دقیق برات ماده قانونی بیارم.ولی خوب کلا یادمه که اون موقع چه ایراداتی میگرفتیم و…. و یه چیز خوب که گفتی بگم همونیه که اصل بر بیگناهیه . کسی مجرم نیست مگر خلافش ثابت بشه. یه دوست وکیل تو ایران دارم که براش off lineگذاشتم چند نمونه ازهمون مواد قانونی که میخواستی رو برام بنویسه.
در ضمن تاریخ اسلام رو هم خوندم از نویسنده های قدیم و جدید ؛سوال بر انگیز و غیر قابل استناد.هر جاشو بگیری ه جای دیگش خرابه .اون که قران و کلام خداست اونجوریه این که دیگه بماند
خانم فرناز و دیگر دوستان
بنده فکر میکنم همین صحبتها یکی یکی به هم اضافه میشند و خواننده در مجموع یک نتیجه گیری میکنه. و از قضا بنظر من همه این مطالب به هم پیوسته است و در کل بر میگرده به احکامی که صحبت از آنجا شروع شد.
برای بنده هم همینقدر کافیه که خونده و شنیده بشم و نتیجه دیگه بستگی به قضاوت افرادی که میخونند داره.
موضوع بحث بنده با شما هم اگر اینطوری و دو نفره بخواهید نگاه کنید اینستکه وقتی چیزی از ریشه غلط هست چرا باید ما که این اعتقاد رو داریم (یعنی باور داریم غلط هست) بریم دنبال زیر و زبر و املای لغاط ؟ اینها در طول تاریخ درخشان اسلام هزاران هزار انسان رو بجرم کافر بودن و مسلمان نبودن و … کشتند حالا چه فرقی میکنه با چه کلامی؟
در مورد قوانین مجازات اسلامی هم حتما اگر بگردیم یک دو تا مطلب شعاری مثل همین که اشاره کردید و بهش هم عمل نمیشه! پیدا میشه که اصلا هم مختص اسلام نیست و البته من مقصودم بخشهاییش بود که از اسلام آمده است. ولی باز هم اگر دوست وکیل شما جوابی داد که بیشتر آشنا میشویم و چه بهتر.
من فکر میکنم اگر تفکری از اساس قانع کننده نیست نیازی به بحث درباره جزییاتی مثل این نیست. خواندن ماجرای بنی قریظه را به همه دوستان پیشنهاد میکنم. حتی کاش میشد تلنگر آنرا اینجا بنویسد تا نظر خوانندگان اینجا را هم ببینیم.
————————————————————————————–
تلنگر: برای آگاهی از ماجرای بنی قریظه به لینک زیر مراجعه کنید:
سرانجام طائفه بنی قریضه به کجا کشید؟
این مطلب از سایت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نقل شده است، یعنی به اندازه کافی تلطیف شده است و از یک سایت ضد اسلامی نقل نشده است که کسی شک دروغ بودن یا اغراق بودن داشته باشد ولی در عین حال میگوید:
«در اینکه تعدادی از جنایتکاران و توطئهگران یهودیان بنیقریظه کشته شدهاند ، تردیدی نیست، ولی چند نفر و چه افرادی بودند، توسط چه کسانی و چگونه کشته شدند، جای بحث و تردید فراوانی است.» همچنین در آن سایت میتوانید پاسخ محققین اسلامی را هم ببینید.
ولی ما تمام گفته های این سایت پژوهشی اسلامی را کاملا صحیح فرض میکنیم و حداقل تعداد آمار کشتگان (40 نفر) را در نظر میگیریم.
سوال اینجاست که:
چگونه در جنایتکار و توطئه گر بودنشان و کشته شدنشان تردیدی نیست ولی اینکه توسط کی و چگونه جای بحث و تردید فراوان است؟!
اصلا بحث و تردید است، شما که مسئول پژوهش علوم و فرهنگ اسلامی هستید نتیجه پژوهشتان در این مورد چیست؟
بهتر نیست به جای کنفرانس دو روزه هولکاست، یک کنفرانس نیم روزه برای هولکاستی که زمان محمد اتفاق افتاده، برگزار کنین!؟
طبق روایت این پژوهشگاه ما فرض میکنیم، 40 یهودی جنایتکار با تایید محمد نه با فرمان مستقیم، به قتل رسیدند، اصلا فرض کنیم یک یهودی، یک انسان، یک مخلوق خدا، سوال من اینست که اگر یک پیامبر راه حل رسالت و ارشاد و پیام خدا رساندن را کشتن میبیند فرق او با یک فرد عادی چیست؟ چرا پیامبر این 40 نفر را زندانی نکرد؟ چرا مهر پیامبر بر دل آنها نیافتاد، به نظر من اگر قرار بود معجزه ای رخ دهد باید آنجا رخ میداد و هر 40 نفر مسلمان میشدند!
اگر پیامبری و مسلمان کردن مردم راه حلش کشتن مخالفین است ، هر کس میتواند بگوید من هم پیغمبرم و خدا به من گفته هر کس با تو مخالفت کرد، بکش، چه کسی میتواند ثابت کند که خدا به او اینرا نگفته؟
ضمنا در این سایت پژوهشی گفته که یکبار دیگر یهودیان حمله کردند و کلی از مسلمانان را کشتند، من نمیفهمم وقتی در آن زمان مسلمان کردن مردم اینقدر سخت بوده چگونه خدا اجازه میدهد که مسلمانان به این راحتی توسط غیر مسلمانان کشته شوند؟ پس کی خدا میخواهد به کمک این مسلمانان بیاید؟
«همدرد» اگر شما مطلبی بیشتر یا توضیحی می خواهید بدهید در اینجا بنویسید.
کامنت 33 رو من به طنز نوشتم و منظورم همونطور که همدرد گفتند این بود که تفسیر قرآن رو عربها بهتر از ما می دونند چون اول اینکه قرآن به زبان عربی است و عربی زبان مادری اعراب است و دوم اینکه، اسلامی که ما باهاش آشنا شدیم، از طریق اجداد اونها به اجداد ما تحمیل شده و از اجداد ما هم به ما رسیده البته نه به شکل اولیه آن. بنابراین درستش اینه که به حرف و عمل اونها در مورد اسلام، استناد کنیم.
به نظر من هم صحبت بر روی مسائل جزئی، در حالی که مسائل اساسی رو رها کرده باشیم، هدر دادن وقت و انرژی محسوب میشه. از موضوع اصلی بحث هم دورمون میکنه.
فکر می کنم نوشته های آقایان تلنگر ، همدرد و حقانی فضل در مجموع به این نتیجه رسید که احکام دین مثل نماز و روزه، سنخیتی با یافته های علمی ندارند. در حالیکه خیلی از مردم حتی تحصیلکرده های ایرانی را که من می بینم برای دلخوشی خودشان،از توجیه علمی استقبال می کنند و اگر علم صریحاً خلاف احکام باشد ، نمی پذیرند و می گویند این احکام خداست و خدا اشتباه نمی کند و یک توجیه همیشگی این است که علم انسانها محدود است و هنوز علم به آن مرحله نرسیده که این احکام را اثبات کند. بعضی هم طوری جواب می دهند که گویی روح دانشمندان نامسلمانی چون هایزنبرگ که اصل عدم قطعیت را بیان کرده است در آنها حلول یافته است.
من خودم ایمانم به خدا رو با استدلال عقلی و نگاه به طبیعت و قوانین دقیق آن پیدا کرده ام در حالی که عالمان اسلامی همچون آقای حقانی فضل می گویند که احکام اسلامی که احکام خدا هستند، به قوانین طبیعت مربوط نیست. خوب حالا من با این تناقض آشکار، چطور این اسلام رو قبول کنم؟ خدا با عقل اثبات شده ولی اسلام با عقل اثبات نشده. لطفاً من را ترغیب به پذیرفتن اسلام در چارچوب فکری اسلام نکنید. چون عقل که دیگر اسلامی و غیر اسلامی ندارد.
من هم با توجه به بعضی قوانین که ریشه اسلامی نداره گفتم که خیلی از مواد قانونیشو قبول ندارم.نخواستم همه رو با هم جمع ببندم.اینا هم چند نمونش ؛ ماده 649= هر كس در دعوي حقوقي يا جزائي كه قسم متوجه اوشده باشد سوگند دروغ ياد نمايد به شش ماه تا دو سال حبس محكوم خواهد شد ماده 2=هر فعل يا ترك فعلي كه قانون براي ان مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب مي شود
بنده قصد شما از این صحبت رو متوجه نشدم. در هر حال از مشارکت شما در بحث تشکر میکنم (-:
سلام
ممنون از سایت خوشکلت
لا اقل یه جایی پیدا شد که حرف دلمونو بگیم و بشنویم
البته حرف دیگه ای داشتم چون نمیدونستم کجا باید بنویسم ناچارا ایجا مینویسم و شرمنده از این بابت
راستش داشتم به ای فک می کردم که واسه ما مسجل نیست که امام علی جانشین حضرت محمد و ادامه دهنده راه اسلامه و یکی از بزرگترین عیدامون عید غدیر خم به خاطر همین مسئله و از طرف دیگه یکی از بزرگترین افتخارات انقلابمون برداشتن حکومتهای موروثی پادشاهانه ودادن حق انتخاب به مردمه
ولی باطل دونستن حکومت موروثی یعنی منافات با انتخاب علی از طرف پیامبر
چه جوری میشه این تناقض برطرف کرد؟
تا اونجايي كه من از اساتيد اسلام شنيدم، دين انتخابي نيست، يا بايد همش رو قبول كني يا اينكه نمي توني اسم مسلمان به خودت بدي، داستان اسلام مدرن هم كه به بهترين وجه، دوستمون توضيح داد. راستي يه سوال، اگه روزه اينقدر خوبه و مفيد، چرا هيچكدوم از متخصصان تغذيه، به كسي توصيه نمي كنن كه مثلا براي لاغر شدن و جاي رژيمهاي غذايي، روزه بگيرند؟!
«هو الهادی»
سلام دوست عزیز.
نه شما را می شناسم ـ هم چون میلیون ها کاربر دیگر ـ و نه وبلاگتان را ـ که آن هم از برکت معرفی یکی از دوستان، بغل دستم، توی سایت خوابگاه بهم توصیه شد ـ و نه به انگیزه تان کاری دارم ـ که صاحبان «اندیشه» را برتر از آن می دانم که در «انگیزه»ها و «انگیخته»هاشان واکاوی کنم ـ ؛
کمی ِ وقت و قلت انگیزه برای نوشت را هم بیفزایید، معجونش کامل می شود!
حالا این همه روضه خواندم که چند کلامی خودمانی با هم اختلاط کنیم؛ شاید چیزی به عقل ناقص من رسیده باشد که به عقل ناقص شما نرسیده باشد!
ببینید؛ همه ی احکام شرعی (بی استثنا) یک «علت» دارند و یک «حکمت».
علتِ حُکم یعنی ریشه و منطقی که حکم از آن ناشی می شود؛ به عبارت بهتر، یعنی آن دلیلی که حکم را واجب یا حرام یا … می سازد.
حکمتِ حُکم یعنی فایده و نفعی که از حرام بودن یا واجب بودن آن حکم می بریم. به عبارت دقیق تر: فلسفه ی حکم.
(لطفاً یک بار دیگر به این دو مفهوم توجه کنید!)
بیشتر اشتباه ما از خلط میان این دو مفهوم آغاز می شود و بعد، کار به جاهای باریکی می کشد که بیا و درستش کن!
خلاصه بگویم:
تمام احکام شرعی (باز هم بی استثنا) یک حکمت قطعی ـ حتماً ـ دارند؛ یعنی یا برای جسم، یا برای عقل، یا برای روح، یا برای جامعه ی انسان ها، یا برای تاریخ و نسل های آینده و یا برای طبیعت و سایر موجودات یک فایده ای دارند. این را با «عقل» می فهمیم. اما دقیقاً حکمتش چه باشد، ممکن است ندانیم. مثلاً گوشت خوک چون میکروب دارد حرام است؟ یا روزه چون ما را به یاد گرسنگان می اندازد واجب است؟ ممکن است؛ اما حتمی نیست.
و اما علت احکام؛ ریشه ی احکام شرعی، عقل خطاپذیر ما نیست که مثلاً چون روزه بدن را سلامت نگاه می دارد، واجب است؛ بلکه ریشه ی احکام شرعی، عقل خطاناپذیر «وحیانی» است: قرآن و سنت.
ساده تر:
ما واجب را واجب می دانیم، چون «خدا گفته است» و حرام را حرام، باز هم چون «خدا گفته است». نه چون «فلان خاصیت (یا ضرر) را دارد».
اما، حتماً یک حکمت عقلی دارد که یا ما به آن می رسیم و یا نمی رسیم.
قاعده ی فقهی ای وجود دارد به نام «تلازم عقل و شرع» که می گوید:
«کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و کل ما حکم به الشرع حکم به العقل»
امیدوارم منظور را ساده و صریح رسانده باشم.
برای مطالعه ی بیشتر، ر.ک.:
1. اسلام و مقتضیات زمان، ج 2، مرتضی مطهری
2. آشنایی با علوم اسلامی، ج 3: اصول فقه ـ فقه، مرتضی مطهری
3. نقش عقل در استنباط احکام، محسن عباسی
(کتاب های استاد مطهری را شاید در motahari.org بیابید.)
زیاده، جسارت است!
——————————————————————————–
تلنگر:سلام دوست عزیز، از آشنایی شما خوشبختم. دوستتان مسبب خیر شده است تا از نظرات شما بهره مند شویم.
شما میگویید عقل ناقص انسانها قادر به درک ریشه احکام نیست، به نظر من اینجا دو چیز خلط شده است، عقل و علم
عقل آنچیزی است که خدا داده است، دست خود من نبوده است، شما میگویی ناقص است، یعنی خدا ناقص آفریده است؟ یعنی یا خدا عمدا ناقص آفریده یا توانایی بیشتر از این نداشته است، در هر حال طبق علم ناقصم فکر کنم شرک است، که اگر درست گفته باشم، صداش را در نیار که اگر بفهمند این حرفها را زدی ، عده ای هستند که با عقل ناقصشان تو را مرتد اعلام کرده و تو را میکشند.
آنچه باعث میشود که نتوانیم دلیل و ریشه چیزی را بفهمیم «علم» کم ما است، هر چه علم ما به پدیده ای کمتر باشد، احتمال پیدا کردن دلیلش کمتر است. عقل مثل کامپیوتر هست، ورودی به آن میدهی خروجی میگیری، اگر ورودیهایت کافی نباشد خروجی دریافت نمیکنی، اگر بخواهی 2 عدد را جمع کنی یکی را داشته باشی یکی را نداشته باشی، عقل هیچ کس نمیتواند این عمل جمع را انجام دهد و برعکس، اگر داده های کافی برای عمل جمع را داشته باشی همه عقل های دنیا که عمل جمع را میدانند با این داده های ورودی کافی، میتوانند جمع را انجام دهند.
اینکه هزار و یک دین وجود دارد هم همین است، ما داده های کافی برای پردازش در عقلمان نداریم. زمانی میگفتند خدا باران است، بعد داده هایشان در مورد باران بیشتر شد، گفتند پس خدا خورشید است، دوباره داده هایشان بیشتر شد گفتند پس خدا این چنین است و همینطور …
پس به نظر من علممان کم است، خداوند بخشنده و مهربان و قادر و توانا هم میتوانسته عقل کامل بدهند و هم بخاطر بخشندگیش میخواسته.!
ولی با فرض درست بودن گفته شما بر نقص عقل انسانها، به یک نتاقص میرسیم. تا آنجا که یادم هست، اصول دین تحقیقی است و تقلیدی نیست، شما بگو شما این اصول دین را با کدام عقل تحقیق میکنی؟
اینکه خدایی وجود دارد را با کدام عقل دریافتی؟ اینکه حضرت محمد پیامبری است از طرف خدا را با چه عقلی دریافتی؟ اینکه قرآن سخن خداست و هرچه در آن است باید مو به مو اجرا شود را با کدام عقل استنباط کردی؟
راستی، با این عقل ناقص چگونه میتوان نتیجه گیری کرد که باید جان یک مخلوق دیگر خدا را گرفت و او را به شدیدترین وجه سنگسار یا … و کشت؟ آیا با این عقل ناقصمان، اینقدر مطمئنیم که باید حکم قتل کسی را صادر کنیم؟
خلاصه مطلب برخی از دین داران این است:
احکام دین را باید بپذیری، چه با عقلت جور در بیاید و چه جور در نیاید.
سوال1 :از کجا مطمئن هستی که این احکام، علتِ عقل پسندانه ای دارد که به عقل ما نمی رسد؟
جواب1: چون در قرآن و سنت آمده
سوال2: از کجا معلوم قرآن و سنت درست می گوید؟
جواب2: چون از طرف خدا بر پیامبر نازل شده است.
سوال3: از کجا معلوم که پیامبر را خدا فرستاده؟
جواب3: چون قرآن معجزه اوست.
سوال4: از کجا معلوم که قرآن معجزه است؟
جواب4: چون بر فردی بی سواد وحی شده است.
سوال5: از کجا معلوم که قرآن واقعاً وحی شده است؟
جواب 5: چون همه مطالب آن درست است.
خوب شما که درستی مطالب قرآن را با عقل خودتان نمی توانید بسنجید چون از نظر شما، عقل شما مثل بقیه انسانها ناقص است. پس اگر سوال ششم من این باشد که از کجا معلوم همه مطالب آن درست است؟ شما چه می گویید؟ نکند که باز می خواهید جواب 2 را تکرار کنید و یک چرخه باطل را دنبال کنید؟
عرض شود که هر چند معجزه بودن کار کسی برای من دلیل قبول کردن او به عنوان پیامبر نیست. اما این قرآن که شما آن را معجزه می نامید، ایرادات بسیاری دارد. از توصیف شهاب سنگ هایی که به طرف اجنه و شیاطین شلیک می شود تا نحوه رفتار با انسانها و بخصوص زنان و مجازاتهای اسلامی که نه در شان مجازات شونده هستند و نه حتی در شان مجازات کننده.این همه اشکال دارد.
ببینید اگر الان یک شخصی پیدا بشود که ادعا کند پیامبر است و حتی برای اثبات آن در یک چشم به هم زدن کویر لوت را تبدیل به بهشتی آباد کند من او را به عنوان پیامبری که از طرف خدا آمده و باید حرفهایش را بدون چون و چرا انجام دهم قبول ندارم.
گفته شده که :
«کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و کل ما حکم به الشرع حکم به العقل»
این عقل که می گویید، عقل کیست؟ عقل همه انسانها که از نظر شما ناقص است! حالا چه کسی عقلش کامل است که احکام شرع برای او مطابق با عقل است؟
اثبات حقانیت دین در چارچوب وحی و خود دین، تفکر محفظه ای و بسته ای است که راه به جایی نمی برد. از فکر کردن و استدلال کردن بدون تعصب نترسید.
تعصب در فکر کردن = با جهل و بی دانشی است و در شأن خردمندان نیست.
آقای کویر زاد عزیز، بنظر میرسد که مناسبتر می بود اگر نوشتن و ارسال این متن را به زمانی موکول میکردید که فرصتی مناسب برای خواند مطالبی که در این باره عرضه شده داشته باشید، چرا که در طول بحث دوستان این موارد مرد اشاره شما مطرح شده است!
شما گفتید:
«ما واجب را واجب می دانیم، چون «خدا گفته است» و حرام را حرام، باز هم چون «خدا گفته است». نه چون «فلان خاصیت (یا ضرر) را دارد».
اما، حتماً یک حکمت عقلی دارد که یا ما به آن می رسیم و یا نمی رسیم.»
این موضوع را دیگرانی هم اشاره کردند (مثل آقای حقانی فضل) و البته ایرادات این طرز فکر هم مطرح شد و این ایرادات است که بی ج.اب مانده (و به عقیده بنده جوابی هم ندارد، مگر توجیه نامه!)
اینکه طرز فکر شما (به دلایلی که شما و مانند شما حاضر به پذیرش آن نیستند) به این صورت شکل گرفته که با کمال میل این استدلال بی چفت و بست را میپذیرید موضوعی دیگر است که اگر مایل بودید و فرصت داشتید بد نیست به ایراداتی که در اینمورد مطرح شده جواب بدهید.
ولی برای اینکه آمدن و رفتن شما برای دوستانی که بعد از این هم این مطلب را میخوانند مطلبی داشته باشد، عرض میکنم خدمت شما که:
بسیار خوب این روش تفکر شما، مال شما، عوضش هم نکنید. یعنی عقلتان را بگذارید کنار هرچه خدایتان در قرآن و سنت فرموده عمل کنید. برای شما حتما بسیار پر برکت هم هست! حالا اگر کسان دیگری نخواستند اینکار را بکنند تکلیفشان چیست؟ جز اینست که همان قرآن و سنت میگوید برای رفع مشکل یک مقداری گردنشان را ببرید؟(-:
موضوع این اجبار همگان به اجرای باور شماست وقتی که هیچ علت عقلانی هم برایش ندارید (رجوع شود به همان نقل قول بالا از مطلب شما) این که شاید به علت عقلانی احکام برسیم شاید نرسیم انسان خردمند را قانع نمیکند. (میبینید که روز به روز هم تعداد بیشتر میشود)
برای مطالعه بیشتر هم بعد از اینکه مجموعه آثار مطهری را خواندید یک کتاب معتبر هم بخوانید!
هوالعالی
دوست عزیز «تلنگرزن»! سلام.
البته از انسان آزاداندیشی همچون جنابعالی انتظار اشکالات علمیتر و دلایل مستحکمتری داشتم و بنا نداشتم باز تکرار مکررات کنم؛ خصوص، هنگامی که یادداشت دوست عزیزم «عقل» را خواندم، نزدیک بود از ادامهی بحث منصرف شوم.
اما برای روشن شدن بعضی مطالب، شاید بد نباشد باز هم بعضی مسایل را ـ برای nامین بار! ـ مرور کنیم:
1. من نمیفهمم خلط «علم» و «عقل» یعنی چه؟ و بر فرض که معلوم هم بشود، به کجای صحبت این حقیر میخورد؟
عرض من این بود که «ریشه»ی احکام دین، عقل کامل است که در اختیار موجود کامل است. این بالاترین موهبت به انسان است که شیوهی زندگیاش از عقلی استنباط شود که خطا در او راه ندارد.
2. چه کسی گفته که پیشرفت علم، نافی عقل است و چه کسی گفته پذیرش احکام به معنای تعطیل عقل و تنزیل مقام علم است؟
3. به فرض غلط بودن دو بحث فوق، آیا علم خطاپذیر نیست؟ آیا دانشمندان بیش از 2000 سال زمین را مرکز عالم فرض نمیکردند؟ آیا قوانین ناقص نیوتون بیش از 250 سال بر عالم فیزیک حکم نراند؟ کدام دانشمندی را میشناسید که بگوید آخرین حرف علمی، همین است که من میگویم و دیگر علم تمام میشود؟
به آقای استفان هاوکینگ که در دههی 70 میلادی گفت: «علم تا ابتدای هزارهی سوم تمام خواهد شد»! سلام مرا برسانید و بگویید امروز دههی اول این هزاره هم دارد تمام میشود!
4. پذیرش دین که تقلیدی نمیشود. از کجای حرف من استنباط میشود که «اصول دین»را باید تعبداً و بدون تحقیق «عقلی» پذیرفت؟
بحث ما در «احکام شرعی» بود و نقش عقل در استخراج احکام.
5. با همهی این اوصاف، وقتی دین را با «عقل» پذیرفتیم و احکامش را ـ باز هم بر اساس این اصل عقلی که «عقل من برای کشف راه صحیح زندگی ناکافی است» ـ قبول کردیم، باز هم عقل تعطیل نمیشود.
اگر حال و حوصلهی کمی مداقه در متون دینی هزارسالهی اخیر را نداریم، لااقل منصف باشیم و کمی تاریخ بخوانیم! از مستشرقین غربی هم بخوانیم که این «دیندارن متعصب» دستی در آنها نبرده باشند!
6. تنها مطلبی که ذهنم را مشغول کرد، این سخن شما بود که «به نظر من علممان کم است، خداوند بخشنده و مهربان و قادر و توانا هم میتوانسته عقل کامل بدهند و هم بخاطر بخشندگیش میخواسته!»
نمی دانم… باید فکر کنم.
7. هم پذیرش خدا، هم اثبات ضرورت نبوت و هم سخن خدا بودن قرآن، با برهانهای دندانشکن فلسفی، قرنهاست که اثبات شدهاند. کافی است سری به «الهیات شفا»ی بوعلی یا «الاشارات و التنبیهات» همو بزنیم تا ببینیم که از یک دیدگاه بروندینی، چهگونه این اصول تأیید میشوند.
8. از عصبانیتتان نسبت به حکم سنگسار و قصاص و… میتوان دلیل آن توجیهتراشیهای به ظاهر عقلیتان را هم فهمید.
اما ـ چونان که پیشتر رفت ـ کاری به انگیزهها ندارم؛ مادامی که فکری آزاد و اندیشهای غیرمتصلب و نامتعصب مخاطبم باشد!
همینقدر بگویم که این احکام هم حکمت عقلی دارند؛ حتماً. اگر خواستید، یک بحث کامل را میتوانیم دربارهی هرکدام با هم بازکنیم.
زیاده، جسارت است!
اما «همدرد» عزیزم!
این حقیر از یک پارادایم «دروندینی» به مقولهی «احکام» نظر داشتم؛
اما اگر لازم است از نگاه «بروندینی» به «چرایی پذیرش دین» نظری بیفکنیم، سیاق مطلب کاملاً عوض خواهد شد.
باقی مباحث تان هم جوابی ندارند، جز سکوت؛ که بالاترین فریادهاست!
دورهی آثار آن اندیشمند فرزانه را هم دیری است که به پایان رساندهام؛ البته پس از سالهای متمادی که کتابهای «معتبر» میخواندم!
بد نیست شما هم گاهی کتابهای غیرمعتبر را «ورق بزنید»؛ لطفا!ً
————————————————————————————————–
هوالعالم
تلنگر: به نظر من پاسخ هاي بالاي شما، همه در مورد «خلط عقل و علم است»
پس به نظر من بهتر است نخست ببينيم که تعريف «علم» و «عقل» از ديد من و شما چيست در آنصورت ميفهميم که اختلاف نظري داريم يا نه و اينکه آيا «عقل» و «علم» را خلط کرده ايم يا نه. همچنين اگر پي برديم که عقل و علم متفاوت هستند، آنوقت بحث ميکنيم که عقل ناقص است يا علم و بعد نتيجه گيري مي کنيم که عقل اگر ناقص باشد نتيجه اش چه ميشود و اگر علم ناقص باشد نتيجه اش چيست.
تعريف من از «عقل» همان مغز است، عضوي از بدن انسانها مثل چشم، گوش، دست، پا و … کار اين عضو از بدن، پردازش و تحليل داده هايي است که يا در حافظه وجود دارد يا اينکه از طريق حواس پنجگانه دريافت ميشود.
تعريف من از «علم»، دانسته ها و داده ها و دريافت هايمان در مورد يک پديده است.
براي روشن شدن بيشتر اين دو مفهوم عقل و علم، بگذاريد مثالي بزنم.
شما گفتيد: دانشمندان بيش از 2000 سال زمين را مرکز عالم ميدانستند.
داده هايي که در آنزمان داشتند از وضعيت کهکشانها و زمين و فضا «علم» آنها بود و نتيجه گيري که کردند بر اساس اين داده ها و گفتند زمين مرکز عالم است، خروجي «عقل» آنها بود
بعدها دانشمندان تلسکوپ ساختند و به فضا رفتند و … و بدين طريق داده هايشان نسبت به زمين و فضا بيشتر شد و «علم» آنها کاملتر شد و با استفاده از همان «عقل» نتيجه گيري جديدتري کردند که کاملتر از قبلي است ولي باز هم ممکن است خطا داشته باشد تا اينکه داده هاي بيشتري بدست آورند.
همانطور که ميبينيد در اين مثال، عقل دانشمندان آن زمان و دانشمندان اين زمان يکي است، چيزي که ناقص بود و کاملتر شد علمشان بود.
اين بود تعريف من از علم و عقل. و بر اين اساس هم گفتم که عقل ناقص نيست، علممان ناقص است. و اگر اين حرف من را قبول کنيد به اين نتيجه ميرسيم که در مورد ريشه احکام علممان کم است
ممکن است شما بگویید چه فرقی می کند، من گفتم عقلمان ناقص است و ریشه احکام را نمیتوانیم بیابیم، شما میگویید علممان ناقص است و باز هم نمیتوانیم ریشه احکام را بیابیم. ولی به نظر من بین عقل ناقص و علم ناقص تفاوتی است.
اگر عقل را ناقص بدانید، در قدرت و بخشندگی خدا شک بوجود میاید و نیز هر کس میتواند بگوید که چون عقل من ناقص است و تقصیر من هم نیست پس به هر نتیجه ای رسیدم درست است و بیشتر از این هم نباید تحقیق کنم و بدانم چون داده های بیشتری هم به مغزم بدهم چون ناقص است باز هم همین نتیجه را می گیرد.
به نظر من قدرت تفکر یا پردازش مغز ثابت است، داده ها یا علم ما کم است که اگر داده ها را بهتر و کاملتر کنیم میتوانیم دلایل را بیابیم.
و البته علم ما در مورد خیلی چیزها کم است، وجود خدا، وجود پیامبران ، مبدا جهان . در عین حال علم کنونی مان نسبت به قبل خیلی بیشتر است ولی هنوز کامل نیست. اگر معتقد باشیم عقل ناقص است، دیگر تحقیق و خواندن و بیشتر یادگرفتن معنایی ندارد و اگر معتقدیم عقل قدرت کافی دارد، علم ما کم است باید بکوشیم تا علممان را بیشتر و بیشتر کنیم.
ابوسینا که شما نام بردید، عقل خاصی نداشته، علم خاصی داشته، شب نخوابیده صبح ابن سینا شود، خوانده و خوانده و فکر کرده تا علمش زیاد شده و دانشمند شده.
خلاصه بگویم، شما میگویید عقلمان ناقص است، پس هرگز نمیتوانیم دلیل احکام را بیابیم و در عین حال میگویید با این عقل ناقص میتوانیم در مورد اصول دین تحقیق کنیم و دلیل بیابیم، من میگویم عقلمان کامل است، علممان ممکن است کامل نباشد که با مرور زمان و کوشش و تلاش برای یافتنش، میتوانیم آنرا کاملتر کنیم و اینطور نیست که هرگز نتوانیم دلیل پدیده ها را بیابیم و بنابراین نباید چشم و گوش و دیگر حواسمان را تعطیل کنیم و بگویم هر چه قرآن و پیامبران گفته اند را قبول کنیم.
امیدوارم توانسته باشم منظورم را از مفاهیم عقل و علم بیان کنم.
حال شما بگویید از دید شما عقل و علم چیست و آیا تفاوتی دارند؟
آقای کویرزاد عزیز، اینکه شما صحبت از تعصب میکنید برای بنده جای بسی شگفتی دارد! در حالیکه این اعتقادات شماست که سراسر مملو از تعصب است. همان تعصبی که مانع از دیدن چندین هزار تفکر و اعتقاد و دین و آیین دیگر میشود و تصور میکند در دین فقط دین حضرت محمد (ص)! است و مذهب فقط شیعه ۱۲ امامی و بس. بسیار عالی، برای شما مبارک باشد و همانطور که گفتم از برکاتش استفاده کنید.
در اینجا همانطور که پیشتر عرض شد مطالب زیادی مورد بحث قرار گرفت و بنظر بنده «تلنگر» بدنبال مطرح کردن نظرات است و نتیجه گیری برعهده خواننده است. در واقع کسی در انتظار از راه رسیدن هیچ عقل کلی نیست!
شما در واقع دارید مواردی را تکرار میکنید که پیشتر اینجا مطرح شده است. و البته به سبک همه عزیزان دیندار و پیرو رسول از دادن اسخ به سوالات مطرح شده طفره میروید (که در حقیقت راه دیگری هم برای سرپا نگهداشتن این دین حنیف باقی نمانده)
اینکه میفرمایید:
«باقی مباحث تان هم جوابی ندارند، جز سکوت؛ که بالاترین فریادهاست!» از همان شعارهاست که امثال شما خیلی وقت است کهنه کردند.
سکوتی که بلندتر از فریاد است را ، ۱۵۰۰ سال است بدنهای بی سر آنها که به نام خدا و اسلام و شیعه کشته شدند سر میدهند و شما و امثال شما هنوز جوابی برای این سوال ندارید که بسیار خوب شما به دستورات اثبات! شده پیامبرتان عمل کنید. مال شما. برای شما. به چه زبانی بگوییم؟! بقیه مردم که پیامبر شما را نمیپذیرند چه باید بکنند؟! چرا حضرت محمد زمانی که مخالفی داشت از این سکوتهای بالاتر از فریاد نمیکرد و با تیغ شمشیر علی جواب میداد؟!
بجای پریشان گویی و پیچیدن موضوع در هم یکی از سوالات مطرح شده را جواب بدهید!
ضمنا در میان آن کتابهای معتبر تاریخ که خواندید تاریخ طبری و ابن خلدون هم بود؟ کسی که مطهری را فرزانه میداند دور نیست که به چنین ورطه ای هم افتاده باشد که چشم بر روی همه دنیا ببندد و فقط خودش را محق بداند. برادر من شما که دیگر از این علمای دین گنده تر نیستی! این همه سال است دارند سعی میکند این کلاف سردرگم اسلام را به یکجایی آویزانکنند و نمیتوانند!
خیلی مطلب جالبی بود و چقدر صحبتهای خواندنی بازدیدکننده ها مطرح کردند.
حقیقت اینکه پذیرفتن نظر دوستان عالمی که باور دارند راه درست راه عقل نیست و راه دین هست برای من قابل قبول نیست. این شد که وقتی دیدم یکی از ایشان خودش هم وبلاگی دارد یکسری زدم!
در آخرین پست آقای حقانی (http://nokte.parsiblog.com/) میخوانیم
«اگر منکر علي بخواهد در همان حالِ انکار و بدون شيعه شدن نماز خود را قضاء کند که فايده ندارد چون باز هم باطل خواهد بود و اگر مستبصر شده و شيعه شود، ديگر لازم نيست که عبادات قبلي خود را قضاء کند و خداوند همان ها را مي پذيرد»
حالا شما میخواهید با همچین فکری و همچین فردی بحث کنید؟! آقای کویر زاد جان شما صحبتی نداری اضافه کنی به این اعتقاد؟
درود! به شما و اندیشه شما که حتما همه انسانها رو نجات خواهد داد!(-:
پ.ن. وبلاگ دیگر دوستان هم خالی از لطف نبود. امکان جالبیه که میشه وبلاگ دیگران رو هم اینحا لینکش رو دید.
من نظر خودم را می گویم، و برای حرفم دلیل دارم . مثل بعضی دین داران متعصب نیستم که هر جا دلیل برای حرفها و کارهایشان ندارند، شروع می کنند به توجیه و تفسیر بافتن و شعار دادن و متهم کردن این و آن و ژست های آنچنانی.
آقای کویرزاد ! من احتیاجی به شنیدن جوابی از طرف شما به نوشته خود ندارم. و شما مختارید که پاسخ بدهید (البته اگر پاسخی داشته باشید) یا پاسخ ندهید. اگر پاسخ منطقی داشته باشید که من می پذیرم و اگر نه شما را به خیر و من را به سلامت.
در مورد صحبت جناب تلنگر در باب عقل و علم و تفاوت آنها
عقل می پرسد:” چرا؟” و از بیرون به دنبال دلیل عقلانی به عنوان پاسخ می گردد و مجموعه نتایج مختلف که از دین و بی دین و علوم تجربی واحتمالات و خرافه و تجربه های شخصی و از این قبیل بدست آمده را با هم مقایسه می کند و در نهایت بهترین پاسخ را انتخاب می کند.
حال درستی نحوه مقایسه بستگی به این دارد که در این مقایسه تا چه حد شخص سلامت عقلی داشته باشد و دچار حب و بغض و تعصب(به طور کل احساساتی که دلیل عقلانی ندارند) و مصلحت اندیشی و از این قبیل نشود تا نتیجه مقایسه کاملاً صادقانه و بی طرفانه باشد. خود عقل هم بی طرف است، منتها این خود ما انسانها هستیم که ماده و تبصره هایی را برای نتیجه دلخواه خودمان به آن اضافه می کنیم.
اما یک فردی که از سلامت عقلی نسبی برخوردار است و به دنبال حقیقت است و به قول جناب کویرزاد “آزاداندیش” است، برایش کاملاً مسجل است که علم کاملاً بی طرف است. نه جانب “دین داری” را می گیرد و نه جانب “بی دینی” را. این علم نه جانب استفان هاوکینگ را می گیرد نه جانب ابن سینا و حتی از این دو بسیار بزرگتر را. اگر من و شما هم اکنون در مورد عقل صحبت می کنیم به خاطر علم و اطلاعاتی است که نسبت به عقل خود داریم. نمی توانیم از اینکه برای صحبت از پدیده ها و اتفاقات، علم و اطلاعات کافی نداریم به این نتیجه برسیم که عقلمان ناقص است.
من احساس می کنم که خود آقای کویرزاد هم مثل بسیاری از دین داران، دچار نوعی حب و بغض هستند. چون قائل بودن به درستی کامل یک منبعی اطلاعاتی(یعنی کتاب دینی) که مانع چون و چرای اساسی در آن شود( به خاطر اینکه آن منبع بدلایلی برایش مقدس است) ، مانع مقایسه بی طرفانه می شود. در واقع همیشه بدون مقایسه، آنچه که برای او مقدس است از قبل برنده است. فقط می ماند اینکه برای خود و دیگران برای برنده کردن آن توجیه و تفسیر بیاورد. گفتم “خود” چرا؟ چون هر شخصی خودش هم می تواند خود را با توجیهاتی که پایه و اساس درستی ندارند گول بزند. طوری که خودش هم نفهمد.کسی که متعصب باشد، اسیر یک سری اعتقاد وباور است در واقع شما صاحب آن اعتقاد و باور نیستید، بلکه آن اعتقاد و باور است که صاحب شماست.
مشکل ما با شما، نه بخاطر این است که شما دین دار هستید و ما بی دین(خدای من تمام پیامها را در دل طبیعت و جهان و کائنات گذاشته و احتیاج به پیامبر دروغین ندارد)،مشکل ما با شما این است که افرادی از عقاید و تعصبات شما و مردم ، سوء استفاده می کنند،با فریب مردم متعصب، اهداف پلید خود را دنبال می کنند. با نام خدا انسان ها را شکنجه می کنید،می زنید، می برید و می کشید. انسان می کشید به خاطر اینکه می گویید، آن انسان، محاربه با خدا می کند. مگر خدای شما این قدر ضعیف است که یک موجود زمینی می تواند با او بجنگد؟ اگر او با خدای شما جنگیده، چقدر به خدا آسیب رسانده؟ خدا بیشتر به او آسیب زده یا آن شخص؟ اسلحه خدا چه بوده و اسلحه آن شخص چه بوده؟ حداقل برای جُرم سازی علیه کسی، یک چیزی بگویند که باعث “هو” کردن “احمدی نژاد” و امثالهم توسط کافران در دیارمتمدن کفر نشود.
همانطور که همدرد عزیز اشاره کردند، شما مسلمانان خودتان 100 فرقه دارید که هیچ کدامتان دیگری را قبول ندارید، حتی در اصول دین با هم توافق ندارید. مسیحیان هم به نوعی همینطورند.
یهودیان و زرتشتیان و بوداییان و … را نمی دانم.
کدام دو دانشمند در زمان حاضر وجود دارند که اصول علمشان متفاوت باشد؟ چون علوم تجربی حتی در شاخه انسانی آن(مثل روانشناسی و جامعه شناسی و …) بی طرف است. قوانین علمی در همه جای دنیا یکسان است. اما آیا دینداران هم عقایدشان یکسان است؟
اولین کتاب یا سنگ نوشته بشر رو در نظر بگیرید. آیا در آن نوشته، حرفی یا جمله ای وجود ندارد که امروز هم درست باشد و بدرد بخورد؟ حتماً دارند.
پس این فقط کتاب های دینی نیستند که با وجود ایرادات بسیار حرفی برای گفتن دارند. بالاخره یک نفر که بخواهد دروغ بگوید، بهتر است آن دروغ را در قصه ای بپیچاند تا قابل هضم توسط دیگران باشد. حالا چرا باید به آنها تقدس بیهوده بدهیم و تعصب جاهلانه نسبت به آنها داشته باشیم؟ مثلاً دانشمندان در مورد پدیده های جهان ممکن است کتابی بنویسند که در آینده معلوم شود بخشی از آن اشتباه است، ولی این دلیل نمی شود که از درستی های آن چشم پوشی کنم. پس علم نسبت به دین دو مزیت عمده دارد: 1- بی طرف است .
2- کسی نسبت به آن تعصب ندارد. مزیت دیگر علم بر دین این است که دانشمندان همواره در پی این هستند که با دستیابی به مرزهای جدید در علم و دانش، جهانی بهتر از امروز را برای جهانیان بسازند. اگر دانشمندان علوم تجربی هم مثل عالمان دین می خواستند نسبت به علم خود و علم دانشمندان قبل از خود، تعصب داشته باشند که علوم هیچ وقت پیشرفت نمی کرد.
به حرفها و نوشته های برخی از روشنفکران دینی که دقت می کنم می بینم که با ریسک حساب شده ای حرف می زنند. اما ترس از مورد مجازات فرار گرفتن توسط متعصبین دین در جمله هایشان مشهود است. منتها گاهی حساب از دستشان در می رود و به سرنوشت “آغاجری” و امثالهم دچار می شوند. حتی در جایی می خواندم که شخصی گفته بود: ممکن است در زمانی که قرآن را می خواستند از خط کوفی به خط عربی تبدیل کنند، کم و زیاد شده باشد.
خوب تفسیر به نصّ قرآن که با نیازهای امروز انسان مدرن، سازگاری ندارند، بنابراین مطابق با نیاز زمانه،و نگه داشتن متعصبین برای خودشان، تفسیری از خودشان می سازند و می گویند که این تفسیر “من درآوردی”، تفسیردرست است.
اما دانشمندان علوم تجربی، تفسیر “من درآوردی” ندارند. چه اگر می خواستند “نیوتن” و “قوانین فیزیک” او را مقدس بدانند در همان فیزیک کلاسیک نیوتنی مانده بودند. فقط از فکر کردن و آزمایش کردن نترسیدند.
تعصب نسبت به هر چیزی و یا هر کسی نشان از جهل نسبت به آن چیز یا کس است. تعصب میوه درخت جهل است. به راحتی می توان از یک شخص متعصب (جاهل) سوء استفاده کرد، که هم اکنون در ایران شاهد آن هستیم. کافی است که کمی زیرک باشی تا تعصب او را در زمینه ای که به نفع خودت هست، به جوش بیاوری و استفاده- یا همان سوء استفاده- نمایی. من دین را به این شرط پذیرفتم که کتاب آن –یعنی قرآن- همه مطالبش درست باشد. حالا که فهمیدم همه مطالب آن درست نیست و ایرادات بسیاری دارد، بنابراین دیگر این دین برایم قابل قبول نیست. اما هیچ وقت نمی گویم که همه مطالب آن هم غلط است. مثلاً دانشمندان در مورد پدیده های جهان ممکن است کتابی بنویسند که در آینده معلوم شود بخشی از آن اشتباه است یا نقص دارد، ولی این دلیل نمی شود که از درستی های آن چشم پوشی کرد.
حالا بیایید به روحیه اعراب نگاه کنید به تاریخ آنها و اینکه آنها بیشتر تابع تعصب بودند تا اینکه تابع تعقل باشند. همیشه آنها که فقیر و جاهل هستند به وعده و وعیدها دلخوش می شوند و از این طریق با شخص وعده دهنده همراه می شوند. پیامبران هم همینطور عمل کردند. ولی تعصب اعراب را تغییر ندادند. چون به آن احتیاج داشتند. از تعصب نسبت به پیامبر و کتاب و …. حسابی استفاده شده و امروزه نیز به شکل های مختلف و در مواقعی که برای نیل به منافعشان،اگر لازم باشد، از آن استفاده می کنند.
چرا کشورهایی مثل مصر با 3000 سال تاریخ مکتوب و ایران با بیش از 2500 سال ، فقیر هستند؟ اما کشورهایی مثل کانادا ، نیوزلند و استرالیا و … که تا 150 سال پیش وضعیت اقتصادشان چندان خوب نبود، الان کشورهایی توسعه یافته و ثروتمند هستند؟
این هم مطلبی در مورد فتوای اسلامی عجیب در مصر(البته مشت نمونه خروار است) :
فتواي عجیب در مصر:کشته شدگان ایدز شهیدند!
http://www.asriran.com/view.php?id=30328
عمده مساله فرهنگ و دانش مردم است. فرهنگی که بی قانونی، نظم ناپذیری،و عدم احترام به حقوق دیگران در آن رواج دارد. فرهنگی که نشاط و شادمانی کردن و نشان دادن زیبایی ها گناه است و افسرده و ناراحت بودن و تسلیم سرنوشت و قضا و قدر بودن فضیلت است. اعمال طرح ونقشه ای که آینده نگری در آن لحاظ نشده در زندگی فردی و حتی قانون و طرح و نقشه هایی که در سطوح بالای مملکتی مدتی اعمال می شود و بعد از مدتی کنار گذاشته می شود. نپذیرفتن مسئولیت امور علی الخصوص در سطوح بالای مملکتی فراوان است و همه روزه شاهد آن هستیم. انداختن مسئولیت اعمال خود بر دوش غیر خودی ها، استکبار، شیاطین و اجنه و از این قبیل، راه فرار راحت و بس فراخ است. شخص با یک توهمی که به گمان خودش حالتی روحانی است، می گوید که اینها همه خواست خداست و من کاره ای نیستم. به همین خاطر هیچ وقت تغییر نخواهد کرد. زیرا به این تغییر نکردن خود رنگ و بوی معنوی می دهد و آن را مقدس هم می داند. مشکل، همان جهل و بی دانشی مردم نسبت به حقوق انسانی خود است. مشکل،افرادی فرصت طلب در راس حکومت هستند که به سوء استفاده از عقاید و باورهای متعصبانه مذهبی مردم ساده دل در جهت منافع خود مشغولند. اهتمام لازم در استفاده از دانش و تجربه کشور داری، کشورهای پیشرفته وجود ندارد. چرا که اسلام به خطر می افتد. البته ناگفته نماند که اسلام هم بهانه است واصل موضوع منافع خودشان است.
ما می خواهیم که کشورمان با قوانین مدرن انسانی، اداره شود.به تخصص بها داده شود نه تدین! این برای کشور و مردمی با پیشینه درخشان تاریخی که اولین قوانین حقوق بشر را مکتوب کرده است، چیز زیادی نیست. آیا متن نامه عمربن خطاب به یزدگرد سوم و پاسخ یزدگرد سوم به او را خوانده اید؟
http://delete.blogfa.com/post-103.aspx
چه تضمینی وجود دارد که اگر این اسلام ، زور بدست بیاورد باز همان فجایع تاریخی را تکرار نکند؟ یک آیه معروف در این مورد وجود دارد که استفاده از بمب اتم را هم مجاز می کند:
واعدوا لهم مااستطعتم منقوة و …
در مورد موضوع قرآن خدمت دوستان عرض میکنم یکی از اعتقادات این مسلمین عزیز اینستکه از آنجا که قرآن معجزه است حتی یک زیر و زبر از آن در طول تاریخ ۱۵۰۰ ساله اسلام جابجا نشده است.
البته جدای از اینکه تاریخ کتابت قرآن موجود است و اینکه چطور شد قرآن به تحریر درآمد خود داستانی جالب است! جهت اطلاع حضرات عرض میکنم که بعد از تمام تلاشی که خلفا و علما برای حفظ قرآن انجام دادند (در برهه ای از تاریخ کتابتهایی از قرآن را بعنوان معتبر مشخص کردند و باقی را از بین بردند) همین امروز و بیش از ۱۰ روایت مختلف از قرآن وجود دارد! بعنوان نمونه قرآنی که در شمال آفریقا معتبر میدانند با قرآنی که در ایران منتشر میشود متفاوت است. (یک جلد قرآن بردارید در شناسنامه آن میتوانید ببینید که بر اساس کدام قرایت و کدام کتابت چاپ شده است)
امثال آقای حقانی و کویرزاد هم اگر از ثمرات این دین حنیف منتفع نبودند خیلی زودتر راضی به چشم بازکردن میشدند ولی وقتی کسی شغلش تبلیغ دین باشد یا بواسطه آن تدریس کند چطور شما انتظار دارید به سرعت این اتفاق بیافتد! زمان زیادی میطلبد چه بسا ۱۰۰۰ سال دیگر!(-:
در مورد نامه های عمر و یزدگرد، عرض میکنم که این نامه ها را به احتمال یک ایرانی وطن دوست که از حمله اعراب و جنایاتی که کردند بخشم آمده بوده، نوشته باشد. چه جدای ادبیات بکار رفته اساسا سندیت تاریخی ندارند و مهمتر اینکه شاه ساسانی خود را بسیار بزرگتر از آن میدید که به نامه یک عرب بیابانگرد جوابی بدهد!
با تشکر از تذکر شما در مورد نامه های مذکور. بنده رشته تحصیلی ام مهندسی است و ارتباطی با تاریخ اسلام ندارد، به همین خاطر به بی اطلاع بودن از سندیت آن نامه، اعتراف می کنم. اما وحشی گری اعراب بیابانگرد در قبال ایرانیان، چیزی نیست که تاریخ شناسان و محققین تاریخ به آن معترف نباشند. حتی اگر آن مورخ خود، عرب باشد.
هو العزیز
با سلام!
خیلی جالب است واقعاً! بیشترین بداخلاقیها و انگچسباندنها اینجا نثار ما میشود، بعد دوستان بزرگوار میگویند تو تعصب داری و نمیفهمی و حب و بغض، چشمت را کور کرده… نمیدانم چرا فقط حرف از دین و مذهب زدن تعصب و کوردلی است و هر کس سر هر اعتقاد بیمنطق دیگری پافشاری کند، متعصب محسوب نمیشود. خصوص آنکه اگر چندتا بد و بیراه به دین و مذهب هم قاطی حرفهاش باشد، دیگر حسابی روشنفکر محسوب میشود!
آخر برادر عزیز! اگر نمیخواهید یا علاقهای ندارید که جز آنچه خودتان میپسندید و ـ کاملاً بدون تعصب! ـ آن را پذیرفتهاید، چیز دیگری بخوانید یا بشنوید، لااقل این آزادگی را داشته باشید که صراحتاً همین حرف را بگویید. دیگر این انگچسباندنها و اهانتکردنها چیست؟
اگر جایی هست که به من برای نوشتن این مطالب پولی ـ یا به تعبیر دوست عزیزم برکاتی! ـ هبه کند، نشانیاش را بدهید تا شاید ما هم از این فلاکت درآمدیم!
حالا خداییش ـ یا «همان چیزی که شما میپرستیدش»یش! ـ من ژشت میگیرم و شعار میدهم، چون دارم حرف مخالف میزنم؟ این است معنای تحمل عقاید مخالف؟
عادتی ـ خوب یا بد ـ دارم که حرف در گلویم نمیماند. اهل مداهنه و توجیه و دورویی هم نیستم.
خیال هم میکنم که واقعاً روشن نیست که دعوایمان بر سر چیست و باید سر کدام موضوع با هم صحبت کنیم. بنا بر بحث در مورد فلسفهی احکام و روش استخراج آنها از متون دین بود؛ بعد دیدم که در باب تم و نقص عقل و تفاوت آن با علم و نقش پیشفرضها در متدولوژی علوم و تحریف یا عدم تحریف قرآن و تاریخ اسلام و جنگهای مسلمین و ورود اسلام به ایران و مربوط بودن یا نبودن اسلام به عربیت و حتا حقانیت یا دروغ بودن اسلام و در نهایت اینکه خدایی هست یا نه، هم حرفهای اساسی و اختلافنظرهای اساسیای وجود دارد که مشغول شدن به یکی از آنها مثل گردگیری گچبری خانهای میماند که روی امواج سوار شده!
با این دو مطلب، بگذارید صریح باشم:
اگر خیال میکنید بنا دارم از احمدینژاد و دولتش دفاع کنم؛
یا از جمهوری اسلامی و همهی کارهایی که در آن ـ چه با اسم دین و چه بدون اسم آن ـ انجام میگیرد؛
یا از کشتارها و تحجرها و بیمغزیهای طالبانی و شبهطالبانی به اسم دین؛
یا از تفسیرهای ناشیانهی عدهای بیسواد یا مشتی مغرض از دین؛
یا حتا اگر گمان بردهاید که بنا دارم از اساس مفهومی به نام «دین» دفاع کنم؛
باید بگویم که سخت در اشتباهید.
شما چه کار به اعتقادات این حقیر دارید؟ شما حرف خودتان را بزنید!
دین، صاحب دارد. خودش میداند چهگونه از او محافظت کند:
«أنا ربّ الإبل، و للبیت ربٌ!»
منتها آرزو به دلم ماند که یک عزیزی پیدا بشود و همینقدر صداقت داشته باشد که بگوید از هر چه دین و خدا و پیغمبر و تو و امثال تو و… حالم به هم میخورد،
چون در این مملکت به تخصص بها داده نمیشود؛
چون به اسم اسلام دارید آدم میکشید؛
چون از «برکات دین» دارید استفاده میکنید و به ما چیزی نمیدهید؛
چون از جهل مردم سوءاستفاده میکنید و بر گردهشان سوار میشوید؛
چون فرهنگ ناراحتی و افسردگی را رواج میدهید و با نشاط و سرزندگی مخالفید؛
چون صداوسیما را قبضه کردهاید و هرچه میخواهید به خورد مردم بیچاره میدهید؛
چون تفسیرهای «مندرآوردی» میسازید تا دین را با افکار مدرن تطبیق دهید؛
چون بنزین را سهمیهبندی میکنید؛
چون نیروی انتظامی طرح امنیت اجتماعی را اجرا میکند؛
چون با توجیهات، سر خودتان را هم گول میمالید(!)؛
چون اگر منکر علی بخواهد در حال انکار نمازش را قضا کند، فایده ندارد؛
چون علم کاملاً بیطرف است و شما اما جانبدارانه حرف میزنید؛
چون فقط خودتان را و دین حنیف خودتان را ـ که چیزی هم ازش باقی نمانده! ـ برحق میدانید؛
چون به زور میخواهید اعتقاداتتان را به همه غالب کنید؛
چون میخواهید یک کمی گردنشان را ببرید؛
چون …
و من بپرسم:

«خوب؛ همه درست. اما چه دخلش به دین؟!»…
————————————————————————
تلنگر:آقایان «کویرزاد» و «عقل»، اگر کسی یا جایی برای نوشته های اینجا پول میدهند، مال من هست، دعوا نکنین
دوستان عزیز، آقایان یا خانمها، کویرزاد، عقل، همدرد و دیگر عزیزان: اگر دینداران بگویند با بی دینان نباید بحث کرد و بی دینان به دینداران بگویند شما فلسفه بافی میکنید نباید با شما بحث کرد، به هیج جا نمی رسیم، در حقیقت همین جا که هستیم می مانیم یعنی همین مشکلی که وجود دارد، انسانها همدیگر را می کشند چون حاضر نیستند به حرف هم گوش کنند، هر کسی حرف خودش می زد و خودش را حق مسلم میداند و وقتی هم ناراحت شدند دست به اسلحه می شوند.
ولی جالب اینکه همه از این وضع کنونی جهان ناراضی هستیم در حالی که ما خود انسانها این دنیا را اینگونه غیرقابل تحملش کرده ایم!
بحث کردن یعنی همین، بحث کردن یعنی گقتگوی دو یا چند نفر که با هم اختلاف نظر دارند که چون اختلاف دارند و هر کس عقایدی دارد که بر آن باور دارد ممکن است کلمات درشتی هم رد و بدل شود و با عصبانیت همراه باشد ولی نباید بحث به جنگ تبدیل شود. بحث قانون جامعه انسانهاست و جنگ قانون جنگل.
با عرض معذرت اگر واعظانه اینجا نوشتم
آقای کویرزاد، شما گفتید که سوالات زیادی مطرح شده که نمی دانید به کدام جواب بدهید و گفته اید که جواب دادن مثل گرد گیری گچ بری خانهای میماند که روی امواج سوار شده!، یعنی بی فایده است!
چون بحث اصلی بر ریشه احکام دینی است و شما گفتید که انسانها چون عقل ناقص دارند نمیتوانند ریشه را بیابند، خواهش میکنم فقط به یک سوال به اندازه ای که وقتتان اجازه میدهد پاسخ دهید:
اگر عقل انسانها ناقص هست و نمیتوانند ریشه احکام را بیابند ، بفرمایید چگونه انسانها میتوانند با این عقل ناقص به وجود خدا و پیامبران و … (اصول دین اسلام) پی ببرند؟
فکر نکنید که به من دارید پاسخ میدهید، هر آنچه شما بگویید اینجا منتشر میشود و خیلی ها آن را میخوانند، بدین طریق کسانی که این نوشته را دنبال میکنند میتوانند از نظرات موافق و مخالف مطلع شوند.
جواب های شما هم جواب «کویرزاد» نیست، چون هیچ کس شما را نمیشناسد، جواب شما نماینده یک نظر است.اگر هم احساس میکنید نظرات مخالف شما اینجا بیشتر هست، از چند نفر که نظر متفاوتی دارند دعوت کنید که نظرشان را اینجا بنویسند و تنوع نظر بیشتری داشته باشیم.
کوریزاد جان، اگر یک مروری بر نوشته خوتان بکنید میبینید که آن کسی که انگ و اتهام تعصب را پیش کشید خود شما بودید.
شما البته تخصص ویژه ای در شلوغ کردن کافه دارید دوست من!(-:
ولی مقصود من از این تعصب اشاره به عام بود (که ناچار دیندار بی تعصب نمیشود) اگر از ابتدای مطالب مرور کرده باشید در می یابید که مجموع سخنان مطرح شده سعی دارد از یکی دانستن رفتار حکومت با آنچه که به اسلام منسوب است دوری کند.
(گرچه که این همان دایره چهار گوش است که یافت نمیشود! یعنی بناچار اساس دینی هر حکومتی به همین ها که خود شما بر شمردید میرسد. کار امروز و دیروز هم نیست. یا نمونه های آنرا قبول دارید یا اینکه حتما باید خود تجربه کنید که الحمد الله رب العالمین جمهوری اسلامی این تجربه را به سمع و نظر شما میرساند)
راجع به موضوع احکام و بطور مشخص روزه در اینجا صحبت شد که به آن پرداخته ایم. و البته که هر کسی نظری دارد. موضوعی که در ادامه آمد این بود که خوب این نظر شما و آن هم نظر ما. حالا چه؟ حالا تکلیف آنانی که نظری جز نظر شما دارند چیست؟ حضرت محمد (ص)! اینان را میکشتند، شما میخواهی بگویی بنظرت نباید اینکار را کرد؟ آیا لازمست دوباره و سه باره و … صدباره بپرسیم؟ یک وقت هست شما نظری میدهید و دیگران گوش میدهند و به اندازه درکشان میپذیرند یا نمیپذیرند. یک وقت هست که شما یک نظر میدهی که پشت سرش هر کس نپذیرد باید برود سینه قبرستان. موضوع اینست عزیز دل. تعصبی هم که گفتیم همین است.
گفتیم از برکات این اعتقاد نصیب بردید، دیگران که برکتش را نمیخواهند چه باید بکنند. منظور واضح بود، مگر اینکه شما بگویید خدا برکتی نصیبتان نکرده که آن وقت اعتقاد شما کمی جای سوال دارد.
صحبت از اعتقاد بی منطق میفرمایید ولی به فهرست بلندبالای سوالات بی جواب ما کاری ندارید!(-:
با اجازه شما بنده یک جمع بندی مجدد میکنم که باز کافه به هم نریزد!
خلاصه کلام شما اینست «احکام اسلام را واجب میدانیم چون خدا از طریق وحی به رسولش گفته است. اینکه به علت عقلانی آن پی ببریم یا نه دلیل بر رد آن نمیشود» درست گفتم؟
خلاصه کلام بنده اینست » بسیار عالی، خداوند شما را از برکات ایمانتان بهره مند کند، تکلیف دیگران چه میشود؟»
یعنی عزیز دل در دنیا هزاران دین هست (که در حال افزایش هم هستند) در همین اسلام دو دسته بزرگ سنی و شیعه را داریم که تشیع خود دسته های مختلف دارد. (اگر نمیدانید بفرمایید خدمتتان عرض کنم) همین شیعه ۱۲ امامی هم مراجع بسیار دارد! این قرآن که میفرمایید معجزه است بیش از ۱۰ نسخه مختلف دارد…
در میان این همه گرایش و اختلاف نظرتکلیف دیگران چیست؟ شما اینرا جواب بدهید.
باز هم عرض میکنم قضاوت با خوانندگان است نه اینکه بنده یا شما فکر کنیم عقل کل هستیم و هرچه بگوییم منطقی است و دیگرانند که نمیفهمند! نه، اینطور نیست.
اما اینکه دخلش به دین چیست عزیز من، دخلش آنجاست که حضرت در همان زمان خود دستور قتل مخالفان را میداد. اگر در میان آن کتابهای معتبر که خواندی نمونه اش را سراغ نداری بگو تا برایت نقل کنم.
حضرت دستور کشتن کفار را میداد. کافر کیست؟ کسی که جز ایشان فکر میکرد.
این چیزی است که شما کاملا و بصورت منطقی و با مطالعه نظرات فرزانگانی مثل مطهری به آن رسیدی؟
اینقدر مثال در این باره هست که در اینجا نمیگنجد و باز هم همچنان شما با مطالعه کتب معتبر اندیشمنداتان حقیر را متعصب مینامید!(-:
در ایران درست است که اسلام واقعی نیست ولی اسلام واقعی هم آنچیزی که شما فکر میکنی نیست! اگر اسلام واقعی را یک هفته اجرا میکردند که از ایران فراری بودی!
بنده هم مشکلی با مسلمین گرامی ندارم، ولی علت مخالفتم از آن مثالها که شما برشمردی در نمیاید! چون اینجا که حقیر هستم سهمیه بنزین در کار نیست. گرچه بنده اتومبیلی هم ندارم ولی مردمان دیگر کار میکنند و پول بنزین وارداتی را میدهند. اکثریت هم به اسم مسیحی هستند ولی مسلمانان هم براحتی کار و زندگی میکنند! اینها نتیجه همان دخلش به اسلام چیست است عزیز دل! در انتظار پاسخ گرم شما هستم.
خوب است! اینجا هم دست از تفسیر نظرات دیگران به نفع خود برنداشتید. عادت خود را در این زمینه همه جا با خود دارید.
در نهایت یک راه حل خلاقانه به ذهنتان رسید که بله! اول تفسیر ، بعد تکذیب و انکار سنخیت بحث مطرح شده و نظرات با دین
حداقل این کار را درست انجام می دادید و سوتی نمی دادید.
این جمله شما بنده را خیلی تحت تأثیر قرار داد:
««خوب؛ همه درست. اما چه دخلش به دین؟!»»
بله همانطور که شما اشاره کردید، به هیچ وجه در مورد دین صحبت نکردیم. بلکه بحث من و دوستان در مورد بررسی ارتباط ایزوتوپ های اورانیوم و روشهای غنی سازی با سهمیه بندی بنزین در جهت یافتن روشی برای آبیاری گیاهان دریایی است!
- اینکه دین گفته هر کس بر خلاف تعالیم دین صحبت کرد یا عمل کرد، به شکل وحشیانه بزنید و ببرید و بکشیدش ربطی به دین ندارد؟
- اینکه پیامبر شما با اعراب وحشی به اسم خدا، هر کاری دلشان خواست، کردند ربطی به دین ندارد؟
- ایرادات کتاب دینی یا همان قرآن، ربطی به دین ندارد؟
- اینکه قرآن و تعالیم اسلامی، پاسخگوی نیازهای امروز انسان مدرن نیستند هم ربطی به دین ندارد؟
- ایرادات گرفته شده به اسلام، توسط سایر دوستان هم ربطی به دین ندارد؟
خوب این دین که می گویید تعریفش چیست؟ نکند شما دینتان ربطی به قرآن و پیامبر و تعالیم دینی اش ندارد؟ آخ که نمی دانستم.
شما بفرمایید که چه چیزی به دین ربط دارد که بنده و سایر دوستان هم مستفیض شویم.
«هو الهادی»
سلام به همهی دوستان.
حقیر ـ همانگونه که دوستان طرح فرمودهاند ـ قصد جسارتی نداشته و ندارم. خصوص آنکه اینجا ـ به تعبیر «تلنگر» عزیز ـ کسی کسی را نمیشناسد و اکثر دوستان حتا از بیان نام کوچکشان هم ابا دارند!
ما هم این حرفها را نزده و نمیزنیم که کسی را قانع و یا ـ خدای ناکرده ـ متهم کنیم و تفسیر به رأی نماییم. بلکه یک ویر ذاتی داریم به اسم «عشق کل و بل» که اگر مدتی تنها باشیم، با در و دیوار هم شروع میکنیم بحث کردن! (شاید آن دوست عزیزم درست به همین دلیل وبنوشت شما را به من معرفی کرد!)
شلوغ شدن هم ذاتی این جور بحثهاست «همدرد» عزیز! و اجتنابناپذیر.
فرمودهاید:
«اگر عقل انسانها ناقص هست و نمیتوانند ریشه احکام را بیابند ، بفرمایید چگونه انسانها میتوانند با این عقل ناقص به وجود خدا و پیامبران و … (اصول دین اسلام) پی ببرند؟»
عرض میکنم:
باید بدانیم منظور از نقص عقل چیست. یعنی انسانها از درک حقایق عاجزند؟ یعنی علوم بشری همگی ظنی و غیرقابلاتکا هستند؟ آیا فلسفه ـ که محصول عقل خالص است ـ چیزی توهمی و تنها یک بازی برای فکر کردن است؟
حتماً منظور این حقیر اینها نبوده و نیست.
صحبت در این است که «حقایقی در عالم وجود دارند که عقل بشر به حوزهی آنها راهی ندارد» و ـ متأسفانه یا خوشبختانه ـ مؤثر در سرنوشت انسان و ابدیت او هستند. من نمیگویم چنین چیزی خوب است یا بد. بل از یک «واقعیت» صحبت میکنم.
میتوان یک امپریسیست بود و همچون آن دانشمند پوزیتیویست ـ که اسمش را فراموش کردهام ـ گفت: «من تا خدا را نتوانم زیر تیغ تشریح بیاورم، به وجود او ایمان نخواهم آورد.» و یا میتوان به حقایقی قایل بود که حسی و تجربی نیستند. من از گروه دوم هستم.
لذا از نگاه یک انسان معتقد به ابدیت و جهان جاوید، نمیتوان با بیاعتنایی گفت کاری ندارم به اینکه چه چیزی به سعادت من منجر میشود و چه چیزی به شقاوت من. پس باید دست به دامان منبعی شوم که خطا در او راه ندارد.
اما در باب تحقیق در اصول دین، عرض میکنم که این موضوع ربطی به تم و نقص عقل ندارد. حتا اگر بپذیریم عقل انسان کامل است، باید بپرسیم عقل کدام انسان؟ من؟ شما؟ فیلسوفان؟ پیامبران؟ کدامیک؟
حقایقی که از آنها با عنوان «اصول دین» یاد میکنیم، همگی لایهلایه هستند و ساحتهای متعددی دارند. این لایهها البته با هم در تضاد نیستند و همگی در طول هم قرار میگیرند.
یک وقت شما خدا را مانند آن پیرزن نخریس قبول میکنید که میگفت «این چرخ نخریسی من بی وجود من نمیچرخد؛ پس چهگونه این عالم بی وجود یک خدایی میتوانند امورش بگردد؟»؛ یک وقت همچون آن فیلسوف، معنای توحید را با لایههای عمیق عقلتان «درک» میکنید؛ یک وقت هم همانند آن عارف، وجود خدا را در اعماق وجودتان «شهود» مینمایید و در و دیوار را جلوهاش میبینید. اینها با هم تعارضی ندارند.
معروف است که اگر ایمان سلمان فارسی را به ابوذر غفاری میدادند، ابوذر کافر میشد!
از این رو، همه به توحید و معاد و نبوت میتوانند پی ببرند، هر کس به اندازهی بهرهی فکرش. «امرنا أن نکلم الناس بقدر عقولهم»
اما در حوزهی احکام، آن عارف همان نمازی را میخواند که آن فیلسوف، و آن فیلسوف همان روزهای را میگیرد که آن پیرزن. منتها یکی برای خشک نشدن شیر گاوش عبادت میکند و دیگری برای آنکه ذرهذرههای وجودش این عبادت را میطلبند.
خلاصه کنم:
علیرغم نقص عقل ـ با همان شبهتعریفی که عرض شد ـ اصول اعتقادی را به اندازهی سعهی عقلی میتوان فهمید. هم از این روست که هر کس میخواهد ایمان بیاورد، باید به اندازهی فهمش، اصول دین به او توضیح داده شود تا بپذیرد.
و «همدرد» فرمودهاند:
خلاصه کلام بنده اینست ” بسیار عالی، خداوند شما را از برکات ایمانتان بهره مند کند، تکلیف دیگران چه میشود؟”
عرض میکنم:
1. اینکه اسلام شاخههای متعدد دارد و هر شاخهای باز نحلهای و هر نحلهای مرجعی، معنایش این نیست که هر یک دیگری را کافر بدانند و مستحق مرگ! ایمان یعنی «اقرار به وحدانیت خدا و رسالت نبی اسلام» و هر که به این دو شهادت داد، جان و مال و آبرویش در ذمهی اسلام است.
2. قرآن «یک» نسخه بیشتر ندارد و آنچه که به گوشتان خورده، «چهارده» روایت برای قرائت آن است و تفاوت آنها در نحوهی تلفظ کلمات است، نه حتا در یک کلمه و حتاتر، در یک حرف!
3. در اسلام، هرگز کسی به جرم «کافر بودن» کشته نمیشود. آنچه که «جهاد ابتدایی» را دامن میزند، وجود حکومتهای جور و ستمی است که مانع رسیدن پیام «توحید» به مردم سرزمین خود میشوند. آنگاه خود آن مردم هستند که برای ایمان آوردن و یا نیاوردن تصمیم میگیرند.
4. بد نیست بدانید چنین جهادی، از شؤون امام معصوم است فقط؛ در زمانی که معصوم(ع) حضور ندارند، این نوع جهاد هم تعطیل میشود.
5. آنچه که در تاریخ راجع به جنگها و کشتارهای مسلمانان صدر اول اسلام خواندهاید ـ یا شاید هم شنیدهاید فقط ـ از چند حال خارج نیست:
الف) جهاد ابتدایی که توضیحش گذشت.
ب) قتل مرتدان و ازدینبرگشتگان.
ج) قتل همپیمانان مسلمانان که به آنها خیانت کرده بودند (همچون یکی از طوایف یهود).
د) قتل کسانی که در احکام جزایی اسلام، جزایشان مرگ است. (همچون قاتلان، متجاوزان به نوامیس و…).
…
در هر یک از موارد فوق که سؤالی باشد، باید صراحتاً روشن شود و موضوع بحث قرار گیرد.
6. جنجالیترین حکم میان آنچه که گذشت، «ارتداد» است که بحث پیرامون آن، مجال مبسوطی میطلبد و این حقیر مترصد دریافت نظر بزرگواران هستم.
نیز فرمودهاید:
«اگر اسلام واقعی را یک هفته اجرا میکردند که از ایران فراری بودی!»
عرض میکنم:
یا شما درست اسلام را نفهمیدهاید یا این حقیر. در هر صورت، من چنین گمان نمیکنم و معتقدم هر جا به اسلام حقیقی عمل شد، نتیجهاش جذب بود و نه فرار.
باید کمی دقیقتر به برخی پدیدهها و حقایق نگاه کنیم.
و «عقل» عزیز!
لازم نیست رادیوایزوتوپها و ارتباطشان با سهمیهبندی بنزین را به رخ ما بکشید.
مطمئن باشید که بسیاری از آن حرفها دخلی به دین ندارد.
متأسفم که نمیتوانم به سؤالات عوامانه و لمپنیستی جنابعالی پاسخی بدهم.
زیاده جسارت است!
عزیز کویرزاد
۱- «ایمان یعنی «اقرار به وحدانیت خدا و رسالت نبی اسلام» و هر که به این دو شهادت داد، جان و مال و آبرویش در ذمهی اسلام»
اول اینکه اثبات این جمله شما فقط صرف ادعای آن است یا نحوه عمل رسول خدا و مسلمین در این ۱.۵ قرن گذشته؟ بعد اینکه اگر کسی خواست ۲ خدا داشته باشد یا فکر کرد که محمد (ص) رسول خدا نبود چه؟
اینکه شما میفرمایید را من عقیده شخص شما به عنوان یک مسلمان خوش نیت فرض میکنم و متاسفانه نمیتوانم بپذیرم که واقعیت تاریخی و نیز آنچه امروز رخ میدهد تاییدی بر این صحبت باشد.
۲- این نحوه صحبت که (به گوشتان خورده) را نمیپسندم و بطور کل یک جور مغلطه است! اما خدمت شما عرض میکنم حتی اگر یک زیر و زبر از آن تغییر یافته باشد معنایش نقض یگانگی و جاودانگی و … است. با عرض شرمندگی تفاوتها آنقدر هم جزیی نیست! در شماره آیات و کتابت کلمات و اعراب و حتی کم و زیاد بودن کلمات با هم فرق دارند! و این تازه در شرایطی است که اگر خلیفه عباسی (المقتدر) دستور از بین بردن باقی قرآنها را نمیداد تا امروز تعییرات بزرگتری هم رخ داده بود. (بگذریم از اینکه اساسا چه گفته است این قرآن عزیز) با این وجود باز هم تعداد کتابتهای قرآن بعد از این خلیفه هم افزایش یافت!
پس اول اینکه قرآن یکی نیست، دو اینکه اگر همین الان اگر کسی در قرآن دست برد گردنش را نزنند بعد از مدتی متن آن دست خوش تغییر میشود، سه اینکه کسی باید به ناچیز بودن این تفاوتها اشاره کند و قابل چشم پوشی بداند که نیاید از روی زیر و زبر قرآن را تفسیر کند! و آنرا همانطور که خوانده میشود معنی کند. وقتی بابت یک اعراب علمای گرانقدر تفاسیری از این کتاب نفیس در میاورند که کله آدم سوت میکشد دیگر نمیشود آنرا تفاوت ناچیز دانست.
۳ و ۴ – (-:
عزیز دل این که گفتی تفسیر شیعه است! ابوبکر امام معصوم بود، عمر بود یا عثمان؟ حالا برگرد به همان بند ۱ که میگویی اختلاف مذاهب مختلف اسلام اهمیتی ندارد. ضمن اینکه پس شما باور داری که امام معصوم بیاید جهاد ابتدایی هم قابل قبول است؟ من با کشتن مشکل دارم، دیگر خوانندگان را نمیدانم.
۵- مشکل بر سر همه موارد کشتن است که گفتی! و خوشمزه آن چند نقطه آخر آن فهرست کشتار است که بر شمردی، چون پایانی هم ندارد و عزیزان مسلمان همیشه یک چند نقطه آخر را باز میگذارند برای وقتی که کشتن افرادی بابت موارد پیش بینی نشده لازم میشود!(-:
پس شما قتل مرتد را صحیح میدانی؟ وقت کردی برای دوستان بنویس که مرتد چه کسی است. شما که فکر میکنی من این داستانها به گوشم خورده یک زحمتی هم بکش ماجرای قتل عام آن یهودیان پیمان شکن (بنی قریظه) که اشاره کردی را بنویس. شما بنویس که مسلمان خوبی هستی، من چیزی نمیگویم.
۶- نظر بنده برخلاف نظر شما (که ننوشته میدانم ناچار به نوشتن چند صد صفحه کتاب هستید تا شرایط و دلایل کشتن مرتد را برشمارید) خیلی خلاصه است. آن کسی که شما میگویید مرتد یک انسان با یک باور دیگر جز اسلام است و با کشتن انسانها بخاطر عقیده مخالفم.
با این جمله شما در موافقت کامل هستم که گفتید «یا شما درست اسلام را نفهمیدهاید یا این حقیر»
موضوع هم همین است. چه کسی باید اسلام را معنا کند که واقعیش چیست؟ من تاریخ ذکر میکنم، شما تفسیر میکنید. بسیار خوب، اگر می شد هر کسی با باورش زندگی کند این هم مطلبی نبود. مشکل از جایی شروع میشود که هر کسی با تفسیر خودش شروع به دلیل تراشی برای کشتن و حذف دیگران میکند. راستی اگر جایی اسلام واقعی را که مجذوب میکند و مسبب آسایش انسانها شده پیدا کردی به من هم بگویید تا به آنجا بروم.
«باید کمی دقیقتر به برخی پدیدهها و حقایق کنیم» تمنا میکنم این جمله را تکرار نکنید!(-: آخر چرا شما و برادران دیگرتان هر کجا بحثی و سوالی میشود مرتب این را تکرار میکنید؟! اگر به فرمایش شما برسیم دقیق بودیم و نرسیم غافل؟ این چه استدلالی است برادر من.
«علی آقا» آينه چون نقش تو بنمود راست خود شکن، آيينه شکستن خطاست.
دوستان عرض نکردم که امثال علی آقا وقتی نمی توانند جواب سوالها را بدهند، توهین می کنند، شعار می دهند، برچسب و انگ های مختلف مثل ناقص العقل بودن، لمپن و عوام بودن، نثار طرف مقابل می کنند. اگر دستشان به امثال من برسد، من را هم مثل دیگران، در راه خدا و دینشان همچون «بزغاله» قربانی می کنند.
علی آقا اگر خودت نخواهی چیز جدیدی یاد بگیری، هیچ کس نمی تواند مجبورت کند که بیاموزی.
***********
سلام و درود بر هموطنان هوشمند و پژوهشگر
***********
بنده تا کامنت 25 مشغول مطالعه ی نظرات متنوع و مختلف و متضاد (البته در الفاظ) بودم که به نظرم رسید کتابی روایی و حدیثی بسیار قدیمی از علامه شیخ صدوق(ره) هست بسیار جالب بنام «علل الشّرایع» که جستجو در روایات ائمه اطهار و پیامبراسلام نموده و آنچه مربوط به علت (نه فلسفه ی) احکام و دستورات قرآن و اسلامه جمع آوری نموده و تاکنون در اختیار علاقمندان هست و بنده هم خیلی دوست داشتم داشته باشم که با سرچ کوتاهی نشانی کتاب الکترنیکی اون رو پیدا کردم با فرمت pdf که براتون می گذارم:
http://www.zandiq.com/fa/library/?p=238
خواهشمندم برای شروع و پس دانلود نمودنش از راپیدشیر (بعدازکلیک روی freeuser) با آکروبات ریدر بازنموده و به صفحات 227و229و523و531 از فایل دومش نظری بیاندازید و پاسخ پیامبراسلام و برخی ائمه اطهار رو به سؤالاتی اینچنینی ببینید!
گرچه اصول دین که نیاز به تحقیق و پژوهش قبل از قبول داره کاملا با فروع دین که پس از قبول عقلی و استدلالی اصول بر مسلمان واجب میشه نیازی و ضرورتی به دلیل و دانستن فلسفه و علل نداره اما عقاب و عذاب و حساب و کتاب و پاداش موعود خداوندگار سرجایش باقیست و سستی و تنبلی و بهانه گیری پس از قبول اصول دین بخاطر ندانستن علل و فلسفه ی فروع دین مورد پذیرش حق تعالی نخواهدبود و قهر و خشم او حتمی و نزدیک است مگر توبه ی نصوح را نصیبمان کند و در تقویت و استحکام اصول دینمان یاریمان دهد و ….
**********
پیروز باشید
سلام به همه دوستان حاضر
من تقریبا تمام اظهارات دوستان رو خوندم و خیلی از مسائلی رو هم که نمی دونستم برام روشن شد.
از دوستان من 1 خواهشی داشتم . ببیندید نظر هر کسی برای خودش محترم و متین هست خواهشاً به همدیگه توهین نکنید .
من خودم آدم خیلی دینی نسیتم. ولی چیزی که به عقلم میرسه اینکه به خدا اعتقاد دارم به پیامبرش محمد هم اعتقاد دارم به کتابش قران هم اعتقاد دارم.
- من انجوری که فهمیدیم همتون خدارو به عنوان خالق خودتون قبول دارید.
- لااقل 80 % شما کتابش قران رو هم قبول دارین.
من دیگه به همین دو مورد بسنده میکنم و از این جلوتر نمیریم و پیامبران و امام هارو کمپلت بی خیال میشم.
اگه شما خدارو به عنوان خالق یعنی سازنده یعنی طراحی کننده جسم و روح تون و کتابش قرآن رو از طرف اون میدونین باید بگم دیگه بحث کردن در مورد روزه ، شراب ، گوشت خوک و سگ اینا وقت حدر کردنه.
مگه نه اینکه شما میرید 1 ضبط صوت خونگی میخرید دفترچه درست استفاده کردن رو از فروشنده دریافت نمیکنید. توش نوشته سطل آب رو بردار بریز روش ؟
اونیکه منو خلق کرده بهتر میدونه چی برام خوبه چی برام خوب نیست.
————————————————————————————-
تلنگر: من که نمی فهمم منظور شما از اینکه می گویید «من آدم خیلی دینی نیستم» چیه، وقتی شما به خدای اسلام و پیامبرش و کتابش و فروع دینش اعتقاد دارین! شما به چی اعتقاد ندارین که فکر می کنین دینی نیستین؟
راستی شما چطور این آمار 80% رو بدست آوردین؟
آدم از خوندن کامنتهای بعضی از این دوستان واقعا متاسف میشه. آخه بابا جان، تا کی میخوایم سرمون رو بکنیم تو برف و قبول نکنیم که پذیرفتن بی چون و چرای دین، هر دینی که باشه، در واقع اجاره دادن بالاخونه است. تو رو خدا از طرزفکرهایی که یک سری فرضیات رو به عنوان اصول اثبات نشده، که دین بهتون معرفی کرده، اساس نتیجهگیریتون قرار میدید، دست بردارید. هیچ چیزی کاملا نمیتونه درست یا غلط باشه، اسلام هم خیلی چیزها داره که درستن و خیلی چیزها داره که غلط هستند. فرهنگ غرب هم همینطور.
بیایید در فکر کردنمون منصف باشیم. به نظر من آقای تلنگر تا حدود زیادی حرف حسابی داره میزنه.
rooze zararhaye zyadi dare mesle ghelzate khoon, dar mahe ramazan sakte zyad mishe, amare vezarate behdasht ra negah konid, az margomir dar in mahe nahs
من نمیدونم نظرگاه نویسنده چیه ولی علی ای حال توی این متن حرف ضد دینی ندیدم؛برخی از علمای متدینین هم عقیده دارند که دلیل علمی چیدن برای امور عبادی من جمله اینکه نماز ورزشه یا روزه برای بدن مفیده موجب دوری از قربت مبیشه.البته لحن نویسنده رو نپسندیدم که اون هم سلیقه ایه.
استفاده کردیم ممنون از همه
یک پرسش ساده از دینداران مسلمان مسیحی یهودی …کمی چشمان را باز کنید بعد از چند هزارسال از امدن ادیان برساخته عهد باستان جز جنگ و جنایت و عقب ماندگی دیگر چه خروجی از اینان میتوان دید همه ادیان ایا به اندازه یک قرص ضد اسهال به درد بشر خورده است؟؟!
میشه یک نفر جواب من رو بده که تعداد کشته های جنگ های جهانی چقدر بوده؟ یا کشته های حمله اسکندر؟ یا کشته های جنگ های ناپلئون؟ یا کشته های سپاه روم؟ یا کشته های حمله آمریکا به سرخپوستای بدبخت امریکا؟ یا کشته های نبردهای چین و ژاپن؟ یا کشته های همین چند دهه اخیر سر گسترش دموکراسی؟ کشته های ویتنام؟
میشه بگید خونخوارترین حکام دنیا چه کسانی بودند؟ چنگیز؟ وایکینگها؟
این کشتارها هیچ ربطی به دین نداشتند! چرا کسی به حقیقت توجهی نداره؟ و به کلاهی که داره سرتون میره؟
سیاستمداران غربی هنر خوبی در فریب دادن مردم دارند و جالبه که چون واقعیت های تاریخی رو نمیتونن انکار کنند مجبور به اینچنین شایعه پراکنی درباره دین شدند!
ذکر بدیهای و زشتی های یکی هیچ از زشتیهای دیگری کم نمیکنه. اگر تا فردا یک لیست پر کنی که کی چقدر کشته، هیچ از زشتی و بدی کشتار اسلام کم نمیکنه. فقط یک فرقی اینجا هست این قتلها که گفتی توسط فرستاده خالق هستی!!! برای ارشاد و ترویج اخلاق نیک انجام نشده.
این حکام قاتل که گفتی حداقل شیاد نبودن. ادعای پیغمبری نداشتن.
مشکلی نیست، تو اوقدر خوک و شراب بخور تا سیر بشی.آخه الدنگ،اروپاییها و آمریکاییها خوب به مضرات شراب و گوشت خوک واقفند،تو چته زر میزنی؟مثل اینه که بگی دروغ از نظر بعضیها بده،چون در قرآن اومده و هیچ دلیل علمی و منطقی ندارد.آی خدا،به کسی که عقل دادی،چه ندادی؟و به کسی عقل ندادی ،چه دادی؟؟؟
———————————————–
تلنگر:
۱) مشکل اصلی اینه که خوردن خوک و شراب توسط من شده مشکل زندگی شما. ایکاش ذره ای به حرف خودت اعتقاد داشتی و برای دیگران تعیین تکلیف نمیکردی که چی بخورن و چی نخورن و اگر طبق دین تو رفتار نکردن شلاق بزنی و مجازات کنی.
۲) شراب و گوشت خوک مثل همه غذاهای دیگه فایده و ضرر داره. آنفلانزای مرغی یادت هست؟ از گوشت خوک بود یا گوشت حلال پرندگان؟ ضرر نوشابه قندی حلال بیشتره یا شراب حرام؟ (به مدت یک ماه هر روز نوشابه بخور ببین چه بلایی سرت میاد) آب مایه حیات هست. تو روزی ۱۰ لیتر آب بخور بعد از یک هفته دار فانی را وداع خواهی گفت. هر خوردنی اندازه داره، کمتر و بیشترش ضرر داره. اگر شراب را گاهی وقتها و به اندازه بخوری هیچ ضرری نداره فوایدی هم داره درست مثل مصرف آب که برات گفتم.
۳)در ضمن هیچ وقت در آمریکا و اروپا بودی ببینی چقدر گوشت خوک مصرف میکنن و متوسط عمرشون هم بیشتر کشورهای مسلمونه؟ (عمرشون به خاطر گوشت خوک زیاد نشده بلکه میخوام بگم کم هم نشده.)
۴) دروغ از نظر همه انسانها بد هست. هر کس انسان ۲ پا هست دروغ را بد میدونه چون مربوط به طبیعت انسانه. دانشمندان براش دلیل علمی هم دارند.
۵) قرآن معتقده اکثر مردم لایعقلون هستن. شما خودت را جزو اکثریت میدونی یا اقلیت؟
مضرات گوشت خوك و شراب سالهاست توسط دانشمندان به اثبات رسيدن، مثل مضرات سيگار كه با وجود اينكه لطمات جبران ناپذيري كه به بدن ميزنه اما نه در اروپا ممنوعه و نه آمريكا.
————————————————
تلنگر: شراب و گوشت خوک مثل همه غذاهای دیگه فایده و ضرر داره. آنفلانزای مرغی یادت هست؟ از گوشت خوک بود یا گوشت حلال پرندگان؟ ضرر نوشابه قندی حلال بیشتره یا شراب حرام؟ (به مدت یک ماه هر روز نوشابه بخور ببین چه بلایی سرت میاد). آب مایه حیات هست. تو روزی ۱۰ لیتر آب بخور بعد از یک هفته دار فانی را وداع خواهی گفت. هر خوردنی اندازه داره، کمتر و بیشترش ضرر داره. اگر شراب را گاهی وقتها و به اندازه بخوری هیچ ضرری نداره فوایدی هم داره درست مثل مصرف آب که برات گفتم.
جدا از این حرفها، شما حرف علم را قبول دارین یا نه؟ اگر به فرض فردا علم بگه که مثلا شراب را اگر در فلان شرایطی مصرف کنید مفید است یا ضرر نداره، آیا شما حرف علم را میپذیرید یا به علم کار ندارید و دستور دین برایتان ملاک است؟
به جاي كينه ورزي با اسلام بهتره چهره واقعي و زيباي اسلام رو بشناسيم نه اون اسلامي كه حكومت به ما شناسونده .
zere moft?
ESLAM YANI GHORANO HADIS , akhund yani ghorano hadis
دوستان دقت کردید که جدیداً به جای «فحش» از کلمه «مسلمان» استفاده می شود. یعنی وقتی می خواهی تقریبا تمام صفات منفی را به کسی نسبت دهی کافی است به او بگویی «مسلمان» , واین کلمه به تنهایی بدترین فحش است. درنتیجه از این به بعد به مسلمین فقط کافی است بگویید » برو مسلمان «.
بحث تقابل اسلام و علم که شما داری الان روش مانور میدی مال 1400 سال پیش نیست! مال همین یکی دو قرن اخیره که چند تا کافر فراماسون تونستند روند علمی دنیا رو به سمت تجربه و آزمایش ببرند و هر چیزی که در آزمایشگاه ثابت شد رو علمی و هر چیزی که در آزمایشگاه ثابت نشد غیر علمی و مضر معرفی کنند! از این دست نمونه زیاده اما برای مسائلی مثل درد و احساس به مشکل خوردند! نتونستند در آزمایشگاه ثابتش کنند! و حالا ژن ها رو به خدمت گرفتند. ژن درد!ژن عشق! ژن عصبانیت! و همینطور مزخرفات دیگه! همه و همه برای سرکار گذاشتن ساده لوح هایی مثل شماست که فریب این دم و دستگاه آزمایشگاهی و به ظاهر علمی اونها رو می خورید. وگرنه زندگی واقعی چیزی ورای اینهاست.
واقعیت اینه که علم ابزاری شده برای مشغولیت ما و به هدر دادن پول های ملت های ضعیف! شما اگر به مکان خانه خدا گیر میدی یک مقدار به هزینه های گزاف پروژه های علمی و تسلیحاتی کشورهای غربی دقت کن! ببین که چقدر تسلیحات غربی داره به همون شورشی های افریقایی فروخته میشه و یک هزارم اون کمک به مردم فقیر نمیشه!
جالبه هر جا بحثی می کنم و نظری مخالف امثال شما میدم فورا میگن حتما منافعی در دفاع از حکومت یا اسلام داری! اما کسی نیست از امثال شما بپرسه: شما که نه سختی روزه به خودتون میدید نه تحمل ترک مشروب و سیگارتون رو دارید و نه حتی اعتقادی به خود خدا دارید چه نفعی از تخریب دین می برید؟ یک نفعش رو من برات بگم! بدون نیاز به دوندگی واسه ویزا و اقامت میتونی با نوشتن این اراجیف خودتو به عنوان پناهنده سیاسی برسونی اونور آب! به بهشتت! به جایی که کسی ازت واسه روزه گرفتن بازخواست نکنه! برو خوش باش!
روند علم باید کدوم طرف میرفت که این کافران از خدا بی خبر به سمت تجربه و آزمایش بردند؟ باید به سمت خیال و خرافات و توهم میرفت که شما اسمش را بزاری علم؟
شما جماعت حقتون هست مریض که شدید، زنجیرتون کنن به ضریح ائمه اطهار و یک مرجع عالم تقلید هم بزارن بالا سرتون شب و روز دعا بخونه و یک دونه دارو و درمان علم پزشکی به شما ندن تا بفهمید علم و تجربه و آزمایش یعنی چی و فرقش با توهم و خرافه و خیالات باطل چیه.
یک روز این کار را بر سرتون بیارن هم شما و هم اون عالم مرجع تقلید عقل به سرتون میاد و فرق علم و مزخرف را میفهمید.
تو نمیدونی نظر علم در مورد درد و احساس چیه چرا دیگران را احمق فرض میکنی و میگی علم جواب نداره؟ پس قرص مسکن که میخوری و دردت کم میشه را فکر کردی از تو حوزه علمیه قم با خوندن و این یکاد کشف کردن!؟ که میگی علم درد و احساس نمیدونه چیه؟ قرصهای افسردگی و روان گردان که خوشحال یا غمگین یا عصبانی مکینه ادم را تو حوزه علمیه نجف کشف کردن و یا از روی دعای امن یجیب سوره یاسین که در گوشتون خوندن؟
علم شده ابزار مشغولیت؟ همون که گفتم تو را باید بست به ضریح مطهر تا بفهمی علم در حق تو نادان چه کرده است.
تخریب دین؟؟ ما داریم خودمون را از شر این دین سراسر خشونت و تباهی و جهل رها میکنیم. اسلام برای جهالیت اومد و الان هم به درد جاهلین میخوره. این گلوی ما را گرفته داره خفمون میکنه. ما داریم لگد به بیضه این دین تباهی میزنیم.
قانون کشورمون ایران از مزخرفات اسلام پا کنید ما بی جا میکنیم به این دینتون گیر بدین. شما خود برین با این دین متعالیتون هر چه خواستین حال کنید به امیدی که حوری 70 تا 70 تا بهتون برسه. ما هم میخوایم بریم آتیش جهنم بسوزی.
خوشحالم از این همه بغض و کینه ای که نسبت به بنده داشتید! لااقل فهمیدم تا حدودی درست گفتم که باعث شدم انسان هایی مثل شما ماهیت واقعی خودتون که زبانی سراسر توهین و تهمت و تمسخر دارید نشان بدید!
راستی چرا دین گلوی شما رو گرفته و داره خفتون می کنه؟ مگه شما مشروب رو راحت نمی خوری؟ مگه هر وقت خواستی مهمونی نمی ری؟ مگه سر هر کس رو بخوای کلاه نمی ذاری؟ مگه هر وقت بخوای مواد مصرف نمی کنی؟ اون هم با کمترین هزینه! یک سر به کشورهای بدون دین بزن ببین این کارها چقدر برات هزینه بر میداره! اگر هم دستی روی گلویی باشه روی گلوی ماست که این دین رو پذیرفتیم ! شما غصه ما رو نخورید که مایه ننگ ماست! راستی این بار که خواستی متنی بنویسی کمی آرامش داشته باش اینقدر غلط املایی نداشته باشی! دین ما به ما توصیه کرده با مخالفین خود هم آرام و شمرده صحبت کنیم!
من شما را نمیشناسم که به شخص شما بغض و کینه ای داشته باشم. نخواسته باشید مظلوم نمایی کنید. من یک نوشته ای در اینجا خواندم از کسی که خود را حسین معرفی کرده. میلیون ها حسین وجود دارد. شما به خود نگیرید.
)؟ داستان صفیه زن محمد چیه؟ میدونی که بعد از جنگ محمد این زن را از چنگ یکی از سربازهاش در اورد و برای خودش برداشت؟ داستان ازدواج محمد با عایشه 6 یا 9 ساله در سن 54 سالگی را میدونی؟ داستان ازدواج محمد با خدیجه وقتی خدیجه 40 سال داشت و محمد 25 ساله را میدونی؟ داستان دستور کشتن زن بیوه ای که بچه شیره خواره هم داشت بوسیله محمد را شنیدی؟ که وقتی در شب این زن بچه شیرخوارش روی سینه اش بود را شمشیر در شکمش فرو کردند و محمد قاتل را تشویق کرد؟ میدونی جرم این زن چی بوده؟ بر علیه محمد شعر گفته بود. محمد پیامبر همون دینی هست که میگی گفته در مقابل مخالف آرام باشید؟
دین به خودی خود گلوی ما را نگرفته. بلکه قوانین جمهوری اسلامی که از دین اسلام گرفته شده گلوی ما را گرفته. مزخرفات در همه ادیان هست، بدبختی این است که در ایران این مزخرفات قانون شده و بلای جان مردم. من که گفتم شما این احکام عصر جاهیلیت را از قوانین کشوری که در عصر دانش زندگی میکند بردارید، با دین خود خوش باشید و رستگار شوید. به جای علم دستورات مبین دین اسلام را اجرا کنید (اینقدر هم این دستورات متعالی هست که الان با هزاران بهانه حاضر نیستین قبولش کنین. ) ما هم نه بغضی به شما خواهیم داشت و نه کینه ای همانطور که خیلی دوستانه با هموطنان مسیحی، یهودی، زرتشتی،بهایی، درویش و … زندگی میکنیم. نه آنها با ما کاری دارن و نه ما با دینشان.
مشکل ما از مشروب و مهمونی گذشته. مشکل اینه که عقیده ای غیر از عقیده جاهلیت اسلام داشته باشیم سرمان را از دست میدهیم بدست عده ای جاهل وابله. (این یکی از اون قوانین مبین دینتون هست که خجالت میکشید تایید کنید قرآنتون این دستور را بهتون داده)
راستی نمیدونستم که قوانین اسلام در ایران پیاده میشه که همه بتونن راحت سر هم کلاه بزارن و مواد مصرف کنن و الکل بنوشن و … حالا فهمیدم هدف از اسلامی شدن جامعه چیه
از کدوم دین داری صحبت میکنی که تو را دعوت به آرامش کرده؟ مطمئنی تو مسلمون هستی؟
تو به احتمال زیاد مثل خیلی از مسلمانان سینه چاک اسلام یک بار هم قرآن را برای فهم نخوندی و فقط تلاوت کردی. خود الله در قرآن میگه من خشمگین میشم تو میگی آرامش؟ بارها در قرآن گفته که بکشید هر کس که مخالف شماست حالا شما مسلمون شدی؟
داستان بین قریظه که محمد دستور داد و علی سر میبرید را نشنیدی؟ نشنیدی که بعد از اینکه سر تعداد زیادی را بریدند، محمد و دارو دسته اش شروع کردن به برده گرفتن بچه ها و تجاوز به زنانشون (اسمش را گذاشتن ازدواج
احساس می کنم به جای قرآن داستانهای هزار و یکشب رو مطالعه کردی که به این نتایج رسیدی!
هیچ میدونستی که بیشترین تعداد آیه های قرآن صرف بیان مثال های تاریخی و بیان سرنوشت گذشتگان شده؟ و بعد از اون تعداد آیه هایی که از آینده خبر می دهند، و بعد از اون آیه هایی که درباره زندگی اجتماعی توضیح دادند، و همین طور موارد مختلف هست و جالبه که بدونی کمترین آیه ها درباره فرمان جهاد و به قول شما کشتن هست! و جالبه که شما اینقدر فهم عربی نداری که بدونی کلمه قتال در عربی به معنای جنگ هست! نه کشتن! شما میتونی جنگ کنی و کسی رو نکشی! همون کاری که شما الان داری انجام میدی!
راستی من نمی دونستم ازدواج زن 40 ساله با مرد 25 ساله جرم محسوب میشه!
احساس میکنم شما تاریخی که از آن برات کلی قانون و گناه و هزاران قانون اسلامی از توش در آوردن را نخوندی. من نگفتم این داستانها در قرآن اومده. چون از تاریخ و حتی از قرآن خبر نداری، نفهمیدی که کجاش در قرآن هست و کجاش در سنت. خشم که گفتم در قرآن هست: و اينها ما را به خشم آوردهاند. وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ ﴿الشعراء ۵۵﴾ بله الله شما مکار که هست، خشگمین هم میشه. این الله، سوپر منه
احتمالا چون نمیدونی، الله در قران میگه من مکار تر از شما انسانها هستم. 
و اما از داستانهای قران گفتی، نتیجه این داستانها چیه؟ در همه این داستانها آخرش الله چه کرده؟ خشونت یا مهربانی و لطف؟ همش تهش عذاب و نابودی اون قوم توسط الله بوده. این درسی هست که قرآن میده. البته قران این داستانها را میگه که مردم جاهل را بترسونه که حرفاش را باور کنن. مثل پدر مادرهایی که بچه هاشون را از لولو میترسونن که بچه حرفشون را گوش کنه. این همون دینی هست که میگی شما را به آرامش در مقابل مخالفتون دعوت میکنه؟
قتال در عربی به جنگ هم ترجمه میشه ولی تو زمون قدیم جنگی بوده که به کشتن ختم نشه؟ قتال، مناظره نیست که مثل 2 تا آدم با هم تبادل نظر کنن. مذاکره نیست، جنگ یا قتال که تو میگی با خونریزی همراه هست. من الان جنگ نمیکنم. البته شما اگر شنیدن هر حرف مخالفی را اسمش میگذاری جنگ، انسانهای دیگه به تبادل نظر موافق و مخالف نمیگن جنگ و قتال.
همچون قتال میگی که اگر کسی تاریخ اسلام را ندونه فکر میکنه محمد و علی میرفتن پشت میز گرد با مخالفینشون مذاکره و مناظره میکردن. همه افتخار علی اینه که شمشیرش 2 سر بوده، روده و شکم را زود میدرونده!!!!
ازدواج با زن 40 ساله جرم نیست ولی جوان 25 ساله بخاظر پول یا شهرت همسر زن 40 ساله بشه در شان کسی که ادعای پیغمبری داره نیست. ولی راستی نظرت در مورد ازدواج پیامبر 54 ساله با کودک خردسال چیه؟ از مکارم اخلاقه یا جرمه یا زشته؟
راستی نمیخواد عربی به من یاد بدی، برو به مراجع عظام تقلیدتون که صبح تا شب دارن عربی غرغره میکنن یاد بده که قتال و قاتلوا معنی جنگ میده و معنی کشتن نیست. تا حالا حکم قتل کلی مرتد را صادر کردن و کلی نویسنده که فقط قلم دستشون بوده و اسلحه هم نداشتن را مهدور الدم دونستن.