در حال رانندگی هستیم، در ایستگاه اتوبوس، سه نفر ایستاده اند. دختری زیبا با لبخندی دلفریب، رفیقی که مدت زیادی است دوستیم و پیرزنی خسته و رنجور که بر عصا تکیه کرده است. اگر فقط امکان سوارکردن یکی را داشته باشیم، کدام را سوار کنیم؟
دختر زیبا فرصتی است که شاید دیگر تکرار نشود! زر و برق دارد، دل آدم را می برد!
دوستمان بر گردنمان خیلی حق دارد، فردا روزی هم من کار بدست او دارم!
پیرزن گناه دارد، خسته است، مثل مادر خودمان است، از دردپا و کمر رنج می برد!
تصمیم گیری سختی است، نه؟ بین هوس، سیاست و وجدان کدام را انتخاب کنیم؟ تا بحال در موقعیت چنین تصمیم گیری قرار گرفته اید؟ فکر می کنید این وضعیت یک مورد خیالی است؟
این یک مورد خیالی نیست. ممکن است که هر روز برایمان اتفاق بیفتد. برای مثال، اگر سوار بر ماشین مسئولیت باشیم و فرمان مدیریت مملکت را در دست داشته باشیم:
پول و مقام آن دخترک زیباست که ما را وسوسه میکند. همکاران و دوستانمان که در مدیر یا رییس شدن ما تلاش کرده اند، آن دوست عزیزمان است که دستی برایمان تکان می دهد تا خوبیهای گذشته اش را بیاد آوریم. مملکت یا اداره یا گروهی که ما آنرا مدیریت میکنیم و پر از نابسامانی است آن پیرزن رنجور است. هوس میگوید پول و مقام را بچسب، دیگران به من ربطی ندارند؛ فردا معلوم نیست این پست و مقام داشته باشم؛ سیاست میگوید هوای دوست را داشته باش که فردا هوایت را دارد، دوست را بچسب تا دوره مدیریتت افزایش یابد. ولی وجدان میگوید مملکتت را آباد کن اگرچه با از دست دادن پول و مقام و دوست فرصت طلبمان است.
اعتراف میکنم که انتخاب سختی است و کار هر کس نیست. ایمان و اراده و اعتقاد بسیار قوی میخواهد تا وجدان را بر هوس و سیاست ترجیح دهیم. برای همین مملکت ما به تعدادی از این دست آدم های بزرگ نیاز دارد.
شما کدام را انتخاب می کنید؟ نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.
من دختر رو سوار می کنم و اگه جا بود دوست و پیرزن رو هم صندوق عقب یا رو بارگیر سوار می کنم
—————————————————–
تلنگر: صداقتت منو کشته!
خودمم پیاده میشم میرم پیششون منتظر اتوبوس میایستم.
—————————————-
تلنگر: تقسیم عادلانه فقر؟ اینکه دردی را از این 3 نفر دوا نمیکنه! فقط اون 3 نفر را دلخوش میکنه برای مدتی!
البته اين معما يك جواب داره كه من چون نميخوام لوسبازي در بيارم و چون جواب رو ميدونم زودي بگم، صداشو در نميآرم! :0) اما امیدوارم شما خودت جوابشو بدونی که بعد از گرفتن کامنتها بگی به ملت! ؛-)
——————————————————
تلنگر: جوابش تو فیلم 16Blocks هست، کسانی که میخوان جواب را بدونن میتونن این فیلم رو ببینن
الان که در شرایط واقعی نیستم! فکر میکنم پیاده بشم و با دوستم بمونم و دخت خانم هم پیرزن رو ببره درمانگاهی جایی!
ولی در شرایط واقعی چیکار میکنم؟ خودمم نمیدونم.
از طرفی اینقدا هم انتخاب سختی نیست چون این وسط فقط پیرزن بیمار در خطر هست و بقیه خوب میتونن صبر کنن.
اما این چطور ماشینی هست که فقط یک نفر جا داره؟!
پ.ن.
در یک مورد شاهد بودم دوستی خانم مسنی رو برای رسوندن به مقصد سوار ماشینش کرده بود (البته باد و بارون و طوفان نبوده، سر ظهر تو همین تهران خودمون بوده) و دست بر قضا این خانم بیماری قلبی داشتند که ضربان قلبشون با یک دستگاه تنظیم میشده و متاسفانه قبل از رسیدن به مقصد از دنیا رفتن. باور نمیکنید که ۱ماه طول کشید تا این بنده خدا آزاد بشه! میگفتن شما اصلا چه حقی داشتی سوارش کردی؟ اینه که سوال شما خیلی ربطی هم به ایران نداره.
————————————————–
تلنگر: همه جای دنیا، وقتی شما یک جسد را به بیمارستان میبرید، خوب شما را نگه میدارند، چون باید مشخص بشه که قتل بوده یا مرگ طبیعی، ولی اینکه چقدر سوال بی منطق از شما پرسیده میشه و چفدر رفتار بی منطق می بینید، بحث دیگری است.
اسم کاری که من کردم تقسیم عادلانه فقر نیست٬ سیاسته «خروج از حاکمیت»ه٬ همونکاری که خاتمی باید میکرد و نکرد!
————————————————
تلنگر: دوست عزیز، اینکه اگر نمیتونیم کار درست را انجام بدیم، بریم کنار و کسی که میتونه، بیاد کار درست را انجام بده، درست است. ولی روشی که شما گفتید، پیاده شدن شما برای همدردی با اتوبوس سوارها، درد هیچ کس را دوا نکرد، بالاخره یکی باید به پیرزن کمک کنه!.
در راه حلی که شما دادین، قبلا 3 نفر مشکل داشتند، شما هم به اونها ملحق میشین، بعد یکی دیگه باید بیاد مشکل 4 نفر را حل کنه!
aaghaayoon zood baashin entekhaab konin, ye dokhtar khaanoomo ke einghadr moatal nemizaaran. savaar sham?
من هم جواب مرسوم و شاید بهینه این پرسش را می دانم!
ولی من دوستم را سوار می کنم.(البته بستگی هم به درجه رفاقتمان دارد).
البته اگر بنزین سهمیه بندی باشد، انوقت انتخاب ها شاید متفاوت باشد!
جوابش واقعا تو فیلم شانزده بلاک بود؟ کجایش؟
———————————————————–
تلنگر: صحنه ای که ادی عقب ماشین نشسته ومرتب داره با راننده، جک، حرف میزنه این رو میپرسه:
EDDIE:You’re driving along in a hurricane. You pass a bus stop with three people waiting there. An old lady who’s about to die, your best frlend who saved your life once and the woman of your dreams. You only have room to take one. What do you do?x
هیچ کدوم.گازشو میگیرم میرم جلوتر که فقط یه دختر تنها باشه!
دختره رو رو ÷اهام سوار میکنم.دوستم رو هم کنارم.÷یرزنه هم رو ÷اهای دوستم
حله؟همه هم سوار میشن.نامردیم نیست.
چرا میترسی نظرات رو بزاری؟ خیلی بدبختی
————————————–
تلنگر: امیرجان، یه ذره سعه صدر و تحمل داشته باش، وگرنه دختره از دستت میره. من هیچ نظری رو سانسور نمیکنم، فقط برای اینکه بتونم همه نظرات جدید را بخونم، گذاشتم بعد از خوندن منتشر بشه!
کیا موافقند؟
من اگه بودم رفیقم رو سوار میکردم.
———————————————-
تلنگر: اگر شما اون پیرزنه بودی، دیگران باید چیکار میکردند؟
دوست اگر آدم فهمیده ای باشه و دوست خوبی باشه، خودش میگه که اون پیرزنه مهمتر هست، ممنون که لطف کردی برای من وایسادی ولی پیرزن را سوار کن.
البته ممکن هست که دوستت هم بخاطر اون دخترخانم وایساده، اینطوری اگر سوارش کنی کارش را خراب میکنی ولی اگر پیرزن را سوار کنی هم به پیرزن هم به دوستت خدمت کردی
ماشین رو پارک میکردم و میدادم به دوستم تا پشت فرمون بشیه و پیرزن رو تا خونه برسونه، و بعد خودم با دختره تنها میشدم دیگه! (عادلانه بود نه!)
———————————————————————–
تلنگر: این هم میتونه راه حل باشه، اگر نمیتونیم از مال و مقام صرف نظر کنیم پیاده بشیم و اجازه بدیم که دوستمون که میخواد و میتونه، کار درست را انجام بده. البته به شرط اینکه اون دوستمون هم چشمی به مال و مقام نداشته باشه!
خب خيلي كارها ميشه كرد.
مثلا با ماشين ميزنم به پيرزنه تا از دست تمام بيماريها راحت بشه و با كمك اون دوتاي ديگه ميريم جسدشو خاك ميكنيم ، بعد سر دختره با رفيقم شرط ميبندم، اگه بردم ميپرم تو ماشين و گازشون ميگيرم و ميرم تا در عين حال كه اون دو تا در همون شرايط قبلي هستم خاطره خوبي از من داشته باشن.
و اما اگر باختم، خب باز هم تنهايي با ماشين ميرم و اونها رو تنها ميذارم.
خوب كه فكر ميكنم ميبينم جواب اين سوال بستگي به اين داره كه چه كاره باشم:
مثلا اگر سياسي باشم، خب طبيعيه كه تمام صندليهاي ماشين و صندوق عقب از پوسترهاي تبليغاتي پر باشه و جا براي كس ديگهاي نباشه. با ديدن اين سه نفر سريع از ماشين پياده ميشم و از گريههاي شوقناك! پيرزن و خندههاي شاد دختر و دست دادن مردانه رفيقم فيلم ميگيرم و بهشون قول ميدم كه در اولين فرصت براشون ماشين ليموزين بفرستم، بعد سريع ميرم صدا و سيما و فيلم رو پخش ميكنم تا همه ببينن سفرهاي استانيم چقدر روي مردم تاثير داشته و همه منو دوست داشتن.
يا اگر رياضيدان باشم، حتما در ماشينم به اندازه كافي جا براي همه هست، اما من اونقدر مشغول فكر كردن به موضوعات انتزاعي هستم كه فكر ميكنم جا براي كسي نيست، پس اصلا به روي خودم نميآرم و ميرم، شايد هم اصلا اونها رو نبينم، يا شايد ببينم و نفهمم كه به كمك نياز دارن و فقط براشون دست تكون بدم، شايد هم پياده شم و هر سه تا رو به زور سوار ماشين كنم و بفرستمشون تا تنها بمونم و راحتتر فكر كنم، اصلا شايد خودم هم پياده راه اومده باشم و ماشين رو جا گذاشته باشم، شايد همه چيز دروغ باشه. اصلا همون منطق فازي بهتره!
برنامهنويس كه باشم ديگه كارم راحته. اول چند تا بد و بيراه ميدم به سازنده ماشين كه چرا محصولاتش قابليتهاي گسترش رو نداره، بعد سعي ميكنم از لاي كتابهايي كه روي صندلي عقب هستند (كه اگر با سواد باشم همشون زبون اصلياند وگرنه همشون چاپ ناقوساند) اوني كه درباره عيب يابي يا هك كردن ماشين هست رو پيدا كنم، چون مثل هميشه نميتونم راه حل اصلي رو پيدا كنم زنگ ميزنم به دوستم، چند ثانيه باهاش حرف ميزنم و بعد سريع يه ايده فوقالعاده به ذهنم ميرسه درباره ماشينهايي كه خود به خود هر اندازهاي بشن و چون ميترسم كه اون سه تا ايدهام رو بدزدن بدون اين كه به كسي چيزي بگم و كاري بكنم سريع ميرم خونه و روي ايدهام كار ميكنم. (شايد هم ماشينهاي اپنسورس! اما خب، ما تو ايران خوب ياد نگرفتهايم كه كد بنويسيم پس اگه اپن سورس باشه همه ميبينن و ميفهمن كه همه كارها رو با حلقه و شرط انجام ميدم، پس همون بسته باشه بهتره، اينجوري پولش هم بيشتره، بايد براش يه سايت خوب درست كنم و تو دانشگاهها تبليغ كنم. واي خدا پولدار ميشم.)
اگر هم شب باشه و خوابم نيايد ميشينم درباره اين سوال چند تا راهحل احتمالي مينويسم.
یا شما هیچ کجای دنیا نبودی یا اونجاهایی که من بودم جزو این دنیا نیست! نخیر در هیچ کشور حسابی فردی رو که یک مصدوم رو برسونه نه ۱ ماه یا ۱ هفته ۱ روز هم نگه نمیدارن که ببینن قاتل کیه! بعدم بگن اصلا با شما چه نسبتی داشته که سوارش کردی؟ یک اسم و نشانی و شماره تلفن میگیرند بعد اگر لازم بود پیگیری میکنند.
————————————————
تلنگر: شما میگین طرف را یکماه در بیمارستان یا کلانتری یا … بازداشت نگه داشتن؟؟؟ والا من تصور نمیکردم که اینطوری نگهش داشتن، تصور من این بود که چند ساعتی را نگه داشتن تا ازش اطلاعات بگیرن برای پیگیری های بعدی. و بعدا تا یکماه باید میرفته این اداره اون اداره پاسخ بده.
اگر یکماه فرد بازداشت بوده! غیرمعقول و باورنکردنی هست که البته در ایران چیزهای باورنکردنی زیاد هست!
خب اگر اینجور باشد که تو فیلم آمده بود که کل قضیه فرق میکند:
وقتی توفان هست و داری فرار میکنی فرصت اینکه پیاده بشوی و با دختر بروی و این حرفها را داری. با این حساب نصف این نظرات از رده خارج میشوند.
پیرزن هم که خودش گفته رو به موت هست و امروز و فرداست که ریق رحمت را سر بکشد، پس میشود به جایش کسی را که جوانتر هست و هنوز امید بیشتری به زندگی دارد را نجات داد. نه کسی که دیگر عمر خودش را کرده و رفته.
میماند انتخاب یکنفر از بین دختر رویاهایت و دوستی که یکبار جانت را نجات داده. فکر میکنم حداقل یکجانت را به دوستت مدیون هستی و باید او را سوار کنی تا تو هم یکبار نجاتش داده باشی؛ نه؟
—————————————————————————–
تلنگر:
EDDIE
The old lady right? I mean she won’t make It if you leave her.
But that sounds obvious.
JACK
I wouldn’t drive in a hurricane so it doesn’t apply to me.
EDDIE
It’s hypothetical. Pretend.
JACK
I don’t have to. So shut up.
EDDIE
Okay.
They say your soul’s not intact untill you know the answer.
.
.
.
.
JACK
hey
JACK (cont’d)
What’s the answer?
EDDIE
Give the keys to your best friend, let him drive the old lady to the hospital while you stay at the bus stop with the woman of my dreams.
Gotta figure if you were destined to find her, you’ll be okay.
به نظر من دختر زیبا رو کمی آنطرف تر هم میشه پیدا کرد! پس مشکلی نیست.میماند 2 نفر.
پیاده میشوم و از دوستم عذر خواهی میکنم و مسئله را برایش شرح میدهم و میگم که چون اون پیر زن بسیار مریض و ناتوانه و نیازمند کمک،اول میخواهم اون رو به مقصد برسونم.احتمالا اگه دوستم منطقی باشه حتما قبول میکنه و ناراحت هم نمیشه.بعد از اینکه به پیرزن کمک کردم میتونم اگه دوستم ناراحت شده بابت اون مسئله،از دلش در بیارم و کاری براش بکنم.
دختر زیبا هم که کم نیست.میشه به محض اینکه پیر زن رو به مقصد رسوندی اگه اهلش هستی دنبال یه مورد دیگش بگردی! غیر اینه؟
ولی این شباهت دختر زیبا و پول به نظرم مناسب نیست! دختر زیبا زیاده ولی پول و مقام هه جا پیدا نمیشه! یه مقداری معادل سازی در این مثال درست انجام نشده.البته به ظاهر درسته!
در ضمن خدا اونقدر بزرگ و بخشندست که اگه با تموم وجودت به پیر زن کمک کنی خدا هم کار تو رو بی جواب نمیزاره و اون چیزایی که تو دلت خواسته ولی در مقابلش ایستادگی کردی رو به نحوی جبران میکنه و به تو اعطا میکنه!
ممنون از مطلب قشنگت
شاد باشی
آها متوجه شدم. ولی خیلی مسخره بود. چرا فقط یک جا برای نشستن؟ این چه جور وسیله نقلیهای بود؟ حتی رو موتور هم میشود سه ترکه نشست!
————————————–
تلنگر:
EDDIE
It’s hypothetical. Pretend
اصل موضوع انتخاب بین هوس، سیاست و وجدان بود.
خب میدانی من یک آدم بیوجدانی هستم که از سیاست فراریام. P:
EDDIE هم همونی رو گفت که من گفتم!
———————————–
تلنگر: درسته، شما جایزه رو بردین
baradar,, ajale forsat haro az kaf mibare ,,,man ye rahe hal daram ke har 3nafareshoon be noee sahiman: avval be dokhtare neghah mikonim,,bad pirezane ro savar mikonim va bad ye dampaee ham az doostemoon gharz mighirim,,,injoori refaghat ham az bein nemire,,,dokhtare delesh nemishkane va pire zane be arezooye chand salash mirese:d
ma ke az refaghat chizi nadidim havasam ke rafto omad dare yani hamishe gi nist pas behtare oni ro entekhab koni ke hamishe mahate.tanx
من واقعا از ته دلم میگم که وجدان رو انتخاب میکنم.
من واقعا میگم که وجدان رو ترجیح میدم.
هیچ کدام رو سوار نمی کنم مگه بیکارم ؟
shoma ba eyn mesalat nimi az ensanha ra dar nazar nagerefti ,chon tarhe soal faghat baraye aghayan kardehei!!!!!!!
من جواب این سئوال رو اینطور شنیدم:
چون دوستمه و بهش اعتماد دارم، پس ماشین رو به اون میسپارم و ازش می خوام سر راهش پیر زن رو هم برسونه و برای خودم هم لذت قدم زدن با یه معشوقه زیبا رو به ارمغان میارم
ماشین رو میدیم دوستمون که پیرزنه رو برسونه. خودمون با دختره وامیستیم توی صف.
سوئیچ را میدهم به دوستم که پیرزن را و خودش را به مقصد برساند و خودم با دخترک با خط واحد می رویم
MAN DOKHTARE RA MISHONAM RO PAM BADESH YE JA EZAF MIYARAM ON HAM MIDAM BE PIREZANE DOSTAM HAM DAFEYE BAD KE DIDAMESH AZ DELESH DAR MIYARAM SASAN AZ BELGIK
? Jaryane dampayee che bood
من با وجود اینکه از جماعت نسوان متنفرم پیرزن رو سوار می کنم و دوستم رو با اون خانم تنها می زارم تا اون حالش رو ببره. (البته من جواب این سوال رو می دونم و جوابش میشه گفت یه جواریی عکس این چیزی بود که گفتم) ولی از شوخی گذشته وجدان رو بر هر چیزی ترجیح می دم. خوش باشید
يه راه راحت هم هست ! پياده شو – كليد رو بده به رفيق شفيق مورد اعتمادت تا هم به كار خودش برسه و هم پر زنه رو ببره . خودت هم تو ايستگاه اتوبوس بمون و به دختر آرزوهات برس . چي از اين بهتر . همه رو داري و هيچ كدوم رو از دست ندادي . اين بيشتر برميگرده به فكرت و ذكاوتت . فكر نكنيد من خيلي با هوش بودم ! نه . من قبلا اين مساله رو يكي برام حل كرده بود .
من ترجیح میدم پیر زن رو زیر کنم و در حالی که به دوستم چشمک می زنم دختر رو سوار کنم
اگر من بودم ماشينمو ميدادم به دوستم و ميگفتم لطف كن اين پيرزن محترم رو برسون و بعد ماشين رو برام بيار و خودم نيز با دختره پياده ميرفتم و …
man ham mashin roo midam be doostam migam piri roo beresoone…ba’d ba dokhtare mirim ye eterafi bokonim
))
براي پيرزنه يك اژانس مي گيرم ماشينمو به دوستم ميدم دختره هم روي كولم سوار ميكنم
سوال شما درنوع خودش سوال جالبیه و مطمئنا جوابهای جالبی خواهدداشت امامیدونید که اواز دهل از دور شنیدن خوش است پس یک مثال ساده همه چیز رو مشخص میکنه:همه ما مسلمانان!!خود راشیفته امامان میدانیم وبعنوان مثال در روز عاشورا بر سر و سینه خود میزنیم که حسین را کشتندو……بیایید واقع بین باشیم ایاکسانی که امام حسین را کشتند همانهایی نبودند که دم از عشق حسین میزدند وبدانید مایی هم که دم از عشق به حسین میزنیم اگر در ان شرایط قرار میگرفتیم بدتر از قاتلین ان مظلوم عمل میکردیم.من اطمینان دارم تمام!!عزیزانی که گفتند پیرزن را انتخاب میکنیم در ان شرایط خاص قرار نگرفته اند و الا چنین ادعایی نمیکردند.مطمئن باشید اکثر ما انقدر در مقابل نفس اماره ناتوانیم که با انواع واقسام دلایل(توجیهات)شرعی دختر خانم زیبارو را انتخاب میکردیم.بیائید روراست باشیم و حداقل به خودمان دروغ نگوئیم.
پياده مي شم ماشين رو مي دم دست دوستم تا پيرزن رو سوار كنه و بره و خودم با دختر دلفريب و زيبا قدم مي زنم…
خودم از ماشين پياده ميشم و ماشين رو ميدم به دوست صميميم تا پير زن رو برسونه و خودم هم پيش دختر مورد علاقه ام ميمانم
با سلام
من از سه نفر سوال می کنم و انتخاب را به عهده خودشان می گذارم.فکر میکنم پیر زن بگوید مه این خانم جوان را بردار و برو و دوست هم رودروایسی گیر می کنه و همین رو می گه ولی اگر فرض عوض شد و پیرزن خواست که او را برسونم حتما بقیه هم با این کار موافقت خواهند کرد.ولی فکر نمیکنم کسی پیشنهاد سوار کردن دوست را بدهد.درهر حال برای فرار از عذاب وجدان و یا پشیمانی من از خودشان سوال می کنم و هرچی گفتند همان را اجرا می کنم
maashino midam dast e dustam ta pirezano beresuun…
khodamam ba dokhtar e ziba ghadam zanaan miram khuune!!!
از ماشین پیاده میشم پیرزن را به دوستم میسپارم تا به منزل برسونه و دختره را سوار ماشین نموده به منزلش میرسونم.
چون با دوستم خيلي راحتم بهش ميگم : ((قربونت بشم يه تاكسي بگير حاج خانوم رو برسون ثواب داره – منم اين دختره رو ميبرم كه مردم مزاحمش نشن))
راستی به نظر من اصلا خوب مثال نزدی،چون اون شخص مسئول باید به وظیفش عمل کنه اما من یا دیگران در قبال اون پیرزن مسئول نیستیم.
——————————————————-
تلنگر:ما وظیفه نداریم که برای آنها توقف کنیم، ولی اگر توقف کردیم، کدام گزینه را انتخاب کنیم؟ وظیفه یا مسئولیت همیشه آن چیزی نیست که برای ما تعریف و ابلاغ میشود(منظور شرح وظایف که در ادارات به فرد ابلاغ میشود). مثلا اگر در اتوبوسی نشسته اید و مادری با نوزادی در بغل آمد و جای خالی نبود، شما وظیفه دارید که جایتان را به او بدهید یا نه؟
شما مسئول میشوید و شرح وظایف و مسولیتتان را به شما میگویند، از یک دید شما میتوانید هر آنچه که به شما گفته اند را انجام بدهید، یعنی مسئولید که کار را درست انجام بدهید. از دید دیگر ممکن است شما به این نتیجه برسید که کارها را باید به نحو دیگری انجام داد که نتیجه بهتری بدهد و آن مسئولیتی که به شما گفته شده کارا نیست، اینجاست که میتوانید بگویید من بیش از این مسئول نیستم که درست هم هست (از جهتی!) ولی در اینجا کار را درست انجام دادن نیست، کار درست را انجام دادن است! این دیگر بستگی به ما دارد که معتقد باشیم کار درست انجام دهیم یا کار را درست انجام دهیم یا هر دو..
در هر حال، هدف من این بود تا از این مثال منظورم را برسانم که فکر میکنم حداقل توانستم منظورم را به شما برسانم ولی شما میگویید میتوانستم مثال بهتری برای رساندن مفهوم بکار برم که من انکار نمیکنم. مثال بهتری در ذهنم نبود اگر شما مثال بهتری برای این مطلب دارید، لطفا بگویید
به عهده خودشان می گذارم
man mashinamo midam be o0n 2Sstam ke bahash kollli sale refigham ke bere 0on pire zanaro ham bereso0ne….badesh:D khodam ba o0n khanoom ke farz mikonim aghaye jazabo khoshtipo khoshgeliy;) piyade ghadam mizanam:D
چرا مخاطب این سوال فقط آقایونو شامل میشه؟؟؟
———————————————-
تلنگر: میگن در مثال هیچ مناقشه نیست. اصل مطلب چیز دیگری بود اگر چه همه کسانی که نظر دادند در پی جواب دادن به این مثال بودن ولی کل مطلب از این مثال استفاده شد تا موضوع اصلی را بیان کند.
اگر شما بخواین خیلی ریز بشین باید به حافظ و سعدی هم اشکال بگیرین که چرا در اشعارشون معشوقه بکاربردند به جای معشوق.
و به هر حال من باید دختر زیبا یا پسر زیبا مینوشتم، که در هر حالت یک گروه اعتراض داشتند ولی شما هم میتونستین مثل نگار ، کامنت شماره 49، به جای دختر زیبا، پسر خوش تیپ فرض کنید و روی اصل مطلب فکر کنید.
ماشینم رو میدم به دوستم که پیرزن رو به دکتر یا بیمارستان یا مقصدش برسونه خودم با دختره منظر اتوبوس میمونم و باهاش میرم.خوش باشید
khob man doostamo savar mikardam akhe momkene dokhtare looso nonor bashe pirezane ghor bezane vali ba doostam migam mikhandam baleeeeeeeeeee refigh khoobe ye omr ba adam mimoone
ماشینمو میدم به دوستم که پیرزن رو برسونه به خونش . خودم با دختره پیاده میریم هواخوری !!
ie chize dige man ba mashinam miram az too otoban rad misham na az kenare istgah ootooboos jiga
jamat bikar aslan lazem nist cheshshon darad mikhastan vaghti mashin nadran nain biroon ie darbast begiran beran har ja deleshoon mikhad be ma che!!!siasat hamine foghesh ie bar vojdano mizari zire pa havas ham joloter mishe savar kard
اگرمن باشم مطلب را بادوستم در ميان مي گذارم .شك نكنيد كه پيرزن را انتخاب مي كنم
راستش از جواب اكثر دوستان كه مي گفتند دختر را سوار مي كردند تعجب كردم دوستان شوخي مي كنند يا جدي مي گويند؟!
يعني واقعاًا ينقدر در جامعه ما اخلاق بي ارزش شده !
نمیدونم ما ملت چرا هیچ وقت چیزی رو جدی نمیگیریم،ازین که اینقدر وجدان اجتماعی داری خیلی خوشم میاد ولی من خودم خیلی از جوابهای مسخره دیگران رنج میبرم. انگار ما ایرانیها باید دویست سیصد سال دیگه تو همبن منجلاب زندگی کنیم شاید یه خورده شعور و وجدان اجتماعی پیدا کنیم.
اما در مورد جواب:
البته هر آدمی که یه مقدار وجدان داشته باشه میگه پیره زن رو سوار میکنم البته این بخشی از ماجراست و بقیه بستگی به شرایط خیلی زیادی در موفع اتفاق واقعی این ماجرا دارد، اصل عمله
آقا حمید نظر 56 خیلی مخلصیم
سلام
در ابتدا بايد بگويم دست مريزاد بابت مطالب گنجانده شده در سايت كه مرا با همه گرفتاري وادار كرد كه آنرا بخوانم وتبريك بگويم كه با شيوه بسيار زيبا توانسته اي در ذهن مخاطبين ايجاد سئوال كني.
من پیرزنه رو سوار میکنم و به دختره هم شماره تلفن میدم و به دوستم هم میگم داداش شرمنده.
man mistadam negashon mikardam
من که اصلا عقده ای نیستم و گزینه دخترو پاک میکنم.تصمیم بین پیرزن و دوست خیلی سخته ولی من از پیرا بدم میاید.
من نمی دانم چی بنویسم یک عمری دیگران بجای من نوشتند ومن هم اعقاید انها رو کپی کردم وجای عقایدی که نداشتم گذاشتم حالاهم منتضر این هستم که تلنگر چیزی فکر بکنه و در جایی عقاید تلنگر بجای عقاید خودم غالب کنم یک عمری اینجوری زندگی کرده ام بقیه عمرم را همینتور خواهم گذراند
به خاطر رفاقت دوست قدیمی به خاطر دل دختر وبه خاطر وجدان پیرزن ولی عمل به دل دو تاست چیزی می گوییم وچیزی را علاقه داریم…
اول یرزن میرسوندم . بر میگشتم ماشینو به دوستم میدادم .خودمم با دختره منتظر اتوبوس میشدیم تا بریم خونه ما
[...] دختر زیبا،دوست، پیره زن در حال رانندگی هستیم، در ایستگاه اتوبوس، سه نفر ایستاده اند. دختری زیبا با لبخندی دلفریب، رفیقی که مدت زیادی است دوستیم و پیرزنی خسته و رنجور که بر عصا تکیه کرده است. اگر فقط امکان سوارکردن یکی را داشته باشیم، کدام را سوار کنیم؟ خیلی تامل بر انگیزه از وبلاگ تلنگر [...]