چرا مسجد و کلیسا و کنیسه داریم؟ مگر همه یک خدا را عبادت نمی کنند؟ چرا مسلمانان و مسیحیان و یهود … نمیتوانند در یک مکان به عبادت خدای واحد بپردازند؟ چرا مسلمان خدا را فقط در مسجد می بینند نه در کلیسا و مسیحی خدا را در کلیسا می بینند نه در مسجد؟ چرا رهبران ادیان مختلف هیچگاه نتوانستند با هم به توافق برسند؟ مگر نه اینکه همه آنها همه عمرشان را مخلصانه در جستجوی خدا صرف کردند؟ چرا در نهایت به یک نقطه مشترک نرسیدند؟ اگر آنها که همه عمرشان وقف یافتن خدا کردند و در نهایت هر کدام راه خودشان را رفتند، چرا نمیتوانند قبول کنند که مردم هم ممکن است راهی غیر از راه آنها برای یافتن خدا بروند؟
در اخبار شنیدم که در یکی از شهرهای ایتالیا، مکانی است که هم مسلمانان و هم مسیحیان در آنجا عبادت می کنند، اگر چه در یک زمان عبادت نمیکنند ولی در یک مکان است. تفکر زیبایی است که کمتر در دنیا دیده میشود.
به نظر شما چرا همه ادیان در یک مکان عبادت نمی کنند؟
نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.
پی نوشت: به نظر شما انسانها با هم متحد باشند بهتر می توانند دنیای خود را بسازند یا تفرقه باشد و هر کس خودش را حق بداند و دیگری را ناحق؟ دانسته یا ندانسته بعضی ادیان باعث جدایی انسانها میشوند که به نظر من اصلا بسود بشر نیست اگرچه جدایی انسانها سودی گذرا برای عده ای دارد!
دوست عزیز موضوع کاملا درستی را باز کرده ای. اما شاید برای شما جالب باشد که بهائیان در دین بهائی محل عبادتشان که به مشرق الاذکار معروف است، ساخته می شود برای همه ادیان. و از همه ادیان برای عبادت در آن حضور پیدا می کنند. در مورد ان می توانی از ویکی پدیا مطلب بخوانی:
————————————————————————————–
تلنگر: شما گفتید: ” دین بهائی محل عبادتشان ” و “برای همه ادیان”
در همه ادیان، پیروان ادیان دیگر به عبادت در عبادتگاهشان دعوت میشوند، ولی کمتر یا اصلا پیروانشان را به عبادت در عبادتگاه دیگر ادیان تشویق میکنند.
آیا در دین بهاییت، پیروانش به عبادت در عبادتگاه دیگر ادیان تشویق و توصیه میشوند؟ مسلما نه، چون اگر بر این اعتقاد داشتن، عبادتگاه جدید “مشرق الاذکار” نمیساختند چون قبلا مسجد و کلیسا و کنیسه به وفور پیدا میشد و پیروان بهاییت میتوانستند در آنجا عبادت کنند!
Ghashange ke ye ja ebadat mikonan
Kheili ahamiat nemidam be jaye ebadat fek mikonam dige 2 in zamoone
Haminke ebadat konan jaye shokresh baghie khode man masalan kheili az in nazara paeen oomadam. Harchand in rooza badjoori delam mikhad namaz bekhoonam ehtemalan shoroo mikonamesh dobare,vali khob fek mikonam tanhai vaghtie va jaie vase ebadat kolan az makanhaye ebadat dele khoshi nadaram age chert neveshtan they are just my brainstorming dear braintrigger ; )
آیت الله جناتی تنها آیت اللهی است که نماز خواندن در کلیسا را بدون اشکال میداند
azizam ki gofte khodaie hame adian yekist chetor mitooni khodaie madie masih ro ba khodaie moosa ya ba khodaie nadidanie mohamad yeki koni.aia khodaie masih manand khodaie mohamad az changalash khoon michekad ya khodaie mohamad manande khodaie masihi az hamkhabegie yek faheshe ba yek marde azolanie tanoomand be vojood amadeast(naghl be mazmoon az enjile yoohana) faramoosh nakon khodaie fasciste mohamad ke nahata koochiktarin mokhalefe khod ra be shadidtarin mojazat mahkoom mikonad ba khodaie haramzade isa ke migooiad agar silli khordi gooshe digarat ra biar jolo tafavothaie faravani darad va yeki nistand
مطلب بسیار خوبی است. جواب سوال بر می گرده به یک سوال دیگه. چرا ادیان بوجود آمده اند و چگونه ادامه چگونه ادامه پیدا کرده اند؟ جواب اولی رو همه می دونند و اون این است که برای اتحاد ملل جهان برای خدا پرستی. ولی جواب دوم جالب است: برای اینکه عده ای از راه ارتزاق می کنند. اگه قرار باشه همه با هم رفیق بشوند، اونوقت کلی روحانی بیکار میشن. برای همین کسانی که باید به دین خدا خدمت کنند ، در کسوت خدمت ، خیانت میکنند.
پیروان همه ادیان در یک مکان با هم عبادت کنند؟ پیروان ادیان سایه همدیگر را با تیر میزنند، بعد شما میگویی در یک مکان عبادت کنند؟ بیا همین الان ببین یک بهایی آمده تبلیغ دین خودش را کرده. بعد مسلمانها میآیند و میگویند دین بهاییها مزخرف هست و خانه خدا فقط کعبهست و… یعد بهاییها دوباره یک چیز میگویند و بحثشان بالا میگیرد. یهودیها هم که اصلا اینها را قبول ندارند و میگویند دنیا فقط ما و… مسیحیها هم همینطور و بقیه هم. کلا یک خاصیت (خاصیت؟) ادیان جدایی انداختن و تفرقه انداختن و درست کردن خشم و نفرت است.
اين چرا به اونجا برميگرده كه چرا اديان؟!اديان اصلا وجود نداره دين خدا يكيه…مكان عبادت هم يكي بقيه حساب نيست!!
اسلام محمد، از دیدگاه خودش سایر ادیان رو تعریف می کند و با توجه به این که اونهایی که خودشون رو مسلمون
می دونن ، قایل هستند که مسیحیت و یهودیت تحریف شده اند، و در میان پیروان آنها یک موحد واقعی وجود نداره، بنابراین اونها رو هم قبول ندارن. مسلمون میگه که باید اونها بیان اول مسلمون بشن بعد اجازه عبادت با سبک و سیاق اسلامی در مسجد رو بهشون بدهند. در واقع پیروان هر دینی، دین خودشون رو برتر می دونن.
اما اگر نظر من رو بخوای، نظرم اینه که این سوال شما شبیه به این هستش که بپرسید، چرا مردم کشورهای مختلف به اتباع سایر کشورها اجازه زندگی در سرزمینشون رو نمیدن، مگر اینکه شرایط لازم رو داشته باشن؟؟
بله زندگی بدون مرز و محدوده، وجود خارجی نداره. انسانها همدیگه رو بدون قید و شرط نمی پذیرند.
در واقع این موضوع به افکار وعقاید خودخواهانه انسانها مربوط میشه. هر شخصی برای خودش دایره فکری خاص خودش رو داره. و برای اینکه خودش راحت باشه، دوست داره دیگران هم وارد دایره فکری خودش بشن. مثل مسافری که دوست داره مقصد و مسیر حرکت رو خودش انتخاب کنه و دیگران رو با خودش همسفر کنه. نه اینکه خودش با دیگران همسفر بشه.
هر کسی می تونه استقلال فکری خودش رو داشته باشه و در عین حال از افراد موفق تر از خودش هم مطالب مفیدی یاد بگیره.
چون خدا یکی نیست !
هر خدایی با خدای دیگری فرق دارد … از این روست که هر کس ….
چو بینی جملگی افسانه سازند
بدان افسانه نرد عشق بازند
تو نیز از بهر خود افسانه ای چند
بساز و دل بدان افسانه ها بند ….
به خودخواهي اونها بر ميگرده. چون هر كي كه اومد خواست بگه كه من بهترين و كامل ترين ورژن دين هستم. پس بايد قبلي رو نفي ميكرد كه اگه نميكرد جديد و كامل شناخته نميشد.
حالا مكان دعا زياد مهم نيست! چون فوقش خدا ميگه بذار هر جا دوست دارن دلشون خوش باشه به من!كلا هم يه مسئله شخصي هست براي پيروان هر دين. اما شما اين رو حساب كن كه تو يه دين اگر كسي لب به مشروب بزنه شلاق ميخوره و آبروش جلو همه ميره و فاسد شناخته ميشه ، در دين ديگر هيچ مشكلي نداره! اينجا بايد چه كار كرد؟ اين كه ديگه شخصي نيست ..اگر هر دو هم از طرف خدا نازل شده باشه ، آيا خدا نظرش در طول زمان عوض شده نسبت به چادر و روسري و مشروب و ماهواره؟
كلا اديان در همه چيز با هم اختلاف دارند! مگر چيزهاي بديهي! مثل كمك به مستمندان همه جا خوبه! دزدي همه جا بده! خوب اينها رو كه همه ميدونند..
اما تا ريز ميشي ميبيني اختلافات شروع ميشه ، يكي دست و پا قطع ميكنه ، يكي ازدواج كردنش ممنوع هست ديگري تا بينهايت ميتونه ازدواج كنه..
ایرانی جان من با نظرت مخالفم خدا یکی هست و فقط اسم اون هست که فرق میکنه هیچکس هم مقصر نیست که وقتی نمیدونه چی درسته باید چی رو انتخاب کنه مثلاً بعضی از هندو ها گاو رو میپرستن چون درکشون بهشون میگه که گاو مقدس یا زرتشتی اورمزد رو میپرستند یا بوداییها آدم اسطوره و مورد علاقه ی من بودا(گودارما بودا بود فکر کنم) رو میپرستند یعنی خودش رو نه بودا رو میپرتسند اون هم بخاطر تبلیغات گودارما بوده یا ما خدا رو عربا الله رو. اینکه جاها هم فرق میکنه به نظر من به نظر من هیچکس خدا رو تو کلیسا و مسجد و از اینجور جاها نمیبینند من میدونم میگن که برای این تو مسجد نماز بخونید که نماز جماعت میشه و ثوابش بیشتر(!) یا تو کلیسا دعا میخون هبه خاطر اینکه این رو راستش رو بگم نمیدونم ولی احتمالاً اون هم بخاطر نتیجه ای هست که داره و من نمیدونم تازه این جور جاها باعث میشه که افراد دیگه هم به این دعا کردن ها و نجوا ها بیشتر تلقین بشن و این کار رو بهتر انجام دهند حالا برسیم به سوالات :
چرا مسجد و کلیسا و کنیسه داریم؟ چون بالاخره باید یه جایی دعا کنیم و به رازونیاز بپردازیم چه رو خاک چه رو آب چه تو کلیسا و چه تو مسجد چون به خاطر اینکه این کار بهتر و تمیز تر و شرافتمندانه تره و یه دلایل دینی هم داره ممکن برای این باشه که مردم رو جمع کنن و اونطوری بهتر باشه مثل همونی که گفتم تو مسجد نماز جماعته و ثوابش رو میگن که بهتره!
مگر همه یک خدا را عبادت نمی کنند؟ چرا همه این کار رو میکنن البته اگه بتونن درک و فهم موجودیت خدا رو داشته باشند مثلاً همونی که گفتم گاو میپرستند به خاطر درک و فهمشون از خداست
چرا مسلمانان و مسیحیان و یهود … نمیتوانند در یک مکان به عبادت خدای واحد بپردازند؟ به خاطر اینکه عقاید دینی اونها فرق میکنه چون یا پیامبران ما مطالب را برعکس میگفتن که نمیدونم یا مردم بد متوجه میشدن منظورم اینه که هر پیامبری از هر قومی یه چیز رو گفته که مردم بد متوجه شدند و همونجور به دعا پرداختند مثلاً اگه بری پیش سرخپوستا جلوشون لپتاپ رو باز کنی و براشون آهنگ بزاری فکر میکنن تو خداشون هستی بعد هرچی بگی گوش میدن و این روش هایی که میگی ممکن سالهای سالها ادامه داشته باشه
چرا مسلمان خدا را فقط در مسجد می بینند نه در کلیسا و مسیحی خدا را در کلیسا می بینند نه در مسجد؟ به نظرم این سوال از شما بعید بود آقای… ولی نظر من اینطور نیست که مردم خدا رو تو مسجد یا کلیسا میبین
چرا رهبران ادیان مختلف هیچگاه نتوانستند با هم به توافق برسند؟ اگه منظورت از پیامبران هر قوم باید بگم که باز برمیگرده به درک و فهم مردم از دین و حرفهای اونها که به فرزندانشون میگن
مگر نه اینکه همه آنها همه عمرشان را مخلصانه در جستجوی خدا صرف کردند؟ مثلماً جزو بهترینها بودن که مردم به حرفشون گوش میدادن
چرا در نهایت به یک نقطه مشترک نرسیدند؟ به کدوم نقطه تتو تمام دینها این فرهنگ که از شرق آسیا اومده وجود قیامت و جایی که انسانها رو اونجا اعمال خوب و بدش رو میگن و به سزای اعمال اونها میرسونند هم ما که مسلمانیم هم بودایی ها هم مسیحی ها و هم زرتشتیها این دنیای پس از مرگ رو دارن و همشون قاضی هاشون مخلصان اون دین هستند البته به نظر من اینجا باز اسما فرق میکنه و همه یکیند
اگر آنها که همه عمرشان وقف یافتن خدا کردند و در نهایت هر کدام راه خودشان را رفتند، چرا نمیتوانند قبول کنند که مردم هم ممکن است راهی غیر از راه آنها برای یافتن خدا بروند؟ باهات موافقم و نمیدونم
چاکر شما صبحونه!
دوستی میگفت: میدانی چرا اینهمه فیلم و سریال بی محتوا و بی سر و ته ساخته میشه؟ چون تماشاچی هایی داره که با رغبت و لذت تماشا میکنند و از اینجور چیز ها خوششون میاد!
مردم دوست ندارند که مثل بقیه باشند. مسلمان دوست داره از یهودی شاخص باشه و… همه همینطور. معابد جدا، علایم جدا (ستاره و صلیب و هلال و …) لباس جدا و…
جز این باشد دین امری پیش پا افتاده بنظر میرسد. مردم دوست دارند موضوع پیچیده بنظر برسد. شیاطین خاص داشته باشند ، دعای دفع بلا، امام زاده و قدیس و فرشته و جن و… اینها را مردم دوست دارند که هست و الا اگر چیزی را مردم واقعا نخواهند روحانیان عزیز سریعتر از برق و باد یک تفسیر و توجیهی برایش درست میکنند و اگر نشد هم در موردش سکوت مینند تا مردم فرار نکنند و مجذوب باقی بمانند.
فرمول تمام این ادیان سامی یک چیز است، اول دین پیش از خود رو نفی نمیکنند! دوم دین پیش از خود رو اصلاح میکنند! سوم خدای خود را میسازند که این خدا بایدآنقدر با دین قبلی فرق کند که تازه بنظر بیاید و اینقدر هم فرق نکند که دینداران سابق سخت جذب بشوند! چهارم کتاب جدا، معبد جدا و روحانی جدای از ادیان قبلی میسازند! البته پیامبر اسلام یک قدم از بقیه جلوتر بود و اول کاری که کرد فرمود من آخرین پیامبر هستم و در آسمان نبوت را بست. گرچ همین امروز هم سالی چند پیامبر ظهور میکنند!
اساس موضوع اینست که کسی یک حزب جدید تاسیس کرده پس باید شروع به عضو گیری کند. این اعضای جدید که از بین بی دینان نخواهند آمد! چون اگر اینها قرار بود به این حرفها تن در بدهند همان اول داده بودند!
پس یا از میان معتقدان ادیان دیگر میرسند یا متولد میشوند. پس قدم اول حفظ کسانی است که داریم، بعد کسانی که بدنیا میایند و در آخر هم اگر بتوانیم از ادیان دیگر افراد را بیاوریم.
حال با این اوصاف خود شما بگویید اگر قرار باشد دیندار این دین برود در معبد آن یکی و برعکس چه میشود؟ خوب به صلاح ادیان عقب مانده نیست!
تا جایی که بنده میبینم این ادیان الهی چیزی که از علم و فرهنگ و تمدن و رفاه و… به مردم نداده اند! ولی بر سر گرفتن جان و مالشان با هم رقابت دارند. پس هرگز با هم به توافق نمیرسند (آقا اینها در میان یک دین به توافق نمیرسند! چه رسد به ادیان مختلف)
شما میتوانی غذا از خانه همراه ببری در یک رستوران بدون پرداخت مبلغی غذای خودت را بخوری؟ دین هم همینطور! فرقش اینست که رستوران دار کاسب است و انکار نمیکند، اما روحانی میگوید من مرد خدا هستم و دنبال مال بی ارزش دنیا نیستم! (حالا شما یک نگاهی به زندگی پاپ و … بیاندازید)
اگر بنا بود هر کسی بیواسطه بتواند هر جایی و هر زمانی با خدای خودش صحبت کند که تومار دین یک روزه برباد بود!
من نخواهم لطف حق با واسطه / که هلاک خلق شد این رابط
آقای مسافر اشاره خوبی به حس انسانها در مورد دوست داشتن موجودات ماوراء طبیعت جهان داشتند. بسیار خوب، زمانی که پای دوست داشتن در میان باشد، خیلی ها می گویند که دوست داشتن، دل می خواهد نه دلیل!
حالا بعضی هم می خواهند که برای این دوست داشتن ها دلیل بیاورند و نمی توانند.
«هو العزیز»
باز هم سلام.
فقط چند جمله:
در این مطلب، مغالطه ای به کار رفته است که منطق دانان به آن می گویند: «اشتراک لفظی»
یعنی دو نفر یک لفظ را بیان می کنند؛ اما هر یک مفهومی را جز آن مفهومی که در ذهن طرف مقابل وجود دارد، اراده می کند.
متأسفانه فرصت کمی دارم؛ اما تفکر پیرامون سؤالات زیر، می تواند کمی ذهن را روشن کند:
تلنگر: سوالاتی که در مقابل سوالات شما مطرح شده همه با قبول فرض شماست (خدا انسانهایی را برای پیامبری مبعوث کرده است)، فرض من ممکن است متفاوت باشد.
1. چرا خداوند پیامبر می فرستاده است؟ (بر فرض قبول این موضوع)
تلنگر: چرا خدا دیگر پیامبر نمی فرستد؟ حضرت محمد 600 سال بعد از مسیح آمده است. الان 1300 سال از زمان حضرت محمد میگذرد، طبق برنامه زمانبندی های قبلی خدا و استدلالی که شما برای آمدن پیامبران قبلی دارید؛ آیا دیگر وقت آمدن پیامبر جدیدی نیست؟
2. چرا پیامبران زیاد بوده اند، نه یکی و نه حتا چند تا؟
تلنگر: شما که از آمار تعداد پیامبران خبر دارید، مکان ظهور و حوزه پیغمیریشان را هم بفرمایید. مثلا بفرمایید چند تا در جنگلهای آمازون که هنوز در قرن بیستم لخت مادرزاد زندگی میکنند و بت و ارواح میپرستند، ظهور کردند؟ چند تا در قطب شمال یا جنوب برای اسکیموها بودند؟ آیا چند پیامبر همزمان در چند گوشه دنیا بودند یا در هر زمان فقط یک پیامبر بوده و کل کره زمین را پوشش می داده؟ آیا پیام حضرت محمد به گوش سرخ پوستهای آمریکا که آنسوی اقیانوسها بودند هم رسید یا بنظر شما همزمان با حضرت محمد یکی هم در قاره آمریکا (و هزاران نقطه دیگر در این زمین خدا!) پیامبر بوده است؟ فکر میکنم زمین خدا محدود به شبه جزیره عربستان نمیشود، درسته یا خیالاتی شده ام؟
3. وقتی دو نفر بر سر یک موضوع اختلاف دارند، آیا ممکن است هر دو درست بگویند؟ یعنی هر دو بهره ای از حقیقت برده باشند؟
تلنگر: وقتی دو نفر بر سر یک موضوع اختلاف دارند، آیا ممکن نیست هر دو اشتباه بگویند؟ شما چطوری تشخیص میدهید کدام از حقیقت بهره برده است؟ فقط به حرف یکی گوش میدهید و با اطمینان کامل میگویید که دیگری حرفش تحریف شده چون این یکی گفته که اون یکی دروغ میگوید؟ حق با این یکی است چون از بچگی گفتنمان این یکی حرفش درست است آن یکی درست نیست؟
4. چه کسی گفته که یک مسلمان نمی تواند در کلیسا یا در کنیسه یا در آتشکده ـ یا حتا در کاباره و کازینو و دانسینگ سالون ـ نماز یا دعا یا قرآن یا مناجات بخواند؟
تلنگر: شما بگو چرا کلیسا ساخته شده است وقتی کنیسه بوده است؟ شما بگو چرا مسجد ساخته شده است وقتی کلیسا بوده است؟ اگر رهبران دین جدید معتقدند میشود در معابد دین قبل از خود عبادت کنند، چرا معبد جدید میسازند؟ ضمنا شما به من بگو در اسلام احکام مکان نماز گزار چیست؟ یک مسیحی که نمیداند غسل جنابت چیست، اگر وارد مسجد شود حکمش چیست؟
5. دلیل وجود معابد چیست؟ چرا هر کسی در خانه ی خود عبادت نکند؟
تلنگر: اصل سوال ما هم همین است! این همان سوالی است که شما به ما جوابش را بگو!
6. دلیل عبادات دست جمعی چیست؟
تلنگر: دلیل شرایط خاص برای کسی که در عبادات دست جمعی باید جلوتر از همه بایستد چیست؟ (مثلا چرا در اسلام در نماز جماعت هر کس نمیتواند پیش نماز باشد؟)
می بخشید!
این دفعه مطلب رو خوب خوندم! هر چند که دفعه ی پیش هم همین طور بود ،من فقط چند تا دلیل علمی برای مطلب نوشته شده ارائه داده بودم!
بگذریم…
در مورد علت واحد بودن خدا و تعدد خانه ها نوشتی،به نظر تا زمانی که خودخواهی وجود داره یکی شدن ادیان و جهانی شدن هم ممکن نیست، اگه یه مسلمان در کنیسه یا کلیسا عبادت نمی کنی واسه اینه که خودش رو برتر از دیگر ادیان می بینه ،در مورد مسیحی ها و یهودی ها هم همین طوره! تا وقتی که این غرور و خودخواهی است مسلمان در مسجد نماز می خونه و مسیحی در کلیسا.
این بار اگه بنویسی مطلب رو دوباره بخون بدجور کفری می شم ها؟
دوست عزیز، مصالب زیادی در اینجا مطرح شد که گویا شما بدلیل کمبود وقت به ارسال کامنت خودتان کفایت کردید و موارد گفته شده را نخواندید.
اگر جایی بنظرتان رسیده مغلطه ای در کار بوده به آن اشاره کنید، روشن میشود.
ولی مطلب خود شما اساسا با مغلطه آغاز شده!(-:
۱- “. چرا خداوند پیامبر می فرستاده است؟ (بر فرض قبول این موضوع)”
شما اولا بفرمایید چطور به این نتیجه رسیدید که خدا پیامبر فرستاده؟ بعد هم منظور شما از بر فرض قبول یعنی چه؟! این چیزی که شما بسادگی میگویید “برفرض قبول این موضوع” تبعات و نتایج گرانی دارد که نمیشود همینطوری فرضش کرد!
۲- چه کسی گفته که پیامبری بوده؟ چه کسی گفته که پیامبر زیاد بوده یا کم؟
۳- این سوال یعنی چه؟! یعنی موضوع مورد اختلاف را لازم نیست بدانیم تا جواب این سوال مشخص شود؟
۴- خوشمزه است!(-:
چه کسی گفته است که میتواند؟ یا باید جواب را از شما بگیریم یا از علمای مرجع این دین و سیره رسول. شما بفرمایید.
۵- شما که گویا اصلا وقت نداستید مطالب دوستان را بخوانید! پس خودتان بفرمایید! قبلادر اینجا این سوالات مطرح شده است.
۶- دلیلش اینست که شما میفرمایید و بس.
دوستان متوجه باشند اگر قرار است بنای استدلال این باشد که فلان چون حضرت محمد(ص)! گفته، حضرت از کجا گفته، از قول خدا گفته، از کجا معلوم قول خداست، چون در قرآن است، از کجا قرآن قول خداست، چون حضرت گفته! دیگر بحثی نمی ماند!
سلامی دوباره.
چون یک مسیحی هستم اجازه میخوام در دو مورد توضیحی عرض کنم .اول اینکه مسیحیت دین نیست بلکه رابطه شخص است با خدا ،بدون واسطه و مستقیم. و توضیح دومم در مورد کلیسا است .کلیسا یا ekklesia واژه ای یونانی است به معنی اجتماع انسانی و درمسیحیت جمع شدن دو یا چند نفر باهم که پیرو مسیح هستند را کلیسا گویند و اصلا ربطی هم به ساختمان نداره … اینها میتوانند در منزل کسی یا در پارک و یا هر جای دیگری با هم جمع شوند و به ستایش خدا بپردازند…و مسیح هیچوقت دستور ساخت ساختمان کلیسا را نداد.
در مسیحیت کلیسا به بدن تشبیه شده که مسیح سر آن و بقیه افراد اعضای آن بدن هستند یعنی همه در باور و اعتقاد به صلیب و خون عیسی مسیح باهم یک تن شده اند و همه از روح القدس متولد شده و همه در مسیح خداوند یکی هستند.
کلیسا بصورت ساختمان که بیشتر از یونان فکر کنم شروع شد محلی رسمی برای جمع شدن مسیحیان معرفی گشت اما در باور مسیحی وجود ساختمانی به این اسم ضرورتی ندارد .
قبل از امدن عیسی مسیح ،خداوند گفته بود :زمانی میرسد که دیگر مرا نه دراین کوه و نه در آن کوه عبادت خواهید کرد بلکه بدن شما معبد من خواهد بود…ما مسیحیان ایمان داریم زمانی که به عیسی ایمان میاوریم از روح خدا از نو متولد میشویم و روح او ما را پر میکند و د رما زیست میکند تا مانند مسیح ،پاک و قدوس بتوانیم زندگی کنیم .
مسیحیان برای عبادت خدا احتیاج به مکان وجای خاصی ندارن بلکه در درون خود و با روح راستی خدا را پرستش میکنند.
اما زمانی هم هست که به اراده خداوند دور هم جمع میشوند و فرقی هم نمیکنه کجا با هم جمع شوند.
اما اینکه پیروان ادیان برای عبادت به محل خاصی میروند و معمولا اجازه ورود به ساختمان عبادی یکدیگر را ندارند ،این مربوط به اختلاف عقایدشون میشه …مثلا اسلام یهودیان رو نجس میدونه ویا مسیحیان را مشرک به همین خاطر نیمتونه در کناراونا و در محل عبادی اونا بایسته ….یهود اسلام را کاملا رد میکنه و مسیحیت هم چون دین نیست با ادیان کاری ندارداما در جمع مسیحیان همه نوع انسانی میتواند حضور داشته باشد و با اغوش باز او را میپذیرند.
سلام به بنده خوب خدا
علت در اين است اسلام دين كاملي است و همه اين را مي دانند حال اگر مثلا فقط مسلمانان در مكه حضور مي يابند و يا در يك مكان همه با خدا عبادت نمي كنند علتش اين است كه اين موضوع خود سوالي مي شود در ديگر اديانها كه چرا ما كه هم بندگان خداييم در يك سري از مكانها نمي رويم ؟
همين باعث تلنگري به انها است كه بفهمند چه فرقي بين اديان ديگر با اسلام وجود دارد و همين شروع خوبي براي رسيدن به حقيقت است .چون همه اديان امدند كه اسلام بيايد پس چيزي در اسلام و مسلماني است كه در بقيه وجود ندارد .
بهتر است بدانيم كه اگر در هر ديني باشيم ، با توجه به اينكه در همه اديان هم از اسلام سخن گفته شده و بشارت داده شده به دين كاملتر ، پس براي اينكه كاملتر باشيم به سوي دين كاملي مي رويم .
درست مثل مادري كه اسرار خانه با فرزند بزرگتر در ميان مي گذارد نه با ديگر فرزندان .و اين همان جواب سوال است .
اميدوارم توانسته باشم به خوبي بيان كرده باشم .
ثمر
دوست ناشناس (۱۸) شما هر پستی که قدم میزاری ما رو از اقیانوس عظیم دانش خودتون سیراب میکنید!
دو تا جک با مزه تو صحبت شما هست حیفم اومد که دوستان رو توجه ندم:
“علت در اين است اسلام دين كاملي است و همه اين را مي دانن”
کی گفته؟! تصادفا آخوند بالای منبر مسجد سر کوچه شما (که از همه علوم لبریز هستند این علمای عزیز) نگفته؟ یا خود شما میگی؟
تازه اینو همه هم میدونن؟! همه یعنی کی؟! شما و دوستای شما؟ یا ۶.۵ میلیارد مردم دنیا؟ کدومش همه است که میدونن؟!
“بهتر است بدانيم كه اگر در هر ديني باشيم ، با توجه به اينكه در همه اديان هم از اسلام سخن گفته شده و بشارت داده شده به دين كاملتر ، پس براي اينكه كاملتر باشيم به سوي دين كاملي مي رويم .”
(-:
اینقدر این حرفهای پر مغز رو براتون تکرار کردند که شما هم باورتون شده! میشه بگید کدوم دین رو بررسی کردین که بشارت به اسلام داده و بعد پیروان احمق اون دین هنوز به اسلام مشرف نشدن؟! کی گفته که دین اسلام کامله؟ یا شما با توجه کامل بریدن سر کفار توسط حضرت به این نتیجه درخشان رسیدید که کامله؟ شایدم چون کاروانهای تجاری رو کاملا لخت میفرمودن پس اسلام دین کامله! یا چون الان کشورهای اسلامی همه سروران عالم و در حال پیشرفت و ترفی هستن و خیلی به بشریت دارن خدمت میکنن بطور کامل، اسلام کامله!
ضمنا عزیز من اینقدر اسلام اسلام نکن چون بر اساس باور شیعه این سنی ها و بقیه فرق اسلامی هیچ کدوم دینشون کامل نیست و مسلمون واقعی نیستن! آره پسر جان! اول برو از اون آخوند که پای منبرش میشینی بپرس اگر یک شیعه بخواد سنی بشه حکمش چیه! بعد بیا از کمالات اسلام و کامل بودنش صحبت کن. بله پسرم!
فرض سوال مطرح شده اشتباه است
خدا يكي نيست يا حد اقل اديان مورد اشاره يك خدا را معرفي نمي كنند
چه در اديان همديگر را تاييد كرده باشند يا نه نظرشان بطور كلي در مورد خدا با هم متفاوت است
در واقع به يگانگي خدا در علم تا حدودي دست يافته است واين باعث اين اشتباه هست كه اديان به يك خدا معتقدند اصلا چنين فرضي اشتباه است وهر كدام شرط عبادت را قبول نظر دينشان ميدانند ( احتمالا خدا تكامل يافته است از انسان نماي قوم يهود به سه بخش انساني وروحاني در مسيحيت وعام شدن خدايي از اختصاصي بودن براي يهوديان و سپستر به چيزي كه مسلمانان اعتقاد دارند و در سوره فاتحه آمده است)
نكته اينكه همه اديان ذكر شده و پيروانشان شايد نيمي از جمعيت دنيا را تشكيل ميدهند و ديگراني هم هستند كه به آنها اشاره نشده است و تعريف ديگري از خدا و دين دارند.
در مجموع فلسفه دين در تاريخ مكتوب جهان به نظر من هيچگاه فردي نبوده و وسيله اي براي اتحاد قومي براي تسلط به ديگران ودر مرحله بعد اتحاد بين هم دينان (قوم غالب و قوم مغلوب تازه ديندار شده) براي توسعه قدرت و تسلط بوده است و در نتيجه ابتدا متدين درجه اول و دوم وبعدا از اين دسته بندي فرق ديني تشكيل شده نظير مسلمانان ايراني در بعد از شكست از اعراب و بعدها تشكيل مذهب شيعه در عصر صفوي در ايران ويا ايجاده فرقه زروانيان در زمان حكومت ساسانيان موبد ايجاد تند روي در اصول روش زرتشت فيلسوف ويا ترجمه اهورا مزدا به زئوس در دوره اشكانيان سر سپرده يونان ( از اين جهت كه هيچ تشابهي به هم ندارند ) ويا در مورد زرتشت اتحادي كه پس از قبول فلسفه و آيين و روش وي ( زرتشت مدعي پيامبري نيست ومردم را در قبول يا رد كل يا بخشي از روش ي كه او دست يافته وتوصيه كرده مختار ميداند)توسط مردم آن زمان ايجاد منجر به تشكيل هخامنشيان گرديد و يكپارچگي كشور دست آورد مثبت آن و پيش از آن نابودي كامل تمدن هاي مهم اطراف ايران بوده است( زرتشت نزديك به حد اقل 1500 سال پيش از ميلاد ميزيست)
با تشكر
لطفا حرف تکراری نزنید
چرا خدا یکی است و …………
دنبال این مطلب بودم که ما چه نیازی به وچود خدا داریم تا ازش تو بلاگ انگلیسی ام ازش استفاده کنم سرچ گوگل را باز کردم و نو شتم needness to God چیز به درد به خوری نیومد بالا بعد نوشتم چرا خدا از 2920000 تا نتیجه این سایت دوم بود سئوال رو خوندم و ایضا نظرات را یه چیزی هم من به نظرم رسید گفتم مطرحش کنم البته نمی دونم حداقل صاحب بلاگ به اینجا سر می زنه یا نه تا مطلب را کامل بنویسم لذا مقدمه را می نویسم اگه کسی راغب بود یه بوقی چیزی بزنه تا بقیه اش را به تایپانم اول اینکه:
بشر امروزی در تمام زمینه ها مسئله تدریج و اللهم بیر بیر را پذیرفته و سئوال نمی کنه که چرا از اول مثلا کامبیوتر ها ی امروزی را نساختند که
ما مجبو ر بشیم اینهمه پول بی زبونو بریزیم تو جیب کمپانی ها و واسطه ها و غیره تا به روز بشیم و در مقابل بقیه کم نیاریم
یا چرا از اول ماشین های امروزی را طراحی نکردند تا اجداد ما هم کیفشو ببرند و الی ……
اما وقتی نوبت به دین میرسه کمترین کمبود و نارسایی را بر نمی تابند و همه چیز را پرفکت پرفکت می خواند اونم از اول اول دیگه فکر اینو نمی کنند که بابا نمی شه ویندوز ویستا را رو ی یه کامپیوتر با هارد 500 مگ و رم 32 و گرافیک 2 نسب کرد لذا اگه ننه شون کمی تا قسمتی مذهبی باشه و صبح زود از خواب بلندشون بکنه بچه پاشو یه بربری داغ بگیر بیار نصفشو خودت کوفت کن یه لقمشو هم من و بابای مریضت بخوریم هوار می زنه که من این دینو که از بچه هاشون بیگاری می کشند قبول ندارم بعضی وقتا هم از بیخ عرب می شنو می زنند زیر همه چیز و خدا را بی خیال می شن
دومندش یا به قول این بابای شماره 20 ام اس ثانیا:
آدم تیتیش مامانی این روزا از فرق سر تا پا تقلیید محض محض است الا به قول عربا شذ و ندر اما نوبت به خدای بی همه کس یتیم مونده بی صفت (لم یلد و لم یولد – کمال التوحید نفی الصفات عنه)که می رسه همه می شن مجتهد مسلم و صاحب نظر البته بازم الا شذ و ندر
———————————————————–
تلنگر: آدرس وبلاگ شما چیست؟ خیلی دوست دارم نوشته های شما را بخونم.
پی نوشت: ما هر چه منتظر نشستیم خبری از آدرس وبلاگ شما نشد!!!!
سلام يه سوالي داشتم ما كه مسلمان هستيم يعني وقتي به دنيا اومديم در ديني به نام اسلام بوديم ما ميدونيم خدايي وجود داره ولي نمي بينيمش چرا؟
چرا اسلام رو قبول كرديم .(سوء تفاهمي ژيش نياد من عشق دينم هستم و خيلي هم قبول دارم ) البته يه چيزي شنيدم كه مي گن اگر زياد دنبال اين چيزا باشيد يعني خود خدا چه جوري به وجود امده و يا هر سوال مشابه به اين باشيم نسبت به دين خود كافر مي شيو ؟ راسته؟
با سلام و درود فراوان
1.ما برای اینکه بتونیم بحث خوبی داشته باشیم باید تعصبات الکی دینی و غیره مون رو کنار گذاشته و به درون خود بنگریم و به عقاید طرف احترام بگذاریم اینو واسه این گفتم که بعضی ها بهم……
اول از همه ما باید مسئله وجود خدا رو در درون خودمون از شک بیرون بیاریم…در اینجا ما به 3 تفکر بر می خوریم..
1.کسانی هستند که آفرینش جهان رو بر اساس تصادف میشمارن و می گن خدا وجود نداره و به خاطر اینکه انسان موجودیست ضعیف و دارای قوه تخیل هرگاه با مشکلی مواجه میشه در تفکرات خودش منتظر کمک از طرف چیزی قوی تر هست که کسانی که خدا رو قبول دارن میگن این تفکر یعنی وجود خدا اما ماده گرا ها اونو نوعی ضعف میشمارن…..
2.کسانی هستند که آفرینش جهان توسط خدا رو قبول دارن اما میگن خدا فقط مارو آفریده و کاری با بقیه مسائل نداره و بقول خودشون خدا به تعطیلات رفته.
3.کسانی هم هستند که آفرینش جهان توسط خدا رو قبول دارن و میگن که خدا در همه شرایط با انسان هاست و اونها رو ترک نکرده……
بحث ما با گروه 3وم هست پس خدا برای اینکار که هدایت کند پیامبرانی می فرسته….1. هدایت برای چی اینکه بفهمیم اون خداست و عبادتشو کنیم آیا خدا به عبادات ما نیاز داره؟ یا اینکه بفهمیم ای بشر آدم باش و با همنوعت به جنگ مشغول نشو و اونو مورد تجاوز قرار نده؟؟خوب ما وقتی بدونیم خدای ما همه یکیه این اولین تفاهم در انسان ها ست که باعث میشه یکی کسی دیگرو به علت داشتن خدای بهتر مورد تجاوز قرار نده….ما تو این دنیا اومدیم که با هم بودن رو در کنار هم بودن رو به فکر هم بودن رو یادبگریم واین اصل در راه و بندگی خالق و کمی سختی دادان می تونه انجام بگیره((آخه میگن آدم سیر و گشنه چیزی براشون مهم نی یکی به فکر مال اضافه کردن و دیگری سیر کردن خود پس جای برای کار دیگه نمی مونه))…..اینجاست که عبادت خدا معنی میگیره………..
اینکه ما یه جا جمع میشیم واسه اینه که از هم خبر داشته باشیم و با هم متحد…اما تو این راه بعد از خود پیامبرا هر کی به فکر منافع خودش بوده و اون راه رو هرجور که خواسته برده و نذاشتن که همه با هم باشن….از عزیزی پرسیدند واقعا نیروی انتظامی با اون عظمت نمی تونه یه دفه قاچاقچی ها رو بگیره برگشت گفت آگه ما اونا رو بگیریم پس فردا باید چی کار کنیم باید اینا باشن تا ما هم بگیم کار می کنیم…آره داداشم.الانم اینا همینطور اگه افراد ساده دل نباشند اونا روزیشونوو از کجا بیارن؟؟؟
انسان اگه خودشو بسازه و خوبی خودشو در خوبی دیگران بذاره و همه کس رو دوست داشته باشه یعنی اصل خود خواهی رو کنار بذاره می تونه الان میگم نگین ما به فلسطین میرسیم پس خوبیم….چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است…
به امید روزی که این حرفا از غالب شعار بیرون بیاد و عملی بشه
به امید روزی که اگه کسی خلاف ایده ما کاری کرد به اون شمشیر هدیه نکنیم ….
به امید روزی که بین ما و خدای ما چیزی جز قلب صادق ما نباشه
به امید روزی که هرکس در راه خدا قدمی برای نشان دادن حق به انسانها داشته در درجه انسان والا و الگو قرار گیرد نه در جایگاه خدا که نمونه آن بسیار….
ممنون ازوبلاگ قشنگت….
موفق و پیروز با شی
agar az bozorgane va ghdimihaye dine bahai beporsid hatman be in masaleh vaghefand ke dar bahiyat, yek shab khodavand mikhabad, va ensamha har kari ba har kasi hatta az madar ta khahar va baradar mitavanad anjam dahand, pas fekr konam in behtarin rahe …!!! khoda khobeh!!! …lol … avval har kodom az i n dinha biyand vaghiyathaye dineshouno begand, bad beshinand doua konand, hala har ja mikhad bashe, che farghi dareh … khoda hame ja hast va nazdiktar az ghalbe adamist!