شاید شما هم شنیده باشید که:
- آنچه حکومت انجام میدهد، با اسلام واقعی متفاوت است.
- اسلام واقعی را نباید به رفتار مسلمانان دانست، اسلام واقعی چیز دیگری است.
- اگر اسلام واقعی اجرا شود، دنیا گلستان میشود.
- اسلام واقعی اسلام طالبانی نیست.
- اسلام عربستان، اسلام وهابیت است و اسلام واقعی نیست.
- اسلام مصر، اسلام آمریکایی است.
- زمان پیامبر اسلام، همه جنگ و مبارزه بوده است، آیا اسلام واقعی همراه با جنگ و مبارزه است؟ (پیامبر اسلام در 29 جنگ شخصا حضور داشته است)
- بعد از وفات پیامبر اسلام، بر سر جانشینی اختلاف و تفرقه بوده است، اسلام واقعی با کدام گروه بوده است؟
کجا یا چه دوره ای از اسلام، میتوان یک نمونه موفق از پیاده سازی اسلام واقعی را بیابیم؟
اگر کسی بدنبال اسلام واقعی باشد، چگونه پیدا کند؟
قدم 1) در حال حاضر 2 شاخه اصلی در اسلام هست، سنی و شیعه؛ سنی بیش از چندین شاخه فرعی دارد و شیعه همچنین چندین شاخه فرعی دیگر. بین اینهمه کدام اسلام واقعی است؟
قدم 2) یکی از شاخه ها که به نظرمان منطقی تر هست را به عنوان اسلام واقعی، بطور پیش فرض انتخاب میکنیم.
قدم 3) در این شاخه چندین مفتی یا مرجع تقلید وجود دارد که بعضی در حلال و حرام ها اختلاف نظر دارند، کدامشان اسلام واقعی را میگویند؟
قدم 4) بهتر است به قران مراجعه کنیم و خودمان تحقیق کنیم که اسلام واقعی چیست.
قدم 5) در قران مواردی هست که انسان رابه شک وا می دارد و با زندگی کنونی در جامعه انسانها یا نتایج علمی همخوانی ندارد، مثلا:
- بریدن دست دزد ( المائدة – آیه 38: و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كردهاند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است)
- خوب بودن نوشیدن شراب (النحل آیه 67- و از ميوه درختان خرما و انگور باده مستىبخش و خوراكى نيكو براى خود مى گيريد قطعا در اين[ها] براى مردمى كه تعقل مىكنند نشانهاى است)
- زدن زنان (النساء آیه 34: مردان سرپرست زنانند به دليل آنكه خدا برخى از ايشان را بر برخى برترى داده و [نيز] به دليل آنكه از اموالشان خرج مىكنند پس زنان درستكار فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان] حفظ كرده اسرار [شوهران خود] را حفظ مىكنند و زنانى را كه از نافرمانى آنان بيم داريد [نخست] پندشان دهيد و [بعد] در خوابگاهها از ايشان دورى كنيد و [اگر تاثير نكرد] آنان را بزنید پس اگر شما را اطاعت كردند [ديگر] بر آنها هيچ راهى [براى سرزنش] مجوييد كه خدا والاى بزرگ است))
- مجاز بودن برده داشتن ( النور آیه 58: اى كسانى كه ايمان آوردهايد قطعا بايد غلام و كنيزهاى شما و كسانى از شما كه به [سن] بلوغ نرسيدهاند سه بار در شبانه روز از شما كسب اجازه كنند پيش از نماز بامداد و نيمروز كه جامههاى خود را بيرون مىآوريد و پس از نماز شامگاهان [اين] سه هنگام برهنگى شماست نه بر شما و نه بر آنان گناهى نيست كه غير از اين [سه هنگام] گرد يكديگر بچرخيد [و با هم معاشرت نماييد] خداوند آيات [خود] را اين گونه براى شما بيان مىكند و خدا داناى سنجيدهكار است)
- کشتن کافران (النساء آیه 89: همان گونه كه خودشان كافر شدهاند آرزو دارند [كه شما نيز] كافر شويد تا با هم برابر باشيد پس زنهار از ميان ايشان براى خود دوستانى اختيار مكنيد تا آنكه در راه خدا هجرت كنند پس اگر روى برتافتند هر كجا آنان را يافتيد به اسارت بگيريد و بكشيدشان و از ايشان يار و ياورى براى خود مگيريد)
- به کار بردن کلمه “نحن” به معنای ما توسط خدای یگانه! (یوسف آیه 2 و 3 : “ما” آن را قرآنى عربى نازل كرديم باشد كه بينديشيد (2) “ما” نيكوترين سرگذشت را به موجب اين قرآن كه به تو وحى كرديم بر تو حكايت مىكنيم و تو قطعا پيش از آن از بىخبران بودى (3))
قدم 6) آنچه از قرآن میفهیم درست است یا نه؟ مثلا باید هر کس را کافر تشخیص دادیم را بکشیم؟ باید دست دزد را ببریم؟(همان کاری که عربستان سعودی طبق شریعه انجام میدهد)
قدم 7) تعبیر آیه های قرآن کار هر کس نیست باید به مفتی ها و مراجع تقلید که عمری مطالعه کرده اند مراجعه کنیم، بنابراین به قدم شماره (3) بر گردیم
قدم 8 ) اگر بخواهیم به قدم شماره (3) برویم، آیا در یک دور باطل نیافتاده ایم؟
به نظر شما مراحل بالا برای پیدا کردن اسلام واقعی درست است یا من جایی را اشتباه گفته ام؟ شما چگونه اسلام واقعی را یافته اید یا میخواهید بیابید؟
نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.
اسلام واقعي را در سيره اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) بايد جستجو نماييد.
سيره ي اميرالمومنين (عليه اسلام) نشانگر آنچيزي است كه همه ي بشر خواهان است.نامه ي ايشان كه در سازمان ملل هم بعنوان سند بين المللي راهگشا براي ملتها معرفي شده (نامه اميرالمومنين(عليه السلام) به مالك اشتر).
مطلب شما داراي اشكالاتي هم هست:اولا هر جنگي نامقدس نيست.
جنگي كه براي دفاع از ناموس و شرف انسانيت باشد نه تنها مذموم نيست بلكه مقدس نيز هست.
اختلاف مراجع تقليد در اصول نيست بلكه در فروع است كه امري غير طبيعي نيست.
————————————————————————-
تلنگر: دوست عزیز، تعریف شما از “ناموس” و “شرف” چیست؟ این “ناموس و شرف” چیست که جنگ در این راه مقدس است؟
البته همه انسانها، از بومیان جنگل های آمازون تا مترقی ترین انسانها، دفاع از خود را وقتی “کسی به او حمله کرد” بطور کاملا غریزی انجام میدهند و نیاز به مقدس کردن این دفاع نیست، البته دفاع هم همیشه همراه با جنگ و خونریزی نیست؛ مثلا با ایجاد مانع فیزیکی و یا هجرت به مکانی که از دسترس دشمن در امان بود، میتوان از خونریزی جلوگیری کرد.
سوال من اینست که: فلسفه آمدن پیامبر اسلام برای بشارت و رساندن یک پیام الهی بود که زندگی انسانها را بهبود ببخشد، ولی چرا این پیام رسانی همراه با جنگ و خونریزی فراوان بود؟
خدا نمیتوانست کاری کند که پیامش بدون جنگ و خونریزی، با صلح و آرامش به گوش همه برسد؟ (مطمئنا شما معتقدید خدا قادر به هر کاری هست و مطمئنا جنگ و خونریزی در بین بندگانش، گزینه خداوند نیست)
آنها که کشته شدند، بدون اصلاح از دنیا رفتند! بهتر نبود آنها را اسیر می کردند و به آنها فرصتی دوباره داده میشد؟ هدف کشت و کشتار بود یا اصلاح؟
اینکه بگوییم هر کس که مسلمان شد که شد و هر کس نشد را بکشیم که نمیشود تبلیغ دین!؛ میشود؟
اگر هم معتقدید که کشتن باید در کار باشد، آیا آنها که از ترس کشته نشدن مسلمان میشوند، ایمانشان واقعی است؟ اسلامشان واقعی است؟
آنها که به راحتی و بدون فکر پیام پیامبر را قبول کردند عقلشان کاملتر بود یا آنها که در مقابل پذیرش یک پیام جدید مقاومت نشان دادند؟ کدامشان مستحق مجازاتند؟
ضمنا لطفا در مورد این سند بین المللی راهگشا؛ میتوانید بیشتر توضیح بدهید؟ لینکی روی اینترنت هست به این سند؟ برای جستجو و بیشتر دانستن، اسم فارسی یا انگلیسی این سند بین المللی را بفرمایید.
راستی آیا این سند راهگشا در ایران هم استفاده میشود؟ یعنی آیا اول در ایران یا کشور مسلمان دیگری تست شده و بعد به سازمان ملل پیشنهاد شده؟
az oonjaee ke khoda ro hichkas nadide ,va payambaran amadan ta oon fazaye bayne ma va khodaro por konan,pas dar nateeje man yekee ba hich kodoom az deenha etminan nadaram,makhsoosan az noe varedatish(deenha khoonin tarin fantasy va tavahomate basharee boodan hastan va khahand bood)
به نظر من دین اسلام بر مردم تاثیر کمی می ذاره و مردم تاثیر بیشتری در اسلام(احادیث , تعبیر قرآن) می گذارند(حداقل در ایران) بنابراین به نظر من هرکس دیدگاه منحصر بفردی در مورد اسلام دارد و به نظرش دیدگاه بقیه به کل یا قسمتی از آن اشتباه است ولی چون انسان موجودی کامل نیست پس دیدگاه خودش هم اشتباه است کاملترین و بهترین دیدگاه را اسلام واقعی نام میذاره
(الان مغزم یه ذره شلوغ پلوغه فکر نکنم تونسته باشم منظورم رو گفته باشم بعدا میام)
از نظر من دين اسلام ساختگيه.كه البته اين را با مطالعه در قرآن دريافته ام. و امروزه هم كه وسيله اي براي ظلم بر انسانها شده.
اسلام واقعی؟خیلی جالبه.به نظر من اسلام واقعی همونه که تو قرآن میگه و نباید خودمون رو گول بزنیم!
همه جای دنیا با برنامه درست زندگی می کنن اما اینجا چی؟ برنامش رو به اسلام وصل کردن. اسلام که از همون 1400 سال پیش برنامش هنگ کرده. با یه نگاه به سورس برنامه اسلام فهمیدم که این برنامه خودش یه ویروسه که به اسم برنامه توی سیستم زندگی نصب شده و اجازه نمیده که برنامه های جدید درست کار کنن. سرعت سیستم رو هم پایین آورده بود به همین خاطر سیستم رو فرمت کردم که از شرش راحت شم.
dagighan ba shomare 6 moafegham,az oon moghe ke in virus be keshvare ma ham reseede hamin etefagh dare miyofte
Everywhere in the world they are some people who deceive others and tell that they are telling and doing what god says. It is just crazy. You have all inherited your religion from your parents, so why you are so strict about it. Just be smart, don’t listen to junk.That’s all
اسلام و ادیان خاورمیانه ای متعلق به دوره خاصی از تمدن بشر هستن که حفظ کردنشون در زمان حال به هزار ضرب و زور فایه ای نداره. دوره این چیزا گذشته. اونایی که فهمیدن، تصدیق میکنن بقیه همه تا چند دهه دیگه 2 زاریاشون میفته.
P:
بحث هایی جالبی داری .به عنوان برادر کوچکتر می گم سعی کن به اعتقادات مردم احترام بگزاری . خوشحال می شم به من یک سری بزنی .چون هدف هامون یکیه خوشحال می شم با هم همکاری کنیم
———————————————————————
تلنگر: میشه بفرمایین من چگونه یا در کجای نوشته به اعتقادات مردم احترام نگذاشتم؟
راستی من کجا به شما سر بزنم؟ آدرس وبسایتتون که نیست!
اسلام واقعی اسلامی که احمدی نژاد ومصباح یزدی می گن اسلامی که بغضی بزک دوزکش میکنند هرجی هست اسلام نیست. تاریخ اسلام مثل تاریخ ج ا است وقتی محمد در مکه بود خوش سخن بود وقتی به مدینه رفت وقدرت گرفت به هیچ کس رحم نکرد
سلام دوست من
من معتقدم اسلام واقعی همانی است که قرآن معرفی می کند. به شرط اینکه بدون تعصب و خالصانه و همچنین بدون پیش زمینه فکری (مثل افکار اومانیستی) و پیش زمینه اعتقادی (مثل شیعه، سنی و …) به سراغش برویم و ضمنا همه آن را (و نه به صورت گزینشی) مطالعه کنیم. چرا که در اکثر موارد ابهاماتی که مطرح می شود معمولا توسط آیات دیگری توضیح داده می شود.
نکته مهمی که ما معمولا فراموش می کنیم این است که قرآن سخن همان خدایی است که ما را خلق کرده و ما و نیازهای ما را بهتر از ما می شناسد.
و هم اوست که می تواند ما را هدایت کند به شرط آن که خودمان هم بخواهیم و تلاش کنیم.
(69 عنکبوت)وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
و كسانى كه در راه ما كوشيدهاند، به يقين راههاى خود را بر آنان مىنماييم(ترجمه فولادوند)
التماس دعا
یوسف
من عقیده دارم که این چیزی که از اسلام می بینیم , اسلام واقعی نیست. چرا که اسلام واقعی خیلی زشت تر از چیزی است که می بینیم.
اول به دوست کامنت گذار که اسلام نه ویروس است نه برنامه . تشبیه جالبی نکردید . در مورد آیاتی که آوردید اگر کمی با دقت نگاه کنید می بینید که هیچ کدام چیز بدی نگفته اند مگر آنکه با سطحی نگری به مطالعه آنها پرداخته باشید . به قول کامنت 12 یوسف کمی آیات قبل و بعد را هم بخوانید و به معنی خالی آن توجه نکند کمی هم تفسیر آن را بخوانید و کمی در باره آن باندیشید . البته در سه مورد اول هم من خودم می توانم تا حدودی توضیح دهم ولی بهتر است برای برطرف شدن شکتان از کسی که اهل فن است بپرسید تا برایتان توضیح دهد . شک یکی از مراحل تکامل انسان است به شرط این که در این مرحله درجا نزنید و با تعصب برخورد نکنید .
———————————————————————————
تلنگر: آیا شما در مورد آیاتی که گفتم شک دارید یا اطلاعات کافی دارید؟
اگر شما هم شک دارید که هیچ، اگر شما شک ندارید و آیات قبل و بعد آنرا خوانید، در اینجا برای من و دیگرانی که شک دارند توضیح دهید. البته چون گفتید که باید با آیات دیگر به مفهوم آن پی برد، به آیات دیگر اشاره کنید.
afarin be shomareye 6, 11, 13, doostan mashalah har chi ma mikhastim begim goftan, harfe shomareye 6 ro print gereftam zadam be divare otagham, bye
احسان (۱) میگوید: “اسلام واقعي را در سيره اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) بايد جستجو نماييد”

یوسف (۱۲) میگوید “من معتقدم اسلام واقعی همانی است که قرآن معرفی می کند”
و modir در (۱۴) میگوید “کمی آیات قبل و بعد را هم بخوانید و به معنی خالی آن توجه نکنید کمی هم تفسیر آن را بخوانید و کمی در باره آن باندیشید”
این ۳ دوست بعنوان ۳ مسلمان شیعه، ۳ نفر که ما را در رای خود بر اسلام واقعی سهیم کردند در همین یک صفحه ۳ نظر مختلف مطرح کردند که یکی نیست!
برایم بسیار جالب است که همه این افراد این اختلاف رای ها را نادیده میگیرند و به این نتیجه نمیرسند که هر کسی برای خودش اسلام را جوری تعریف میکند که میپسندد ولی به دیگران میگویند که بیایید و بدون تعصب برخورد به اسلام نگاه کنید!
شما ۳ عزیز (و مثل شما) که نیات خیر خواهانه از کلامتان هویداست. به شما میگویم از سیره رسول هیچ نمیدانید، از علی (ع)! و روش زندگی او هیچ نمیدانید، از قرآن هیچ نمیدانید. که اگر از زندگی رسول و امیرش یا قرآنش یک خط را بدون تعصب میخواندید دیگر چنین باوری نداشتید.
جنگ در راه ناموس و شرف؟! قریب به اتفاق نبردهای حضرت (که خود نیز علیرغم به همراه داشتن حمایت الله در یکی شمشیر نزد) برای تاراج کاروانها و به یغما بردن اموال مردم (بقول خودش کافر) بود.
ما فراموش میکنیم که قرآن سخن همان خدایی است که ما را خلق کرده؟! چه کسی به شما اینرا گفته که قرآن سخن خدا است؟ رسولش؟ از کجا که رسولش درست گفته؟ چون در قرآن گفته. چرا قران درست است؟ چون خدا گفته! اینست استدلال بدون تعصب و بدون پیش زمینه؟!
آقای modir هم که البته بدرستی همان معنا را که علمای عزیز میفرمایند، مطرح کردند! “هیچ کدام چیز بدی نگفته اند مگر آنکه با سطحی نگری به مطالعه آنها پرداخته باشید” و “به معنی خالی آن توجه نکنید کمی هم تفسیر آن را بخوانید و کمی در باره آن باندیشید” و “درجا نزنید و با تعصب برخورد نکنید”
و بنابر این اگر شما فکر میکنید اسلام چیز خوبی نیست، از این حال خارج نیست که یا تعصب دارید یا سطحی نگر هستید یا تفسیر! نخوانده اید یا اهل اندیشه نیستید و یا همه اینها با هم که پس دارید در جا میزنید!
سالهای دور در دانشگاه و در درس اخلاق اسلامی (!) یکی از هم کلاسیها از استاد معمم، پرسید، آقا شما میگویید باید برای انتخاب دین فرد تحقیق کند و تقلید در اصول جایز نیست؟ استاد گفت بله. پرسید حالا اگر کسی تحقیق کرد و به هر دلیلی به این نتیجه رسید که مثلا فلان دین یا بهمان مذهب را انتخاب کند تکلیف چیست؟ استاد که روحانی عالمی هم بود پاسخ داد، “خوب درست تحقیق نکرده”!
ب واقع همین است، شما باید تحقیق کنید ولی ۳ حالت هست:
۱- به این میرسید که اسلام خوب است و به جمع مسلمین سربلند اضافه میشوید و در رکاب حضرت هستید.
۲- شما به این نتیجه میرسید که خوب نیست، پس متعصب ، بی فکر، بی اندیشه، غرض ورز و سطحی نگر هستید. خوب باید دوباره از نو بدون این صفات منفی به اسلام نگاه کنید.
۳- شما کشته میشوید!
اسلام واقعی بدرستی همان است که این ۳ دوست گفتند. همان که در قرآن است و همان که سیره رسول و امیرش بود.
اما موضوع اینست که شما این قرآن و سیره رسول و امیرش را چطور شناختید!
اگر واقعا اهل مطالعه هستید بفرمایید تاریخ طبری را بخوانید، تاریخ ابن خلدون، صحیح بخاری، قانون مجازات اسلامی، قرآن بدون تفسیر! نهج البلاغه. احادیث مورد تایید علمای شیعه. سیره رسول علامه طباطبایی… بفرمایید بخوانید ببینیم داستان چیست! شنیده های شما از پدر و مادر و دبیر دینی و رادیو جمهوری اسلامی ملاک است یا تواریخ و کتابهای معتبر؟
و در اشاره به دوستمان احسان (۱) شما چطور متوجه شدید که “سيره ي اميرالمومنين (عليه اسلام) نشانگر آنچيزي است كه همه ي بشر خواهان است” ؟! اینها که اینجا مطلب نوشتند جزو بشر هستند یا نیستند؟ یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون سنی بشر هستند یا نیستند؟ این ۶.۵ میلیارد مردم دنیا بشر هستند یا نه؟!
میدانم، ایراد از من است. شما خوبید!
———————————————————————-
تلنگر: دوست عزیز، شما گفتید: “قریب به اتفاق نبردهای حضرت برای تاراج کاروانها و به یغما بردن اموال مردم (بقول خودش کافر) بود”
من نمی دانم این حرف شما صحیح است یا خیر، لطفا مرجعی تاریخی که این مورد را بیان کرده و ثابت کرده را ذکر بفرمایید.
حس میکنیم بیضه ی اسلام را به خطر انداخته اید!
ممنون خیلی مطلب خوبی بود ،مخصوصا اینکه بعد از نظر دیگران نظر خودتونو دادید.مرسی
نهان گشت آیین فرزانگان
پراگنده شد نام دیوانگان
هنر خوار شد، جادوی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
زنیکی نبودی سخن جز به راز
شود خوار هر کس که بود ارجمند
فرومایه را بخت گردد بلند
پراگنده گردد بدی در جهان
گزند آشکارا و خوبی نهان
به هر کشوری در، ستمگاره ای
پدید آید و زشت پتیاره ای
نشان شب تیره آمد پدید
همی روشنایی بخواهد بر دمید
(فردوسی)
در این خاک زر خیز ایران زمین *** نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و راد بود *** کزان کشور آزاد و آباد بود
بزرگی به مردی و فرهنگ بود *** گدائی در این بوم و بر ننگ بود
از آن روز دشمن به ما چیره گشت *** که ما را روان و خرد تیره گشت
از آن روز این خانه ویرانه شد *** که نان آورش مرد بیگانه شد
بسوزد در آتش گرت جان و تن *** به از بندگی کردن و زیستن
اگر مایهی زندگی بندگیست *** دو سد بار مردن به از زندگیست
تلنگر جان اینکه شما نمیدانید چیز عجیبی نیست، تقریبا همه مردم نمیدانند! چون عده ای مصلحت نمیدانند که اینطور مطالب که زمانی از افتخارات بود ولی خواننده امروزی را به فکر وا میدارد انتشار پیدا کند.
معرفی مرجع تاریخی را لازم نبود از بنده بخواهید،
ولی چون پرسیدید عرض میکنم، تاریخ ابن خلدون یا المغازی یا خیلی های دیگر، چرا که هر تاریخ مورد تایید همین مسلمین را ورق بزنید مطلب بر شما روشن خواهد شد.
برای اینکه احتمال زیاد میدهم دوستان حوصله یافتن و خواند این کتب معظم را نداشته باشند، در مورد یکی از بهترین! نبردهای حضرت (و نه آنها که فقط منجر به زدن راه کاروانهای تجاری بوده) لینک زیر مطلبی است از سایت تبیان نوشته آقای رسول جعفریان که در جمهوری اسلامی و برای خواننده امروزی نوشته و تفسیر شده تا خیلی ناگوار نباشد! ولی با همه اینها نمیتواند اصل ماجرا را پنهان کند! (ماخذ اصلی ایشان المغازی بوده است)
http://www.tebyan.net/index.aspx?PID=19667&PageSize=1&BOOKID=15878&LANGUAGE=1&PageIndex=0
در ادامه بخشهایی از آنرا برای کسانی که حتی حوصله مطالعه آن مطلب خلاصه را هم ندارند میاورم:
“كاروان قريش با سرمايه بسيار بزرگي كه همه زن و مرد قريش درآن سهيم بودند، عازم شام شده بود. هنگام رفتن كاروان، رسول خدا اخبار آن را داشت و در بازگشت مترصد بود تا درسر راه آن قرار گيرد. از اين رو كساني را مأمور جمع آوري اخبار پيرامون مسير كاروان كرد و زماني كه خبر نزديك شدن آنان را شنيد، اعلام حركت كرد. ابوسفيان كه خطر را درك مي كرد، از همان تبوك شخصي را به مكه فرستاد تا قريش را به حمايت از اموالش فرا خواند. گفته شده كه ابوسفيان، زماني كه در شام بود، خبر آمادگي مسلمانان را براي حمله به كاروان شنيده بود”
“چندي قبل، نيز اموالي از قريش به دست آن حضرت افتاد و اين باره قريش نمي خواست اتفاقي نظيرآن بيفتد.”
” عده اي از مسلمانان با رسول خدا همراهي نكردند. واقدي مي گويد: عده زيادي از اصحاب از آمدن خودداري ورزيدند و كراهت از بيرون شدن همراه وي داشتند و در آنجا سخن زياد و اختلاف فراوان بود.گرچه كساني كه نيامدند سرزنش نشدند!زيرا رسول خدا نه براي جنگ بلكه به قصد كاروان مي رفت.”
وقتی کاروان از تیرس مسلمانان دور شد،
“طايفه بني زهره كه گفته شده قريب يكصد نفر بوده اند با حيله خاصي خود را از جمع سپاه قريش جدا كرده و به مكه برگشتند. آنان گفتند كه براي دفاع از كاروان آمده اند اما حاضر نيستند كه در قتل فرزند خواهر خود (چون مادر رسول خدا از اين طايفه بود) شركت كنند، حتي اگر پيغمبر نيز نباشد. شامي مي گويد: تنها دو تن از عموهاي مسلم بن شهاب زهري در اين جنگ شركت كردند كه بر كفر خويش كشته شدند. گفته شده كه طايفه بني عدي نيز راه خويش را جدا كرده به سمت ساحل دريا رفتند و در «مرّ ظهران» به ابوسفيان برخوردند. آنان گفتند كه به خاطر دستور ابوسفيان بازگشته اند.”
“زماني كه رسول خدا در حال رفتن به سوي بدر بود، دو نفر از مدني هاي مشرك را ديد كه وي را همراهي مي كنند. يكي از آنها خُبَيب بن يساف و ديگري قيس بن مُحَرّث بود; حضرت سؤال كردند كه براي چه آنان را همراهي مي كنند؟ آنان گفتند: تو فرزند خواهر ما و در جوار ما هستي و ما همراه قوم خويش به قصد غنيمت مي آييم. رسول خدا فرمود: «لا يخرجنّ معنا رجلٌ ليس علي ديننا»; «كسي كه بر دين ما نيست نبايد ما را همراهي كند.» آنان از شجاعت خود سخن گفتند اما رسول خدا نپذيرفت تا در نهايت خبيب اسلام آورد و قيس بن محرث بازگشت گرچه بعدها مسلمان شد و در احد به شهادت رسيد.”
“مسلمانان هنوز خبر دور شدن كاروان را نداشتند با اين حال با رسيدن اين خبر، اوضاع بكلي دگرگون شد. سپاه مسلمانان خود را براي حمله به كاروان آماده كرده بود”
“رسول خدا در راه با سفيان ضمري برخورد كرد. در آنجا بدون معرفي خود از سپاه قريش و سپاه محمد پرسيد. او گفت: شنيده است كه قريش فلان روز از مكه حركت كرده و اگر چنين باشد اكنون در نزديكي اين وادي هستند. و نيز شنيده است كه سپاه محمد نيز فلان روز از مدينه حركت كرده; اگر چنين باشد، اكنون در نزديكي اين وادي هستند. جالب اين كه رسول خدا به سفيان ضمري تعهد كرده بود كه در برابر پاسخ به سؤالاتش، جواب سؤال او را نيز بدهد. سفيان پرسيد: شما از كجا هستيد. رسول خدا بطور مبهم پاسخ داد: ما از آب… هستيم و به سوي عراق يعني شمال كه مدينه نيز در همان مسير بود اشاره كرد.!”
“مسلمانان مكلف بودند تا در حين جنگ كسي را به اسارت نگيرند گرچه چنين نكردند و مورد سرزنش قرآن قرار گرفتند.”
“رسول خدا در انتظار خبر قتل ابوجهل بود. زماني كه خبر قتل وي را آوردند، فرمود: اين خبر از داشتن شتران سرخ موي براي او نيكوتر است. كشته شدن ابوجهل كه رسول خدا او را «فرعون امت» و «رأس ائمة الكفر» ناميده بود، آن مقدار اهميت داشت كه رسول خدا گفت: خدايا وعده خود را محقق ساختي. كشته شدن ابوجهل در همان جنگ نيز بدان معنا بود كه همه چيز تمام شده است. آن حضرت از خداوند خواست تا نَوْفل ابن خويلد را نيز از ميان بردارد. زماني كه به دست يكي از انصار به اسارت در آمد، علي به سراغش رفته او را به هلاكت رساند; آنگاه رسول خدا بخاطر اجابت دعايش خداي را سپاس گفت.”
” افراد جز آنچه از وسايل شخصي افراد كشته شده به دست خود، بر مي داشتند، سهمي نيز در تقسيم كلّي غنايم گرفتند. از آيات قرآن و نيز اخبار تاريخي چنين به دست مي آيد كه در تقسيم غنايم اختلافاتي به وجود آمده است.”
“روشن بود كه با حضور رسول خدا و نزول آيات در اين باره، به سرعت اختلاف مزبور حل شد.”
” از جمع اسيران، رسول خدا دو نفر را به قتل رساند. يكي عُقْبة بن أبي مُعَيط بود و ديگر نضربن حارث”
” نضربن حارث و عقبة بن ابي معيط به دستور شخص پيامبر وبا شمشير علي بن ابي طالب كشته شدند”
” درباره بقيه اسرا نظر برخي از اصحاب آن بود كه همه آنان را به قتل رسانند. اما شماري ديگر از مهاجر و انصار اصرار بر گرفتن «فدا» داشته و دليل خود را خويشي آنان با رسول خدا بيان مي كردند.
آيه اي در سوره انفال درباره همين اختلاف نظر دانسته و گفته اند كه خداوند حكم كشتن اسيران را صواب مي دانسته گر چه «فدا» را نيز پذيرفته است: «براي هيچ پيامبري نسزد كه اسيران داشته باشد تا كه در روي زمين غلبه يابد. شما متاع اينجهاني مي خواهيد و خدا آخرت را مي خواهد، و او پيروزمند حكيم است.» گفته اند دليل ترجيح قتل اسيران يكي آن بود كه افراد مزبور بيشتر از شخصيت هاي قريش بوده و از بين بردن آنان قريش را ذليل تر مي كرد. به علاوه نشان از آن داشت كه مسلمانان چشمداشت دنيوي نداشته و براي رسيدن به اهداف خود حاضر بودند از گرفتن مشتي پول براي رها كردن دشمنان قطعي اسلام صرفنظر كنند”
“با همه آنچه كه گذشت يك نكته نزد فقهاي شيعه مسلم است و آن اين كه اسير گرفتن عمدتاً در دو مرحله صورت مي گيرد: يكي اسيري كه در هنگامه بر پايي جنگ به اسارت در مي آيد، ديگر اسيري كه پس از پايان جنگ گرفتار مي شود. در قسم اول رسول خدا و حاكم مخيّر در كشتن اوست و در قسم دوم، تخيير بين آزاد كردن، فديه گرفتن و بنده كردن اسير است.”
“رسول خدا نبايد اسير بگيرد تا آن كه بر زمين پابرجا شود. اگر اين آيه را در كنار آيه اي كه در سوره محمد آمده، بگذاريم، معناي آن روشن مي شود. در آنجا مي فرمايد: «چون با كافران روبرو شديد، گردنشان را بزنيد، و چون آنها را سخت فرو كوفتيد (اثخنتموهم) اسيرشان كنيد و سخت ببنديد; آنگاه يا به منت آزاد كنيد يا به فديه، آنگاه كه جنگ به پايان رسيد.» در اينجا قيد «حتي تضع الحرب اوزارها» دارد. مقايسه دو آيه، با توجه به آن كه كلمه «اثخنتموهم» در آيه دوّم آمده و نيز با توجه به روايت امام باقر كه فرمود: «اذا كانت الحرب قائمة لم تضع اوزارها ولم يثخن أهلها»، روشن مي شود كه مقصود عدم صواب بودن گرفتن اسير در حين جنگ به قصد گرفتن فديه است، نه اختلاف بر سر حكم بعدي آن، كه البته گرفتن فدا رواست. خداوند خطاب به رسول خود مي گويد كه در حين جنگ نبايد اسير گرفت.
در بدر مسلمانان بخاطر آن كه بعداً فديه اي بگيرند كمتر از مشركان مي كشتند و اسير مي گرفتند و اين در كار جنگ بسيار خطرناك است.”
“علاوه بر غنائم بدر، مسلمانان در قبال آزادي اسراي بدر، از چهار هزار درهم تا هزار درهم گرفتند. افرادي نيز كه پولي نداشتند، با منت رسول خدا آزاد شدند.”
بله این روایت یک مسلمان دو آتشه در جمهوری اسلامی است از جنگ بدر!
برای رسیدن به کاروان رفتند، میان راه مشرکی برای شراکت در غنایم مسلمان شد، حضرت شخصا دستور قتل دو اسیر را دادند (نضربن حارث پیرمردی شاعر بود محبوب عرب که افسانه های ایرانی مانند خداینامه را برای عرب به شعر میخواند) حضرت علی دستور رسول خدا را اجرا کرد و اسیران را کشت (البته نحوه کشتن آنها هم خود داستان جالبی دارد که نویسنده از بازگو کردن امتناع کرده! خلاصه بسختی کشتشان) بعد بر سر تقسیم غنایم اختلاف شد که همان موقع حضرت آیاتی در اینمورد دریافت کردند. بعد بر سر نحوه برخورد با اسرا اختلاف شد! بعد مسلمین که برای زدن کاروان آمده بودند و برای دریافت فدیه سعی میکردند اسیر بگیرند ناگهان تبدیل شدند به افرادی که از مال دنیا میگذرند! ولی سر آخر فدیه مفصلی گرفتند.
عرض شد که تازه این اصل داستان که تاریخ نگاران روایت کرده اند نیست. خیلی مشتاق حقیقت هستید بروید آن تواریخ را بخوانید بعد تشریف بیاورید از سیره رسول و امیر المومنین صحبت کنیم.
——————————————————————–
تلنگر: میبخشید اگر در مورد منبع سوال کردم. الان که شما منبع رو ذکر کردید دیگر در ذهن هیچ کس ابهام یا شکی نیست.
به نظر من تلنگر ….ترين وبلاگيه كه تا حالا خوندم! قبول دارم كه بعضی سوالها تلنگری است اما سوال هاي تو تلنگر به ذهن نيستن، تلنگري به تخم آدم اند. از اين …. چي گيرت مياد سالار! يه كم به اين سوالات جفنگي كه مطرح ميكني فك كن لطفا! من قبول دارم كه هر سوالي لازمه كه مطرح بشه! مثلا براي هر بچه اي اين سوال پيش مياد و از اطرافيان ميپرسه كه مثلا چرا ساعت دوتا عقربه داره؟ مطمئنا اين سوال بايد پرسيده بشه اما نه تا 75 سالگي! به هر حال ادما بايد يه كم در طرح سوالات خودشون هم دچار بلوغ بشن! ببخشيد اگه ناراحتت كرما اما من تقريبا 2و3 ماه ميشه كه ميام و پستات رو ميخوم! لازم بود كه اين رو بنويسم! يه كم هم به سوالات خودت فك كن ببين چقدر ابتدايي اند! از يه زاويه جديد نگاه كن! يه تلنگر به ذهن خودت به اون چيز هايي كه بهشون خو كردي بزن! لطفا! من واقعا لذت ميبرم وقتي ميبينم كه همه مسائل براي تو حل شده اند. تو خيلي راحت ميتوني خواننده رو در عرض يه پست يه صفحه و نيمي با حقيقت آشنا كني! من كه به تو حسوديم ميشه!
———————————————————————-
تلنگر:
فرض کنیم که اصلا اسلام دین واقعی و نهایی و همینی که هست و کلا خدا هم همچین سیستمی را می پسندد که یک عمر طرف نماز بخوند روزه بگیرد جماع و غسل و جهاد و کافر و مشرک بکشه و …….
بعد چه کاری از دست آدمی باحال و رند بر می آد. اینکه بگن آقا جون همه چی ارزانی خودتون بهشتون و حوری و قلمان و اراجیف … که حال آدمو بهم می زنه.
نهایتش اینه بیلاخ به همه چی مرده شوی چنین سیستمی رو ببرن اگه واقعا آخرش قراره این باشه .
به این می گن طغیان. آخرین راه پیش روی رندان عالم.
آقای تلنگر شما اگه میشه منو راهنمایی کنید و بگید که چکار کنم؟؟؟؟
من واقعا موندم تو این قضیه.
لطفا کسی دیگه غیر از تلنگر جواب نده که من فقط اونو قبول دارم.
————————————————
تلنگر: شما تو چه قضیه ای موندی که توقع حلش را از من داری؟
salam dooste aziz
man kesi ra mishnasam ke u mitooni javabe soal hayat ra az oon beporsi albteh kami sakhteh .yek roostayi dar atrafe share Qom hast be name
KER-MEJEGAN ke yek marde roohani ke az mohagheghin eslami hast
dar anaj zendegi mikoneh albteh ba in hokoomat hich ertebati ndareh joze avalin kesayi hast ke az Tehran university
dar sale 1328 lisanse elahiyat grfteh
takhsosesh dar ghoran hast.Az oon mitooni hamyeh javabat ra begiri
esmesh Ayt o lla BORGHEYI hast vali khodesh aslan doost ndareh ba in laghab sedash koni.agr vaghan donbale javbet hasti boro v begir.
amir J
در زمانیکه ایران زیر تیغ ستم تازیان نفس های آخر را می کشید و آنها در صدر محو فرهنگ فارس و رواج تازی نامه و از بین بردن خط و زبان فارس و تاریخ ایرانی و محو آثار آن بودند در گوشه ای از خراسان خداوند نگهبان ایران زمین کودکی را رشد و پرورش می داد که بعد ها فردوسی نام گرفت . در زمانیکه ضحاک طلم را به نهایت رسانده بود کاوره ناگهان بپاس خاست و امروز که ظلم و بیعدالتی و بربریت و ایران ستیزی گروهی که انقلاب مردم ایران را بنام خود مصادره کردند و استقلال وآزادی و جمهو ریخواهی را از بین بردند و با برچسب اسلام آن کردند و می کنند و میلونها ایرانی را آوراه سرزمین های دور کرده اند و ساز ناخوشایند پان ترکیسم وا ن عربیسم و جداخواهان بلوچ و غیره و محاصره کشور خطر تجزیه ایران در سال های آینده دور از ذهن نیست مطمن باشید خدای ایران زمین در گوشه ای از این خاک نهالی را رشد خواهد داد که وحدت ملی را به کشور باز گردند و عظمت ایران را بازیابد . امروز یا گاه دیگر ای خدای مهربان مددی …
ر
سلام مجدد به همه عزیزان
بنده در نظر شماره 12 اعتقاد خودم را در مورد اسلام واقعی بیان کردم ولی دوست عزیزی به نام “دیگری” در شماره 16 در ارتباط با نظر اینجانب مطلبی نوشته بودند که لازم دیدم پاسخ و توضیح بیشتری بدهم.
دوست عزیز
شما کدام کتاب را خوانده اید که بدون اشتباه و خطا باشد. حتی در کتابهای معتبر علمی به خصوص کتب تاریخی(نظر 20)، شما می توانید خطا پیدا کنید حتی اگر نویسنده آن عالم دهر باشد چرا که نویسنده انسان است و انسان خطاکار.
انسان برای رسیدن به زندگی سالم فقط به تجربه متوسل شده و می خواهد با آزمون و خطا به نتیجه برسد. همین امروز در تلویزیون کانادا شنیدم که بر اساس آماری که از والدین ایالت کبک به دست آمده است 57 درصد تمایل خود را برای تدریس علوم مذهبی در مدارس نشان داده اند. همان ایالتی که حدود 60 سال پیش برای فرار از اختناق حاکم توسط کلیسا رو به سوی بی دینی چهار نعل تاختند ولی حالا پس از 60 سال می بینند که زیادی تند رفته اند. بله انسان به نتیجه می رسد ولی متاسفانه عمر انسان محدود است و فرصت این همه آزمون و خطا را ندارد.
بر همین اساس خداوند با ارسال کتابی کوتاهترین و در عین حال راحتترین راه را نشان داده است که متاسفانه این انسان جاهل(منظورم همه انسانها اعم از مسلمان و غیر مسلمان) به جای رجوع و عمل به آن دنبال آزمون و خطای دیگری است غافل از اینکه عمر کوتاهش در همین دور زدن ها به پایان می رسد و آخر سر نمی فهمد اصلا برای چه آمده بود؟
یوسف
یوسف جان بنده هم مثل شما اعتقاد دارم اسلام واقعی هما چیزی است که در قرآن هست و همان چیزی است که حضرت در زمان خود پیاده کردند.
آنچه که باعث شد وقت شما را بگیرم صحبت شما در خصوص تعصب بود. و در این مطلب جدید شما هم توضیح بیشتری بنظر نمیرسد.
شما و همفکران شما از ابتدا باور خود را حقیقت محض فرض میکنید و بعد میگویید اگر هر انسانی فارغ از تعصب و بدون پیش داوری این باور اسلامی را مطالعه کند پی میبرد که حقیقتی است الهی.
پس اگر انسانی (که در مورد مسلمان بودن، تعداد این انسانها میشود تمام بشریت از ابتدای بعثت تا قیامت! بجز مسلمانان) اینطور نتیجه نگیرد، متعصب است و بطور خلاصه راه حقیقت را گم کرده است.
حال دین حنیف اسلام برای این گمراهان در قرآن چه تدارک دیده و حضرت با اینها چه میکردند؟
در مورد نظر سنجی که گفتید، گذشته از اینکه این آمار خودش یک علم تجربی است! نقضش هم در داخل خودش است! ۴۳٪ هم این موضوع تدریس را نخواستند! راستی چند درصد از آنها تدریس اسلام یا شیعه را خواستند؟
دوست من بی دردسر ترین و راحت ترین راه باور کردن و سپردن جواب سوالات به خدا است. از آن جوابها که به شما رسیده در اختیار ما هم بگذارید.
مهدی جان، شخصا یک سوالی برایم پیش آمد که خواستم پیش از ۷۵ سالگی پرسیده باشم. مرحمت می کنی.
چرا ساعت ۲ عقربه دارد؟
————————————————————————————
تلنگر: راستی چرا ساعت این آقای “مهدی” کامنت نویس شماره 21 دو تا عقربه داره؟ مال خونه ما 3 تا داره!
من که نفهمیدم که این نظر 21، از ما تعریف کرده یا نه؟ با عصبانیت نوشته یا با آرامش؟ شوخی است یا جدی؟ اگر موضعش را مشخص می کرد، میتونستم بفهمم مشکلش چیه!
یوسف جان فراموش کردم از شما بپرسم! حالا که کتب تاریخی پر از خطا هستند و متاسفان آن تجسم رویایی اسلام در ذهن شما را تایید نمیکنند، میشود لطف کنید یک مرجعی برای دانستن تاریخ اسلام معرفی کنید؟(-:
یا شاید فقط قرآن بدون خطاست؟ یعنی قرآن در طول این ۱۵۰۰ سال همانطور که بود حفظ شده است؟ اینها را هم چه شما یا دیگر دوستان حوصله داشتند جواب بدهند. ممنون مرحمت شما هستم.
طرح سئوال چیز خوبی است اما مهم این است که هدف و غرض از آن چه باشد. بنظر می رسد تلنگر در پی یافتن پاسخ نیست بلکه می خواهد در اندیشه معتقدین به اسلام رخنه کرده آنان رادر موضع شک قرار دهد و از آنجا که امروزه درد نان وزندگی آنقدر زیاد شده که دیگر کسی فرصت نمی کند در پی سئوالات اعتقادی باشد ،در نتیجه به موضع گمراهی و ضلالت بیفتند. حال چه سودی بدست می آورد ، نمی دانم . بنا براین به تلنگر توصیه می کنم قبل از هر چیز برود سراغ متخصصین علوم دینی و به عنوان یک محقق و پژوهشگر یا از آنان چیز بیاموزد و یا اگر خود دارای معلومات اساسی است با آنان بحث و مجادله کند تا پاسخهای خود را بیابد یقینا” به پاسخهای زیبایی دست خواهد یافت و دیگر نیازی به این ادا و اطوارها نخواهد داشت .
——————————————————————————————————–
تلنگر:کسی که درد نان و زندگی دارد و فرصت نمیکند در پی سوالات اعتقادی باشد و به موضع گمراهی و ضلالت میافتد، پس کی و چگونه اعتقاد کنونیش را بدست آورده؟ این افراد هم اکنون در ضلالت هستند. کسی که به این سستی اعتقاد را بدست آورده به سستی هم از دست می دهد. باد آنچه را می آورد ، زود با خود می برد.
چرا مردم ندانسته و با جهالت اعتقادی را که طبق میل شماست بدست آوردند خوب است ولی با عقلانیت آنرا از دست بدهند شما نگرانید، مردم جاهل باشند و کورکورانه اعتقادی را بدست آورند برای شما پسندیده تر است یا با چشم باز راهی را انتخاب کنند؟
شما که مرا به مراجعه به متخصیین علوم دینی توصیه می کنید، چرا خودتان به آن عمل نمی کنید؟ شما زحمت بکشید و این سوالات که خیلی هم پایه ای و مقدماتی است برای متخصصین دینی، بپرسید و بیاید اینجا بنویسید که همه بدانند و کسی هم به ظلالت نیافتد.
من نمیدانم چرا بعضی ها مثل شما که ظاهرا مذهبی هستند، به سوال جواب نمیدهند، فقط میگویند تو غرض مرض داری!!! خوب اگر من غرض مرض دارم شما جواب من را بده تا دیگر بهانه نداشته باشم.
من هیچ نظری را سانسور نمیکنم. نظرت را بنویس و از آن دفاع کن.
salam
morajeee konid be aleme bozorg shekhe bahaii ke hodoode 350 sale pish gofte :AGAR KASI AZ ROOYE AGHL VA ENSAF , TAHGHIGH KONAD RAJEBE KAMELTARIN DIN VA ETEGHAD , NATIJEYE AN HARCHE KE BASHAD ( HATA GOMRAHI ) NAZDE KHODA MAOOL NIST VA KHODA OORA DOOST DARAD VA BE BEHESHT KHAHAD BORD. in nazare yek filsoofe irani ast ke mosalman ham bude, va jaleb inke ishan matlaee falsafe ra az iran midoonanand
دوست عزیز
بسیار نوشته محکم و توام با استدلال های قوی با ذکر منبع را مرقوم فرموده اید .
1- اونجا که نظر 3 از دوستان رو با هم قیاس فرمودید مشخصا موید اینه که ایرانیان بعد از هجوم سربازان خدا برای ترویج دین آسمانیش ! با شمشیر ! (رابطه شمشیر و آسمان هم قابل تامله) ، هیچگاه این دین خشک و متصلب برآمده از آداب و سنن بیابانهای حجاز رو نپذیرفتند و خود را به در و دیوار زدند که از این کار تن بزنند . کجای جهان اسلام این همه شعبه در اسلام پدید آمد ؟ از شعبویه و باطنیان و قرامطه بگیر تا خرمدینان و سیاهجامگان خراسان و همچنین اندیشمندانی چون رازی و بوعلی و خیام و حافظ و همین عصر حاضر ایرج میرزا وکسروی و هدایت و علی دشتی و بهار و فروزانفر و که و که ..
2- اونچیزی که شدیدا بین دوستان دین پناه و دین مدار ، اپیدمی است و مخرج مشترک همه اوناست اینه که یا اصولا در مورد دینشون هیچ تحقیقی نکرده اند (بقول مولانا : از پدر وز مادر این بشنیده ای – لاجرم غافل در او پیچیده ای) یا اینکه منابع آنان در مطالعه کتب غالیان شیعه اثنی عشری بوده و حتی کتب تاریخی اسلام از جمله غول های چون “طبری” و “ابن خلدون” و “واقدی” را نخوانده و هیچگاه هم سراغ کتب روشنگرانه نرفته اند .چرا که بیم آن دارند که “ایمانشان” از بین برود .
حال باید به این دوستان گفت ا ایمان به دینی که معتقد به آسمانی بودن آن هستید اگر با چند استدلال از بین برود چه بهتر که برود .
3- پاشنه آشیل یا چشم اسفندیار تمام این مسلمین و المسلمات همین کتاب قرآن ای است که داعیه دارند معجزه آسمانی است .
اینان اگر با خرد مطلق به تحقیق در قرآن بپردازند شاهد دوگانه گویی های فاحش و تناقضات و ایرادات وحشتناکی خواهند شد که حتم دارم در مرتبه اول شوکه خواهند شد. مگر میشود خداوند باریتعالی جایی گفته باشد اول زمین را آفردیم و بعد آسمان و در جایی جلوتر عکس مطلب قبلی را !
این ایرادات با هیچ ماله ای ، ماله کشی نخواهد شد .
به اعتقاد ما خداوند اگر می خواست حرفی بزند به زبانی میگفت که کل کائناتش بفهمند نه به عبری و لاتینی و عربی مضاف بر اینکه در سخنش هیچگاه خطایی رخ نمی داد .
می گویند آقا قرآن و اسلام را که با عقل تان نمی توانید بفهمید ! خیلی جالبه مگر در کل این جهان به غیر از عقل پدیدهو ابزاری برای درک وپی بردن به حقیقت چیزی وجود داره؟ با قوزک پا قرآن را بفهمیم یا با لوزالمعده ؟
اینها اراجیفی است که مومنین بجای پاسخ مستدل به منتقدان و مخالفان خود می دهند البته اگر در قدرت نباشند . اگر قادر باشند حتم داشته باشید گردن شما را خواهند زد و دقیقا بمثابه “مولی پرهیزکاران” از فرط پرهیز کاری فقط در یک روز 600 نفر از یهودیان بنی قریضه را گردن زد . در راه خدا و برای اعتلای دین خدا بندگان معتقد به دین دیگر خدا را گردن زدند و زنان و اموال آنان را هم البته باز در راه خدا تصاحب کردند.
کلوز آپ : چهره مولی متقیان را در حالی که 600 نفر را گردن زده و خون سراپای وجود مبارک ایشان را مزین کرده است را مجسم کنید و چه میشد اگر مسلمین دروبین عکاسی را با استفاده از علوم قرآنی! اختراع کرده بودند و منتظر نمی شدند کفار قوانین نور را کشف و دوربین را اختراع کنند بعد بگویند “البته تمام اینها که در قرآن هست ( لا ربط و لا یابسا الا فی کتابا مبین !!”) و در آن لحظه عکسی از شفیع روز قیامت حضرت علی ابن ابیطالب (کرم اله وجهه) می گرفتند. چه تصویری و سندی میشد اون عکس !. حتم دارم آن عکس تمام جوایز عکاسی ، صلح ، حقوق بشر ، آزادی ادیان ، تحمل مخالف ، آزاداندیش را از آن خود می کرد
سلام.بحث خیلی قشنگیه، خوبی فضای مجازی همینه که هر کی عقیدش رو میگه و منطقی باید از عقیدش دفاع کنه و بقیه هم منطقی باید جواب بدن چون راه دیگه ای تو این فضا وجود نداره.من اول بگم که شیعه ام و به عنوان یه مسلمون میخوام نظرم رو بگم(یه چیزایی رو که بلدم و فهمیدم):
برای دوست دیگری شماره 16:شما فرمودی که این سه تا با هم یکی نیست:
__احسان (۱) میگوید: “اسلام واقعي را در سيره اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) بايد جستجو نماييد”
__یوسف (۱۲) میگوید “من معتقدم اسلام واقعی همانی است که قرآن معرفی می کند”
__و modir در (۱۴) میگوید “کمی آیات قبل و بعد را هم بخوانید و به معنی خالی آن توجه نکنید کمی هم تفسیر آن را بخوانید و کمی در باره آن باندیشید”
ولی فکر کنم اگه از کمی بالاتر به قضیه نگاه کنیم(وبا قبول پیش فرض های شیعه) اتفاقا اختلافی نیست این سه اصلا با هم اختلاف و تضادی ندارن؛ در مورد 12(باز هم با قبول پیش فرض ها،یعنی همون کار که شما کردی) درسته؛ اسلام دقیقا همون چیزیه که قرآن گفته و اگه من بخوام این حرف رو رد کنم یعنی قرآن رو رد کردم و قبولش ندارم.
ولی این که اسلام واقعی در سیره اهل بیته با این که در قرآن هم هست هیچ تناقض گویی ایجاد نمی کنه چون باز هم با قبول پیش فرض ها اهل بیت کاری رو انجام نمیدن که خلاف حرفهایی باشه که قرآن گفته.
واین که قرآن دو بخش داره یه بخشش آیاتی اند که فقط ظاهرشون ملاکه و بیشتر همین حلال و حروم رو از این آیه ها میفهمیم(به این آیه ها نص میگن)، ولی یه بخش اعظمی از قرآن آیه هاش تک معنی نیست و تو دل اون آیه معنی های دیگه ای رو میشه فهمید و تفسیر کرد، اصلا اگه همه آیه ها فقط یه معنی اون هم همون معنی ظاهر آیه رو میدادن قرآن باید ده ها جلد میشد و دیگه نمیتونستیم بهش بگیم معجزه.
اسلام واقعی را باید در قهقرای لجن زار های نادانی جست و جو کرد.آنجا که سخن اول و آخر را حکمتی الهی میزند که هیچ کس قادر به درکش نیست.
اسلام واقعی همینیست که امروز بر زمین میبینیم.دقیقا همین تناقض هاست که دین را تشکیل داده.هیچ وحدتی در این میان نیست.شکاف های میان همین تناقضات محل تولد دین هستند.
هیچ چیزی در آسمان ها نیست.فقط همان چیزی که روی زمین رخ میدهد تاروپود اسلام را گره زده است.
سلام
تلنگر عزیز مطلب قشنگی بود
نیچه می گه:خدای هر کس با اون متولد میشه و با اون می میره
به نظر منم دین و خدا و اعتقادات هر انسانی منحصر به خودشه وتلقی همه با هم در این مورد متفاوته
اگه صحبتی درباره دین متعالی یا اسلام واقعی یا … هست فقط واسه پر کردن چاه شبهات و ضعف اطلاعات در مورد اصولیه که هر کدوم از ما بهش پایبنده
و یا این مطلبه که ماها نمیتونیم از ته مونده تربیت دینی(البته به اصطلاح) یا تزریق شده اعتقادات به اصطلاح اسلامی رو تن فطرتمون بگذریم و روش خط بکشیم
کاش یکمی به جای دست و پا زدن تو این باتلاقی که یه عده واسمون ساختن فکر کنیم و پا بزاریم رو همه اون چیزایی که واسه پذیرش هر فکر جدید واسمون پیش زمینه و غرض ورزی تو قضاوت میاره
به امید اون روز
موفق باشی تلنگر
اگه دنبال اسلام واقعی هستی در مفهوم حقوق بشر و انسانیت و عدالت آن را جستجو کنید اسلام واقعی برده داری و مانند اینها را در روزگار امروز به رسمیت نمی شناسه اینی هم که نوشتی مجوزی برای برده داری نیست در زمانی که برده داری رایج بوده اسلام تنها به دنبال رفتار انسانی تر با بردگان بوده چون به صرف دستور آنهم برای جامعه عقب مانده عرب نمیشد برده داری را از بین برد در مورد رفتار با زن هم باز به همین منوال بود اسلام در همان زمان به زنان حقوقی داد که برای آن زمان مترقی محسوب می شد نظیر حق مالکیت و برابری در بسیاری امور که تا آن زمان کم نظیر بود آنهم در جامعه ای که زن را خرید و فروش می کرد و …. مطمئن باش اگه پیامبر امروز به میان ما مسلمانان می آمد ما را به مسلمانی دعوت می کرد و دین منسوب به اسلام را دینی تحریف شده معرفی می کرد در روایتی از پیامبر نقل شده هنگامی که مهدی ظهور کند گوئی دین جدیدی آورده است.
و باز نقل شده که مهدی با طایفه ای که خود را عالمان دین می دانند درگیر شده و آنها می گویند او ( مهدی ) از دین منحرف شده است. ( نقل به مضمون )
واقعیت آنست که بزرگی گفته بود در غرب مسلمان ندیدم آما مسلمانی دیدم و در جهان اسلام مسلمان دیدم اما مسلمانی ندیدم.
احترام به حقوق مردم و رفتار انسانی با تمام مردم صرفنظر از کیش و آئینشان تا آنجا که بر علیه منافع کلیت جامعه دست به خشونت نزده اند و آزادی ابراز عقیده و نظر و آزادی نقد و نظر چیزی جز مسلمانی نیست که نظایر آن را در زمان پیامبر و علی به وفور می بینیم خوارج به علی در ملا عام ناسزا می گفتند و او را کافر و خونش را مباح می دانستند و او به آنها کاری نداشت و تنها هنگامی با آنها برخورد کرد که دست به کشتار دیگران زدند و سفیران علی را که برای گفتگو و حل مسئله رفته بودند را کشتند و بعد از این برخورد هم وصیت کرد که خوارج را نکشید. این اسلام است نه آنچه در جوامع ما مسلمانان می گذرد. 25 سال سکوت چون مردم او را انتخاب نکردند.
اسلام در جامعه عرب که هیچ افتخاری در کل تاریخ بشر نداشت تحولی به وجود آورد که نیمی از دنیا آن روز را مسخر کرد و باعث پیشرفتهای وسیعی شد اگر امروز آنچه اسلامش می نامیم عکس عمل می کند و سبب عقب ماندگی شده باید سبب را در مسلمانی خود جستجو کنیم نه در اسلام. من معتقدم بسیاری از غربیها مسلمانتر از ما مسلمانانند مگر اسلام جز دعوت به راستی و حقوق دیگران است؟
دوستان جوابی برای سوالات مطرح شده ندارند و مرتبا به اشکال مختلف تکرار میکنند “اگر از بالا، بدون غرض و تعصب نگاه بشود، چنین است و چنان است”
یکی میگوید هیچ تناقضی نیست، (وبا قبول پیش فرض های شیعه)!
دیگری توصیه میکند بجای اینکه با ایاد شک مردم را به ضلالت! بیافکنی سراغ متخصصان دینی بروید!
… دوستان نمیشود بجای تکرار این ترجیع بند شما که با متخصصان دینی در تماس هستید و اهل مطالعه هستید، پاسخ خودتان را بفرمایید؟
از معتبر ترین کتابهای تاریخ اسلام برای شما حکایتی نوشتم، مشکلی با آن ندارید؟
این علمای شما اگر کسی نخواهد از بالا! نگاه کند و بخواهد از پایین نگاه کند چه حکمی میدهند؟
شما اساسا وقت و حوصله دارید کتاب بخوانید؟
بنده شک ندارم که اسلام همان چیزی هست که در قرآن است و ّمان چیزی هست که حضرت و امیرش انجام دادند.
برای همین هم هست که مسلمین به این پایه آزاد اندیش هستند!
عزیز دل برادر! با فرض قبول پیش فرضهای شیعه که جز این ۸۰-۹۰ میلیون دیگر مسلمانی نمی ماند!(-:
بنظر من نقل قول از دبیر دینی و شنیده های پای منبر آقا نمیشود که مبنای استدلال باشد. حوصله کردید کتاب بخوانید.
واقعا جالبه بعد از اين همه گندي كه اسلام ومسلمين به تاريخ وبشريت زدهاند.ما هنوز دنبال ورژن اصلش بگرديم:
اين بناي كهنه پوسيده ويران گشته است جاي ان از نو بنا بايد نمود.
با درود و سپاس برای سخن گفتن درباره این موضوع جالب
از نظر این حقیر اسلام راستین چیزی نیست غیر از مجموعه اداب رفتار و زندگی ایرانیان به خصوص ایرانیان پیش از اسلام و با بهره گیری از گفتار نیک رفتار نیک و پندار نیک و توجه به این اصل خطیر که انسان در پیمودن هر مسیری چه درست و چه غلط با توجه به اصل اختیار ازاد میباشد.
بدون توجه به این اصل حیاتی سرنوشتی به جز شک و تحیر را متصور نمی باشم.
پیروز باشید.
برگرفته از نظرات دوست عزیزمان “دیگری”
“شما ۳ عزیز (و مثل شما) که نیات خیر خواهانه از کلامتان هویداست. به شما میگویم از سیره رسول هیچ نمیدانید، از علی (ع)! و روش زندگی او هیچ نمیدانید، از قرآن هیچ نمیدانید.”
“تلنگر جان اینکه شما نمیدانید چیز عجیبی نیست، تقریبا همه مردم نمیدانند”
“شما و همفکران شما از ابتدا باور خود را حقیقت محض فرض میکنید ”
“آنچه که باعث شد وقت شما را بگیرم صحبت شما در خصوص تعصب بود. و در این مطلب جدید شما هم توضیح بیشتری بنظر نمیرسد.”
باز هم عرض می کنم باید بدون تعصب بود.
یوسف
پاسخ به “دیگری”
بنده عرض نکردم که چون کتب علمی و تاریخی مصون از اشنباه نیست نباید آنها را خواند. اتفاقا ما به توصیه قرآن باید حرف همه را گوش کنیم و بهترین را انتخاب کنیم(سوره زمر ایه 18)
با کمک همان عقلی که خدا به ما داده است.
یوسف
با درود
به دوست گرامی که گفتند اسلام اصیل را باید در سیره اهل بیت جستجو کرد باید
یاداوری کنم که علی و پسرانش حسین و حسن در جنگ با ایرانیان به خصوص در جنگ شوشتر (یا اوان ) در وحشی گری تمام به هیچ کس رحم نکردند و اموال کشور ما رو به نام غنیمت به تاراج بردند مردان رابه جرم ایستادگی و دفاع از میهن سر زدند و زنان و کودکان را به بردگی بردند(تحت نام کنیز یا غلام) و به نظر من این داد خداوند بود که این نفرین را بر خاندانشان برگرداند و این گونه نابودشان ساخت.
پس می بینیم که اسلام اصیل چیزی نیست جز نابودی زورگویی غارت و بربریت چه در شیعه چه در تسنن
دوستمان كاملا درست گفت اسلا م واقعي همينهاست كه مصباح و ديگران ميگويند همان كه طالبان يگويد منتها اينها جرعت ندارند بگويند ٠تا وقتي محمد در مكه بود و كسي را نداشت ميگفت در دين زور و اجباري نيست و يا شما را بدين خود من را به دين خود بعدها كه با لشكر از مدينه امد همه حرفهاي خودش و قران يادش رفتو به پادشاه ايران كه خداي يكتا را ميپرستيد نامه داد بعدها هم جنگ ٠اين اسلام است خميني هم تا قبل و كمي بعد از انقلاب همين بود ميگفت همه ازادند شاه گورستانها را اباد كرد و و و ٠باباوالا اسلام هينه كه بن لاده ميگه نه اينكه تركيه و مجاهدين و و اسلا يعني جنگ و شلاق چند زني قطع دستسنگسار پوشش و همش فكر زير شكم بابا عايشه ٧ ساله بود كه با پيغمبر عروسي كردو ٩ ساله همانطور كه در حديثها هم هست كه ثواب دارد دختر اولين حيض خود را در خانه شوهر ببيند با او خوابيد مرگ من اگر يگ دختر ٩ ساله تو خونه و فاميل داريد نگاه كنيد و فكر كنيد با يگ مرد ۵٠ ساله ميخوابد٠هيلفطش نديد اسلام يعني بن لادن بزن مردم را سرويس كن اون موقع با شمشير الان با هواپيما٠بعد هم كدوم نامه تو سازمان ملله چي ؟اينها را حاج اقا اخوند محل گفته٠نه برادر چنين نامه و سندي نيست اگر هم مدركي هست مربوط به كشتار و قتل عام مردم ايران هست
modir جان، یوسف جان، میثم جان،.. خلاصه دوستان! داستان نبرد حضرت را خواندید؟ سوالات مطرح شده را هم خواندید؟ برای شما مشکلی، سوالی پیش نیامد؟
پس لطفی کنید و با آن عقلی که خدا به شما داده است یک جوابی هم به سوالات بنویسید.
اگر مرحمت کنید یک مرجع معتبر هم برای تاریخ اسلام ذکر کنید ممنون میشوم.
یادمان نرود چه شد مسلمان شدیم مسلمانیم، یادمان نرود چه شد شیعه شدیم.
دوستانی که دنبال حقیقت هستند می توانند مطالب بسیار مفیدی در وب سایت زیر پیدا کنند:
http://www.quranian.net
و اگر سئوالی دارند بفرستند.
یوسف
———————————————————————————
تلنگر: من به منبعي که گفتيد رفتم و نتيجه بررسي اين بود.
اين سايت به شبهه من در مورد زدن زنان جواب داده است، من در اينجا جواب ها و سوالات خودم را ذکر ميکنم ولي هر کس ميخواهد يا شک در خلاصه نويسي من دارد ميتواند به اصل سايت مراجعه کند.
جملاتی که مورب هستند عینا از سایت منتقل شده اند.
اين سايت اسلامي در مورد شبهه زدن زنها در آيه 34 سوره نساء ميگويد:
1) زن بايد ناشزه باشد تا تنبيه شود، يکي از شرايط ناشزه بودن زن،اين است که با شوهرش بدون دليل قابل قبول همبستر نشود. مثلا زن ميگويد امشب بي هيچ دليل، دوست ندارم همبستري کنم و از ديد مرد که تمايل دارد دليل قابل قبولي نيست و به سادگي ناشزه ميشود و مستحق تنبيه! يعني زن اختيار بدن خود را ندارد
2) عربِ قبل از اسلام زير ضربات لگد و شلاق ميكشت – و حتي امروزه هم افراد در تمام نقاط دنيا رفتار بسيار خشني با آنان دارند ولي قرآن مي گويد فلان و فلان وفلان کنيد نشد بعد تنبيه کنيد، پس ببينيد چقدر قرآن بهتر است مي گويد بزنيد و نمي گويد با لگد و شلاق بکشيد! یعنی از بدی دیگران استفاده میشود تا خوبی چیزی ثابت شود، حال اگر کسی بگوید همان زمان اعراب که زن میکشند مکانی در زمین بود که زن سرور بود چه؟
3)”واضربوهُنَّ = ايشانرا بزنيد” در اينجا مؤكد نيست و مثلاً نگفتهاست “واضربوهُنَّ ضَرباء = شديداً ايشانرا به شدت بزنيد“ پس بزنيد ولي نه خيلي شديد
4) پيامبر فرموده اند که زن و مرد بر هم حق دارند، که اين حق ها اينچنيند:
حق مرد (يا وظيفه زن): زن، كسي را بجز شوهرش به بستر راه ندهند و كسي را كه مرد ميل نداريد، جز با موافقت مرد به خانه نياورند و كار زشت نكنند، پس اگر كار زشت كردند، خدا نيز به مرد اجازه دادهاست كه زن را در خانه نگهداشته و از ايشان در همبستري دوري گزينيد و ايشان را تنبيه كنيد، ولي نه به قسمي كه در ايشان اثر گذارد (سياه و زخم شود).
حق زن (يا وظيفه مرد): مرد روزي و خوراك و پوشاك ايشان را به نيكي و عرف بدهيد.
با دقت حقوق و وظايف مرد و زن را مقايسه کنيد، ببينيد چقدر تساوي حقوق و وظايف وجود دارد!
منظور از تنبيه چيست؟
1) منظور از “تنبيه زن ناشزه” را اصحاب پيغمبر(ص)، حالتي تقريباً شبيه به اخم و تعرض ميدانستهاند، ولی پیغمبر گفته اند “ولي نه به قسمي كه در ايشان اثر گذارد (سياه و زخم شود). ” اين تعبير به اخم و تعرض میشود؟؟؟!
2) ابن عباس در تفسير طبري از آيه آمدهاست كه غرض از “واضربوهُنَّ “ضربة خفيفي با چوب مسواك ميباشد، دقت کنيد، طبق تفسير قرآن زدن در آخرين مرحله است و اين زدن قرار است آخرين تنبيه براي حل مشکل باشد، و در عين حال زدن با چوب مسواک 10 سانتيمتري، آسانترين و کم رنج آورترين تنبيه است! بنظر شما منطقي است يا توجيه واضربوهن؟ آيا شما زدن با چوب 10 سانتيمتري را به زدن تعبير مي کنيد يا شوخي و بازي؟ در عين حال قرآن نگفته با چه چيز بزنيد، اين تعبير ابن عباس است!
3) آقاي مكارم شيرازي ميگويد: “تنبيه بدني همانطور كه در كتب فقهي آمده، بايد ملايم و خفيف باشد بطوريكه نه موجب شكستگي و نه مجروح شدن گردد و نه باعث كبودي بدن”، ايشان زدن را رد نمي کنند، بزنيد ولي حواستان باشد طوري بزنيد تا کبود نشود
خوب پس مي بينيد که هيچ کس نميتواند “واضربوهن ” را تحريف کند فقط در پي تفسير نوع زدن و آلت زدن هستند چون راه فقط در اين زمينه باز است هر چند که ترجمه هاي اخير قرآن پا را فراتر گذاشته اند و قرآن را تحريف کرده اند و “واضربوهن” را به “پند دادن” تحريف کرده اند!
با همه اينها يک سوال اساسي باقي است: اگر مرد ناشز بود تکليف زن مسلمان چيست؟
اين سايت اين پاسخ را ميدهد:
“تكليف زن در برابر چنين شوهري، شكايت از او از همان ابتداست و بايد اولياي امور، در صورت اصلاح نشدن شوهر، نه تنها حكم طلاق زن را صادر نمايند بلكه تمام حق و حقوق او و فرزندانش را از آن مرد بستانند، و حتي ترتيب تأديب و مجازات او را هم بدليل ستم بدون دليل به همسرش بدهند.”
خوب فقط اين جواب سايت منطقي است ولي طبق منطق خودشان و خودمان، طبق عرف کنوني جامعه بشري، جوابي که انسانها را از اسلام فراري نميدهد! ولي به هيچ آيه اي از قران استناد نکرده است، چون هيچ آيه اي از قرآن به اين سوال جواب نداده است
دوست عزيز، آقا يوسف: اينکه “واضربوهن” ترجمه شود که “پند دهيد” تحريف قران است! اين تحريف انجام ميشود چون نميتوانيم قبول کنيم قرآن اين را گفته باشد ولي خوشمان بيايد يا نيايد قرآن آنرا گفته، اگر نميپسنديم اين آيه قرآن را مجبوريم آنطوري که ميپسنديم ترجمه کنيم! که اين ميشود تغيير قرآن
اين هم از يک سايت جواب به سوالات مذهبي براي دريافت حقيقت، براي جواب به يک شبهه چندين شبهه ديگر در ذهن من ايجاد کرد و من هرچه اين سايتهاي مذهبي را بيشتر ميخوانم سوالات بيشتري در ذهنم ايجاد ميشود.
البته من جوابهای دیگر به سوالات و شبهات دیگر مسلمانان را هم خواندم، افسوس میخورم که این علمای دین چنین پاسخ های سست و بی بنیان به سوالات مردم میدهند، راستی خودتان پاسخ ها را خوانده اید؟ بدون تعصب بخوانید ببینید چه پاسخ هایی داده اند.
این ضرب المثل را شنیدید که میگویند طرف آمد ابرو را درست کند چشمش را کور کرد؟
salam
chera nazre man ra hazf kardid?
درود بر همه ایرانیان هوشیار!
کارل ماركس گفته که :
حماقت انسان دین را آورد و دین حماقت انسان را جاودانه كرد
این لینک هم برای آنانکه حرف مخالف نشنیده اند.
http://efsha.co.uk/
با سلام
عزیزان دل
واقعیت این است که صحبت های این پست، تلنگر نیست بلکه به واقع غفلت است. غفلت از تاریخ و غفلت از خود.
مثل اینکه فراموش کردید آن زمان که مسلمانان به اروپا رفتند چگونه فرهنگ و ادب را به آن سر زمین منتقل کردند.
یادمان رفته وقتیکه جاسوسان اروپائی مسواک زدن مسلمانان را می دیدند به فرمانده ها گزارش می دادند که آنها(مسلمانان) در حال تیز کردن دندانهایشان هستند تا ما را بخورند.
حال شما به خیالتان دارید تلنگر می زنید در صورتیکه حوصله نکردید کمی از تاریخ را ورق بزنید تا نقش مسلمانان را در توسعه فرهنگ و علم در اروپا را دریابید.
بگذریم. سوالهای مطرح شده در این پست براحتی قابل پاسخ است. اما هریک مجال خود را می خواهد. ترجیح می دهم به جای پاسخگویی، جملات زیر را بخوانید شاید بیشتر فکر کنید.
«وليز» (از بزرگترين نويسندگان انگليسى): … دين حقى كه با تمدن همگام است، اسلام است و هر كس بخواهد اين معنى را دريابد به قرآن و محتواى آن از لحاظ علم و قانون و نظام اجتماعى مراجعه كند.پس (قرآن) كتاب دينى و علمى اجتماعى و اخلاقى و تاريخى است…و اگر كسى به من بگويد كه اسلام را تعريف كن، مىگويم اسلام يعنى تمدن واقعى بشر.
«رود ويل» نويسنده انگليسى:اروپا بايد فراموش نكند كه مديون قرآن محمدى(صلى الله عليه وآله) است; زيرا قرآن بود كه آفتاب علم رادر اروپا طلوع داد.
«گوته» شاعر و نويسنده بزرگ آلمانى (1832 ـ 1779):قرآن اثرى است كه خواننده در ابتداى امر به موجب سنگينى عبارات آن رميده مىشود و سپس مفتون جاذبه آن و بالاخره بىاختيار مجذوب زيباييهاى بىپايان آن مىگردد.
«دينورت» مستشرق:واجب است اعتراف كنيم كه علوم طبيعى و فلكى و فلسفه رياضيات كه در اروپا رواج گرفت، عموماً از بركت تعليمات قرآن است.و مامديون مسلمانانيم، بلكه اروپا از اين جهت شهرى از اسلام است.
«ناپلئون بناپارت» گويد:قرآن به تنهايى عهده دار سعادت بشر است.
«ارنست رنان» فرانسوى:در كتابخانه شخصى من هزاران جلد كتاب سياسى، اجتماعى، ادبى و غيره وجود دارد كه همه آنها را بيشتر از يك بار مطالعه نكرده ام و چه بسا كتابهايى كه فقط زينت كتابخانه من مى باشند ولى يك جلد كتاب است كه هميشه مونس من است و هر وقت خسته مى شوم و مى خواهم درهايى از معانى و كمال بر روى من باز شود آن را مطالعه مى كنم و از مطالعه زياد آن خسته و ملول نمى شوم.
اين كتاب، قرآن كتاب آسمانى مسلمين است.
————-
و این فقط تعداد کمی از جملات بزرگان اروپایی در مورد قرآن است.
برادران و خواهران من
یاد این سخن از حضرت امیر افتادم که ” نگذارید دیگران در عمل کردن به قران از شما پیشی بگیرند”
حرف زیاد است
والسلام
——————————————————————————
تلنگر: دوست عزیز، لطفا نام هر یک از کتابهایی که این جملات بزرگان اروپایی در مورد قرآن گفته اند را ذکر کنید.
من شخصا در باور کردن این جملات درنگ میکنم و تا اصل مطلب را نبینم، نه میگویم صحیح است نه رد میکنم. علت بد بینی من هم تجربه بد گذشته است.
چندی پیش این خبر را خواندم “گزارشجالب پروفسورهلندي دربارهقرائتقرآن”
این خبر را بیش از 800 سایت اسلامی کپی و پی ست کرده اند.
همه جا گفته اند: «پروفسور واندرهوون» متخصص روان شناسي از كشف تأثير مثبت «ذكر نام جلاله خداوند» و «قرائت قرآن كريم» در سلامتي انسان خبر داد.
من هر چه گشتم نتوانستم پیدا کنم که این پروفسور هلندی در کدام دانشگاه یا موسسه تحقیقاتی کار می کند؟ اصل مقاله علمیش کجا چاپ شده؟ شما بگرد اگر توانستی سر نخی پیدا کنی بیا به من بگو تا از سردرگمی بیرون بیایم.
برای جستجوی اسم هلندی هم این را جستجو کن: van der hoven یا vander hoven
ضمنان این وان درهوون فامیل ایشان هست و اسم کوچیک ایشان معلوم نیست که چیست! چون پیدا کردن فردی در هلند با این فامیل مثل پیدا کردن آقای دهقان در ایران است.
با همه این اوصاف چقدر زشت است که مسلمانان برای اثبات حرفهایشان دست به دامن بزرگواران غربی که مسلمان هم نشده اند و نمیشوند میشوند!
دوست عزیز منتظر نام کتابها و منبع تحقیقی این پروفسور هلندی از شما هستم!
مبحث بسيار اساسي و مهمي را مطرح كرده ايد. به نظر من امروز اگر رهبران فكري جامعه و روشنفكران بتوانند به درستي اين سوال شما را مطرح كرده و بتوانند همه جوابهاي ممكن براي آنرا به بحث و نقد بگذارند خيلي از مسائل و بحرانهاي نسل حاضر رو بشود حل كرد.
متاسفانه به دليل جو بسته اي كه وجود دارد برخورد با اين گونه سوالات بسيار خشن و همراه با تعصب است. مهدي اساسا اين سوالها را مسخره و كودكانه ميداند. در حاليكه حتي اگر هم دم مرگ باشيم بايد جوابي براي اين سوال اساسي داشته باشيم.
من نيز هميشه با اين سوال چالش داشته ام. با مراجعه به كتابها و سخنرانيهاي يك فرد برداشت خاصي از اسلام پيدا ميكنيم. اما به محض مراجعه به فرد ديگري حتي در همان چارچوب اعتقادي متوجه ميشويم تناقضهاي بسيار شديدي در برداشتهاي آنها با هم وجود دارد. اگر ذهن پرسشگري داشته باشيم واقعا دچار بحران روحي ميشويم. در عمل ميبينيم به تعداد افراد معتقد به اسلام دين اسلام وجود دارد. بين اين نسخه هاي زياد اسلام طبعا اشتراكات و اختلافات بسياري وجود دارد. در اين ميان تكليف كسي كه ميخواهد آگاهانه و بدون تقليد از آموزه هاي خانه و مدرسه به چيزي اعتقاد داشته باشد چيست؟
واقعيت اين است كه هرگز نميتوان در مورد مذهب (چه اسلام چه ساير اديان) مانند بررسي علمي عمل كرد. در مباحث علمي روش كاملا مشخصي وجود دارد و بر اساس تئوري، فرضيه و اصول علمي كار كرده و هيچ اصلي مقدس نيست و هر فرضيه تا زماني كه با واقعيات تطبيق دارد مورد قبول است. به محض آنكه تناقضي در ان پيدا شود آنرا براحتي كنار گذاشته و فرضيات جديد مطرح ميشود. در علم به افرادي كه تناقضات فرضيه ها واصول علمي موجود را پيدا ميكنند جايزه نوبل ميدهند و مورد افتخار هستند.
اما در مسائل ديني همه اصول و فروع آن بايد بطور قلبي و بدون هيچ دليلي پذيرفته شوند. در اينجا كسي كه اصول را زير سوال ببرد جايزه نميگيرد بلكه مرتد تلقي ميشود و خون او مباح خواهد بود. مذهب در قبال پذيرش فاكتها و اصولش به معتقدانش نوعي آرامش و اطمينان قلبي ارائه ميدهد. اغلب انسانها در همه جهان چه غرب و چه شرق به اين نوع آرامش احتياج دارند. مثلا با عبادت و عمل كردن به دستورات خاص مذهبي خود نوعي مقبوليت و محبوبيت و اطمينان و آرامش را كسب ميكنند. اين افراد به محض مواجه شدن با هر گونه سوال و يا چالشي با اصول اعتقادي خود به سرعت واكنش نشان داده و آشكارا عصبي ميشوند. متزلزل شدن اصول اعتقادي براي اين افراد منجر به اضطراب دروني و بر هم خوردن آرامش دروني و ساختار ذهني آنها ميشود. ساختاري كه در طول سالهاي متمادي شكل گرفته است.
البته بسياري افراد نميخواهند و دوست ندارند اصول و پايه هاي مذهبي را بدون استدلال بپذيرند و اين نوع آرامش و اطمينان قلبي بدون پشتوانه عقلي را نميپذيرند. لذا به دنبال تحقيق و پرس و چو و كند وكاو در مسائل اعتقادي ميروند.
صادقانه بگويم دوستان اگر بخواهيد وارد مباحث استدلالي در زمينه مذهب بشويد بلافاصله با تناقضات بسيار شديد و آشكاري روبرو ميشويد. اين تناقضها هم از نظر رويدادهاي تاريخي هستند كه در اين صفحه مورد بحث هستند و هم از نظر مباتي و اصول اعتقادي مذهبي مانند دنيا، آخرت، روح، حقوق زنان و … .ابتدا تصميم بگيريد ميخواهيد فردي مذهبي باشيد يا نه. به دوستان مذهبي توصبه ميكنم وارد بحثهاي استدلالي و علمي در مورد اصول مذهبي نشوند. در غير اينصورت بايد تحمل نظراتي كاملا مغاير با پايه هاي فكري چندين ساله خود را داشته و ريسك از دست دادن همه بنيانهاي فكري خود را بر خود بپذيرند.
خیلی جالبه من یه نظری دادم رفتم اینجا یه دفه چقد شلوغ شد .
اما در جواب دوستان اولا بگم در محیط کامنت گذاشتن چون فقط بداهه گویی می کنیم بهتر دوستان انقدر در مورد مطالبشون با اطمینان صحبت نکنند . در جواب تلنگر عزیز بنده منظورم این بود که من قضیه ی سه آیه ی اول را فهمیدم و شکم بر طرف شده ولی در مورد بقیه چون تا حالا برام ایجاد سوال نشده بود دنبالش نرفته بودم . حتما وقتی وبلاگم رو دو.باره راه انداختم ( فعلا موقتی تعطیل شده ) در این مورد یه مطلب کامل می نویسم .
به دوستی که نامش دیگری است . اگر توجه کرده باشید بین نظر ما سه نفر یک نقطه اشتراک هم وجود داشت . و انهم رجوع به قرآن بود . اگر گفتم تعصب نداشته باشید به این دلیل بود که بعضی ها شک میکنند که قبول نکنند وبعضی ها هم برعکس شک می کنند که قبول کنند . شما که این همه از ابن خلدون و دوستانشان سحبت می کنید چرا کمی هم به قرآن رجوع نمی کنید . بنظر شما چرا ما باید به حرف قرآن شک کنیم ولی به حرف ابن خلدون نه ؟ دوستی از مولوی سخن گفته بود . دوست عزیز همین مولوی که ما این همه به او و اشعرا ارفانی اش افتخار می کنیم دارای ابیاتی است که انسان شرم می کند وقتی آنها را می خواند . ولی در قرآن هیچ کجا حرف ناسزایی پیدا نمی کنید . آقا فرداد کامنت شماره 41 میشه منبع رو معرفی کنید ؟
در ضمن دوستانی که فقط با یک نام و بدوئن آدرس و ایمیل نظر می دهند بهتر است نشانی از خود بگذارند . قصد توهین ندارم ولی من هم خیلی راحت می توانم با نام های مختلف برای عقاید خودم مشتری جمع کنم . در ضمن بهترین راه شناخت اسلام واقعی رعایت ترتیب در مطالعه است به این صورت که اول مطالب پر اهمیت تر را مطالعه نمایید . ترتیب من این طور است : قرآن / سیره پیامبر و نهج الفصاهه / سیره علی ع و نهج البلاغه ( در این زمینه کتاب های متعدد دیگری را نیز می شود پیدا کرد ) / صهیفه ی سجادیه /سیره امامان معصوم / کتاب های استاد دکتر علی شریعتی ( بخصوص پدر مادر ما متهمیم و مصعولیت شیعه بودن ) و استاد مطهری ( مثل جاذبه و دافعه علی ع ) / مثنوی معنوی و کلیات شمس ( در این زمینه کتاب پله پله تا ملاقات خدای دکتر زرین کوب بسیار توصیه می شود ) / حالا برید ابن خلدون بخونید . حالا برید در مورد عقاید دیگه هم تحقیق کنید و دین و آیین های دیگه رو هم امتحان کنید البته اگه هنوز شکتون بر طرف نشده .
تلنگر جان حتما دو ماه دیگه در این مورد مطلبی رو که گفتم می نویسم .
در مورد غلط های املایی ببخشید سریع نوشتن این اشکالات رو هم داره دیگه .
دوست من
این حرفها رو همه زدن از زرتشت تا موسی و عیسی.
و جالب اینه که صدها سال قبل از این دین به اصطلاح اسلام!!!!!!
اسلام چیزی نیست جز پروپاگاندا!!و یک مسلمون واقعی کسی نیست جز یک وحشی !!!درست مانند تازیان در صدر اسلام تا طالبان سنی و حکومت فاشیستی شیعی در ایران زمین در قرن 21!!!وای که چه میکشند کوروش بزرگ و ارش کمانگیر و فردوسی و…..!!!
اری دوستان.تلنگری به خود زنیم که…………..!!!!
تلنگر عزیز سلام
من این دومین مجموعه ایست که نظر میدهم و چند بحث شما را هم دنبال کرده ام دوست داشتم جواب چند نفر از دوستان که نظر داده اند را جواب بدهم اما روال سوالات و جوابها بسیار پراکنده و گسترده است
در این دنیا هر انسانی در هر زمینه ای نظری دارد کدام درست است؟ چگونه میتوان دریافت که کدامین درست است؟
آدرس یک نانوایی را از که میپرسید؟ جواب مسائل فیزیک خود را از کجا پیدا میکنید؟ سردردتان را طبق نظر کدامیک از این افراد بشر برطرف میکنید؟ خدای ناکرده اگر روزی مبتلا به بیماری لاعلاجی همچون سرطان شوید طبق نظر کدامیک از این بنی بشر عمل میکنید؟
آیا به این تفاوتها و عواقب هر یک از آنها فکر کرده اید؟
آیا اصلا چیزی به نام سعادت و خوشبختی وجود دارد که انسان باید دنبال آن باشد؟ اگر آری ماهیت این سعادت چیست؟ اگر نه چرا اکثریت بنی آدم دنبال چنین توهمی هستند؟
ماهیت زندگی چیست؟ قبل از تولد کجاییم؟ پس از مرگ چه میشویم؟ ماهیت مرگ چیست؟
آیا اصلا وجود داریم یا توهمی هستیم بر دایره هستی؟ آیا هستی وجود دارد؟ آیا آنچه درک می کنیم وجود دارد؟
مسائل و دغدغه های زندگی را (مخصوصا فکری و اعتقادی) را چگونه باید حل کرد؟ طبق چه الگویی؟ با چه روشی؟ با چه وسایلی؟ به توصیه و راهنمایی چه افرادی؟
تلنگر جان من مطالب وبلاگ شما را کمابیش خوانده ام؟ گرچه با عقاید شما تا حدودی موافق نیستم اما شما را تحسین میکنم. از عوامیت خارج شده اید و قصد دارید دیگران را به تفکر و تعقل بکشانید چیزی که خیلی از انسانها از آن هراس دارند. از این میترسند که پایه ها و ستونهای فکری و زندگیشان از هم بپاشد همه در آنچه دارند دلخوشند و خود را برتر میدانند اما فکر نمیکنند.
من پیشنهاداتی دارم که شاید باعث پربارتر شدن وبلاگتان شود:
شما مسائل ریز را مطرح کرده اید که در مورد آن افراد مختلف نظریات بسیار متفاوتی دارند حتی هر فرد ممکن است در حالات مختلف نظرات متناقضی داشته باشد؟ چگونه میخواهید به نتیجه برسید؟
چرا مسائل را از پایین حل میکنید؟ اگر دوست دارید اسلام را بررسی کنید چرا آن را از مسائل اصلی بررسی نمیکیند؟ اینکه چرا روحانیون لباس مختلف میپوشیند یا چرا مجازات اسلامی اینگونه است یا چرا معابد و کلیسا و مسجد از هم جدا هستند اینها همه حتی فرع هم نیستند؟ چه رسد به اصل.
چگونه میتوانید با بررسی رفتار مسلمانان به ماهیت اسلام پی ببرید و آن را نقد کنید آیا با بررسی نوع رفتار شهروندان ایرانی میتوان به ماهیت قوانین راهنمایی و رانندگی ایران پی برد؟
بیایید از اصل شروع کنیم. من شروع میکنم و مثال میزنم:
آیا خدایی وجود دارد؟ جوابها چیست؟ 1- آری 2- خیر
این خدا چند تا است (بر فرض وجود داشتن)؟ 1- یکی 2- دو تا؟ 3- سه تا 4- چند تا
این خدا یا خدایان چه خصوصیاتی دارند؟
آیا این خدا (بر فرض اینکه از 2 سوال اول جواب 1 را انتخاب کرده باشید) پیامبری فرستاده است یا نه؟ 1- آری 2- نه
پیامبران این خدا را چگونه باید شناخت؟ مشخصات آنان چگونه است؟ ادعای چه کسی را باید قبول کرد؟
و…
آیا محمد آن گونه که ادعا میکند پیامبر است؟
وقتی به سوالات فوق جواب داده شد بسیاری از مسائل برای هر کس حل میشود. تا وقتی مبانی مشترکی نداشته باشیم بحث از جزئیات بیفایده است و باعث گمراهی. هر کس حرف خود را میزند و دیگران را متهم به تعصب و جهل و مزدوری و… میکند.
وقتی شما خدای یکتا را قبول دارید و من اعتقادی به این خدا ندارم چگونه میخواهیم بر سر پیامبرانش بحث کنیم؟ چه جای بحثی باقی میماند؟
من فکر میکنم باید یک کل مشترک برای خود پیدا کنیم و بعد بر روی جزئیات آن کل بحث کنیم.
شما با این افرادی که جواب سوالتتان را داده اند در چه وجهی مشترکید؟ در کدام کل به توافق رسیده اید که بر روی جزئیات آن بحث میکنید؟ شما میخواهید با ما در مورد این مطالبی که مطرح میکنید بحث کنید درست است؟ اما آیا پایه ها و مبانی فکری خود را در این وبلاگ مطرح کرده اید که بدانیم در چه وجهی با شما مشترکیم تا در مورد جزئیات آن با هم بحث کنیم و یا برای سوالات شما چه ادله ای بیاوریم؟
هر کسی در هر موردی نظری دارد که در درچه اول بیانگر پایه های فکری و اعتقادی اوست خلقت انسان به گونه ای است که به آنچه دارد دلخوش است و خود را کاملترین میداند.
برای رسیدن به حقیقت باید از میهن! تعصب گذشت و برای شروع باید تفکر کرد منزلگاه بعدی شک است و شک مقدمه ایست بر حقیقت. وقتی به حقیقت رسیدی آنگاه مهراس و دیگران را هم دعوت نما.
در تمام طول این مسیر باید اصول و شرایط تفکر و تحقیق علمی را رعایت کرد
طولانی شد معذرت میخواهم
همه نظرات شمارا نخواندم چون اكثر آنها به دليل بحث هاي فراوان و گاه خسته اي كننده با ديگران داشته ام ، مي دانم .در يك جواب كلي مي توانم اين مطالب را بنويسم 1- خواندن قراني كه براي انسان امروزي مفهوم نيست وبايد دنبال مفسري هم براي تفسير آن پيدا كند( چه رسد به مردم هزاروچهارسدسال پيش) كافي نسيت. پس تاريخ اسلام را بدون سانسور مطالعه كنيد مثلاً زماني كه محمد وعلي جلوي درب باغ يهوديان ايستاده و هريهودي كه خارج مي شود علي از طرفي و محمد از طرفي گردن مي زنند تاجايي كه شمار كشته گان به هفتصد تن مي رسدآن هم در يك روز .اما در نهايت يهوديان هنوز هم هستند وبهتر ازما زندگي مي كنند. پس روش كشتار محمد نا موفق ونا كارآمد است.
2- يك دين آن هم ديني مانند اسلام در جهاني در هم پيچيده از افكار والاي بشري وتمدن هاي پيشرفه امروزي چه نوع تفكر و ائيده اي براي تعالي بيشتر بشر در كتاب قرآن دارد ؟
3- تاريخ امامان را بدون تعصب وپيش داوري مطالعه كنيد خواهيد ديد كه انسانهايي زن باره و مال اندوز بودند، مانند امام حسن كه در جنگ با معاويه چندين كنيز به ميدان جنگ مي برد و سربازان خودش در نيمه شب به فكر غارت جواهرات و نيز تجاوز به اين كنيزان بر مي آيند و غوغايي ازاين ماجرا برميخيزد وامام حسن به خيال اينكه سپاه معاويه در نيمه شب شبيخون زده پا به فرار مي گذارد و سپاهش پراكنده شده ودر نهايت شكست خورده حكومت را دو دستي تحويل معاويه مي دهد . از اين نوع وقايع در تاريخ اسلام بسيار است و حتماً بعضي خواهند پرسيد سنديت اين مطالب از كجاست ؟ در جواب بگويم كه مي توانيد كتاب آيت الله علامه عسگري كه اخيراً در قم فوت كرد را با عنوان( نقش عايشه در تاريخ اسلام ) مطالعه كنيد در ضمن كتاب اصرار در برائت و پاكي علي و فرزندان او را در مقابل عايشه و عثمان و غيره دارد ولي چون در لابلاي كتاب حقايقي را از تاريخ اسلام به نمايش گذاشته بسيار خواندني مي باشد .
من اولاً در بحث شما، بی طرفم و ثانیاً صلاحیت اظهارنظر
در این باب را هم – به دلیل کمبود مطالعه – ندارم.
اما از خواندن نظرات موشکافانه « دیگری » لذت میبرم.
آقای «دیگری»، لطفاً بگویید که چه کتابهایی را خوانده اید،
در چه رشته ای تحصیل کرده اید.
کاش «دیگری» وبلاگی داشت تا بیشتر مینوشت.
khob eslame vaghei mosalaman oon chizi nist ke alan too keshvare ma piade mishe.fek mikonam ke bahahal hameye adyan dochare tahrif shodand va eslam ham kheili vali khob base har dini khoobio dorost zendegi kardano iman dashtane.dalili vase peida kardane eslame vaghei nemibinam(vase khodam manzoorame) iman dashtan mohemtarine.in matakeb chizaie ke hichkas daghighan nemitoone bege ooni ke ma migam doroste vali bardashte man ineke age be man miggoftan eslame vaghei ine man bazam etaat nemikardam.hameye ma age fek konim bishtar mibinim ke raveshe zendegie dorost ro hamamoon daroonemoon midoonim ke chie.vali hamoonchizai ke midoonimo mage chand dar sad anjam midim? iman dashtan mohemtarin chize va man faghat be in motaghedam.
میخوام بدونم که جناب تلنگر الان خودت چکار کردی تا من هم همون کارو بکنم، اینجور که تو گفتی تو این موندم که بالاخره چه راهی رو انتخاب کنم غیر اسلام؟؟؟؟ که اینقدر پیچیده و مبهمه یا در تناقضه.
——————————————————————-
تلنگر: من فکر می کنم و فکر، ذهنم را همیشه گرسنه نگه میدارم. گوش و چشمم را از هیچ چیز محروم نمی کنم، به حرف مسلمان و غیرمسلمان، بی خدا و با خدا گوش میدهم و راهی که بنظرم درست است را انتخاب می کنم
اگر چه بدنبال راه بهترین هستم، ولی هیچ وقت معتقد نیستم که بهترین راه را یافته ام و نیز هرگز کسی را به راه خودم تحکیم و تحمیل نمیکنم حتی فرزندم.
این تفکر که راه من “بهترین ” است، خطرناکترین تفکری است که یک انسان می تواند داشته باشد.
سلام
به اعتقاد من اسلام واقعي همان قرآن عزيز است ولي تفسير هايي كه مي شود تفسير هاي قديمي است و با دوران قديم است و اصولا بايد هر برنامه اي به روز شود پس تفسير هاي قرآن نيز بايد به روز شود همان طور كه طبابت به روز است وهمواره داروها و جراحي ها جديد تر مي شود اما بيماري ها همان بيماري ها هستند (واضحتر بگويم امروزه بيماري كه قبلا بايد عمل جراحي باز ميشد با عمل بسته انجام مي شود پس چه لزومي دارد كه اين عمل به صورت باز انجام شود و تاثيرات منفي بعد از عمل را داشته باشد )چرا اسلام را با طبابت مقايسه كردم چون واقعا دين اسلام ناب همان پزشك امراض است اگر به درستي وبه روز بكار رود .
به روز بودن در تفسير ها : مي توان يك نمونه كاملا واضح كه شما استاد عزيز گفته ايد در خصوص زدن زنان گفت ،كه آيا امروز هدف تفسير از اين آيه اينست كه زنان را بايد كتك بزنيم ؟خير زيرا زنان امروز خيلي با شعور تر و با انگيزه تر از زنان قديم هستند و همان طور كه در جامعه ملاحظه مي شود زنان نيز پا به پاي مردان در اجتماع فعالند يعني زنان نيز داراي علم و برنامه و از همه مهمتر درآمد هستند .راه دورنمي رويم 50سال قبل در همين ايران دختران حق تحصيل و درس خواندن را نداشتن اما امروز چطور؟تا دكتري و بالاتر .آيا اين زنان همان زنان هستند ؟خير اينان زنان امروزي هستند پس تفسير قرآن كه كتابي جاودانه است بايد امروزي باشد .پس اسلام به ذات خويش بي عيب است اگر عيبي هست از مسلماني ما مي باشد .
حقير قبلا از شما بدليل بيان ضعيف خود معذرت خواهي مي كنم و از عنايت شما كمال تشكر را دارم.
جالب توجه اقايان يوسف و جواد :
اقاي جواد ميفرمايند: «احترام به حقوق مردم و رفتار انسانی با تمام مردم صرفنظر از کیش و آئینشان تا آنجا که بر علیه منافع کلیت جامعه دست به خشونت نزده اند و آزادی ابراز عقیده و نظر و آزادی نقد و نظر چیزی جز مسلمانی نیست که نظایر آن را در زمان پیامبر و علی به وفور می بینیم»
از باب رعايت حقوق و رفتار انساني به دوستان توصيه ميكنم به كتب تاريخي اسلامي شيعه و سني مراجعه كرده و ماجراي جنگ خندق و پس از آن قتل عام قبيله بني قريضه و تا جنگ خيبر را مطالعه نمايند. كليه مردان و پسران بالغ يهوديان بني قريضه تنها به جرم اينكه يكي از رهبرانشان در زمان جنگ خندق با كفار محاصره كننده در تماس بوده اند، در يك روز با شمشير علي گردن زده شده و در گودالي افكنده شدند. همه كودكان و زنان و اموال آنان را به بردگي بين مومنين تقسيم كردند. امار معدومين در كمال افتخار ٣٠٠ تا ٣٠٠٠ نفر ذكر شده است. پس از آن بدون هيچگونه سابقه اختلاف و دشمني قبلي به قلاع هفتگانه خيبر يورش برده و يكي يكي تصرف شده و همه مردان به قتل رسيده و زمينها، اموال، زنان و كودكان به غنيمت عادلانه! بين مومنين تقسيم شدند. از جمله همين اموال باغهاي فدك بوده كه به فاطمه داده شد كه بعدها عمر انرا پس گرفت و بقيه ماجرا كه ميدانيد….
اين اتفاقات در هر دو منابع سني و شيعه به تواتر ذكر شده و علاقه مندان به هر منبع تاريخي مربوط به صدر اسلام مراجعه كنند آنرا خواهند يافت. هرگونه قضاوت بر عهده خوانندگان..
دوست عزیز به خوبی سوالاتی را که در ذهن اغلب افراد هست رو بیان کردی. اما احساس میکنم به صورت جهت دار!
ببین دوست عزیز! ما در اسلام (البته منظورم شیعه است) منابعی برای یافتن و صدور احکام داریم که 4 منبع است. یکی از این منابع ه خیلی هم مهم است عقل است. و در روایات هم داریم که : “ما حکم به العقل، حکم به الشرع و ما حکم به الشرع، حکم به العقل”
پس به نظر من میتوان به این ابزار “به روز” و پویا خیلی از مشکلات و مسائل را حل نمود و نیازی به این آخوند های محافظه کار و تک بعدی نداشت. البته طبعا مسئولیت رفتار و منش به این صورت نیز با خود فرد است و نتمیتوان این نسخه را رای همه افراد پیچید!
————————————————————————–
تلنگر: اینکه شما میگویی که “پس به نظر من میتوان به این ابزار “به روز” و پویا خیلی از مشکلات و مسائل را حل نمود”
یعنی دمکراسی، یعنی در هر دوره ای مردم با عقلشان تصمیم می گیرند که برنامه زندگیشان چگونه باشد.
یعنی چیزی که در کشورهای اروپایی و آمریکا انجام میشود. یعنی مثلا رای گیری میشود که آیا با ازدواج همجنسگراها موافقت شود یا نه؟ بعضی مردم در کشورهای دمکرات میگویند بله بعضی می گویند نه.
آیا این همان به روز بودن است که شما منظورتان است؟
اگر منظورتان دمکراسی است، این دمکراسی با دین در تضاد است، دین می گوید من برنامه از طرف خدا دارم ولی دمکراسی میگوید مردم خودتان برنامه زندگیتان را تعیین کنید!
سلام
خیلی ممنون که سعی در ایجاد فضای بحث و گفتگو دارین و باعث می شین که افراد مختلف نظرات خودشون بگن. منم با احترام به نظر بقیه نظر خودمو میگم و نظر همه هم برام محترمه:
خوش به حالتون کهنشستین و قران بررسی کردین و آیه های مختلفی را ذکر کردین اما راجع به اسلام و دین زور یا آزادی باید بگم بیان اسلام از حقانیت خودش تو این دو تا آیه هست که کاش شما هم اشاره می کردین
1. لا اکراه فی الدین قد تبین رشد من الغی
2. یسمعون قول و یتبعون احسن
البته ممکنه یکی بگه که کی به این حرفها پایبند ما آزادی نداریم و غیره ولی من نظرم اینکه وقتی کسی از خودش مطمئنه میگه من حرفم اینه تو هر جور که فکر می کنی درسته عملکن(که این آیه هم همینو میگه) البته ما باید در مورد تمامی چیزها حتی پذیرش خدا باید فکر کنیم و هر چیزی را الکی نپذیریم اگر درست باشن خودشون اثبات می کنند.
اما در مورد جنگهای پیغمبر شما خودتون بهتر از من می دونید که بجز فتح مکه تمامی جنگها حالت دفاعی داشتن و حضور رهبر یک قوم تو جنگی برای دفاع از جان و مال قوم بلاشک ضروریه
و اینکه اسلام واقعی کدومه باید گفت هر کدوم از کشورهایی که شما گفتی به دلایلی بخشی از قوانین اجرا می کنند. بعضی چیزهارو به ما نگفتند مثل اینکه در زمان پیغمبر حجاب تو جامعه اجباری نبوده و دین کاملا اختیاری بوده
من ایمیل خودم را هم می دم و دوست دارم با دوستنای که مایلند بیشتر صحبت کنم: dar_talab@yahoo.com
————————————————————————-
تلنگر: “لا اکراه فی الدین ” یعنی در دین هیچ اکراه و اجباری نیست.
لطفا به من بگویید که کافر کیست؟ آیا کافر کسی نیست که به پذیرش دین تمایلی ندارد؟ کافرانی که پیغمبر دستور قتل آنها را داده یا در قرآن گقته شده چه کسانی هستند؟ آنها چه کردند که به اجبار کشته شدند؟
در مورد جنگهای پیامبر هم کامنت شماره 20 را بخوانید.
در مورد کشتار یهودیان بنی قریظه هم بخوانید ببینید دفاع بوده یا کشتاریا لااکراه فی الدین در آنجا اجراشده یا نه؟
http://www.porsojoo.com/fa/node/2292
دوست عزیز ،اسلام واقعی که در سیره پیامبر و قرآن است چیزهایی است که عقل و احساس ما تحمل پذیرشش را ندارد.
این اسلامی که شما میگویی اسلام تحریف شده است چون هر چه فکر میکنی نمیتوانی قبول کنی چرا باید زنان را زد، چرا باید دست دزد را برید چرا باید کسی که نمیخواهد مسلمان شود را باید کشت، اسلام واقعی در قرآن و سیرت است که طالبان و عربستان سعودی مو به مو انجام می دهند و تو آنها را مسلمان نمی دانی!
تلنگر پرسیده “اسلام واقعی چیست؟ کجاست؟”
جواب دوستان عمدتا اینست که اسلام حقیقت الهی است به این دلیل و آن دلیل و شما اسلام را خوب نشناختید چرا که با تعصب و جهت دار و از پایین و سطحی نگر و… هستید!
اسلام واقعی چیست؟
بنظر بنده (که مکرر نوشتم) اسلام واقعی همان قرآن است و سیره رسول (ص).
اسلام واقعی کجاست؟
در حال حاظر هیچ کجای دنیا اسلام واقعی را نمیشود که پیاده کرد. و البته روز به روز هم با افزایش ارتباطات و آموزش دایره آن تنگتر میشود.
دوستان صحبتهای زیادی کردند ولی جوابی برای این سوال ندادند که با همه این صحبتها کسانی که اسلام واقعی را نخواستند (که گویا اینجا معنیش میشود شیعه! چند کیلومتر آنطرف تر از ایران تبلیغ تشیع بکنید میفرستندتان زندان! اینجا تبلیغ تسنن بکنید میفرستندتان!) تکلیفشان چیست؟
درد این است بردار من!
میخواهی با رجوع به قرآن چه پیدا کنی؟ فکر میکنی قرآن نخوانده آمدم برایت بداهه نویسی میکنم؟ و رفتی آن تاریخها که گفتم را خواندی؟ تو قرآن را تمام خواندی؟ میدانی قرآن بیش از ۱۰ نسخه مختلف دارد؟ شیعه هستی؟ بسیار خوب نوشته های مرجع تقلیدت را خواندی؟ از اول تا به آخر بخوان بعد بیا ببینیم داستان چیست. یک زحمتی هم بکش این قانون مجازات اسلامی مصوب مجلس شورای اسلامی کشورت را که بر اساسش حکم قضایی میدهند یک نگاهی بکن (کتاب جمع و جوری است زیاد وقتت را نمیگیرد)
دنبال تفسیر خوب میگردی؟(-:
تفسیر خوب کدام تفسیر است؟ کسی نخواست آن تفسیر را بپذیرد چه؟
عقل شما را نمیدانم، ولی عقل بنده نمیپذیرد که یک آیه در طول زمان تفسیرش عوض شود تا به مذاق مردم خوش بیاید. اینطور باشد که هر کسی میتواند ادعای پیغمبری کند. چرا شما دوستان که همواره میگویید “کمی مطالعه کنید، تعصب نداشته باشید، قرآن بخوانید…” خودتان زحمت نمیکشید کمی همین هار ا بخوانید؟!
به هرحال، بگذریم.
آخر هم کسی جوابی به ما نداد که تکلیف اندیشه های غیر اسلامی چیست!
از آن بدتر آنکه ندیدم کسی بگوید داستان نبرد حضرت دروغ بود. که واقعا تاسف برانگیز است چون نشان میدهد این دوستان با آن داستان مشکلی ندارند و چه بسا تحسین هم میکنند. آرزو میکردم داستان را نپذیرند که گویا اشتباه میکردم.
یادمان نرود چطور مسلمان شدیم، یادمان نرود چطور شیعه شدیم.
تاریخ بخوانیم و به دیگران هم بیاموزیم.
پ.ن.
در جواب کامنت دوستمان (سیتا) نقل قول از ناپلون بناپارت جدای از اینکه اصلا این که شما بهش بستید را گفته یا نگفته(یا کجا گفته) خیلی خوشمزه بود!(-:
واقعا اعتبار خاصی برای اسلام بهمراه داشت. حیف که خودش مسلمان نشد.
بخشي از اين نوشتار در پاسخ به “يوسف (40)” است.
دوست عزيز، شما که مي گوييد بايد به حرف همه گوش کرد و بهترين را انتخاب کرد، فکر نمي کنيد که کمي زود انتخاب تان را کرده ايد؟ فکر نمي کنيد که هنوز حرف خيلي ها نشنيده و نخوانده، براي خود ديني انتخاب کرده ايد؟ منظورم از اين حرف اين است که اگر شما به نوشته ي خود اعتقاد داشتيد، الان يک agnostic يا يک عقل گرا يا يک مردد يا بي مذهب مي بوديد، نه اين طور که به نظر مي رسد يک مسلمان جدي.
شما نوشته ايد که بايد حرف ديگران را شنيد و با کمک عقل بهترين را انتخاب کرد. شايد عقل من و شما خيلي با هم فرق دارد، ولي فکر نمي کنيد که حقايق موجود در يک کتاب آشپزي بيشر از کتابهايي باشد که گروه هاي بشري آنها را کتابهاي مقدس مي نامند؟ البته قصد من از اين جمله اخير توهين نيست. سعي دارم نشان بدهم که انتخاب عقلي منجر به پذيرفتن هيچ ديني که (دست کم هيچ يک از آنهايي که من با آنها آشنا هستم) نخواهد شد. کدام يک از دين هايي که به گمان پيروانشان “آسماني” هستند براي حرف هاي خود دليل مي آورند و آنها را (به معناي رياضي آن) اثبات مي کنند؟ مثلاً کداميک مي گويند خداوند انسان را از گل آفريد و از روح خود در آن دميد، مراحل انجام اين آزمايش در شکل 7 موجود است. نمودار 13 هم درجه حرارت لازم براي مراحل مختلف را بر حسب زمان نشان مي دهد. براي اثبات اينکه روح خدا هم براي توليد حيات هوشمند لازم است، لطفاً به فصل 42 مراجعه کنيد!
فکر نمي کنيد که کتابهاي نيمه علمي استفن هاوکينگ (Stephen Hawking) خيلي بهتر و عقلاني تر و قانع کننده تر مساله پيدايش (يا اگر دوست داريد، آفرينش) جهان را توضيح مي دهد، تا تمام کتابهاي مقدس همه اديان آسماني؟
فکر نمي کنيد که دين يک مشکل، مساله و نياز رواني انسان است (مثل سکوت، مثل خواب ديدن، مثل نياز به زندگي اجتماعي، مثل دروغ گويي، مثل خشونت جنسي، مثل جاه طلبي، مثل تشکيل خانواده، مثل هنر) و نه يک مساله عقلي؟
فکر مي کنيد چرا چندين هزار سال است که انسانها به خاطر اختلافات “ديني” (و البته مسايل ديگر) يکديگر را مي کشند و مثله مي کنند و شکنجه مي دهند، ولي هيج کس در مورد پني سيلين يا نيروي جاذبه يا نظريه اطلاعات اين کار را نمي کند؟ آيا اين مسائل به همان اندازه يک حتي بيشتر مهم نيستند؟
تا به حال فکر کرده ايد که کليساي قرون وسطي چرا به جاي بحث علمي با گاليله او را محاکمه کرد و نزديک بود او را هم مثل “جوردانو برونو” بسوزانند؟ چرا وقتي کاريکاتوري از “بيل گيتس” مي کشند همه فقط لبخند مي زنند ولي فقط تعداد انگشت شماري کاريکاتور نه چندان “موهن” درباره پيامبر اسلام باعث چنان غوغا و حتي احتمالاً مرگ عده اي مي شود؟ چرا افرادي نظير همين دوستانمان که در اينجا comment گذاشته اند، احتمالاً به هيچ وحه در مورد يک بحث علمي از خود اين همه واکنش نشان نمي دادند؟
من فکر ميکنم که جواب اين پرسشها اين است که به نظر ما (حداقل جايي در ناخودآگاه ما) دين يک مفهوم مطمئن و کامل نيست. دين يک اثبات رياضي يا يک معادله فيزيکي نيست. دين نمي تواند از خودش دفاع کند، يعني دين ما به ديد يک آدم عادي و عاقل ممکن است کاملاً مسخره و اشتباه و متناقض با حقيقت به نظر بيايد. اگر کسي که به نيروي جاذبه اعتراض کند، خيلي راحت با چند آزمايش يا حتي با استدلال رياضي مي توان او را قانع کرد. اگر کسي به قانون نسبيت عام شک کند، باز هم با چند آزمايش (هر چند بسيار مشکل تر) و با استدلال رياضي (هر چند بسيار پيچيده تر) او را هم مي شود قانع کرد. ولي پاسخ ما و جوامع ما به کسي که به وجود يا ماهيت خدا، و يا اصول دين شک کند چيست؟ فکر مي کنيد گاليله را چون عقايد علمي اشتباه داشت محاکمه کردند يا چون از اثر اکتشافات او روي “ايمان” امت مي ترسيدند و به جرم “تشويش اذهان عمومي” و “معاندت با نظام”؟
فکر مي کنيد براي خداي قادر متعال شما آسانتر نبود که به جاي 124000 پيامبر، 10-12 تا پيامبر ولي با استدلالهاي بهتر مبعوث کند؟ البته ممکن است بگوييد که بشرِ چند هزارسال پيش که از استدلال چيري نمي فهميد. من دو جواب به شما مي دهم: اول اينکه مگر دينهاي الهيِ شما تنها براي بشر چند هزار سال پيش نازل شده اند؟ پس انسان حال حاضر چي؟ يعني ما هم آن استدلالها را نمي فهميديم؟ مگر نه اينکه قرآن عيناً و بدون کوچکترين تغييري از زبان خود خدا به ما رسيده است؟ دوم اينکه مگر يونانيان باستان جامعه اي عقل گرا نداشتند؟ چرا هيچ يک از پيامبرانِ به حق خداوند بر آنان مبعوث نشد تا خيلي راحت و با چند استدلال مستدل آنها را قانع و به راه راست هدايت کند؟
فکر مي کنيد چرا به باور بيشتر الهيون آخرين پيامبران خدا يکي دو هزار سال پيش زندگي مي کردند؟ فکر مي کنيد “شق القمر” کردن يا “يد بيضا” در اين دوره و زمانه باور پذير تر از فيلم هاي “ارباب حلقه ها” باشد؟ فکر مي کنيد اگر کسي ادعا کند که خدا با او در غار صحبت کرده و بر او کتابي نازل کرده و تنها دليلش هم اين باشد که او آدمي بي سواد است که به راست گويي شهرت دارد، چه اتفاقي براي او مي افتد؟ فکر مي کنيد کم بوده اند کساني که چنين ادعايي کرده اند؟
1. تلنگر عزیز، از زحمتی که می کشی و کشیدی سپاسگزارم. گمان کنم به زودی وبلاگت فی ل تر شود.
2. از میان انبوه نظرات مدافع اسلام، خطابم آقای «علی» است و اشاره به تناقض بسیار جالب «لا اکراه فی الدین»:
«علی» گرانقدر: من مسلمان زاده شدم. حال در سن 35 سالگی، می خواهم از اسلام بیرون بیایم، مگر نه اینکه «لا اکراه فی الدین؟». اگر مسلمانی را کنار بگذارم که «مرتد» خواهم شد و آنوقت قتلم واجب می شود و بر خود تو واجب می شود تا مرا بکشی! همانقدر که واجب است که نماز بخوانی!
همه اين بحثها با پرسيدن اينکه اسلام واقعي چيست و کجاست شروع شد. البته نمي توانم ادعا کنم که جواب را مي دانم، ولي دست کم مي توانم نظرم را بنويسم.
من فکر مي کنم که اسلام همان چيزها و همان کارهايي است که مسلمانان (يا حتي کساني که خودشان را مسلمان مي نامند) انجام مي دهند. اگر مسلمانان با هواپيما خود را به برجهاي مرکز تجارت جهاني مي زنند، اسلام همين است. اگر مسلماني اعلام مي کتد که کشوري بايد از روي نقشه جهان حذف شود، اسلام همين است. اگر مسلماناني در يک نيمه شب تابستان، با فرياد “يا زهرا” و “يا حسين” دانشجويان را از پنجره خوابگاهشان به پايين پرت مي کنند، اسلام همين است. اگر مسلماني در ميان يک مسابقه فوتبال در فينال جام جهاني، با سر به سينه يک ايتاليايي مي کوبد، اسلام همين است. اگر مسلمانان به خاطر نوشتن يک کتاب يا نشر يک کاريکاتور يا ساخت يک فيلم به دنبال قتل نويسنده يا هنرمند يا فيلمساز مي افتند، اسلام همين است. اگر زنان مسلمان هميشه و در همه حال مجبور به پوشانيدن خود از فرق سر تا نوک پا در پارچه سياه (يا هر رنگ ديگري) باشند، اسلام همين است. اگر مردان مسلمان هميشه با ظاهري ژوليده و ريش کثيف بگردند، اسلام همين است. اگر کشورها و دولتهايي که خود را مسلمان مي دانند، غير دموکراتيک (و حتي ديکتاتوري و توتاليتر) و عقب مانده (”در حال توسعه” تا ظهور منجي!) باشند، اسلام همين است.
اگر همه دنيا اسلام و مسلمانان را با چنين تصويرهايي بشناسند، اسلام همين است و مسلمان همين. ديگر مهم نيست که اسلام “واقعي” چه گوهر گرانبهايي است که در گنجه هاي تاريخ پنهان شده.
من فکر مي کنم اگر به جاي آنکه اديان به طور کلي، و اسلام به طور اخص، را هديه اي از جانب خدا ببينيم، آنرا پديده اي بشري بدانيم، و واقعاً بدون اينکه در پي اثبات الهي يا بشري بودن مبدا آن باشيم، بدون تعصب و بدون اينکه به دنبال “حقيقت آسماني” يا خدا يا نظاير آن بگرديم، فقط آنچه که واقعاً اتفاق افتاده و مي افتد را با روحيه يک تاريخ دان يا روان شناس مورد بررسي قرار دهيم، اسلام براي ما آشکار مي شود.
پس اگر مسلمانان کثيف يا عقب مانده يا تروريست يا دانشمند يا مهربان هستند، اسلام هم همه اين هاست.
جناب تلنگر عزیز:
سلام
پاسخی به کامنت 53 بنده ندادید اما من راجع به سوالاتی که شما در ابتدای بحث پرسیده اید و همچنین بعضی از مواردی که دوستان عرض کرده اند مطالبی به نظرم میرسد و با مبانی خودم مطرح میکنم اگر شما مبانی مرا قبول ندارید تقصیر از شماست که موضع خود را روشن نکرده اید.
مبانی بنده به طور خلاصه اینگونه است
من معتقدم که جهان آفرینش خدایی دارد یعنی خالق و آفریننده ای. موجودی که قبل از هر چیز بوده. این خدا قادر است بر هر چیز یعنی قدرت مطلق دارد. با شعور و حکیم و داناست و از آنجا که باشعور و حکیم است تمام آفرینشش دارای برنامه و هدف است گواه من برای حکمت و دانایی او این هستی بانظم و برنامه است. سری به دنیا خود بزنید نظمی بس عظیم تمام ارکان این هستی را دربر گرفته از اجزای یک اتم گرفته تا کهکشانها و…
به ظاهر انسان از تمام موجودات برتر است و توانسته با قدرت تفکر و انتخاب خویش بر تمام موجودات هستی برتری یابد و با همین قدرت روز بروز بر قدرتش افزوده شود. این قدرت و برتری را همان خدای خالق بر او عطا کرده و راههای شناخت علوم را بر او هموار ساخته است به نظر شما اگر خداوند میخواست رمز و رموز هستی را از انسان پنهان کند آیا هیچگاه انسان به چنین پیشرفتی و قدرتی نائل میگشت؟
همین خدا میگوید دنیا را مزرعه ای برای آخرت آفریده است و این دنیا محل گذر است نه محل اقامت. مرحله ای است از مراحل تکامل انسان.
آیا انسان همانند سایر موجودات است؟ آیا سعادت او با سعادت و تکامل سایر موجودات یکسان است؟ قبول دارید که ابعاد وجودی انسان بسیار فراتر از سایر موجودات است. حداقل این نکته را اذعان دارید که انسان دنبال گمشده ای است به نام سعادت (هر کس طبق نگرش خود آن را تفسیر میکند)
فکر میکنید چه کسی از آن خدایی که گفتم به سعادت و تکامل انسان آشناتر و داناتر است؟ من شما نیچه فروید؟
همین خدا برای رسیدن به سعادت و نشان دادن راه به بشر پیامبرانی فرستاد که اولین آنها آدم بود. سپس … نوح ابراهیم موسی عیسی و در نهایت محمد.
تلنگر عزیز شما از اسلام ایراد میگیرید شاید درست باشد شاید هم نادرست
اما برای ما بگویید که سعادت انسان در چه است؟ شاید حق با شما باشد؟ این انسان حتی برای زندگی در این دنیا (اگر دنیای دیگری برای او قائل نشویم) نیاز به برنامه دارد. من فکر میکنم آن کس که خالق اوست به مصلحت او هم بیشتر آگاه است و ادیان هم همین هستند چه یهودیت چه بوداجناب تلنگر عزیز:
سلام
پاسخی به کامنت 53 بنده ندادید اما من راجع به سوالاتی که شما در ابتدای بحث پرسیده اید و همچنین بعضی از مواردی که دوستان عرض کرده اند مطالبی به نظرم میرسد و با مبانی خودم مطرح میکنم اگر شما مبانی مرا قبول ندارید تقصیر از شماست که موضع خود را روشن نکرده اید.
مبانی بنده به طور خلاصه اینگونه است :
من معتقدم که جهان آفرینش خدایی دارد یعنی خالق و آفریننده ای. موجودی که قبل از هر چیز بوده. این خدا قادر است بر هر چیز یعنی قدرت مطلق دارد. با شعور و حکیم و داناست و از آنجا که باشعور و حکیم است تمام آفرینشش دارای برنامه و هدف است گواه من برای حکمت و دانایی او این هستی بانظم و برنامه است. سری به این دنیا بزنید نظمی بس عظیم تمام ارکان این هستی را دربر گرفته از اجزای یک اتم گرفته تا کهکشانها و…
به ظاهر انسان از تمام موجودات برتر است و توانسته با قدرت تفکر و انتخاب خویش بر تمام موجودات هستی برتری یابد و با همین قدرت روز بروز بر قدرتش افزوده شود. این قدرت و برتری را همان خدای خالق بر او عطا کرده و راههای شناخت علوم را بر او هموار ساخته است به نظر شما اگر خداوند میخواست رمز و رموز هستی را از انسان پنهان کند آیا هیچگاه انسان به چنین پیشرفت و قدرتی نائل میگشت؟
همین خدا برای انسان برنامه و هدفی ترسیم کرده است:
همین خدا میگوید دنیا را مزرعه ای برای آخرت آفریده است و این دنیا محل گذر است نه محل اقامت. مرحله ای است از مراحل تکامل انسان.
آیا انسان همانند سایر موجودات است؟ آیا سعادت او با سعادت و تکامل سایر موجودات یکسان است؟ قبول دارید که ابعاد وجودی انسان بسیار فراتر از سایر موجودات است. حداقل این نکته را اذعان دارید که انسان دنبال گمشده ای است به نام سعادت (هر کس طبق نگرش خود آن را تفسیر میکند)
فکر میکنید چه کسی از آن خدایی که گفتم به سعادت و تکامل انسان آشناتر و داناتر است؟ من شما نیچه فروید؟
همین خدا برای رسیدن به سعادت و نشان دادن راه به بشر پیامبرانی فرستاد که اولین آنها آدم بود. سپس … نوح ابراهیم موسی عیسی و در نهایت محمد.
این انسان حتی برای زندگی در این دنیا (اگر دنیای دیگری برای او قائل نشویم) نیاز به برنامه و هدف دارد. من فکر میکنم آن کس که خالق اوست و به رموز هستی او آگاهی کامل دارد به مصلحت او هم بیشتر آگاه است و ادیان هم همین پیام را دارند چه موسی چه بودا چه زرتشت یا ابراهیم و عیسی و … و محمد.
پس جای سوال شما در کجاست؟ کدامیک از موارد فوق را قبول ندارید تا از آنجا به حل مشکل و تناقضمان بپردازیم.
آیا خدای واحد را قبول ندارید؟ (به هر اسم)
آیا وجود انبیا را منکر هستید؟
آیا نبوت محمد را منکر هستید؟
آیا در اصالت قرآن شک و تردید دارید؟
آیا معتقدید که اسلام در گذار زمان عوض شده؟
برای تمام آنچه شما گفتید جواب وجود دارد اما باید نخست این مطالب روشن شود تا بتوان در مورد آن صحبت کرد اگر طالب بحث و گفتگو هستید و میخواهید اصول آن را رعایت کنید
*****************************************************
پرسیده اید که اسلام واقعی چیست؟ جناب دیگری جواب درستی داده است. به نظر من اسلام واقعی آن است که خداوند برای سعادت انسان از طریق رسولش محمد نازل کرد و آن را میتوان در قرآن و سیره و سلوک رسول او یافت. اسلام یک برنامه است که منبعش قرآن است و مفسرش سیره و روش زندگی پیامبر (از نظر شیعه روش زندگی امامان معصوم هم همانند سیره رسول اکرم است)
*********
پرسیده اید چگونه به اسلام واقعی دست پیدا کنیم؟ چه چیز اسلام را میخواهی دست پیدا کنی؟
اسلام اصول دین دارد و فروع دین.
اصول دین اسلام تقلیدی نیست که بخواهی از نظرات دیگران تبعیت کنید اصول دین تحقیقی است یعنی هر کس باید طبق فراخور حال خود آنها را درک کند و بدانها دست یابد:
اصول دین 5 تاست توحید عدل نبوت امامت و معاد.
اینها را هر کس باید خود بدست آورد. اگر اینها را حل کردی باقی مسائل حل خواهد شد وقتی به نبوت محمد ایمان آوردی آنگاه مسائل شریعت اینقدر برایت دشوار نخواهد بود.
فروع دین یعنی فرعیات دین همان احکام و توضیح المسائل است که 2 راه دارد یکی آنکه خودت صاحب نظر باشی و دیگری آنکه از صاحب نظر اعلم (مجتهد اعلم) تقلید کنی.
وقتی شما اصول دین را برای خود حل نکرده ای چگونه بر فروع دین تلنگر میزنی؟ به نظر من شما به نبوت محمد اشکال داری اما سوال از مسائل و مجازات اسلامی میکنی؟
اگر در ا صول دین با هم به توافق برسیم این مسائل حل شده است و اگر به توافق نرسیم بحث ما بی حاصل است .
******
فرموده اید کیفر بریدن دست دزد و یا (در مطالب برخی از دوستان) قتل و قصاص شلاق و کلا قانون مجازات اسلامی (دیگری عزیز یا درود بزرگوار در تاپیک قبل)
من قصد داشتم درباره مجازات اسلامی مطلب بنویسم (در تاپیک لباس روحانیت) فرمودید شاید نظم بحث به هم بخورد.
اگر اجازه میدهید اینجا مطرح کنم وگرنه در تاپیک مستقلی که ایجاد میفرمایید.
اما به طور خلاصه عرض کنم در هر جامعه ای حتی جوامع کوچک دوستانه برای کار مجرمانه (کاری که جامعه و گروه نپسندد) مجازات قائل میشوند. این امر واضح و روشنی است. اما شما به گونه ای مطلب نوشته اید که دل آدم برای مجرمین میسوزد. شما یک طرفه به قاضی رفته اید و مجرم را قربانی فرض کرده اید. همین مجرم که حدود بر او اجرا میشود بر حقوق دیگران تجاوز کرده و باعث آزار و اذیت دیگران گشته چگونه توقع دارید که مجازات نشود. شاید هم به نوع مجازات اعتراض دارید.
******
فرموده اید شراب. قرآن میگوید: شراب دارای منافعی برای انسان است و مضراتی ولیکن مضرات و گناه آن بسیار بیشتر است. ببینید چه انصافی. در قرن بیست و یکم کدام پزشکی حاضر است در مورد سیگار چنین اظهار نظری کند یعنی بگوید: سیگار منافع و مضراتی دارد اما مضرات آن بسیار بیشتر است. (نمیخواهید بگویید که از سیگار منفعتی متوجه انسان نمیشود حداقلش این است که تاثیر روانی بر فرد میگذارد)
******
فرموده اید زدن زنان.
در یک اجتماع هرگاه وقتی فردی از قوانین تخطی کرد باید تنبیه شود ببینید این سیر تنبیه را در یک جامع کوچک (خانواده):
ابتدا پند دهید
سپس در بسترها از ایشان جدا شوید (عجب تنبیهی)
آنگاه آنان را بزنید (به شرطی که قرمز نشود کبود نگردد زخم نشود و… و الا دیه دارد) خوب این چه زدنی است که نباید حتی قرمز شود! فکر نمیکنید این زدن بیشتر حالت روانی و عاطفی دارد و منظورش نشان دادن اوج ناراحتی مرد به زن است تا آنکه حالت تنبیه بدنی باشد؟)
*****
در مورد برده داری هم گویا اشتباه فاحشی کرده اید اسلام در هیچ جا سفارش به برده داری نکرده است حتی برعکس فرهنگ آزاد کردن بنده را ترویج کرده تا به تدریج این رسم غلط از میان انسانها برچیده شود.
عمر برده داری در ممالک اسلامی مدتها قبل از اینکه جامعه مدرن غرب به فکر ریشه کردن این امر باشد برچیده شده بود.
کیفر برخی از گناهان آزاد کردن برده است. پاداش برخی از اعمال با آزاد کردن بندگان مقایسه شده است (یعنی آزاد کردن برده عمل نیکویی است) سنت و سیره پیشوایان هم که واضح است.
در مورد چند مسئله دیگری که مطرح کرده اید در کامنت بعد که جواب برخی از ادعاهای دوستان و مخصوصا جناب دیگری را خواهم داد صحبت میکنم.
با تشکر
آقای سلام (۶۶)
این کامنتهایی که اینجا نوشته شده رو شما خوندی که بعدش برداشتی کتاب دینی دبستان رو برامون مینویسی!
این جماعت زبونشون مو در آورد شما باز حرف خودت رو میزنی! (شما و بقیه مسلمین جهان!) برادر من، پدر من، مومن، خیلی خوب هرچی شما میگی خوبه، برای خود شما! بقیه باید چکار کنن؟
میگن حضرت دستور کشتن اسیرا رو میداده، به کاروانهای تجاری حمله میکرده، هر کس مسلمون نمیشده یا باید پول میداده یا جون! شما اومدی قصه خلقت تعریف میکنی!؟
بابا جان! یک جوابی بدین آخه با عقل جور در بیاد! بالاخره قبول دارید که هر کی از دین خارج شد باید کشتش یا نه؟ مسلمونا اومدن ایران آدم کشتن یا اینکه اومدن گفتن لا اکراه فی الدین!
خیلی باحالین بخدا! در زمانی که در ایران زنها میتونستن امپراطور باشند و حکومت کنند، یک سری عرب ریختن که دست نگهدارین دخترها تون رو چال نکنید! لا اکراه فی الدین،ولی یا اسلام یا سینه قبرستون! حالا اومدی واسه ما قصه های کتاب دینی تو مینویسی!
این همه آدم پیغمبر ندارن میرن جهنم؟ باشه اصلا بهشت شما رو نمیخوان، دیگه چرا میکشیدشون!
باز حالا بیا بگو، آها ببینین ما ۵ تا انگشت داریم، چرا ۴ تا نداریم، پس این نشون میده نظمی هست و خدا همه چی رو ساخته، خدایی که من میگم، هرکی هم خداش جز این باشه که اسلام شیعه ۱۲ امامی عزیز میگه جرات داره دستش رو ببره بالا تا گردنش رو بزنیم!
مرد حسابی حداقل برو ببین این شیعه کجای اسلام وایساده بعد بیا سخنرانی کن.
خدا هست، پس چون دنیا منظمه خیلی هم حکیم و داناست، پس ما رو که بیخودی نیافریده! یعنی بمیریم و تموم؟ نمیشه که! پس حتما یک هدفی هم هست، پس باید پیغمبر میفرستاده که هدفش رو به ما بگه. چطوری؟ خیلی ساده با یک کتاب بنام قرآن که البته هرچی توش نوشته رو ما تفسیر میکنیم چون چیزای خوبی توش ننوشته! (اگر گفته زنها رو بزنید، منظورش این بوده که نزنید و نوازش کنید) پس انسانها خیلی غلط میکنند که با این استدلال قوی بازم میخوان سوال کنند!
انصافا شما رو یاد کتابهای دینی دبستان نمیندازه؟ خدا رو شکر که بچه من یکی دیگه لازم نیست اینها رو بخونه!
تلنگر جان، البته ایراداتی که شما بیان کردید، بخش کوچکی از ایراداتی است که به این کتاب دینی گرفته می شود. به هر حال بحث خوبی است. محمد بن عبدالله، قصه های قرآنی را از دیگران آموخته علی الخصوص اینکه به سفر تجارتی هم رفته است و در این سفرها به راحتی می توانست افسانه های مربوط به مسیحیت و یهود و ابراهیم و … را بیاموزد. آن هم در سرزمینی که معدن دین های دروغین دنیاست. به هر حال می خواهم بگویم که ایرادات بسیارند. آیه هایی از قرآن که در رابطه با زنبارگی محمد وجود دارد. حتی آیه ای هست در مورد اینکه محمد به همسر پسر خوانده خود نیز نظر داشته است و این موضوع دیگر کتاب تاریخ نیست این همان قرآنی است که عده ای بیسواد را با وعده هایی مضحک به خود جذب کرد. و آن را معجزه می دانند. البته تعداد کمی با سواد هم بودند که محمد از ترس آنها به آنها از بیت المال پول می داده است. این را حتی علمای اسلام هم می دانند و به آن معترفند.
آیه هایی هست که در مورد توصیف شهاب سنگ ها است که می گوید به سمت شیاطین و اجنه پرتاب می شوند.
آیه هایی که همچون افسانه های یونان باستان و آنچه که در افسانه های یهود آمده نوشته شده اند. گویا محمد از کتاب های سایر ادیان،دزدی ادبی نموده اند! قانون کپی رایت در آن زمان وجود نداشته است! و اما علم ثابت کرده که همه این افسانه ها دروغی بیش نیستند.
قرآن می گوید که ستاره ها به آسمان میخ شده اند و همچون چراغی آویزان و زینت بخش آسمانند. در حالی که علم خیلی وقته که ثابت کرده همه چیز در جهان در حال حرکت و چرخش و تغییر و تحول است. و ستاره ها هم هر کدام همچون خورشیدی برای خودشان هستند.
اشتباه و تناقض گویی در قرآن کم نیست.
به علی (61)
آیا من که از دین اسلام برگشته ام و بی دین هستم ، مشمول آیه لا اکراه فی الدین هستم؟ یا مشمول آیه 89 سوره نساء هستم؟ یا آیه 14 سوره توبه؟
“بکشید کافران را تا اللّه بدست شما آنان را عذاب داده و سپس دلهای شما ازاین قتل وکشتار شفا یابد. ”
اصلاً چرا در قرآن مرکز تفکر و کنترل اعمال و رفتار قلب است؟ مگر آن زمان نمی دانستند که انسان با مغزش فکر می کند؟
به حسن (60) :
اینکه در قرآن آمده که در آیه ها اندیشه کنید را که خوانده ای، نه؟ اما این اندیشیدن در قصه است تا برای خواننده تجربه باشد و از نوع تعقل خالص نیست. مثلاً یک قصه ای در قرآن آمده و در ادامه گفته که باشد که در مورد این آیه ها فکر کنید. خوب عرب بیسواد که نمی داند انسان با کجایش فکر می کند، و در واقع در عمرش فکر نکرده همه را می پذیرد. می خواهم بگویم که قرآن اجازه نمی دهد که در آن چون و چرای اساسی شود، یعنی طبق گفته خود قرآن، شما اجازه ندارید که در وحی بودن قرآن شک کنید و الا کافر هستید و مجازات می شوید.
رضا (58)
شما کتاب دینی را با کتاب پزشکی مقایسه می کنید؟ پس چه شد مسلمانیت که قرآن را معجزه جاودان و غیر قابل مقایسه با هیچ کتابی می دانستی؟ مگر با تفسیر کردن چیزی حل می شود؟ کتاب پزشکی اگر اشتباه داشته باشد کنار گذاشته می شود و مثل قرآن برایش تفسیر نمی سازند!!!
چطور است که کتاب های دانشمندان قدیم را هم مثل قرآن تفسیر کنیم که به روز باشد؟
در ادامه گفتید که :” راه دورنمي رويم 50سال قبل در همين ايران دختران حق تحصيل و درس خواندن را نداشتن اما امروز چطور؟”
شما گمان می کنید که این حقوق را اسلام و قرآن به زن داده یا خود انسانها به مرور زمان فهمیدند؟ مگر در تاریخ صدر اسلام، زن می توانسته که مستقل از مردان فکر کند و حرف بزند؟ مگر آن زمان، زنان حق رای داشتند. مگر عرب بیسواد متعصب زن را به عنوان کالا در بازارهایشان ، خرید و فروش نمی کردند.
مگر مادر همین امام دوازدهمی که شیعیان منتظرش هستند،در بازار خریداری نشده است؟
نتیجه حرف شما این است که قرآن نیازهای بشر امروزی و تمدن او را پیش بینی نکرده است و خود انسانها باید به فکر خود باشند.
جناب مدیر(50)
شما همه قرآن را با معنی اش بخوانید. ظاهراً کم قرآن خوانده اید. از صحبتتان هم معلوم است که بدون چون و چرا همه مطالب قرآن را پذیرفته ای و حالا دچار شک شده ای. شما می گویی قرآن ناسزا نگفته؟ آیا آموزش رفتار نامتمدنانه با انسانها و بخصوص زنان و داشتن برده و کنیز، سزاوار و در شأن یک انسان است؟ اگر نظر من را بخواهی، می گویم ای کاش قرآن شما فحش خواهر و مادر داشت ولی کشتن یک انسان به خاطر عقیده اش را مجاز نمی کرد.
در ضمن شما تضمین می کنید که اگر من نشانی از خود اینجا بگذارم، برایم مشکلی ایجاد نشود؟
اشکال اینجاست که همه آن دینهایی که می گویید اشکالات واضح و روشن، بسیار دارند. و هیچ کدام بدرد تمدن بشری نمی خورند. اگر به دنبال خدا می گردی، داخل قرآن و انجیل و … دنبالش نگرد.
آقا رضا(49) ممنون از نوشته شما. خواندنی بود.
جناب “دیگری” با سپاس از جناب عالی. قلم ساده و در عین حال عمیق و تاثیر گذاری دارید.
سعی می کنم که برای باقی دوستان که هنوز دل در گرو این دین ها دارند پاسخی بنویسم.
آیا حضرت آدم، ناف داشت؟ حوا چطور؟ از چه زمانی، انسان دارای ناف شد؟
چرا خدا در بدن انسان، آپاندیس را قرار داده، در حالی که هیچ خاصیتی ندارد؟
چرا خدا در آلت مرد، بخشی را قرار داده که بعداً امر به بریدن آن میکند (ختنه)؟
حکمت آفرینش نوک پستان در مردان چیست؟ پیچ و مهره هستند؟
چرا در دنیای با این همه نظم و ترتیب، بعضی انسانها دو جنسی هستند؟
چرا روزه گرفتن – به دلیل نخوردن آب – صدمات جدی به کلیه میزند؟
چرا قرآن میگوید که روی زمین، جن وجود دارد، ولی هیچ آثار باستانی یا
نشانه های تمدنی از جنها روی زمین دیده نمیشود؟
اسلام واقعی یک وعده لولو سرخرمنی است که در مواقعی که قافیه تنگ می آید استفاده می شود. حاکمان روحانی برای سرپوش نهادن بر خطاهای خود و مومنین هم برای گریز از تناقضهای فراوانی که دین با خرد جمعی دارد از وعده اسلام راستین استفاده می کنند. جالب است که شیعه بطور غیر مستقیم عقیده دارد که خود محمد هم اسلام راستین را پیاده نکرده است و باید منتظر آورنده اسلام راستین ماند.
اگه واقعا دنبال حقیقت باشی، یه حداقل زحمتی به خودت بده و رجوع کن به تفسیر و شرح این آیات مورد اشاره ات در تفسیرالمیزان (علامه طباطبائی)، تفسیر تسنیم (آیت الله جوادی آملی)، تفسیر نور (حجة الاسلام و المسلمین قرائتی) تفسیر راهنما (حجة الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی و جمعی دیگر از علماء قم) و یا تفاسیر موجود دیگه که مورد تایید علمای اصلی شیعه باشه.
حتی می تونی به وب سایت http://www.porsojoo.com مراجعه کنی و حتما جواب این تیپ سوال ها رو اون جا می تونی پیدا کنی و حتی می تونی ایمیل بزنی و سوالات بیشتری بکنی.
———————————————————————————–
تلنگر: در این چند خط به نکات جالبی اشاره کردین:
1) شما من را به خوب خواندن قرآن توصیه نمیکنی، به تفسیرش سفارش میکنی، چرا؟
2) شما در اینجا 4 نوع تفسیر را نام بردید، میتونم بپرسم چرا اینقدر تفسیر های مختلف وجود دارد؟ آیا مثلا آقای جوادی آملی تفسیر دیگر مفسران را قبول دارند که تفسیر جدید نوشتند؟
3) چرا تفاسیر دیگر باید مورد تایید علمای اصلی شیعه باشد؟ یعنی ممکن است که تفسیر اشتباهی هم باشد؟
4) میتوانید آیه ای از قرآن را ذکر کنید که مردم را سفارش می کند به خواندن و فهمیدن قرآن از طریق تفسیرش؟
aghaye talangor.shoma shobhe afkani mikonid vali javabe manteghisho nemigirid.
avvalan lotfan in ayat ro tahrif nakonid,va khanandegan beran khodeshun ghoran ro baz konan v bebinan ke shoma yato tahrif mikonid.dovom inke ghasd va gharaze tarhe yek nazar mohemtar az khodesh va niazmande shekle elmi va mostanade.
man motaghedam shoma faghat khastid ke eslam ro bekubid va chon ba arabha az nazare tarikhi ham moshkel darid,chenin nazarati ro tarh mikonid vali bahse elmi va manteghi chize digarist ke man shakk nadaram ke tush kam miari.
از همه کسانی که معتقدند اسلام، مکتبی است عقب مانده و متوحش،
دعوت میکنم مقاله ویکی پدیا درباره امام جعفر صادق را بخوانند:
http://en.wikipedia.org/wiki/Jafar_as_Sadiq
او، ریاضیدان، شیمیدان، ستاره شناس، فیلسوف، نویسنده، و معلم
جابر بر حیان، شیمیدان معروف بوده است.
هنگامی که در ایران و عربستان، دین به ابزار مشروعیت حکومت
و زورگویی برای حفظ قدرت تبدیل شود یابرای آخوندها و مداحها
دکان باز کنند، و آپارتاید آخوندی برقرار باشد، اسلام به این
حال و روز می افتد.
برای دیدن اسلام امروزین هم، ایران و عربستان، مثال خوبی نیستند،
به مالزی نگاه کنید و پیشرفتهای متعدد آن.
جدای از این همه بحث، در بین تمام ادیان ابراهیمی، نظیر یهودیت و
مسیحیت و اسلام، اسلام پیشرفته ترین است.
سلام بر شما و دیگر عزیزان.
نه اینکه بخوام بی احترامی کنم ، اما باید بگم مگه اسلام چی هست که واقعیت هم داشته باشه که ما بخوایم اسلام واقعی رو پیدا کنیم؟!!!
اسلام همون محتوی قران است اگر کسی دنبال چیزی بیشتر از این میگرده ، بیهوده تلاش میکنه.
و به نظرم هر عقل سالمی با خوندن حداقل یکبار قران میتونه به راحتی بفهمه که این نمیتونه کتابی از طرف خدا باشه چون ایاتش احساسات ادمو بر ضد خدا بر انگیخته میکنه.
من زمانی که مسلمان بودم از مرد سالاریها و محدودیتی که دین و جامعه برای زن درست کرده بودند خیلی ناراحت بودم وقتی ا ز پدر و مادر و مدرسه و مسجد و جامعه و …میپرسیدم آخه چرا اینهمه بیعدالتی !!! میگفتند کلام خداست و وقتی قران رو خوندم دیدم درست میگن کلام خداست و من دیگه نه از پدر نه ا زبرادر نه از جامعه و نه ا زقانون بلکه از خدا گله مند شدم و ازش متنفر شدم که خدایا تویی که زن رو افریدی پس چرا اینقد رحقیر افریدی تو ظالمی ،تو خودت قوانین ضد زن را صادر کردی و تو بیماری و دیگه نمیپرستم.
البته هم چی به این سادگی نگذشت ، خیلی هم ازش میترسیدم هر لحظه منتظر بودم بخطار نافرمانی و کفرم تنبیه بشم و بد براهم بیاد…اما یه حسی ته دلم میگفت این حرفها نیمتونه حرف خدا باشه ،تو به چه جراتی و با چه شناختی داری خدا رو محکوم میکنی ؟!!!
خلاصه در پی شناخت این خدا بود که اول قران رو خوندم و سوالات زیادی برایم مطرح شد که جوابی عقلانی براشون پیدا نکردم بعد هم بیخیال دین شدم اما همیشه خدا در نظرم بود و بعداز چند سال دوباره اون خلائ نبودن خدا در زندگیم منو واداشت که در موردش د رادیان دیگر تحقیق کنم …از شاهدان یهوه تا مورمونها گرفته تا مسیحیان و …همه رو مورد تحقیق قرار دادم …تا اینکه بعد از سالها طبق وعده خداوند زنده که میگه بجویید تا بیابید شبی خداوند با من ملاقات کرد و حضور پر جلالش بر من نمایان شد و …از آن پس من در خداوند تولدی دوباره یافتم و الان هم ده ساله که دارم باهاش زندگی میکنم …
قصد تبلیغ ندارم اما حالا که بحث به اینجا کشید و شاید برای کسی سوال باشه که چطور خدا را یافتم …خداوند در عیسی مسیح بر من ظاهر شد و گفت تنها و تنها راه رسیدن به من صلیب مسیح است.
و الان میبینم که چقدر قبل از آن در حماقت و تاریکی و جهل بودم چقد رخدا رو بخاطر نوشته های یک انسان ، به ناحق محاکمه کردم و ازش بیزار شدم …الان خداوند چشمان روحانی مرا باز کرده و با جرات کامل میگم که در اسلام واقعیتی وجود نداره که بتوان با آن بدنبال اسلام واقعی گشت.
عیسی مسیح میگوید من کار را تمام کردم و در جایی میگوید هشیار باشید که بعد از من انبیا دروغین و کاذب زیادی میایند که اینها گرگانی هستند در لباس میش .و از انها بر هزر باشید.
دعا میکنم همه عزیزان مسلمان که مطمئنا قلبشان برای خدای یکتا میطپد و درپی شناخت و برقراری دوستی با او هستند ، خدای واقعی رو ملاقات کنندو حقیقت را پیدا کنند …خداوند میفرماید حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما ر آزاد خواهد کرد.
آزاد از همه بندهای مذهبی ازاد از همه خرافات و ازاد از باید و نبایدهای اجباری.
آمین.
بیش از ۷۰ کامنت نوشته شده و این همه دوستان نظر دادند تازه جناب “آشنای دیرین” (۷۵) تشریف آوردند که “قصد تبلیغ ندارم” ولی “خداوند در عیسی مسیح بر من ظاهر شد و گفت تنها و تنها راه رسیدن به من صلیب مسیح است.”!
درست است که مسیح برای ترویج دینش کافران را نکشت ولی مومن اگر بنا باشد دین عزیز مسیح تشریف فرما بشوند من یکی که غلط میکنم بعد از اینهمه کشتار به اسم مسیح طرفش بروم. آنطور بشود ترجیح میدهم به همین حبل المتین اسلام آویزان بشوم که حداقل جای تفسیر دارد! موضوع تعصب دینی است و اینکه هر کس با ما نیست پس علیه ماست.
اینجا پرسیدند اسلام واقعی کجاست شما آمدی تبلیغ مسیحیت میکنی؟
اگر دین مسیح امروز با ذایقه شما خوش آمده حکایت همان مسلمین عزیزی است که تشریف میبرند سوییس و… خلاصه فرنگستان با دمکراسی آنجا از اسلامشان لذت میبرند. آن نباشد که این یکی دمار از روزگارشان در میاورد!
از اینکه بگذریم، دوستان دیگر آمدند و خیلی هم از خجالت کسانی که شک به اسلام دارند در آمدند! ولی فکر کنم آخر هم تکلیف این سوالات ما روشن نشود. همگی آدرس مخزن الاسرار را دارند (جالب است که آدرسهاشان هم یکی نیست!) ولی از همان علما و آدرسها که میگویند وقتی میپرسی، مرغ یک پا دارد! کافر؟ اعدام! مشرک؟ اعدام! مرتد؟ اعدام! زن؟ خوب البته این یکی را علی الحساب با چوب مسواک بزنید تا بعد ببینیم چطور میشود!
جز این هم هر کس فکر کند یک بی انصاف، بی عقل، سطحی نگر، پر از غرض و مرض است که خوب معلوم است تکلیفش چیست! اعدام!
تنها نکته تازه صحبت از احاطه حضرت جعفر صادق (ع) بر همه علوم است که عزیز ناشناس (۷۴) مطرح کردند. البته بنده نمیخواهم با پرسیدن اینکه، اگر اینطور بود چرا این همه را به شاگردانش از جمله جابربن حیان یاد نداد، کسی را خدای نکرده به ضلالت بیاندازم.
ولی از این دوستمان تمنا دارم در هر یکی از این رشته های علوم که نام بردند یک کتاب از حضرت معرفی کنند.
در حاشیه اینکه ویکی پدیا چنان که میدانید توسط خوانندگانش نوشته میشود و از اسمش هم پیداست که سیستم کارش چیست (wiki) بنظر من صدایش را در نیاورید که عزیزان ایرانی مسلمان شیعه رفتند آنجا برای حضرت چه نوشتند چون مغرضان سنی و مسیحی و… بفهمند بعید نیست که بروند نظرات غلط خودشان را منتشر کنند و چون تعدادشان هم تقریبا صد برابر شیعیان است، خودتان میتوانید حدس بزنید نتیجه چه میشود!
بنده داستان حضرت را از کتاب مورد تایید علمای شیعه نقل کردم. شما میتوانی از کتب تاریخ علم غرب این دانشمند زمانه را معرفی کنی؟ بعید میدانم. پس از همان کتابهای خود حضرت یکی را معرفی کنید همه مطالعه کنند.
جوابی برای نبردهای حضرت و کشتن اسرا و حمله به کاروانها که پیدا نشد، پس شما را به همان خدای خودتان، یکی بگوید اگر بعد از این همه بحث و حرف کسی اصلا عقلش کم بود و نخواست مسلمان باشد یا بماند چکارش باید کرد!(-:
ta shomare 63,be nazare man kole matlab adda shod berin roo harfash fek konin.
faghat 63
سلام
تلنگر عزیز کامنت 66 ناقص است اگر جای آن با 69 عوض شود ممنون میشوم
در ادامهء کامنت 53 و 66 یا 69 اینجانب
جناب تلنگر سوال کرده ای که کدام یک از فرقه های اسلامی درست است؟ جواب آنست که شما تحقیق کن هر کدام کاملتر بود آن را برگزین. حتی بالاتر از این شما تحقیق کن و اگر دینی بهتر از دین خودت پیدا کردی باید به حکم عقل از آن تبعیت کنی. در مورد حکم مرتد و کافر هم که مکرر ایراد گرفته ای در کامنتهای بعدی انشاءالله توضیح میدهم
******************
اما در یکی دو مورد این تاپیک و همچنین کامنتهای بعضی از دوستان اشاراتی راجع به جنگ و خشونت در اسلام و مخصوصا در صدر اسلام شده است و آن را باعث تاسف و تاثر دانسته اند دیگری در کامنت 16 و 20
شما هم در ابتدای سخن این سوال را پرسیده اید که آیا اسلام واقعی همراه جنگ و مبارزه است؟
بیایید از ابتدا شروع کنیم هرچند شاید بعضی همچون خواننده عزیز در کامنت 67 حوصله از اول مرور کردن را نداشته باشند.
تلنگر – دیگری و خواننده عزیز اصل خشونت و جنگ چگونه است خوب است یا بد؟ شاید بگویید کلا جنگ بد است. یا بگویید دیگران مجازند جنگ کنند اما اسلام و مسلمانان نه (یعنی برای دیگران خوب است و برای اسلام بد)
اصلا علت جنگ و مبارزه چیست؟
رقابت و خشونت و جنگ ممکن است بر سر منافع مادی رخ دهد یا منافع معنوی. جنگ بر سر منافع مادی قابل توجیه است (شاید صحیح نباشد) به هر حال افراد بشر برای بدست آوردن امکانات و شرایط روحی و مادی بهتر با هم رقابت می کنند و در بسیاری از موارد به نزاع بر میخیزند اما آیا جنگ و نزاع بر سر اهداف معنوی و عقاید هم قابل توجیه و صحیح است؟ آیا میتوان به خاطر عقیده به دیگران آسیب رساند.
خشونت و جنگ چند حالت بیشتر ندارد 1- دفاع 2- حمله (جنگ) و 3- مقابله به مثل (قصاص یا انتقام یا هر اسم دیگر.)
مثالهای زیر را در نظر بگیرید:
1- در یک خیابان در حال راه رفتن هستید فردی با خشونت جلوی شما را میگیرد و به زور میخواهد کیف پول شما را بگیرد. در این حال چه میکنید؟
احتمالا اگر زورتان نرسد از خیر کیف پول خود خواهید گذشت شاید هم به شدت مقاومت میکنید. در این صورت چرا متوسل به خشونت میشوید قطعا میگویید برای دفاع از منافع مادی خود.
2- در خانه خود به همراه همسر و فرزند خود یا مادر و خواهر خود نشسته اید دزدی وارد میشود و قصد دزدی دارد. در حین دزدی به فرزند شما هم آسیبی میرساند یا قصد آن را دارد واکنش شما چگونه خواهد بود؟
به گمان من واکنشتان بسیار سخت خواهد بود و حتی شاید تا پای جان هم بروید. چرا واکنش نشان میدهید؟ مگر نمیگویید خشونت بد است؟ اما واقعیت این است که هیچ کس شما را شماتت نخواهد کرد؟ دفاع از منافع مادی حق شماست (فرزند را هم جزو منافع مادی در نظر میگیریم چون متعلق به شماست.)
3- خوانند عزیز فرزندتان در مدرسه درس میخواند دوستانی دارد که به او زور میگویند و هر چند وقت یکبار شاید او را هم بزنند شما چه می کنید؟
بر فرض اگر خودتان مستقیما دخالت نکنید و بخواهید طبق الگوی یک انسان معقول رفتار کند (طبق معیارهای جامعه مدرن امروز) به کودک خود دفاع و مبارزه با زورگویان را یاد خواهید داد شاید اصول جنگ تن به تن و نقطه ضعفهای حریف و همچنین نحوه ضربه زدن به او را برایش یادآوری کنید.
یک سوال؟ شما چرا به عزیزترن کس خود جنگ و خشونت را یاد میدهید؟ مگر جنگ بد نیست؟ جواب شما درست است: برای دفاع از خود و منافع مادی خود.
میبیند شما هم در زندگی روزمره تان از خشونت استفاده میکنید و آن را هم به عزیزترین کسان خود یاد میدهید.
4- این بار فرزندتان دوست ضعیفی دارد که در مدرسه مورد آزار دیگران است اگر از شما سوال کند چه باید بکند شما به او چه میگویید؟
من فکر میکنم به او میگویید که دفاع از مظلوم کاری نیکو و پسندیده است و او را تشویق به دفاع از دوستش میکنید.
این بار چرا او را به خشونت و حمله راهنمایی میکنید؟ این بار که منافع مادی برای شما و او در بین نیست؟ دفاع از دوست و مظلوم یک ارزش معنویست و برای شما منفعتی مادی ندارد. میبینید پس مبارزه بر سر ارزشهای معنوی قابل توجیه و دفاع است.
طولانی شد اما خواستم نشان دهم که دفاع و جنگ (بر خلاف آنچه امروز در سطح دنیا تبلیغ میشود) همواره یک عمل مذموم نیست بلکه تابع شرایط است.
میگویید دفاع و مقابله به مثل درست؟ اما جنگ چرا؟ آیا جنگ و تهاجم هم ممکن است قابل توجیه و صحیح باشد؟ بار دیگر مثال 4 را بخوانید شما به فرزند خود میگویید که به خاطر یک ارزش معنوی به یک عده انسان حمله کند (چون منافع فرزند شما که در بین نیست. از نظر یک ناظر بیطرف فرزند شما یک متهاجم است نه یک دفاع کننده)
****
اصول حرکت انسان و طبیعت بر اساس منافع است (غذا آب جفت خانه شغل آسایش بیشتر و…) و وقتی 2 یا چند نفر طالب منفعت واحدی باشند رقابت بوجود می آید. (جنگ هم ادامه رقابت است وقتی که چاره ای باقی نمیماند و راههای مسالمت آمیز به شکست برمیخورد) ببینید اولین جنگ انسان کی انجام شد؟ هنگامی که از بنی آدم بیش از 10 نفر روی کره زمین نبود؟
قابیل هابیل را کشت.
جوامع انسانی هم از همین قانون تبعیت میکنند چرا که جامعه متشکل از همین تک تک افراد است. از آغاز خلقت کدام حکومتی را سراغ دارید در صورت داشتن قدرت از آن استفاده نکرده است و برای رفاه و کسب منافع بیشتر برای خود یا ملتش به کشورگشایی اقدام نکرده است. این قانون طبیعت است و طبیعت و قوانینش مخلوقی از مخلوقات قدرت مطلق. همان قدرتی که ما هم از مخلوقات اوییم.
شما ببینید در جهان هر قدرتی که پدید آمده دست به کشورگشایی دست زده مثلا همین ایران خودمان. کشورگشاییهای ایران باستان را ببینید کوروش کبیر داریوش خشایار شاه و… نادر شاه شاه عباس و…. شما چگونه کشورگشایی کوروش را توجیه میکنید؟ خوب همان گونه هم کشورگشایی مسلمانان را توجیه کنید. اگر فارغ از ملیت به این قضیه نگاه کنید همه از یک سنخ است برای کسب منافع (مادی یا معنوی) بیشتر. حال به این مسئله این نکته را هم اضافه کنید که مسلمانان (و کلا ادیان) علاوه بر منافع مادی که از غنیمت جنگ عایدشان میشد منافع معنوی بسیار عظیم تری هم از جانب خدا نصیبشان میگشت. بهشتی با چنان اوصاف به پاداش جهاد در راه او.
شاید این توجیه راه را برای سوء استفاده خیلی ها باز کند و هر کس بنا به تفسیر خود اقدام به جهاد نماید؟! اما آیا میدانید جهاد (جنگ تهاجمی) فقط در زمان پیامبر (هر یک از پیامبران) و یا معصومین (12 امام شیعه) مجاز است یعنی برای این نوع جنگ اجازه خالق و خدای هستی و حضور فرستاده او لازم است. و در غیر آن زمان ممنوع.
صحبت و منطق شما کاملا درست است شما دنیایی میخواهید بر پایه صلح و دوستی و رفاقت. شما از جنگ بیزارید از کشتار از قتل و غارت. من هم این را قبول دارم اما این مهم در این دنیا دست نایافتنی است. اگر قرآن را خوانده باشید حتما این مطلب را مطالعه کرده اید که آدم چون از درخت ممنوعه خورد خداوند او را از بهشت بیرون راند و گفت از بهشت فرود آیید و برخی دشمن برخی دیگر باشید و تا روز مرگ در زمین مستقر شوید (بقره 36)
*****************
اما جنگهایی که گفتید:
1- جنگ بدر: جناب دیگری در کامنت 21 شرحی از جنگ بدر ارائه داده اند آن را بخوانید. مسلمانان دریافتند که کاروانی تجاری شامل اموال و کالاهای قریش در نزدیکی مدینه در حال گذر است همچنین سپاهی از جنگجویان قریش. مسلمانان دوست داشتند کاروان تجاری و مال و اموال آن را غارت کنند. اما خداوند امر به مبارزه با سپاه قریش داد و…
فرموده اید غارت اموال و داراییهای قریش. آیا فکر نکردید که این قریش همان قریش مکه است. آیا یادتان رفته که این قریش در دورانی که مسلمانان تعداد اندکی بودند و جز یک عقیده قدرت دیگری نداشتند و خطری هم از جانب آنان متوجه سایر افراد نبود با این مسلمانان چه کردند؟ شکنجه تهدید قتل. مگر مسلمانان آن روز که تعداد آنها هم از 100 نفر تجاوز نمیکرد چه میخواستند جز تبلیغ آیین خود.
آیا نخوانده اید که مشرکین با یکدیگر عهد بستند و مسلمانان را تحریم نمودند و آنان 3 سال در شعب ابیطالب در نهایت مشقت و فقر روزگار گذراندند تا آنکه آن عهدنامه توسط موریانه خورده شد و مسلمانان از آن روزگار رهایی یافتند. جناب دیگری عزیز شما که مطالعات کافی و فراوان دارید بفرمایید که این مطالب هم در آن تواریخ ذکر شده یا نه؟ لطفا بفرمایید آیا همین قریش یاسر و سمیه (پدر و مادر عمار یاسر معروف را) به جرم عقیده شان به قتل نرساندند؟ آیا این قریش نبود که روزگار را چنان بر مسلمانان تنگ گرفتند که عده ای از آنان مجبور شدند مخفیانه فرار نموده و به حبشه پناهنده شوند. عده ای هم به مدینه گریختند. پس از آن آیا قریش باقیمانده مسلمانان را از مکه اخراج نکرد آیا اموال آنان را مصادره ننمود؟
آیا این حق را به مسلمانان که اکنون برای خود قدرتی دارند نمیدهید که خسارت مادی خود را جبران نموده و با آنان که بدرفتاری نموده اند مقابله به مثل کنند.
****
جنگ با یهود و خیبر و بنی قریظه
این مطلب را قبول دارید که حتی در زمان جنگ مسلمانان با یهودیان عده ای دیگر از یهودیان کاملا آزاد و حتی در میان مسلمانان در مدینه زندگی میکردند و هیچگاه از طرف حکومت به آنان تعرضی نشد. حتی در دوران بعد از حضرت رسول مسیحیان و یهودیان با مسلمانان همزیستی داشتند.
اما
پس از استقرار اسلام در مدینه و مطرح شدن آن به عنوان یک قدرت (هرچند ضعیف) و گرایش روزافزون به آن و جنگهای بدر و احد بعضی از قبایل یهودی مدینه و اطراف آن به تحریک مشرکان قریش و سایر قبایل پرداخته و قول کمک و یاری به آنان و برعلیه مسلمانان دادند. مسلمانان که این مطلب را دریافتند قصد جنگ با یهودیان گرفتند و آنان هم برای گریز از جنگ پذیرفتند که با مسلمانان پیمان صلح ببندند و متعهد شدند که علیه مسلمانان با گروهی متحد نشوند.
پس از مدتی پیمان خویش شکستند مسلمانان هم آماده نبرد گشتند. قلعه های خیبر را فتح کردند و…
اما گویا بنی قریظه باشد که مخیر شدند به اینکه جنگ کنند یا آنکه خود تسلیم شوند به آن شرط که مردانشان کشته شوند و زنان و کودکانشان اسیر گردند بنی قریظه راه دوم را پسندید یعنی قبول کرد که مردانش کشته شود ولی کودکان و زنانش زنده و اسیر شوند. (تعجب نکنید از این نمونه جنگها در سایر بلاد منجمله روم با همین شرایط اتفاق افتاده است)
حال کجای این قضیه اینقدر برای شما پیچیده است؟ یک سوی جنگ برد و پیروزیست و سوی دیگر آن شکست و مرگ. مگر جنگهای این زمان غیر اینست در جنگ گروهی که قویتر است پیروز است و گروه ضعیفتر مغلوب و شکست خورده یا تسلیم شده (البته ادبیات و قوانین جنگهای عصر حاضر متفاوت است)
آیا در همین عصر حاضر کشور ترکیه یا ایران به گروه پژاک اجازه فعالیت در مرزهایش و اخلال در نظم اجتماعش را میدهد (من اصلا منظورم خط فکری و حق و ناحق بودن فعالیت گروه مزبور نیست)
آیا همین اروپای مدرن و آمریکای پرچمدار و پیشرو در دموکراسی به گروههای خرابکار یا دشمنانش چون القاعده اجازه میدهد که علیه منافع ملیشان اقدام کنند؟ پس چگونه توقع دارید که مسلمانان در آن روزگار که تازه قدرتی برای خود دست و پا کرده اند چنین اجازه ای دهند؟
جناب دیگری عزیز چنان بر این 700 یهودی ناله و فغان راه انداخته اید گویا اینان را شبانه و در خواب به خاک و خون کشیده اند. دوست عزیز جنگ است ادبیات آن با گفتمان و دیپلماسی و میزگرد و بحث و جدل فرق میکند چرا این 700 یهودی از خود دفاع نکردند؟ شمشیر نداشتند اسب نداشتند؟ میتوانستند در جنگی حتی نابرابر از کیان ومنافع خود دفاع کنند.
بحث تند شد ببخشید اما مطلبی همین چند روز پیش در سایت وزارت امور خارجه اسرائیل به مناسب سالگرد بن گورین خواندم میگفت … یهودیان کمتر به شغلهای کشاورزی و دامپروری میپرداختند (قبل از تشکیل اسرائیل) و اکثر به شغلهای مهندسی که نقل و انتقال آن آسان بود میپرداختند چون در اروپا اکثرا با آنها مشکل داشتند و کمتر میتوانستند در یک منطقه یا کشور بمانند اکثر زمامداران اروپا با یهودیان سر ناسازگاری داشتند وضعیت مردم عادی هم بهتر از بقیه نبود همه جا یهودیان مورد آزار و اذیت قرار میگرفتند (نمونه بارز و فجیع آن هم که هولوکاست و کشتار 6 میلیون یهودی است).
راستی چرا قوم یهود این همه دشمن دارد؟ مسلمانان مسیحیان اعراب اروپائیان و… آیا فکر نمکنید مسبب اصلی آن کشتار و جنگها (با مسلمانان) هم خود یهودیان بوده اند؟ قطعا شما تاریخ یهود را هم خوانده اید آیا فکر نمیکنید شاید در یهود مشکلی وجود دارد که اینگونه همگان را علیه خود بسیج میکند.
دیگری عزیز اگر شما اجازه میدهید که در مملکت شما عده ای علیه منافع ملی شما توطئه کنند و با دشمنانتان همدست شوند حرف شما درست است و کشتار یهودیان و جنگ با آنان عملی نادرست.
********
مطلب را خلاصه کنم:
تلنگر عزیز در ابتدا میپرسد آیا اسلام همراه جنگ و مبارزه است؟ واضح میگویم آری. در اسلام جنگ و مبارزه (هم جهاد (جنگ تهاجمی) هم دفاع و هم مقابله به مثل (قصاص و انتقام)) وجود دارد. اما اسلام تنها جنگ و خشونت نیست. ببینید چه مقدار از آیات قرآن متعلق به جنگ است قطعا جایگاهش در اسلام همان مقدار است.
جنگ و جهاد در اسلام تابع قوانین و مقرراتی است که مطالعه آن هم شاید جالب باشد.
در ضمن جنگ و جهاد منحصرا در آیین اسلام نیست سایر ادیان هم که حکومتی تشکیل داده اند دارای جنگ بوده و احکام خاص خود را داشته اند. داستان سلیمان و بلقیس را بخوانید. داستان طالوت و جالوت و حضرت داوود را مطالعه کنید. مگر یهودیان جنگ نداشته اند؟ مگر امت بنی اسرائیل به تضرع و زاری از خداوند درخواست مقرر نمودن جهاد با کنعانیان را نمیکردند؟
دوستان عزیزی که به جنگ و خشونت اسلام خرده گرفته اید:
آن کیش و دین جدیدی که اختیار کرده اید (نامش را نمیدانم چون هر چه پرسیدم کسی جواب نداد) چگونه از منافع پیروانش دفاع میکند با چه وسیله ای؟
با عرض معذرت خسته شدم
در تاپیک بعد انشاءالله در مورد این مطلب که فرموده اید اسلام با زور شمشیر و کشتار گسترش یافت صحبت خواهم کرد.
موفق و پیروز باشید.
اگه مردي پاك نكن .
به نظرم تو يه احمق تمام عيار ولي موذي و شيطان صفت هستي .
موذي و شيطان صفتي چون دائم با سفسطه حرفهاي از پيش نتيجه گيري شده رو بصورت سوال مطرح مي كني .
و احمق هستي چون :
بحثهايي كه در اندازه مغز تو و امثال تو نيست چه برسد به خوانندگان اين وبلاگ ؛ در اينجا مطرح نموده و احمقانه تر اينكه از خوانندگان نظر مي خواهي .
به اون بي شعوري هم كه به مصباح يزدي توهين كرد بگم ايشون مخ فلسفه هستش كه عقلاي همون كعبه آمال شما ( آمريكا ) به اعتراف خودشون بايد شاگردي اون رو بكنند و كتابهاي علمي و عقلي دانشمندان اسلامي الان در بزرگترين دانشگاههاي اون كعبه آمالتون داره تدريس ميشه . تا بسوزه اون جاي تو و امثالت كه ذره اي شعور در وجود كثافتتون نيست .
mother fucker
————————————————————————
تلنگر: اگر پاک نکردن نظر دیگران را از مردانگی می دانی، بیا این از مردانگی من؛ ولی برو به اون نامردانی که همه چیز را سانسور و مخالف را خفه میکنند بگو که دست از نامردی بردارند و به شعور مردم احترام بگذارند.
حال اگر تو هم مردی بگو تربیت تو از کدام نوع اسلام ناشی شده است؟
با ذکر کدام خدا آرامش قلب گرفته ای که اینجا آرامش خود را از دست دادی؟
دوست عزیز من هر شش آیه را با تفسیر آنها مطالعه کردم . و شکم در مورد هر شش آیه برطرف شد . یک بار هم گفتم یکی دو ماه دیگر در وبلاگم آنها را به طور کامل توضیح می دهم . البته من نمی دانم چرا اینجا آنقدر به اسلام توهین می شود . عده ای از دوستان اسلام را دین وحشی گری و مسلمانان و پیامبرشان را وحشی خطاب کردنند . بقول یکی از همین مخالف ها خوب شما به دین خودتان ماهم به دین خودمان دیگر چه را توهین می کنید ؟ کمی آزاد اندیش باشید .
من برای برطرف شدن شکم به تفسیر المیزان و نمونه مراجعه کردم . شما هم می توانید مراجعه کنید . سوره نسا آیه ی34 را خود تلنگر عزیز توضیح دادند و به نظر من اگر کمی روشن بین باشیم توضیح قانع کننده ای اشت . در مورد سایر آیات هم همه توضیح دارد . به عنوان مثال در مورد :
خوب بودن نوشیدن شراب (النحل آیه 67- و از ميوه درختان خرما و انگور باده مستىبخش و خوراكى نيكو براى خود مى گيريد قطعا در اين[ها] براى مردمى كه تعقل مىكنند نشانهاى است) : بصورت واضح نوشته که شما این کار را می کنید ( نگفته این کار را بکنید و امر نکرده ) در اینجا باده مستی بخش مفهومی بد دارد و خوراک نیکو مفهومی خوب و به این اشاره دارد که از نعمتی که به شما دادم هم می توانید به صورت بد و هم خوب استفاده کنید و این عمل برای شما که مسلمانید جای فکر کردن و تعقل دارد که کدام بهتر است . و باید به کدام عمل کنید .
مجاز بودن برده داشتن ( النور آیه 58: اى كسانى كه ايمان آوردهايد قطعا بايد غلام و كنيزهاى شما و كسانى از شما كه به [سن] بلوغ نرسيدهاند سه بار در شبانه روز از شما كسب اجازه كنند پيش از نماز بامداد و نيمروز كه جامههاى خود را بيرون مىآوريد و پس از نماز شامگاهان [اين] سه هنگام برهنگى شماست نه بر شما و نه بر آنان گناهى نيست كه غير از اين [سه هنگام] گرد يكديگر بچرخيد [و با هم معاشرت نماييد] خداوند آيات [خود] را اين گونه براى شما بيان مىكند و خدا داناى سنجيدهكار است) : مومنان باید به غلامان و کنیزان و کودکانی که به حد تشخیص رسیده اند ولی به بلوغ نرسیده اند توضیح بدهند که باید سه بار در روز برای ورود به محل استراحتشان ( زمان هایی که گفته زمان استراحت است و در این زمان ها ممکن است که فرد در وضعیت ظاهری مناسبی نباشد ) اجازه دخول بگیرند و بقیه اوقات لازم نیست . در واقع به زبان ساده گفته این افراد فقط در این سه مورد باید اجازه بگیرند و در زمان های دیگر می توانند بدون اجازه وارد شوند و فرد باید خود حواسش به اعمالش باشد . در ضمن این آیه به هیچ وجه بیانگر این نیست که اسلام برده داری را تشویق کرده .
کشتن کافران (النساء آیه 89: همان گونه كه خودشان كافر شدهاند آرزو دارند [كه شما نيز] كافر شويد تا با هم برابر باشيد پس زنهار از ميان ايشان براى خود دوستانى اختيار مكنيد تا آنكه در راه خدا هجرت كنند پس اگر روى برتافتند هر كجا آنان را يافتيد به اسارت بگيريد و بكشيدشان و از ايشان يار و ياورى براى خود مگيريد) : همه کافران را نمی گوید و فقط منظورش به کافران منافق است ( خودشان کافر شده اند و آرزو دارند شما نیز کافر شوید / وبه آیه قبلش نیز رجوع کنید ) و وقتی می گوید بکشید اولا که کافر منافق حکمش اعدام است چون مفسد فی العرض شناخته می شود . این آتیه می گیود با آنها دست نشوید شاید رفتارشان عوض شد و بقتل برسانید در واقع حکم آنهاست نه این که هر جا در کوچه و خیابان دیدید بکشید بلکه خود قرآن هم به محاکمه عادلانه اعتقاد دارد . همانطور که حضرت علی ع را در برابر یک یهودی به صورت مساوی به دادگاه می کشاند .
امیدوارم ثمر بخش باشد . به بقیه دوستان نیز توضیه می کنم بجای بحث های بیهوده در مورد همین چند آیه که تلنگر مطرح کرده است بحث کنیم و بی دلیل از این شاخه به آن شاخه نپریم و به هم دیگر توهین نکنیم .
——————————————————————————————–
.تلنگر: دوست عزيز، در مورد سوره نساء آيه 34 که من در کامنت شماره 45 توضيح دادم، نتيجه گيري من اين بود که در قرآن به صراحت ميگويد که زنان را بزنيد ولي مفسرين قبلا در پي توجيه نوع زدن و آلت زدن بوده اند، حالا در پي حذف کلمه “زدن “و ترجمه کردن به “پند دادن” هستند که اين تحريف و تغيير قرآن است. قرآن گفته بزنيد، مفسرين ميگويند نزنيد، چون به حرف قرآن ايمان ندارند! شما هم با من هم عقيده ايد؟ با توجه به تفسيرهايي که از آيه هاي ديگر نقل کرده ايد تصورم اين است که با من موافق نيستيد در مورد اين آيه !
در مورد آيه 67 سوره النحل در مورد نوشيدن شراب، تعبير شما درست است ولي تعبير من اين است که ميگويد که باده مستي بخش، خوراکي نيکوست. شما ميتوانيد ثابت کنيد تعبير من اشتباه است؟ بستگي دارد اين آيه را با چه عينکي بخوانيم، عينک بد بودن شراب، عينک خوب بودن شراب! مثل کتاب حافظ است که هر کس فال ميگيرد و احساس ميکند که فال حافظ جوابش را داده. ولي آيه ديگري هست:سوره النساء آيه 43 مي گويد: “اى كسانى كه ايمان آوردهايد در حال مستى به نماز نزديك نشويد تا زمانى كه بدانيد چه مىگوييد” ببينيد در اينجا خود قرآن فرض ميکند که کسي که ايمان آورده ممکن هست که مست باشد و در آيه هاي قبلي و بعدي تاکيد نمي کند که شراب حرام است فقط توصيه ميکند هنگام مستي نماز نخوانيد.
مجاز بودن برده داشتن: خوب شما تعبير خود را گفتيد، اين هم از تعبير من: در اينجا ميگويد غلام و کنيز و کسي که به بلوغ نرسيده بايد هنگام برهنگي شما اجازه بگيرند، يعني به غير از اين افراد نياز به اجازه گرفتن ندارند؟ افراد بالغ نياز ندارند؟ مادر پدر و دوستانمان که بالغ هستند؟ تفسیر شما چیست؟
همچنين در اين آيه گفته که پيش از نماز بامداد و نيمروز هنگام برهنگي است، چرا؟ يعني مستحب است “پيش” از نماز بامداد و نيمروز برهنه باشيم؟ شما شخصا در اين 3 هنگام برهنه هستيد؟ اگر منظور وضو گرفتن براي نماز است، آيا به اين معناست که در هنگام وضو گرفتن بايد برهنه شويم و تمام بدن را بشويم؟
ضمن اينکه اين تنها آيه اي نيست که از برده و کنيز و غلام صحبت ميشود، در بعضي از آيه ها هم ميگويد که بعد از جنگ زنها و مرد ها را به کنيزي و غلامي بگيريد، باورتان نميشود؟
المؤمنون آیه 6: مگر در مورد همسرانشان يا كنيزانى كه به دست آوردهاند كه در اين صورت بر آنان نكوهشى نيست
الأحزاب آیه 50: اى پيامبر ما براى تو آن همسرانى را كه مهرشان را دادهاى حلال كرديم و [كنيزانى] را كه خدا از غنيمت جنگى در اختيار تو قرار داده
در مورد برده داري بعضي ها تفسير کرده اند که هدف اسلام کاهش تدريجي برده داري بوده است ولي این آیه ها وجود دارند و البته آیه هایی هم هست که به آزاد کردن برده ها سفارش میکند.
حال یکی فقط آیه آزاد کردن را می بیند یکی کنیز به غنمیت گرفتن ،هر کس تفسیری دارد!
کشتن کافر: تعريف “کافر منافق” چيست؟ چه کسي “مفسد في الارض” است؟ البته هيچ کس نميگويد کسي را که دست به اسلحه برده است و ميخواهد ما را بکشد را نکشيم و از خودمان دفاع نکنيم. حرف در مورد کسي است که بسيار مسالمت آميز با عقايد ما مخالف است و با ما در مورد عقايدمان بحث مي کند که البته طبيعي است همين کاري است که الان من و شما داريم انجام ميدهيم. واضح تر بگويم، طبق اين آيه، من ميخواهم شما را کافر کنم يا شما من را؟ من بايد کشته شوم يا شما؟
اينکه بخواهيم مخالف فکري خود را بکشيم، روحيه ظالمانه ما انسانهاست، خدا هرگز نميخواهد بنده اش را که با عشق آفريده توسط بنده ديگرش کشته شود آنهم بخاطر فکر کردن و عقيده داشتن! ما انسانها، انسانها را به دو دسته تقسیم میکنیم ، دسته ای که با ما موافقند و دسته ای که با ما موافق نیستند و بعد حکم به کشتن دسته که با موافق نیستند می کنیم و برای توجیه این کشتارمان حکممان را به خدا وصل میکنیم. همه متعصبین به ادیان دیگران را می کشند به خاطر خدا!.
شما گفته ايد که “قرآن هم به محاکمه عادلانه اعتقاد دارد”، دوست عزيز اين حرف شماست، به آيه اي استناد کنيد که ميگويد اول کافر را محاکمه کنيد و بعد بکشيد! کسي را به خاطر عقيده اش محاکمه کردن خود ناعادلانه است!! عادلانه رفتار کردن اين نيست که فرد اعدامي را که از زندان به محل اعدام ميبريد سر راهتان به دادگاه هم بياوريد که حکم اعدام را به دستش بدهيم!
آيا درست است که شما به کشور ديگري برويد و در هنگام ورود در فرودگاه از شما بپرسند که عقيده شما چيست و اگر به تشخيص آنها شما افکار بنيادگرايي داشتييد شما را به دادگاه برده تا حکم اعدامتان را صادر کنند و بکشند؟ آنچه براي ديگران ميپسنديد را براي خودتان تصور کنيد بعد ببينيد چه ميشود!
بسيار جالب است بدانيد که مسلمانان عزيز در کشور کفار مفسد في الارض آزادانه و بدون ذره اي محدوديت و در انظار عمومي به لطف آزادي عقيده به تبليغ افکار و عقايد خود مي پردازند و عقیده ای که تبلیغ میکنند اين است که کافران را بايد کشت، اگر کافران هم به اين عقيده باور پيدا کنند که همه مسلمان را به جرم کافر بودن ميکشند!
در مورد آيه بريدن دست دزد و بکار گرفتن کلمه “ما” به جاي “من” هم هيچ کس اظهار نظري نکرده است!
دوست عزيز، همه بحثها بر سر اين است که هر کس از اين دنيا و دين و خدا تعبير و تفسيري دارد، و کاملا طبيعي است، ولي مشکل وقتي است که ما عقيده و فهم خودمان را از دين و دنيا و خدا را بهترين بدانيم و بر ديگران تحميل و تحکيم کنيم و هر کس هم نپذيرفت را بکشيم.
آقای انسان شماره 68 میشه بگید از کجا فهمیدید من دچار شک شده ام ؟ می شه بگید از کجا فهمیدید من کم مطالعه کردم ؟
modir جان، از اینکه با مطالعه قرآن مشخص کردی در چه شرایطی و کجا میشود آدمها رو کشت خیلی ممنونم!
پس اون اسرا که حضرت دستور قتلشون رو داد شامل همین موضوع میشن؟ یا اون پسرهی تازه بالغ یهودی که حضرت دستور داد شلوار از پاشون بکنن و هر کدام که موی زهار دارد گردن بزنند. زن و بچه ها شون و اموالشون رو هم (در تاریخ نوشته ۳ روز طول کشید آوردن اموالشون به مدینه) تقسیم کنند.
خیلی ممنون که از گمراهی درمون آوردی.
خیلی ثمر بخش بود.
این قسمت صحبت شما “بقول یکی از همین مخالف ها خوب شما به دین خودتان ماهم به دین خودمان دیگر چه را توهین می کنید ؟ کمی آزاد اندیش باشید .” رو هم متوجه نشدم! یعنی کسایی که اسلام کافر میدونه (مثلا کسی که بخدا اعتقاد نداره) اجازه میدین به دین خودشون باشن؟
چشم چون شما گفتی آزاد اندیشی رو از شما یاد میگیریم(-:
قضیه زدن زن با چوب مسواک رو هم بد نیست برای مادر یا خواهر محترمتون بفرمایید نظرشون رو بگیرید دوست آزاد اندیش من. من برای دخترم گفتم یک جور عجیبی نگاهم کرد!
یکی از با مزه ترین شخصیتهای این پست آقای سلامه (53،۶۶،۶۹،۷۹) که البته قول داده قسمتهای بعدی سریال رو هم منتشر کنه.
بنظر من یکی از علمای آینده میتونه باشه و اگر تفسیر بنویسه خیلی از مسایل و اشکالات رفع میشه!
فقط محض اطلاع آقای “سلام” در ماجرای بنی قریظه اسرا رو کشتن، یعنی حضرت دستور داد مردها همه باید کشته بشن بعد سوال پیش اومد که پسرهای جوون مرد به حساب میان یا نه؟ که حضرت با اون اتصالی که به وحی داشتند گفتند شلوار همه رو در بیارند و هرکسی مو در آورده مرد به حساب میاد و گردنش رو بزنن، اگر هم نه که بعنوان غلام تقسیم بشن. (لطفا صحبت از توهین نکنید چون عین تاریخه و بجز در قرن بیستم یک نفر از مسلمونها هم به مغزش خطور نکرده بود که باید بجز قرآن تاریخ رو هم عوض کرد چون اوضاع عوض شده!)
آقای modir اینکه شک کردین رو نمیدونم ولی میزان مطالعه شما از چیزایی که مینوسید معلومه، کم یا زیادش رو خودتون بگید!
آقای سید علی سنایی، سید جان شما که نواده حضرتی، روت میشه بیاری سیره رسول همون علامه طباطبایی رو اینجا بنویسی؟ راستی شما نظرت راجع به سید بودنت چیه؟ خوشحالی، درسته؟
دیگری، اینبار نگاه کنید به دانشنامه بریتانیکا.
http://www.britannica.com/eb/article-9043231/Jafar-ibn-Muhammad
تمدن اسلامی، دیرزمانی قطب زاینده علم در جهان بوده است. مسلمانان، قرون متمادی، با عنایت به آیات مختلف قرآن، با اندیشه و تدبر در عالم هستی، به کشفیات بنیادین علمی نایل شدند. همین که بزرگترین معجزه پیامبر، « کتاب » است، بیانگر منزلت کتاب و کتابخوانی در نزد مسلمین است.
مثلث خیام (که بعدها پاسکال دوباره آنرا کشف کرد)، مبانی جبر و نخستین الگوریتم که خوارزمی آنها را تعریف کرد، اولین اوتاماتا که الجزری آنرا
بیان کرد و به همین خاطر، پدر علم روبوتیک، نامیده میشود و … اینها
گوشههایی از خدماتی هستند که دانشمندان متوحش مسلمان به صعنت آی.تی
غرب کردهاند.
نگاه کنید به:
http://en.wikipedia.org/wiki/Islamic_Golden_Age
این دین، پایههای تمدنی درخشان را برای مردم این کشور و همسایگان ما،
رقم زد و البته خودمان آنرا نابود کردیم.
در همین قرآن آمده است که « خداوند بر مردم ظلم نمیکنند، بلکه این
مردم هستند که به خود ظلم میکنند ». اگر امروز اینیم که هستیم،
از آن است که به پوسته دین چسبیدیم. امروز چنان احمقیم که اگر
زکریای رازی در کشورمان، الکل را کشف میکرد، بیدرنگ اعدامش
میکردیم.
اسلام، خوب است اگر به دست اهل فن آن، تفسیر و عرضه شود.
———————————————————————
تلنگر: دوست عزیز ناشناس، این صفحه بریتانیکا را خواندی یا نخوانده به آن استناد کردی؟ با جرات می گویم که نخواندی و برایت بخشهایی از آن را ترجمه میکنم که ثابت کنم نخواندی چون اگر خوانده بودی استناد نمیکردی.اگر هم که سرسری خواندی یا بخشی را خواندی، همه اش را قبول داری یا بخشی از آن که به شما احساس خوبی میدهد؟
قابل توجه خوانندگان، نوشته های زیر را من فقط از دایره المعارف بریتانیکا که این دوستمان ارجاع داده اند ، کپی و ترجمه کرده ام، صحت و سقم آنرا از تاریخ و تاریخ دانان بپرسید.
در ترجمه امام ذکر نشده چون در متن اصلی نبوده، حمل بر بی ادبی نشود. ضمنا ترجمه من ممکن است دقیق و صحیح نباشد.
the last to be recognized as imam by all the Shi’ite sects.
(جعفر صادق) که به عنوان آخرین امامی که مورد قبول همه شاخه های شیعه شناخته میشود.
On his mother’s side, Ja’far was descended from the first caliph, Abu Bakr, whom Shi’ites usually consider a usurper. This may explain why he would never tolerate criticism of the first two caliphs.
از طرف مادری، جعفر از نسل خلیفه اول ، ابوبکر میباشد که شیعه ها معمولا ابوبکر را غاصب میدانند.این مطلب اینرا شاید توضیح دهد که چرا او (امام جعفر صادق) هرگز تحمل انتقاد از دو خلیفه اول را نداشت!
There is some doubt whether the Shi’ite conception of an infallible religious leader, or imam, was really formulated before the 10th century, except possibly in some sort of “underground movement.”
مقداری شک است که آیا مفهوم معصومیت رهبر مذهبی ، یا امام ، در شیعه ، واقعا قبل از قرن دهم مطرح شده باشد، مگر اینکه توسط نوعی جنبش زیرزمینی .
He gathered around him learned pupils including Abu Hanifah and Malik ibn Anas, founders of two of the four recognized Islamic legal schools, the Hanaiyah and Malikiyah, and Wasil ibn ‘Ata’, founder of the Mu’tazili school. Equally famous was Jabir ibn Hayyan, the alchemist known in Europe as Geber, who credited Ja’far with many of his scientific ideas and indeed suggested that some of his works are little more than records of Ja’far’s teaching or summaries of hundreds of monographs written by him.As to the manuscripts of half a dozen religious works bearing Ja’far’s name, scholars generally regard them as spurious. It seems likely that he was a teacher who left writing to others.
او تعدادی دانش آموز فرهیخته را دور خود جمع کرد، شامل: ابوحنیفه و مالک ابن اناس، بنیانگذاران دو تا از چهار مکتب فقهی اسلام، حنیه و مالکیه، و وصیل(وسیل؟) ابن عطا، بنیانگذار مکتب موعتزله(املاش درسته؟) همچنین جابرابن الحیان معروف. شیمیدان شناخته شده که در اروپا به جبر معروف است که با خیلی از ایده های علمی به جعفر اعتبار بخشید و در حقیقت ذکر کرده که بعضی از کارهایش فقط کمی بیش از دست نوشته هایش از تدریس جعفر است یا خلاصه ای از صدها رساله ای است که توسط او (امام جعفر صادق؟) نوشته شده است.
براساس اینکه نصف یک جین (6 تا) اثر دینی به نام (امام) جعفر هستند، عالمان دینی (طالبان یا طلبه ها ) آنرا ساختگی می دانند. بنظر میاید او معلمی بوده است که نوشتن را برعهده دیگران گذاشته است..
Shi’ite divisions date from Ja’far’s death. His eldest son, Isma’il, predeceased him, but the “Seveners,” represented today chiefly by the Isma’ilites (followers of Isma’il)—argued that Isma’il merely disappeared and would reappear one day. Three other sons also claimed the imamate; of these, Musa al-Kazim gained widest recognition. Shi’ite sects not recognizing Isma’il are mostly known as “Twelvers”; they trace the succession from Ja’far to the 12th imam, who disappeared and is expected to return at the Last Judgment.
شیعه از بعد از وفات (امام) جعفر تقسیم شد. اسماعیلیان از بزرگترین پسرش، اسماعیل، که قبل از او (امام صادق) فوت کرد، پیروی میکنند و اسماعیلیان معتقدند که اسماعیل از نظرها غایب شده و روزی ظهور خواهد کرد. سه پسر دیگر هم ادعای امامت کردند، که از بین آنها موسی کاظم بیشتر به رسمیت شناخته میشود.شاخه ای از شیعه که اسماعیلیان را به رسمیت نمیشناسند، را دوازده امامی گویند که به توالی فرزندان جعفر تا امام دوازه معتقدند و معتقدند که امام دوازده از نظرها پنهان است و روز داوری خواهد آمد.
دوست “ناشناس” خیلی ممنون از زحمتی که کشیدید، مقاله بریتانیکا را که معرفی کردید نگاه کردم ولی متاسفانه دسترسی به آن رایگان نیست. مقدمه مطلب هم که اینست:
also called Ja’far As-sadiq (Arabic: “Ja’far the Trustworthy”) sixth imam, or spiritual successor to the Prophet Muhammad, of the Shi’ite branch of Islam and the last to be recognized as imam by all the Shi’ite sects. Theologically, he advocated a limited predestination and proclaimed that Hadith (traditional sayings of the Prophet), if contrary to the Qur’an, should be rejected.
در این مقدمه چیزی در مورد تسلط ایشان به همه علومی که اسم بردید نمیبینم اگر مابقیش را شما دارید لطف کنید در اختیارمان بگذارید. ضمن آنکه خواهش کردم از آنجا که هر دانشمندی برای نشر دانشش کتابی مینویسد، یک کتاب در هر یک از علومی که به ایشان نسبت دادید معرفی کنید. مطمین هستم که خیلی جستجو کردید ولی اگر یافتید به من هم خبر بدهید. ولی اگر بناست بدون هیچ مکتوبی این همه علوم به ایشان نسبت بدهید فکر میکنم خیلی ها را بتوان جلوتر از ایشان دانشمند خواند!
نحوه استدلال شما را حداقل من یکی نمیفهمم! “دانشمندان متوحش مسلمان” یعنی چه؟ منظورتان وحشتزده است یا وحشی ؟ چه کسی گفت که دانشمندان مسلمان وحشی بوده اند؟! چه کسی گفت که در میان مسلمانان دانشمند نبوده یا همین حالا نیست؟!
کسانی که اینطور استدلال میکنند که ما فلان دانشمند را داشتیم و بهمان را داشتیم و … پس اسلام چیز خوبی است. آیا میپذیرید کفار ژاپنی یا دینداران مسیحی اروپایی و آمریکایی با همین استدلال حقانیت دینشان را ثابت کنند؟(-:
به قرآن استناد میفرمایید که معجزه بوده، چطور متوجه شدید که معجزه است؟ چون یک زیر و زبر از آن عوض نشده فهمیدید که معجزه است؟ امروز کسی بیاید ادعای پیامبر الله بودن بکند و کتابی بیاورد که در آن گفته این کتاب معجزه است و احکامی بیاورد شما میپذیری برای اثبات حقانیتش به آن کتاب رجوع کند؟
این ادیان دروغین که خیلی بعد از اسلام آمدند (مثل بهاییت) مگر کتاب ندارند، میگویند کتابشان هم معجزه است اتفاقا خیلی حرفهای تازه تری هم زده که چه بسا برای مردم خوشایند تر باشد. شما قبول میکنی زمان استدلال به آن استناد کند؟
شما چرا راه را برعکس میروید! بنا بر این است که از تاریخ و آنچه این عزیزان انجام دادند و علومی که آوردند به این برسید که قرآن خوب است و اسلام خوب است. اینکه نمیشود دوستان از آنطرف میایند! میگویند چون قرآن راست است و حضرت و امامان معصوم هستند پس این تواریخ و … دروغ است! تازه این را هم یکجا و یکدفعه نمیگویند تکلیف روشن شود. بلکه با گذشت زمان که مردم آگاهتر و تحمل خشونتشان کمتر میشود، ایشان هم به تناسب در تاریخ دخل و تصرف میکنند و تفاسیر را تغییر میدهند!
اسلام واقعی همان هست که در قرآن است و همان هست که حضرت میکرد.
بنده هم همه حرفم اینست که این برکات را ایشان و مسلمینشان با زور شمشیر در دنیا نشر دادند و نه با لا اکراه فی الدین . اگر شما برادر مسلمانی و شیعه هستی بخاطر این نبوده که مبلغان اسلام در ایران سفر کردند و آیات قرآن را با تفسیر خوب! برای مردم خواندند. اگر چند صد سالی هم هست که شیعه شدی باز بخاطر این نبوده که علوم امام صادق (ع) یا حقانیت علی را برای پدرانتان بازگو کرده و بعد گفته باشند، لا اکراه فی الدین! این خوبی های اسلام، حالا خودتان انتخاب کنید!
بسیار خوب این دوره از نشر اسلام به هر ترتیب بود گذشت، برای هر کسی که پذیرفته مبارک باشد. ولی دیگرانی را که جز این فکر میکنند را از حقوقشان محروم نکنید، زندانی نکنید، نکشید! آیا میتوانید همینقدر قبول کنید یا این هم جزو همان چیزهایی است که چون اسلام گفته پس هر فرد آزاد اندیشی با نگاه بی تعصب باید وقتی میخواهد از اسلام برگردد با کمال میل بپذیرد!
در حاشیه، دیروز خبری آمده بود که فعالان حقوق زن را در ایران دستگیر کرده اند. یکی از همین آقایان کارشناسان دین هم اعلام کردند که تغییر در احکام مربوط به حقوق زن شدنی است (که این از مزایای تشیع است!) ولی باید بصورت علمی و با کار کارشناسی انجام شود!
به فارسی معنیش این میشود که ، “هر تغییری در احکام باید از زیر دست علمای دین بگذرد تا فکر نکنید حقی برای شماست، بلکه ما بشما عطا میکنیم. و بدانید و آگاه باشید که حضور و وجود ما در همه حال ضروری است. نمیشود که مردان و زنان خودشان حق تعریف کنند بعد هم رای بگیرند و قانون به مجلس ببرند،اینطور باشد خدا و نمایندگان خدا بیکار بنشینند و نگاه کند؟و البته در این نشانه هایی است برای آنها که بیاندیشند و درستکار باشند”!
shomare 79 irani nist ,arabe ,araba be inja ham hamle kardan,
خوب كردم اينا رو نوشتم چون حقته .
و باز هم مي گم اگه مردي سوالها رو با سفسطه قاطي نكن و خودت به طور جداگانه از سوال جواب و نظر خودت رو بده .
و مطمئن باش هيچي نيستي فكر كردي اين سوالها خيلي باحالن . در حالي كه سر سوزن هم نمي ارزن . و هيچ اعتباري به عنوان سوال ندارن .
من باز هم مي گم تو همان هستي كه گفتم مطمئنم تو هماني .
fuck you
ناشناس (84)
ظاهراً منظور شما این است که امام صادق نقش حل المسایل را برای شاگردانش داشته است. چرا خودش کتاب علمی ندارد؟ ببینید در زمان قدیم یک شخصی مثل ابن سینا در 13 سالگی تمام علوم زمان خودش را آموخته بوده است. و شاگردی امامی را هم نکرده بود. بلکه از اساتید خودش هم پیشی گرفته بود. اما اکنون در قرن 21ام هستیم. در زمانی زندگی می کنیم که یادگیری تمام دانش موجود آن هم فقط در یک شاخه اصلی از علوم تجربی همچون زیست شناسی توسط یک شخص،حداقل به 100 سال وقت احتیاج دارد. حالا اکنون را با آن زمان مقایسه کنید. معلوم است که آن موقع دانش بشری خیلی محدود تر از هم اکنون بوده است. اگر هم اکنون دانشمندان بتوانند هوش مصنوعی شبیه به هوش انسانی را برای تحلیل و حل مسایل علمی در یک کامپیوتر پیاده کنند، چه بسا که سرعت پیشرفت علم 100 برابر شود.
آنچه که در دانش نامه آمده هم توسط تلنگر عزیز ترجمه شد. قضاوت با خوانندگان.
مدیر عزیز (82و83)
جناب عالی خودتان فرمودید که دچار شک شدید و مشغول برطرف کردنش شده اید. بنده از اینکه شما فرمودید که دچار شک شده اید برایم معلوم شد که قرآن را خوب نخوانده اید. مطالعه قرآنتان کم بوده است. من علم غیب ندارم. انا بشرُ مثلکم!
در کامنت 82 گفتید که شما به دین خودتان و ما هم به دین خودمان ، اما در ادامه نشان دادید که هر چه در قرآن باشد را بدون چون و چرا قبول دارید. مخصوصاً کشتن کافران را. حال کسی که از اسلام و شیعه خارج شد، مگر مرتد و کافر به حساب نمی آید؟ خوب اینجا شما باز می گویید من به دین خودم و آن شخص هم به دین خودش؟ خیر شما او را می کشید چه با دادگاه(بیدادگاه) و چه بدون دادگاه. و این تناقض آشکار صحبت شماست. از یک طرف می گویید هر کس به دین خودش و از طرف دیگر کشتن کافر را هم حق مسلم خود می دانید. مشکل ما هم با شما، همین است. از یک طرف می گویید “لا اکراه فی الدین” و از طرف دیگر می گویید مرتد باید اعدام شود. ما به شما کار نداریم ولی شما با ما کار دارید. شاید کامنت 76 را نخوانده اید. دوستمان زبانش مو درآورده از بس یک جمله را تکرار کرده است.
شما اگر به اسلام و قرآن کاملاً ایمان دارید، و نمی خواهید این بحث به بیراهه برود و احتمالاً وقتتان هم کم است برای این حرفها، بروید به دو لینک زیر سری بزنید و اشتباهات و تناقضات دیگر قرآن را هم ببینید و با پیدا کردن جواب آنها، ایمان خود را به یقین تبدیل کنید.
http://www.secularismforiran.com/60errors.htm
http://www.secularismforiran.com/koran-contradictions.htm
مرتضوی (80و87)
گمان کردید که اینجا هم همان خفقان و سانسوری که در ایران توسط امثال مصباح یزدی ایجاد شده، وجود دارد؟ نه عزیز دل اینجا جناب تلنگر سانسور نمی کند. ملاحظه کردید که ناسزای شما هم سانسور نشد.
نوشته شما نمونه بارزِ ادبیات دینیِ یک مسلمان متعصب جاهل است. که طرفدار دوآتشه ی تئورسین خشونتی همچون مصباح یزدی است. فقط همین را بدانید که هیچ کس برای دلخوش کردن مصباح یزدی یا امثالهم زندگی نمی کند. بلکه هر کسی برای خودش زندگی می کند. بیش از این هم ارزش پاسخ ندارید. چرا که نمی خواهم قدر و منزلت خود را پایین بیاورم.
آقای سلام عزیز(79)
شما این همه از دفاع مقدس و جنگ و جهاد صحبت کردید. شما بگو که امثال بنده که از دین اسلام خوشمان نمی آید و از آن خارج شده ایم. و کاری هم به کار شما و عقاید شما نداریم، در کجای این جنگ و جهاد و کشتن که در قرآن آمده قرار داریم؟ شما چه موضع گیری ای نسبت به بنده دارید؟
بنده اگر بی دین هستم برای خودم هستم و اعتقادات یک مساله شخصی است و به هیچ عنوان اعتقادم را به دیگران تحمیل نمی کنم و بخاطر اینکه عقیده و دین و آیین شخص دیگری با من تفاوت دارد یا اینکه از جرگه بی دینان به جرگه با دینان رفته است، هیچ کاری به او ندارم. نه تنها با آنها دشمن نیستم بلکه دوست هم هستم. همچون آنچه که در قرآن آمده، او را طرد نمی کنم و مجبور به هجرت و … نمی کنم. به طور خلاصه حقوق انسانی او را به خاطر عقیده اش نقض نمی کنم. من به حقوق بشر و دمکراسی اعتقاد دارم. زندگی مسالمت آمیز همه انسانها در کنار یکدیگر را دوست دارم.
در عصر ارتباطات و اطلاعات که براحتی می توان این همه دین و آیین را در یک کامپیوتر جمع آوری کرد،دیگر جذم اندیشی و تصلب ورزیدن بر یک مرام و مکتب و مسلک خاص، طرفدار آنچنانی ندارد. مخصوصاً اگر شما بخواهید به این طریق، عقاید دیگران را هم نفی کنید و فقط خود را به حق بدانید. اینها عقاید افرادی همچون مصباح یزدی است که حتی اخیراً فشار آورده که دانشگاه ها باید اسلامی تر از این که هست بشوند.
حالا شما بفرمایید فایده ی زندگی شما به خودی خود، چیست؟ فایده زندگی شما در بین سایر انسانها چیست؟
فایده ی زندگی انسانها در میان سایر جانداران و گیاهان چیست؟
فایده ی زندگی جانداران و گیاهان در کره زمین چیست؟ شما در این مرحله باید بتوانید معنا وفایده مثلاً کرم کدو و حشراتی مثل پشه و علف های هرز را هم بگویید.
فایده ی کره زمین در کهکشان راه شیری چیست؟
فایده ی کهکشان راه شیری در کل جهان چیست؟
همینطور هر جزئی از کل باید در آن کل یک نقشی داشته باشد تا فایده هم داشته باشد و آن کل هم خودش باید یک جزئی از یک کل بزرگتر باشد.
خوب تا جهان پیش رفتیم و حالا باید جهان هم جزئی از یک کل باشد تا فایده جهان در کل معلوم و مشخص شود. حالا چه می گویید؟ شما حتماً می گویید که جهان دیگر جزئی از یک کل نیست، بنابراین کلی وجود ندارد که جهان در آن معنا و فایده داشته باشد. پس حالا که این جهان معنا و فایده ندارد. پس جزئیات آن هم بی معنا و بی فایده خواهند بود. پس همینطور گام به گام که عقب تر برویم به زندگی شما می رسیم که آن هم بی فایده و بی معنا می شود. شما چه نظری دارید؟
آشنای دیرین (74)
مطمئنی که آن کسی را که در خواب دیدی عیسی مسیح بوده و احیاناً امام زمان شیعیان نبوده باشد؟
مسیحیت هم دچار تثلیث و پرستش بت(صلیب) است. شبیه شیعیان که مهر نماز و ساختمان امام زاده ها را می بوسند. از نظر من شما مسیحی شده اید بخاطر اینکه نتوانستی به زندگیت معنایی بدهی. فقط چشم به بیرون داشتی که برایت دینی پیدا شود. شما هدف نداشتی، شما درد داشتی و خودت نتوانستی خود را آرام کنی.
من نمي دونم که چرا ما ايراني ها هميشه از نبود آزادي و محدوديت هاي حقوق مدني گله مي کنيم، در حالي که حتي توي آسايشگاه هاي رواني هم مردم به اينترنت دسترسي دارند و وبلاگ مي خونند و comment مي گذارند. گواهش هم همين نويسنده کامنت هاي 79 و 87 هستش!
يا شايد هم من دارم اشتباه مي کنم و ايشون داره يه جايي دوره مباحثه و گفتمان اسلامي رو ميگذرونه؟
به بي سايه :
تو مادر قحبه لازم نيست در باره من حرف بزني تو برو كو نت رو بده
در ضمن من ايراني نيستم از افغانستان هستم و از هرات مي نويسم . شما مادر قحبه هاي ك ون كش مادر سگ هيچ وقت قدر مملكتتون رو نمي دونيد .
————————————————————————-
تلنگر: خیلی داریم تحملت می کنیم! بی ادبی هات و کم فکریها و عصبانیت هات را به گردن افغانیها ننداز، تو دروغ میگویی که از افغانستان هستی! افغانی ها خیلی با ادب تر از تو هستند.
دست از فحاشی بردار و بیا منطقی حرفت را بزن، ولی اگر بخوای به این بی ادبی و فحاشیت ادامه بدی، رسوات میکنم!
یادش گرامی زمانی که دانشجو بودم و روزی که جناب مصباح یزدی را از طرف بسیج دانشجویی دانشگاه برای جلسه پرسش و پاسخ به دانشگاه دعوت کرده بودند. من و چند نفر از دوستان هم در جلسه شرکت داشتیم. محبوبیت جناب مصباح به حدی بود که غیر از ما 5،4 نفر،که برای سوال پرسیدن آمده بودیم، حدود 20 نفر هم از بسیجیان در جلسه برای امر خطیر پاچه خواری و سردادن شعارهای زنده باد و مرده باد تشریف داشتند. باقی صندلی های سالن آمفی تئاتر دانشکده که بالغ بر 900 نفر را در خود جای می داد خالی از سکنه بود. جناب مصباح با دو محافظ گردن کلفت مخصوصش تشریف آوردند. جناب مصباح قبلاً به مجریان مراسم دستور داده بودند که سوالات انتخابی و به صورت کتبی مطرح شوند و نه به طور شفاهی. هیچ وقت فراموش نمی کنم چهره مصباح را زمانی که دوستم بدون هماهنگی بلند شد و سوالی پرسید که مصباح نتوانست پاسخ بدهد و خودش را به نفهمیدن سوال زد و دوست دیگرم به تنهایی برای جناب مصباح کف زد، در حالی که جناب مصباح با همان حالت شگفت زده “برّ وبر” نگاه می کرد. باقی سالن هم در سکوت بود.
به مثلا انسان
تو گوو ه خوردي دروغگوي حقه باز كو ني . با دوستت رفته بودي توي سالن آمفي تئاتر چه غلطي بكني ؟ همچين در مقعدت فرو كرده لامصب كه اينهمه توهم زدي . هه هه هه
آقای سلام عزیز(79)
شما این همه از دفاع مقدس و جنگ و جهاد صحبت کردید. شما بگو که امثال بنده که از دین اسلام خوشمان نمی آید و از آن خارج شده ایم. و کاری هم به کار شما و عقاید شما نداریم، در کجای این جنگ و جهاد و کشتن که در قرآن آمده قرار داریم؟ شما چه موضع گیری ای نسبت به بنده دارید؟
بنده اگر بی دین هستم برای خودم هستم و اعتقادات یک مساله شخصی است و به هیچ عنوان اعتقادم را به دیگران تحمیل نمی کنم و بخاطر اینکه عقیده و دین و آیین شخص دیگری با من تفاوت دارد یا اینکه از جرگه بی دینان به جرگه با دینان رفته است، هیچ کاری به او ندارم. نه تنها با آنها دشمن نیستم بلکه دوست هم هستم. همچون آنچه که در قرآن آمده، او را طرد نمی کنم و مجبور به هجرت و … نمی کنم. به طور خلاصه حقوق انسانی او را به خاطر عقیده اش نقض نمی کنم. من به حقوق بشر و دمکراسی اعتقاد دارم. زندگی مسالمت آمیز همه انسانها در کنار یکدیگر را دوست دارم.
در عصر ارتباطات و اطلاعات که براحتی می توان این همه دین و آیین را در یک کامپیوتر جمع آوری کرد،دیگر جذم اندیشی و تصلب ورزیدن بر یک مرام و مکتب و مسلک خاص، طرفدار آنچنانی ندارد. مخصوصاً اگر شما بخواهید به این طریق، عقاید دیگران را هم نفی کنید و فقط خود را به حق بدانید. اینها عقاید افرادی همچون مصباح یزدی است که حتی اخیراً فشار آورده که دانشگاه ها باید اسلامی تر از این که هست بشوند.
حالا شما بفرمایید فایده ی زندگی شما به خودی خود، چیست؟ فایده زندگی شما در بین سایر انسانها چیست؟
فایده ی زندگی انسانها در میان سایر جانداران و گیاهان چیست؟
فایده ی زندگی جانداران و گیاهان در کره زمین چیست؟ شما در این مرحله باید بتوانید معنا وفایده مثلاً کرم کدو و حشراتی مثل پشه و علف های هرز را هم بگویید.
فایده ی کره زمین در منظومه شمسی چیست؟
فایده منظومه شمسی درکهکشان راه شیری چیست؟
فایده ی کهکشان راه شیری در کل جهان چیست؟
همینطور هر جزئی از کل باید در آن کل یک نقش و فایده ای هم داشته باشد و آن کل هم خودش باید یک جزئی از یک کل بزرگتر باشد.
خوب تا جهان پیش رفتیم و حالا باید جهان هم جزئی از یک کل باشد تا فایده جهان در کل معلوم و مشخص شود. حالا چه می گویید؟ شما حتماً می گویید که جهان دیگر جزئی از یک کل نیست، بنابراین کلی وجود ندارد که جهان در آن معنا و فایده داشته باشد. پس حالا که این جهان معنا و فایده ندارد. پس جزئیات آن هم بی معنا و بی فایده خواهند بود. یعنی کهکشان و منظومه و زمین و… همینطور گام به گام که عقب تر برویم به زندگی شما می رسیم که آن هم بی فایده و بی معنا می شود. شما چه نظری دارید؟
آشنای دیرین (74)
مطمئنی که آن کسی را که در خواب دیدی عیسی مسیح بوده و احیاناً امام زمان شیعیان نبوده باشد؟
مسیحیت هم دچار تثلیث و پرستش بت(صلیب) است. شبیه شیعیان که مهر نماز و ساختمان امام زاده ها را می بوسند. از نظر من شما مسیحی شده اید بخاطر اینکه نتوانستی به زندگیت معنایی بدهی. فقط چشم به بیرون داشتی که برایت دینی پیدا شود. شما هدف نداشتی، شما درد داشتی و خودت نتوانستی خود را آرام کنی.
جناب تلنگر بنده پدر بزرگم نصایح خوبی داشت. می گفت قدیمها در شهر من از دهات اطراف می آمدند و فاضلاب خانه ها را تخلیه می کردند و توسط الاغ جهت مزارع خود به خارج شهر می بردند که اصطلاحا به ظرفی که با آن فاضلاب را می بردند گاله کود می گفتند. پدر بزرگ من در موارد مشابهی (که پیش آمده )می گفت اینها(امثال مرتضوی) مثل گاله کود هستند چه تو به آنها تنه بزنی و چه آنها به تو تنه بزنند در هر صورت تو نجس میشوی بنا بر این از اینها دوری کن .
وقتی میگیم تفسیر یعنی چه، اون جوابهای قانع کننده رو میشنویم. بفرمایید شاهد از غیب رسید. آیت الله صانعی فرمودن که با توجه به اینکه از علما و مراجع تقلید هستن و خیلی هم در قر آن و حدیث و… مطالعه داشتن از نظر ایشون ازدواج با همسر دوم بدون اجازه همسر اول درست نیست و ارزش حقوقی نداره! البته ایشون در مورد ازدواج دوم و سوم و چهارم و همینطور صیغه چیزی نگفتند که اونهم انشاالله در وقت خودش از تفسیر عالمانه بیرون میاد طوری که نه سیخ بسوزه نه کباب!
حالا این خبر رو داشته باشید، توی سایت بی بی سی یک نظر سنجی گذاشته در اینمورد و وسط همه نظر های موافق و مخالف این یکی خیلی با نمکه!
“من هم با نظر آیت الله یوسف صانعی کاملا موافقم چرا که یکی از اصول برقراری عدالت رضایت است چطور می توانیم که بدون رضایت زن اول دست به چنین کاری بزنیم. من یقین دارم که این عمل زشتترین عمل است در مقابل خانمها.بزرگترین مثال برای ما مسلمانان می تواند که ازدواج دوم حضرت ابراهیم (ع) باشد که بعد رضایت خانم اول شان ازدواج دوباره کردند. محمد – کابل”
برادر عزیز از کابل از نمونه بزرگی که گشتی و پیدا کردی سپاسگذاریم. البته حضرت ابراهیم هم مسلمان و شیعه بوده احتمالا! ولی از اونجایی که خود حضرت رسول و امیر مومنان و امامان معصوم (شیعه) و غیر معصوم (غیر شیعه) هیچکدوم به جناب صانعی دسترسی نداشتند ناچار حضرت ابراهیم باید زحمت این قسمت رو میکشید!
بعضی ها توهین می کنند بعضی ها چرت می نویسند و بعضی ها هم بی دلیل فقط برای آنکه حرف دل خود را بزنند بحث را به بیراهه می کشند . دوستان بحث در مورد ضعف های دیگر دین اسلام و بقیه ی آیات برای بعد همانطور که اگر بخواهیم این بحث را پیش بکشیم باید به بحث در مورد ادیان دیگر هم بپردازیم . پس بهتر بود در این جا فقط به روشن گری در مورد همین شش هفت آیه بپردازیم که متاسفانه دوستان شیوه ی درست بحث را بلد نیستند .
———————————————————————————————-
تلنگر:
دوست عزيز، من در مورد تفسيرهاي شما درکامنت شماره 80 نوشتم.
در اينجا ميخوام مطلبي کلي تر بگم.
من چند سوال دارم از شما و خيلي ديگر از افراد که به تفسير خواندن براي رفع ابهامات تاکيد دارند :
1) در کجاي قرآن گفته قرآن را همراه با تفسيرش بخوانيد؟ این نقص و نقض حرف قرآن میشود که بگوید من را با تفسیری که انسانها میکنند بخوانید!
2) اگر واقعا مردم در فهم قرآن مشکل دارند و آيات نياز به تفسير و توضيح دارند، چرا خود خدا کتاب دومي براي تفسير و توضيح قرآن نفرستاده است؟
3) چرا خدا وظيفه توضيح قرآن را به عهده انسانهاي جايزالخطا با علم محدود، گذاشته است؟
4) آيا در تفسير احتمال خطا يا اعمال نظر شخصي وجود ندارد؟ حتما وجود دارد و براي همين است که در حال حاضر مي توانيد 10 ها تفسير قرآن را که توسط افراد مختلف نوشته شده را بيابيد.
5) آيا شما فقط مفسران شيعه را قبول داريد يا تفسيرهاي مفسران سني را هم قبول داريد؟
6) آيا تفسير افراد غير مسلمان را هم مطالعه ميکنيد؟ يا فقط حرف هاي زيباي افراد غير مسلمان را مانند کامنت شماره 48 را قبول داريد؟
من نميدانم که چرا علماي ديني و مفسران هيچکدامشان با هم ، هم عقيده نيستند ولي نميتوانند قبول کنند که مردم تفاسير و عقايد مختلفي از دين داشته باشند!
Modir جان چرا فکر میکنی در مورد بقیه ادیان هم بحث کنی؟ (من اصلا متوجه نمیشم چرا شما بدون دین کارتون راه نمی افته که مدام در حال اثبات برتری اسلام به سایر دینها هستین)
اینجا هم موضوعش قبلا تعریف شده اینطور نبوده که کسی منتظر تعیین خط صحبت یا عقل کل نشسته باشه.
بنظر من حتی اون برادری هم که با خشم و نفرت فحش میده داره خودش رو بیان میکنه و به من و شما میشناسونه.
اینجا هم صاحبخونه داره، کسی رو هم فشار ندادن که بیاد بخونه یا بنویسه (برخلافه دین شما و روش مرسوم داخل ایران)
پ.ن.
یک سوالی شخصی هم از شما دارم که میبخشی اگر اینجا پرسیم. صلاح دونستی جواب بده. برام جالبه بدونم شما چند سالته؟
خیلی هم مخلصیم. کلا مخلص هرکی که حرف میزنه ولی گردن نمیزنه هستیم.
modir جان عصبانی نشوید. اینجا فضای مجازی است! خاصیت فضای مجازی را به خاطر داشته باشید که برخی خود را در این فضا به شکلی درمی آورند که همیشه آرزوی آن را داشتند. برخی خود نیستند و برخی خود هستند.
در مورد آیه هایی که جناب تلنگر آورده، اگر دقت کرده باشید ایشان اینطور گفتند: “قدم 5) در قران مواردی هست که انسان رابه شک وا می دارد و با زندگی کنونی در جامعه انسانها یا نتایج علمی همخوانی ندارد، مثلا:
بریدن دست دزد ….”
اینها مثال اند و نمونه های دیگر هم وجود دارند و اجبار نکرده اند که فقط بر سر این آیه ها بحث!(گفتگو) نماییم. حالا شما انصافاً برای خودت آن لینک هایی را که برایتان گذاشتم ببینید. و جوابشان را پیدا کنید. باشد که ما هم از این گمراهی و ضلالت بیرون آییم.
خواننده جان شما هم یک کلیک بر نام جناب modir بفرمایید تا همه چیز دستگیرتان شود.
سلام .
مدتي نبودم مي بينم پيشرفت كردين . …
متاسفانه بعضي خوانندگان نظرات غير كارشناسي دادن و در ضمن بحث رو به جايي كشوندن كه اصلا به سوالات شما مربوط نمي شود . لذا من به نظرات خوانندگان كاري ندارم و فقط به مطالب شما مي پردازم .
تا اونجا كه من فهميدم شما تا قدم هشتم رو قبول دارين . يعني قبول دارين كه خدا هست ، پيامبر رو به حق فرستاده و ما بايد از قرآن تبعيت كنيم و چون نمي فهميم بايد به اهل فن رجوع كنيم مثل اينكه در مريضي به دكتر و در هر كاري به اهل فن اون كار مراجعه ميكنيم .
در مورد جانشيني پيامبر عرض كنم معلومه كه حق با كيست . حق با پيروان كسي است كه توسط شخص پيامبر و اون هم از طرف خداي متعال معرفي شده باشد و اون كسي نيست جز علي عليه السلام كه در جاي خودش ثابت شده و به الغدير علامه اميني مراجعه كنيد .
(همونطور كه خودتون در وبلاگ نوشتين حق با اكثريت نيست )
اما حالا كه اعمال بد گذشتگان و بسياري عوامل ديگه امام زمان ما رو از ما گرفته لذا ما طبق دستور آنحضرت ( اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيه الي روات حديثنا ) و مضافا به همون استدلال بالا كه خودتون قبولش داشتين بايد به اهل فن رجوع كنيم .
در تشيع اهل فن خيلي با هم اختلاف ندارن و بهتر بگم اصلا در اصول با هم اختلافي ندارن و اختلافاتي اندك در فروع كم اهميت دارن كه اون هم مي دونيد و مي دونيم كه طبيعيست . پس دوري پيش نمي آيد .
فكر كنم نظرم تموم شد .
يه خواهش هم از شما دارم .
مي دونيم كه هميشه در پيدا كردن مجهولات از معلومات و مسلمات كمك گرفته ميشود . …ولي جاي معلومات و مسلمات در سوالات شما خاليست . لطفا آنها را هم در كلامتان جاي دهيد تا نقاط مشترك مشخص شده و بحث بهتر صورت گيرد .
موفق ومويد باشيد . يا علي
و ادامه مي دهم در مورد سوالهايي كه خود شما در كامنت 97 مطرح كردين . سعي ميكنم به هر كدوم خلاصه پاسخ بدهم (تلگرافي )پس ممكنه توضيح بخواهد كه اگر خواستيد خدمت هستيم .
سوال 1 :در كجاي قرآن گفته قرآن رو با تفسيرش بخونيد :
(پيش فرض :قرآن مورد قبول است )
جواب :در جاي جاي قرآن به اين نكته اشاره شده از جمله :
َ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْم
بعضي آيات معلوم و محكم هستند و بعضي ديگر داراي چند معني و چند پهلو و آنهايي كه در دل اونها مشكلي هست( موذيانه ) از آيات چند پهلو سو استفاده ميكنند در حالي كه معني اونها رو جز خدا و راسخان در علم كسي نمي داند
راسخون در علم ائمه هستند كه عصمت و علم خدادادي نا محدود دارن و مفسرين هم با استفاده از روايات اونها قرآن رو تفسير ميكنند .
———————
سوال 2- چرا خدا كتاب دوم نفرستاده ؟
جواب :چون قرآن كاملترين كتابي است كه بعد از اون كتابي كاملتر قرار نيست بياد و تفسير رو هم كه بالا گفتم
———————
سوال 3 -چرا خدا وظيفه توضيح قرآن را به عهده انسانهاي جايزالخطا با علم محدود، گذاشته است؟
جواب : وظيفه تفسير به عهده پيامبر و امامان معصوم است و گفتم كه روش مفسرين استفاده از روايات است و هر كس تفسير به راي خودش كند اعتباري ندارد .
———————
سوال 4 – آيا در تفسير احتمال خطا يا اعمال نظر شخصي وجود ندارد؟
جواب :احتمال اعمال نظر خير و اگر بشود ارزش ندارد و احتمال خطا با نفي اعمال نظر كاهش مي يابد .
——————–
سوال 5 -ما شيعيان اقوال مفسرين سني رو اگر مستدل و منطقي حرف بزنند قبول داريم . ولي بعضي از مبناهاي اونا مثل قياس و استحسان و مصالح مرسله رو كه در اونها از راي و نظر خودشون كمك مي گيرند قبول نداريم چون معتقديم همونطور كه گفتيد راي شخصي و نظر شخصي فاقد اعتبار است .
—————–
سوال 6 – آيا تفسير افراد غير مسلمان را هم مطالعه ميکنيد؟
جواب : مطالعه ميكنيم ولي در مورد قبولش بايد ديد كه چه گفته اند . در هر صورت به نظرم كسي كه چيزي رو قبول نداشته باشه تفسير كردنش عاقلانه به نظر نمي رسه .
خواهشا اگر خونديد و قبول نكرديد دونه دونه رد كنيد تا اگر شد جواب بدم .
التماس دعا ..
همونطور که آقای روحانی جوان به نظرات مطرح شده کاری ندارند، منم به نظر ایشون کاری ندارم و قضاوت با خوانندگان که چطور اون امامان معصوم خودشون تفسیر ننوشتند و حالا این علمای عزیز هرکدوم یک تفسیر دارن.
اما یک چیزی گفتن که مرتب از دهان این عزیزان پای هر منبری و رادیویی و مطلبی و… میشنویم و میخونیم.
اونهم اینه که: “پيامبر رو به حق فرستاده و ما بايد از قرآن تبعيت كنيم و چون نمي فهميم بايد به اهل فن رجوع كنيم مثل اينكه در مريضي به دكتر و در هر كاري به اهل فن اون كار مراجعه ميكنيم .”
کاری به استدلالشون و شل و سفت بودنش در مورد خدا و قرآن و پیامبر ندارم (که همین استلال ها رو اون ۱۰۰۰ فرقه دیگه شیعه و سنی هم برای اثبات حقانیتشون میکنند و همه هم فکر میکنن خودشون راست میگن! ولی آخر سر هم هرکدوم فقط به این دلیل در اون مذهب خاص تشریف دارن که باباشون از اون فرقه بوده!)
حرف من در مورد این اهل فن هست! این عزیزان مرتب برای اینک حرفشون رو به کرسی بنشونند صحبت از اهل فن میکنند بلافاصله هم مثال میزنن چطور مریض میشی میری دکتر، ماشینت خراب میشه میری مکانیک ،… پس برای دین هم باید بری پیش اهل فنش! البته این حرف به گوش آدم عادی خیلی هم اثر میکنه!
برادر من پزشکی و مکانیکی و مهندسی و… علم تجربی هست و ملاک تجربی و آزمایش فیزیکی برای اثبات درست یا غلط بودن روشهاش وجود داره. صحبت از ماورالطبیعه نمیکنه که نشه آزمایشش کرد! اینطوریه که میشه یک پزشک و مکانیک و مهندس رو آزمایش کرد و میزان اهل فن بودنش رو سنجید و بعد کار رو داد دستش. تازه همین آدما رو هم اگر کسی قبول نداشت بزور نمیگن بیا پیش ما!
اینا چه ربطی داره به علوم ماورالطبیعه! این حرف و مثال همونقدر ارزش داره که یکی هم بگه برای مطلع شدن از آینده باید بری پیش اهل فنش، چطور برای دندون درد میری دندون پزشک! پس بیا برو پیش فالگیر! تازه صد رحمت به فالگیر چون باز اون رو هم میشه آزمایش کرد که راست میگه یا نه! میخوای با روح پدرت حرف بزنی بیا برو پیش اهل فنش، احضار کننده ارواح! خوب حالا کی میتونه بگه که این حرفایی که ایشون از قول روح پدرت میزنه راسته یا دروغ؟ علم تجربی متخصص و اهل فن داره، علم شما که از جنس ماورالطبیعه است، مدعی داره نه متخصص!
خیلی مردم بامزه ای داریم! که هنوزم هنوزه با حرفهای به این بی اساسی پیرو شما هستن! این ۱۵۰۰ سال هم همه از علم بی پایان معصومین استفاده کردند نتیجه هم که دارید میبینید.
ولی یک چیزی رو در مورد این جناب روحانی جوان مطمین هستم، اونم اینه که با کشتن اسیران و زدن کاروانها توسط حضرت همونقدر موافقن که با کشتن هر کسی که بگه علی (ع) معصوم نبود و امام ها هم همینطور!
در حاشیه، در عربستان قرآن را به زبانهای مختلف از جمله فارسی ترجمه کردند و سالهاست که برای استفاده حجاج در اونجا در اختیارشون میگذارند. ایرانیها هم که قربونشون برم عاشق اشیا متبرک هستن بر میدارند و میبرند به ایران. حالا بعد از این همه سال دوزاری آقایون افتاده که ای دل غافل این قرآن که معجزه الهی است و یک زیر و زبرش عوض نمیشه (ولی باید آدمها رو بکشیم که عوض نشه!) در چاپ عربستان با ایران تفاوتهایی داره که کار علی و شیعیانش رو خراب میکنه! دستور فرمودند که این قرآنها جمع بشه. از اونطرف در افغانستان هم ایران قرآنهای چاپ خودش رو توزیع کرده، اونها هم سریع متوجه شدند که ای دل غافل این معجزه الهی که ایران چاپ و توزیع کرده خلاف اسلامه! و اونها هم مرحمت کردند دستور دادند هم قرآنش و هم کتب دینی شیعه جمع بشه! و همه این آدمها هم اهل فن بودند! جالب نیست که تنها جایی که همه این ۱۰-۲۰ قرآن و ۱۰۰۰ فرقه شیعه و سنی و… اجازه نشرو حرف زدن دارن سرزمینهای کفاره؟
البته در این نشانه هایی است برای کسانی که ایمان آوردند باشد که رستگار شوید!
سوال 2- چرا خدا كتاب دوم نفرستاده ؟
جواب :چون قرآن كاملترين كتابي است كه بعد از اون كتابي كاملتر قرار نيست بياد و تفسير رو هم كه بالا گفت
سوالی داشتم که آیا خدا کتاب های قبلی را نمیتوانست بدون غلط بفرستد؟
گرچه من هنوز منتظر پاسخ دوست اصليم جناب صاحب وبلاگ هستم ولي خب اشكالي ندارد كه با دوستان ديگر نيز صحبتهايي داشته باشيم .
جواب به 102
شما قرار بود به نظرم كار نداشته باشين اما حالا كه كار دارين :
در اين عالم يه سري چيزهايي هست و مسلماتي وجود دارد كه عقل اونها رو قبول داره و اهل هر مذهب و عقيده اي و حتي لائيك هم نمي تونه اونها رو رد بكند و اون مسلمات منطقي مي باشد .
مسلما ما بي دليل نمي گيم مذهب تشيع حق هست و در بين بقول شما 1000 فرقه همينطوري و بي دليل ادعا نداريم كه حق با ماست بلكه هميشه تشيع براي اثبات حقانيتش از قضاياي مسلم استفاده كرده و همينطور كه بارها اشاره كردم مسائل بي دليل و منطق جايش در زباله دان مي باشد .
در مورد اهل فن عرض كنم كه : ميتوان در دين متخصص شد و اين از اون صنف چيزهايي كه شما مي گيد نيست . دين بدون قاعده و قانون نيست و بلكه قاعده و قانون در اين جا از هر علمي محكمتر و مستدلتر هست و بنابر اين حرف شما نادرست است
اين 1500 سال هم كسي از عمل اهل بيت استفاده نكرده است مطمئن باش و اگر واقعا استفاده مي كردند حتما نتيجه بر عكس بود . مطمئن هستم كه صنعتي كه بشر به اون رسيده همونطور كه متخصصين هم مي گويند هميشه علاوه بر نفعش ده ها برابر ضرر به انسان مي رساند كه نتيجه علم محدود بشر مي باشد كه اگر تحت تعليم انسان كامل و متصل به علم نامحدود ؛ اين پيشرفت ها حاصل مي شد صنعت كاملا بي ضرر بود . ( البته جاي اين بحث اينجا نيست )
در مورد كشتن اسيران چند تا مطلب هست كه بايد عرض كنم :
اولا چون پيامبر انسان كامل است و متصل به وحي خود مي داند كه چه كند (البته عصمت و علم پيامبر پيش فرض است )
دوما اگر مطلب بالا رو قبول نداريد كلي عرض مي كنم :
اگر كسي پدر يا برادر شما رو بكشد باز هم اينطوري دلسوزي ميكنيد ؟مسلما نه
پس هر كشتن و برخورد تندي بد نيست بلكه شايد بجا باشد .
در مورد نفي عصمت عرض ميكنم :
بله ؛ اگر كسي منكر ضروري دين باشد مرتد مي شود و به حكم خداوند متعال و نص صريح بايد او را حاكم شرع بكشد . ( در باره ارتداد در اين مختصر نمي توان صحبت كرد و از بحث دور مي شويم )
جواب قسمت آخر صحبتتان از سائر صحبتها فهميده مي شود ولي عرض كنم ما شيعيان علماي سني را اهل فن نمي دانيم البته اين به اين معني نيست كه هيچ حرف صحيحي از دهان آنها خارج نمي شود بلكه حرفهايشان بعد از سنجش توسط كارشناسان شيعه اعتبار دارد .
در مورد آزادي بيان فكر نمي كنم اصلا جايش اينجا باشد كه صحبت شود در ثاني ما دنبال اثبات حقانيت جمهوري اسلامي نيستيم كه سياستهايش غلط است يا درست .
در جواب 103
دوست من كتابهاي آسماني قبلي غلط نبودند بلكه هر كدام تاريخ مصرف خاصي داشتند و به تدريج كامل شدند چون مصلحت خداي حكيم چنين بود .همانطور كه كتاب موسي عليه السلام كتب قبلي و كتاب عيسي عليه السلام نيز كتاب موسي را كامل كردند . و اين سير تكامل تدريجي بي دليل نيست .
در نهايت اين سير تكامل به قرآن خاتمه پيدا كرده است .
والسلام علي من اتبع الهدي
روحانی جوان، بنده بنظر شما کاری نداشتم و ندارم جز اون یک خط ترجیع بند همه علمای! اسلام (که چه شیعه و سنی و غیره) همگی مرتب برای اینکه بگن متخصص دین هستن ازش استفاده میکنن (دلت درد میگیره میری پیش دکتر، پس دین دونت هم درد گرفت باید بیای پیش ما!) نه عزیز جان شما متخصص هیچی نیستین، شما مدعی این تخصص هستین. برای تشخیص درست بودن یا غلط بودن یک علم تجربی مثل پزشکی یا مهندسی یک سری آزمایش ترتیب میدن و به تجربه ثابت یا رد میکنن. بنابراین اون شاخه از علم در همه این کره خاکی (چون ما مثل شما به بقیه سیارات و کهکشانها از طریق خدا دسترسی نداریم!) یک جور قابل سنجشه.
این چیزایی هم که راجع به کشتن گفتین کاملا اسلام شیعه ۱۲ امامیه و ۱۰۰٪ حرفتون رو قبول دارم که شیعه این رو میگه.
اتفاقا خیلی هم تشکر میکنم، چون ۱۰۰ شبانه روز که سهله ۱۰۰۰ سال هم با این جوانان برومند ایران عزیز صحبت کنیم که چطور علم و دینی در حوزه داره آموزش داده میشه، و چه اندازه نفاق و اختلاف و برتری جویی در این گرایشهای مختلف اسلام عزیز هست متوجه نمیشند مگر یک روحانی جوان و رو راستی مثل شما پیدا بشه و بدون مصلحت اندیشی علی وار واقعیت رو بگه.
سن که بالا میره عزیزان علما هم دیدشون بازتر میشه هم مصلحت اندیشی و ملاحظه کاری رو به عقایدشون اضافه میکنن. (حالا از روی خیر خواهی یا هر دلیل دیگه)
حالا که لطف کردین و باب گفتگو را باز کردین منم در مورد این کامنت اخیرتون چند مطلب عرض میکنم:
۱- شما لاییک رو معادل بی دینی استفاده کردین، جالبم هست که اکثر مسلمونها در اثر تبلیغ مدام از طرف علماشون (که معنی لاییک رو هم نمیدونن ولی باز عالم هستن!) اینطور فکر میکنن. لایسیته ابدا به معنی بی دینی نیست. یک فرد لاییک میتونه دین دار باشه، مسلمون، مسیحی یا هر دینی داشته باشه. معنیش اینه که دین رو یک امر شخصی تلقی میکنه که در وقت تصمیم گیری در کار کشور و مردم اول عقل رو در نظر میگیره. البته در دنیای واقعی تقریبا اکثر افراد براشون سخته که کلا اینطوری عمل کنند و بالاخره گوشه چشمی به دین دارن ولی باز این خیلی نتیجه بخش تر بوده تا اینکه همه چیز رو از دین در بیارن.
۲- کسی نگفت که شما بی دلیل فکر میکنید که بعنوان شیعه راه حقیقت راه شماست! گفتیم اولا شما دلیل تراشی و توجیه میکنید چون که راه رو برعکس میرید، یعنی اول حقانیت خودتون رو فرض میکنید و معصومیت امام و … بعد دنبال دلیل برا توجیه بقیه موارد میگردید (مثل همین قضیه کشتن که در ادامه خودتون هم اشاره کردید) دوم اینکه به همین اندازه دلایل شما حتی اون کوچکترین فرقه اسلام هم باز برای خودش تفسیر و دلیل داره و همه هم بقیه رو از باطل و خودشون رو حق میدونن. این وسط هم تنها دیلیل واقعی برای تعلق به اون فرقه (شیعه یا سنی یا هر چی) اینه که از یک عضو اون فرقه متولد شدن.
۳- منهم موافقم که مسایل بی دلیل و منطق جاشون توی زباله دانیه. اختلاف بر سر همین دلیل و منطقه! و الا اون تفکرات و اعتقادات دیگه هم برای خودشون دلیل دارن که از اینطرف شما فکر میکنی بدرد زباله میخوره!
۴- در مورد کشتن اسیر باز هم نوع تفکر اسلامی روشن میشه. موضوع عم همینه که شما از روی کارهایی که حضرت یا امام ها کردند نمیاید در عصمتشون قضاوت کنید، بلکه برعکس از نظر شما چون معصومن پس حتما باید اون فرد کشته میشده (اسیر رو کشتن؟! امروز فقط یک مسلمان ممکنه این رو تایید کنه بعد هم بهش افتخار کنه) مثلا شما نمیایید بگید که چرا حضرت نظربنحارث شاعر پیرمرد ۸۰-۹۰ ساله رو که اسیر کرده بود از علی خواست به اون شکل (من میگم بد) شما بگو افتخار آمیز! بکشه. یا چرا حضرت که رسول خدا بود به کاروانها حمله میکرد و … بلکه برعکس میگید چون معصوم بوده حتما یک جیزی میدونسته. خوب چرا معصوم بوده؟ چون رسول بوده. چرا رسول بوده؟ چون قرآن گفته. قران از کجا اومده؟ از طرف خدا. کی گفته قرآن از طرف خداست؟ رسولش گفته! این خلاصه منطق شماست.
در مورد کشتن اسیر یک موضوع دیگه هم گفتین اینه که هر برخورد تندی! من نگفتم چرا حضرت تو صورت اسرا نزد یا چرا نفرستاد به زندان! یا هر برخورد تندی. من گفتم چرا میکشت!؟ (البته جواب که روشنه چون معصوم بود) ولی به نظر بنده هر کشتنی درست نیست و کشتن توسط حاکم از همه بدتره میخواد قاتل برادر من باشه یا پدرم. ولی اگر مردم فکر کردن که این مجازات لازمه که باشه عقیده شخصی من دیگه مطرح نیست. متوجه منظورم شدید؟ یعنی جامعه از طریق نمایندگان و دادگاه و هیات منصفه. نه اینکه یک نفر دستور کشتن بده! میخواد پیامبر باشه یا شاه یا ریس جمهور.
۵- این نکته که کسی که استدلال شما رو قبول نکنه، چون از مسلمون زاده شده باید کشتش رو ما هرچی به دوستان میگیم میگن برین از علما بپرسین! خیلی ممنون که خلاصش رو گفتین. (اون قسمت طولانی بحث ارتداد هم که میگین بنده ازش خبر دارم! در مورد شرایط و اینکه کی مرتد به حساب میاده! و الا با اصل موضوع اسلام مشکلی نداره) درست مثل قضیه زدن زن که کتابها در مورد شرایط و نحوه زدن علمای عزیز مینویسن ولی در اصلش کسی شک نداره! فقط یک خواهشی دارم به دوستان بفرمایید اگر یک شیعه ۱۲ امامی بخواد مذهب اسماعیلیه یا یزیدیه یا … یا اصلا سنی بشه! حکم اون چیه؟ (دوستان اینجاش رو بخونن که خیلی با مزه است!چون طرف قرار نیست بره مثلا موش پرست بشه و فقط میخواد به یک شاخه دیگر از اسلام عزیز هجرت کنه!(-:)
۶- البته با اجازه من مطلب شما رو به زبان ساده تر دوباره میگم “ما شيعيان علماي سني را اهل فن نمي دانيم البته اين به اين معني نيست كه هيچ حرف صحيحي از دهان آنها خارج نمي شود بلكه حرفهايشان بعد از سنجش توسط كارشناسان شيعه اعتبار دارد” یعنی اینکه ما سنی ها رو بعنوان راه حق و درست قبول نداریم گرجه که از یک ریشه هستیم، ولی اگر یک عالم سنی حرفی زد که در تایید تفکر شیعه بود و علمای شیعه این رو تشخیص دادند که نفعش بیش از ضرر قبول کردن حرف از عالم سنی هست، ایرادی نداره ازش استفاده میکنیم. به عنوان نمونه یک عالم سنی اگر امامت علی رو به سوال بگیره (که خوب باور نداره!) این قبول نیست. ولی اگر از علی تعریف کنه و به علم بی پایانش اعتراف کنه خوبه.
۷- راستش رو بخواین برادر روحانی جوان جمهوری اسلامی باید پیش شما لنگ بندازه! چون حداقل برای حفظ قدرت یک سبک سنگینهایی میکنه و از بعضی چیزا کوتاه میاد! شما که علی وار بدنبال اسلام واقعی هستی. البته همونطور که گفتم چون جوانید اینطوره و بعهدها اینطور نمیمونید. امیدوارم خود شما از مراجع تقلیدی بشید که این قضایا رو کمی اصلاح کنه.
۸- این سیر تکامل به قرآن ختم شد؟ فکر نکنم! در واقع این سیر تکامل به تفاسیر ختم شد و به همین دلیل دیگه متوقف نمیشه و ادامه خواهد داشت.
حالا هر کس حوصله داشت بره بپرسه چرا خدا باید یک چیزی رو چنان بپیچونه تا این همه تفسیر ازش در بیاد؟! اگه میخواسته که زن رو نوازش کنید، یا میخواسته بگه که با چوب مسواک بزنید، خوب در عربی که لغت بود اینرو کامل میفرمود که تا هزاران سال بعدش این همه نفاق ایجاد نشه. یا برید از همون منابع و علما که اینجا معرفی کردن بپرسید اصلا چرا این احکام که بسته به منطقه و زمان مدام عوض میشه رو در قرآن آورد! اینها رو میگذاشت به عهده رسول و امامان معصوم که بنویسند. (حالا اینکه اصلا چرا این امامان معصوم خودشون تفسیر قرآ« که هیچ ،یک کتاب هم ننوشتند بماند)
آزادی بیان هم از نظر شما دوست روحانی یکی از اون ادا اصولهای غرب زده هاست که باید حد و حدودش رو باز همون علمای شیعه تعیین کنند.
با همه این حرفها “لا اکراه فی الدین”!(-: قابل توجه دوستان جویای اسلام واقعی که حلال همه مشکلات بشریت از غرب تا شرقه!
بنده از اين سايت مي روم چو ن كسي را كه خواب باشد مي توان بيدار كرد ولي كسي كه خود را به خواب زده است حتي با ضربه هاي سهمگين نيز بيدار نمي شود .
من دعوايي با شما ندارم كه بخواهم ادامه دهم هر ديني را ميخواهيد انتخاب كنيد .
د رهر حال من منتظر جواب صاحب وبلاگ بودم. ولي ايشون نيومدند .
خدا همه ما را به راه درست هدايت كند . هر چند از نظر شما ظاهرا خدايي هم وجود ندارد .
اولا اول من فحاشي نكردم اون بي سايه بي مادر فحاشي كرد تو دهن اون و همتون
دوما من افغاني هستم و و بي ادبي يك افغاني دليل بر حرف مزخرف تو نيست كه همه افغاني ها بي ادب باشن .
سوما اونكه گفت من عربم لابد چيز منو ديده خيال كرده من عربم .
چهارما تو مادر قحبه منو تهديد مي كني . تو خودت رسواي عام و خاصي .
خيال كردي نمي شناسمت همينطوري اومدم توي وبلاگت . يكم روي مخت فشار بيار حتما منو يادت مياد اونوقت از ترس به خودت مي شاشي .
در ضمن گوه زيادي بخوري هم همين روزا وبلاگت هك خواهد شد .
هه هه هه هه
كوني ها
روحاني جوان هم بگم :
برو بابا كشكتو بساب . اين حرومزاده ها همشون كوني هستند ولش كن . اينا رو فقط شيشه نوشابه بايد توي كو نشون كرد تا چشماشون اندازه گردو بشه .
كي رم تو كوون مادر همتون ازدم هر كس كه موافق مطالب اين تلنگر كووني هستش .
بسه ديگه خسته شدم بقيه اش باشه بعدا مي كنم
آقای روحانی جوان، صحبت که می کنیم جهات مختلفی پیش میاد، مگر اینکه منظور شما این باشه فقط در تایید صحبت شما حرف بزنیم.
من میدونم که نیت شما خیره و دعوایی هم ندارید، مگر ما دعوا داریم؟! اما اینکه میگین بریم هر دینی میخوایم انتخاب کنیم، من از طرف خودم میگم نمیشه! چون اولا بقیه ادیان ایراد دارن، دوما درسته که شما میگین برو هر دینی میخوای انتخاب کن، ولی سر راه این رفتن حاکم شرع ایستاده و البته آقای مرتضوی هم که میبینید چه بلایی به سرمون میارن. اینه که من یکی فقط ترجیح میدم از شک و تردید هام حرف بزنم و از ترس خدا و مردان خدا در همین دین بمونم.
البته این جالبه که اگر کسی جوابهای شما رو به سوال بکشه معنیش اینه که خودش رو بخواب زده!
آقای مرتضوی، ایشون گفتن افغانی ها با ادب هستن، اگر دوباره بخونید میبینید. بعد اینکه مادر افرادی که اینجا سوال میکنن یا نظر میدن از این حرفها خبر ندارند که هیچ، چه بسا مسلمون و مومن هم هستن. اگر ناراحت نمیشین لطفا موقع فحش دادن فقط به خود افراد فحش بدید نه به مادر و خانواده و… البته این پیشنهاد بود بازم هرطور صلاح میدونین. خسته هم نباشی.
آقای روحانی جوان اگر شد به این دوست مومن آقای مرتضوی هم یک ندایی بدین. با ایشون یک صحبتی کنین بلکه اینهمه خشم و نفرت نداشته باشن. چون مسلمون معتقدی هستن شاید حرف شما تاثیر داشته باشه.
——————————————————————————
تلنگر: من از بسیاری از نوشته های شما لذت می برم.
با این جمله شما “خسته هم نباشی” کلی خندیدم، خیلی معرکه بود
به خواننده
توي دهن مادر تو يكي مستقيما
آقای مرتضوی، من مشکلی با چیزایی که شما میگین (و مردم بهش میگن فحش) ندارم. فقط یک پیشنهاد دادم. بازم اگر صلاح دونستی در موردش فکرکن.
متاسفانه یا خوشبختانه، مادر من فوت کرده. من هستم و یک خواهر و دو برادر. دیگه باقیش رو واگذار میکنم به انصاف خودت.
این همه نفرت از دیگران ، گرچه که بنظر شما آدم نباشن، برای چی؟
میگن حضرت علی(ع) در حق قاتل خودش هم رحم داشت و از اون شیری که مردم براش آورده بودن براش فرستاد. نمیدونم شاید شما فکر میکنی اینطور که میگی درسته. بازم انتخاب با شماست.
خوب خوب اینجا به نور قلم (تایپ) یک روحانی جوان هم روشن شد. اما ظاهراً دیر آمدم و ایشان ظاهراً در مواجهه با حقایق دلگیر شده اند و رفته اند.
ایشان می گویند که نظرات کارشناسی نیستند . اصلاً چه معنایی دارد که کسی غیر از خودشان از دین سر در بیاورد. پس درس خواندن ایشان در حوزه علمیه به چه درد می خورد؟
اما دوستان بیهوده خود را گول نزنیم. قرآن خودش معنا دارد. احتیاجی هم به دفاعیه هیچ وکیل و مفسر و کارشناس یا کارشناس ارشد یا دکترا یا حتی فوق دکترا هم ندارد. از معنایش مشخص است که اینها سخنان یک عرب به اسم محمد بن عبدالله است. و کاملاً معلوم است که آن زمان چطور فکر می کرده و چطور زندگی می کرده و چطور حکومت می کرده. برای اطلاعات تکمیلی هم می توان به کتابهای تاریخ صدر اسلام مراجعه کرد.
امثال این روحانی جوان یا غیر جوان ، بهتر است تغییر شغل بدهند و برای خود یک شغل آبرومند دست و پا کنند. فریبکاری بس است.
راستی تا به حال فکر کردین اگر این آخوند ها نبودند زندگی ما دچار مشکل می شد نه ؟
دفترحفظ ونشرآثار آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای :
سوال 337: آيا مجازاتهائى كه براى مرتد و كفار حربى وضع شده، از امور سياسى و مسئوليتهاى رهبرىاست يا اين كه مجازاتهاى ثابتى تا روز قيامت هستند؟
جواب: حکم شرعی الهی است
سایت دفتر استفتاءات آيت اللَّه العظمى آقاى سيد محمد صادق حسينى روحانى :
سؤال : كسانی كه قبل از پيروزی انقلاب برای بر هم زدن نظم اجتماع ودر نهايت متزلزل كردن رژيم شاه به صورت ولباس زنان بی حجاب وبد حجاب ، اسيد پاشيده و آن ها را متضرر يا ناقص العضو كرده باشند ، آيا ضامن خسارات مالی وديه آن ها هستند يا چون كار آنها بر حسب ظاهر جنبه الهی داشته ضامن نيستند ؟
آيت اللَّه العظمى آقاى سيد محمد صادق حسينى روحانى : چنانچه آن اعمال با اجازه مجتهد جامع الشرائط بوده كه او هم با رعايت قانون اهم ومهم ، چنين حكمی كرده است آن افراد كه اسيد پاشيده اند ضامن نيستند . واگر بدون اذن مجتهد بوده ، ضامن تمام خسارات وارده میباشند
من به یه کشف بزرگی دست یافتم که به علم جامعه شناسی و انسان شناسی و جانورشناسی خیلی کمک میکنه که میخوام این کشف بزرگ را به ملت ایران تقدیم کنم.
این (مرتضوی) و (يک روحاني جوان) یک نفر هستند
میپرسین چطو فهمیدم؟ خوب پس از مطالعات گسترده و مواد و وسایل لازم (کمی مغز)
اولین چیزی که نظر من را جلب کرد کاربرد کلمه “موذي” توسط هر دوتاشون بود
بعد کنجکاو شدم ببینم تشابهات دیگری هم هست یا من اشتباه کردم و دست بر قضا دیدم که بله تشابهاتی هست.
**واضح ترین شباهت این هست که هر دو قبل از نقطه ( . ) آخر جمله یا علا متهای دیگه نگارشی یک فاصله میذارن که من در کل این 100 تا کامنت اینجا جستجو کردم فقط دیدم این دو تا به طور منظم و نه با غلط تایپی اینکار را میکنن.
**هر دوتاشون از یک نوع “ک” استفاده میکنن ،کاف با همزه . به “ك” در “يك روحاني جوان” و در “اگر مردي پاك نکن” دقت کنین. اگر از این نوع کاف همزه دار کپی کنین و بعد با ctrl+F شروع به جستجوی این نوع حرف ك در کل این صفحه بکنین میبینید که همه از این نوع ك استفاده
نمیکنن و بعضی ها و مخصوصا این دو نفر!
** هر دوتاشون از یک نوع “ي” استفاده میکنن که ي با دوتا نقطه زیرش .این یکی را هم میتونین با جستجوی ي در کل این صفحه خودتون ببینین.
اون (احسان) نویسنده اول هم از لحاظ ي و ك و مفهوم و منظورهایی که گفته خیلی شبیه این به اصطلاح روحانی جوانه ولی تو تایپ نقطه و علامتهای نگارشی فرق داره. ولی باز هم احتمال داره با این دو تا یکی باشه!
این بود کشف بزرگ من و من به احتمال 95 درصد میگم که این دو تا یکنفرن. برای تکمیل تحقیقاتم اگر تلنگر کمک کنه و ببینه که آیا این دو نفر از یک آدرس اینترنتی استفاده کردن که دیگه من کلی با این کشف بزرگم حال میکنم.
تلنگر جان احتمالا همین روزها بخوان وبلاگت را قیلط ر کنن نمیدونم میدونی یا نه ولی با گذاشتن یک S بعد از http میشه وبلاگت را خوند.
یعنی اینطوری
httpS://braintrigger.wordpress.com
خوبی وبلاگهای وردپرس همینه که هیج مرد و نامردی نمیتونه سانصور شون کنه
———————————————–
تلنگر: تیزبینی و دقت شما قابل تحسین است.
ما دو راه داریم:
یکی اینکه ثابت کنیم ایندو نوشته توسط یکنفر نوشته شده است (که بسیار ساده است) و بعد وارد یک بازی کودکانه اصرار و انکار و فحش دادن و فحش شنیدن شویم که فکر نمیکنم همه عزیزانی که اینجا مطلب میخوانند و نظر می دهند موافق این باشند چون هدف ما این نیست.
راه دوم این است که آنچه دیدیم و شنیدیم و فهمیدیم (در این رابطه) را فراموش کنیم و گذشت کنیم، به این امید که این فرد نیز در رفتار و افکار خود تجدید نظر کند.
به این روش ما در عمل هم ثابت می کنیم که اگر کسی خطایی کرد نباید دستش را برید و راه بازگشتش را ببندیم.
البته به امید اصلاح ولی مطمئنا قرار نیست تا ابد از خطای فرد خطاکار گذشت کنیم که هر چه میخواهد بگوید و انجام بدهد. بلکه همه اینکارها را در جهت اصلاح انجام می دهیم.
من به این جمله معتقدم: “جواب خوبی را با خوبی می دهیم و جواب بدی را با عدالت”
Az bala be paeen ke mikhoonam oonaee ke khastan az eslam defa konan az yek mozea hagh be janeb va talabkarane sohbat mikonan,engar az aval ma ye cheezee be ina bedehkareem,inghad tooye tavahomateshoon zob shodan ke ejaze fahashee ham be khodeshoon midan,vali khodemoonim 1400 sale daran mibaran mikoshan misoozoonan, ke eshgho azamoon begeeran,va ajaba ke iran va irani hanoo asheghan
بله اینکه طلبکارانه با ما صحبت می کنند، دلیل داره و اون هم اینه که احساس می کنند ما داریم به عقاید اونها توهین می کنیم. احساس می کنند که ما آدمهای منحرفی هستیم و باید به راه راست هدایت بشیم. اما همه این احساسات بدون مبنای درست هستند. به عقاید و باورهایی عادت کردند که هر چند شاید خودشون هم بدونند مبنای درستی نداره ولی چون نمی دونن که بعد از اینکه این باورها رو دور بریزند چه چیزی در انتظارشونه در مورد عقیده ریسک پذیر نیستند. سوای اینکه ممکن هستش که منافعی رو از دست بدهند، ترس از بی معنی شدن و بیهوده شدن هم وجود دارد. از فکر کردن به مرحله بعدی می ترسند. به این دلیل که در وجود خودشان،شخصیتی را نمی بینند که خودش بتواند به زندگیش معنا بدهد. تا اینجای ماجرا که تقریباً ما زیاد ضرر نمی کنیم ولی زمانی هم هست که این تعصبات به حدی است که بر طبق همون آیات بر علیه ما کاری انجام میدن و این قسمت بد ماجراست. تعصب نسبت به دین و نیازشون به دین، این اجازه رو بهشون نمیده که از دیدگاه ما به مساله نگاه کنند. چون اینطوری یاد گرفتن. این همه سال از زندگیشون گذشته و در هر روز از این سالها بهشون گفتن و خودشون هم به خودشون تلقین کردند که دین بالاتر از زندگیه. مغزشویی یعنی همین. شاید هر روز هم در مقابل آیینه به خودشان می گویند: سلام مسلمون خدا! بله تعصب در این حد دارند که زندگی خودشون و دیگران رو بخاطر دین به خطر می اندازند. اما این زندگیه که بالاتر از همه چیزه. مهم ترین چیزی که یک نفر در دنیا داره زندگیشه. مهم اینه که از زندگی خود لذت ببریم و از در کنار دیگران بودن. ایمان به خودِ زندگی و داشته های خود در زندگی، بالاترین ایمان است. شما هر عقیده ای هم که داشته باشید، این عقیده بالاتر از زندگی نیست. عقیده ای که در خدمت زندگی نباشه، ارزشی نداره. باور کنید!!! دین باید در خدمت زندگی باشه، نه زندگی در خدمت دین. دینی که نتونه در خدمت زندگی باشه بدرد نمی خوره. این توهین نیست! شما می تونید یک منبع نامحدود آرامش رو در نظر بگیرید و همیشه خود را متصل به آن منبع بدانید. حالا اسم این منبع آرامش رو هر چیزی که می خواهید بگذارید. به جای جنگ بر سر عقیده، می توان گفتگو کرد.
اجازه بدید که حرفهام رو خلاصه عرض کنم. زندگی مهمتر از عقیده است. نباید به چیزی وابستگی شدید داشت و نباید قداست جاهلانه به آن داد و نباید نسبت به آن تعصب داشت. باز هم میگم که زندگی آدمها مهمتر از عقایدشونه. هیچ چیزی مقدس تر از زندگی یک انسان نیست.
خوش باشید. متشکرم.
سلام دوست عزیزی که گفتی بنده با دو نفر دیگه یکی هستم. اولا که چی ؟
در ثانی اگر توجه کنید در پست لباس واعظان دینی من قبل از آقای مرتضوی نظر داده ام و بقیه مطالب گذشته رو هم نگاه کردم ایشون نظری نداده است اونوقتی که من نظر داده ام از ایشون خبری نیست و ایشون از این پست به جمع خوانندگان این وبلاگ اضافه شده است + دوما گفتید ما چند نفر نقطه ها و علائم نگارش رو با یک فاصله میگذاریم ولی شما خودتون هم اینکار رو کردید نمونه اش در همین کامنت شما: استفاده میکنن ،کاف با همزه . = می بینید که شما همانطور که گاهی من مینویسم می نویسید پس این دلیل نمی شه.
در مورد فحاشی مرتضوی هم عرض میکنم در تشیع به هیچ وجه فحاشی جائز نیست و امام کاظم با یکی از اصحابش که به غلام کافر خود به مادرش فحش داده بود تا آخر عمر حرف نزد.
پس از مدتی دوباره سلام به همه دوستان مجازی
نظرات موافق و مخالف نشان می دهد که این مسئله اسلام واقعی برای این دوستان مهم و اساسی است. چون اگر این طور نبود اصلا اهمیتی به سئوالات تلنگر نمی دادند و بدون نظر و کامنتی وبلاگ را ترک می کردند. من می خواهم از همه دوستان خواهش کنم چند دقیقه فکر کنند که چرا این مسئله براشون مهم است که این همه در تایید و یا رد آن قلم فرسایی می کنند. آیا غیر از این است که یک نگرانی در عمق وجود همه ما هست که من به عنوان موافق می خواهم با تایید اسلام و تمسک به آن به آرامش برسم و دوست مخالف من روش مخالفت را در برطرف کردن همان نگرانی می پسندد.
یک نکته ای که فکر می کنم مورد تایید همه باشد عرض می کنم و رفع زحمت می کنم و آن اینکه مسلما همه ما خواهیم مرد و این اتفاق در کمتر از 100 سال آینده برای همه ما اتفاق خواهد افتاد و شاید آن نگرانی درونی به این بر می گردد که بعدا چه خواهد شد.
بعد از 100 سال همه چی مشخص می شود و اینکه کدام گروه راست می گفتند.(البته اگر مخالفین راست گفته باشند بعد از مرگ چیز دیگری وجود ندارد و صد البته نگرانی هم نباید باشد).
چون الان موضوع مورد بحث را هر دو طرف با استدلال دفاع یا رد می کنند و ما کسی از دوستان را ندیدیم که بعد از استدلال طرف مقابل بگوید بعله حق با شما بود.
پس به امید دیدار در آن روز
یوسف
اسلام واقعي رو تو تاريخ ميشه پيدا كرد در تاريخ زندگي پيغمبر اگه دقيق بشيم ميتونيم اسلام واقعي رو پيدا كنيم شامل يك سري دستوراته كه با توجه به مقتضيات و فرهنگ مردم اون روز عربستان وضع شده و البته بسياري از اون قوانين امروزه موضوعيت خود رو از دست دادن و پا فشاري روي اونا طالبان و وهابيون رو ساخته كلا اديان رو اگه به عنوان يك نظام عبادي براي رابطه با خدا نگاه كنيم لازمن اما بعنوان قوانين اجتماعي بي مورد به نظر ميرسن ايكاش روزي بياد كه مرزي بين اسلام و يهوديت و مسيحيت نباشه تا جنگ مذهبي از بين بره و هركي خداي خودشو اونجور كه ميخواد بپرسته يا نفي كنه
با سلام
سایت (اندیشه قم) پاسخگویی سوالات و شبهات دینی شماست .
موضوعات : کلام و اعتقادات – اخلاق – تربیت – مشاوره – علوم و معارف قران – تاریخ – ادیان و مذاهب – سیاست – حقوق – احکام شرعی و…
howzeh@andisheqom.com
http://www.andisheqom.com
سلام
زودتر از اين ها مي خواستم چيزي اينجا بنويسم ولي آنقدر بازار آشفته بود که پشيمان شدم
مصطفي ملکيان يک تفسيم بندي در مورد دين دارد: دين الف ب و ج
الف همان است که خداوند فرستاده و دين ب آن است که مفسرين و دانشمندان ديني ميگويند و دين ج هم ديني است که در بين مردم جاري و ساري است.
از نظر من اين تقسيم بيندي جاي تکميل دارد ولي تا همين جايش ميتواند به ما کمک کند که دين واقعي يعني اسلام واقعي قرآن و سنت پيامبر است. از نظر گاه شيعي هم سنت ائمه ادامه سنت پيامبر است.
فهم قرآن نيازمند مراجعه به تفسير نيست بلکه نيازمند رعايت قواعد فهم يک متن است. مثل فهم همه متون ديني و غير ديني. پس اگر همت آن را داريد نيازي به علما و مراجع و … نيست. فقط پيش نيازهاي تفسير يک متن را بايد فراهم کنيد. در اين مورد مطالعه مباحث هرمنوتيک را توصيه ميکنم هر چند خود اين مباحث به اندازه خودش مجل اختلاف است و هر کسي چيزي ميگويد.
سنت پيامبر از طريق روايت تاريخي به ما رسيده است. بررسي صحت و سقم وقايع تاريخي نيز روش خودش را دارد. و روشن است که با تکيه به يک يا چند تاريخ نميتوان نظر قطعي داد. اگر اين طور بود که هر کسي با خواندن طبري يا سيره ابن هشام ميشد متخصص تاريخ.
احکامي را ذکر کرده ايد که با عقل يا علم امروز جور در نميآيد. من نميخواهم يکي يکي وارد اين مباحث شوم و فرض ميگيرم که همه آن چه گفته ايد صحيح است. يک سوال دارم. آيا اين احکام با عقل هيچ بشري در اين زمان جور در نميآيد يا با عقل بعضي؟ اين بعض اکثريت است يا اقليت؟ در زمانهاي گذشته چه؟ ٱيا به عقل آنها جور در ميآمد؟ در مورد آينده چه ميگوييد؟ اگر کسي مدعي شد که مثلا سيصد سال ديگر کساني ميايند و اين ها را با عقلشان قبول ميکنند چه بايد گفت؟
راستي اصلا چرا بايد در قرآن احکام بيايد؟ و يا حتي اخلاق؟ مگر مردم نميدانند که دروغ گويي بد است يا نبايد به والدين بي احترامي کرد و و و …؟
يکي هم که ربطي به احکام نداشت اين بود که چرا قرآن از ضمير جمع براي خدا استفاده کرده؟ من نفهميدم مشکل کجاست؟ قرآن هم ضمير جمع را به کار برده هم مفرد مثل انني انا الله… . لا اله الا انا… .هو الله احد… . اني اعلم ما لا تعلمون.. .
يا علي مدد
kaabeh ke az oon be khane khoda taabeer mishe hamoon tor ke midaneed ye makane ghasbee ast(ghablan botkhane bood va va mosalmanha be zoor e shekastane bottha oonjaro gereftan,harchand ke dar karkerde oon makan hich taaseeree nagozasht)pas deenee ke noghte shoroo va khane khodayash ghasbee bashad………….
حقانی فضل جان شما به هر حال آخوندی و من درک میکنم که ناچاری به سنت آخونده جواب بدی!
حرفها زده شده و دیگه باقیش بعهده خواننده ها که توجیهات بی پایان علمای دین رو قبول کنند یا واقعیات تاریخ و متن خود قرآن.
من فقط از شما آخوند مسلمون شیعه خیلی خوب یک سوال دارم، حکم مسلمون شیعه ای که بره و سنی بشه یا فرق دیگه اسلام (که شما وقتی لازمشون دارین همه رو میگین مسلمون!) چیه؟
ببینیم جای بحثهای آخوندی یک کلمه میتونین حکم این آدم رو مشخص کنید.
با سلام
چنین فردی هیچ حکمی نداره و اگه منظورتون ارتداده حکم ارتداد اینجا جا نداره و هیچ فقیهی حکمی برای چنین فردی نداره به جز بهاییت که از نظر فقها خارج از دین اسلامه
برام جالبه که بحث هرمنوتیک و روش شناسی تاریخ یه بحث آخوندیه
یا علی مدد
حقانی فضل عزیز
از پاسخ بسیار جالب و متین شما لذت بردم.
“آيا اين احکام با عقل هيچ بشري در اين زمان جور در نميآيد يا با عقل بعضي؟ اين بعض اکثريت است يا اقليت؟ در زمانهاي گذشته چه؟ ٱيا به عقل آنها جور در ميآمد؟ در مورد آينده چه ميگوييد؟ اگر کسي مدعي شد که مثلا سيصد سال ديگر کساني ميايند و اين ها را با عقلشان قبول ميکنند چه بايد گفت؟”
خدا قوت
یوسف
ایها المسلمین والمسلمات
در موقعیتی که معاندین دین کمر به نابودی
شریعت ناب محمدی بسته اند بر شما مومنین و المونات |(مخوصوصا مومن گرام برادرمرتضوی |)واجب شرعی است کمر همت بقتل این بی دینان از خدا بیخبر در اقصی ا نقات کره خاکی ببندند
الخصوص در خصوص اقای دیگری که با نشر اکاذیب در صدد این است که که ضربات مهلکی از عقب به دین مبین بزند که صدایش تا بندر عقبه میرود ولذا بر مومنین بیفکر واجب شرعی است با شمشیرهای اذین بقتل کافرین و معاندین دین بدون لحضه ای درنگ بشتافند
این حکم در خصوص اقای دیگری با چوب نیم سوخته قابل اجرا می باشد
اجرکم عندالله نمیدانم چندم المحرم
حقانی فضل جان، منظور من همون چیزی هست که پرسیدم، ولی خوب شما چاره ای ندارید جز اینکه بازم مثل یک آخوند کار کشته طفره برید!
ضمنا محض اطلاع شما عرض میکنم که شعب اسلام به شیعه و سنی و بهایی محدود نمیشه. اگر دوست داشتید زحمت بکشید از همون علما که پای منبر درس و بحثشون میشینید بپرسید.
مثلا اسماعیلیه، یزیدیه، بابیه،… اینها بگوش شما انشالله که خورده. حکم اونهام هیچی نیست؟(-:
شما نیستید که میگید سنی ها عبادتشون و نمازشون قبول حق نیست چون علی (ع) و فرزندانش رو به امامت قبول ندارند؟!(-:
خوب من بحث بیشتری ندارم چون شما اول و آخرش شاید شرط و شروط تعیین کنید ولی اساس کشتن کافر و مرتد رو رد نمیکنید! کافر و مرتد کی هستند؟ کسانی که بجز شما فکر میکنند. علت هم واضحه، اگر همچین حکمی نباشه و مثلا همین ادیان ساختگی بهایی و مسیحی و … یا اصلا ادیان جدید مثل ساینتولوژیستها اجازه تبلیغ داشته باشند و گردنشون زده نشه، چون اونها دینهای امروزی تر و مدرن تری هستند و نه از ریشه فکر یک عرب ۱۵۰۰ سال پیش به ۱۰ سال نمیرسه که فاتحه هرچی مسلمون خوانده میشه!
شما هرچی دوست دارید جواب آخوندی بدید بعد یک کلمه هرمنوتیک و پوپر و هگل و کانت و … هم وسطش بپرونید که یعنی خیلی ریشه علمی داره و با ربط و درسته!(-:
خواننده ها باید قضاوت کنند، آزاد و بی ترس از گردن زدن یا پرتاب از بلندی یا قطع دست و پا! اجازه میدید؟ علمای شما اجازه میدن؟!
به یوسف جان و یوسف جانها هم که از پاسخ شما خیلی حال کردند عرض میکنم که همون جمله که خیلی کیف شما رو کوک کرد و حال کردید از زبان دل ما بخوانید: آيا اين حرفها با عقل هيچ بشري در اين زمان جور در نميآيد يا با عقل بعضي؟ اين بعض اکثريت است يا اقليت؟ در زمانهاي گذشته چه؟ ٱيا به عقل آنها جور در ميآمد؟ در مورد آينده چه ميگوييد؟ اگر کسي مدعي شد که مثلا سيصد سال ديگر کساني ميايند و اين ها را با عقلشان قبول ميکنند چه بايد گفت؟
یعنی این دقیقا حرف بنده است پدر جان، پسر جان، برادر جان! اونوقت شما بابت این چیزی که این سوالات توش هست آدم گردن میزنید و آتش میزنید و …!
شما که پشتتون به خدا و پیغمبر و قرآنهای ۲۰ گانه! و اهل بیت گرمه ، اجازه بدید هرکسی دین خودش رو تبلیغ کنه و هرکسی به هر دینی میخواد بره، چون حق با شماست پس جای نگرانی نیست! میتونید؟!
اون دوست عزیزی هم که وعده دیدار سر پل صراط گذاشتن به امید اینکه به بقیه بخندن! خدمتشون عرض میکنم بفرض اینکه دنیای دیگه ای هم باشه و آخرتی در کار باشه فکر نکنم دلیل بشه که آدرسش همونی باشه که اسلام گفته! تعداد دینهایی که فکر میکنند آخرتی هست و فکر میکنند که بقیه میرن جهندم! سر به فلک میزنه! پس یک وقت دیدی یزیدی ها اونجا دم در وایستادن و دارند به شما میخندن و شما به اتفاق علی (ع) تشریف میبرید جای دیگه. هیچ مطمین نباش!
در حاشیه خدمت عزیزان عرض میکنم این دین عزیز اسلام تکلیف سرخپوستها رو هم معلوم کرده؟ اسکیموها رو چطور؟ ژاپنی ها رو چطور؟ …….. آره میدونم اینا لطیفه هستند شما به نماز شب برسید و پول نفت نوش جان!
ایراد از بنده است، بنده هم دندم نرم، چشمم کور که در اقلیت هستم!(-:
3alam fazaye khoobi baraie bahs va tabadole nazare amma har 2 goro0h mokhlefan va moafeghane eslam javabasho0nkamelan manteghi nist va hamchenin hamrah ba tohine.be nazaram behtare 1khorde bishtar be aghayede hamdige ehteram bezarim
در مورد اسلام واقعي
ابتدا بايد به شرايط مسلماني اشاره كنم
1- اعتقاد به توحيد
2- اعتقاد به نبوت حضرت محمد
از نظر امام خميني اعتقاد به معاد جزء شرايط مسلمان بودن نيست(از بابت شرط خروج از دين و احكام مربوطه) و نكته ديگر مسلماني ارثي نيست و مسلمان زاده بودن از شرايط مسلماني نيست . پس بر هر غير مسلمان علاقه مند به مسلمان شدن و هر مسلمان زاده اي لازم است كه در اصول سه گانه دين تحقيق كند و در صورت به نتيجه رسيدن و محقق شدن اصول دين براي هر فرد او مسلمان است.
در تمام مذاهب اسلام فروع دين تقليدي است و به صورت احكام دين اعلام و اعمال ميشود و به توضيح و تحقيق و دليل براي احكام نياز ندارد.
ولي دوست گرامي تلنگري موضوع شما شرط اول تحقيقات اصول دين است و بايد با دليل و برهان براي بدست آمدن شرايط مسلمان بودن توسط همه ما يكبار انجام شود بنابراين براي تحقيق شرط اول بايد از اصلي ترين و مهمترين دستاورد اسلام( قرآن) استفاده كرد و با وجود محقق نشدن شرط دوم ميتوان از احاديث و روايت مرتبط براي توحيد استفاده شود
در برآورده شدن توحيد بايد قرآن را به درستي و به دقت خواند و فهميد و از تفاسير نيز استفاده كرد و زبان عربي را در حد كم صرف و نحو دانست تا اسلام واقعي را درك كرد و نبايد به هر ترجمه اي اطمينان كرد و نبايد به صورت گزينشي و يا بخشي از آيات به صورت نصفه استفاده شود
اميدوارم همگان بدون عجله وبا دقت اينكار را انجام دهند تكليف شرايط ديگر به سرعت روشن خواهد بود
درمورد موارد در ترجمه 2 آيه اشكال وجود داشت
1- درمورد شراب : به خوراكيهاي خوب و بد اشاره شده است و اين اولين قدم قرآن در گامهاي 5 يا 6 گانه در رد مصرف شراب ميباشد
2- در مورد آيه 34 سوره نساء به وضوح به تسلط جنس مرد به جنس زن اشاره ميكندو 2 شرط را هم براي آن ذكر ميكند شر ط اول به برتري مرد بر زن به فضل خدا به صورت عام اشاره دارد وبراي تحقق حكم نهايي آيه 34 شرط لازم است
شرط دوم به هزينه هاي زن كه مرد پرداخت ميكند و باعث حق تسلط مرد بر زن ميشودو شرط كافي است
در ادامه آيه زنان را به حفظ اسرار مردي كه شرط دوم را دارد امر ميكند ولي بلا فاصله در مودر مسائل همسري زنان با مرد داراي شرط دوم اشاره ميكند و ميگويد در صورت فقط ترسيدن مرد از ناقرماني ( به اصطلاح ناشزه شدن زن) زن ميتواندبدون تحقيق و دليل تنبيه را به اجرا در آورد و تنبيهات ادامه خواهد داشت تا تسلط مرد بر زن به زن مبرهن شود و در صورت محقق شدن شرط زندگي شيرين ميشود
_ نكته مهم مرد حق كشتن زن خود را ندارد (البته به دليل ترس از ناشزگي) و اين تنها تفاوتي است كه زن با ديگر اموال مرد (به گفته قرآن ) دارد
با تشكر
سلام
خوبی انشاءا… به نظر من دین اسلام همون چیزی است که در قران و پیامبر وجانشین او گفته اند . برای ان بسیار کشته داده اند . در هر قشری از مردم که یک حاکمیت برشون هست مخالف و موافق هست باید ببنی مخالف یا موافق کدام درست میگوید در شکی نیست که در حکومت ها ی به نام اسلام خیلی از کارها میشه ولی باید این رو در نظر بگیرم که اسلام ما شناسنامه یی وباید به دنبال اسلام واقعی بگردیم . مثل اون مسیحی یا یهودی که واقعا به اسلام روی میاورن و اعتقاداتشون از ما هم بهتره از مایی که اعدای مسلمونی میکنه ما نمی دانیم ومیگویم اسلام بد ست اسلام فلان است اگر بدانیم و بگو یم وتحقیق کنیم این خوب است ولی همش بر اساس ضلمم هایی که در گذشته شده ولی وقتی تحقیق میکنیم میبینم دین اسلام فراتر است از این حرف هاست وجای بحث کردن دارد همه ایرانی ها بدشون میاد از اسلام چون معتقدن خدا رو میبرستدین و پیامبر اون ها زرتشت بوده که درود ه خدا بر صالحان رویه زمین باشد . من نمیگم بدست ادم گذشته خود را بفروشد ولی در یمن نمیاندگان خسرو پرویز پادشاه ایران از نامه ای که محمد به ان مینویسد شگف میکند و اسلام میاورد کسی که اول سر به دشمنی به اسلام میزند فقط با تعبیر که محمد میکند . ما باید دنبال اسلامی که واقعی ومعنای واقعی را میدهد باشیم که اگر روزه قیامت ازمون پرسیدن اسلام چیست وبرایه چی اسلام اوردیم بتوا نیم جواب بدهیم . ببخشید که هی پراکنده صحبت کردم
چه کرده ای بابا
من به اسلام واقعی اعتقاد دارم. به تمام این چیزایی که تو گفتی فکر کردم و خیلی هرا قبول دارم
ولی من پیامبرم ! چطور؟! خوب معلومه خدا گفته که پیامبر من رو زمین عقل شماست پس اسلام واقعی یعنی منطق
اگه الان چیزی با منطق جور در نیاد پس دیگه اسلامی نیست حتی مواردی که توی این پستت نوشتی
سلام
خود دین چیست ؟ آیا جز دستوراتی است که باید تقلید شود ؟ خواندن کتاب های مقدس ، دعا ها ، انجام عبادات ؟
همیشه در تاریخ حق و باطل در مقابل هم قرار گرفته اند و یک قانون نیز وجود دارد که حق بالا خره بر باطل پیروز خواهد شد و هر حقی هم که توانسته دوام بیاورد باطلی را در خود درآمیخته ، تشخیص حقی که با باطل در آمیخته بسیار سخت است زیرا اگر قابل تشخیص بود دیگر دوام نمی آورد و رسوا می شد .
بایستی اول تکلیف خودمان را معلوم کنیم اگر به فرمان خدا رسیدیم و در واقع به حق دست یافتیم به آن عمل خواهیم کرد بدون چون و چرا یا آنگاه نیز باید فکر کنیم ببینیم با عقل ما جور در می آید یا نه ؟ آیا ما همه چیز را می فهمیم ؟ نه مغرور نباشیم ما همه چیز را نمی فهمیم ، ما خودمان رانیز درست نمی شناسیم همانگونه که اعمالی انجام می دهیم که بعد پشیمان می شویم و … پس ما با موجودی سر و کار داریم که او را نمی شناسیم و حال می خواهیم در پیشامد ها با ذهن کوچک خود برایش تصمیم بگیریم ، آری ذهن کوچک آیا چیز هایی که می دانیم بیشتر است یا چیز هایی که نمی دانیم ؟ پس عقل معیار خوبی نیست حال چه کنیم ؟ آن کسی که ما را می شناسد و می داند بشر به یک دستور و یک دین نیاز دارد دست به کار می شود ، خوب حال که ما زمان پیامبران خدا نبوده ایم چه کنیم ؟ که راست می گوید ؟
در این رابطه مطلبی خواهم نوشت اگر مایل بودید .
اسلام یا همانی است که امروز مذاهب داعیهاش را دارند یا چیز دیگری است. اگر اولی باشد که راحت بگویم پوشالی است نسبیتی مانند تمام ادیان، تهی. اما، اگر چیز دیگری باشد آن چیز یک ویژگی شاخص دارد: نور است، یعنی حاوی معرفت و متکی به مولفههای اثباتپذیر است. و این آن چیزی است که اگر خدایی باشد و دینی آورده باشد، باید دین او داشته باشد. بحث بالا بلندی است. فقط بگویم باور دارم که هیچکدام از مذاهب به آن اسلام تنی نسایده و منبع درک آن دین راستین قرآن و درک مضامین سمبلیک آن است.
در اینجا، فقط یک نکته را خاطر نشان کنم: بحث های شرعی قرآن را باید در تاروپود بافت اجتماعی آن روزگار تبیین کرد. وقتی با نگاهی محتوا شناسانه به تحلیل آیات قرآن می پردازیم متوجه میشویم که نفی بردهداری، چند همسری اتکا به عقل و روش علمی از بنیانهای پوشیده در قرآن است. خود کتاب خدا هم گفته که قران کتابی است در این کتاب پنهان که فقط دست مطهر (آدم محقق وارسته از باور و حق طلب، یعنی پژوهشگر ناب) به آن میرسد.
حال که شما این قدر اشکال به قرآن گرفتید. لطفاً بگویید چه شده که تا کنون به سبک داستانی و قالب زبانی قران نظیری نیامده است؟ لطفاً پاسختان علمی و متکی به منابع موثق باشد. (حقیر در این حوزه به قدر کافی مطالعه داشتهام، و به هیچ وجه نظر حوزه را در این باب قبول ندارم. بیمانندی قرآن ربطی به استحکام لفظ ندارد، بحث دیگری است که ابتدا خوشحال می شوم پاسخ شما را بشنوم.)
با سلام در جواب 78
دوست عزیز گفتند که مسلمونا جنگ میکردند چون قریش حق اونا رو خورده بودند و اذیتشون میکردند و …
فکر نمیکنم که کسی باشه که فکر کنه کار قریش خوب بوده یا چیزی شبیه به این. اگه بشه مساله کشتار یهودیان بنی قریظه و کشتن مخالفین صرفا فکری (اگه نیاز به اثبات بود بفرمایید تا سند ذکر کتم) محمد بعد از فتح مکه هم دست به گسترش قلمرو خود زد. قبیله هوازن و طایف و … هم اینقدر ایشون رو اذیت کرده بودند که شایسته یک تاخت و تاز تمام عیار بودند ؟!!!
فرستادن علی برای خراب کردن بتخانه ها هم یک نمونه دیگره. این درست مثل این میماند که ما الان یه گروه رو بفرستیم که گاو های مقدس هندوان را بکشند و در دفاع هم بگیم که ما میفهمیم ولی شما اینقدر احمقید که نمیفهمید گاو رو نباید پرستید !!!
کسانی که از این رفتارهای صدر اسلام دفاع میکنند چاره ای ندارند جز اینکه بگن این کارا دستور خدای متعال بوده و …
مشکل ایجاست که بیشتر طرفداران اسلام گمان میکنند که منتقدین اسلام آدمهای بیخدا و لاابالی هستند و یا از سر بغض و کینه از اسلام انتقاد میکنند.
برای فهم اسلام واقعی باید قران بخوانیم ، سیره پیامبر اسلام را مطالعه کنیم.
حال اگر کسی بگوید که مثلا من خشونت های اسلام را قبول ندارد ولی بقیه چیزها را قبول دارم ، این دیگر اسلام نیست ! دین دیگری است که مسلما از اسلام بهتر است.
خوشحالم از بحثی اینچنین
بهش اعتقاد مطلق دارم . دین جاودانگیه . اونایی که انتقاد می کنن ازش زندگی بعد مرگ رو برامون توضییح بدن؟ تا بدونیم آیا انسان می تونه این همه بی ارزش باشه؟ من با یه حیوان بدون فکر و عقل و احساس فرق دارم و راز جاودانگی تو اسلام وجود داره . حداقلش اینه که اگه من اشتباه کنم ضرر که نکردم . اگه مردم و دنیایی وجود داشت که خووووب اگرم نه که دم شما گرم بوده و منم ضرر نکردم بای
——————————————————————————
تلنگر: اگر شما با این اعتقادتان احساس خوبی دارید، خوب من حق ندارم که از شما بپرسم چرا.
ولی اگر خواستید این احساستان را به من به عنوان فرزندتان، برادرتان، ملتتان بقبولانید، باید دلایل قابل قبولی رابرای من داشته باشید تا حرفتان را قبول کنم.
و اما شما حرفی که زیاد شنیده ایم را تکرار میکنید که: ضرر ندارد هر چه اسلام گفته انجام میدهیم و اگر آخرتی بود که سود کردیم و اگر نبود ضرر نکردیم. چون شما از عقل و فکر صحبت کردید، من فکر میکنم عقل میگوید احتمالات دیگری را هم در نظر بگیرید مثلا احتمال دارد اسلام آن دینی نباشد که در آخرت از شما سوال میشود، بنابر این سعی کنید کارهایی که ادیان دیگر هم میگویند را انجام دهید تا احتمال ضررتان کمتر شود.(کار بیهوده ای است؟) البته در این کار به مشکل ها و مسائل غیرقابل حل هم میرسید مثلا به موارد متضادی در این ادیان بر می خورید که باید فکری برای آنها بکنید یعنی ممکن است بعضی کارها که اسلام گفته انجام دهید تا بهشت و حوری بدست آورید در دین دیگری می گوید انجام ندهید بهشت و حوری می گیرید.
جناب آقای کامرانی 134 !
شما اول بیایید زندگی بعد از مرگ را ثابت کنید بعد از آن نتایج مورد نظرتون رو استخراج کنید ، برادر.
برای توضیح ، یکی از انواع مغالطات رو خدمتتون عرض میکنم :
مغلطه وحشتناک بودن نتیجه: بعضی اوقات تصور نتیجه وقوع یک عمل به قدری برای ما انسانها وحشتناکه که فکر میکنیم هرگز اتفاق نمی افته
مثال : هند و پاکستان هرگز وارد یه جنگ تمام عیار نمیشن چون هر دو سلاح اتمی دارند و اگه این جنگ اتفاق بی افته مثلا 500 میلیون نفر آدم کشته میشن !
برخلاف تصور ما این یک مغلطه است چون ممکنه که این جنگ اتفاق بی افته و همین تعداد ادم هم کشته بشن.
مرگ هم همین طوره : ما بطور فطری علاقمند به بقا هستیم. تصور نیستی اینقدر دردناکه که میشینیم فلسفه میبافیم که نه ! ما بعد از مرگ ال میشیم و بل میشیم ….
در مورد آخر خواهش میکنم دست از این حرف کودکانه بردارید که “اگه من اشتباه کنم ضرر که نکردم . اگه مردم و دنیایی وجود داشت که خووووب اگرم نه که دم شما گرم بوده و منم ضرر نکردم”
مثل اینه که من بگم من هر روز یه لیتر آب در هاون میکوبم . اگه تغییری مشاهده کردم و به مطلوبی رسیدم که چه خوب ! اگرم بی نتیجه بود که چیزی رو از دست ندادم !
مومن ! زندگیتو از دست دادی ! همه فرصتی که خدا بهت داده برای زندگی از دست دادی. خودتو محدود به محدودیتهایی کردی که معلوم نیست اصلا خالق این سیستم میخواسته ما به اونا محدود بشیم یا نه.
بزرگترین مغلطه ای که میشناسم اینه که میگن “خدا فرموده … ”
خدا هیچ وقت چیزی نفرموده ، هر چی به خدا میبندیم تعبیر ماست. هیچ کس نمیتونه ثابت کنه که خدا چیزی فرموده باشه.
فقط خواهشم اینه که اگه لطف کردین و جوابی به من دادین دست به دامن مسایل “ایمانی” نشین. قضیه ایمان با علم کلا جداست. لطفا استدلالات عقلی مطرح بفرمایید. اگه مثل بعضی از مذهبیونی که باهاشون برخورد داشتم عقل رو قبول ندارین که بحثی نداریم چون از دید من “همه ابزاری که ما برای کشف حقیقت داریم عقله ولاغیر”
گویا تعداد کامنتها که زیاد شده دیگه بعضی دوستان حوصله خوندن قبلی ها رو ندارند و فقط حرف خودشون رو میزنند وتشریف میبرن.
آقای کامرانی(۱۳۴) و هر کسی که با این استدلال خیلی محکم! ایشون به اسلام شیعه ۱۲ امامی چسبیده:
۱- لطفا از اول بقیه کامنتها را بخونید
۲- در کامنت ۱۲۶ خدمت شما گفته شده که این استدلال شما چقدر محکم هست! یک نگاهی بکنید.
۳- حالا شما به این راه اعتقاد دارید، چرا بقیه رو که اعتقاد ندارن واگذار نمی کنین به خود خدا تا در این دنیا یا اون دنیا هر طور صلاح دونست پدرشون رو در بیاره! چرا باید بکشین و حلق آویز کنین و گردن بزنین؟ مگر نمیگین که میرن جهندم! خوب بزارید برن. از چی میترسین؟
۴- بقیه دوستان هم که مطلب رو میخونن لطف کنن این لباس و پشت و رو نپوشن! نمیشه که شما اول فرض میکنی دین و باورت درسته بعد میای به این نتیجه میرسی که بقیه دروغ هستن! بعد هم بر میداری از همون دین و باور استدلال میکنی. الان یکی بیاد بگه من پیغمبر هستم و اینم کتاب آسمانیم، بعد شما بپرسی از کجا؟ بگه تو کتابم نوشته شما قبول میکنی؟ (-:
همه حرف هم اینه که شما بفرمایید برید اون دنیا همن بهشتی که توش پر از حوری و شیر و عسل و هر نعمتی که میگید هست! با بقیه مردم چکار دارید که هرکی بگه بالای چشم حضرت ابرو بود باید شاهرگش رو بزنید.
چه خبره اینجا !!!!!
خوندن 136 تا کامنت اونم تو دو سه ساعت یه کم آدم باید مخلص باشه ! البته به زبون اون ور آبی ها
اما چون قبلا عین همین بحثای بی انتها را تو یه سایت ضد مسیحیت با اونا کرده بودم برام جالب بود ببینم خودمونیا چه جوری بحث می کنند دیدم کپی برابر اصل گفتم بذار تجربه مو برای هر دو طرف بگم و خیال همه اونهایی که فکر می کنند این بحثا به جایی می رسه راحت کنم 136 کامنت که سهله 136000 تا هم که بشه قصه قصه خر عصاریه
اینجور جاها دو دسته اصلی نقش بازی می کنند و بقیه هم برای اونا مهمات میارن البته هر کسی برای طرف مخالفش
دسته اول اونایی هستند که انتخاب کردن که مخالف خدا و دین و این طور چیزا باشند فرقی هم نمی کنه از چه نوعی منتها وانمود می کنند که مثلا شک کردن چنان قیافه حق به جانبی می گیرن که اگه کسی با طرز فکرشون آشنا نباشه میگه اخی حیوونکیا چه می کشن این ننه مرده ها از درد حقوق بشر و اینا
همچین قیافه روشنفکری به خودشون میگیرن که فکر میکنن چیزایی رو کشف کردن که تا حالا هیچکی نمیدونسته خبر ندارند که فرعون و نمرود ابوجهل هم همین چیزا رو نوشخار میکردن
همیشه سعی می کنند توپ تو زمین حریف باشه چون اینطوری احتمال گل خوردن کمتره نهایتش حریف توپو تا وسط زمین دفع می کنه و اینا دوباره یا تو عمق پاس میدن یا از جناحین سانت می کنند البته اگه زورشون برسه
اگه طرفشون یه استدلالی بکنه که قابل جواب نباشه خیلی راحت از کنارش رد میشن شتر دیدی ندیدی همین تلنگر عزیز و نگاه کنید جواب اون کسیکه از مسائل قبل از جنگ بدر و مشکلی که یهودیها با کل دنیا دارند صحبت کردن انگار نه انگار به روی مبارک نمیارن یا میذارن به عهده بقیه هم تیمیا تا اگه گافی چیزی صادر شد ساحت مقدسشون تو جوب نیفته
بعضی وقتا هم اگه کسی پیدا نشه آتو دستشون بده خیلی هزینه نداره خودشون پست می زنند و استدلالای من درآوردی و بقیه ماجرا
شگرد بعدی سعی در ارتباط دادن کسانی که کمی تا نسبتی حرفی برای گفتن دارن با کسانی که خیلی خیلی بی ادبی می کنن در عین حال خیلی هم سفت و سخت از عقاید دینی دفاع میکنند باز اینا هم می تونند از طرف خودشون باشند اینم خیلی هزینه نداره فضای مجازیه دیگه
و یه سری چیزای دیگه که اگه خواسید آدرس می دم برید یه زبون انگلیسی شکسته بخونید
اما این طرف یه عده هستند که با ذهن ساده دین را قبول کردن منظورم اینه که چنان مسئله لزوم اعتقادات براشون روشنه و دو دوتا چارتاست که اصلا براشون این شبهه ها کاملا بی معناست لذا سعی می کنند با همون استدلالای ساده که از فطرت پاکشون جاری شده جواب اینارو بدن مثل استدلال پاسگال وگر یا همین استدلال آقای یا خانم 134 اما خبر ندارن اینا حرفه ایند
دسته دوم هم تمام حرفشون بر اساس نقل قران و حدیثه که وضعش روشنه
اما دسته سوم که استدلالای عقلی و منطقی دارند معمولا یا ایگنور می شن یا حرفشون ابتدا توسط طرف مقابل تفسیر غلط می شه بعد اون تفسیر غلط رو جواب میدن و کاملا از مبارزه پیروز بیرون میان
شاید آقا یا خانم تلنگر و هم فکران مربوطه ادعا کنند که روان مبارک ما از این تهمتها پاک پاکه و محض پیشرفت انسانیت این حرفا رو می زنیم خب خیالی نیست اگه مرد میدون بحث درست حسابی هستید بسم الله
منتها همون طور که در تاپیک چرا خدا یکی است……. اشاره کردم از دقیقه اول اول نه از وسط بازی یا تو وقت اضافه
دینی که ما قبول کردیم از خدا شروع میشه به بهشت یا جهنم هم ختم می شه هر چی بعد از خدا قرار بگیره باید باهاش مچ باشه پس اول خدای ما رو بشناسید و رد کنید بعد یکی یکی مشکلا تون را مطرح کنید و الا اشکالای بعدی رو هواست
تلنگر عزیز یه تاپیک دیگه باز کن (چون این تاپیک خیلی طولانی شده) و اولین اشکالی که از نظر شما به خدای ادیان ابراهیمی وارده رو طرح کن البته بازم میگم اگه واقعا درد فهم داری نه غرض و مرض و خدای ناکرده اینجور چیزا
———————————————————–
تلنگر: آدرس وبلاگ شما چیست؟ خیلی دوست دارم نوشته های شما را بخونم.
پی نوشت: ما هر چه منتظر نشستیم خبری از آدرس وبلاگ شما نشد!!!!
به به واقعا که چند تا مثل تو اسلام نیازی به دشمن نداره چون خود تو محرف و تحریف گری و تو کافر هستی فقط می تونم بگم بهت بگم متاسفم برات . اگه قابل هدایتی که انشالله بشی اگه نیستی ایشا الله تو و اربابات(تو برده شیطان) نابود بشید و لعنت خدا و قرآن و حضرت محمد و امامان معصوم بر تو و اربابات و زیر دستات باد.
ببخشید دیر جواب دادم چند بار سر زدم دیدم خبری نیست گفتم شاید بی خیال جر و بحث و این چیزا شدی(البته فقط به صفحه اصلی نگاه می کردم ) امروز 20/12/86 یه سر زدم دیدم یاور قائم چماق تکفیر و بلند کرده و نمیدونم من و هدف گرفته یا یکی دیگه رو
وبلاگ فارسی ندارم یه وبلاگ انگلیسی تازه راه انداختم البته بیشتر جهت تقویت زبان انگلیسی که قرار بود یکی از دوستان زحمت ادیتش را بکشه که هنوز این اتفاق نیافتاده منم هنوز اونطور که باید و شاید نوشتن و جدی نگرفتم انشاء الله کم کم سعی می کنم به طور مرتب نظراتم را بنویسم اما به هر حال ادرس خواسته بودی چشم خوشحال می شم نظرت را بدونم
——————————————————————
تلنگر: شما بودی چه پاسخی به این یاور قائم می دادی؟
http://kowthar.blogspot.com/
سلام
امیدوارم در مورد کشتار مردم وقبول کردن اجباری اسلام خوب فکر کنید وبه تاریخ نگاه کوتاهی بیندازید
آیادر ویتنام وافغانستان وعراق امرکاییها با کشتار مردم توانستن به منافع خود دست پیداکنند وتبلیغ فرهنگ غربی کنند پس آنهاکه باور می کنند که اسلام با کشتار مردم و زور توانست خاورمیانه رادرعرض ده سال در بر بگیرد اشتباه میکنند
امیدوارم دراین مورد بیشتر فکرکنید
با سلام
حقانیت دین الهی (آنچه خدا برای بشر فرستاده) با معجزه ای که به خواست خدا صورت می پذیرد اثبات می گردد. همان طور که در مورد موسی و عیسی عصایی که به مار تبدیل می شد و زنده کردن مردگان (به ترتیب) یکی از معجزاتشان بود. همه پیامبران الهی قبل از پیامبر اسلام همان طور که معجزاتشان قابل اجرا نیست نمی توانیم به حقانیت آنها نیز پی ببریم مگر از سوی کسی یا چیزی که خود مورد اثبات واقع شده باشد. در مورد پیامبر اسلام معجزه او و در واقع وسیله اثبات حقانیت او قرآن است که خود بیان کرده هر که شک دارد که از جانب خدا است یک سوره مثل آن ارائه نماید. به عنوان راهنمایی می گویم که عربهای جاهلی و برخی از مسیحیان و یهودیان عرب که بسیار مایل بودند تا خلاف حقانیت اسلام و قرآن را ثابت نمایند باز نتوانستند حتی یک سوره مثل سوره های قران را ارائه نمایند، اگر غیر از این بود گوش فلک را کر کرده بودند و این نتوانستن تا امروز ادامه دارد، اگر غیر از این بود همه ما راجع به آن چیزی می شنیدیم.
جالب است که هم طرفداران خشونت اسلام و هم مخالفین آن یکدیگر را به تاریخ حواله میدهند در حالی که حقیقت فقط یکی است.
جنگ و غارت و کشتار انسانها در راه گسترش اسلام چیزی نیست که قابل کتمان باشد. البته زمینه پذیرش یک دین جدید در ایران زمان صدر اسلام در میان مردم ایران وجود داشت و دین جدید با مقبولیت عامه مواجه شد ولی آیا میتوان برای کشتار 70000 ایرانی در جلولا و 100000 ایرانی در قادسیه انگیزه الهی یافت ؟!!
به 142 : دوست عزیز ! این مغلطه که کسی نمیتواند مانند قرآن بیاورد دیگر قدیمی شده است. مگر کسی توانسته است مانند سعدی سخن سرایی کند یا مانند حافظ غزل بسراید ؟!! یا مانند ویندوز سیستم عاملی عرضه کند ؟ یا مانند انیشتن نظریه ای مطرح کند یا …. پس همه اینها معجزه اند ؟!!!
پس همه اینها مجازند که اموال مردم را غارت کنند ، زنان آنها را به اسیری ببرند و طرز فکر خود را به زور به بقیه بقبولانند ؟!
اگر اشتباه میکنم صمیمانه استدعا دارم مرا راهنمایی کنید
در قرآن در سوره لقمان آمده است ما خورشید و ماه را مسخر ساخته ایم تا هر یک تا زمان معینی گردش کنند ! این چه خدایی است که نمیداند خورشید حرکت نمیکند ؟ در این سوره یکی از نشانه های قدرت الله را حرکت کشتی در دریا میداند ! همچنین در سوره کهف که کپی برداری از روی تورات است آمده است بعضی میگویند آنها 3 نفر بودند و با سگشان میشوند 4 نفر بعضی میگویند آنها 5 نفر بودند باسگشان میشوند 6نفر و بعضی میگویند آنها 7 نفر بودند و با سگشان میشوند 7نفر ! جالبه که الله حتی تعداد آنها را هم نمیداند که چند نفر بوده است
با سلام
در پاسخ به 143: از نشانه های معجزات پیامبران خدا این است که اولاً آن معجزه را با این عنوان که معجزه رسالتشان است ارائه می کردند، ثانیاً با این ویژگی که کسی نمی تواند همانندش را بیاورد. در مورد آثار شعرا، اختراعات دانشمندان و غیره، آیا کسی از آنها با این عنوان که این اثر معجزه است و کسی نمی تواند همانندش را عرضه نماید، به ارائه آن پرداخته است؟
در پاسخ به 144 و امثال او: از آنجا که صحبت درباره هر چیزی به دانش مربوط به آن نیاز است، لطفاً قبل از طرح سوال خود یا به آن دانش مجهز شوید یا از عالمان آن رشته سوال نمایید. مثلاً کسی که در برابر این واقعیت که زمین کروی است می گوید زمین مسطح و صاف است زیرا که بر روی آن می توانیم راه برویم، مشخص است که معلوماتش در این زمینه بسیار اندک است.
در پاسخ به 145 :
عزیز دل برادر ! گمان میکنید در مواردی که مطرح کردم ( شعرا و دانشمندان و … ) چون آنها مدعی معجزه نشده اند پس با معجزه جاوید شما قابل مقایسه نیستند ؟!
البته که پیامبران مدعی معجزه میشدند و آنرا به خدا نسبت میدادند چون از جهل مردم همواره استفاده میکردند. شما دارید یک چیز را بوسیله خودش اثبات میکنید. لطفا راستگویی پیامبران را اثبات بفرمایید بعد از گفته هایشان نتیجه بگیرید. شما فرموده اید “از نشانه های معجزات پیامبران خدا این است که اولاً آن معجزه را با این عنوان که معجزه رسالتشان است ارائه می کردند، ثانیاً با این ویژگی که کسی نمی تواند همانندش را بیاورد.”
1- اینکه عملی را معجزه بنامی که کار سختی نیست. هر کسی میتواند دروغ بگوید
2- همان طور که گفتم هزاران کتاب ، نظریه و … وجود دارد که کسی نتوانسته بهتر از آن بگوید. پس فرق مواردی که مطرح کردم با معجزات جاوید شما چیست ؟
لطفا استدلال بفرمایید. استدلال ! از دیدگاه یک مومن به قضایا نگاه کرد همواره به تعصب منجر میشود.
با تشکر
اول یکمطلب از یک وبلاگ:
مارکس در جوانی خود گفت: ” نقد مذهب اساس هر نقد ديگر است”. به اين معنی که مذهب نوعی شناخت خيالی از جهان است. اين خيا ل دو منشا دارد: ضعف انسان در مقابل طبيعت و آشفتگی روابط اجتماعی، ترس از طبيعت يا بی توجهی به آن، ناتوانی دز تحليل روابط اجتماعی يا نايده پنداشتن آنها، انسان را بر آن داشت تا با آفريدن تصورات خيا لی سعی کند نيازهايش را در جامعه بر اورده و آنها را وقف اين حقيقت موهوم کند و در پيشگاه آفريده های خويش زانو بزند. ريشه ی اين آفرينش در نيا ز عملی انسان برای يافتن سمت و سوی خويش – كه به نوبه اي از شرايط تنازع بقا ناشی می شود – نهفته است.(red-eagles.blogfa.com/post-138.aspxمنبع)
سوال شما درمورد اسلام است.اما ایا بهتر نیست از ریشه مورد بررسی قرار گیرد -مثلا از وجود خدا تا بعدش در مورد اسلام یا…
خدا (؟)در قران مگوید (لا اکراه فی دین)یعنی در دین هیچ اجباری نیست اما در جای دیگر مگوید هر کس از اسلام خارج شد رو با تهدید مرگ برگردونید اگر برنگشت بکشید و محمد مگویید با شمشیر اسلام رو گسترش دهید (همان گونه که گسترشدادندبا زور شمشیر وبردها وکنیزان بسیاری رو گرفتند-رجوع کنید به کتاب های تاریخی) حال من در این جامعه خودم چگونه متوانم بگوییم که اسلام و نه خدا رو قبول دارم؟
برای افرادی که که هر هفته ساعت ها دروس معارف دارن این همه آخوندها و… واز طرفی نمی گذارند صدای مخالف به گوشمان برسد چگونه مخواهید قضاوت درست کنییم؟ جاب است بدانید که من با قران (انجاهایی که مگویید فکر کنید بیندیشیدو….)از اسلام خارج شدم.
این سوال رو حتما جواب بدید!!!!
اگر اسلام ان قدر غنی است که که جوامع رو تحت تاثیر قرار مدهد (انگونه که آخوندها می گوییند )پس چرا ندای مخالف نمی رسد وهر سایت یا وبلاگی رو فیلتر مکنن ولی در جوامع غربی سایت های اسلامی باز است
ولی مردمان انجا جز تعداد محدودی علاقه ای به اسلام نشان نمی دهند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پس بیاید که ندای مخلالف روهم بشنوییم و بی تعصبانه و عاقلانه فکر کنیم وتصمیم بگیریم(یک ایه از قران:”چرا نسبت به انچه نمیدانید مجادله می کنید؟”و”از انچه که بدان علم نداری پیروی نکن”)
برای اطلاعات بیستر به وبلاگ زیر مراجعه کنید
http://fork.blogfa.com
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود
همونطور که مستحضرید یک پای عقل هم میلنگه چرا که در مسلمات به
نظر علمی هم مثل ریاضیات و هندسه و فیزیک و غیره چندین بار تجدید نظر شده. بنابراین بحث منطقی حتی در اصول علمی هم نمیتوان داشت برای روشن شدن مطلب یک مثال ساده میزنم
فرض : شخصی میگوید من دروغگو هستم
نتیجه1 : شخص دروغگوست.
تناقض : اگر شخص دروغگوست پس چطور به درستی به دروغگویی خود اعتراف کرده
نتیجه 2 : شخص راستگوست
تناقض : اگر شخص راستگوست پس جمله او که دروغگوست صحیح است
میبینیم که تمام تئوری ها از دین گرفته تا لیبرالیسم و کمونیسم و اومانیسم و دموکراسیی و غیره ابزاری برای زندگی بهتر هستند که اگر از این ابزار درست استفاده شود زندگی با بهروزی همراه است و اما اینکه چطور میتوان درست استفاده کرد و راه تشخیص آن چیست تنها از طریق احساس میتوان به این نتیجه رسید. یک دکتر میتواند با نیت بد از دموکراسی برای کشتن شخصی استفاده کند و یا یک روحانی از دین برای تخریب انسانی .
aleeeeeeeeeee bod
از بیامبر برسیدند اسلام واقعی چیست؟ فرمود اسلامی که در آن گرسنه ای را سیر کنیودر بین مردمی که میشناسی ونمی شناسی آرامش بگستری.
امیدوارم طولانی نشه، بحث شما از یک بحث منطقی به موارد غیر منطقی کشیده شد. برای افرادی مثل “مرتضوی” واقعا متاسفم.
اگه سالها بحث کنی، هر بحثی به نتیجه برسه بحث دینی به نتیجه نمی رسه. چیزی که مسلمه، اینه که اسلام امروز آمیخته به خرافاته. حالا از اول چی بوده مهم نیست، چون دیگه این اسلام اسلام اول نیست. حالا بدتر بوده یا بهتر یا هر چی، بهرحال الان اسلام آمیخته به کلی خرافات شده.
اما، من مثل “سلام” فکر می کنم بهتر باشه اول قدم قدم جلو بریم. بحث دینی با کسی که اصولا خدا رو قبول نداره بی فایده است، چون هیچ زمینه مشترکی پیدا نمیشه که روش بحث کرد. سایر موارد هم همینطور.
بحث ها آموزنده است و کامنت ها آموزنده تر. خداوند همه کسانی را که از عقلشان پیروی می کنند (جدای از عقاید دینی شان) دوست دارد. این نظر من بود
به نام او که جان را فکرت آموخت
بحمدالله می بینیم که جوانهای ما آنقدر عاقل و فرزانه و فهمیده هستند که در بی فکری و حمیت جاهلانه کوته فکرانی چون تلنگر و امثال آن سهیم نشوند . ساختن چنین وبلاگی چیزی جز برداشتن درب چاه خلا و فرو رفتن در آن نیست . تلنگر عزیز اگه اهل بحث و یا تحیق و اسلام شناسی بود ابتدا باید خودش به بزرگان مراجعه میکرد و یا مطالعاتش را بیشتر میکرد . اما خودش را غرق در چاه خلا نموده و می خواهد به دیگران نیز بپاشد که زهی خیال باطل . به جوانان عزیز هم عرض کنم همانطور که می بینید مسائلی را که این تلنگر بیچاره وامانده از دین و حد اقل آفرینش ، مطرح می کند آنقدر ساده است که هر صاحب عقل و منطقی براحتی متوجه انحراف شخصیتی اینگونه افراد می شود . لیکن قصد اینها به تزلزل و شبهه انداختن افراد است . حتی اگر تمام پیامبران الهی هم با این افراد عنود صحبت کنند و راهنمایی کنند باز هم چیزی از دین و خدا نخواهند فهمید . میدانید که در دوران پیامبران نیز این افراد کم نبودند . خدا را شکر دین مبین اسلام آنقدر واضح ، صریح ، شیرین ، بدون شبهه و دقیق همه مسائل از قبل از خلقت تا بعد از قیامت را بیان نموده که جای هیچگونه تردید و دودلی نیست البته اگر منصفانه و آگاهانه بیندیشیم . نظرات اکثر دوستان آنقدر قشنگ و عاقلانه هست که هر انسان خداپرست و خداجویی را به وجد می آورد . نظرات بعضی دیگر نیز بخاطر ضعف شخصیت خودشان است که می خواهند از دین پیزی را داشته باشند که منافع آنها را تأمین نمایند . البته دین اسلام منافع همه را در چارچوب دین تأمین می نماید ولی تلنگرها به اینقدر قانع نیستند . چنانکه می بینید در نهایت به این موضوع اعتراف خواهند نمود . کسی که دنبال یک حقیقت می گردد اگر فرد متفکر و محققی است نزد افرادی در سطح و جایگاه خودش و یا بالاتر جستجو می کند نه در نزد عوام . پس واضح است که تلنگر مآبها به یک تلنگر بند هستند و بس .
———————————————————————
تلنگر: هر چه فکر کردم که اینجا چه بنویسم، دیدم که زبان قاصره از جواب به جملات خصمانه و آلوده به فحاشی تو. ولی یک نکته برایم خیلی خیلی جالب بود.
تو اول برای ارشاد مردم اینطور شروع میکنی: “به جوانان عزیز هم عرض کنم ….” و در پایان میگی: “اگر فرد متفکر و محققی است نزد افرادی در سطح و جایگاه خودش و یا بالاتر جستجو می کند نه در نزد عوام” یعنی کسانی که اینجا را میخونن یا نظر میدن(به غیر خودت!) همه عوام هستن و هیچ کدوم ارزش ندارن که با هاشون تبادل نظر کنم.
این نشون میده که تو و همفکران تو چگونه به زبان چیزی را میگین در حالیکه اعتقاد قلبی تون چیز دیگری هست. به زبان “جوانان عزیزند” و در قلب و ذهنت “عوام”. تو و امثال تو همه را احمق و عوام فرض میکنید و میترسید که گمراه شوند چون معتقد نیستید مردم شعور دارن و میتونن خودشون انتخاب کنن چی درسته چی غلط.
با تشکر از جواب هوشمندانه تلنگر به 152 !
تعصب بیماری فلچ فکر است. تا جایی انسان را پیش میبرد که حتی از نقد بازمیماند.
افرادی مانند آقا یا خانم 152 به هر سوال بی جوابی در مورد اسلام و دین برمیخورند حتی از طرح آن در فضای آزادی مانند اینجا میهراسند. گمان میکنند “پیامبران الهی” حرف اول و آخر را در تمام مسایل میزنند که میفرمایند “حتی اگر تمام پیامبران الهی هم با این افراد عنود صحبت کنند و راهنمایی کنند باز هم چیزی از دین و خدا نخواهند فهمید” !
خصوصیت دیگر آنها بی ادبی است. ممکن است در ابتدا ادب را حفظ کنند ولی پس از چند بار بحث ، پرده ها را کنار میگذارند و از بکار بردن الفاظی مانند “کوته فکرانی چون تلنگر” و “تلنگر بیچاره” اصلا ابایی ندارند.
نظرات کسانی که مانند انها میاندیشند “قشنگ و عاقلانه” است و بقیه
دچار “ضعف شخصیت” هستند !!
تنها جمله درستی که من در متن ایشان دیدم این است که “البته دین اسلام منافع همه را در چارچوب دین تأمین می نماید”.
البته تسبت این تامین مظلقا مساوی نیست. مسلمانها در انجام فرایض و تبلیغ دین خود آزاد هستند ولی مسیحیان و یهودیان و زردشتیان نه !
نقد به همه غیر از بزرگان اسلام اشکالی ندارد!
بیان تاریخ اگر جایی موجب تضعیف چایگاه اسلام شود یا جایز نیست یا از دم آن تاریخ مردود است. راوی دروغگو بوده است !
حتی یک لحظه به خود اجازه نمیدهند که به باورهای خود شک کنند و برای دفاع از انها استدلال بیاورند.
به نظر من خصوصیت دیگر آنها این است که تمام کسانی که به دین و اسلام و نقد دارند افراد بوالهوس بی اخلاقی هستند چون اخلاق را فقط در چارچوب دین جستجو میکنند.
به نظر من هیچ دینی زیر چاقوی استدلال دو دقیقه هم تاب نمیآورد ولی در این میان اسلام چون خشونت را هم به سختی اعمال میکند گسترش یافته است. وگرنه شما کجا شنیده اید که مثلا مسیح شمشیر دست گرفته باشد و هر کس که حرف او را نپذیرفت از دم تیغ بگذراند ؟!
این خشونت در یهودیت هم نمود کامل دارد.
به هر حال من از تلنگر ممنونم و واقعا از طرح بحثهای آزادی اینجنین ، لذت میبرم.
با تشکر
من بیشتر نظرات رو خوندم . تو چندتاش نوشتن اسلام واقعی یعنی قرآن.
منم همینو قبول دارم.
ولی از کجا معلوم که این قرآن قرآن واقعیه؟!!؟
اگه اسلام واقعی اینی باشه که ما می بینیم به نظر من قرآن رو هم تحریف کردن و قرآن واقعی نیست و یه قرآن آخوند سازه.
موضوع جالبی بود بنظرم باید یه باز بینی تو اعتقاداتم بکنم
برای افرادی که برای اثبات حقانیتشون به فحاشی متوصل میشن متاسفم
سلام
وبلاگ خيلي عالي داري راستش جند وقت بود دنبال جنين وبي مي گشتم راستش درباره اين پست نظر خاصي ندارم ولي درباره پست اسلام واقعي كجاست تا بخواي حرف مي زنم
چند سال پيش وقتي سال دوم دانشگاه بودم يه فرصتي از كنكور و درس و… پيدا كردم كه ايدولوژي خودم رو تعيين كنم شروع كردم به خوندن كتاباي ماركس و انگلس و سارتر و ليبراليسم و اومانيست و…ولي براي بدست آوردن تفكر واقعي هيچ يك از اصولش رد يا قبول نكردم بعد كتابهاي راجع به مسيح و يهودت خوندم(اين دو دين واقعا تاريخ مصرفش موم شده)بعدا از استادم خواست كه به من كتاب يه اسلام شناس معتبر رو معرفيكنه ايشان اقاي شريعتي رو معرفي كرد من بين تمام ايدولوژي هاي جهان و ايدولوژي اسلام رو نسبت به بشريت و جامعه مقايسه كردم و واقعا باتمام آزادي عقل ايدولوژي “واقعي”اسلامي بشريت و جامعه رو پذيرفتم
ولي مشكلي داشتم نسبت به”بريدن دست دزد” و “كشتن كافر” و…..
دراين مورد خودم تحقيق كردم قبل ررسيدن به پاسخ سوالات بالا متوجه دو نكته اساسي شدم
1.تمامي احكام قرآن در قرآن است.
2.حضرت محمد هيچ حلال يا حرامي نمي تواند تعيين كنند
يا
1.احكام تشريعي(در قرآن امده و آيات محكمند)
2.احكام تكويني(بوسيله عقل انسان تعين مي شوند و قابل حذف يا تغييرند هرچند اين حكم را رسول خدا تعين كنند اين احكام يا قواننين نسبت به زمان مكان تغيير مي كنند)
برگرديم به سوال بالا در مورد جنگ يا كشتن كفار:اسلام قوانين در مورد جنگ آورده
1.اگر حمله(اقتصادي و نظامي) كردند از خود دفاع كنيد و اگر پشيمان شدند جنگ را قطع كنيد
2.دشمني با قومي شما را به جنگعليه انها وا ندارد با انها به عدالت رفتار كنيد
3. و……
در مورد سنگسار اصلا كلمه رجم=سنگسار در قرآن نيامده و گفته شده اگر چهار شاهد عيني يافتيد كه بگن اين افراد زنا كردند آن ها را د مقابل عده اي مسلمان صد تازيانه ببزنيد
(گفتن ا نكته لازمه كه در احكام قضايي اسلام براي اثبات هر چيزي عينيت يعني شهادت فردي كه بطور مستقيك عمل رو ديده لازمه)
جالبه كه همه ميدونن هيچكس عمل زنا رو در مقابل ديدگان چهار فرد انجام نميدن در واقع اين حكم يك حكم بازدارندهاز انجام اين عمل است
در مورد بريدن دست دزد بگم كه اين مطلب طولانيه و اگر بخواي و به زبان تركيه آشنايي داري من سايتي در اين مورد معرفي كنم تا برات همه مسائل حل بشه.
حضرت علي:هيچكس جز من جرات نم كرد چهار هزار قرآن خوان مقدس نما و كساني كه جاي مهر بر پيشاني نقش بسته در جنگ بكشد
راستي مشكل اصلي ما روشنفكران در اينه كه همه از هم دور افتاديم و داراي نظام فكري مشخص(هرچند درست)نيستم
———————————————————————————-
تلنگر: خوشحالم که نظر شما را در اینجا دارم و خوشحالم که شما اهل فکر و تحقیق و بحث منطقی هستین.
من یه پیشنهاد برای شما دارم. با توجه به اینکه تحقیق و مطالعه کردین، از شما یه خواهش دارم تا درمورد ماركس و انگلس و سارتر و ليبراليسم و اومانيسم مختصرا بنویسین(چکیده حرفهاشون در حد 2 تا 3 خط). من نوشته شما را به عنوان یک پست جدید میگذارم بعد من و شما و بقیه خوانندگان میتونیم روی اینها بحث کنیم. اگر موافقید (امیدوارم خواهش من را بپذیرین) در مورد هر یک از ایدئولوژی های مختلفی که مطالعه کردین، 1) مختصرا توضیح بدین که حرفشون چیه؟ 2) خوبی/خوبی های اون ایدولوژی از دید شما چیست؟ (اگر خوبی هست) 3) بدی/بدیها اون ایدوئولوژی هم از دید شما چیست؟ (اگر هست)
اینطوری بهتر و منطقی تر می شه بحث کرد و این نوشته شما باعث میشه که بقیه هم در مورد این ایدئولوژی ها بدونن.
واقعا همه ایدوئولوژی های جهان را با اسلام مقایسه کردین؟ این کلمه “تمام” با دقت گفتین یا بی مهابا گفتین؟ بررسی “تمام” ایدوئولوژی ها فکر نمی کنم با میزان عمر انسانهای کنونی مقدور باشه! میتونین برای ما نام تمام ایدئولوژی هایی که بررسی کردین را بشمارین.
در مورد گفته های دیگه شما هم نظرات مخالفی دارم ولی ترجیح میدهم اول شما به موارد بالا لطفا پاسخ بدین بعد وارد بحث های بعدی مثل جنگ مسلمانان و سنگسار و … بشیم.
همچنین میتونین بگین که منبع این حرفی که از حضرت علی در مورد کشتن مقدس نما ها گفتین کجا/چه کسی یا چه کتابی هست؟
آقا ابوذر گل الان با این چیزایی که شما نوشتی یعنی اینکه روشنفکری؟!
خودت خندت نمیگیره از روشی که برای پیدا کردن حقیقت اسلام انتخاب کردی؟
از استاد دانشگاه جمهوری اسلامی خواستی بهت کتاب اسلام شناسی معرفی کنه اونم شریعتی رو معرفی کرد؟(-:
هر چه میخواهد دلت تنگت بگوُ ولی لطفا روشنفکری رو به مسخره نگیر!
من حقيقتش خيلی وقته که با سؤالاتی از اين قبيل آشنا هستم و برای خودم دنبال جواب ميگردم.
اين پست هم جواب خيلی مشخصی به هيچ چيز نيست،فقط ميخوام بدونم نظر دوستان چيه در اين موارد.
من واقعاً در مورد بعضی از سؤالات در مانده شدم.
قران دارای بسياری از حرف های عجيب غريب هست.اما خوب انصاف هم داشته باشيم که اين مقدار نسبت به حجم قران بسيار کمتر هست.(حالا درسته اون بقيه يا داستان هست يا پند های اخلاقی)
حالا شايد بعداً تناقض آنها هم مشخص بشه اما خوب واقعاً اين کتاب رو کی گفته؟
خدا؟محمد؟يا خدا گفته و جعل شده؟
در مورد اون دوستانی که ميگن محمد گفته.چه استدلال تاريخی دارن؟
چون به نظر من واقعاً گفتن اين کتاب از عهده يک نفر بر نمياد(در مورد بقيه کتاب ها خوب چرا دارای چنين نثر سنگينی نيستن؟).
در ضمن اگر محمد بيسواد نبوده،صد در صد صدای کفار بلند ميشده.
اما ميبينيم که حداقل در قران هيچوقت از طرف کفار چنين حرفی زده نشده که مثلاً خوب اين محمد که سواد داشته و اينها رو گفته؟
يا مثلاً چرا شخص ديگری چنين منظومه اي رو نسروده؟
چرا اگر همه اين حرفا چرت پرت بوده اينهمه مسلمان داريم ما؟
يعنی در طول تاريخ ديگه ما شاعری بهتر از محمد پيدا نکرديم؟
من نظر اميختگی حرفهای محمد با قران رو بيشتر ترجيح ميدم.اما باز هم نميدونم واقعاً اين قران پس کار کی بوده…
نقاط ضعف ديگر هم که بسيار هست که خوب دوستان در اين ضمينه خيلی موارد رو گفتن.
مثلاً اگر من خدا بودم به جای اينکه اينهمه داستان های تورات رو بگم و بعدش بگم که شما اينها رو نميدونستيد و خدا دانا است.
ميرفتم داستان اسکيمو ها يا ازتک ها رو ميگفتم،اونوقت همه ميگفت آفرين.
تعريف داستان هايی که همه اون رو ميدونن واقعاً نشان از چی ميده؟!
بگزريم.
يک نکته اي هم ديدم و اون مخالفت خيلی ها با تفسير و اينکه چه نيازی به تفسير هست و اينکه تفسير با هر زمان عوض چه چه چيز احمقانه اي هست و.. ديدم.
(هر وقت اين مسواک رو ميشنوم خندم ميگيره)اين که منفعتش بيشتره که!
به نظر من واقعاً تفسير چيز خوبی هست.از اينهمه بحث الان چه نتيجه اي گرفتيم؟
کسی برد يا بخت؟يا اصلاً يک عده از دين برگشتن يا ديندار شدن؟
ميدونيد يک مشکلی که اين بحث ها و دين خودش داره اينه که خيلی با استدلال نميشه واردش شد.
خيلی ها ديندار هستن و دوست دارن که باشن،حالا هر استدللی بيارين.
خوب اين هيچ ضرری برای کسی نداره،مگر وقتی که بخوان بعضی از دستورات دين رو که به ضرر يک عده ميشه رو انجام بدن،مثل همين جمهوری اسلامی.مثل کشتن کفار!
مثل حد زدن بدبختی که تو خونش شراب خورده!که اگر سه بار ديگه هم بخوره ميشه راحت سر شراب خوردن بفرستيش قبرستون!
من تنها راه حل اين مشکلات رو همون تفسير ميدونم.
واقعاً چه اشکالی داره که همه قران ها از اين ببعد به جای اينکه بگن،زن را بزنيد بگن زن را پند بديد؟
يا اينکه تفسيرش اين بشه که با مسواک بزنينش
از اينکه خدا گفته زمين يک شرق و يک غرب داره(سوره 26 آيه 28) و 1000 سال قبل از روی اين تفسير کنن که خوب اين يعنی تائيد حقيقت مسلم که زمين مسطح هست،چرا بايد ناراحت شيم؟
و چرا بايد از اينکه 1000 سال بعد، وقتی استدلال کنن که خدا گفته زمين دو شرق و دو غرب داره و معنيش اينه که زمين گرده،ناراحت شيم!
خوب ديندار ها ميخوان که کتابشون رو با زمان تفسير کنن.من مشکلی در اين نميبينم واقعاً!
از نظر من نفع اينکار بيشتره،درسته که اين حق رو به بی دين ها ميده که هزار تا استدلال بيارن که خوب اين چه کتابی هست،و اينکه کل کتاب دروغ هست،
اما يک سؤال اينجا پيش مياد،اگر نيازی به دين نبود چرا اختراع شد؟چرا هنوز عده زيادی ديندار هستن؟آيا واقعاً بشر با عقلش ميتونه همه چيز رو تائيد و يا رد کنه؟!
من با برخوردی که در طول عمرم با مردم داشتم مطمئن هستم که عده زيادی هستن که هيچ بويی از استدلال و منطق نبردن،خيلی راحت تر ترجيح ميدن که يکی بهشون بگه اينکار رو بکن،اينکار رو نکن!
اين افراد از 1000 سال پيش اکثريت مردم رو تشکيل ميدادن،تا 1000 سال ديگه هم همينجور هست که هست!
حداقل تفسير به روز کردن و تطبيق دادن قران با موارد روز برای اين افراد و کل جامعه کلی مزيت داره!
اگر يک روز بشه که همه مفتی ها و مراجع بگن که سوره توبه که همش حرف از کشتار هست برای زمان محمد بوده و الان حکم لا اکراه فی الدين هست آيا شما مشکل داريد با اين؟
نميدونم به هر حال من فکر ميکنم،تبديل اين دين به دينی نو و جديد خيلی راحت تر هست تا اينکه کلش رو کنار بگزاريم.
از نظر من وجود افرادی مثل سروش بيشتر مفيد به حال جامعه هست و آينده اين مردم تا افرادی مثل آرش بيخدا (http://www.efsha.co.uk/).
به نظر من اسلام واقعی اونوقت اون چيزی ميشه که منافع همه رو در بر داره،اسلامی که زور نميگه،ولايت فقيه نميسازه و با زمان سازگار ميشه.
اما خوب هنوز از ديد من ساخته نشده!
ببخشيد اگر انسجام نداشت يا از نظر شما بيربط بود يا چرت پرت.
دوست عزیز در نیت خوب شما شکی نیست. ولی میشه بگی چرا باید بجای رد کردن چیزی که سراپا دروغ هست و نتایج عملیش هم جز بدبختی و فقر و بیچارگی چیز دیگه ای نبوده راه تفسیر و بقول شما سازگار کردنش با اوضاع زمانه رو پیش بگیریم؟
نکته اینجاست که وقتی شما پای تفسیر رو پیش میکشی باید متوجه باشی هرکسی میتونه تفسیر خودش رو داشته باشه. بقول شما این ایرادی نداره تا وقتی ه در دایره دل خود شخص هست ولی زمانی که قرار شد یک مملکت بر اساس این قرآن و تفسیرش اداره بشه و قوانین همه معطل باشن ببینن در تطابق با قرآن هستن یا نه اونوقته که مسیله شروع میشه!
چرا اینجا کسی از ادیان دیگه حرف نمیزنه؟ بخاطر اینکه ارتباطی به ما نداره که آزتکها چه دینی دارن! مگر اینکه در رشته شناخت ادیان بخوایم درس بخونیم! ولی جدای از اون نقشی در زندگی ما نداره. حتی کسی از دین زرتشت هم حرفی نمیزنه یا یهودیت یا مسیحیت (البته بجز برادران و خواهران مسلمان که اینها رو هی پیش میکشن که ثابت کنن اسلام بهتره!) چون اونها نقشی در وضعیت فعلی ایران ندارن در حال حاظر!
برخلاف شمامن معتقدم افرادی مثل سروش افرادی کم مایه هستند که گوشه ای از تمدن و فهنگ و علم غرب رو دیدن و در عین حال میخوان یک کاربردی برای باورهایی که از بچگی باش زندگی کردند پیدا کنن. این آدمها خیلی هم خطرناک هستند و به نظر من از اون امام جمعه خشکه مذهب متعصب که به ریشه های اسلام آویزون میشه خطرناکتر هستن. چون اون آدم با گذشت زمان و افزایش درک مردم جایگاه و در نتیجه تاثیر مخربش رو از دست میده ولی آدمی مثل سروش هر دوره رنگ عوض میکنه تا جای خودش رو نگهداره. اتفاقا میتونی خیلی راحت این موضوع رو را نگاه کردن به سیر پیشرفت آقای سروش ببینی. این آدم کسیه که در اول انقلاب بهترین اساتید این مملکت رو از دانشگاه به اسم اسلامی کردن بیرون کرد. ۳۰ سال گذشت تا شعورش و بلوغش اینقدر برسه که حالا غیر مستقیم قبول میکنه که اشتباه میکرده. سعی میکنه منکر نقشش بشه و خودش رو کنار بکشه.
اینو بدون حرفهایی که آقای سروش میزنه حتی یک کلمش چیز تازه ای نیست. همون حرفهایی هست که از ۱۰۰ سال پیش خیلی ها گفتن و بخاطرش هم کشته شدند. اگر میبینی غربی ها به این آدم جای تدریس در دانشگاه میدن یا… بخاطر اینه که میدونن این آدم یک جریانهُ و اونها میخوان این جریان رو بشناسن پس نه تنها به این آدم بلکه به خیلی های دیگه که اصلا قبولشون هم ندارند (اگر داشتند که همه شاگردای سروش باید میرفتن مسلمون میشدن!) اجازه میدن بیان و جریانات مختلف فکری رو که در ایران (یا کشورهای دیگه) وجود داره مطرح کنن و در واقع برنده واقعی اونها هستن که از این وسط باز هم متخصصینی براشون در میاد که منطقه و آدماش رو بهتر بشناسن و ارزیابی کنن.
وجود آدمی مثل آرش بیخدا بنظر من خیلی ذیقمت هست چون با وجود همه مشکلاتی که داره سعی میکنه تا جایی که میتونه عده ای رو روشن کنه. بله با یک گل بهار نمیشه ولی اینو باید بفهمیم که اگر همین آدما نبودند که به اندازه کافی تفکر مخالف و آزاد رو به جامعه تزریق کنن تا الان ایران هم شده بود مثل افغانسات طالبان! این چیزیه که همه این مسلمونای عزیز فراموش میکنند.
در واقع همه کسایی که توی ایران خودشون رو مسلمون میدونن و به ریش طالبانی ها میخند و متحجر صداشون میکنن و حرف از اصلاحات و اسلام صلح و … این حرفها میزنن به روشنفکرهای سکولاری که باعث میشن همیشه آنقدر نیروی لازم برای ایجاد تعادل و نیافتادن جامعه در راه افراط اسلامی وجود داشته باشه مدیون هستن.
این رو خیلی ساده میتونی با نگاه کردن به دنیا ببینی. هر کشوری که روشنفکر کمتری داره (دقیقا از همون نوعی که همیشه متهم به غربزدگیه!) وضعیت بدتری داره!
و از قضا بهترین شرایط رو این مسلمونای عزیز در جاهایی دارند که سکولارترین کشورها هستند.
چیزهایی هم که گفتی در مورد قرا« بنظر من خیلی بزرگنامایی کردی!
قرآن در مقابل شاهنامه فردوسی یا خیلی آثار ادبی بزرگ دیگه هیچی نیست! موضوع اینه که با همون تفسیری که گفتی میان برات از دل هیچی حرفهای گنده در میارن!
الان عقل تو قبول میکنه یکی کتاب بنویسه توش بگه “الم” بعد بگی این یعنی چی برداره برات تفسیر کنه؟ حتما نه. ولی این مردمی که از بچگی مغزشویی شدن تا به هیچ باوری شک نکنن و حاظر نیستن قضاوت منطقی (منطقی یعنی مستند به چیزی که میشه اندازه گرفت! نه عالم الهی که هیچکس دسترسی نداره) فکر کن، هر روز یک چیز تازه ای اختراع میکنن و تفسیر تازه میگن تا بتونن به باورهای دروغ پایبند بمونن.
رسیدن به این موضوع خیلی ساده است به یک مسلمون بگو، چندتا کتاب به من معرفی کن که اسلام رو نشون بده! اول میگه قرآن بعد وقتی میگی قرآن که تفسیرش میکنین خوب کدوم تفسیر بعد میگه خوب مثلا فلان تفسیر … و همین هی ادامه پیدا میکنه چون نمیتونه چیزی رو که ادعا میکنه آسمانی و مطلق هست و از طرف خدای دانای مطلق! دقت کن مطلق! آمده ثابت نگهداره! هر چیزی که معرفی کنه اینقدر ایراد داره که مجبور میشه برای اونم یک تفسیر دیگه بنویسه!
با گذشت زمان هم مرتب این وضعیت بدتر میشه و ناچار باز هم تفسیر ها رو عوض کنه!
تازگیها حتی ناچارن توی تاریخ هم دست ببرن چون یک چیزهایی هست که با تفسیر خوب هم نمیشه عوضش کرد!
من ۴۰ ساله که میدونم زدن زن وحشیگریُ میدونم آدمها حق ندارن دست ببرن شلاق بزنن آتیش بزنن میدونم کافر بی معنیهُ….
من عالم تر هستم یا اون مفسری که حالا بعد از ۱۴۰۰ سال میخواد یک بخش کوچیکی از چیزایی که من میدونم با تفسیر و آسمون و زمین بافتن به من بده؟! منظورم از من همه روشنفکرایی هست که این چیزا رو با نوشته هاشون به ما یاد دادند.
چرا بجای کنار گذاشتن حاقت باید تفسیر جدیدی ازش درست کنیم؟! بی معنیه.
یک چیزی هم بهت بگم که از روی نوشتت معلومه یک جوان خوش نیت هستی ولی چیزایی که میگی خیلی وقته که هم مطرح شده هم جواب داده شده.
مثلا تعداد آدمایی که به اسلام اعتقاد دارند اصلا ملاک نیست! چون تعداد زیادی همه که خیلی خیلی بیشتر هستن به اسلام اعتقاد ندارن.
بگذار یکجور دیگه برات بگم که این خودش یک دلیل بزرگ برای حماقت دین باورانه.
بزرگترین باور بشر از نظر جمعیت به این ترتیبه:
۱- مسیحیت حدود ۳۰٪
۲- اسلام حدود ۲۰٪
۳- غیردینی ها(کسانی که به وجود خدای مرسوم و پیامبرانش نه میگن) حدود ۱۵٪
۴- هندو ها حدود ۱۵٪
…
میبینی که ما سومین تفکر بزرگ دنیا هستیم! ولی یک چیز جالبتر این هست که بخش بزرگی از دیندارها بیسواد هستند! در مورد مسلمونها چیزی حدود ۵۰٪ بیسواد مطلق هستند! (مطلق!)
ولی در گروه بی دین ها ۱۰۰٪ با سواد هستند! دیگه وارد این نمیشم که تمام دانشمندان دنیا بی دین هستن!
بنظرت کدوم درست میگن؟ گروهی که ۵۰ درصدشون بیسواد هستن یا اونایی که تقریبا ۱۰۰٪ برندگان نوبل رو شامل میشن؟
حالا تو چه انتظاری داری؟ که مردم بیسواد روشنفکری رو تحسین کنند و خرافات رو کنار بزارن؟!
موضوع اینه اگه ما وارد راه آقای سروش یا قبل از اون شریعتی بشیمُ خیلی سالهای بیشتری از ۱۰۰۰ سال طول میکشه تا این عده باقیمونده هم به عقلشون برسه که چرا باید ۱۴۰۰ سال پیش همه چیز یهو از آسمون بیاد تو دست یه نفر!؟ اونم به یه شکلی که هر کسی تفسیر بده بعد بر اساس تفسیر هم آدم بکشه!
از اونطرف هم این رو بدون که آدمایی مثل بن لادن و طالبان و حجمهوری اسلامی هست که اسلام و حفظ کرده و الا اگر این زور ها نباشه ظرف ۱۰ سال این بساط جمع میشه. فقط کافیه به مردم سواد داد خودشون همه چی رو عوض میکنن.
یک چیزی هم بهت بگم که از روی نوشتت معلومه یک جوان خوش نیت هستی ولی چیزایی که میگی خیلی وقته که هم مطرح شده هم جواب داده شده.
مثلا تعداد آدمایی که به اسلام اعتقاد دارند اصلا ملاک نیست! چون تعداد زیادی همه که خیلی خیلی بیشتر هستن به اسلام اعتقاد ندارن.
بگذار یکجور دیگه برات بگم که این خودش یک دلیل بزرگ برای حماقت دین باورانه.
بزرگترین باور بشر از نظر جمعیت به این ترتیبه:
۱- مسیحیت حدود ۳۰٪
۲- اسلام حدود ۲۰٪
۳- غیردینی ها(کسانی که به وجود خدای مرسوم و پیامبرانش نه میگن) حدود ۱۵٪
۴- هندو ها حدود ۱۵٪
…
میبینی که ما سومین تفکر بزرگ دنیا هستیم! ولی یک چیز جالبتر این هست که بخش بزرگی از دیندارها بیسواد هستند! در مورد مسلمونها چیزی حدود ۵۰٪ بیسواد مطلق هستند! (مطلق!)
ولی در گروه بی دین ها ۱۰۰٪ با سواد هستند! دیگه وارد این نمیشم که تمام دانشمندان دنیا بی دین هستن!
بنظرت کدوم درست میگن؟ گروهی که ۵۰ درصدشون بیسواد هستن یا اونایی که تقریبا ۱۰۰٪ برندگان نوبل رو شامل میشن؟
به ۱۴۱ (آرش)
گاهی آدم یک چیزهایی میخونه یا میشنوه واقعا متاسف میشه که چطور از ناآگاهی و بیخبری همچین اعتقاداتی در میاد.
عزیزمُ فتح کامل ایران به تنهایی ۸۰ سال طول کشید. تا آخر هم نتونستن کسی رو بدون زور مسلمون کنند.
جمعیت بزرگی از زرتشتی ها به هند کوچ کردن که میدونی الانم بزرگترین جمعیت زرتشتی در دنیا اونجاست.
هر کسی رو مسلمون نمیشد کشتن. کتابخونه ها رو آتیش زدنُ عبادتگاهها رو با خاک یکسان کردن…
بعنوان نمونه عزیزم این آثار تاریخی قبل از اسلام رو دیدی؟ کاخها و قلعه ها و … اینها رو قبل از اسلام معمارهای ایرانی ساخته بودند درسته؟ چطور ساخته بودن؟ با علم ریاضی، بعد توی کاخ که شاه مینشستُ براش شعر و آواز میخوندن و موسیقی میزدن درسته؟ دانشگاه داشتندُ…
با زبان ساده میگم که راحت باشیم!
حالا شما لطف کن یک خط شعر، یک کتاب در مورد هر علمی، یک طرح بنا، یک نقشهُ یک چیزی از قبل از اسلام ایران نشون بده! همه رو از بین بردن این مسلمین عزیز پیرو دین رحمت!
حالا زحمت بکش برعکس عمل کن! یعنی از عربستان زمان پیامبر یک کتب علمی ُ یک ساختمونی یک بنایی یک معماری … نشون بده! یک کاسه بابا! یک چیزی…!
اصلا میدونی که چرا در اسلام حکمها همه کشتن و شلاق زدن و… اونم بلافاصله! برای اینکه نمیتونستن زندان بسازن! داستان جنگ خندق رو که شنیدی؟ اون رو هم یک ایرانی یادشون داد به عقل حضرت متصل به وحی نرسید!
خدا به همه ما درک بده که سوال کنیم بعد بشماریم اندازه بگیریم و جواب بدیم نه اینکه سریع دست به دامن الله بشیم!
آقا ما که هرچی میگیم شما به تخم خودتونم حساب نمیکنید و باز چرت و پرتای خودتون رو میگید
ما هم که حرفاتون به پشممون هم نیست پس بیاین خودمون رو خسته نکنیم
کسی با این کوس شیرا به حقیقت نمیرسه داش
یه طرف نمیتونن به اعتقاد طرف دیگه توهبن کنن چون خودشون هم ایرانی هستن
ولی طرف دیگه توهین میکنن…چی عایدتون میشه کوچولو ها
من البته “آدم بزرگم”!
چیزایی که به نظر یه طرف منطقی میاد به نظر اون وریا مسخره ست و بالعکس!
خدايي كه كشتن انسانهاي بي گناه را به نام كافر و مرتد و دگرانديش و…
حلال بداند براي من با هيتلر فرقي مي كند!!
اين اخوندها و بچه اخوندها فقط با ايات قران بازي مي كنند براي توجيه بي خود و بي معني چيزي كه مبهم هست!!
حسن ظن عامه در حق اخوندها بیخود است علم اینها بر اساس جهل و نادانی ماست!!!
جز به خودتان یا جز به آنچه ديده ايد باور نكنيد منبر و معبود و الهامی جز این در کار نیست!
خدايي كه كشتن انسانهاي بي گناه را به نام كافر و مرتد و دگرانديش و…
حلال بداند براي من با هيتلر فرقي نمي كند!
اگر در مورد اسلام خواسته باشیم صحبت نمایم بهتر است اولا از مرز ایرانی بودن خارج شده خودرا یک مسلمان واقعی دانسته و اسلام واقعی را مطالعه نماییم نه فقط اسلام منحصر به ایران را چون اسلام ایرانی یا آخندی است ویا شاهی که در هر دو صورت به علت افراطی که در موارد صورت گرفته در مغالطه قزاد میگریم .
یکبار دیگر: در مورد نکات 7 و 8 میخواهم بگویم که اسلام هیچگاه طرفدار آشوب و نزاع نبوده بلکه هر مشکلی که شکل گرفته از اساس عقاید سست نسبت به اسلام و اهداف شخصی بعضی افراد وقت میتوانسته باشد . به قول شاعر :
اسلام بذات خود ندارد عیبی – هر عیبی که هست در مسلمانی ماست
آقا احسان گوش کن ای محروم.
ببینم واقعا در قدیم که جنگهای تن به تن و فجیعی بوده فکر میکنی چندتا ادمو میتونستند اسیر کنن بعدشم مگه تو نمیدونی پیامبر قبل از هر جنگی به دشمنان پیغام میداده و از اونا میخاسته که یا مسلمون بشن یه جنگ نکن.پس بدون دلیل و مدر ک اسلامو زیر سوال نبر گرچه که اسلام کنونی تحریف 70 درصدی شده برای عشق و حال بعضی ها تو دنیا.