باور من تحقیقی نیست: من از ادیان و مذاهب دیگر هیچ نمی دانم. همه آنچه میدانم مذهب شیعه 12 امامی است. تا چند ماه پیش نمیدانستم در مذهب شیعه، شاخه اسماعیلیه هم هست که اسماعیل پسر امام جعفر صادق، مانند امام زمان شیعیان 12 امامی از نظرها غایب است و قرار است روزی ظهور کند. حتی نام مذهب های مختلف سنی ها را هم نمیدانم. اگر تحقیق کرده بودم حداقل دو دین را مطالعه می کردم و از بین این دو یکی را انتخاب میکردم. البته از کلاس دوم دبستان تا دانشگاه، کتاب دینی و تعلیمات اسلامی و اخلاق و معارف اسلامی و … را خوانده ام ولی اینها تحقیق نبود، تلقین بود. به من گفتند بخوان تا بدانی چرا باید مسلمان باشی. گفتند که اگر اینها را خوب خواندی و به اسلام نرسیدی، دوباره بخوان، خوب تحقیق نکردی و به من هشدار دادند که اگر در تحقیقت به این نتیجه رسیدی که دینی که ما میگوییم بهترین نیست، بدان که یا کافر محسوب میشوی یا مرتد که سزای هر دو مرگ است. پس این کتابها را خوب بخوان و به این نتیجه برس که باید مسلمان باشی.
باور من تا حدی تقلیدی است: از زمانی که فهمیدم دین چیست، پرسیدن مرجع تقلیدت کیست؟ باید برای خود مرجع تقلید بیابی! البته انتخاب خود مرجع تقلید هم تقلیدی است. شما کسی را سراغ دارید که رساله چند مرجع را خوانده باشد و بعد انتخاب کند؟
دین من تحمیلی است: روزی که بدنیا آمدم، مرا ختنه کردند و علامت مسلمانی را بر بدنم داغ کردند. در گوشم اذان خواندند اگرچه هیچ یادم نیست! اسمم را از ائمه انتخاب کردند و الان اگر بخواهم عوض کنم، …!!؟؟؟ از کلاس دوم دبستان تا دانشگاه به جای کتب علمی مرا مجبور کردند که کتاب دینی و اسلامی بخوانم. حق اعتراض هم نداشتم. نمی توانستم بگویم میخواهم به جای متون اسلامی، ریاضیات پیشرفته بخوانم، اگر میخواستم مدرسه و دانشگاه بروم و اخراج یا تجدیدی نشوم، باید این کتاب ها را میخواندم. از کلاس سوم دبستان (که هنوز تکلیف نرسیده بودم) باید هر روز در مدرسه نماز میخواندم. اگر میخواستم در ادارت دولتی کار کنم باید سوالات مسئول گزینش را پاسخ دهم.
دین من تربیتی است: خواستم غذا بخورم، گفتند بگو به نام خدا. از خانه که بیرون می رفتم، گفتند بگو خداحافظ، پرسیدم می توانم دکتر شوم، گفتند اگر خدا بخواهد. گفتم میخواهم نمره بیست بگیرم، گفتند این آیه از قرآن را حفظ کن و قبل امتحان بخوان. وقتی میخواستیم انشا، بنویسیم، معلممان گفته بود، انشاء را اینگونه شروع کنید: به نام الله پاسدار خون شهیدان و با سلام و درود بر پیامبر اسلام و امامان و … گفتند هروقت اسم حضرت مهدی را شنیدی باید بایستی. در دبستان هر روز باید در سرما و گرما، برف و باران مراسم صبحگاهی داشته باشیم که با قرائت قرآن شروع میشد و با تکرار یک حدیث عربی که شعار هفته بود، پایان می یافت. خدا، اسلام، بهترین دین، آخرین پیامبر، بهشت، جهنم، حوری و آتش همه ملکه ذهن من شده اند، از وقتی دست چپ و راستم را شناختم؛ هر روز، روزی چند بار اینها را شنیدم. آنچنان این مفاهیم در ذهنم حک شده که نمیتوانم باور کنم که دنیا جور دیگری هم می تواند باشد. دینداری یا بی دینی من انعکاس تربیتم هست یا ندای وجدانم؟ یا اینکه وجدانم اینگونه تربیت شده؟ تفاوت جهان بینی من ایرانی با یک چینی، به خاطر تفاوت وجدانمان است یا تفاوت تربیتمان؟
به نظر من دین و باور امری تربیتی، آموزشی است. میدانید چرا باور یک ایرانی با یک هندی، با یک آلمانی، با یک ژاپنی یا آمریکای لاتین متفاوت است؟
یک دوست هلندی داشتم که در مورد “خدا” می گفت وقتی من بچه بودم، از برادر بزرگم شنیده بودم که اگر خطایی کنی خدا تو را مجازات میکند. از مادرم پرسیدم “خدا چیست؟” مادرم هم در آشپزخانه در حال غذا پختن بود و حوصله جواب دادن به من را نداشت، کلمه ای بکار برد که در زبان هلندی شبیه به کلمه “جاروب” است. می گفت من تا مدتی فکر می کردم که خدا این جاروب است و وقتی به آشپزخانه میرفتم با ترس و لرز مواظب جارو بودم!
شما باورهایتان را چگونه بدست آورده اید؟ نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.
لذت بردم.
آه از آن لحظه كه به دنيا آمدم چه ظلمها به من رفت گفتند بايد غذا بخوري پوشكم را عوض ميكردند و من اختياري نداشتم بعد گفتند تو بايد با غريبه ها حرف نزني و من دوست داشتم حرف بزنم گرچه فهميدم بعدا چندتا از آْنها به جرم آزار و كشتن كودكان گرفتار پليس شدند بعد گفتند بايد بروي به دستشويي و چقدر سخت ميخواهم همينجا كارم را بكنم چرا اختيار را از من ميگيري بعد گفتند بايد دندانهايت را مسواك كني والا ميكروب در دهانت جمع ميشود و بيمار ميشوي ومن كوركورانه اينكار را كردم و بعد گفتند بايد به مدرسه بروي و اين معلم توست و من مجبور بودم از معلم تقليد كنم الف ب پ ت و من نميخواهم بگويم الف ميخواهم بگويم تف و خف.خواستم غذا بخورم گفتند بايد با قاشق بخوري ولي من نميخواستم ميخواستم يك دستم را در دماغم كنم و بعد غذا را در دهانم بگذارم.گفتند هميشه واجب است به آنها كه به تو آموختند احترام بگذاري و اول از آنان ياد كني اما من نميخواستم چه لزومي دارد گفتند علم آموختن مفيد است اين فرمول نيوتن را حفظ كن.اصلا علم چيست گفتند نخواني از دانشگاه اخراج ميشوي و يا مشروط و در آينده هيچ جا نمي پذيرندد .اصلا اخلاق چيست؟احترام چيست؟
بابا رفيق نويسنده احتمالا شما دچار يك بيماري حاد رواني هستيد به بنده مراجعه بفرماييد جهت درمان.دوستي هم كه مطلب برايش جالب بوده است را هم به همراه خود بياوريد لازم است.احتياج شديد به درمان داريد از ما سفارش بود اگر خواستيد حتما تماس بگيريد شماره تلفن مطب را هم بگذارم اگر لازم است؟البته اگر در امريكا هستيد.به شدت خطر شما را تهديد ميكنه از ما گفتن لازم بود به خاطر تعهدمان.
————————————————————————–
تلنگر: !من میخواستم بگویم که دین و باور یک امر تربیتی، تحمیلی، تقلیدی است. همانگونه اعتقاد داریم که تربیت و تحکیم شده ایم. شما هم آمدی کلی دلیل دیگر آوردی که حرف من روانی را تایید کنی. خیلی ممنون!!!
قبل از اینکه آدرس مطبت را بدهی، بگو: اعتقاد تو تحقیقی است؟ تقلیدی است؟ تحمیلی است یا تربیتی؟
weblog besiyar khoobi dari va soalha ham hame aali jaleb va harfe dele khaili ha hast man hamishe matalebet ro mikhoonam va hamishe ham lezat bordam merci
gaman konam din yek masaleye tarbiyatist ke bi tahghigh tabdil mishe be taghlide koorkoorane, ama ba tahghigh, mishe falsafeyi ke entekhabesh mikoni ta bahash tarbiyat koni khodeto…. va in ke che khoob ke tarhe soal mikonin, va che khoob ke javab ha baraye har kasi mitoone motefavet bashe; movafagh bashid
agha manam kheili lezat bordam kheili khob, sade va sarih neveshti, on agha ham ke mige ravani hasti kheili adat karde ke din ghodrat dashte bashe. manam to hamon sharayet bozorg shodam hala alan omadam amrica ta mitonam bar alihe har jor dino mazhab ke hast tabligh mikonam aslan inghadr lezat bakhshe.
ba salam
1.man az sakhgirihaee ke be name din anjam mishe hemayat nemikonam
2.taze darsaye marbut be eslam tu hich reshtei jaye darsaye elmi ro nagerefte.
3.age bachcheha bachche mosalmun bashan dunestan oon meghdar matlab zarurie.moteassefane zarurathaye ma ba sakhtgiriha badfahmiha gereh khord.
سلام خیلی جالب و درست بود به نظر من. داوکینز در کتاب توهم خدا میگه که ما چرا به این بچه میگیم مسلمان به اون یکی یهودی و غیره؟ آیا بچه این آزادی و این بلوغ فکری رو داره که دینشو انتخاب کنه یا چون تو یه خانواده مسلمان یا یهودی به دنیا اومده اجبارا اون دین رو انتخاب کرده؟ یادت رفت اینو هم بنویسی که دین ارثیه.
راجع به این کامنت هم:
“بابا رفيق نويسنده احتمالا شما دچار يك بيماري حاد رواني هستيد به بنده مراجعه بفرماييد جهت درمان.دوستي هم كه مطلب برايش جالب بوده است را هم به همراه خود بياوريد لازم است.احتياج شديد به درمان داريد از ما سفارش بود اگر خواستيد حتما تماس بگيريد شماره تلفن مطب را هم بگذارم اگر لازم است؟البته اگر در امريكا هستيد.به شدت خطر شما را تهديد ميكنه از ما گفتن لازم بود به خاطر تعهدمان.”
واقعا متاسفم. این طرف از اون غضنفرهاست که به جای دفاع از تیم خودش می زنه تو گل خودشون با این نوع طرز تفکر و لحن.
موفق باشی
کاملا باشما موافقم وضمن احترام به متدینین بنظرم دین نزد افراد کم هوش وبی استعدادوعقده ای وبی عزت نفس که شهامت گناه نکردن بدون ترس از یک قدرت موهوم را ندارند خریداران بسیارداردمیگویید نه نگاهی به اطرافتان بیاندازید
تا زمانی که مبنای اعتقادی تون دوست هندی تون باشه که از برادربزگش چی شنیده و از ننه اش چی مسلمن باید اینطوری فکر کنید در واقع انتظاری هم نمیره که عاقلانه تر بیندیشید و همچین کمی هم به عمق برید!
مثلا متنتون درباره اسلام واقعی هم بیشتر از شایعاتی که شنیده بودید پیروی می کرد تا واقعیت
دوست نادیده وبلاگنویس! قبل از تحقیق درباره هرچی باید بخواهید و بخواهید و بخواهید که ذهنیت منفی رو دور بیندازید و بی طرفانه بنویسید
نه اینکه مطالب خاله زنکی شنیده شده از این ور و اونور رو به نام اسلام واقعی و عقاید خرافی خودتون به افراد دیگر تحمیل کنید!
پ.ن: قصد من ابدا تمسخر نیست!
خیلی جالب بودو معلمو میشه که خیلی ها هنوز نمیفهمن یا میفهمن و از فکر کردن میترسن. این متعصبان به اسلام فکر کردن اگر در یک خانواده مسیحی به دنیا اومده بودن الان شاید با اسلام مشکل داشتن و همین طور متعصبانه از مسیحیت طرفداری میکردنك
منم پنج شش ماهه که در مورد اسماعیلی ها و اعتقاداتشون شنیدم-دقیقن بعد از اون مسابقه ی معتبر معماری که شاهزاده محمد برگذار می کنه- و بعد خودم تحقیق کردم در موردشون. خب اگه یادت باشه توی کتاب های تاریخ دبیرستانمون هم در مورد فرقه ی اسماعیلیه و الموت چند خطی داشتیم که اول فکر کردم عجیبه که در موردشون منفی ننوشته بودن اما الان به نظرم این که ازشون یک تصویر منفی نمی سازن واسه اینه که قدرتی ندارن و حتی نمی تونن خودشون رو تبلیغ کنن. و حتمن می دونی که جزو بی آزارترین مسلمان های دنیان به لحاظ عقاید آدم های بزرگی هم در تاریخ داریم که اسماعیلی بودند. در مورد پسر امام صادق هم که می دونی یحتمل.
جايي خواندم كه انسانها دينشان را همچون پول رسمي كشورشان به ارث ميبرند!
ولي يك تفاوت اساسي بين اسلام و ديگر اديان وجود دارد و آن اين است كه به هيچوجه حق خروج ار آن را نداري!
خیلی عالی بود… نگفته ای را باقی نگذاشتید…
سربلند و مانا باشید
بسیار خوشحالم که ما جوانان ایران زمین در تلاش برای احیای ایران و ایرانی برای احیای شکوه هزار ساله اش با تلنگر های درست به خود و باورهایمان می کوشیم که خود را زنده و بعد جامعه مان را زنده گردانیم و از این پوسته بی دینی آنرا نجات بخشیم آری دوستان من این دین نیست که ما به آن ایمان داریم این خود جهالت است ….
البته اين حرف شما يه مقدار پارادوکس هم هست. آدم وقتی به اون مرحله از رشد ذهنی برسه که بفهمه باورهاش تحقیقی نيست، بلکه تقلیدی و تحمیلی و تربیتيه، خود به خود اون باورها رو از دست ميده، يا دست کم اين باورها متزلزل ميشه.
اين زهرا خانم هم که داره خودش رو برای نوشتههای بيطرفانه تيکهپاره ميکنه لطفاً يک خط از يک منبع اسلامی نشون بده که کاملاً بيطرفانه و تحقيقی باشه! يعنی اين پيشفرض رو نداشته باشه که خدای يکتايی وجود داره که محمد پيغمبر معصومشه. بعد مينشينيم دربارهء بيطرفی متون ديگه صحبت ميکنيم. آيا خود ايشون آيا بيطرفانه صحبت کردهاند که از ديگران چنين انتظاری دارند؟! و کی داره عقايد خودش رو به ديگران تحميل ميکنه؟ کسی که داره خيلی ساده دربارهء ذهنيت خودش صحبت ميکنه، يا کسی که اين ذهنيت رو با عتاب و خطاب محکوم ميکنه و اون رو غيرعاقلانه! ميدونه؟
متن بسيار سطحي بود چون حتي در دوران بزرگسالي را طوري توصيف ميكند كه اختياري در كار نمي ماند اين صحبت كاملا مسخره است شما به شعور افراد توهين نموده ايد ما همه با تحقيق در اين راه گام بر ميداريم.كودكي هم دوران تربيت است و هيچكدام از اينهايي كه در آن دوران نوشته ايد نه تنها اشكالي ندارد بلكه باعث رشد فكري است.ما از طرف دين مامور به تحقيقيم و بعد پذيرش و در متن هم باز در اين مسئله بي اطلاعي خود را نشان داديددر ضمن تقليد در اموري كه اطلاع نداريم از آن نه تنها اشكال ندارد بلكه لازم و واجب است.
—————————————————————————————
تلنگر: اینکه شما معتقد به تحقیق هستید خیلی خوب هست ولی برای اینکه از تئوری بیرون بیاید و در عمل ببینید چگونه است، از سایت آقای مکارم شیرازی که صد برابر شما تحقیق کرده اند و هزار برابر شما به مردم گفته اند که تحقیق کنند ببینید چه میگویند:
سوال
آيا من كه دختري شيعه هستم ميتوانم با پسري سني كه معتقد به خدا و پيامبران مي باشد و حضرت علي را \”فردي\” بزرگ مي داند و براي همه امامان احترام قائل است، اما به مسئله امامت آنطور كه ما اعتقاد داريم، معتقد نيست جايز است؟ بايد متذكر شوم كه احترام به تمامي امامان مي گذارد به عنوان افراد خاص.
جواب
احتياط اينست كه با آنها ازدواج نكنيد چرا كه تكليف فرزندان شما فردا از نظر مذهب مبهم خواهد بود.
http://www.makaremshirazi.org/persian/modules.php?name=es&p=2&id=104
خوب دقت کنید که یک مرجع تقلید میگوید با یک سنی ازدواج نکنید چون معلوم نیست این بچه چه مذهبی را به ارث ببرد. اگر ایشان قلبا معتقد بود که دین ارثی و تربیتی نیست، چنین دلیل برای ازدواج نکردن این دو فرد نمی گفت.
آقای ابراهیم عزیز،
شما فرموده اید که:
“ما از طرف دين مامور به تحقيقيم و بعد پذيرش”
دقیقا بحث ما هم همینه. انسان معتقد از طرف دین مامور به پذیرش هست. شما فرض کن تو یه محیطی بزرگ شدی که دین بهت اجازه تحقیق در مورد خودش را داد، اگر شما به این نتیجه رسیدین که دین و خدا همه ساختگی بشر هستند آیا شما به راحتی خواهید توانست از دین خارج شوید؟ مخصوصا اینکه چون مسلمون هستید اگه تصمیم بگیرین از فردا دین و خدا را انکار کنید مهدورالدم خواهید شد. این یعنی اینکه دین میگه بیا راجع به من تحقیق کن اما وای به حالت که به نتیجه ای غیر از من رسیدی، فقط تحقیق برای تایید من مجازه. اسم این رو میشه گذاشت تحقیق؟؟؟؟؟
در ضمن شما بدون هیچ پیشداوری بفرمایید اگه یه انسان بی دین متولد می شدین آیا باز هم اسلام را انتخاب می کردین؟ آیا دین دیگری انتخاب میکردین؟ شمایی که الان مسلمان هستید تا چه اندازه نسبت به ادیان دیگه و همچنین عدم اعتقاد به خدا بدون پیشداوری و با چشمان باز نگاه می کنید؟؟
به پانته آ اولی دلیلی نمی بینیم جواب شما رو بدم! حرفای شما ارزشش رو نداره!
در ثانی اگه دو جمله از حرفاتون رو بخونید احتمالا معنی بی طرفی و تعصب کور رو هم خواهید فهمید!
یه لیوان آب سرد بخور و خوش باش
بای بای
————————————————
تلنگر: زهرا خانم، شما به یک سئوال من جواب بده، شما باور کنونیت را چگونه بدست آوردی؟ تحقیق؟ تحمیل؟ تقلید؟ تربیت؟ …
اقا رسول، یه خورده با منطق بیشتری از شم طنزتون استفاده کنید!
پینک فلوید میفرمایند که :
We dont need no education, we dont need no thought control …. ,
All in all it’s just another brick in the wall All in all you’re just another brick in the wall
بسم الله القاسم الجبارین و القاتلین و الشکنجه کنندگین و السنگسارکنندگین…
ابتدای اوامر بگویم که همهیتان را میدهم از دم تیغ بگذرانند، تک تکتان را و میدهم بند بند انگشتانتان را جدا کنند و از صخره به پایین پرتتان کنند… در کار ما شک میکنید ای بشر؟
اشکال از حکومتی است که بر سرتان اینگونه آورده… ما ان زمان که در کتابمان گفتیم وردارید و در کار دین تحقیق کنید مربوط میشد به قبل از انکه حکومت رسولمان شروع شود. خوب اگر از همان ابتدا قرآن را کامل نازل میکردیم آن عربهای جاهل هم به دین ما نمیگرویدند و همچنان سوسمار میبلعیدند و به حکومت طاغوتی ایران نمیتاختند و شما را از ذلت رهایی نمیبخشیدند و شما اکنون دینتان جز اینگونه بود و شاید ما را اصلا منکر میشدید، فلذا این است که میگویم «من بزرگرترین مکارانم» فکر کردید الکی میگویم؟
اون بندهی حقیر هم که گفته فقط در اسلام خروج از دین حکمش اعدام است غلط کرده ما خودمان در بقیهی کتب الهی(یعنی خودمان) آوردهام که حکم بقیهی دینها هم همین اعدام است (مگر کم به دستور ما جادوگر در دین مسیح آتش زدهاند یا کم در دین یهود کشتهاند؟) این حکومتهای طاغوتی رژیمهای غیر الهی(یعنی خودمان) این حکم را بر داشتهاند، بگذریم. همهی حرفهایمان را در قرآن فرمودهایم و دیگر حوصلهی صحبت اضافه نداریم…
و در انتها بر همه یتان پیشنهاد میدهم از آیات ما عبرت بگیرید و بدانید سزای کسانی که در کار ما شک میکنند مانند پرويز کامبخش و امثالهم خواهد شد
و با درود به روح پر فتوح شهیدان و امام راحل همه تان را به خودم میسپارم
درود
خواستم بگم ما شرطی هم هستیم، یا شدیم…
همه این داستان ها برای شرطی کردن ماست که به عربی واکنش نشون بدیم، فکر نکنیم، مغز را در جعبه بگذاریم…
بشکن این قفس را و خودت رو از قید وبند آزاد کن. ببین بقیه چی گفتند و چی می گن ! آیا واقعیت اینه که به ما گفتند ؟
در لابدان مطلبی نوشتم با عنوان: اگر مسلمانید مثل اقبال باشید!
با سپاس
من در مقامی نیستم که قضاوت کنم اما نظرم رو میگم .
اول اینکه به طور طبیعی شما در هر محیطی که رشد و نمو کنید رنگ و بوی همون محیط رو میگیری .
دوم به نظر شما دروغگویی دزدی حق کشی و امثال اون خوبه؟ تمام آدمهای روی زمین که فکر بکنید این کارها رو بد میدونن ؟ حتی اونای که دزدی میکنن اگه بهشون بگی دزدی نارحت میشن . درعوض راستگویی ، خوبی به دیگران ، تلاش برای احقاق حق و … ازاین دست خوب وممدوحند وهمه اون رو قبول دارند .
خوب آیا همه ادیان چیزی جز این حقایق میگن ؟
سوم شما به هر حال نمی توانید بی مرام و مسلک باشید در هر حال همه به نوعی یک عقیده ومرامی دارند قطعا اون مرام و مسلک دین شماست .
چهارم بعد همه اینها به نقل از یکی ازدوستان که میگفت فرض کنیم یک هزارم در صد احتمال بدیم دینی که داریم درسته ؟ آیا واقعا ارزش عملکردن نداره؟ استدلالش این بود که میگفت اگه دینی اصلا وجود نداشته که خوب آدم از اول عمرش تا روز مرگش کارای خوب و بد ، بی دلیل و با دلیل ، احمقانه و عاقلانه زیاد انجام میده . اما اگه درست بود چی خوب دیگه ، اون وقت که شما برنده اید .
در آخر هم عرض کنم زمان ، معلم خوبی برای پرسشهایمان خواهد بود اگر جوینده حقیقت باشیم بالاخره پاسخی در خور تلاشمان پیدا میکنیم فقط باید کمی صبر وشکیبایی داشت .
———————————————————————————————
تلنگر:
خوب ، من هم همین را میخواهم بگویم وشما هم اگر معتقدی، پس نگوییم باورهایمان آسمانی است، نگوییم این باوری که من دارم یهترین است و هر کس غیر از این نوع باور دارد نجس است و باید کشته شود.
شما که میدانی ریشه افکارت از محیط اطرافت هست ، چرا خود را می کشی تا دیگران را به راه راست که راه خودت هست هدایت کنی؟
چرا فکر میکنید فقط دینداران معتقدند که دروغگویی و دزدی و حق کشی و امثال آن خوبند و بی دینان دزد و آدم خوار و وحشیند؟ هیچ وقت به کشورهای اسکاندیناوی رفته اید یا از کسی شنیده اید؟ منظور کشورهایی مثل سوئد، فنلاند، دانمارک و نروژ؟ از لحاظ دینداری این کشورها در پایین ترین رتبه هستند ولی از لحاظ امنیت، رفاه، صلح و بشر دوستی در بالاترین رتبه هستند. من از خودم نمیگویم در سایت سازمان ملل این آمارها را ببینید. البته من نمیخواهم بگویم دلیل پیشرفتشان بی دینیشان است، می خواهم بگویم که امنیت و صلح و رفاه و سعادت هیچ ربطی به دینداری و بی دینی ندارد. البته به تعبیری آنها همه به یک مرام و باور معتقدند و آن قانون اساسی بشردوستانه است. ولی این مرامشان آسمانی نیست.
من نمی گویم هیچ کس نباید هیچ مرامی داشته باشد، بی مرامی هم خودش مرامی است! من می گویم اگر باوری داریم، فکر نکنیم که بهترین باور و عقیده را داریم. همانطور که در بند اول گفتید، قبول کنیم که این باور از طریق محیط و تربیت به ما رسیده.
یک هزارم در صد احتمال بدیم دینی که داریم نادرسته ؟ آیا واقعا ارزش داره که به خاطر آن آدم ها را بکشیم و عذاب دهیم؟
دوست عزیز، صبر تنها کافی نیست، تلاش نیاز است. باید بکوشیم تا برای سوالاتمان جواب پیدا کنیم. می دانید هزاران سال پیش چه چیزهایی را خدا و پیغمبر می دانستند؟ زمانی خورشید خدا بود، زمانی باران خدا بود، بت ها خدا بودند و … چه چیزی به این سوالات جواب داد؟ علم! بشر تلاش کرد، تلسکوپ ساخت، سفینه ساخت و بعضی از این نظریه ها را رد کرد.
متاسفانه دین های آسمانی راه را برای تحقیق و پیشرفت می بندند! می گویند جواب سوالهایتان همین است و بس. ببینید که علم چگونه دارد پیشرفت میکند و دین با چه سرعتی! ایکاش با مقوله دین هم علمی برخورد میشد. نمیگفتند کلام خدا است و نمیتوان تغییر داد. بدین خاطر است که دین هنوز در خم یک کوچه است.
من در حال حاضر! نه موافقم نه مخالف! در این موارد مطلبی بلندبالا نوشتهام فرصت کردید ببینید در شش قسمت است. قسمت ششم آماده نشده دوستان میگویند امکان نوشتن کامنت نبوده نمیدانم چرا. اگه نتونستید بنویسید همینجا جواب بدهید برمیگردم. ممنون
عجب گویا اشکالی در کار پیش آمد ما آن زمان ها که با جبرئیل امین پیغام میفرستادیم بدون هیچ مشکلی حرفهایمان را بگوش بشریان میرساند و اگر هم نمیرساند میدایم زبانش را قطع کنند اما گویا این ووردپرس خیلی به حرف ما نمی کند میدیهیم زبان این مت بزرگ را ببرند با این سیستم کامنت گذاریش…
بگذریم
برو ای ferdo3i این لینک پایین را نظر بینداز http://tinyurl.com/2vkou8
البته چون نخواستیم این وبلاگ قیلطر شود شمایل لینک را عوض کردیم که آن یکی سایت قیلطر است و این یکی به آن یکی لینک ندهد که دچار آن بشود و البته بدان و آگاه باش که آن قیلطر است و باید از قیلطر شکن استفاده کنی…
حالا باز بگویید سخنان ما احتیاج به تفسیر ندارد. باید علما باشند که سخنان ما را تفسیر کنند
سلام
چه مطلب خوبی واقعا تلنگر آمیز بود
من تا مدتها به قول تو دین و باورم یک امر تربیتی، تحمیلی، تقلیدی بود اما تلنگری زودتر از تو به من رسید و حالا با افتخار می گویم من شیعه هستم و آن را انتخاب کرده ام و آن را انتخاب کردم
حالا دینم انتخابی و برایم خیلی مهم است و اصلا برایم مهم نیست که بقیه چی فکر می کنند من به آرامش خودم رسیدم .
ممنون از مطلب خوبت .
یا علی مدد .
——————————————————————–
تلنگر: اگر من به شما بگویم خوب تحقیق نکردی، برو دوباره تحقیق کن تا به جوابی غیر از شیعه برسی، به من چه پاسخی می دهی؟
من یک مسیحی هستم ولی هرگز آیین و باورم را به کسی و به جایی تحمیل نکردم. بیاد دارم که سال اول دانشگاه، یکی از دوستان حزب اللهی مرا به جلسه ای دعوت کرد که با اصطلاح دوستانش را با مسیحیت آشنا کنم. این جلسه آشنایی در واقع جلسه شهادتین من بود! به زور مجابم می کردند که مسلمان شوم. بیاد آوردم که پدر پدربزرگم را(که یک کشیش بود) بدلیل مسلمان نشدن زبان بریدند…
هر آیینی نیک و خوب است، منتهی برای پیروانش. به هر آیینی باید احترام گذاشت، نه بی احترامی. متاسفانه اکثر مسلمانان بدترین رفتار را با آیین های دیگر انجام می دهند. زیرا آنان را تحریف شده و دروغین می دانند.
شاید اگر در دوران کودکی طفل را رها کنند، هرگز هیچ دینی هم انتخاب نکند. قرار نیست همه متدین باشند.
دوست عزیزم، مطلبت فوق العاده جالب بود. لینک صفحه ات را به وبلاگم افزودم. موفق و پیروز باشید.
مطلب جالبی بود، من هم در دوران نوجوانی همین تلنگر را خوردم و شروع کردم به فکر و تحقیق.
باور کنید با اون ذهن نوجوان داشتم دیوونه میشدم ، به همه چی شک کرده بودم. ولی اون دوران رو پشت سر گذاشتم و اسلام را پذیرفتم.
با اینکه خودم را یک مسلمان میدونم از طرز صحبت دوستانی مانند زهرا واقعا متاسفم. به نظر من ایشون خیلی با تعصب و پیش زمینه قبلی صحبت میکنه.و همین برخوردهاست که مسلمانان رو در نظر دنیا این طور خشن نشون میده.
هر کسی باید مرام و مسلک خودش رو انتخاب کنه، اونم از راهی که خودش درست میدونه مثل فلسفه، علم، عرفان، شهود….
کسی که اسلام را قلبا نشناخته و فقط به عنوان دین پدرانش اون رو دنبال میکنه مسلمان واقعی نیست.لا اکراه فی الدین…
کاش همه ما این نلنگر را میخوردیم و میفهمیدیم واقعا به چی اعتقاد داریم.
البته یک نکته تلنگر جان و اون اینکه مطلب شما بدون قصد و غرض بود، ولی احساس کردن در کامنت ها سعی کردی به نوعی فکر و عقیده خودت رو به بقیه بقبولونی.
———————————————————————–
تلنگر: دوست عزیز، در وبلاگ نوشتن و وبلاگ خواندن هیچ تحکیم و تحمیل و قبولاندنی نیست. هیچ وبلاگ نویسی هیچ خواننده ای را تحمیل نمی کند که مطالبش را بخواند همچنین مجبور نمی کند که قبول کند. من نظرم را می گویم، تو هم نظرت را می گویی و دیگری هم نظر من و تو را میخواند و انتخاب میکند که کدام را قبول کند.
ضمنا اگر شما فهمیدی که من میخواهم نظرم را به دیگران بقبولانم، این نشان می دهد که شما هشیاری و نمی گذاری هر کس عقیده اش را مثل ساندویج به تو بخوراند. نگران دیگران هم نباش همه شعور دارند و می فهمند.
سلام
دوست من
مورد اول رو برای این گفتم که گفته های شما رو تایید کرده باشم
در مورد دوم هم منظورم رو شاید درست نرسوندم چون انشای خوبی ندارم دقیقا کل بشریت خوبی رو خوب وبدی رو بد میدونن و این به دین ربطی نداره.
مورد سوم هم منظور بنده دین های رایج نبود بلکه هرکسی مرام و مسلکش براش حکم دینشو داره نمی دونم منظورم و درست رسوندم یانه ؟
مورد چهارم من هیچگاه قتل ها آدم کشی ها و بگیر و ببندها رو جز دینم نمیدونم شاید به خاطر همین موضوع یکمی تک بعدی نگاه کردم منظور من دین در حوزه فردی است که سوای دین اجتماعی است که گروهی به نام دین خدمت دیگران می رسند !
در مورد آخر هم اگر دقت کنید درجمله من گفته شما آمده است (بالاخره پاسخی در خور تلاشمان پیدا میکنیم)
در پایان احساسم اینست که شما کمی ناراحتید امیدوارم همه بتونیم راه درست رو انتخاب کنیم ولو اینکه با نظر دیگران مخالف باشه به هر حال درستی گوهری است که ارزش خطر کردن رو داره .
تا بعد
سلام خدا
خوندمش جالب بود
کلهم را دود دادیم رفت. شما هم شک کنید؛صواب است.
خیلی جالب نوشتی. منم به این مطلب خیلی اعتقاد دارم.
راستش رو بخای من کاری نکردم. فقط فکر کردم زیاد تحقیق نکردم چون: مولانا می گه
هرکه او بیدار تر پر درد تر. هرکه او آگاه تر رخ زردتر
من به خدا اعتقاد دارم و به پیامبرش. محمد؟ حضرت محمدم دوست دارم نه بخاطر اینکه پیامبر بوده بخاطر اینکه انسان خیلی خوبی بوده
من پیامبر اصلیخدا رو دوست دارم عقل و منطق پیامبر اصلی خداست.
نماز می خونم. راساله هم می خونم
ولی!
وقتی به مشکلی برخورد می کنم اینقدر ذهنم رو مشغول می کنه تا دلیل منطقی براش پیدا کنم. توی راسله ها چیزایی هست که اصلا قبول ندارم.
اسلام رو دوست دارم چون احساس می کنم چیزه خوبیه که حتما هست من اسلام خودم رو دارم چیزی که درک کردم نه اینکه اینا می گن.
شاید فکر کنید که این دیگه چجورشه اگه اینجوری باشه یارو دزدی می کنه و آدم میکشه میگه من دینه شخصی خودم رو دارم که اینا گناه نیست
شما درست می گید. ولی پیامبران خدا مثل ورژدان و عقل به من گفتن که چیکار کنم. بزرگانم گفتن پس من نمی تونم اینجور آدمی باشم
ای کسانی که ادعای دین و مسلمانی دارید(یا ایها الذین امنوا) آیا تا کنون قرآنتان را به فارسی خوانده اید تا متوجه شوید چه اراجیفی در آن وجود دارد؟اره توهین کردم اراجیف.اگر همین چیزایی که تو قرانه یک جایی بنویسند و بگن فلانی گفته همه می گن یارو حتما کلش خورده به دیوار یا قرصاشو دیر خورده
بسیار مفید و به نظر من متفکرانه بود. ازت ممنونم
تلنگر عزیز سلام
از اینکه مطلب جدیدی نوشتی خوشحال شدم واقعیت اینکه در این مدت حدودا یک ماهه که موضوع جدیدی را مطرح نکردی نگران شدم که نکند خدای نکرده مشکلی برایت پیش آمده باشد.
اما در مورد این موضوع که شروع کردید من هنوز منظور و عمق آن را متوجه نشده ام. اما این چند موردی که به ذهنم رسید را خدمتتان عرض میکنم:
1- اینکه میفرمایید دین تقلیدی تربیتی و… است درست است دین هم همانند سایر امور همچون ادب زبان فرهنگ و… تحت تاثیر محیط است. به هر حال انسان در ابتدا مانند لوح سفیدی است که ممکن است هر چیزی در آن نوشته شود. اما همین انسان به جایی میرسد که برای خود نظری دارد از میان نظرات و گفتارهای پیرامون خود عده ای را برمیگزیند عده ای را طرد میکند فکر میکند و … به نتایج فردی خود دست پیدا میکند همانند من و شما.
2- اینکه این همه تبلیغات و تربیت و… ملکه ذهن شما شده اند مستلزم این نیست که شما مجبور بوده اید آن را بپذیرید همین گونه که نپذیرفته اید یعنی آن همه تبلیغات و… تا سنی برای شما قابل پذیرش بوده و از یک سنی که گذشت شما آنها را نقد کردید و…
قدرت انتخاب یکی از ویژگیهای تربیتی انسان است یعنی شما (کلیت انسانها) در راه به سوی تکامل قدرت انتخاب دارید و راه خویش را خود برمیگزینید. پس تا اینجا به خیر گذشت (حساب کنید اگر شما تا آخر عمر از نظر خلقت مجبور بودید که طبق نظرات اطرافیان خود عمل کنید و هیچگاه نمیتوانستید شک کنید آنوقت هیچگاه همچین سایتی راه اندازی نمیشد)
3- راجع به اینکه میفرمایید هر گروهی خود را درست میداند این هم کاملا درست است. این یک اصل مسلم روانشناسی و جامعه شناسی است که هر کس و هر گروه خود را بهترین میداند. خلقت انسان این گونه است. در قرآن هم داریم: کل حزب بما لدیهم فرحون یعنی هر قومی بدانچه نزد ایشان است خوشحال و خرسندند (یعنی خود را کاملترین میدانند.)
طبیعت انسان این گونه است که خود را برتر از دیگران بداند. حال به هر طریقی که شده: با مال با ثروت با قدرت با علم با عقیده با هرچه که او را برتر سازد اگر هم کم آورد سراغ شمارش گورهای مردگان خود میرود (سوره تکاثر) کمی فکر کنید قطعا ما هم همینگونه هستیم مگر آنکه خود را تربیت کرده باشیم.
یهودیان پیروان مسیح را نادرست میدانند مسیحیان هم همچنین. و مسلمانان هر دو را. این هم از اصل بالا تبعیت میکند یعنی هر گروهی خود و عقاید خود را برترین میداند و خود را تنها فرقه رستگار.
اینکه بین یهودیت و مسیحیت و اسلام تفاوتی وجود دارد یا نه بحث دیگریست. ما در اینجا بحث پیروان ادیان را دنبال میکنیم.
اما قرآن جواب جالبی میدهد: (…و خدا بین ایشان (یهودیان و مسیحیان) در مورد آنچه که با هم اختلاف داشتند (برحق بودن) روز قیامت حکم میکند. بقره 113) ( آری هر کس خود را تسلیم خداوند نمود و نیکوکار بود پس اجرش نزد پروردگارش است و او را هیچ خوف و حزنی نیست بقره 112)
من فکر میکنم ملاک برتر بودن یک اندیشه به صداقت پندار گفتار و رفتار مجری آن بستگی دارد.
البته همواره باید تحقیق کرد و به کاملترین پی برد.
4- حال برویم سراغ حقانیت اسلام و یا سایر ادیان که بعضی از دوستان به طرق مختلف اشاره کرده اند؟
حقانیت اسلام را اگر شما میخواهید بررسی کنید نمیتوانید از احکام ریز بررسی کنید. لااقل اینگونه بررسی کردن و از شیوه رفتار مسلمانان پی به اسلام بردن کار طاقت فرسا و دشواری خواهد بود.
اما خلاصه وار و آنگونه که درست میدانم مسئله را مطرح میکنم:
الف) شما به خدا یگانه ایمان دارید یا نه؟ خدایی که قادر مطلق است خالق جهان هستی است داناست حکیم است و…
اگر به چنین خدایی ایمان دارید موحدید؟ اگر نه که هیچ.
از نظر اسلام هم توحید و وجود خدا یک امر تقلیدی نیست؟ شما و خوانندگان این بلاگ باید خود تحقیق کنند تا بفهمید خدایی هست یا نیست؟ البته هر کس به بضاعت دانش و فهم خود.
و یک سوال دیگر: آیا این خدا (به فرض وجود داشتن) انسان را هم آفریده است یا نه؟ آیا انسان را با سایر موجودات تفاوتی قائل شده است یا خیر؟
ب) اگر شما در پاسخ سوال اول جواب مثبت دادید یعنی گفتید خدایی با این مشخصات وجود دارد میرسیم به سوال دوم: برخی ادعا کرده اند از طرف آن خدا فرستاده شده اند در مورد کدامیک این ادعا صادق است؟ (نبوت)
این اصل هم تقلیدی نیست؟ این یک اصل اجتهادیست یعنی هر کس با توجه به درک و فهم خود باید به جواب آن برسد.
ج) آیا محمد فرستاده آن خدا هست؟
من میگویم خدایی هست. شما چه میگویید؟ میگویید نه. خوب ادامه بحث من و شما جایی ندارد شما با تحقیق به این نتیجه رسیده اید که خدایی نیست (البته نه به این علت که فلان فیلسوف یا فیزیکدان مثلا غربی گفته خدایی نیست یا در اثر رفتار برخی ملاهای سیاستمدار ایران بلکه به این علت که شما سخن هر دو طرف این دعوا را شنیده اید تفکر کرده اید و با فکر خویش به این نتیجه رسیده اید.)
اما اگر شما میگویید که خدایی با این مشخصات وجود دارد پس:
آیا این خدا مجاز است برای مخلوقات خود برنامه هایی برای زندگی تعیین کند؟
* برای غیر انسان به صورت برنامه های اجباری که راه گریزی از آن ندارند و همگی در این برنامه و روش زندگی خود کاملا فرمانبردارند و هیچ گاه نافرمانی نمیکنند (مانند گیاهان حیوانات جمادات آسمان زمین افلاک و…) .
* برای انسان به صورت اختیاری. یعنی اینکه برنامه ای توسط پیامبرانش فرستاد و به انسان این اختیار را داد که از آن تبعیت کند یا نافرمانی کند و…
اگر قائل به چنین خدا و برنامه ای باشیم بسیاری از سوالاتمان جواب داده میشود. البته اینها را هر کس خودش باید جواب دهد تقلبی نیست. میتوان مشورت کرد اما جواب با خودت است. میتوان از افراد مطمئن (برای هر کس این افراد متفاوتند) راهنمایی جست. میتوان سخنان همه را شنید و بهترین را برگزید.
اگر جوابت را پیدا کردی و با آنچه که من معتقدم تفاوت دارد تفاوتش را بیان کن تا در آن مورد بحث کنیم. نهایت امر آن است که همدیگر را قانع نخواهیم کرد.
موفق و بهروز باشید.
——————————————————————————————-
تلنگر:سلام، ممنون از توجهی که داشتید. علت غیبتم، مشغله شخصیم بود، از این به بعد هم کمتر می نویسم و شاید ننویسم.
و اما در مورد خدا، نظر کنونی من اینست. برای انسانها دو خدا وجود دارد، یکی آن خدایی است که وقتی مشکل دارند، وقتی نا امید هستند صدایش می کنند. من این خدا را خدای تربیتی می نامم. یعنی این خدا را از طریق تربیت بدست می آوریم. همینطور که در این نوشته هم نوشتم، این مفهوم خدا، چیزی است که هر روز روزی چند بار شنیده ایم و ملکه ذهنمان شده است. من که والدین و جامعه ام خدا پرست بوده اند، این خدا را دارم و کسی که در خانواده بی خدا تربیت شده است این چنین خدایی را نمی شناسد. شما فکر می کنید خدای بومی های جنگل های آمازون کیست؟ یک اسکلت یا یک درخت خشک شده! چرا؟ می دانید هندو ها 3 خدا دارند؟ خدای سازنده، خدای مدیر و خدای نابود کننده. عکس این خدا ها را دیده اید؟ این خداها، شیوا، برهما، و ویشنو.عکس هایشان را در اینجا ببینید. هندو ها با تمام وجود به این 3 خدا ایمان دارند. چرا؟ چون اینگونه تربیت شده اند.
به تصویر این خدا ها دقت کنید، یکی صورت فیل دارد، یکی 6 تا دست دارد و … شما باور می کنید که این خدا ها واقعی باشند؟ مطئمنا نه. ولی میلیون ها هندی معتقدند. میدانید چرا شما باور نمی کنید و آنها با تمام وجود این خداها را باور دارند؟ چون اینطور تربیت شده اند، چون در محیطی تربیت شده اند که همه اینطور فکر می کردند ولی اگر شما هم پدر مادر و معلمتان از این خدای هندوها می گفتند و تعریف می کردند الان شما به راحتی نمی گفتید اینها خداهای دروغین هستند. البته امیدوارم نگویید من اگر در هند بودم و والدینم هندو بودند باز مسلمان بودم و خدای واحد مهربان و بخشنده را میپرستیدم!
ولی این خدای تربیتی با خدای دوم که خالق هستی است متفاوت است. هم خداپرستها و هم بی خداها ، این خدای تربیتی را با خدای خالق قاطی میکنند. خداپرست می گوید من وقتی مشکل دارم یکی را صدا می کنم پس خدایی هست، و بی خدا هم می گوید من وقتی مشکل دارم فکر می کنم، تلاش می کنم و مشکلم را حل می کنم پس خدایی وجود ندارد. به نظر من هر دو اشتباه می کنند و خدای ذهنی و تربیتیشان را با خدای خالق هستی قاطی می کنند.
انسانها همیشه دنبال این 3 سئوال بوده اند:
از کجا آمده ایم؟
برای چه هستیم؟
به کجا می رویم؟
ادیان و دانشمندان سعی کرده اند جوابی برای اینها بیابند.ولی بین جواب ادیان و دانشمندان تفاوتی است. دانشمندان نظریه داده اند و تا آنجا که توانسته اند دلایلشان را هم ارائه داده اند ولی باز هم جا برای نقد و رد نظرشان گذاشته اند ولی ادیان تئوری داده اند و برای اثباتش ، تئوریشان را به خدا و داستانهای تاریخی وصل کرده اند. و متاسفانه در بعضی موارد هم راه را برای تحقیق بیشتر و اثبات این تئوری را بسته اند. گفته اند که جوابتان همین است، یا قبول کنید یا میکشیم شما را تا در باور آنها که قبول کرده اند خللی ایجاد نکنید.
آیا شما تمام جوابهایی که برای مبدا خلقت گفته شده است را می دانید؟ آیا شما تمام تئوریهایی که در مورد زندگی پس از مرگ هست را می دانید یا فقط یکی را می دانید و می گویید همین درست است چون خود خدا گفته؟ reincarnation “حلول در جسم جدید” پس از مرگ را شنیده اید؟ آیا می دانید هندو ها و بوداها به این معتقدند و می گویند بعد از مرگ انسانها در جسم های جدیدی حلول می کنند؟
می دانید که هندوها هم برای اثبات حرفهایشان دلیل دارند و می گویند خود خدا گفته؟
می دانید حرف کسانی که خدا را انکار می کنند چیست؟ می گویند شما که معتقدید این جهان خدایی دارد، خدای خدا کیست؟ اگر خدا، خدایی ندارد، پس چرا ممکن نیست که این دنیا هم خدایی نداشته باشد! جواب شما به آنها چیست؟
و اما شما گفته اید که خدایی هست پس پیامبری هست پس کتابی هست پس اسلامی هست و …
فکر نمی کنید این چیزی است که عمری به من و شما گفته اند و ذهنمان اینطور شکل گرفته و نمی توانیم در ساختار دیگری فکر کنیم؟
ضمنان گفتید که من تا سنی عقایدم تربیتی بود و بعد آنرا نقد کردم ولی این ربطی به سن من ندارد، من این نقد کردن و فکر کردن و تحقیق کردن را مدیون آزادی بیان و آزادی عقیده ای که در سرزمین کفار است می دانم. خیلی از همسن های من و حتی کسانی 2 یا 3 برابر من سن دارند هنوز فرصت یا جرات یا اجازه نقد کردن و نقد شنیدن را ندارند.
سلام بسير عالي جناب تلنگر
خوستم يه مطلبي اضافه بگم: در مملكت ما كه قحطي كتاب است و آزادي بيان هيچ معنيي ندارد طبيعتا تريبون دست حاكمان و همفكران آنها است و كتاب هاي مخالفين اجازه انتشار كه ندارد هيچ، در اختيار داشتن pdf آن نيز جرم است. خوب تحقيق يك طرفه به نتيجه يك طرفه منجر مي شود و طبيعي ست كه با اين همه تناقض و مشكل باز هم عده اي با طيب خاطر شيعه را مي پذيرند.
خدا پدر اينترنت را بيامرزد كه اين آب باريكه هنوز برقرار است و فيلتر شكن ها بخصوص U88 را براي ما نگه دارد.
اين جمله آخر شوخي بود چون درخواست از موجودي توهمي جز شوخي چيزي نيست اين هم مثالي بود از خداي تربيتي…
من حرف های شما را کاملا” قبول دلرم ولی حالا که ما به جایی رسیده ایم و میتوانیم در مورد دین تحقیق کنیم دیگر جای گلگی از جامعه ، اجتماع ، پدر و مادر نمی ماند بعد از این دست خودمان است.می توانیم در مورد دین تحقیق کنیم و اگر همه را قبول داشتیم آنوقت ( زیر نظر اساتید دینی) آن را کاملا” درک کنیم و پیرو آن باشیم.التماس دعا
آيا تربيت تقليدي است
آيا تربيت اخلاق است
آيا تقليد تحميل است
آيا دين اخلاق است
آيا اخلاق نسبي است
نسبت عقل و اخلاق چيست
نسبت منطق و عقل چيست
نسبت اخلاق و عقل چيست
نسبت اخلاق و دانش چيست
نسبت دين و دانش چيست
آيا عقل نسبي است
آيا منطق نسبي است
آيا دانش نسبي است
آيا دين نسبي است
تحقيق لازم است حتي اگر معتقديم
زندگي بدون تحقيق هم ممكن است
ماورا يا نيست يا هست و موثر نيست يا هست و موثر است و ديگر تحقيق لازم نيست
آيا ؟
بیایید از واقعیت چشم پوشی نکونیم غالبا تمام باورهای ما تحمیلی است و بعد از مدتی اونایی که ذره ای وجدان دارن از این باور ها زده میشوند،غیر از این است؟
be hamoon khodaee ke miparasteed va man behesh hich eteghadee nadaram che berese be deenesh,ina hamash vase man va shomaye dargeere,poola dare koja mire?cheshmhara bayad shost
يك سري به اين پروندهء موضوعي من بزن شايد براي تلنگر بيشتر بد نباشد.
————————————————–
تلنگر: حتما دوست عزیز؛ خیلی ممنون
با سلام
حقانیت دین الهی (آنچه خدا برای بشر فرستاده) با معجزه ای که به خواست خدا صورت می پذیرد اثبات می گردد. همان طور که در مورد موسی و عیسی عصایی که به مار تبدیل می شد و زنده کردن مردگان (به ترتیب) یکی از معجزاتشان بود. همه پیامبران الهی قبل از پیامبر اسلام همان طور که معجزاتشان قابل اجرا نیست نمی توانیم به حقانیت آنها نیز پی ببریم مگر از سوی کسی یا چیزی که خود مورد اثبات واقع شده باشد. در مورد پیامبر اسلام معجزه او و در واقع وسیله اثبات حقانیت او قرآن است که خود بیان کرده هر که شک دارد که از جانب خدا است یک سوره مثل آن ارائه نماید. به عنوان راهنمایی می گویم که عربهای جاهلی و برخی از مسیحیان و یهودیان عرب که بسیار مایل بودند تا خلاف حقانیت اسلام و قرآن را ثابت نمایند باز نتوانستند حتی یک سوره مثل سوره های قران را ارائه نمایند، اگر غیر از این بود گوش فلک را کر کرده بودند و این نتوانستن تا امروز ادامه دارد، اگر غیر از این بود همه ما راجع به آن چیزی می شنیدیم.