اخیرا ماجرای یک پدر اتریشی همه جهان مخصوصا اتریشی ها را شوکه کرد. جرم این پدر این بوده است که:
دختر خود را 24 سال در خانه زندانی و مورد آزار جنسی قرار داده است و از دخترش 7 فرزند دارد.
آنچه این پدر انجام داده اصلا قابل دفاع نیست و علت شوکه شدن اتریشی ها و همه دنیا هم کار بسیار زشتی است این فرد انجام داده؛ حتی اگر پدر هم نبود باز زندانی کردن چندین نفر برای 24 سال همراه با آزار جنسی خطای بزرگی است.
مردم ایران هم از این خبر بسیار ناراحت شدند و ابراز انزجار کردند ولی بی خبر از اینکه اگر یک پدر اتریشی در طول تاریخ اتریش چنین کرده؛ پدرهای ایرانی فراوانی هستند که جرم های مشابه انجام میدهند ولی آنقدر شوکه کننده که نیست حتی ممکن است ارزش هم حساب شود.
آیا شما شوکه میشوید اگر بدانید که پدرانی ایرانی هستند که به اسم جلوگیری از فساد، دخترهای خود را تا قبل از ازدواج تا 20 یا 24 سالگی در خانه زندانی میکنند و بعد به زندانبان جدید تحویل میدهند؟ زندان پدر اتریشی در زیرزمین بوده و به بهانه ای ولی زندان پدر ایرانی ممکن است زیرزمین نباشد و بهانه ای دیگر، ولی زندان، زندان است.
آیا شما شوکه میشوید اگر بدانید بعضی از پدران ایرانی به دختر خود اجازه نمیدهند که مدرسه بروند و یا اینکه از خانه بیرون بروند؟ حتی اگر کسی به میهمانی آنها بیاید دختر باید در پستوی خانه بماند و بیرون نیاید!
آیا شما شوکه میشوید اگر بدانید چند پدر ایرانی دختر خود را به جرم صحبت ساده با پسری به قتل رسانده اند؟ به نظر شما کار این چنین پدری شوکه کننده است یا با غیرتی و ارزشمند؟ چرا خبر زندانی کردن دختری و رابطه جنسی پدر با دخترش ما را شوکه میکند ولی خبرزندانی دختری ایرانی به اسم غیرت و قتل ناموسی او توسط پدرش ما را شوکه نمیکند؟ قتل دختر زشت تر است یا رابطه جنسی داشتن با او؟ یا اینکه هر دو زشتند؟ آیا شوکه نمیشوید اگر بدانید که “پدر يا جد پدري كه فرزند خود را بكشد قصاص نميشود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول و تعريز محكوم خواهد شد.”(قانون مجازات اسلامی ماده 220)؟
شوکه نمیشوید که بدانید جرم یک پدر اتریشی که دختر خود را زندانی کند و رابطه جنسی داشته باشد 15 سال زندان است ولی یک پدر ایرانی که دختر خود را زندانی کند و او را بکشد به اسم غیرت، جرم نیست و حتی ارزش است!
من معتقدم که زشتی ها را ما تعریف می کنیم. بعضی وقتها زشتی ها اینقدر عادی میشوند که شاید از عادی بودن گذشته و به خوبی و ارزش تبدیل شوند.
نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.
پی نوشت: یک نمونه: آیا شما شکه می شوید این خبر را بخوانید: “نجات دختر 22 ساله كه توسط پدرش زنده به گور شده بود“. پنجشنبه 19 ارديبهشت 1387 خبرگزاری فارس
حرفت کاملا حقه. موافقم
كاملا حق با شماست. ما به خيلي از زشتيها عادت مي كنيم و بعد يا مي گوييم رسم است و يا ارزش.
خدا را شکر که این اتفاق درایران نیافتاده وگرنه شما و امثال جنابعالی حسابی سوژه برای این خزعبلاتتان گیر می آوردید..به جای این مقایسه های کیلویی، بردار اینهایی که می گویی را تحقیق درست حسابی بکن اینجا چاپ کن.
———————————————————-
تلنگر: من هدفم خراب کردن ایران نیست.خودم ایرانیم و چون ایرانیم اینها را می نویسم. البته شما ممکن است بگویید که این حرفها به سود ایران نیست ولی من معتقدم هست. معتقدم نقد برای اصلاح است نه برای تخریب. من این نوشته های این سایت را هرگز به زبان غیر از فارسی منتشر نمی کنم چون معتقدم لزومی ندارد غیر ایرانی از مشکلات ایران خبر داشته باشد. ما خودمان باید مشکلات را بیابیم و حل کنیم.
این وبلاگ هم یک وبلاگ تحقیقی نیست از یک محقق از دانشگاه هاروارد. اگر به نوشته ها هم دقت کنید، من سعی در نوشتن به زبان ساده و استفاده از مثالهای روزمره هستم که البته به این معنا نیست که من توانایی نوشتن به سبک تحلیلی یا تحقیقی نیستم. مخاطب من هم محققین و متفکرین نیستند، مخاطب من کسانی هستند که به روزمرگی و عادت گرفتار شده اند. برای خیلی از روشنفکران ممکن است نوشته های من خیلی سبک باشد که درست هم هست چون نوشته برای آنها نوشته نشده است. مثلا یک ایرانی که در کل اطرافیانش یک پدر هم پیدا نمی شود که دختر خود را در خانه نگه دارد یا حتی فکر قتل ناموسی کند، این نوشته برایش نامانوس و خیالاتی است، ولی کسی که موارد مشابهی را در اطرافش داشته، شاید درک کند که مطلب چه می گوید.
نظرات خوانندگان هم که در زیر نوشته ها داده میشود نوعی نمونه گیری آماری است که نشان میدهد چقدر مطلب به واقعیت نزدیک است.
ضمنا لزوما برای تایید مطلب نباید تحقیق کرد، برای رد مطلب هم می توان تحقیق کرد.
كاملا حق با شماست. متاسفانه اينطور عادت كرده ايم كه خيلي چيزها را باب كنيم و بعد به اسم رسم يا ارزش كوكورانه ازش دفاع كنيم يا اينكه حداكثر بي تفاوت از بغلش رد بشويم
دوست عزیز. ماجرای مرد اتریشی آنقدر شوکه نمی کند که اظهار نظرهای احساسی و غیرکارشناسی حضرتعالی
قتل، تجاوز و …همه اینها یک انسان را شوکه می کند. فرقی هم نمی کند کجا اتفاق افتاده باشد. ما همه انسانیم.
پس مقایسه کیلویی نکنید. شما اگر با اعتقادات خودتان و جامعه مشکل دارید به حساب دیگران نگذارید.
——————————————————
تلنگر: اگر برای شما “تجاوز جنسی به دختر” و “قتل دختر” هر دو شکه کننده است، خوب، نشان می دهد که این دو قابل مقایسه هستند و “کیلویی” نیست!
دوست خوبم هر ملتی را باید با فرهنگ همان ملت مقایسه کرد شاید در اروپا اگر یک دختر یک فیلم سکی بازی کند پدرش فقط به او اخم کند یا قطع رابطه بکند ولی در اجتماع مذهبی بعضی از خانوادها که همه آنها ایرانی هم هستند ومن به ایرانی بودنم نیز افتخار می کنم زن را بعنوان یک وسیله نگاه نمی کنن بلکه او را معدن عشق و عاطفه و در اجتماع مذهبی ما زن باید حجاب داشته باشد و خود را از نامحرم بپوشاند این جزو ملزومات دین و فرهنگ ماست یک ایرانی در اروپا زندگی نمی کند در ایران زندگی می کند و ما نباید عده خاصی را با اشاره به برخی شنیدها برای 70 میلیون اطلاق کنیم آیا شما نمی دانید در ایران آمار وردی دختران در دانشگاه بیشتر از پسران است و بیشترین انجمنهای حمایت از زنان در خاورمیانه مخصوص ایران است که توسط خود زنان اداره می شود و د رایران حتی یک انجمن حمایت از مردان نیست البته چه بسا در سالهای آینده انجمن حمایت از مردان خانه دار نیز تشکیل شود که امید وار هستم سر پرستش مرد باشد
یک ایرانی جانش را برای ناموسش می دهد ما نباید اشتاهات در یک جامعه را با ظالمانه ترین رفتارهایی که یک انسان می تواند به حق یک انسان دیگر انجام دهد مقایسه بکنیم و این کار شنیع را خیلی عادی قلمداد کنیم نسبت به رفتارهای که کسی ندیده درایران و من تا به حال نشنیدم کسی بخاطر تلفن صحبت کردن یک دختر با پسر گشته شده باشد
البته منکر ه حرف شما نمی شوم چون در هر اجتماعی هم خوب هست و هم بد
دوست خوبم در هند گاو پرستش می شود ولی در ایران خورده می شود آیا ما اشتباه می کنیم که گاو نمی پرستیم یا آنان که نمی خورند ما ایرانی ها به زن احترام می گزاریم روز مادر یکی از بهترین روزهای سال ماست چرا ما همیشه می خواهیم مردم خود را خار و خفیف نشان دهیم
هر که مطلب شما را بخواند فکر می کند در هر کوچه دو سه تا دختر در خانه حبس شده یا در هر محله یک دختر کشته شده از شما خواهش می کنم در هر مطلبی فقط به تراوشات ذهنی اکتفا نکیم و هر مورد خاص را وجه عمومی نشان ندهیم اگر شما آمار زنان قاتل در ایران را داشتید با سند و مدرک و هزاران مراکز فساد را چه می گفتید حتما ایران را باتایلند مقایسه می کردید پس بهتر است انسان در بعضی از موارد زبان در کام بگیرد و ایران و ایرانی را با یک فاجعه ظالمانه مقایسه نکند چون شرط ادب این را می گوید حد اقل اگر مسلمان نیستی ایرانی باش مورد قیاس شما با مردم وطنم خیلی بی رحمانه و شنیع بود از خدا برای شما بخاطر این عقلتان طلب فهم می کنم چون احساس می کنم شما بیشتر جو گیر شدید و این مطلب را نوشته اید و الا هیچ انسان عاقل و میهن دوستی برای دفاع از شیر زنان ایران زمین به همچین قیاسی چنگ نمی زند خدا تو را به لطف و کرمش هدایت کند چون این مطلب شما قلب هزاران ایرانی را به درد آورد
—————————————————————————
تلنگر:
من چنین خطایی نکردم، شما به نوشته دقت کنید، همه جا گفته شده: “چند پدر ایرانی” “بعضی” و … و من هم معتقدم که تعدادشان کم هست نسبت به 70 میلیون ولی تعداد بسیاری از مردم ایران هستند که از وجود این پدرها شکه نمیشوند. روی صحبت من با پدرانی نیست که میکشند (آنها متاسفانه شاید دسترسی به اینترنت ندارند) روی صحبت من با ایرانی هایی است که “قتل ناموسی” برایشان شکه کننده نیست!
این دلیل بر احترام بر دخترها نیست. مشکلاتی بر سر راه پسرهاست مثل سربازی که اجازه نمیده اونها مثل دخترها رقابت کنند! اگر در مورد احترام به زنها بدانید قانون مجازات اسلامی در مورد زنان را مطالعه کنید. البته من مرد هستم، زنها باید از خودشان دفاع کنند من کشورم را دوست دارم و مردمانش که زنان نیمی از مردمانش هستند.
برای شما قتل دختر یک “اشتباه” است و تجاوز به دختر یک “رفتار ظالمانه”؟ برای من هر دو ظالمانه و زشت است.
من خودم در ایران زندگی کرده ام و فکر میکنم تمام کسانی که در ایران زندگی کرده اند هم از این مطلب چنین نتیجه گیری نکنند مگر اینکه یک ایرانی باشد که هیچ وقت به ایران نیامده. این نوشته هم به فارسی است بنابراین قابل استفاده برای غیر ایرانی ها نیست و به حیثیت ایران ضربه ای نمی زند.
در هر حال ممنون از شما به خاطر وقتی که گذاشتی و نظرت را مبسوط گفتی. گرچه با بعضی نظرات شما مخالفم ولی نظرتان برایم ارزشمند است.
ببجشید شقایق به گودرز هیچ ربطی نداره.شماها یک جنایت فجیع تو اونجا اتفاق افتاده می گی تو ایران هم مثش اتفاق می افته؟!سندت کو؟
———————————————————–
تلنگر:
54 قتل ناموسی در استان خوزستان طی سال 1382
سالانه 5 هزار زن و دختر جوان در جهان به نام «ناموس» و «حيثيت» به قتل ميرسند (ادامه از ایسنا)” اين در حاليست كه آمار واقعى قطعا رقمى بالاتر از اين ميزان است؛ چرا كه در بسيارى از موارد شكايتى عنوان نشده و يا خانوادههاى قربانيان به دروغ اين جنايات را با عناويني همچون «خودكشى»، «تصادف» و يا «ناپديد شدن» گزارش مىدهند. برخي كارشناسان معتقدند كه قتلهاى ناموسى اكثرا در كشورهايى با ريشه اسلامى مانند پاكستان، افغانستان، اردن، تركيه و ايران به وقوع ميپيوندد، ”
پدری که چند روز پيش دختر ۱۴ ساله خود را به گفته خود «به دليل رابطه با يک مرد» و «برای حفظ آبرو و ادامه زندگی شرافتمندانه» در زاهدان سنگسار کرد،
کافی است “قتل ناموسی” را در گوگل جستجو کنی، میتوانید دلایل بیشتری پیدا کنید.
احتمالا یا شما این اخبار را نشنیده اید چون برای بعضی شکه کننده نبوده تا به خبر داغ تبدیل بشه به گوش شما برسد و یا شما شنیدید ولی فراموش کرده اید و آن هم به این معناست که خبر برای شما شکه کننده نبوده که در خاطرتان بماند.
ديگه اون دور و زمونه كه پدرا دخترها رو تحقير ميكردن و از اين صحبت ها كه خودت نوشتي گذشته الان ديگه تو عصر اينترنت و ماهواره دخترا تو خونه خانمي ميكنن حتي كار به جايي رسيده كه ميگردن براي خودشون شوهر هم انتخاب ميكنن ! تو هم اين مقايسه مسخره بين جنايت اين پدر اتريشي رو با شرايط ايران كه مختص فرهنگ ايرانه رو كنار بذار
——————————————————-
تلنگر: حرف من هم همین بود، که نگه داشتن دختر در خانه و کشتن او به نام ناموس “مختص فرهنگ ايرانه”(طبق گفته شما) ولی نگه داشتن دختر و تجاوز جنسی به او “جنایت”. این نوشته شما تاییدی بر حرف من است. تجاوز به دختر را جنایت می دانیم ولی کشتن دختر را غیرت! به نظر من هر دو جنایت است. و از همه بدتر اینکه قانون هم از جنایت نوع ایرانی حمایت می کند!
ببخشید
این مطالب رو به عنوان طنز نوشتید یا جدی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
ای آقا امروز خبر آزادی متهمان قتل های محفلی کرمان اعلام شد. وقتی در این مملکت اینجور آدم می کشند حتی زن و شوهر ها را چه توقعی دارید به دوستانی که به نوشته کوتاه شما اعتراض داشتند توصیه میکنم خبر آزادی قاتلان کرمانی را با دقت بخوانند و سعی کنند برای آن هم توجیهی پیدا کنند.
مقایسه خوبی بود به نظرم.
یک چیزی توی ذوقم می خوره. جورج بوش نوشته:
” کار به جایی رسیده که برای خودشون شوهر هم انتخاب می کنند!”
از این جمله پیداست که دختر رو فقط موجودی می بینند که باید شوهر پیدا کنه و تنها کاربردش همین باشه.
به نظر شما این جنایت در حق نصف جمعیت ایران نیست؟ این که یک نفر رو توی زیر زمین زندانی کنی با اینکه فکر اون آدم رو زندانی کنی و بهش اجازه رشد ندی چه فرقی داره؟ مگه زنها با مردها چه فرقی دارند؟ مگه ما همه آدم نیستیم و با هم برابر نیستیم؟ چه چیز باعث میشه به خودشون حق بدن دخترها رو در محیط بسته بار بیارن؟
دخترهای ایرانی به دلیل همین کارهای پدرها و برادرهای ایرانی، اکثرشون موجودات کوته بینی شدن. عده کمتریشون فکر اینه که یک موجود مستقل انسانی باشه. همه دنبال یک تکیه گاه هستند که بهش بچسبند…
اینها نظرات من بود!
شما نوشته ايد كه:
—قتل دختر زشت تر است یا رابطه جنسی داشتن با او؟
من به عنوان يك دختر ايراني و روستايي كه در مقطع دكتري در حال تحصيل هستم، ترجيح مي دهم بميرم تا اينكه پدرم همچين رفتاري با من داشته باشد.
در نظر داشته باشيد كه عزيزترين فرد براي بيشتر دختران پدرانشان هستند.
و به آقاي علي شمس:
اگر دختران به فكر ازدواج هستند هيچ تناقضي با “یک موجود مستقل انسانی بودن” ندارد. ازدواج مسئله اي است كه ميزان احتياج مردان و زنان به آن به يك اندازه است.
—————————————————————-
تلنگر: نمی دانم شما از نوشته های من اینرا برداشت کردید یا نه، ولی من معتفدم که “داشتن رابطه جنسی” و “قتل دختر” هر دو جنایت است و هر دو زشت. منظور من اصلا این نبود که قتل زشت تر است. هر دو زشتند. و از آن زشت تر اینکه اگر پدر دختر را بکشد به اسم غیرت، قانون حکومتی حمایت می کند. حال تصور کنید که پدری با دخترش روابط جنسی بر قرار کند و بعد برای پاک کردن لکه ننگ از زندگی خود، او را بکشد و داستانی بسازد مبنی بر اینکه دخترش با کسی رابطه داشته است، در قوانین کنونی ایران، این پدر بیگناه است و البته هیچ دادگاهی هم نمیتواند این مرد را محاکمه کند، چون مقتول دیگر وجود ندارد که بگوید این پدر چه به روزگارش آورده!
قتل دختر زشت تر است یا ….؟
این بستگی به اعتقادات داره از نظر یک انسان معتقد قتل شخصیت اصلا قابل مقایسه با قتل نفس نیست. در قتل نفس قاتل با چیزهایی مثل دیه و قصاص قابل جریمه شدن است و نسبت به مقتول یک چند صباحی زودتر راهی سفر آخرت شده که اونهم از طرف خداوند جبران خواهد شد. اما کسی که قاتل شخصیت کسی می شود را با چه چیزی می شه مجازات کرد؟ و آبروی رفته را چطور میشه برگردوند؟
اما کسی که اعتقادی به آخرت و اینجور مسائل نداره ( که ظاهرا جناب تلنگر و بعضی دیگر از دوستان اینگونه فکر می کنند ) طبیعی است که قتل شخص از قتل شخصیت بسیار بزرگتر است چون قتل شخص یعنی فنا نابودی نیستی و این اصلا قابل مقایسه با اینکه مقداری حثیت انسان لکه دار بشه نیست.
پس اولا: انسان باشد و بی آبرو بهتر از این است که اصلا نباشد.
ثانیا: مسائل اخلاقی ( در این مورد بخصوص تجاوز جنسی پدر ) ریشه در مذهب دارند و برای یک انسان غیر مذهبی فقط ارضاء شهوت مهم است
با چه کسی؟ فرقی نمی کند ! زیرا چیزی در جایی ثبت نمی شود.
از نوشته های حضرت تلنگر هم چنین استنباط می شود که ایشان از 24 سال حبس شوکه شده اند (لذا آن را با حبس فکری دختران ایرانی قابل مقایسه دانسته اند) نه از انجام عمل جنسی توسط پدر که ظاهرا در اروپا و غرب و یا حتی در بعضی از کشور های شرقی عملی است که کما بیش انجام می شود و هیچکس هم شوکه نمی شود
——————————————————————–
تلنگر:
خوب اول این را تکرار کنم که بر خلاف گفته شما، برای من قتل شخصیت و قتل نفس هر دوزشتی بزرگی است و هیچکدام کم زشت تر از دیگری نیست. اگر چه برای شما آبروی پدر مهمتر از جان دختر است! “ از نظر یک انسان معتقد قتل شخصیت اصلا قابل مقایسه با قتل نفس نیست”
این چکیده نظر شماست:
و همه چیز از اینجا شروع میشه و این همون چیزی هست که من در نوشته ام می خوام بگم: اعتقاد مذهبی، قتل دختر را توجیه می کند و حتی ممکن است اعتقاد مذهبی (برخلاف گفته شما) داشتن روابط جنسی با نزدیکان را هم توجیه کند! (در قرآن آمده که: اى مردم از پروردگارتان كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفتش را [نيز ] از او آفريد و از آن دو مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد. النساء 1) البته قرآن کسی را تشویق نکرده ولی به نظر می رسد از این آیه میشود فهمید که حداقل فرزندان آدم که خواهر برادر بودند با تایید خدا رابطه جنسی داشته اند! بگذریم، چون شما اخلاق را در مذهب دانستید و فرد غیرمذهبی را بدون اخلاق(که من کاملا مخالفم) ، بد نبود از مذهب هم کمی برایتان بگویم!
در ایران قتلهای ناموسی زیادی اتفاق میافته و بیش از 90 درصد موارد توهمات مرد بوده است!! (منبع 1) (منبع: مقاله ای از انجمن جامعه شناسی ایران)
و این همان است که شما اسمش را گذاشته ای آبرو و به آن رنگ و لعاب مذهب مالیده اید!
آبروی چه کسی رفته است؟ پدر؟ برادر؟ شما و امثالهم معتقدید: پدر و برادر حق دارند که برای دل خودشان و غرور و وجه اجتماعیشان (شما اسمش را آبرو گذاشته ای) جان انسان دیگری را که احساس مالکیت میکنند را بگیرند!! این است مذهبی که انسان را اخلاق مند می کند؟؟؟ این قانونی است که هدفش نجات و رستگاری انسانهاست؟
اصلا من خیلی دوست دارم شما یک تعریف روشن از “آبرو” ارائه دهید!! من نمی فهمم “آبرو” یعنی چه! تعریف کنید ببینیم این آبرو چیست که باید بابتش جان انسانی دیگر را گرفت!
شما مطمئنی در جوامع مذهبی و در بین افراد مذهبی تجاوز به محارم وجود ندارد؟ فکر نمی کنم پخش نشدن اخبار آن در ایران دلیل بر نبودنش باشد! اگر درمورد بودن یا نبودنش شک دارید این را بخوانید. ایسنا: حدود 50 درصد از كودكان توسط پدرانشان آزار ديدهاند، که 20 درصد از نوع آزار جنسی بوده و آزار جنسی در ایران در حال افزایش است.
خوب شما که معتقدی که در غرب بی دین هر کسی یا هر کسی رابطه جنسی دارد(که کاملا اشتباه است!)، در حالی که آمار نشان از این وضعیت را در ایران هم دارد! پس این دین چه کمکی کرده است؟
متاسفانه برداشت درستی از مطالب گفته شده نکرده اید و به جای بحث کلی و اصولی دائما مثال می زنید و از مصادیق قانون می سازید و آن را به مذهب نسبت می دهید.
هیچکس به هیچ بهانه ای حق گرفتن جان کسی را مستقیما ندارد و این قانون است که باید حاکم باشد و این که گفته شد قتل شخصیت بزرگتر از قتل شخص و قتل نفس است به این معنا نیست که پدر حق دارد برای حفظ آبروی خود فرزند خود را به قتل برساند.
اصلا از کجا این نتیجه را گرفته اید که تمام رفتار های انسانهایی که به گونه ای در ارتباط با مذهب هستند هر چند اعتقاد درستی به آن نداشته باشند ناشی از ارتباط آنها با مذهب است.
اکثریت مردم ایران به ظاهر مسلمان و شیعه هستند اما عکس العمل آنها نسبت به مسائل ناموسی گاهی تا صد و هشتاد درجه با هم فرق می کند در حالیکه اعتقادات آنها این مقدار با یکدیگر فاصله ندارد.
آبرو یعنی شرم حیا و غیرت یعنی چیزی که اگر نباشه انسان از انجام هیچ عملی ابا ندارد حتی زنای با محارم تجاوز به مادر در مقابل چشم فرزندان و ….
میشه بفرمایید از کدام قسمت از کلمات من این همه احکام مختلف استفاده کرده اید؟
من هم با شما کاملا موافقم که غیر مذهبی بودن مساوی با بدون اخلاق بودن نیست .
از دیدگاه یک فرد مذهبی امور اخلاقی در رابطه با زندگی پس از مرگ معنا پیدا میکند. اما برای یک فرد غیر معتقد برای من روشن نیست که چه چیزی او را وادار یه رعایت اخلاق می کند (غیر از قانون ) اگر در این مورد توضیحاتی دارید لطفا بیان کنید تا روشن شویم.
—————————————————————————
تلنگر:
اینکه شما میگویید تنها حرف نیمه زیبایی است که در عمل توسط شما حضرت کوثر و دوستانتان به آن بهایی داده نمیشود. در قانونی که شما میگویی حق گرفتن جان انسانها را دارد و مدعی هستید که این قانون از احکام اسلامی و الهی گرفته شده است، به پیروانش اجازه داده که در راه “دین” و “خدا” انسان ها را بکشند و هیچ مجازاتی هم متوجه آنها نمیشود. (مصادیق بسیاری در قرآن است و مصداق اخیرش همین قتلهای محقلی کرمان که یک عده به اسم دین یک عده انسان بی گناه را کشتند و تبرئه شدند!) و البته تفسیر اینکه در راه “دین” و “خدا” چیست هم به عهده دوستان حضرت کوثر است! و به این نتیجه میرسیم که حضرت کوثر و دوستان تعیین می کنند چه کسی چه کسی را بکشد!
شما گفته اید قتل شخصیت بالاتر از قتل نفس است و گفتید که قتل نقس را با قصاص یا دیه جبران می کنند، ولی من نفمیدم این قتل شخصیت که بالاتر است را چگونه جبران میکنند؟
وقتی پدری دخترش را سنگسار می کند این نتیجه تربیت مذهبی است یا نه؟ غرب سنگسار را به مردم یاد داده؟ وقتی پدری دخترش را می کشد و وقتی بازخواست میشود میگوید بخاطر ناموس و آبرو کشتمش و قوانین مذهبی هم از او دفاع میکنند، این نتیجه تربیت مذهبی است یا نه؟ وقتی پدری دخترش را میکشد و افرای مثل شما او را تحسین و تقدیر میکنند و میگویند: “انسان باشد و بی آبرو بهتر از این است که اصلا نباشد.” این در ارتباط با مذهب است یا نه؟
وقتی بدیهای موجود در جامعه اسلامی و مذهبی گفته میشود، شما و همفکرانتان می گویید: “اکثریت مردم ایران به ظاهر مسلمان و شیعه هستند ” وقتی میگوییم چرا باید قوانین مذهبی بر جامعه حاکم باشد میگویید “اکثریت مردم ایران مسلمان و معتقد هستند”! ما نفهمیدیم که مردم ایران مسلمان هستند یا نیستند!
از این جملات:
حال من از شما می پرسم که شما از کدام قسمت از کلمات من این همه احکام برداشت کرده اید که چندین بار تکرار کرده اید که : “ظاهرا جناب تلنگر و بعضی دیگر از دوستان …” و “از نوشته های حضرت تلنگر هم چنین استنباط می شود که …”؟؟؟
شما وقتی اینجا خواستید نظر بدهید احساس نکنید بالای منبر رفته اید و باید مردم بی فکر(از دید حضرت کوثر) را ارشاد کنید و روشنگری کنید. اینجا نظر شخصیتان را بنویسید و در پی روشنگری برای دیگران نباشید! همه مردم عقل و شعور برای تشخیص خوب و بد دارند نیاز به روشنگری شما ندارند!
یعنی شما تنها بخاطر و یا بهتر بگوییم از ترس زندگی پس از مرگ، خود را ملزم به رعایت اخلاق میدانید؟ یعنی خود جامعه انسانی برایتان مهم نیست؟ یعنی شما درس میخوانید که معلمتان آخر سال شلاقتان نزند؟ یعنی از ترس شلاق درس میخوانید؟ به آن اندازه درک ندارید که درس خواندن چیز خوبی است!؟ حتما باید تنبیه بدنی و شلاق باشد تا درس بخوانید؟
بر خلاف آنچه شما ادعا میکنید دین و مذهب با تعریف کنونی، در امور اخلاقی انسانها کمکی نمی کند و حتی در تضاد با اخلاق است. همانطور که شما اعتراف کردید، اخلاق در مذهب فقط در راه رضای دین و خدای تعریف شده دین معنا پیدا میکند. دین با تعریف کنونی برای تقویت ارتباط انسان-با-انسان نیست بلکه برای تقویت ارتباط انسان-با-خدای دین است. در دین این تعریف شده و مقدس هم هست که انسانی انسان دیگری را میتواند بکشد اگر در راه خدا و دین باشد(تعریف جهاد) در قرآن آمده که انسانی میتواند با پدر و برادر خود ارتباطش را قطع کند اگر پدر یا بردارش با او هم عقیده نباشند، یعنی قطع ارتباط با خانواده در راه دین! انسان میتواند پسرش را بکشد اگر در راه خدا باشد (داستان ابراهیم و کشتن پسرش اسماعیل). آن دین و مذهبی را که شما میگویید همه بدیها را خوب می داند و بی اخلاقی ها را مقدس میداند اگر در را “دین” باشد! دروغ خوب است اگر در راه دین باشد، کشتن و خودکشی خوب است(مقدس است) اگر در راه دین باشد، …
شما که به اصول و بحثهای کلی معتقدید به ما بگویید کدام یک از اصول 5 گانه دین اسلام و فروع 10 گانه دین اسلام برای تقویت اخلاق بین انسانهاست؟؟؟!!!!
جالبه از زماني كه احمدي نژاد اومده تعريف جديدي از وطن پرستي و ايراني بودن ايجاد كرده كه مترادف با در خط جمهوري اسلامي حركت كردن است به كامنت دوستمون محسن نگاه كنيد به ايراني بودنش افتخار مي كنه اما اونو چگونه تعريف ميكنه دوست من تاريخ ايران فقط به 1400 سال بدبختيش خلاصه نميشه اين كشور قبل از اونم هزاران سال تمدن داشته هنوز در فرهنگ غربيها ما رو به عنوان پرژن ميشناسن كه ياداور اسم قبل از اسلام ايران هست اگه به حاشيه رفتم ببخشيد اين حزبلها مجبورم كردن اما در مورد اين مطلب جالبه 10 روز پيش يك برنامه تو تلويزيون پخش ميكرد و اين موضوع رو پيش كشيد كه ببينيد اين نتيجه دوري از فرهنگ قران هست دقيقا همين نظر نويسنده رو پيدا كردم كه اگه اينجوره به گفته آقايان اينجا كه فرهنگ قران حكم فرماست و مملكت امام زمان هست اينجا چرا پدر دخترشو سنگسار ميكنه يا به خاطر اينكه يك دختر يك ساله توسط داييش بوسيده ميشه اونو مي كشه يكي از همين موارد در همسايگي ما اتفاق افتاد پدري دو دخترش رو كشت يعني اينجا سنگسارها به خاطر چي هست؟اگه فسادي نيست پس چرا سنگسار ميكنن خفاش شب كه يادتون مياد اونم به خاطر فرهنگ غربيهاس؟اميدوارم خدا اين ملت رو از دست طرفداراي دروغيش حفظ كنه
کاملا قبول دارم اما بیشتر پدر و مادر های ما از ترس مشکلاتی که در جامعه هست اینکارو میکنن . قبول کنید توی جامعه ای که تا هوا تاریک میشه دخترو میبرن هزار بلا سرش میارن باید هم پدر و مادر بترسن . خب میگین چی کار کنن ؟
———————————————————————–
تلنگر:
این سوال را از کسانی بپرسید که معتقدند حجاب موجب امنیت است. این را از کسانی بپرسید که معتقدند قوانین مذهبی، همه مشکلات را حل میکند.
شما معتقدید چون یک عده درنده خو وجود دارند، پدر مادرها باید دخترانشان را زندانی کنند؟ من در شکم که شما به عنوان یک دختر اینگونه فکر میکنید؟!
بر خلاف آنچه عمری در گوش من و شما خوانده اند که حجاب موجب امنیت است، حجاب انسانهای خوب را شهوتی و انسانهای شهوت پرست درنده خو را وحشی تر میکند. اصلا چرا زنها باید حجاب داشته باشند، چرا مردها بر چشم خود نقاب نزنند؟؟ من در غرب بارها دیده ام که دختری جوان در نیمه شب در خیابان به خانه می رود و هیچ کس به او تعرضی نمی کند! چیزی که شاید شما اصلا باور هم نکنید! ولی اگر می خواهید ببینید که چقدر این حرف من صحیح است، به توریستهای زن که تنها در ایران مسافرت میکنند دقت کنید، آیا این دلیلی بر این نیست که آنها به تنها رفتن و امنیتی که داشته اند عادت کرده اند؟ البته بعد از مدتی مسافرت در ایران و تعرض هایی که در جامعه مذهبی بر آنها میشوند میفهمند که جامعه خودشان با جوامع به ظاهر مذهبی متفاوت است!
بعضی از دوستان تاکید زیادی روی ادبیات و فرهنگ ایران قبل از اسلام می کنند و اسلام را عامل عقب ماندگی ایران می دانند بنده که هر چه گشتم نتوانستم یک غزل قصیده یا حتی یک بیت شعر یا نثر قابل ذکر پیدا کنم لطفا اگر کسی در این زمینه اطلاعاتی دارد بیان کند.
از طرف دیگر تمام مفاخر ایران زمین تنها عامل موفقیت آنها پیروی از تعالیم اسلام بوده و به آن افتخار می کرده اند به طور مثال مولوی که شهرت جهانی دارد تمامی اشعار او ترجمه ای از آیات قرآن و احادیث پیامبر است همچنین بسیاری دیگر از مشاهیر.
———————————————————
تلنگر: دانشگاه جندی شاپور مربوط به زمان ساسانیان است، برخي از مورخين نوشتهاند كه فارغالتحصيلان دانشگاه جندی شاپور بعضاً به جزيرةالعرب رفته و علم خود را به آنها منتقل می کردند، ميگويند طبيب مخصوص پیامبر اسلام از اين دانشگاه بوده است. فکر میکنم این روشن میکند که ایران قبل از اسلام چه بوده و اعراب در آن زمان چگونه بوده اند.
شما کتابی علمی که به خط امامان شیعه نوشته شده را سراغ دارید؟
kowathar مثل اينكه زيادم نگشتي ارداويرافنامه كارنامه اردشير بابكان خداينامه اوستا و كتابهاي ديگري كه موجود است اگه هم تعدادشون كمه دليلش آتش زدتن كتابخانه هاي ايران توسط پيشوايان دينيت هست همونكاري كه مطهري كتمانش ميكنه متاسفم كه آدم اينقدر در مقابل يك فرهنگ عقب مانده از خود باختگي داشته باشه اما بعدش نخير دوست من دليلش پيروي از دستورات اسلام نبوده همه مي دونن ابن سينا از هيچ منكر ديني رويگردان نبوده مولوي همه اديان رو برابر مي دونسته و قس علي هذا به قول شما مذهبيا اما دوست من تمدن ايران هميشه بزرگ بوده و هر فرهنگي رو مقابل خودش تسليم كرده فرهنگ قراني هم همون فرهنگ انسانيه كه متاسفانه طرفداراي ظاهريش از همه نسبت بش غريبه ترند
اولا شما حتی یک مصداق در قران نمی توانید پیدا کنید که شکمی دستور به قتل انسانی داده باشد و تمام موارد که دستور به مبارزه با کفار داده شده است مربوط به زمان جنگ و شرایط خاص است. اگر آیه خاصی مد نظر شماست لطفا بیان کنید.
ثانیا بفرمایید این قتلهای محفلی کرمان در کجای قرآن آمده که شما آن را از مصادیق دستور قرآن به قتل انسانها برشمرده اید.
ثالثا خوشحالم که اینقدر انصاف دارید که بفرمایید به اسم دین نه خود دین اما لازم است بدانید که این سوء استفاده ها در دین خلاصه نمی شود چه بسیار افراد و گروه ها که به اسم آزادی و به اسم عدالت و به اسم نجات محرومان و ………. بر گرده ملتها سوار شده و از آنها سواری مجانی گرفته اند و به اسم عشق چه عفتها دریده اند و به اسم دموکراسی بلایی بر سر ملت های افغان و عراق آورده اند که آرزو کنند ایکاش وحشیان درنده خویی مثل صدام و ملا عمر حاکم بر آنها بودند .
البته این قتل شخصیت مربوط به کسانی است که با عرض معذرت نیم تنه بالای آنها از فعالیت بیشتری نسبت به نیم تنه پایینی آنها برخوردار است و چون در بسیاری از موارد با هیچ چیز قابل جبران نیست بالاتر از قتل نفس است لطفا تحقیق مختصری بفرمایید چند درصد از خودکشی ها برای فرار از بی آبرویی است.
البته که نه ! تمام فقه اسلام را بررسی کنید اگر یک حکم پیدا کردید که به جواز سنگسار دختر توسط پدر داده باشد من تسلیم شما هستم!
لطف کنید آن قوانین را با ذکر منبع بیان کنید.
این کلام که (( انسان باشد و …….)) در مقام بیان ترجیح زندگی انسانها بر آبروی آنها توسط افکار مادی گرایانه بیان شد نه تحسین و ترغیب قتل خودسرانه توسط پدر یا هر کس دیگر
اولا احکام اسلام بر اساس ظاهر افراد است و منظور از به ظاهر مسلمان بودن همین است ثانیا مردم خود انتخاب کرده اند که احکام اسلامی بر آنها حاکم باشد ثالثا اصل مطلب را پاسخ دهید که چرا عکس العمل مسلمانان در این زمینه متفاوت است و این قدر دنبال اشکالات لپی نباشید لطفا
یک انسان غیر مذهبی ممکن است بر اساس پیشینه فرهنگی یا آموزش و یا چیزهای دیگر امور اخلاقی برای او مهم باشد و آنها را رعایت کند ، اما آنچه منظور من بود این است که چیزی به نام احساس گناه برای او معنا ندارد.
از پستهای قبلی شما و همانطور که ملاحظه می کنید انصاف به خرج داده و حکم قطعی نکرده و گفته ام ظاهرا چنین استنباط می شود که 000!!!! به قول ادیبان المعنا فی بطن الشاعر
عزیزم منبر از آن شماست اگر اجازه بدهید من هم گاهگاهی پامنبری شما را بر عهده بگیرم
نظر شخصی خود را در اینجا بیان می کنم :
بله !!! با شجاعت تمام اعلام می کنم که اگر خدایی وجود نداشت و آخرتی در کار نبود رعایت اخلاق برای من کاملا بی مفهوم بود بدون اعتقاد به خداوند جامعه انسانی هیچ فرقی با جامعه گاوی و شیری و شتری و 000000000 ندارد و هیچکدام برتری بر دیگری ندارد و شما نه تنها نمی توانید هیچ دلیلی بر برتری جامعه انسانی بر سایر حیوانات پیدا کنید بلکه تمام شواهد علیه شماست اگر قبول ندارید نگاهی به تاریخ زندگی انسان و فجایعی که انجام داده چه در حق خود و چه در حق طبیعت بیاندازید شاید مسئله تا اندازه ای روشن شود.در ضمن شعاری مثل “جامعه انسانی” مثل شعار کشته شدن در راه وطن برای زنده ماندن نام انسان در تاریخ که از سوی نظامهای کمونیستی مطرح می شد و می شود، “شعری بیش نیست” برای من زنده بودن و خوردن یک لیوان آب خنک در یک روز گرم تابستان بسیار با ارزش تر و لذت بخش تر از کشته شدن در راه وطن و هزاران سال زنده ماندن نامم در تاریخ است چون زنده ماندن نام در تاریخ بدون اینکه من از آن بهره ای ببرم یعنی کشک ، باد هوا یا یک چیزی تو این مایه ها
در ضمن اموری که مربوط به گذران امور این دنیا می شود را مثل درس خواندن و کار کردن و 000 را با مسایل اخلاقی مخلوط نکنید.
نمی دانم در ایران زندگی می کنید یا در جای دیگری در هر کجا هستید سری به زندانها و یا دادگستری آنجا بزنید و آمار بگیرید که چند درصد از مجرمین و جنایتکاران و آدمکشها انسانهای مذهبی هستند خود شما چند انسان مذهبی ( انسانی که خود مذهب را اختیار کرده باشد نه انسانی که مذهب از پدر و مادر به او به ارث رسیده ) را می شناسید که از دیوار مردم بالا رود و یا مثلا به عنوان مسافر سوار تاکسی شود و بعد راننده را به قتل برساند و یا جلو چشم مردی به همسر او تجاوز کند و 0000
شما بفرمایید کدام یک از این اصول و فروع چنین خاصیتی ندارند تا بیان شود .
از شما که حتما از اعتقادات شیعه اطلاعات کامل دارید بعید است که چینین سوالی را مطرح می کنید حتما می دانید که وجه تمایز شیعه با سایر فرقه ها محبت به خاندان پیامبر است چطور ممکن است کیشی که با محبت آمیخته شده است منشاء اختلاف و دودلی بین انسانها باشد.
و در آخر ای برادر و یا خواهر عزیز نمی دانم که در چه سن و سالی هستی و میزان اطلاعات شما از دین به غیر از آنچه اینجا بیان کرده اید ( که بعضا به نظر می آید از طرف یک دانش آموز اول دبیرستانی باشد تا یک انسان پخته و با مطالعه ) که حاصل مشاهدات شما از رفتار مذهبی هاست تا اطلاع از اصل مذهب ، بد نیست بدانید این اتهاماتی که به دین و متدینین وارد می کنید ملیونها برابر آن به غیر مذهبی ها وارد است. کدامیک از کسانی که به عنوان پیامبر مشهور هستند از جنایتکاران تاریخ محسوب می شوند؟ کدامیک از ائمه شیعه را می شناسید که دانه گندمی را از دهان موری به ستم گرفته باشد؟ در مقابل فرعون ، نمرود، چنگیز خان مغول ، لنین ، استالین و بسیاری از دیگر خونخواران تاریخ از جمله کسانی هستند که شما مدافع آنها هستید و افتخار می کنید که یک غیر مذهبی هستید. یک مذهبی اگر به قول شما آدم کش است حداقل یک ضابطه ای را به نام احکام شرع قبول کرده و طبق آن عمل می کند. می شود بفرمایید یک غیر مذهبی وقتی شروع به آدمکشی می کند چه چیزی او را متوقف می کند؟
همچنین این گروهی که شما اینچنین در مقابل فرهنگ و رفتار آنها خاضع هستید ( غربی ها ) و دائما از آنها دفاع کرده و به رخ ما می کشید کسانی هستند که حداقل در چند دهه اخیر دو جنگ جهانی و بسیاری دیگر از جنگهای کوچک و بزرگ را جهت بیرون کشیدن لقمه دیگران از کامشان و چپاول منابعشان به راه انداخته اند که حاصل آن ملیونها کشته و زخمی و 0000 بوده است. فراموش نکنید که هم اکنون هم شمشیر های خود را تا دسته در قلب ملتهای مسلمان فرو کرده و با شعار دموکراسی و مبارزه با تروریسم و حقوق بشر هر جنایتی را که لازم باشد انجام می دهند و حق هیچگونه عکس العملی را برای آنها قایل نیستند !
یکسری دین پرست بیسواد که واقعا انسان در میماند از این همه حماقت که در تار و پودشان آمیخته، صرف اینکه پدرشان و پدر جدشان شیعه نادانی بوده فکر میکنند این خرافات حقیقت است و منتظر رسیدن به ملاقه حظرت و حوریان بهشتی از آدم کشی های آن مردک دین ساز در ۱۵۰۰ سال پیش دفاع میکنند!
حماقت را افقی هست؟ پایانی هست؟ آخر چطور میشود یک نفر اینقدر خودش را فریب داده باشد که با توجیهات واهی از کشتن و زدن و بریدن و … دفاع کند!
ای انسان، ای بشر، ای آدم منصف اگر شرف داری اگر یک ذره شعور در آن مغز نحیف داری جواب یک سوال را بده. این مسلمانان نازنین تو (که بیچاره فکر میکنی خوب دینت را می شناسی! نمیدانی که فقط شیعه را آنهم نه همه اش را میشناسی!) وقتی به ایران حمله کردند چه کار کردند؟
این انسان! چطور شد که اجداد تو مسلمان شدند؟
ای با سواد! چطور شد که اجدادت شیعه شدند؟
فکر کردی با تبلیغ دین رحمت! این اتفاق افتاد؟ خاک بر سر می شود ملتی که خرد را با خرافات دین جاگزین کند. کما اینکه شده ایم! ۱۵۰۰ سال است در نحوست این دین و بربریت آن دست و پا میزنیم و عجبا که این مردم بی خرد دست بردار نیستند!
با چشم خود تمام اینها را میبینند و با گوشت و پوست دردش را حس میکنند ولی باز نمیخواهند از خرافاتشان دست بکشند.
جناب رضا خان
پدر و مادر شما مثل من و امثال من احمق و بی شعور بودند که اسم رضا را برای شما انتخاب کردند حظرت عالی که با کمالات فوق بشری ملاقه کرده ای حداقل در اینجا اسمی که نشانگر فهم و درک و شعور کهکشانی اتان باشد استقاده می کردید.
در ضمن قدری از آن کمالات که توفیق نصیبتان شده و شما را از این خفت و خواری رهانیده و به مدینه فاضله وارد کرده برای ما افاضه بفرمایید خدا را چه دیدی شاید ما هم هدایت شدیم.
چو میبینی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است
در مورد حمله اعراب به ایران و فتح آن و قتی عده ای از طرفداران خلفا خواستند آن را به رخ حضرت علی علیه السلام بکشند فرمود ایران را باید با قرآن فتح می کردید نه با شمشیر و چه زیبا سروده است ملک الشعرای بهار:
گرچه عرب زد چو حرامی به ما داد یکی دین گرامی به ما
گرچه ز جور خلفا سوختیم ز آل علی معرفت آموختیم
آرش عزیز
قصد نفی فرهنگ و تمدن ایرانیان قبل از اسلام را نداشتم فقط خواستم اشاره کنم این بزرگان مثل سعدی و حافظ و مولوی که ما ایرانیان بواسطه وجود آنها در تاریخ فرهنگمان، در دنیا دور افتخار می زنیم آثار آنها چیزی جز قرآن و معارف قرآنی نیست.
در مورد اتهاماتی که به ابن سینا زده اید از زبان خود ایشان بشنوید:
کفر چو منی گزاف آسان نبود محکم تر از ایمان من ایمان نبود
اندر همه دهر چو من یک و آنهم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود
دقیقا همین هست که گفتی! زمانی که به خیال تقدس امام شیعه این اسم را گذاشتند همین بود که درست اشاره کردی. بنظرت امروز که خرد بیشتر شده چقدر اسم رضا را بر پسران این سرزمین میگذارند؟
وقتی میگویم بیسوادی سبب بی خردی و افتادن در دام خرافات است قصد جسارت ندارم که فقط بیان حقیقت میکنم. نمونه اش همین خزعبلی که به علی بستید! بنده خوب خدا اینها را این ملاهای شیعه درست کردند که مردم ایران نگویند این علی که ما را شیعه اش میخوانید و آن حسین که برایش عزادارمان میکنید خودشان در جنگ با ایرانیان و قتل و کشتار و غارت اموال مردم این سرزمین پیش قدم بودند.
اینستکه می گویم حماقت را جایگزین خرد نکنیم. آقا جان این تاریخ اسلام را نوشته اند و موجود است وردار بیار ز مردی و زور ببینم چه داری! کجای این تاریخ جز این نوشته که همین حضرت علی شما چپ و راست سر می برید و کشتار میکرد. بفرما ببینیم این دروغ که بستی از کجا آوردی! از مطهری و شریعتی و …؟! بفرما ابن خلدون را ببین، طبری را نگا کن، المغازی را بخوان. تاریخ بخارا را بخوان ببین تا چطور مسلمانی آنجا کردند.
بنده خدا ت می پرسی از قبل از اسلام کتاب برایت بیاوریم؟! مگر گذاشتید جز همین اندک چیزی بماند! عزیز لبالب از خرد، این شاهنامه فکر کردی پس مال کجاست؟! آن بنای تخت جمشید و کتیبه های گنجنامه فکر کردی از کدام تمدن و فرهنگ بر میامده؟ از ایرانی بیسواد که منتظر علم عرب بوده یا از دانش هزاران ساله که عرب به آتش کشیدش؟
همت داری؟ انصاف داری؟ پس بیا همتی کن و با انصاف بجای خواندن دروغ ملای بالای منبر بشین تاریخ مملکتت را بخوان. ببین این اسلام تو چه کرد با این مردم.
میزان سواد شما از همین بیتی که از ابن سینا نقل کردی هویداست و بس!
صحبت از فقه اسلامی میکنی! مرد حسابی از فقه اسلامی چه میدانی تو! برو بشین یک رساله دستس بگیر اگر از اول تا آخر خواندی و به این نتیجه نرسیدی که باید عوض بشود بیا تا حرف بزنیم!
بعد این فقه گرامی شما در عربستان هم فقه هست یا آنجا میگیرند گردنت را مبزنند برایش!
شما جای این حرفها حواب آن دو تا سوال را بده! بعد هم بفرما در این فقه اسلامی پر از رحمت شما یکی نخواست مسلمان باشد و از برکات اسلام عزیز لبریز بشود و حوری و شیر و عسل را برای شما بگذارد چکارش میکنند! بفرما این گوی و این میدان! بفرما از رحمت برایمان حرف بزن!
جناب رضای عزیز
از زبان نوشتاری شما بر می آید که فارسی زبان اول شما نیست و بیشتر به قلم عربی می ماند که فارسی هم می تواند بنویسد لطفا توضیح دهید.
اما در مورد صحبتهایی که فرمودید:
“بنظرت امروز که خرد بیشتر شده چقدر اسم رضا را بر پسران این سرزمین میگذارند؟”
1- اگر اشتباه نکنم سال 86 “امیر حسین” و امسال “امیر محمد” بیشترین نامی است که ایرانی ها برای پسران خود انتخاب کرده اند. شاید سالهای گذشته اسم “رضا ” این رتبه را کسب کرده باشد و یا در سالهای آینده حایز کسب رتبه اول شود.
2- مگر شما در چه سالی متولد شده ای که از آن زمان تا به امروز این مقدار خرد با افزایش مواجه شده است.
“این شاهنامه فکر کردی پس مال کجاست؟!”
1- این شاهنامه(فردوسی) مربوط به قرن چهارم هجری است، از شاهنامه دیگری خبر ندارم.
2- همانطور که تذکر دادم سئوال من جنبه اثباتی داشت نه نفی گذشته.
3- چند وقتی است دنبال نام حداقل یکی دو شاعر قبل از اسلام و چند بیتی از اشعار آنان می گردم، شما یا هریک از دیگر دوستان اگر اطلاعی دارید خیلی ممنون خواهم شد.
“همت داری؟ انصاف داری؟ پس بیا همتی کن و با انصاف بجای خواندن دروغ ملای بالای منبر بشین تاریخ مملکتت را بخوان. ببین این اسلام تو چه کرد با این مردم.”
1- ملک الشعرای بهار نه ملا بوده و نه آخوند و نه منبر می رفته و فکر می کنم بسیار بیش از بنده و جنابعالی از تاریخ این مملکت اطلاع داشته است لذا یک بار دیگر شعر ایشان را به عنوان جواب تکرار می کنم :
گر چه عرب زد چو حرامی به ما
داد بکی دین گرامی به ما
گرچه ز جور خلفا سوختیم
ز آل علی معرفت آموختیم
2- در تاریخ هزار و اندی سال اخیر ایران بارها مورد هجوم واقع شده که از میان آنها حمله اعراب و حمله مغول ها از دیگر حملات شاخص تر بوده است حال از شما و دیگرانی که همفکر با شما هستند سئوال می کنم:
این ایرانی ها که این قدر ضعیف و خاک برسر و بی فرهنگ بودند که به راحتی پذیرای فرهنگ اسلام و قرآن شدند چرا در مقابل مغول ها که به مراتب وحشی تر و خونریز تر از اعراب بودند فقط جان و مال خود را باختند اما نه تنها تسلیم فرهنگ آنها نشدند بلکه در عرض مدت کوتاهی آنها را به خالصترین شیعیان علی علیه السلام تبدیل کردند؟چه فرقی بین این دو حمله وجود داشت لطفا کمی تامل و تفکر کنید و بعد پاسخ دهید.
“میزان سواد شما از همین بیتی که از ابن سینا نقل کردی هویداست و بس!”
شعر را بدون مراجعه به منبع نوشتم و تنها اشتباهی که شد حذف یک واو از مصرع اول بود بین کلمه “گزاف” و “آسان” و یک اشتباه تایپی در مصرع آخر که “یکی” را “یک” نوشته بودم و فکر نمی کنم این مقدار اشتباه کردن میزان سواد و بی سوادی کسی را نشان دهد به هر حال معذرت می خواهم.
“صحبت از فقه اسلامی میکنی! مرد حسابی از فقه اسلامی چه میدانی تو! برو بشین یک رساله دستس بگیر اگر از اول تا آخر خواندی و به این نتیجه نرسیدی که باید عوض بشود بیا تا حرف بزنیم!”
1- نه تنها رساله را خوانده ام بلکه بعضی از قسمتهای آن را تدریس هم کرده ام.
2- اینکه بعضی از احکام فرعی باید عوض شود ضرری به اصل دین نمی زند و تاکنون بارها در طول تاریخ فقه اسلامی انجام شده و باز هم انجام خواهد شد.
بدرود
۱- (-:
تعداد غلام حسین ها و کلب علی ها و کوروشها و داریوش های امروز را هم مقایسه کن برای روشن گری ذهن خودت فایده دارد.
۲- میزان سواد مدرسان این نظام ولایی که خود گویای آثار پر برکت اسلام است، یکی هم شما! جایی که یگانه اندیشمند زمانه امام خامنه ای باشد، دور نیست که همچون شمایی هم خود را مدرس بداند. عزیز دل شاهنامه را فردوسی زنده کرد نه اینکه خود ساخته باشد! پیش از آن خداینامه ها بودند که داستان حماسه ها و پهلوانی قهرمانان این خاک بود. بعد از حمله مسلمانان باز شاهنامه ها نوشته شد و فقط محدود به اثر جاودان فردوسی نبود. عزیزان مسلمان که به حق اجداد امثال شما بودند چه قبل و چه بعد سنت کتابسوزی و نابودگری را ادامه دادند و شاهنامه فردوسی که به نظم بود چون در دل مردم بود باقی ماند تا در دوره سامانیان باز زنده شد.
حکایت جالبی هم در تاریخ اسلام داریم که پیرمرد عرب شاعری در زمان حضرت محمد و همزمان با دعوی پیامبری ایشان بود بنام نظربن حارث که شیفته خداینامه ایرانی بود و با ساز و آواز به عربی قصه های آنرا روایت میکرد و چون برای عرب تازگی داشت شنونده اش کم کم از شنوندگان قصه های تکراری حضرت که از تورات نسخه برداری میفرمودند بیشتر شده بود. این شد که حضرت این پیرمرد را لعنت کرد و سر آخر هم پیرمرد بینوا را که مسلمین عزیز در حمله به کاروان تجاری به اسارت گرفته بودند، علی (ع)! سر بردیدند برای خشنودی پیامبر عزیز(مراجعه بفرمایید به تاریخ طبری یا هر یکی دیگر که خواستید).
۳- نمیدانم چطور میشود که انسان ارگ بم و بقایای تخت جمشید را ببیند و بعد با خودش فکر نکند که اینها را با علم مسلمانی ساختند یا سازندگانش ایرانیان بودند که بر دانش زمان خود مسلط بودند و دانشگاهها داشتند و کتابخانه ها داشتند و تمدنی رشک برانگیز داشتند و… که مسلمانان وحشی آمدند و سوزاندند (یا نسوزاندند؟) خراب کردند (یا نکردند؟) کشتند (یا نکشتند؟)
بنده خدا یک سری تشریف ببر موزه بریتانیا بخش ایران قبل از اسلام را ببین بعد با مال برادران مسلمانت و آثار ایران بعد از اسلام مقایسه کن. چنان حرفهای پای منبر و تاریخ ساخته جمهوری اسلامی در مغزت فرو رفته که حاظر به دیدن بیرون آن نیستی.
شما با آن عقل سلیمت خودت بفرما این شاهان ایران که کاخ داشتند، این کاخها را با مهندسین اسلامی ساخته بودند؟! حالا لطف کن یک بنای بزرگتر از چهار دیواری هم در عربستان مسلمان هم عصر پیامبرت نشانمان بده!
یک سوال با مزه دیگر، می شود بفرمایی این دین عزیز شما چرا حکم کشتن و بریدن و زدن و شلاق دارد، ولی حکم زندانی کردن ندارد؟! چرا هیچ کجای این دین عزیز شما حکم زندانی کردن فرد خاطی نیست؟ میدانی چرا؟ چون بلد نبودند زندان بسازند! چون دیوارهای گلی میساختند و معماری نمیداستند. حالا برو زندانهای بعد از فتح ایرانشان را ببین. برو کاخهای بعد از فتح ایرانشان را ببین.
در تاریخ طبری هست که فاتح ایران سعد ابی وقاص بعد از بازگشت توسط معماران و هنرمندان ایرانی چنان کاخی بنا کرد که بیننده اش از کعبه بیشتر شد تا اینکه عمر دستور به ویرانیش داد.
کمی خرد، ذره ای تعقل، اندکی اندیشه! چاشنی بکن تا جواب این سوالها را ببینی.
۴- شما فکر کن ملک اشعرا میدانسته، من فکر میکنم نمیدانسته یا آنکه او هم مثل شما و امثال شما شیفته قصه ها بوده تا واقعیت.
شهریار بیتی دارد که، برو ای گدای مسکین در خانه علی زن- که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
میشود بفرمایید مستند این قصه کجاست؟! از یک طرف که حضرت موقع نماز اگر با شمشیر میزدند کسی را نمیدید از سوی دیگر ولی سر نماز نگین میداد. میشود بفرمایید این قصه نگین از کدام کتب تاریخ آمده؟! موضوع همین است که همه این ادیان الهی بر اساس همین قصه و شنیده ها است! مدرکی سندی واقعیتی؟! کو!؟
۵- مغولان بیابانگردان وحشی بودند، متجاوز و بیرحم. ولی برای ثروت و ملک آمده بودند خودشان هم دیانت الهی نداشتند (که بد نیست بروی از خدایت بپرسی چرا مثل نقل و نبات در این ور دنیا پیامبر نازل میکرد ولی مغولان و اهل چین و شرق دور پیامبر نداشتند!) به روایتی هم روح اجدادشان را میپرستیدند. کسی را نکشتند که بیا روح پدر مرا بپرست! ضمنا ادعای رسالت حق هم نداشتند.
هر کاری که کردند یک نتیجه مثبت هم داشتند! خلافت اسلامی را از ریشه کندند و آخرین خلیفه عباسی را به درک واصل کردند و طومار حکومت عرب را در هم پیچیدند.
برای اینکه ببینی عرب چطور پدرت را مسلمان کرد برو و تاریخ بخارا را بخوان.
۶- مقصود من از روایت شعر ابن سینا، غلط املایی و انشایی در آن نبود که کاملا پذیرفتنی است نوشتن در یک کامنتدانی غلط هایی هم داشته باشد، مقاله علمی که نیست! گپ خودمانی است. منظور من برداشت شما از مفهوم شعر بود. برداشت من اینستکه میگوید مسلمانیاین خم شدن و راست شدن و چطور قضای حاجت کردن و… نیست. ابن سینا به آن مفهمی که شما مسلمان میدانی، مسلمان نبود.
۷- بله بنده هم میدانم که باز هم فقه اسلامی تغییر خواهد کرد!موضوع استناد به این چیزهایی است که تغییر خواهند کرد! موضوع کشتن و زدن و شلاق و دار برای این چیزهایی است که تغییر خواهد کرد! موضوع اینستکه فقه اسلامی آنور مرز یک چیز دیگری است اینور مرز یک چیز دیر و همه شان جز خودشان را نا مسلمان میدانند!
برای مثال شما عالم ربانی بفرمایید اگر یک شیعه بخواهد برود اسماعیلی بشود (که اتفاقا آنها هم شیعه هستند!) چه میشود؟
فراموش نکنیم چطور مسلمان شدیم!
فراموش نکنیم چطور شیعه شدیم!
این مطلب را همین امروز در سایت بی بی سی خواندم، بد نیست دوستان دین پرست عالم، یک نگاهی بیاندازند که دین رحمت چطور ایرانیان را مسلمان میکرده. (قبل از اینکه هوار کنید که بی بی سی که تکلیفش معلوم است و چه و چه! مرجع را ذکر کرده تشریف ببرید مرجع را بخوانید صحتش برایتان ثابت شود!)
http://www.bbc.co.uk/persian/business/story/2008/05/080522_bd-sa-masjedsoleyman.shtml
مطلب در مورد مسجد سلمان و کشف نفت در آنجا و قضایای تاریخی آن است که من بخشی را اینجا میاورم:
( وجود گاز سبب شده بود که در آنجا آتشکده ای با “آتش جاویدان” بنا کنند. بر بالای صفه مسجد سلیمان آثاری وجود دارد که وجود یک آتشکده دیرینه را اثبات می کند. اطراف آتشکده پلکان هایی با عرض هفت متر وجود دارد که از نظر شکل و سبک معماری با ساختمان آتشکده های دیگر ایران همانند است. اما در حمله اعراب که همه آتشگاه ها و آتشکده های زرتشتی را خراب می کردند مردم ناچار شدند نامی برای آن اختیار کنند تا از گزند اعراب مصون بماند. کشفیات بعدی نیز نشان می دهد که بنای شهر به دوره اشکانی یا هخامنشی می رسد.
به نوشته یاقوت حموی در معجم البلدان تدبیر مردمان برای حفظ شهر از گزند حملات اعراب با تغییر نامی که داده بودند ظاهرا مدتی موثر واقع شد اما در دراز مدت کارگر نیفتاد. مردم به آیین های خود عمل می کردند و دین و باور خود را داشتند، و این چیزی بود که مسلمانان تحمل نمی کردند. تا در دوران خلفای عباسی مردم همچنان بر عقاید خود پای بند مانده بودند و شبانه و پنهانی به عبادت می پرداختند، اما در این زمان آتشکده مسجد سلیمان به سرنوشت دیگر آتشکده های ایران دچار شد و مانند آیین ها و باورهای مردم برای همیشه از دست رفت و از آن میان آنچه بر جای ماند همان نام مسجد سلیمان بود. به غیر از یاقوت حموی که درباره مسجد سلیمان نوشته است در دوره های اخیر نیز مستشرقین از جمله گیریشمن و آرتور پوپ درباره آن تحقیق کرده اند.)
بالاخره من نفهمیدم شما با عربها مشکل داری یا با دین و خداپرستی اگر اولیه که برو و با خودشون مسئله را یه جور حل کن اما اگر دومیه خب چه فرقیه بین خدای محمد و خدای زردشت اگر پیروی از محمد دین پرستی و کهنه پرستی است پیروی از زرتشت که مافوق این حرفهاست چون زمان تولد این پیامبر خدا بین 600 تا 6000 سال پیش از میلاد مسیح بوده و ماموریت او هم مانند محمد جمع کردن بساط چند گانه پرستی و ترویج یگانه پرستی بوده
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA
آقای رضای صاحب کمالات عدیده و یحتمل (البته قویاً) همون تلنگر خودمون لطفا تکلیف ما را مشخص کن
تا بعد ……………….!!!!!!!!!!!!!!!
——————————————————————
تلنگر: ما هم نفهمیدیم شما با “تلنگر” مشکل داری یا نظرات مخالف خودت؟
من نمی دانم که چه دلیلی میتونه وجود داشته باشه که من با نام فرد دیگری در وبلاگ خودم نظر بدم؟ مگر من تا بحال نظراتم را با نام خودم زیر نوشته های شما ننوشتم؟
جناب کوثر: چون بحث طولانی بود و بعد از صحبت شما چند نوشته بود، من پاسخ به نوشته های شما را به جای زیر مطلب شما در اینجا نوشتم.
1)تعریف “شکمی” را بگویید شاید بتوان مصداقی پیدا کرد.
2)عزیز دل برادر، خوب نمیخوانی! من گفتم: “به پیروانش اجازه داده که در راه “دین” و “خدا” انسان ها را بکشند و هیچ مجازاتی هم متوجه آنها نمیشود.” بلکه پاداش بهشت هم می گیرند. من نگفتم که قرآن میگوید که هر کس را در خیابان دیدی بکش، من گفتم قرآن می گوید در راه دین و خدا بکش! آیا معتقدی در قرآن گفته نشده که اگر بکشید و کشته شوید پاداش می گیرید؟؟ شما میگویی این در هنگام جنگ و مبارزه گفته شده! جنگ و مبارزه در چه راهی؟ قرآن گفته در هر جنگ و مبارزه ای بکشید و کشته شوید تا پاداش بگیرید یا جنگ “در راه خدا”؟ آیا کشته شدن و کشتن در راه وطن هم پاداش دارد؟ در جنگ ایران و عراق چه کشته هایی پاداش بهشت را می گیرند؟ خوب، این دین رحمت و صلح، نگفته در هنگام جنگ اسیر بگیرید و زندانی کنید؟ برای ما بشمار ببینیم دین رحمت و صلح در قرآن چند بار گفته بکشید چند بار گفته زندانی کنید! برای ما بگویید در 29 جنگ پیامبر اسلام چند بار معجزه رخ داد و بدون خون ریزی همه تسلیم و بدون تهدید مسلمان شدند؟
شما بگو در مملکت اسلامی که بر اساس قوانین اسلامی اداره میشود، از چه آیه یا روایتی استفاده کرده اند و اینها را تبرئه کردند! شما از من توقع داری که برای ندانم کاریهای شما و دوستانتان سندی در دینتان پیدا کنم؟ شما که مدعی عالم دینی هستی به ما بگو طبق چه سند دینی اینها تبرئه شده اند!
بله، به اسم دین از دید من، ولی از نظر خودشان نص صریح خود دین. در مورد قتلهای محفلی کرمان هم یک قاضی حکم اعدام داده یکی دیگر تبرئه کرده! چرا؟ چون هر کس چیزی را دین می داند! چرا؟ چون دین این اجازه داده تا هر کس از آن تعبیری داشته باشه و هر کس زورش بیشتر است تعبیر او درست تر است. چون دین شما یک مجموعه داستان است! هیچ ستون محکمی ندارد تا بر آن استوار باشد و همه احکام بر اساس این ستونها استنتاج شود. هر کس هر غلطی خواست می کند و برای توجیحش یک داستان از 1400 سال پیش نقل می کند و این میشود سند درستی عملش!
شما هم هر کجا می بینید که روابط عمومی دینتان به خطر می افتد و وجهه دینتان خراب میشود و تصویر بدی از دینتان ایجاد می شود، میگویید: نه اینها از دین نیست، به نام دین است، اسلام بهترین است، گل و بلبل است و … و بعد که آیه یا روایت یا مورد تاریخی به شما نشان میدهیم، اگر تاریخی باشد که منکر میشوید و رد میکنید و اگر آیه از قرآن باشد که نتوانید رد کنید می گویید تفسیرش چیز دیگری است. قرآن می گوید بکشید، شما میگویید نه تفسیرش در اینجا این است که نوازش کنید!
ما با آنها هم مشکل داریم. این دلیل نمی شود که دیگران به اسم های دیگری جنایت می کنند ما هم به اسم دین جنایت می کنیم پس کار اشتباهی نیست ما هم مثل بقیه! شما از جنایت دیگران استفاده کردی تا جرم کسانی که از طریق دین جنایت می کنند را کمتر جلوه بدهی. از دید من هر دو جنایت کارند، هم آنکه به اسم دین، هم آنکه به اسم دمکراسی و …
کسی بلایی بر سر این ملت ها نیاورده، اینها از جهل خود بلا می کشند! چه کسی در این کشورها بمب گذاری می کند؟ خارجیها؟ همین شیعه و سنی های عراقی و کشورهای مسلمان پشت آنها باعث این بمب گذاری ها هستند! در افغانستان، خارجیها بمب می گذارند یا یک مشت مسلمان افراطی به نام طالبان؟ شما یا چشمانت را بسته ای یا رویت را می گردانی که واقعیت ها را نبینی! اگر دلت برای افغانی و عراقی میسوزد، یه نگاهی به زندگی افغانی ها در ایران بنداز و ببین که این مسلمین رحمان و رحیم چه به روزگار هم آورده اند و چگونه با دید تبعیض به هم نگاه می کنند و همچنین یادت نرود که در جنگ 8 ساله چه دیدی به عراقی ها داشتیم و چگونه بیرحمانه می کشتیم آنها را و آنها می کشتند ما را! حالا آنها کشور دوست و برادر شدند!؟
1)به سوال من جواب ندادید! این قتل شخصیت که بالاتر هست را با چه مجازاتی جبران میکنند!
2) عزیز دل برادر:با عرض معذرت، شما تعداد همسران پیامبر اسلام و همچنین امامان شیعه را با تعداد کتب منتشر شده به قلم آنها مقایسه کن، بعد ببینیم نیم تنه پایینی چه کسانی بیشتر از نیمه بالاییشان کار می کرده!
تمام فقه اسلام را بررسی کنید اگر یک حکم پیدا کردید که این پدر را به اشد مجازات محکوم کرده، من تسلیم شما هستم!
اگر قوانینی را ذکر کردم که به صراحت از قتل های ناموسی دفاع میکند، شما چه می گویی؟
من این را نمی فهمم که “احکام اسلام بر اساس ظاهر افراد است” یعنی چه؟
مردم خود می توانند انتخاب کنند که احکام اسلامی بر آنها حاکم نباشد؟
من نباید به این پاسخ بدهم چون این نظریه شما بود که مردم عکس العملشان متفاوت است من نباید نظریات شما را ثابت کنم! شما خود نظریه تان را ثابت کنید. ولی اگر نظر من را بخواهید معتقدم که تفاوت رفتار مردم بستگی به سطح درک مردم دارد!
اگر انسانی اخلاق برایش مهم باشد و رعایت کند، دیگر چرا باید احساس گناه کند و برایش معنا داشته باشد؟ اشکال اینطور رفتار چیست؟ چرا آدمها در هر حال باید از گناه و آتش بترسند؟
اینجا مثل میز گرد است، میزی که بالا و پایین و سر و ته ندارد. همه در یک سطح در بیان نظر هستند. من هم از کسانی مثل شما که به بحث و گفتگو معتقدید، و در اینجا نظر خود را بیان می کنند(هر چند مخالف) بسیار ممنون و متشکرم. ولی مسلمانان خشونت طلب و فحاشی که به اسم مستعار “یک روحانی جوان” یا “مرتضوی” و … اینجا را مخدوش می کنند، جایگاهی در بین این جمع انسانی ندارند. نظر شما چیست؟
شما در بالا اعتراف کردید که ممکن است انسان هایی باشند که بر اساس تربیت یا وجدان یا … بدون اعتقاد به خدا، ملزم به رعایت اخلاق باشند، که درست هم است. انسانهای زیادی هستند که این چنین هستند. شما برای آگاهی خود به یکی از سفارت های جمهوری اسلامی در یکی از کشورهای اروپایی پیشرفته و یا سفارت ایران در کانادا، استرالیا و … که معتمد شما هستند تماس بگیرید و سوال کنید که 1) میزان دین مردم چقدر است 2) چقدر پایبند به اخلاق هستند. بعد می فهمید که بدون دین هم میتوان به اخلاق پایبند بود. باید این درک را داشت که اخلاق برای زندگی بهتر نیاز است نه از ترس آتش باید اخلاق را رعایت کرد.
البته من به شما توصیه می کنم که به خدا اعتقاد داشته باشید و از ترس آتش اخلاق را رعایت کنید وگرنه شما فرد خطرناکی برای جامعه خواهید بود!
ببینید، بحث کلی در مورد دین و اخلاق این است که همه انسانها به یک سری خوب و بدی معتقدند، مشکل اینجاست که دین یک سری از بدیها را خوب اعلام کرده اگر “در راه دین” باشد! دروغ بد است ولی خوب است اگر در راه دین باشد. کشتن بد است ولی خوب است اگر در راه دین باشد. احترام به پدر و مادر خوب است تا زمانیکه که در راه دین باشد. زدن دیگران بد است ولی در راه دین خوب است و … و اینست که میبینید در جوامع اسلامی اخلاق کمتر از جوامع غیر اسلامی است!
ما اخلاق را رعایت نمی کنیم تا اسممان در تاریخ بماند. ما اخلاق را رعایت می کنیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. علت اینکه من اینجا با شما مودبانه بحث می کنم نه ترس از آتش است و نه اجبار دین. بلکه به این خاطر اخلاق را در برخورد با شما رعایت می کنم چون معتقد هستم هم به سود من و هم به سود شماست یا به طور کل به سود جامعه انسانی که متشکل از من و شماست.
شاید منشا اختلاف نظر من و شما این باشد که من اخلاق را امور دنیایی می دانم و شما اخلاق را امور اخروی و شاید همین دلیلی است که شما حاضرید که اخلاق را زیر پا بگذارید اگر بدانید که منجر به اجر اخروی بیشتری می شود! مثل همان کاری که قاتلین محفلی انجام دادند تا اجر اخروی برای خود داشته باشند!
ما شیفته دین و اعتقادی هستیم که انسانها را به سمت خوبی سوق میدهد و جامعه انسانی را به سمت جامعه آرمانی می برد. ولی گشتیم پیدا نشد! دینهای کنونی، بعضی حقوق انسانها را از آنها می گیرند و به جرم تبدیل می کنند و باعث می شوند که پیروانشان به نحوی احساس جرم کنند! شما یک سری به دادگستری یا زندانهای ایران بزن ببین چند درصد از زندانیها بخاطر زیر پا گذاشتن اخلاق انسانی زندان شده اند و چند درصد به خاطر مسایل مذهبی که ارتباطی با اخلاق ندارد!
و همچنین آماری از غیر زندانی ها بگیر که بواسطه دین، بی گناه هستند و در جامعه آزادانه تردد دارند، مثلا پدرهایی که قتل ناموسی می کنند!
اصول دین اسلام:(از دید شیعه)
توحید،نبوت، معاد، عدل، امامت
کدام یک از این موارد به رابطه بین انسانها و خوبیها و بدیها در جامعه انسانها(یعنی اخلاق) تاکید دارد؟ این 5 مورد در جهت تعریف جایگاه خدای دین و سلسله مراتب پیامبران و امامان است و هیچ حرفی در مورد اخلاق ندارد!
فروع دین اسلام (از دید شیعه)
۱. نماز ۲. روزه ۳. خمس ۴. زکات ۵. حج ۶. جهاد ۷. امر به معروف ۸. نهی از منکر ۹. تولی ۱0. تبری
کدام یک از اینها به روابط انسانها و خوبی ها و بدی ها در جامعه انسانها تاکید دارد؟ در حالی که بعضی ها ضد اخلاق است از قبیل جهاد و تبری.
ممکن است مواردی مثل امر بمعرف و نهی از منکر و تولی و تبری برای شما جنبه اخلاقی داشته باشد در حالیکه اینطور نیست. من تعریفهایشان را اینجا می گویم تا ببینیم چقدر مرتبط با اخلاق هستند:
امر به معروف یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام آنچه به باور مسلمانان خوب در نظر گرفتهمیشود.
نهی از منکر یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام ندادن آنچه به باور مسلمانان بد در نظر گرفتهمیشود.
همینطور که میبینید، امر به معروف و نهی از منکر برای تقویت روابط انسانها نیست بلکه برای تقویت قوانین دین اسلام است که ممکن است با قوانین اخلاقی یکسان نباشد!
تولی و تبری هم به معنای دوستی و دشمنی با انسانها نیست بلکه:
تولی به معنای دوست داشتن اهل بیت و محبت آنها را در دل داشتن است.
تبری به معنایی بیزاری و دوری جستن از دشمنان خدا و کسانی که ولایت علی بن ابیطالب را قبول نکردند و با او و فرزندانش به مبارزه پرداختند است.
خوب این به معنای تفرقه بین انسانها نیست؟
می بینید که اصول و فروع دین همه در جهت تقویت ارتباط خدا-با-انسان یا نمایندگان خدا-با-انسان و هیچ تاکیدی بر ارتباط انسانها-با-انسانها ندارد اگر هم اشاره ای دارد باید “در راه خدا” باشد! نه در راه بهبود زندگی انسانها!
در نظام شاهنشاهی هم مردم به شاه دوستی دعوت می شوند که این به معنای آمیخته بودن نظام شاهنشاهی به محبت نیست!
من نفهمیدم که اطلاعاتم کامل است یا در سطح دانش آموز اول دبیرستانی!!! تناقضات آشکاری در گفته های شماست!
راستی از دید شما دانش آموز اول دبیرستانی که به قول شما اطلاعات کاملی ندارد، مکلف به انجام تکلیف های دینی هست یا نه؟ دینش تحقیقی است یا اجباری و تقلیدی و …؟
این توجیهات در جهت تطهیر دین اثری ندارد. رفتار مذهبی ها نتیجه اعتقادشان است. مثل نوشته های شما! آیا نوشته های شما مرتبط با اعتقاداتتان نیست؟
ضمنا حرفهای من مستند به آیه های قرآن و اصول و فروع دین است. من بر اساس رفتار مسلمانان نظری نمی گویم بلکه بر اساس منابع اسلامی است.
بستگی به تعریف “جنایتکار” دارد!
اگر این چنین بوده ما مخلص و ممنون آنها هم هستیم. ما مخلص تمام انسانهای پاک و خوبی که به بشر کمک کرده اند و برای جامعه بشری مفید بوده اند هستیم چه امام باشند چه انسانی معمولی!
هر کس دیندار نیست با این جنایتکاران است؟ شما به غیر از سیاه و سفید رنگ دیگری در دنیا نمی شناسید؟ جنایتکار، جنایتکار است، چه با دین چه بی دین!
برای اطلاع شما بگویم: فرعون میگفت من خدایم و هرکس باور نمی کرد کافر بود و مرتد و باید کشته میشد!
چنگیز خان مغول هم مانند اعراب مسلمان به کشورها حمله میکرد و تجاوز میکرد و غارت، فقط غارت و تجاوز مسلمانان در راه خدا بود، چنگیز خان بلد نبود که بگوید غارت من هم در راه خداست!
لنین و استالین هم دین جدیدی آورده بودند و مفاهیمی شبیه به کافر و مرتد!!
حالا فهمیدید چه کسی مدافع این خونخواران هست!
کوثر میگه
“بله !!! با شجاعت تمام اعلام می کنم که اگر خدایی وجود نداشت و آخرتی در کار نبود رعایت اخلاق برای من کاملا بی مفهوم بود بدون اعتقاد به خداوند جامعه انسانی هیچ فرقی با جامعه گاوی و شیری و شتری و 000000000 ندارد و هیچکدام برتری بر دیگری ندارد و شما نه تنها نمی توانید هیچ دلیلی بر برتری جامعه انسانی بر سایر حیوانات پیدا کنید”
زهی حماقت و بلاهت با شجاعت نباید اعلام کنی باید میگفتی حماقت آخه کسی که خودتو نمونه کامل مسلمانی میدانی تو که مجوز ارتکاب هر جرم و جنایتی رو برای بخش کثیری از مردم دنیا صادر کردی پس به گفته تو همه کمونیستها اتئیستها نیهیلیستها و…حق دارن بیفتن به جون بقیه؟ با این استدلال شما الان دیگه چیزی از دنیا باقی نمونده بود کاملا برعکس بحث اخلاق و انسانیت رو نباید به دین خلاصه کرد اعتقاد هرکسی ممکنه در مسیر زندگی دگرگون بشه این نباید باعث بشه اخلاق زیر پا بره اخلاق باید فارغ از هرگونه مذهب گرایی در جامعه نهادینه بشه
جناب تلنگر
شما از عقاید و دین من خبر دارد یعنی در حقیقت می دانید که مشغول تراشیدن چه سری هستید ولی متاسفانه من در باره معتقدات شما به صورت جامع اطلاعی ندارم و همین مسئله ممکن است باعث بی نتیجه ماندن بحث ها شود لطفا در صورتی که صلاح می دانید تا حدی که من بدانم با چه کسی و با چه عقیده ای طرف هستم از آنچه به آن اعتقاد دارید بیان کنید تا قدم به قدم مسایل حل شود زیرا با داشتن زیربنا های فکری متضاد این بحثهای فرعی به جایی نخواهد رسید به طور مثال اگر من (نوعی) به وجود موجودی ماورای طبیعی به نام خدا باور داشته باشم و شما داشتن چنین عقیده ای را موهوم و صاحب آن را موجودی بی خرد و دور از عقل سلیم بدانید و من برعکس شما را به چنین صفاتی منتسب کنم مجادله بین دو انسان بی خرد تا ابد هم که ادامه پیدا کند هیچ آبی از آن گرم نخواهد شد. منتظرم
نکته ای هم خدمت آقای آرش
عزیز جان فکر کنم متوجه اصل مطلب نشدی. ارتکاب اعمال غیر اخلاقی و عدم ارتکاب آن در حدی که جامعه انسانی به حیات خود ادامه دهد احتیاج به فتوی و توصیه هیچ کسی ندارد، تعادل نسبی قوا و وجود نیروهای نظامی و انتظامی حکومتها تا حدی این منظور را تحقق می بخشد. اجازه دهید یک مثال عینی بزنم تا مسئله قدری روشن تر شود. حدود دو هفته پیش در روزنامه جام جم خانم خبرنگاری که برای شرکت در یک اجلاس بین رسانه ای به کشور اسپانیا سفر کرده بود سفرنامه گونه ای را نوشته بود، در ابتدا از وضعیت شهر مادرید و تمیزی و نظم حاکم بر این شهر نوشته بود و اینکه مردم چنان با فرهنگ هستند که فقط از روی خط کشی محل عبور عابر پیاده از خیابان عبور می کنند و بعد هم ذکر کردند که جریمه عبور از چراغ قرمز در این کشور 600 یورو است و در ادامه ضمن بیان صحبتهای خود با خبرنگاران اسپانیایی می افزایند که متوسط دریافتی آنها3000 یورو است.
یعنی عبور از چراغ قرمز همان و پریدن یک پنجم از حقوق ماهانه هم همان (با توجه به عدم مماشات پلیس در اجرای قانون در این گونه کشور ها )
بحث من در ادامه یافتن حیات جامعه انسانی نیست حرف من این است که این ادامه یافتن حیات یک حرکت معنا دار است یا نه فقط تکرار مکررات است تا روزی که عمر زمین به پایان برسد و بشود مصداق این ضرب المثل که” نه خانی آمده و نه خانی رفته ”
حرف دیگر این است ما در کهکشانی زندگی می کنیم که خورشید با حرکت حدود 250 کیلومتر در ثانیه یعنی حدود 900000 کیلومتر در ساعت به ملیونها سال زمان نیاز دارد تا یک بار دور آن بچرخد. نسبت این کهکشان به آنچه از هستی نا به حال شناخته شده شاید کمتر از ذره غباری باشد.
حال سئوال این است که چرا انسانی که در روی سیاره ای از این کهکشان زندگی می کند که ذره غباری از آن محسوب نمی شود، این مقدار احساس بزرگی می کند آیا این احساس موهوم و بی اساس است یا دارای پشتوانه ای محکم است، جواب منفی و یا مثبت به این سئوال خیلی از شبهه ها را پاسخ خواهد گفت. همین مقدار خدمتتان عرض کنم که اگر جواب منفی باشد بسیاری از چیزها که ما انسانها ( مذهبی و غیر مذهبی ) آنها را حقیفت میدانیم و به آن اعتقاد داریم موهوم و بی اساس خواهد بود از جمله همین رعایت اصول اخلاقی برای حفظ حیات جامعه انسانی
یک سری هم به این لینک بزنید تا کمی قضیه عینی تر و ملموس شود:
http://tabnak.ir/pages/?cid=11167
——————————————————————
تلنگر: خوب بحث ما با شما از اینجا شروع شد که شما گفتید: “مسائل اخلاقی ریشه در مذهب دارند” و همچنین گفتید که “برای یک فرد غیر معتقد برای من روشن نیست که چه چیزی او را وادار یه رعایت اخلاق می کند (غیر از قانون )” و بعد گفتید: “من هم با شما کاملا موافقم که غیر مذهبی بودن مساوی با بدون اخلاق بودن نیست .”
خوب به این نتیجه رسیدیم که: مسائل اخلاقی ریشه در مذهب ندارد! درسته؟ (و من معتقدم که بعضی بد اخلاقی ها ریشه در مذهب دارد)
حالا بحثی که هست اینست که شما میگویی افراد معتقد به خدا برای خشنودی خدا ورسیدن به حوری و بهشت، اخلاق را رعایت می کنند و افراد بی خدا از روی اجبار قانون و یا از روی عادت بخاطر تربیت و آموزششان اینکار را می کنند. یعنی شما معتقدی که چه مذهبی ها وچه غیرمذهبی ها اخلاق را رعایت میکنند، ولی هدفشان از رعایت اخلاق فرق میکند. درسته؟
اگر این دو برداشت من درست باشه، من از شما سوالاتی دارم:
1) اخلاق یعنی چه؟ اخلاق مربوط به ارتباط انسان-با-انسان است یا مربوط به انسان-با-خدا و فرستادگانش؟
2) چرا خدای شما به کسانی که اخلاق خوبی داشته باشند، بهشت و پاداش می دهد؟
3) هدف از ارسال پیامبران چه بوده است؟
اگر به این سوالها پاسخ دهید، بهتر میتوانیم بحث کنیم.
آقا جان چرا مغلطه میکنی!
اول اینکه نخیر بنده یک آدم دیگری هستم به اندازه یک آدم دیگر هم حق دارم حرفم را اینجا بیان کنم. نمیشود از ترس اینکه شما یک وقت با هوش سرشارت مرا با تلنگر یکی فرض نکنی حرف نزنم!
بعد اینکه من با عرب چه مشکلی دارم؟! مگر آنها امروز با ما کاری دارند؟ مشکل با این دین پرستانی است که چیزی از اسلامشان نمیداند میخواهند به دنیا هم درس بدهند!
شما بعنوان مدرس یک چیزهایی گفتی بعد که جواب داده شد شروع کردی به آسمان و ریسمان کردن.
از قبل از حمله عرب تاریخ و تمدن خواستی نشانت دادم! اینکه تو فکر میکنی شاهنامه را فردوسی تازه در قرن جهرم نوشت دیگر به بیسوادی من که ربط ندارد به یک جاهای دیگر مربوط است.
بعد چه کسی گفت که دین پرستان زرتشتی از نمونه مسلمانش بهتر یا بدتر هستند؟!
برو برادر یک کم تاریخ اسلامت را بخوان بعد بیا این قصه ها را تعریف کن.
بله میزان اخلاقیات هم که کاملا داریم میبینیم در ممالک اسلامی عزیز با وجود اینهمه احکام حیوانی چه میزان است.
kothwar جان شما گویا هم از دنیا خیلی بی خبری هم از اسلامت.
این حرفهایی که پای منبر فلان ملا شنیدی را با زندگی بقیه مردم دنیا که خواستی مقایسه کنی سعی کن یک مرجعی بهتر از سفر نامه خبرنگار جام جم پیدا کنی!
شما اصلا مثل اینکه خبر نداری نصف جمعیت دنیا اصلا قاطی بازی این پیامبرهای گوگولی مگولی شما و بهشت و جهنم و آتش بیار و حوری ببر نیستند!
بعد هم وسط این کهکشان که خدا را شکر با قدرت همین فار شواتش نصیبتان شد!شما از خودت نپرسیدی ه پس این حضرت و آن امام عرب وسط این بقول شما غبار در عالم چه کار میکردند؟(-:
واقعا خنده دار است که شما فکر میکنی این سروران دو عالم خودشان از این چیزها خبر داشتند!(-:
پس حالا همان سوال را از خودت بکن که چطور میشود آدم به عظمت این کهکشان که یکی از میلیاردها کهکشان جهان است فکر کند و سر آخر به این نتیجه برسد که راه درست راه حضرت بوده که خودش هم از دنیا چیزی نمیدانسته.
اولا اخلاق هیچ ربطی به دین ندارد. کما اینکه جاهایی که دین ندارند وضعشان از شمای دیندار در رعایت همین اصول اخلاقی بهتر است. تو انسان با سواد فکر کردی این کفار ژاپنی و چینی دینشان چیست؟(-: واقعا به این کله ات غبطه میخورم.
بعد هم بفرض اینکه دین لازم بیاید! خیالت راهت که نوبت به شیعه علی نمیرسد! اصلا این شیعه که سر و تهش ۸۰ میلیون آدم هستند که عمر دینشان به هزار سال نمیرسد چطور یکهو شده تمام حق و حقیقت؟! چون شما میگویی؟ یا نه چون خورشید با ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت دارد حرکت میکند؟!
آخر این چه استدلال بی سر و تهی است!؟
شما آقای با اخلاق که از ترس میله های آهن گداخته در آتش جهندم! رعایت اخلاق میکنی (که ارواح روح پدرشان این مسلمانان همه پایبند اخلاقند! وضع را هم که دارید میبینید!) میشود بفرمایی این کفار حربی پس چرا رعایت میکنند؟! بعد هم بسیار خوب شما برای حوری و شیر و عسل آدم خوبی باش، ایرادی دارد بقیه حوری و شیر و عسل نخواهند برای شما که بیشتر میماند. حالا پس بفرما اگر کسی حضرت را نخواست باید چکارش کرد؟ خود حضرت با این آدم چکار میکرد و علمای امروز چکار میکنند؟
دم خروس را باید قبول کنیم یا حرفهای شما را؟!
چون بحث جداگانه ای بود، نظرم را جداگانه اینجا نوشتم:
عزیز دل برادر: اینقدر از سرعت (غیر دقیق) خورشید و بزرگی کهکشان و کپی بخشی از حرفهای “کارل ساگان” گفتی تا نتیجه ای مخالف نظر خود گوینده این سخنها یعنی “کارل ساگان” بگیری؟ در همان سایت تابناک که شما لینک دادی جمله آخر این ستاره شناس یهودی زاده آمریکایی مشاور ناسا می گوید: “براي من اين تصوير تأکيدي است بر مسئوليت ما در جهت برخورد مهربانانهتر با يکديگر و سعي در گراميداشتن و حفظ کردن اين نقطه آبي کمرگ؛ تنها خانهاي که تاکنون شناختهايم.” این جمله کارل به معنای رعایت اصول اخلاقی برای حفظ حیات جامعه انسانی نیست که شما آنرا موهوم و بی اساس دانستی؟
اگر میخواهید اصل نوشته که تابناک ترجمه کرده و کتابی که اینها را گفته را بدانید به اینجا سر بزنید:
http://en.wikipedia.org/wiki/Pale_Blue_Dot
حتما شما و مترجمان سایت تابناک فکر میکنند که منظور “کارل ساگان” این بوده که بخاطر خدا اخلاق را رعایت کنید، درسته؟؟ فکر کنم نمی دانی که کارل ساگان که این درس اخلاقی را گرفته چه درسهای دیگری از سرعت خورشید و بزرگی کهکشانها گرفته و نظرش در مورد خدا چیست؟
http://en.wikipedia.org/wiki/Carl_sagan
این نظر کارل در مورد خداست:
in Chapter 23 of Sagan’s book Broca’s Brain:
“Some people think God is an outsized, light-skinned male with a long white beard, sitting on a throne somewhere up there in the sky, busily tallying the fall of every sparrow. Others — for example Baruch Spinoza and Albert Einstein — considered God to be essentially the sum total of the physical laws which describe the universe. I do not know of any compelling evidence for anthropomorphic patriarchs controlling human destiny from some hidden celestial vantage point, but it would be madness to deny the existence of physical laws.
if by ‘God,’ one means the set of physical laws that govern the universe, then clearly there is such a God. This God is emotionally unsatisfying… it does not make much sense to pray to the law of gravity.”
شما با اینکه سرعت خورشید و بزرگی کهشکانها را می دانید، باز به این نتیجه رسیدید که خدایی کتابی را با 100 صفحه و آن هم به زبان اعراب 1400 سال پیش برای مرد بیسوادی در غار فرستاد و بعد کلی جنگ و کشتار و خونریزی شد و بعد بر سر جانشینی دعوا شد و بعد خدا هم حوصله حل اختلاف بین آنها را نداشت و این اختلاف باعث دو گروهی شدن آنها شد و بعد 12 نفر دیگر آمدند و … و حالا پیروان این مذهب 12 امامی که حدود 600/1 (یک از ششصد) کل جمعیت جهان هستند بر حق هستند و بقیه کافر و مرتد و باید کشته شود و یا از آنها دوری کرد! این همه آن چیزی است که از بزرگی کهکشان و قوانین موجود در آن گرفتید؟
این همه درس اخلاقی بود که از بزرگی کهکشان گرفتید!!!؟؟
آقا/خانم تلنگر
سلام
متاسفانه باز هم برداشت شما چیزی غیر از مطلبی بود که من قصد بیان آن را داشتم. در بحثها سعی کنید چیزی بیش از آنچه گوینده می گوید بر او تحمیل نکنید و آن را مبنای نتیجه گیری های بعدی نکنید.
اولا ارجاع به مطلب سایت تابناک در راستای اصل مطلب، خردی انسان در مقایسه با قسمتی بسیار ناچیز از جهان، بود(عکس زمین در این صفحه) نه نظر کارل ساگان پیرامون اخلاق یا وجود و عدم وجود خداوند. اینکه مردم عادی و یا اسپینوزا و انیشتن چه تصویری از خداوند دارند و آقای ساگان چه قضاوتی از تلقی آنها در مورد خداوند دارد بحثی جداگانه است، فقط در این زمینه کلامی از محمد بن علی بن الحسین نقل می کنم (از منظر ما امام پنجم ) ادامه بحث همچنین جواب به اشکالاتی را که مطرح کردید را موکول می کنم به بعد از بیان عقاید شخصی شما جهت آماده شدن زمینه بحث، البته امیدوارم به اندازه ای که برای آقای ساگان حق اظهار نظر قائلید برای محمد بن علی به عنوان یک شخص عادی نه امام هم قائل باشید:
«هل سمّى عالما و قادرا الا أنّه وهب العلم للعلماء و القدرة للقادرين؟ و كلّ ما ميّزتموه في أوهامكم في أدقّ معانيكم، فهو مخلوق مصنوع مثلكم، مردود مصروف إليكم، و الباري تعالى واهب الحياة و مقدّر الموت. و لعلّ النمل الصغار يتوهّم أنّ للَّه تعالى زبانيتين كما لها، فانّها تتصوّر أنّ عدمهما نقصان لمن لا يكونان له. هكذا حال العقلاء فيما يصفون الله تعالى به»
ثانیا من یک سئوال ساده مطرح کردم و آن اینکه منشاء احساس بزرگی در وجود انسان چیست و در کجاست؟ آیا این یک احساس واقعی است یا پندار و توهمی بی اساس است؟ چرا انسانی که حجم و جرم یک ملیاردم نانو متر در مقابل حجم و جرم انسان در مقابل قسمتی از هستی غولی عظیم الجثه است فکر می کند قطب عالم وجود است و تمام هستی بر مدار او می چرخد؟
اگر جوابی برای این سئوال دارید خب بیان کنید و اگر چیزی به ذهنتان نمی رسد خیلی راحت بگویید نمی دانم، ندانستن حتی برای انسانهای با معلومات بالا عیب نیست چه برسد به کسانی مثل من و شما (البته بدون قصد جسارت به شما)
لطفا اگر امکان دارد کمی مثبت تر به دیگران نگاه کنید.
ایام مستدام
——————————————————————–
تلنگر:
سلام، این چندمین بار است که من و” آرش” را متهم به برداشت اشتباه از نوشته هایتان می کنید و یا اینکه خود می گویید نوشته هایتان اشتباه لپی بوده است. من نمیتوانم از آنچه شما “قصد بیان” آن داشتید بفهمم شما چه می خواهید بگویید من از آنچه نوشته اید و در اینجا به جا گذاشته اید می فهمم که چه میخواهید بگویید. حال که این اشتباه چند بار تکرار شده ، من سعی می کنم که با دقت بیشتری از آنچه تا حالا داشته ام بخوانم و شما هم سعی کنید که 1)قبل از انتشار نوشته تان دوباره مرور کنید تا خالی از اشتباه لپی باشد و 2) اگر مطلبی مبهم است و ممکن است اشتباه برداشت شود خوب توضیح دهید و یا مثال بزنید تا برداشت اشتباهی نشود. در عین حال نوشته های من و شما اینجاست و خوانندگانی هستند که نوشته های من و شما را دنبال می کنند، آنها می توانند تشخیص بدهند که من اشتباه برداشت کردم یا …
نمی دانم چه اصراری به دانستن مشخصات و عقاید شخصی من دارید! ولی با حرف خودتان به شما پاسخ میدهم:
من اینجا یک مطلبی نوشته ام. شما و دیگران هم نظری دادید که ممنون هم هستم. شما نظر دادید در مورد ارتباط اخلاق و مذهب و ما در این مورد داریم بحث می کنیم. شما نظراتتان را بیان کنید، علاوه بر من افراد دیگری هم این نوشته ها را میخوانند، شما عقاید و مشخصات شخصی آنها را هم میخواهید بدانید؟ دانستن مشخصات من هیچ کمکی به شما نمی کند که حتی ممکن است در نظراتتان تاثیر (مثبت یا منفی) داشته باشد. بنابر این نوشته ها را بخوانید و بدون توجه به نویسنده نظر خودتان را بگویید.
شما نظریه از خودت در می کنی، از من توقع داری نظریه شما را ثابت کنم؟!
بحث اصلی ما در مورد مذهب و اخلاق و ارتباط آنها بود، اگر این بحثتان مرتبط است، آنگاه:
شما اول ثابت کن که بعضی انسانها یا همه احساس بزرگی می کنند.
دوم: منظورتان را از احساس بزرگی از دید خود بیان کنید. من ممکن است انسانهایی را مثال بزنم که از دید من احساس بزرگی دارند ولی ممکن است شما بگویید این احساس بزرگ بینی نیست. بنابر این باید تعریف روشنی از “احساس بزرگی” بدهید!
ضمنا شما خودتون را با “تلنگر” قاطی نکنید. از احساس بزرگی خودتان بگویید، من و دیگران می توانیم از خودمان بگوییم اصلا احساس بزرگی داریم یا نه و چگونه است! و مثل کامنت 38 مورد شماره 5 سعی کنید “چیزی بیش از آنچه گوینده می گوید بر او تحمیل نکنید و آن را مبنای نتیجه گیری های بعدی نکنید.”
سوم: بعد که ثابت کردید بعضی انسانها آن احساسی که منظورتان است را دارند، بعد حالا برایمان بگویید که منشا آن کجاست.
من و شما و دیگر دوستان که در بحث مشارکت دارند (آرش و رضا) سعی کنیم که یک مطلب را به نتیجه برسانیم و بعد وارد بحثهای بعدی شویم. بحث بسیار است ولی یکی یکی تا از بحث نتیجه ای بگیریم.
از شما آقای کوثر خواهش می کنم که نظر من در کامنت 29 را بخونین و سعی کنین که به بحث در این مسیر ادامه بدهید.
ایام به کام
البته جای تعجب نیست که امروز بیشتر اساتید مشغول تدریس در دانشگاهای ایران کم و بیش مثل شما هستند!
آقای ساگان به آن خدایی که همه چیز را تحت نظر دارد و گوش به دعای بندگان است و جهنم و بهشت دارد و آتش و سرب مذاب دارد و شیر و عسل و حوری! و دستور میدهد چه کسی را بکشید و چه کسی را نکشید و کی کافر هست و کی مرتد و چه کسی باید با چه کسی سکس داشته باشد!اعتقادی ندارد.
فهمیدن اینکه این خدا با آن الله عرب و شما خیلی فرق دارد خیلی سخت است؟
بعد هم فرمایشات امام عرب شما فرمایش یک ادم عادی نیست که به اندازه یک آدم عادی ارزش داشته باشد. فرمایش یک انسان فرومایه و زنباره است که تا جایی که من میدانم آدم عادی اینطوری نیست! پس برای بنده به اندازه همان خودش ارزش دارد (که هیچی باشد!) نه یک ادم عادی.
بعدم من ایرانیم فارسی حرف میزنم تصمیم هم ندارم برای فهمیدن خزعبلات یک عرب نفهم بروم معنی این حرفها را ببینم چه بوده! شما هم خواستی اینجا فارسی بنویس. همه که مثل شما با سوات نیستند که متن انگلیسی را آنطوری میخوانی ولی به عربی که میرسد میشوی علامه!
منشا کدام احساس بزرگی در انسان چی هست؟! شما حالت خوش نیست گویا! احساس بزرگی در ما هست یا در شما؟ منظورت همان احساس بزرگی هست که چطور کشتن کافر و سوزاندن مرتد و بریدن دست و پا را باعث می شود؟!
تا شما ها در این علم گوهربار دست و پا میزنید آخوند چرا حکومت نکند! چرا سواری نگیرد!
اینها نظر من بود، نظرت تلنگر نبود! باز همه را با هم قاطی نکن. او خودش برای خودش نظراتش را بیان می کند.
امیدوارم که هنوزحوصلهه بحث کردن داشته باشید. من چندوقتی بود که وبلاگم حذف شده بود به خاطر همین یه چند وقتی نبودم .مثل اینکه دوستان همه اسلام شناس و دین شناس و جامعه شناس هستند ونظر اتی هم در باره اسلام وشیعه و امام زمان دادن. خوب بحثی نیست نظرشونه اما چقدر اسلام و دین و سایر ادیا ن رو میشناسند خدا میدونه. دوست عزیز من یک سوال رو مطرح کردم اگر جوابی براش دارید حتمان بدید واگرممکنه جوابتون در باره سوال من باشه نه حواشی اون
راستی یک مورد دیگه مثل همین اتریشی هم دراسکاتلند اتفاق افتاد شما مثل اینکه یادت رفت اون رو هم به لینکهای که دادی اضافه کنی
چقدر اخلاقیات درحال ترقی وپیشرفت درغرب شده ایشالا خدا زیادترش کنه
کسی فهمید این بابا چی گفت؟ سوالش چی بود؟اگه کسی میدونه به منم بگه
در ضمن دیدید این خشکه مقدسها چقدر از کهکشان و مافیها مایه میذارن؟جوری میگن که انگار آقاشون خلقش کرده
اولا که عزیز جان نمونه این چیزها توی مملکت اسلامی اخلاقی الهی ایران روزی ۱۰۰۰ تا پیش میاید، خیلی دل خوش ندار که اسلام باعث شده پاک و منزه باشند.
بعد اینکه گویا همه ارزشهای اخلاقی در سکس و همه این هم در لباس زیر پایین تنه زن و مرد نگهداری می شود!
مرد حسابی اصلا چی را به چی ربط میدهی؟!
پس بگذار یک نمونه قشنگ تر برایت بیاورم که اصلا نمیتوانی بفهمیش!
در استرالیا یک پدری با دختر خودش زندگی میکند و ۲ تا هم بچه دارند و هیچ کس هم نرفته دستگیرش کند!
مردم تاییدش نمیکنند ولی چون اخلاقیات آنجا این نیست که چه کسی با چه کسی سکس دارد و موقع سکس ماه کامل هست یا خسوف هست یا چی! (که اگر دین عزیزت را میشناختی میدانستی این مزخرفات را برای همه چیز دارد) پس کاری هم بکارشان ندارند.
خوب این قصه را آن کله کوچولوی نازنینت میفهمد؟ خدا کند!
حکایت شما درست حکایت همان کسی است که چون در تمام عمرش فقط برنج و خورشت خورده اگر بفهمد در فلان جای عالم سوسک را مثل بفک نمکی میخورند میگوید، ای وای! آخرالزمان شده! چقدر بقیه بد و کثیف هستن و غذاهای خودمون خوبه!
قربون سرت برم پسرم تو هم یک روزی خوب میشی.
آقای رضای گل و گلاب، قله رفیع کمالات، بافنده چیره دست لاطائلات!!!
به به!!!!! به به !!!!! مستفیض فرمودید فیض اکمل حاصل شد امیدوارم خداوند ساگان سایه شما را بر سر خالی از شعور ما بگستراند شاید فرجی حاصل شود و ما هم به برکت وچود ذی جود شما به نوایی رسیده و لبی از معارف بی مانند شما تر کنیم. مواظب خود باشید این روزها موضوع دزدیده شدن مغزها امر شایعی است خدای ناکرده ………
خب بعد از سلام و احوالپرسی و چاق سلامتی به حضور انورتان عارضم که:
قصد نداشتم تا وقتی که رویه خود را عوض کنید و در مقام بحث ادب را رعایت کنید جواب فرمایشات شما را بدهم اما دو پست اخیر شما حاوی مطالبی بود که من با اینکه فیوز فشار قوی سه فاز بسته بودم همه را یه جا پروندم!!
1- عزیزم اگه عربی بلد نیستی بگو یکی برات ترجمه کنه دیگه چرا فحش میدی عربی و انگلیسی و فارسی و ترکی و ….. هیچکدام باعث شرافت و برتری سخن گویان به آنها نمی شود مهم این است که چه مطلبی با آنها بیان شود نه اینکه چه کسی با آنها سخن می گوید. من نفهمیدم چرا زبان انگلیسی بر فارسی برتری دارد و اگر کسی (تلنگر) آن را بدون ترجمه در یک بلاگ فارسی بیاورد اشکالی ندارد ولی زبان عربی پست تر از فارسی است و هیچکس حق ندارد از آن استفاده کند (لابد دلیلش این است که چون شما چنین می فرمایید که البته اگر این باشد که خب بسیار هم متین است)
2- فکر می کنم اینکه مثل اساتید دانشگاههای ایران صحبت می کنم یعنی اینکه با عقل و منطق ساده حرف می زنم به طور که جز با فحش و دری وری نمی شود به آن پاسخ گفت و این بسیار بد است، منظورتان همین بود؟
3- آقای ساگان هم حق دارد مانند دیگران خدایی را برای خود تصور کند و خدای دیگران را نقد کند و صد البته خدای ساگان هم توسط کسی که از علم بیشتری برخوردار است قابل نقد است. من متوجه نشدم اشتباه برداشت من از آن متن انگلیسی در کجا بود؟ لطفا توضیح دهید.
4- عزیزم اگر مفهوم درستی از بهشت و جهنم و امثال اینها نداری سئوال کن تا به جواب درست برسی نه اینکه بهشت و جهنم خود ساخته را به نقد بنشینی! و خدای این بهشت و جهنم را موجودی ظالم و شکنجه گر بدانی.
5- کدام بزرگی؟ همان که بنده، جنابعالی، تلنگر، همه و همه و همه برای آن ارزش زیادی قائلیم و سعی در حفظ آن داریم همان که فرعون برای حفظ آن حاضر شد هزاران نوزاد پسر بی گناه را سر ببرد تا خدشه ای به کبریایی اش وارد نشود همان که همه ما به گونه ای حس می کنیم نقشی در این عالم داریم همان که……..
6- می بینم پست شماره 34 را ویرایش کردی میشه راهنمایی کنید چطور می تونم من هم گاهی اگر لازم شد این کار را انجام بدم؟ راستی نگفتی بچه کجای ایرانی؟ فارسیت سلیس نیست عزیزم!
8-از فتوای شما در پست شماره 37 چنین بر می آید که به طور مثال اگر جنابعالی به هر دلیلی قصد ازدواج نداشتید و از طرفی تحت فشار شهوت جنسی هم بودید می توانید محترمانه از پدر خود درخواست کنید (با عرض معذرت از تمامی مادران و خواهران عفیف و پاکدامن) که مشترکا از مادر خود استفاده کنید و برای بهره برداری حداکثری از منابع موجود خواهر خود را نیز به کار گیرید و همچنین دختران خود را! به کسی چه مربوط است.
از تولید به مصرف!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟درست است؟
9- انسان با انصاف همیشه حرف را نقد می کند نه گوینده آن را حرف حکمت آمیز را و لو از یک بچه باید پذیرفت. حال آن کلام عربی را برای شما ترجمه می کنم تا دچار زحمت نشوید و مجال نقد آن را پیدا کنید:
«هل سمّى عالما و قادرا الا أنّه وهب العلم للعلماء و القدرة للقادرين؟ و كلّ ما ميّزتموه في أوهامكم في أدقّ معانيكم، فهو مخلوق مصنوع مثلكم، مردود مصروف إليكم، و الباري تعالى واهب الحياة و مقدّر الموت. و لعلّ النمل الصغار يتوهّم أنّ للَّه تعالى زبانيتين كما لها، فانّها تتصوّر أنّ عدمهما نقصان لمن لا يكونان له. هكذا حال العقلاء فيما يصفون الله تعالى به»
«آیا نامیدن خداوند به عالم و قادر جز به این علت است که او منشاء علم عالم و قدرت قادر است؟ ( شما ظرفیت درک علم و قدرت خداوند را ندارید و فقط از اینکه عطا کننده علم و قدرت است می توانید پی ببرید که او عالم و قادر است) هر آن چه را که در تعریف خداوند به کار ببرید هر چند بسیار دقیق باشد این ساخته وهم شماست، مخلوقی و مصنوعی مانند خود شماست که لایق و سزاوار خود شماست نه عظمت و کبریایی خداوند،باریتعالی عطا کننده زندگی و تعیین کننده زمان مرگ است. و شاید مورچه های کوچک فکر می کنند که خداوند دارای دو شاخک است مثل شاخک خود آنها، مورچه تصور می کند کسی که دارای شاخک ناقص است (زیرا شاخک برای مورچه کمال محسوب می شود) این وضعیت عقلا است در توصیف خداوند
انسانها دشمن جهل خویشند (علی علیه السلام)
در ضمن منتظر جواب سئوال خود و بیان عقاید از طرف جناب تلنگر هستم
سلام به روی ماهتان قربان! آن چیزی که به گوش شما خورده فرار مغزها است که البته فکر کنم بخاطر آیین موش پرستی و عواقب آن دارند از ایران فرار میکنند! ربطی به اسلام ندارد! به هرحال نگران من نباشید که من مدتی هست جزو همان مغزهای بقول شما دزدیده شده هستم!
1- (عزیزم اگه عربی بلد نیستی بگو یکی برات ترجمه کنه دیگه چرا فحش میدی)
بنده فحش ندادم! اتفاقا دقیقا همین معنی را گفتم که عربی بلد نیستم. ولی حرف باقر اینقدر برایم ارزش ندارد که بروم به یکی! بدهم ترجمه کند. کسی هم نگفت که فلان زبان باعث برتری میشود! شما کل موضوع را متوجه نشدی. بقول خودتان (مهم این است که چه مطلبی با آنها بیان شود) اگر شما از ابن خلدون متن عربی میاوردی یا از ابن سینا مطمین باش سعی میکردم معنیش را از یکی (حالا که خودت اصرار داری عربی بنویسی!) میپرسیدم ولی باقر! باقر کی هست اصلا! انگلیسی هم از آنجا که بدلیل استعمار! نه برتری علمی! زبان بین المللی است خیلی ها بلد هستند از جمله بنده. پس دلیلی ندارد که برایش به کسی مراجعه کنم. گرچه اگر بلد نبودم هم با توجه به آشنایی اندک به ساگان برایم مهم بود که ترجمه آنرا از یکی! بپرسم. بعد هم شما که انصاف داری برو ببین چند نفر ایرانی انگلیسی بلدند و چندتا عربی! حالا چه اصراری هست که عربی بنویسی؟! میتوانی ترجمه فارسیش را هم بیاوری جز این است؟! راستی چرا ایرانیها با وجود اینکه میزان آموزش عربی بیشتر هست (زمان ما که بود الان هم فکر میکنم باشد) زبان انگلیسی را بهتر میدانند تا عربی؟(-:
2- برادر فحش و دری وری کجا بود؟! مگر اینکه شما محمد باقر باشی! بقیه اش هم که صحبت دوستانه بود و خودمانی نوشتم. دوست نداری نمی نویسم.
3- بنظر رسید شما متوجه نشدید که آقای ساگان می گوید به خدایی که اجزای جهان را در حال کنترل لحظه به لحظه دارد و همه آن داستانها که کتابهای مقدس می گویند که این میکند و آن می کند … و سرنوشت بشر را کنترل میکند اعتقادی ندارد. او خدا را بصورت مجموعه قوانینی میبینید که بر جهان حاکم است.
4- برادر شما اولین کسی نیستی که از 100 سال پیش شروع به اصلاح خرافات اسلامی کرده. مفهوم بهشت و جهنم را هم هر دوره ای برای همان دوره هم شما و هم علما برای دلخوشی مردم تغییر میدهید. بگذار یک داستان بگویم:
آن موقع که ایران بودم و هنوز مغزم دزدیده نشده بود! به مناسبت تولد امام 12 یک برنامه گذاشته بود و یکی از اساتید دانشگاه را دعوت کرده بود که جلوه های ظهور حضرت را برای جوانان مشتاق بیان کند. ایشان هم با کمال وقاحت شروع کرد که وقتی حضرت ظهور کند در جویهاشیر و عسل جاری می شود و …! آقای مجری هم هیجان زده گفت پس گوشه ای از نعمات بهشت است! استاد هم فرمودند بله بله!
خوب حالا شما اینقدر بالغ شدی که بفهمی مردم شیر و عسل نمیخواهند! میخواهی یک چیزهای دیگری نوید بدهی. بسیار خوب مبارک خودت باشد و هر کسی که حرف شما را باور دارد. من ندارم چون در طول این عمر حقیر بسیار از این داستانها شنیدم! بهشت و جهنمش مال خود شما. بنشین متن قرآن و آن احادیث را که از عقرب جرار و سرب مذاب و حوری و قلمان گفته تفسیر کن به یک چیزهایی که به عقل جن هم نمیرسد! مبارک وجودت. ولی برای من همان معنی که خود الله! گفته کافیست، احتیاج به تفسیر حضرات نیست. اگر نیاز بود خود حضرت با آن اتصال که به عالم بالا داشت و کلماتی که در زبان عرب بود منظورش را واضح میگفت که گفت!
5- (کدام بزرگی؟ همان که بنده، جنابعالی، تلنگر، همه و همه و همه برای آن ارزش زیادی قائلیم و سعی در حفظ آن داریم همان که فرعون برای حفظ آن حاضر شد هزاران نوزاد پسر بی گناه را سر ببرد تا خدشه ای به کبریایی اش وارد نشود همان که همه ما به گونه ای حس می کنیم نقشی در این عالم داریم همان که……..)
یا همانی که حضرت محمد بخاطرش کاروانهای تجاری را سرقت میکردو حضرت علی یک شب با بقیه سرداران اسلام صدها یهودی دست بسته را گردن زدند و صدها هزار ایرانی را کشتند. همان بزرگی را میگویی؟ یا آن یکی بزرگی که باعث میشود کافر حربی و کافر ذمی و مرتد و … داشته باشید؟
برادر فرق ما با شما اینستکه در جواب
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود/ به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
ما میگوییم نمیدانیم! شما میگویی میدانیم، اینوری! هر کی نمیاید بکشید!
6- (-:
شما مشکلی با فهمیدن اینکه من خودم هستم و تلنگر یک فرد دیگر دارید؟!
نخیر بنده نمیتوانم بعد از ارسال متن آنرا ویرایش کنم. بقول معروف هم همه جای ایران سرای من است. فارسی نوشتنم هم پر ایراد نیست (اتفاقا بنظر من مال شما هست!) اگر برایت نا اشناست شاید بخاطر اینستکه با عربی مانوس تری!(-:
8- اول اینکه بنده فتوا ندادم، دوم همچین کاری را هم تایید نکردم. نه بخاطر اینکه خدا دوست ندارد! بخاطر اینکه مشکلات روحی و جسمی زیادی را میتواند ناشی بشود (البته نه همیشه ولی در اکثر مواقع) منتها چون در جوامع شرقی مثل ایران خشونت همیشه پذیرفتنی و پیش پا افتاده است و روابط جنسی مذموم و زشت و این در تربیت جامعه نسل به نسل منتقل میشود اینستکه شما همه چیز از جمله شرف و ناموس و اخلاق را با همین روابط جنسی میسنجید. همان تعریف شما از آبرو خود گویاست:
(آبرو یعنی شرم حیا و غیرت یعنی چیزی که اگر نباشه انسان از انجام هیچ عملی ابا ندارد حتی زنای با محارم تجاوز به مادر در مقابل چشم فرزندان و ….)
اتفاقا این فتوای شماست که جالب است! اگر کسی از این بی آبرویی ها کرد باید بکشیمشان!
9- حضرت علی در نهج البلاغه: (اى مردم از علم نجوم بپرهيزيد ، مگر بدان مقدار كه شما را در خشكى و دريا راه بنمايد ، كه اين علم به كهانت منجر شود و منجم كاهن است و كاهن همانند جادوگر است و جادوگر كافر است و كافر در آتش جهنم . به نام خداى تعالى به راه افتيد .)
حضرت علی: اى مردم ، بدانيد كه زنان را ايمان ناقص است و بهرهمنديهايشان ناقص است و عقلهايشان ناقص است . اما ناقص بودن ايمانشان از آن روست كه در ايام حيض از خواندن نماز و گرفتن روزه معذورند و ناقص بودن عقلهايشان ، بدان دليل است كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد است و نقصان بهرهمنديشان در اين است كه ميراث زنان نصف ميراث مردان است . از زنان بد بپرهيزيد و از زنان خوب حذر كنيد و كار نيك را به خاطر اطاعت از آنان انجام مدهيد ، تا به كارهاى زشت طمع نكنند .
حضرت علی: اوست كه مىداند ، كه در رحمهاى زنان چگونه فرزندى است . پسر است يا دختر (در مورد علم غیبی!)
حضرت علی: چهارپايان ، همه همّشان شكمشان است و درندگان ، همه همّشان تجاوز و حمله به ديگران است و زنان همه همّشان آرايش اين جهان و فساد كردن در آن است . و مؤمنان مردمى فروتن هستند و مؤمنان مردمى مهربان هستند و مؤمنان از خداى ترسان هستند .
حضرت علی: خداوندى كه مىداند جايهاى فرو افتادن قطرههاى باران و قرارگاه آنها را و مىداند كه مور ضعيف از كجا دانه مىكشد و به لانه مىبرد . و مىداند كه روزى پشه از كجاست و زنان را چگونه فرزندى در شكم است .
(بنده خدا خوب چه میدانست که این را بعدها هر دکتر زنانی میداند!)
امام جعفر صادق: هرگاه زنی حامله باشد و چهار ماه بر او بگذرد روی او را بقبله کن و ایه الکرسی بخوان و دست بر پهلوی او بزن و بگو “اللهم انی قدسمیته محمدا”یعنی خدایا من او را محمد نامیدم چون چنین کنی خداوند ان فرزند را پسر گرداند. (حلیه المتقین.باب4.فصل7) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)
….
راستش از باقر الان چیزی دم دست ندارم! ولی میگردم خدمتتان میاورم.
موضوع اینستکه تمام این ها فقط حرف است! هیچکدام هم نه توسط خود این امامان عزیز نوشته شده نه حتی توسط همراهانشان در زمان حیات! همه را علمای عزیز شیعه درست بعد از سلطه صفویه جمع آوری کردند و کسانی که (امامان عرب) تا آنروز یک نقطه در عالم بجا نگذاشته بودند شدند منشا علم! (کجاست معلوم نیست!) بعد فرمایشات گوهربارشان ئر شد در کتابهایی که علما صدها سال بعد از آخرینشان شروع به نوشتن کرده بودند. خول فرمول فیزیک و ریاضی را که نمیشد جعل کرد! این حرفهای قشنگ که شما میاوری و این حرفهای مسخره که شما رویت نمیشود بیاوری! را گذاشتند به حساب علم.
رسیدیم به عصر حاظر و گندش در آمد که خیلی از این چیزها دیگر برای این همه آدم درس خوانده و کتاب خوان کارگشا نیست.
از انقلاب عزیز به این طرف هم که با پول نفت حوزه را تغذیه میکنند برای همین دیگر که یک سر و سامانی به این احادیث و روایات بدهند. هر چه را میشود تفسیر کنند هرچه را نمیشود پاک کنند!
بعد هم بفرض که این حرف از باقر باشد خوب که چه؟! عین اینها را بقیه ادیان هم دارند. هر کسی میتواند حرف بزند، عمل را نشان بده برادر. الان کجای این عالم اسلامی شما وضع رو براه است؟ کجا مردم با هر آیین و مسلکی با آرماش زندگی میکنند؟
غیر از این است که در همان غرب کافر مسلمین عزیز قاچاقی میروند بعد که جاگیر شدند با زور هم تکان نمیخورند برگردند به مملکت اسلامیشان که هیچ اهل و فامیل را هم میبرند آنجا!
الان ایران اسلامی خیلی با فرمایشات قشنگ باقر اداره میشود یا با قسمت مشت آهنین و ذوالفقار علی اداره میشود؟
انقدر آپ نکردی یادم رفت بت سر بزنم!
من همون “یکی هستم دیگه” و “زدبازی!!!” هستم.
این خبر واقعاً تاسف بر اتگیزه!
زشتی ها،
این کلمه ایه که هر کدوم از ما وقتی به دنیا می آییم به ما یاد میدهند،زشت بودن چیزی نباید تحت تاثیر قوانین متفرقه باشد،اولین قانون ما وجدان ماست و اول باید با آن محاکمه شود.
در ضمن اگر قانون کشوری اینفدر ضعیف باشد که تحت قانونی مانند مجازات اسلامی فعالیت کند،همان بهتر که نباشد.
اینکه باقر بگوید هرکسی خدا را یکجور میبیند و موچه هم فلان جور، شاید در ظاهر حرف خوبی باشد ولی در عمل این آقا باقر و باقی مسلمین گرامی خدا را حاکم بر سرنوشت همان مورچه میدانند که دارد لحظه به لحظه همه چیز را کنترل میکند و گوش به دعای خلایق است و عذاب نازل میکند و شکنجه میدهد و پاداش میدهد و هر کسی هم نخواست خدا را اینجوری ببینید شما بصورت کاملا اسلامی میکشیدش که برود پیش خدا سرب مذاب نوش جان کند!
فرقش را با ساگان متوجه می شوی؟
——————————————————————
تلنگر: سلام آقا رضا، خیلی ممنون از نظراتت. برای اینکه یک بحث را به جایی برسونیم، خواهش میکنم که اگر صلاح میدونی، بحث را در خصوص “نقش مذهب در اخلاق” ادامه بدیم. فکر کنم این بحث خودش به تنهایی خیلی چیزها را روشن میکنه.
“نمی دانم چه اصراری به دانستن مشخصات و عقاید شخصی من دارید!”
اگر شما اینجا نبودید و بلاگ نداشتید من هیچ علاقه و اصراری به دانستن عقاید شما نداشتم. اما در حال حاضر که شما احساس وظیفه کرده اید تا دیگران را از افتادن در چاه دین و مذهب و به خصوص مذهب شیعه آگاه کنید مسئله کاملا فرق می کند. همانطور که حق شماست آنچه را حق می دانید به دیگران نیز برسانید دیگران نیز حق دارند اگر رای شما را بر خطا دیدند آن را گوشزد کنند. اگر من از عقاید شما می پرسم برای این است که بدانم با چه مبنایی به شما پاسخ دهم . بسیاری از سئوالات و اشکالاتی که در نوشته ها خود آورده اید دارای زیر بنای خاص خود است. اگر شما به هیچ خدایی معتقد نباشید من حاضرم بدون استفاده از زیربنا های فکری خود بر اساس این فرض که خدایی وجود ندارد با شما بحث کنم و ثابت کنم که راهی را که انتخاب کرده اید کاملا اشتباه است. بحث کردن با کسی که اصل دین و مذهب را قبول دارد ولی بعضی از احکام دین برای او قابل هضم نیست ( کما اینکه خود من هم سئوالاتی و شبهاتی برایم مطرح است ) با کسی که دین را اساسا مضر به حال بشر می داند کاملا فرق می کند، پس من برای بحث با شما حق دارم بدانم با چه کسی طرف هستم.
“شما اول ثابت کن که بعضی انسانها یا همه احساس بزرگی می کنند.”
فکر نمی کنم درک این مسئله موضوع خیلی شاقی باشه یه بار دیگه از همون جایی که ویجر از زمین عکس گرفته به زمین یه نگاه بنداز ببین لازمه تلنگر( بدون تصور اینکه ممکنه تلنگر جزیی از یه کل باشه ) یه وبلاگ داشته باشه و مشغول ارشاد گمراهانی مثل من باشه، آیا تصور این چیزها (تلنگر، وبلاگ، ارشاد، گمراه) از اون فاصله منطقیه؟ اگر این فاصله چند برابر بشه چی؟ اگه چند ملیارد برابر بشه چی؟ اصلا چیزی باقی می مونه که در اون جا یکی بشه مرشد یکی بشه گمراه یکه بشه سیاه یکی دیگه بشه سفید و ……
“سوم: بعد که ثابت کردید بعضی انسانها آن احساسی که منظورتان است را دارند، بعد حالا برایمان بگویید که منشا آن کجاست.”
یه مذهبی بر اساس اعتقاداتش (درست یا غلط ) خیلی راحت از شر این سئوال راحت میشه : انسان زمین سیارات دیگر ستاره ها و …….. همگی جزیی از یک کل هستند و با توجه به مرتبه وجودی که دارند در هستی نقش ایفا می کنند و انسان با توجه به ( نفخت فیه من روحی ) اینکه از روح خداوند در او دمیده شده بیشترین نقش را بازی می کند (البته عرض کردم که به درست بودن یا غلط بودن این اعتقاد در این مرحله کاری ندارم )
اما یه غیر مذهبی هر جوابی که بده گیر می کنه اگه بگه آدما الکی خوشن و کارایی که می کنن در حقیقت مثل خاله بازی بچه هاس، خب باید پاشه جمع کنه و بره دنبال خاله بازیش دیگه اینکه چی حقه و چی ناحق چی اخلاقیه و چی غیر اخلاقی و چی درسته و چی غلط هیچ معنا و مفهومی نداره.
اما اگه بگه نه این نظام اونقدرها هم بی بته نیس و یه حساب کتابی تو کاره خب الف رو گفته و باید تا نون واو ه ی رو هم بگه، بله گفته باید نه ماه هم سر دل بکشه!
“دوم: منظورتان را از احساس بزرگی از دید خود بیان کنید. من ممکن است انسانهایی را مثال بزنم که از دید من احساس بزرگی دارند ولی ممکن است شما بگویید این احساس بزرگ بینی نیست. بنابر این باید تعریف روشنی از “احساس بزرگی” بدهید!”
این را باز برای تاکید آوردم ، منظور من از احساس بزرگی خود را در مقام ریاست جمهور و یا پادشاهی و یا هزاران منصب دیگر دیدن و یا حتی خود بزرگ بینی به معنای تکبر و نخوت نیست همین اندازه که برای خود شأنی قائلید و خود را از دیگران متمایز می بینید عقایدی دارید که بر اساس آن رفتار می کنید و دیگران شما را با آنها می شناسند همین مقدار که یک انسان با یک گوسفند فرق می کند و خود را برتر از سایر موجودات می داند به همین اندازه که یک ملیون پنگوئن به طور مثال فقط یک ملیون پنگوئن هستند نه بیشتر اما یک ملیون انسان برابر است با یک ملیون عقیده یک ملیون سلیقه و ملیونها اختلاف دیگر
امیدوارم موضوع روشن شده باشه
حالا اگر اشکالی ندارد برای اینکه بحثها بی پایه و اساس نباشد موضع خود را مشخص کنید تا بلکه به یک نتیجه منطقی برسیم.
در همین جا به عرض همه دوستان می رسانم که به تمام آن اعتقاداتی که به آنها عقیده دارم قسم می خورم که پایبندی من به این عقاید به این دلیل است که آنها را حق می بینم و اگر زمانی خلاف آن برای من ثابت شود (با استدلال منطقی) حتی برای یک لحظه آنها را حفظ نخواهم کرد و به دنبال یافتن راهی جدید خواهم رفت.
در ضمن اگر ممکن است راه گذاشتن علامت نقل قول را هم توضیح دهید
—————————————————————-
تلنگر: قبل از اینکه نظراتم را بگم، 2 سوال از شما دارم:
1) دین و مذهب شما چیست؟ اسلام؟ شیعه یا سنی؟ مسیحیت؟ کاتولیک، پروتستان، اورتودکس، اوانجلیست، …؟ یهود؟…
2) طبق آموزه های مذهبی شما و عقاید شخصیتان، با کسانی که خدا را آنگونه که شما میبینید، نمیبینند، چگونه برخورد و رفتار می کنید؟ با آنها کاری ندارید؟ آنها را می کشید؟ با آنها دوست هستید؟ … توضیح بدهید چگونه رفتار می کنید.
مسلمان و شیعه دوازده امامی هستم
اگر به خود زحمت می دادید و یکبار قرآن را می خواندید ( از نظر من هر کتابی متعلق به هر نویسنده ای که باشد برای کسی که دنبال حقیقت است ارزش یکبار خوانده شدن را دارد) متوجه می شدید که حتی یک مورد دستور به کشتن کسی به این دلیل که کافر است یا متدین به دین دیگری است داده نشده است.
در مورد رفتار امروز جمهوری اسلامی با اقلیت های مذهبی هم که مسئله کاملا روشن است و آنها از حقوقی مساوی با دیگر شهروندان ایرانی برخوردار هستند و در مواردی بیشتر، به طور مثال اقلیتهای مذهبی به نسبت جمعیتشان از نماینده بیشتری در مجلس برخوردار هستند.
—————————————————————
تلنگر: به سوال من جواب ندادید! من نپرسیدم می کشید یا نه! من پرسیدم چگونه رفتاری دارید؟ دوست هستید؟ دوری می کنید؟ رابطه ندارید؟ می کشید؟ … توضیح دهید! بعد از توضیح کلی که دادید برای واضح تر شدن توضیحتان بگویید چرا خمینی حکم قتل سلمان رشدی داد و برای سرش جایزه گذاشت و هیچ کدام دیگر از مراجع شیعه هم مخالفی نکرد و همچنین در مورد حکم اعدام آقاجری در ایران.
ضمنا من از شما سوال کردم تا نظر شما را بدانم که فکر نمی کنم هیچ ارتباطی با خواندن یا نخواندن قرآن داشته باشد. در عین حال فکر می کنم تا حالا موارد متعددی به آیات قرآن اشاره کردم، بیشتر از شما!
حالا که قرآن خواندن را توصیه می کنید، سوال بالا را با استناد به آیات قرآن جواب دهید. یعنی اگر میگوید باید دوست بود، بگویید طبق کدام آیه، اگر می گوید نباید آنها را کشت طبق کدام آیه و …
چرا عزیزم پرسیدی می کشید یا نه؟ برگرد یکبار دیگه متن خودت را بخون
عقیده من چیزی جدای از عقیده قرآن نیست. یک غیر مسلمان در جامعه اسلامی مادامیکه بر علیه امنیت مسلمانها اقدامی نکنه از احترام کامل برخور داره و هیچکس حق تعرض به اونها را نداره و حکومت اسلامی موظف به حمایت از آنهاست. و کشته شدن یهودیان مدینه به دست مسلمانان بعد از این بود که نقض پیمان کردند و با مشرکان مکه برای نابودی مسلمانها همدست شدند.
إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (69)مائده
كسانى كه ايمان آورده و كسانى كه يهودى و صابئى و مسيحىاند، هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان آوَرَد و كار نيكو كند، پس نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين خواهند شد
بقیه آیات را فردا بیان خواهم کرد چون الان اینجا دیر وقت است و من مزاحم استراحت خانواده هستم
———————————————————————
تلنگر: من پرسیدم چه رفتاری دارید، رفتار فقط کشتن نیست که شما جواب دادید نمی کشیم! یک نمونه از رفتار کشتن است نه همه رفتار!
دقت کنید که گفته اید غیرمسلمان، یعنی هر کس که مسلمان نیست! یعنی هر عقیده ای غیر از مسلمانی. بعدا نگویی بد برداشت کردم!
برای اینکه ذهنتان خیلی مشغول نباشد و بتوانید به سوالات پایین با ذهن بازتری جواب دهید من در خانوده ای شیعه مذهب بدنیا آمده ام و بیش از 25 سال در ایران زندگی و در مدارس و دانشگاههای ایران تحصیل کرده ام.
علاوه بر آنکه در مورد سلمان رشدی و آغاجری توضیح میدهید، همچنین این موارد را هم توضیح دهید، ببینیم غیرمسلمانان چقدر از احترام و حمایت برخوردارند!
1) چرا غیرمسلمان را نمی توان در قبرستان مسلمانان دفن کرد؟ (چون امنیت مسلمانان را به خطر می اندازد؟)
2) چرا زن مسلمان نمی تواند با مرد غیرمسلمان ازدواج کند؟ اصلا مسلمان می تواند با غیرمسلمان ازدواج کند؟
3) دیه به زن غیر مسلمان تعلق می گیرد؟ اگر نمی گیرد چرا؟
4) چرا شهادت و قضاوت غیرمسلمان اعتبار ندارد؟
5) چرا ارث از مسلمان به غیرمسلمان نمی رسد ولی از غیرمسلمان به مسلمان می رسد؟
6) چرا اگر مسلمان، غیرمسلمان را بکشد قصاص نمی شود ولی اگر غیرمسلمان، مسلمان را بکشد قصاص میشود؟
7) آیا غیر مسلمان حق تبلیغ عقیده خود در بین مسلمانان را دارد؟ آیا حق احداث مراکز عبادی را دارد؟ (مثالی از ساخت معبدی بعد از انقلاب بزنید)
8 ) چرا مراجع تقلیدی مثل بهجت حتی اهل کتاب هم را نجس می داند؟ چرا اصلا کفار نجسند؟
باز هم مصداق بگویم یا شما هنوز می خواهید حرفهای زیبا و گول زننده بزنید؟ راستی شما داستان زیبای علی و یک غیرمسلمان که بر سر زره ای دعوا داشتند و پیش قاضی رفتند را بلد نبودید؟ آخوندهای دیگر در این بحثها همه این داستان زیبا را نقل می کنند! ودر عمل هم موارد بالا را انجام میدهند!
راستی برای نقل قول از دستور blockquote مانند دیگر دستورات HTML استفاده کنید، یعنی این دستور را به اینصورت استفاده کنید
جمله نقل قول
پی نوشت: اه، این wordpress اجازه نمی دهد تا از علامتهای > و نیز < و / در کنار هم مثل دستورات HTML استفاده کنم. امیدوارم متوجه شده باشید که چگونه از دستورر نقل قول استفاده کنید. اگر توضیح من مبهم است یک جستجو در مورد دستورات HTML بکنید یا از کسی که می داند بپرسید. متاسفانه من هر جور که میخواهم توضیح دهم، این wordpress آنرا حذف میکند.
ببین برادر 1000 سال دیگر هم که با شما حرف بزنیم شما این چیزها را که ما میبینیم نمیبینی و از آنطرف هم آن چیزها که شما فکر میکنی حقیقت است ما نمیبینیم.
این وسط فرق ما با شما چیست؟ اینکه شما برای خود حق تعیین سرنوشت برای ما قایل هستی! اینکه در جامعه اسلامی! زنده باشیم یا کشته بشویم یا نماینده داشته باشیم یا چه!
ولی ما برای خودمان همچین حقی قایل نیستیم.
بالا بروی پایین بیایی هزار جور قصه و تفسیر تعریف کنی آخرش هم نه من نماینده مجلس در آن مجلس شورای اسلامی! دارم نه هیچکدام از اقلیتهای دیگر!(باز الان بیا بگو پس خبر نداری یهودیان یک نماینده دارن مسیحیان دو نماینده دارند….! بنده خدا منظور از نماینده لولوی سرخرمن که نیست!) بدبختی میدانی کجاست؟ بدبختی آنجاست که شما آبرو را در لباس زیر زنان میبینی و نماینده مجلس را نماینده یک مذهب (حالا یا اسلام یا یک اقلیت!)
اینهم کار یک روز و دو روز نیست.
شما هم شیعه 12 امامی هستی فقط و فقط بخاطر زور و نه چیز دیگر. همه آنهای دیگر هم مثل شما تحقیق کرده اند و به این باور رسیدند که حرف پدرشان حق هست و پدرشان هم از پدر جدشان…! بقیه اش هم فقط قصه است.
فقط محض اطلاع قصه آن یهودی ها که حضرت زحمت کشتن کوچک و بزرگشان را کشید از روی کتابهای جمهوری اسلامی خواندی که فکر میکنی ماجرا این بوده. حوصله اگر داری بشین تاریخ طبری را بخوان (البته از شما بعید نیست که روایت مطهری و امثال او را از طبری معتبر تر بدانی!)
حالا شما فکر کن حق و حقیقت در شیعه 12 امامی است و منتظر ظهور حضرت باش. این 6.5 میلیار بقیه مردم دنیا باید چکار بکنند؟ فقط شما 80 میلیون نفر شیعه راه را درست میروید؟(-:
دیروز با یک آقای دکتری از لیتوانی صحبت میکردم که کاتولیک معتقدی بود، بنده هم که بقول امثال شما کافرم! با هم دوستیم و گپ میزنیم و خلاصه رفاقتی داریم. نه ایشان میخواهد من را به راه راست هدایت کند نه من ایشان را. میدانی چرا؟ چون ایشان فکر نمیکند من کافرم. فکر نمیکند وظیفه دارد که من را یا به راه راست بیاورد یا بکشد (شرح همان آیه کذایی) او به باور خودش زندگی میکند من هم به باور خودم. هر دو به یک اندازه حق رای داریم (نه اینکه او فقط حق داشته باشد به کاتولیکها رای بدهد من فقط به کافر!) هر دو از دید قانون برابریم هیچ کجا برای هیچ کاری نمیپرسند مذهبت چیست (که اگر بپرسند ناچار میشوند جریمه سنگینی بدهند چون غیر قانونی است!) و این تفاوتها با شما مسلمین عزیز همینطور ادامه دارد. خلاصه این دوست از ایران پرسید که اگر به اتفاق همسرش برای سفر بیاید آیا همسر ایشان ناچار است حجاب سر کن؟ باید چه میگفتم؟ با خجالت گفتم بله. (شما افتخار کن! من خجالت میکشم) گفت حتی اگر بگوید که من مسلمان نیستم؟ با شرم مضاعف گفتم بله. ایشان هم خیلی خلاصه جواب داد اوه! خدای من! ولی ما برای مسلمان همچین محدودیتی نگذاشتیم!
این یک نمونه پیش پا افتاده از نوع نگاه شما در مقایسه با بقیه دنیاست برادر من. حالا بشین قصه های قشنگ قشنگ از اسلام تعریف کن. یک وقت نروی تاریخ را نگاه بکنی که علی و حسن و حسین چقدر ایرانی کشتند. یک وقت نروی بخوانی که چطور بزور شمشیر مردم را مسلمان میکردند و همه را وقت نماز زیر تیغ جمع میکردند که دولا راست بشوند. تو فکر کردی بعد از جنگ نهاوند به چشم به هم زدنی این مردم مسلمان شدند؟! نه عزیز فتح ایران 80 سال طول کشید و مسلمان شدن این مردم بیشتر از 300 سال طول کشید. این حرفها که میزنی از بی اطلاعی شماست. تشریف ببر و ببین که هموطنان سنی در تهران چطور مسجدی دارند؟ برو ببین که زرتشتی ها کجا اعیادشان را جشن میگیرند؟ بیا برو وضعیت زندگی اهالی کردستان و بلوچهای سیستان را ببین بعد قصه سر هم کن.
ما از واقعیتهای قابل لمس حرف میزنیم، شما زا ماورالطبیعه نسخه میپیچی.
تلنگر جان در مورد موضوع اخلاق و مذهب، به عقیده من اخلاق یک امر کاملا نسبی است و به این جهت ارتباط آنرا با ماورالطبیعه و هرچیزی که ادعای در اختیار داشتن حقیقت مطلق را دارد باید قطع کرد.
شاید بعضی دوستان مسلمان بگویند پس اینطور باشد شما الان فتوا! دادید که میشود هر کاری کرد چرا که دیگر محدودیتی وجود ندارد. در حالیکه اینطور نیست. و در واقع اگر بحثهای فلسفی و انتزاعی را به آقاین علما واگذار کنیم (حالا چه متخصص دین! چه امثال آقای سروش که خود را روشنفکر مذهبی میدانند) و بجای وارد شدن در عالم بی سر و ته ماورالطبیعه خودمان را در همین واقعیتهای دنیوی و آمار و اعداد ناشی از آن نگهداریم میبینیم که:
1- تعریف اخلاقیات و آنجه که ارزشهای یک جامعه را تشکیل میدهد در نقاط مختلف دنیا در کلیات بسیار شبیه است
2- همان ارزشها در جزییات خیلی تفاوت دارد!
3- در خوشبینانه ترین حالت هیچ ارتباط مستقیمی بین پایبندی به ارزشهای اخلاقی پذیرفته شده انسانی (منظور بنده از پذیرفته شده، فقط پذیرفته شده بین 80 میلیون شیعه نیست!) و باورهای مذهبی وجود ندارد.
چرا خوشبینانه؟ برای اینکه برعکسش را چه بسا که بشود دید!
اولین قدم اینستکه که برای سنجش این موضوع یک خط کشی تعیین بشود. یعنی چطور میخواهیم این اخلاق و مذهب را اندازه بگیریم؟
فرض بفرمایید میخواهیم میزان توسعه یک جامعه را از نظر اقتصادی اندازه بگیریم. ساده ترین راه اینستکه ابتدا یک سری شاخص را تعریف کنیم و بعد این شاخصها را ارش گذاری و نتیجه حاصل را مقایسه کنیم. غیر از این که نیست؟
مثلا تعداد دانشگاهها، طول جاده ها راه آهن و غیره … این میشود یک مقایسه سر انگشتی و شاید بصورت دقیق نشان ندهد که توسعه یافته ترین کشور دنیا کدام است ولی با دقت خوبی نشان میدهد که آیا فلان کشور جزو توسعه یافته ها هست یا اینکه نسبت به 10 سال پیش خودش رشد کرده؟
حالا برای سنجش این اخلاقیات چه شاخصهایی وجود دارد؟
فرض بفرمایید یک شیه معتقد اگر قرار باشد این شاخصها را تعیین کند چه میشود! اولین شاخص میشود تعداد کسانی که خارج از شرع رابطه جنسی دارند! دومی میشود تعدا کسانی که بی حجاب هستند، سومی میشود تعدا کسانی که مشروب الکلی مصرف کنند، همینطور الی آخر! خوب اگر معیار اخلاق اینها باشد که همه دنیا بجز این آقایان رفوره هستند! این چیزی است که اتفاقا کشورهای اسلامی ابدا خوش ندارند مردم به سراغ محاسبه اش بروند. شما میشونید و میبینید که مدام از فساد و تجاوز و تباهی و… حرف میزنند ولی هیچوقت نمیبینید یک بررسی آماری مقایسه ای برای آن وجود داشته باشد.
یکهو خبر میرسد در آمریکا 1یک میلیون نفر در زندان هستند! دیگر کسی سوال نمیکند خوب، که چه؟! تعداد زندانی بیشتر بد است خوب است؟! اگر این یک میلیون نفر همه به جرم اعمال خلاف قانون زندانی هستند این چه چیز را میرساند؟! فعالیت زیاد پلیس؟ خوب این یک میلیون نفر فرضی که زندان هستند حالا اگر در آمریکا قوانین اسلامی را اجرا کنیم اینها آزاد میشوند؟ یا اینکه 100 میلیون نفر دیگر هم به آنها اضافه میشود؟
یک نمونه اش همین خبری که شما این پست را برایش نوشتید، پدر اطریشی با دخترش فلان کرد.
در کله مسلمانان عزیز سریع اندام تناسلی پدر در مقابل دختر تصویر میشود! هیچ کس با خودش فکر نمیکند که حبس کردنش چه؟ عمری که سوخته چه؟ اگر در ایران بود که همان شب اول پدر دختر را کشته بود! (یعنی فکر میکنید تمام این مسلمین صحیح و سالم هستند و در ایران عزیز پدر و برادری با دختر و خواهر خود همپین کاری نکرده؟)
بعد خوب این اصلا یعنی چه؟! اینکه یک نفر در آنجا اینکار را کرده نشان دهنده چیست؟! با چه چیزی اصلا مقایسه میکنید؟! در صورتیکه میدانیم در خود اتریش این اقا را نخواهند کشت ولی در ایران برای همچین کاری فرد را تکه تکه خواهند کرد پیش از اینکه دست پلیس بیافتد.
همانطور که گفتم به عقیده من هیچ ارتباطی بین باورهای مذهبی و میزان برقراری ارزشهای اخلاقی وجود ندارد. این مثل اینستکه که کسی بگوید بین تمدن و تکنولوژی چه ارتباطی هست؟ هیچ ارتباطی. چه بسا بودند جوامع بسیار متمدنی که از جوامع نامتمدن تر از خود در تکنولوژی عقبتر بودند.
اما اگر کسی فکر میکند که ارتباطی هست و بابت این ارتباط میمون و مثبت حاظر نیست چیز دیگری را بپذیرد بهتر است اول معیارهای خود را مشخص کند. آیا میتواند شاخصهای سنجش آنرا مشخص ند تا بعد با کمی کردن این شاخصها بشود نتیجه گرفت؟ من بعید میدانم! چون آقایان مسلمان شاخصهایشان یا همان چیزهاست یا مثلا تعدا افراد معتقد به علی!(-:
فرمودید که 25 سال پیش در خانواده ای شیعه مذهب به دنیا آمده اید اما باز هم بیان نکردید که در حال حاضر چه سیستم عاملی بر روی دستگاه فکری خود نصب کرده اید امیدوارم که هنوز یه همان عقاید پایبند باشید و فقط دل مشغولی شما رفع نقایص آن باشد.
برای جواب به سئوالهای شما از دو مبنا و دو دیدگاه استفاده می کنم :
1- از دیدگاه کسانی که به اصطلاح کافر هستند و مسئله مبدأ و معاد را قبول ندارند (البته شما را منسوب به چنین عقیده ای نمی کنم چون در هیچیک از پستهایتان تصریح به این مطلب نکرده اید و به واسطه اینکه قبلا شیعه بوده اید الان هم فرض را بر شیعه بودن شما می گذارم و جواب سئوالات بر مبنای کافران را فقط جهت توضیح عرض می کنم)
2- از دیدگاه مذهبی ها (اسلام)
اما بر اساس دیدگاه اول:
همانطور که می دانید نسبی بودن همه اشیا اساس تفکر این دیدگاه است، انسان زندگی خود را از یک موجود تک سلولی آغاز کرده و بر اساس فرضیه تکامل به این مرحله از رشد رسیده و بعد هم با مرگ از بین می رود و هیچ اثری از او باقی نمی ماند( ما یهلکنا الا الدهر) و تمام تفکرات، عقاید، خوبی ها و بدی ها، حق ها و ناحق ها و … که امروزه میان انسانها رایج است زاییده فکر و خیال انسان است و هیچ عقیده ای برتری بر دیگر عقاید ندارد، همه درست می گویند و چیزی به نام حق کاملا بی معناست، اخلاق به معنای فرهنگ و عادتهای رایج میان یک گروه و ملت است و ممکن است چیزی در جایی اخلاقی محسوب شود و همان چیز در نقطه دیگر از دنیا ضد اخلاق در یک کلام برای طولانی نشدن بحث، نتیجه این دیدگاه حداقل در خصوص بحث ما این است که: عقاید فقط “هستند” نه حق اند و نه باطل عقاید یک رشته امور و قوانینی هستند که توسط افراد و یا گروه خاصی از همین انسانها برای سامان بخشیدن به رفتارها او تنظیم شده اند و عده ای در این میان برای اینکه بتوانند تفکرات خود را با عمق بیشتری به مردم بقبولانند آنها را به امور غیر محسوس مانند خدا و فرشتگان پیوند داده اند و خود را پیامبر و رسول آن موجود ما فوق طبیعی معرفی کرده اند و اتفاقا موفق هم بوده اند به طوری که هم اکنون بیش از 5/3 ملیارد از جمعیت جهان پیرو آنها هستند، محمد هم یکی از آنهاست و توانست در مدت اندکی یکی از وحشی ترین و ابتدایی ترین جوامع آن روز دنیا را به انسانهایی نیمه متمدن تبدیل کند و در زمانی طولانی تر نیمی ا ز کره خاکی را زیر نفوذ خود قرار دهد.
براین اساس همینطور که یک انسان حق دارد با نفی کامل امور ماوراء طبیعی سعی در ساختن جامعه ای بهتر برای زندگی آسوده تر کند (اندیشه سوسیال کمونیستم ) دیگری هم حق دارد برنامه خود را کاملا استوار بر امور غیر طبیعی کند، اینکه کدام دسته موفق تر بوده اند تاریخ گواه خوبی است. اما اینکه کدامیک حق بوده اند بر مبنای این مسلک پرسش نادرستی است، عیسی، موسی، محمد، بودا، مارکس، لنین، استالین و دیگران همه در یک ردیف قرار دارند. آنها تنها در مقطعی از تاریخ “بوده اند” نه حق و نه باطل و هیچ انتقادی بر هیچکدام از آنها وارد نیست.
در مورد سئوالاتی که در باره رفتار با دیگر اندیشان در دین محمد کردید از دیدگاه یک غیر مذهبی باید به محمد حق دهید که قوانین مسلک خود را از دیدگاه خود بنویسد، او چنین دیده است که برای رسیدن به نقطه مطلوب، مخالف آیین او باید در موضع ضعف قرار گیرد (نه نابودی) کما اینکه لینن و استالین برای رسیدن به اهداف خود (جامعه بدون طبقه) نابودی مخالف را صلاح دیده اند.
این موضوع حتی در لائیک ترین نظامهای موجود حال حاضر دنیا نیز شایع است، نمی دانم به یاد دارید چند سال پیش انتخاباتی در اتریش (امیدوارم اشتباه نکرده باشم) برگزار شد که طی آن یک گروه راست گرای افراطی طرفدار نازیسم از طرف مردم برگزیده شد اما بلا فاصله این انتخابات از طرف پارلمان (شورای نگهبان) اروپا باطل اعلام شد با این استدلال که با دموکراسی نمی توان بر علیه دموکراسی عمل کرد، یا ممنوعیت حجاب در بعضی از کشور های اروپایی، پس رأی اکثریت حاکم است و عقیده شخصی محترم است مادامیکه پایه های دموکراسی و نظام لائیک را سست نکند و اینکه آقا رضا شرمنده شده اند به آن آقای لیتوانی تبار بگویند حجاب در ایران یک قانون و اجباری است (البته عقیده شخصی من غیر از این است) مبنای درستی بر اساس تفکرات یک غیر مذهبی(نسبی بودن همه چیز) ندارد.
بیان جواب از منظر دیدگاه دوم را به بعد موکول می کنم.
منتظر نکات اصلاحی و نقد منصفانه شما هستم
——————————————————————–
تلنگر: من منتظر جواب از دیدگاه دوم هستم تا نظرم را بعد از آن بگویم.
دوستان عزیز چیزی که در این میان اظهر من الشمس است این است که جرم و جنایت در هر جامعه ای صرف نظر از مذهب و ایدئولوژی وجود دارد فقط جایی پنهان است جایی آشکار جایی مذموم است جایی مقبول در ایران ما پنهان است و مقبول در غرب پیدا است و مذموم آنهم به خاطر عقب ماندگی تاریخی ماست اگه میخواهید مسیر تاریخ عوض شود و ما جلو بیفتیم مغزهایمان را از خرافات و نحجر عاری کنیم دستهایمان را در دست هم بگذاریم و کشورمان را بسازیم والسلام
ایکاش نظر خود را در مورد قسمت اول بیان می کردید تا پرونده آن بسته می شد و بعد بحث ادامه پیدا می کرد، ولی اشکالی ندارد می توانید یکجا نظر دهید.
اساس دیدگاه مذهبی ها ( اسلام – شیعه ) بر وجود موجودی مطلقی استوار است که هیچ نوع نقصی در او راه ندارد و چون واجد تمام صفات کمال است تمام افعال او حکیمانه است و عبث در آنها راه ندارد. او آفریننده تمام موجودات، و صاحب اختیار آنهاست و هیچ زیاده و کاستی در عالم وجود رخ نمی دهد مگر به اذن و مشیت او.
بر اساس آیات قرآن دلیل آفرینش انسان شناخت این موجود مطلق از راه عبادت و رسیدن به رستگاری است. با بررسی آیات قرآن نگاه خداوند به انسان دو گونه است: انسان بدون قید ایمان و انسان همراه با صفت ایمان. صفاتی که به انسان غیر مومن در قرآن نسبت داده می شود معمولا منفی است:
ُیريدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعيفاً
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ
وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصيمٌ مُبينٌ
وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولاً وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلاَّ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ كانَ الْإِنْسانُ كَفُوراً
وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ كانَ يَؤُساً
قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا في هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً
وَ يَقُولُ الْإِنْسانُ أَ إِذا ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا
أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً
خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُريكُمْ آياتي فَلا تَسْتَعْجِلُونِ
وَ هُوَ الَّذي أَحْياكُمْ ثُمَّ يُميتُكُمْ ثُمَّ يُحْييكُمْ إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً
أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصيمٌ مُبينٌ
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنيباً إِلَيْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَليلاً إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ
فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنَّا قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
لا يَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ
وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَريضٍ
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ الْبَلاغُ وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسانَ كَفُورٌ
وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبينٌ
إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً
بَلْ يُريدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَليهِ فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً
قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَريمِ
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في كَبَدٍ
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويمٍ (4) ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلين
كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ
إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي خُسْرٍ
در مقابل، انسان مومن معمولا مورد تعریف و تمجید واقع شده و به او بشارت رستگاری داده می شود. جهت طولانی نشدن متن فقط به آیات ابتدایی سوره بقره اشاره می کنم :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الم(1)
ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ(2)
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ ممَِّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ(3)
وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بمَِا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالاَْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ(4)
أُوْلَئكَ عَلىَ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(5)
بر این اساس حرکت انسان کافر بر خلاف جهتی است که خداوند برای او مشخص کرده و در راستای هدف از خلقت او نیست و وجود او نه تنها دارای ارزش نیست بلکه همچون ویروس و یا غده ای زاید است که هر چه زودتر باید یا مورد درمان واقع شود و یا مورد جراحی قرار گیرد، حیات و زندگی او (در صورت باقی ماندن بر کفر) نه برای خود او مفید است و نه برای اجتماع و هر چه زودتر زندگی را ترک کند از همه بیشتر به نفع خود اوست. اما با توجه به اینکه حیات فرصتی است که خداوند به تمام انسانها داده، مادامیکه وجود او ضرری را متوجه دیگران نکند کسی حق ندارد به او آسیبی برساند، هر چند منزلت او در جامعه اسلامی نمی تواند مساوی با یک انسان مومن باشد و از حق و حقوق شهروندی به طور کامل بهره ببرد. (البته این حکم اولیه است و ممکن است تحت شرایطی تغییر کند)
پس اگر فرض را بر این بگذاریم که خدایی وجود دارد که حکیم است و کار جاهلانه انجام نمی دهد و صاحب اختیار کل است و بر اساس رحمت واسعه ای که دارد در حق هیچکس حتی کافران ظلم نمی کند و پیامبران او فقط دستورات او را اجرا می کنند جای هیچگونه اشکالی بر قوانین او نیست. فرق مهمی که فرض اول با این فرض دارد این است در فرض اول نه کسی حق اعتراض و اشکال دارد و نه حق سئوال از حکمتها و صحبت از چرایی ها، اما در فرض دوم تنها جای اشکال نیست ( چون فرض این است که صادر کننده این اوامر حکیم است ) ولی جای سئوال از حکمتها و علل احکام و اعتقادات و بحث در باره آنها کاملا باز است و در مرحله نخست انبیا و امامان و در مرحله بعد عالمان دینی موظف به پاسخگویی هستند.
بعد از تفکر و تعمق لازم منتظر پاسخ شما هستم.
موفق باشید
پاسخ به کامنت شماره 43 و بقیه کامنت ها
به نظر میاد وارد ملک شخصی شما شدم!!؟ یا اینکه معتقدید توقف بیجا مانع کسب شماست؟؟؟
از بکار بردن کلمه “گوشزد” خوشم نیامد. هر کس، از جمله من و شما، حق داریم حرفمان را به گوش دیگران برسانیم (البته خیلی بعید می دانم شما به این مورد باور و اعتقادی داشته باشید، مثلا نظرتان را در مورد سانسور بگویید تا مشخص شود شما باور دارید یا حرف میزنید) ولی کسی نباید خودش را حق مسلم بداند و قصد گوشزد و گوشمالی داشته باشد!
امام اول شیعیان میگوید: ببین چه می گوید، نبین که می گوید. این را نشنیده بودید یا باور نداشتید؟
اگر من میگم یه چیزی را تعریف کنید یا توضیح بدین به این معنا نیست که من فارسی بلد نیستم یا در درکش مشکلی دارم. 1) برای دوری از سوء برداشت میگم بیشتر توضیح بدین 2) وقتی کسی میخواد چیزی را اثبات کنه اول باید تعریف ها و فرضیه هاش را روشن و کامل و جامع بگه و بعد شروع به اثباتش کنه نه اینکه حرفش را بر اساس تعارف مبهم استوار کنه.
خوب آنچه من متوجه شدم این بود که شما می گویی که انسانها احساس بزرگی دارند و این احساس بزرگی یعنی: شخصیتی که برای خود قائل هستند و اینکه برای خود عقیده و نظر دارند و اینکه خود را متمایز از حیوانات می دانند. و بعد شما گفتی که این احساس در افراد معتقد به خدا، دارای پشتوانه است به دلیل آنکه خدا در روحشان دمیده و آنها را اشرف مخلوقات قرار داده ولی افرادی که معتقد به خدا نیستند این احساس شخصیتی که دارند، پوچ و بی خود است و توهمی بیش نیست. آیا منظور شما را درست فهمیدیم؟
چون بحث ما ارتباط اخلاق و مذهب بود من سعی میکنم فقط در همین زمینه حرفهای شما را نقد کنم چون حرفهای شما از دید هدف آفرینش و فلسفه وجودی موجودات و گیتی و … جای انتقاد فراوان دارد.
اگر درست فهمیده باشم: شما میگویید که خدا اینهمه گیتی و هر آنچه در اوست را آفریده و انسان را آفریده و روحش را در او دمیده تا انسان او را عبادت کند و آنچه به نام اخلاق است از دید شما فقط وظیفه ای است که خدا به انسان محول کرده و انسان معتقد اخلاق را رعایت میکند فقط به خاطر خدا و فقط اخلاق را در جاهایی که خدا گفته رعایت میکند.
در حقیقت از دید شما خدا پادشاهی است (البته سوپر پادشاه)که همه چیز را به این عظمت قرار داده تا انسانی به این خردی فقط او را عبادت کند. این حس به من دست میدهد که خدایی که شما تصویر کرده اید محتاج عبادت بندگان ریزش هست! برای اطلاع شما بگوییم بر خلاف آنچه شما می گویید، همه این دنیا به خاطر انسان آفریده نشده است. شما پایتان را از جو زمین بیرون بگذارید، بدون وسایل ساخت بشر، می میرید چون نمی توانید نفس بکشید و حتی خیلی چیزها روی زمین مثل گازها و مواد سمی دیگر برای حیات بشر نیست و باعث مرگ بشر میشود. پس اینهمه چیز برای خاطر عزیز انسان آفریده نشده است و بعضی آفریده ها در جهت حیات بشر نیست! تا این لحظه هم هیچ حیات دیگری در کل این کهکشان به این بزرگی که زمین نقطه ای از آن است دیده نشده است! خیلی بیهوده است که این همه آفریده شود برای انسانهای فسقلی، که خدا را عبادت کنند؟ خدا که اینهمه نیاز به عبادت دارد چرا فقط روی زمین انسان آفریده؟ چرا بر روی اینهمه سیاره دیگر انسانی نیافرید؟
من قبلا هم همین حرف شما را گفتم و شما الان آنرا ثابت کردید. من گفتم که تعریف کنونی دین، فقط در جهت قوی کردن ارتباط انسانها-با-خدا و نه در جهت انسانها-با-انسانها است. در حالیکه اخلاق یعنی ارتباط انسانها-با-انسانها که دین در این زمینه کمکی نمی کند. در حقیقت طبق گفته شما پیغمبران نیامدند تا به مردم درس زندگی کردن را یاد بدهند بلکه آمده اند تا درس پرستش و بندگی خدا را بدهند (ادعای متناقضی که شما دارید و می گویید محمد آمد وحشی ترین ها را تربیت کرد) ماموریت محمد طبق گفته شما این بود که بگوید خدایی است واحد(توحید) که عادل است(عدل) و من پیغمبرش هستم (نبوت) و اگر او را عبادت نکنید، در آتش سوزانده میشوید (معاد) و نیز این پیغمبر معاونینی دارد (امامت) و این معاونین مدیر کل هایی و کارشناسانی دارند (ولایت فقیه یا آنچه شما عالمان دینی می نامید)
خوب میبینید طبق اصول دین، محمد برای اخلاق نیامده بود. آمده بود تا ساختار سیستم پادشاهی خدا و جایگاه خودش را در این سلسله مراتب برای مردم شرح دهد. پس این ادعا که وجود دین باعث رشد اخلاق در مردم آن زمان شد با اصول دین همخوانی ندارد فقط نوعی آگهی تبلیغاتی است.
اگر هم جایی به اخلاق و روابط بین انسانها پرداخته، به روابط بین پیروان پرداخته و روابط انسانها را بدون در نظر گرفتن عقیده شان در نظر نگرفته. در حقیقت این نگاه که شما توصیف کردید، نگاه خدایی نیست که از بالا به همه انسانهای آفریده اش می نگرد، بلکه نگاه خدایی است که در بین پیروانش زندگی می کند!
شما دیدگاه کسانی که به خدا و معاد اعتقاد ندارند را مثل خاله بازی دانستید. در حالیکه آنها ممکن است به شما همین دیدگاه را داشته باشند. در حقیقت اینکه شما اخلاق را رعایت میکنید چون در انتظار پاداش یا ترس از آتش هستید نوعی بازی کودکانه است. مثل اینکه به بچه میگویند اگر خطا کنی لولو تو را میخوره، اگر موقع غذا خوردن حرف بزنی، شیطون غذات را میخوره. این بچه چون از لولوی خیالی میترسه کار خوب انجام میده ولی بزرگتر که شد و فهمید لولویی نیست، دیگر خوب ها برایش بی معنی است. (همان اعترافی که شما داشتید و به بیان آن افتخار کردید)
ولی بچه ای که از ابتدا بر اساس خرد، خوب و بد را می فهمد، خوب و بد همیشه برایش مفهوم دارد. ضمنا شما میدانید که سگ های اهلی آموزش میبینند که در خانه و روی فرش ادرار نکنند، این نوعی اخلاق است بین حیوانات، آیا آنها هم از ترس خدا اخلاق را رعایت میکنند؟ البته طبق فلسفه دمیدن روح در بدن انسان و اشرف مخلوقات بودن، شما مومنین هیچ حق و حقوقی برای حیوانات قائل نیستید در حالیکه آنها هم آفریده همان خدایی است که شما را آفریده. در حالی که غیرمومنین برای حیوانات هم ارزش قایل هستند.
انسانی که به معاد اعتقاد ندارد، به دنیا اعتقاد دارد. می داند که در این دنیا باید کار خوب و بد را انجام دهد تا زندگی خوبی داشته باشد. می داند که اگر میخواهد زندگی خوبی داشته باشد باید قانون طلایی را رعایت کند، یعنی هر آنچه برای خود نمی پسندد برای دیگران هم نپسندد. می داند که اخلاق باعث خوشبختی دنیای اوست. برای او انسانها و روابط بینشان مهم است و نه نوع عقیده شان.
شما معتقدید که کسانی که به معاد اعتقاد ندارند، به همه چیر نسبی نگاه میکنند. در حالیکه شما دینداران نیز به همه چیز نسبی نگاه میکنید.
خوب و بد شما نسبت به دین سنجیده میشود. هر حرکت بدی اگر در جهت دین و خشنودی خدا باشد خوب است و هر حرکت خوبی اگر در جهت غیر خدا و حتی برای انسانها باشد، بد محسوب میشود.
از دید شما احترام به انسانها هم نسبی است. اگر با دین است، محترم است و اگر بی دین است غیر محترم و پست ونجس.
جالب اینکه در سخنی که از امام پنجم شیعیان گفتید و در آیات هم تکرار شده، گفته میشود که قدرت خدا و علم خدا حد و مرز ندارد و بلافاصله گفته میشود که او میمیراند و زنده میکند. ولی وقتی که بنده ای بر اساس معیارهای که در دین آمده خطا کرد، این خدا، از قدرت خود استفاده نمیکند و شما دینداران محترم زحمت کشته شدنش را می کشید. پس چرا نمیگذارید خود خدا از این قدرتش استفاده کند؟
احتمالا می گویید مشیت خدا با دست ما تحقق پیدا میکند! که در اینصورت برای من سوال است که آیا تا به حال شده که مشیت خدا بر زنده بودن انسانی باشد و شما مومنین او را بکشید و خدا او را دوباره زنده کند تا آنچه مشیتش بوده تحقق پیدا کند؟ یا فقط کشتن مشیتی است که به دست شما محقق میشود و زنده کردن هیچ وقت مشیت خدا نیست!؟
ظاهرا کمی تا قسمتی در مورد شما اشباه کردم فکر می کردم به بلوغ فکری رسیده باشید ولی احتمالا 25 سال سن برای تحقق آن خیلی کم است. متاسفانه پیش فرضها را رها کردید و دوباره شروع کردید به تکرار هزار باره دل مشغولی ها ی سابق خود که جواب من به آنها را از قبل می دانید و جوابهای آنها را هم در آستین دارید و اگر هم نتوانید جواب دهید بر می گرید سر خانه اول و روز از نو و روزی از نو همینطور الی بی نهایت
اگر ادعای فهم و کمال می کنید (که می کنید زیرا در غیر این صورت وبلاگ درست نمی کردید و به روشنگری نمی پرداختید)لطفا خیلی ساده جواب این دو سئوال را بدهید:
1- طبق فرض اول (هیچ خدایی وجود ندارد و تمام دنیا همین است که ما می توانیم حس کنیم) بگویید چه خطایی از محمد سر زده؟
2- بر فرض دوم (حاکم این جهان خدایی حکیم، علیم و قدیر است) بفرمایید که او کجا اشتباه کرده است؟ (توجه داشته باشید فرض محال، محال نیست)
جواب فرمایشات شما را بعد از دریافت جواب این دو سئوال خواهم داد.
تا بعد …
———————————————————-
تلنگر: چون بنده از دید شما به بلوغ فکری نرسیده ام و ادعای فهم و کمال نمی کنم، از پاسخگویی به شما معذورم. ضمنا در اعتقادی که من دارم، (که شما هم قبولش دارید) شما برای من غیر قابل احترام هستید و من باید از شما دوری کنم و شما برای من نجس هستید. طبق عقیده من، من باید سعی کنم تا شما در موضع ضعف و خواری باشید (البته نه نابودی). حرفهای شما برای من ارزشی ندارد، شهادت و استدلال های شما برایم ارزشی ندارد. امیدوارم که با عقیده من مشکلی نداشته باشید چون شبیه عقیده خودتان است!
خیلی بهت برخورد نه؟
اما بدون این کمترین فحشی است که روزانه در سایت های ضد دین به بیش از 50 درصد مردم جهان که مذهبی هستند اعم از مسلمون و مسیحی و غیره میدن پس یه کم آستانه تحملت رو ببر بالا
پدر اتریشی، پدر ایرانی
فکر کردم صحبت از خانوادیی است که والدین فقط ۲ تا پدر هستند، یکیش ایرانی و یکی دیگش اتریشی.
آبجی کوثر
ببین، خیلی بیشتر از ۵۰% مردم دنیا مز حبی هستند
معلوم نیست از این حرف منظورت چیه… میشه بیشتر توضیح بدی؟
کوثر:
بعضی کتابا رو نباید خوند: آیات شیطانی!
یه چیز دیگه
داداشه
یه توکه زحمت به خودت بده چند تا کامنت برو عقب می فهمی اگه فهمیدی برا تلنگر توضیح بده شاید یه جوابی براش پیدا کنه و دری وری نگه!
seba جون
اگه احتمال بدی که ممکنه حقیقت تو کتاب آیات شیطانی باشه آیات شیطانی را هم باید خوند.
حالا شما احتمال میدی یا نمیدی؟
کی این احتمالت رو تایین میکنه؟
من به بقیه صحبتا کاری ندارم. ولی برای اثبات وجود خدا و حقانیت پیامبران نمیشه گفت که بدون خدا آدما نمیتونند خطا ها رو تشخیص بدن، یا اینکه بدون وجود خدا بدی و خوبی معنییی نداره.
داداشی، یعنی شما میگی که توی این ۲۵۰،۰۰۰ سالی که بشر به فرم فعلیش رو کره زمین زندگی میکرده، خدا کلا بی خیالی طی میکرده تا حدود ۵۰۰۰ پیش تا اینکه پیامبرانش رو بفرسته که به مردم اخلاق درس بدن و بگویند چی بده و چی خوبه؟
یعنی آدما توی شرایط فوق العاده سخت زندگی بدوی، نمیدونستند که باید از همدیگه مراقبت کنند و هوای هم رو داشته باشند (همین نکته ها هم به تور تدریجی به صورت اخلاق شکل گرفتند)
این مساله اخلاق و تشخیص خوب از بد رو نمیشه گفت کسی به آدما درس داده. چنانکه حیوانات هم در حد نیاز های حیاتیشون اخلاق دارند. اسبها خیلی حیوانت نجیب، و با وفایی هستند. یا گله های حیوانات در موقع خطر و حمله دشمن با هم متحد میشند و هوای هم رو دارند. زنبور ها همه وجودشون وابسته به همکاری و از خود گذشتگی زنبور های کارگر هست. کسی بهشون نگفته چجوری باید کار و زندگی کنند، ولی شرایط زندگیشون و محدود بودن توانایی هاشون، باعث شده که یاد بگیرند که با همکاری و از خود گذشتگی میتونند نسلشون رو ادامه بدن…
حالا شما احتمال میدی یا نمیدی؟
خیر من چنین احتمالی رو نمی دم چون با پیش فرضهای من سازگاری نداره
کی این احتمالت رو تایین (تعیین) میکنه؟ همون پیش فرضها
اما تو عزیزم که حتما یه چیز دیگه ای
اولا نسبی بودن اخلاق در صورتی که فرض کنیم خدایی وجود نداره موضوعیه که هیچ غیر مذهبی اون رو انکار نمی کنه، با یه جستجوی ساده توی نت خیلی زود به درستی این حرف پی می بری، وقتی اخلاق نسبی شد دیگه هیچ ملاک واحدی نمی تونی قرار بدی و رفتارهای انسانها را به صورت کلی باهاش بسنجی و بگی کدوم اخلاقیه و کدوم نیست یه جا ممکنه انجام عمل جنسی در جلو دید دیگران غیر اخلاقی نباشه ولی در جای دیگه ممکنه غیر اخلاقی باشه حتی در کشورهایی که مذهبی به معنای خاص (پیروان ادیان آسمانی) نیستند. و ممکنه این دو طرز واکنش نسبت به یک عمل در آینده جاشون عوض بشه.
ثانیا آیا غیر مذهبی بودن به معنای غیر اخلاقی بودنه؟ اگر کامنت های قبلی منو مطالعه کرده باشی خیلی صریح گفتم نه، انسان از یک حیوان بدون عقل که کمتر نیست اگر حیوان تربیت پذیر باشه، انسان خیلی راحتتر قابل تربیته، اما دیگه به این آدم با اخلاق گفته نمی شه بلکه یه موجود با تربیته مثل سایر حیوانات. اخلاق معنای خاص خودش رو داره، کاملا ثابته و اگر دستورات اخلاقی ادیان رو مقایسه کنی می بینی که تفاوت اونها بسیار جزئیه.
ثالثا وقتی یک عمل مثل فداکاری دارای ارزشه که با انتخاب و اختیار انجام بشه و اگر غیر از این باشه مثل کاری که زنبورای عسل انجام میدن دیگه نمی شه گفت که چقدر زنبورای کارگر از خود گذشته اند چون این کار رو از روی غریزه انجام میدن و تا حالا کسی ندیده که اونها ذره ای نسبت به وظایفشون کوتاهی کنن و زنبورای شرق و غرب عالم از این جهت هیچ فرقی با هم ندارند به خلاف انسانها، لذا آدمی که ته چاه منتظره که یکی طناب بیاره و اونو بالا بکشه حتی اگر ساعتها هم اونجا انتظار بکشه بهش نمیگن عجب آدم صبوری هستی تو!!
رابعا فرق دیگه ای که بین انسان و سایر حیوانات هست اینه که انسانیت انسان درجه پذیره یعنی میشه گفت انسانیت (یه چیز دیگه) از انسانیت (کوثر) بیشتره اما این مقایسه رو در مورد هیچ حیوان دیگه نمیشه انجام داد مثلا شما هرگز نشنیدی که کسی بگه اسب من از اسب فلانی اسب تره یا گاو من گاو تره می تونی بگی اسب من زیباتره سریعتره و یا گاو من قوی تره یا پرشیر تره و …. اما اسبیت و گاوییت قابل سنجش نیست به خلاف انسانیت، پس مقایسه انسان با سایر حیوانات کار درستی نیست.
در ضمن کوثر به معنای خیر کثیر لزوما یه اسم دخترانه نیس منم دختر نیستم اشتباه نگیری!
ببخشید سرتو درد اوردم،
تابعد
“اولا نسبی بودن اخلاق در صورتی که فرض کنیم خدایی وجود نداره موضوعیه که هیچ غیر مذهبی اون رو انکار ر ر نمی کنه،”
ببین، اگه میخای کسی به حرفات اهمیت بده، و بتونی تاثیری رو زندگی کسی بزاری، این قدر حرفای ضایع نزن .
ممکن حرف قابل شنیدن هم داشته باشی، ولی با زدن این حرفای ضایع، باعث میشا کسی باقی حرفتو نخونه…
بعدش هم خوشحالی فکر میکنی که هیچ کی نتونست جواب حرفاتو بده ؛)
“وقتی یک عمل مثل فداکاری دارای ارزشه که با انتخاب و اختیار انجام بشه”
یعنی شما رو ا عمال ارزش میزاری؟ کی گفته؟ مشکلت این که دوست داری به خودت بقبولونی منطقی هستی، ولی تو حرفات پر جملاتی انجوری هست.
ببین اگه دوست داری مذهبی باشی، باش، دادشه من. ولی ۲ چیز رو یادت باشه:
۱. ادعای الکی منطقی بودن نکن. کسی که ادعای الکی میکنه حرفای خوبشم دیگه کسی گوش نمیکنه. اگه ادعا نداشتی، شاید یه چیزی از حرفات یاد میگرفتم. بحث مون هم به دلم میشست، ولی هر چی بیشتر از جملاتتو میخونم، بی امید تر میشم.
۲. اگه میخای از دین و مذهبت دفاع کنی، با دلایل آب دوغ خیاری، فقط نشون میدی که دینت چیز زیادی بهت نییاموخته. بزار بقیه کسایی که میتونند، حد آقل یه بحث منطقی کنند، حرف بزند. تو فقط نشون میدی دین و مذهبی رو که داری ا زش دفاع میکنی خیلی متحجره (که اینطور نیست! ولی این هرفای ضایع ی که میزنی، این پیام رو میده:)
“منم دختر نیستم اشتباه نگیری!”
من از طرز حرف زدنت میدونستم پسری، ولی فقط میخاستم باهات شوخی کنم. ولی این حرفت نشون میده که چقدر متحجری — نیخام توهین کنم، ولی این حرفت خیلی توهین آمیز بود! خاهشن ادعای منطقی بودن نکن، فقط به اسلام و کسایی که ا عتقاد دارن لطمه میزنی!
این آقا کوثر (نمیگم خانوم کوثر چون بهش بر میخوره، حق داره مسلمونه، زن بودن براش افت داره!)
بله میگفتم این کوثر یک نمونه از افراد متعصب هست. یکی اگه بخواد روی متعصبین مطالعه آماری کنه، اگه این رو انتخاب کنه، نمونه آماری خوبی را انتخاب کرده!
من کامنت ها را از بالا تا پایین خوندم. حرفهاش پر از تناقضه و مرتب هم حرفهاش را پس میگیره و میگه منظورم را نفهمیدین.
مثلا میگه: “از نظر من هر کتابی متعلق به هر نویسنده ای که باشد برای کسی که دنبال حقیقت است ارزش یکبار خوانده شدن را دارد”
و بعد که ازش در مورد کتاب “آیات شیطانی” بطور مثال میپرسن، میگه منظور من از “هر کتابی” هر کتابی نبود. کتابهایی که من تاییدش میکنم. این را میگن منطق، این را میگن استدلال! به به! به به! اول میگه هر کتابی بعد میگه نه هر کتابی.
خوب، ای مرد مغز الاسکایی! اگر یکی غیر مسلمون هم مثل تو فکر کنه که دیگه نمیاد قرآن را بخونه! نمیاد کتابهای مطهری را بخونه. اون هم میگه طبق پیش فرضهای من، این کتاب مطهری و امثال من ارزش خوندن نداره.
بعد بیا اینجا داد بزن که غیر مذهبی ها نسبی به همه چیز نگاه میکنن. تو خودت همه چیز را نسبی می دونی! میگی کتابهایی که شیعه ها نوشتن خوبه، کتابهای حتی سنی ها (حالا من نمی گم کتابی که توسط بی خدا ها نوشته را بخون) هم ارزش خوندن نداره.
بعد میگه اخلاق غیر مذهبی ها نسبی، تو خودت مگه او بالا با شهامت تمام (من میگم حماقت تمام) نگفتی مسلمونها باید نسبت به غیر مسلمون ها رفتار بدی داشته باشن: این نسبی نگاه کردن به اخلاق نیست؟
بقول تلنگر برا شما ها اخلاق خوبه تا وقتی در راه دینتون باشه در غیر اینصورت کار غیراخلاقی براتون اخلاق هست و ارزش. اخلاق شما اینه: غیر مسلمون را بکش، ضایع کن، تضعیف کن، مسخره کن. یعنی اخلاق برا شما نسبت به دین سنجیده میشه! این نسبی نیست؟
تازه اول که قبول نمیکنی، اول با سینه سپر و گردنی برافراشته مثل یک سرباز دلیر اسلام میای جلو و میگی:
“یک غیر مسلمان در جامعه اسلامی مادامیکه بر علیه امنیت مسلمانها اقدامی نکنه از احترام کامل برخور داره و هیچکس حق تعرض به اونها را نداره و حکومت اسلامی موظف به حمایت از آنهاست.”
بعد که تلنگر برات نمونه هاش را میگه، باد از شکمت خالی میشه و ان و بن میوفتی و میگی:
“هر چند منزلت او در جامعه اسلامی نمی تواند مساوی با یک انسان مومن باشد و از حق و حقوق شهروندی به طور کامل بهره ببرد.”
خوب چی شد؟ احترام کامل داره یا اینکه منزلتش با یک انسان مومن برابر نیست و حقوق شهروندی کامل نداره؟؟؟ اینقدر پر رویی؟ اینقدر متضاد صحبت کردن! تازه بعدش هم میای میگی: خوب غیرمسلمونها هم نسبت به مسلمونها همین رفتار دارن. یعنی چون دیگران انجام میدن، گس مسلمونها هم انجام میدن پس کار درستیه! این یعنی مطلق بودن اخلاق؟ اخلاق را تو نسبت به دیگران میسنجی؟ چون دیگران انجام میدن تو هم باید انجام بدی؟
به نظر من تلنگر بهترین کار را در مقابل تو انجام داده! تو که میگی اخلاق از دید تو مطلق است. خوب تلنگر هم این اخلاق مطلق را بر علیه خودت به کار گرفته. تو میگی باید با کسی که مثل تو فکر نمیکنه بد رفتاری کرد و صحبت نکرد، خوب او همین کار را برا تو انجام داده. اگر روزی قدرت به دست ما افتاد کاری به روزگارتون میاریم که الان دارید بر سر پیروان ادیان دیگه تو ایران میارین. اونوقت میفهمی اخلاق یعنی چه!
)
تازه اگر میخوای بدونی غیر مذهبی ها خیلی مطلق تر به اخلاق نگاه میکنن. اونها به مذهب فرد نگاه نمیکنن و بهش احترام بگذارن. اونها به همه انسانها احترام میگذارن جدا از اینکه چه مذهب و آیین و عقیده ای داشته باشه. اونها حتی به حیوانها هم احترام میذارن.
تو و امثال تو فقط شیعه ها را آدم میدونین، (البته اگر طرفدار حکومت هم باشی که دایره ات کوچیکتر هست و فقط شیعه هایی که شورای نگهبان بگه مورد تایید هستن) بعد بیا اینجا خودت را جر یده که من به اخلاق مطلق نگاه میکنم. خسته نباشی ولی خرج جراحی تو ایران گرونه خودت را از نشستن محروم نکن. (اگر صلاح میدونی وگرنه این را هم در راه اسلام بده بره
راستی آقای انسان تر، تو بین حیوونها بودی که ببینی اونها به هم چی نگاه میکنن بگن کی بین ما حیونتر هست! تو از دید انسانها میگی ممکنه از دید حیوانها اینطور نباشه. که همین طور هست، چرا بعضی حیوونها سر دسته دارند؟؟ چه دلیلی بوده که حیوونهایی که بطور جمعی زندگی میگنن، برا خودشون رییس و ملکه انتخاب میکنن؟؟؟ اصلا به اینها فکر کردی؟ یا صبح تا شب اصول کافی و حلیته المتقین میخونی؟
آخه مرد متفکر، تو چه حساب انسان تر و برتر از این همه مخلوق خدات هستی؟ خدای تو تجربش کمتر بود که تو را برتر و دیگر مخلوقات را بدتر آفرید؟ یا تواناییش را نداشت؟ یا علمش را نداشت؟ تو که آسمون و سرعت خورشید و کهکشان را به هم میدوزی تا بگی ذره ای از علم هم به گوشت خورده، توی این کهکشان به این بزرگی چه حساب خودت را اینقدر سر میدونی و باد تو مغزت هست؟ تو میدونی که خیلی از تواناییها که حیوانات دارن تو نداری؟ چشمی که عقاب داره، حس بویایی که سگ داره، سرعتی که گوزن داره و … تو خیلی کلت باد داره فکر میکنی که عقلت بیشتره، کجای کاری که دانشمندان ثابت کردن هوش بعضی شامپانزه ها بیشتر آدمها هست. البته تو میدونم قبول نمی کنی میگی خدا تو تمبون من فوت کرده من برترم، سندت کو؟ بیا اینجا تو این کتاب نوشته!
در عین حال، تا وقتی با ما کاری نداری هر عقیده و فکری میخوای داشته باش برا خودت. ما بهشت نمیخوایم، اینطوری هم حوری بیشتر به تو میرسه هم عسل هم …
ولی اگر بخوای هرچی خودت میفهمی را به زور تو حلق ما کنی، تف میکنیم تو صورتت.
این چرا اینطور شد؟ می میخواستم اون کلمات “هر” قبل از کتابی و نویسنده ای را پر رنگ کنم کلش پررنگ شد. جناب تلنگر لطفا زحمت بکشین این را درستش کنین. راستی، سایت خیلی خوبی داری. لذت بردم.
این کوثر جونمون هم فکر کنم آخوند باشه. اگر خجالت نمیکشه بگه آخونده یا نه.
—————————————————————–
تلنگر: خیلی ممنون از لطفتون. من هر جا که از دستور b استفاده کرده بودین، پر رنگ کردم. دستورات را باید با / میبستین که چون اینکار را نکرده بودین از اونجا که پررنگ کرده بود تا آخر پر رنگ بود.
ها ها ها ها
یکی میگفت، مردای مذهبی به ۲ چیز غرور دارند: یک کتاب تو یک دست و عضو شریفشون هم اون دست، ۲۴ ساعته پایین بالا میپرند و خدا رو از بابت ین دو چیز شکر میکنند
نمی دونم جوابتونو به زبون خودتون بدم یا به زبون اونایی که از دید شما خیلی خیلی از ماها (مذهبی ها) با ادب تراند. هر چند اگر از بی ادبیات خودتون استفاده کنم ملامتی بر من نیست اما سعی می کنم از یه حدودی فراتر نرم.
جناب رهگذر اگه انسان هنگام گذر از راهی اتفاقا توی چاه فاضلاب افتاد طبیعیش اینه که بره حموم و خودش و نظافت کنه نه اینکه بیاد تو بلاگ مردم و هر چی اونجا خورده اینجا بالا بیاره و محیط و به کثافت بکشه تلنگر هر عیب و ایرادی که داره هنوز ندیدم برای جواب دادن به طرفش از این روش استفاده کنه هر چند که ایشون تو غیر مذهبی ها از این نظر تا اینجا یه استثناء محسوب میشن.
اما جناب یه چیز دیگه اولش فکر کردم واقعا یه چیز دیگه ای اما نشون دادی هر چیز دیگه ای می تونی باشی غیر آدمیزاد!
اینو بدونین که با روش غیر مذهبی ها در بحث کردن خیلی آشنام لذا پوستم خیلی کلفت شده و با این چیزا میدونو خالی نمی کنم پس لطف کنید دست از خشتک ما بردارید و به این دو تا سئوال های جواب بدید:
1- طبق فرض اول (هیچ خدایی وجود ندارد و تمام دنیا همین است که ما می توانیم حس کنیم) بگویید چه خطایی از محمد سر زده؟
2- بر فرض دوم (حاکم این جهان خدایی حکیم، علیم و قدیر است) بفرمایید که او کجا اشتباه کرده است؟ (توجه داشته باشید فرض محال، محال نیست)
بعد یکی یکی اشکالاتونو جواب می دم
خیلی خیلی ببخشید از اینکه مجبورم کردید بهتون توهین کنم.
مش کربلایی کوٍسر، چون به زبون کفار اسمتو نوشتی نمیدونستم املاش چیه. کوٍثره یا کوسر ؟(به تو بیشتر کوسر میاد تا کوثر)
حرفای دیگت که ارزش جواب دادن نداره ، چون همش فحش دادی که من جوابت نمی دم تا بسوزی
و اما سوالات که فکر می کنی داری فیل هوا میکنی رو میدم:
“1- طبق فرض اول (هیچ خدایی وجود ندارد و تمام دنیا همین است که ما می توانیم حس کنیم) بگویید چه خطایی از محمد سر زده؟”
*جواب* طبق این فرض ، محمد و تمام کسانی که ادعای پیغمبری کردن، به مردم دروغ گفتن .
“2- بر فرض دوم (حاکم این جهان خدایی حکیم، علیم و قدیر است) بفرمایید که او کجا اشتباه کرده است؟ (توجه داشته باشید فرض محال، محال نیست)”
*جواب* فرض کنیم که خدایی وجود داره، چه معلوم که اون خدایی که محمد گفته همون خدای خالق این دنیا هست ؟ خدایی که تو میگی “حکیم ، علیم و قدیر و ….” این صفاتی که تو میگی که در قرآن هم اومده اینا همه صفات انسانهاست. میتونی توضیح بدی یه خدای مهربون یعنی چه؟؟ غیر از اینه که این صفات مربوط به انسانها هست . تمام صفاتی که در وصف خدا مطرح میکونی همه صفاتی ه که مربوط به انسانها هست . بذار با حرف خودت جواب بدم. میگی امام باقر گفته انسانها مثل مورچه میمونن که فکر میکنن که خدا دو تا شاخک داره. حرف بسیار قشنگی ه جدای اینکه کی گفته. خوب تو هم داری در وصف اون خدا میگی اون خدا دو شاخک داره و …
مهربانی، رحیم بودن، بخشنده بودن، قادر بودن، عالم بودن، ستار العیوب بودن و … همه صفات انسانها هست که تو میگی خدای من هم همین صفات را داره. آیا این به این معنا نیست که تو خدات را مثل یک انسان در نظر گرفتی . احتمالا میای میگی نه خدای من نه زاده شده است و نه می زاید نه پدر دارد و … ولی جان کلامت و توصیفاتی که از خدا میکنی توصیفات انسانیه.
حالا تو بگو اگر خدایی هست، چه معلوم که محمد از طرف همون خدا اومده؟؟
این مثل این میمونه که یک کیف پول پیدا بشه ، یکی هم ادعا کنه که مال منه. خوب در مورد کیف هم کسی که ادعا میکنه هم کسی که پیدا کرده میتونن مشخصات را چک کنن و تایید کنن که راست میگه یا نه .
ولی فرض کن یکی بگه این چیزی که تو هوا هست و نامریی هست مال منه. نه اون که ادعا میکنه میتونه چیزی را ثابت کنه نه اون کسی که میخواد تایید کنه!
من كشف كردم كه چرا از خوندن اين خبر ِ خبرگزاري فارس شوكه نميشيم. ميزان سواد و نحوه استفاده از دستور زبان فارسي مخصوص فارس نميذاره كسي به محتواي خبر توجه كنه، مثلا همين خبري كه لينكش كردي، به اين جمله نگاه كنيد:
“رويا مدعي شد معتاد بوده و قرص ترامادول مصرف ميكنم”
پيدا كنيد كه اين جمله اول شخص است يا سوم شخص و يا يك تركيب جديد الخلقه! در ضمن مشخص كنيد كه رويا بالاخره در گذشته معتاد بوده يا در حال ِ حاضر معتاد است! شايد هم قبلاً معتاد بوده و حالا قرص مصرف ميكند!
البته اگر به جاي اين جمله عين بچهي آدم مينوشت كه:
رويا مدعي شد معتاد است و قرص ترامادول مصرف ميكند.
حتماً ما از خواندن چنين خبري شوكه ميشديم.