Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اوت 2007

 آیا نام این شهر را می دانید؟

شهری است که اگر در آن نوشابه بخوری، شلاق می خوری. اگر شلوار و پیراهن سیاه بپوشی، دستگیر و زندانی میشوی. اگر دست مادرت را در خیابان بگیری، شب را باید در بازداشت بمانی. اگر با همسرت همبستر شوی، جرم آن شلاق است. دانش آموزان تنبل و شلوغ کلاس را آفتابه به گردن در دور شهر می چرخانند، خیلی تنبل ها هم اعدام. مردها باید با لباس در استخر شنا کنند. مردها باید در تابستان و زمستان کت و شلوار مشکی با دکمه های بسته بپوشند. 

نام این شهر را پیدا کردید؟ این شهر، ایران در ذهن یک غیر ایرانی است که نه به ایران آمده و نه دوست ایرانی داشته است.

می خواهید بدانید چرا ایرانی برای  رفتن به تقریبا تمام کشورهای دنیا نیاز به ویزا دارد؟ می خواهید بدانید چرا می گویند ایران نباید دسترسی به تکنولوژی هسته ای داشته باشد؟ می خواهید بدانید چرا تعداد کمی توریست به ایران می آیند؟ چرا سرمایه گذار خارجی مایل به سرمایه گذاری در ایران نیست؟ می خواهید بدانید چرا تلویزیونها و روزنامه های خارجی تصویرهای عجیب غریب از ایران نشان می دهند؟ به همان اندازه ای که توصیفات من از آن شهر عجیب، غریب، باور نکردنی و کمی خنده دار است، ایرانی هم که در ذهن یک غیر ایرانی که تا بحال ایران را ندیده یا با یک ایرانی دوست نبوده نیز به همان اندازه عجیب و غریب است. آنها نمی توانند بفهمند چرا آبجو خوردن شلاق دارد. برایشان عجیب است که لباس متفاوت بپوشی دستگیر می شوی. نمی توانند باور کنند نمی شود دست همسرت یا دوست دخترت را در خیابان بگیری. نمی توانند درک کنند چرا زنها باید کنار دریا با لباس به دریا بروند. نمی فهمند چرا زنان باید همیشه چادر مشکی به سر باشند. آنها یک عمر اینطور زندگی کرده اند. نمی گویم باید طبق میل آنها زندگی کنیم، آنها الگوی کامل ما نیستند ولی دلیل بعضی از مشکلات ما با دیگر کشور ها به دلیل تصویری است که از ایران دارند. 

آیا دست دشمن در کار بوده که چنین تصویری از ایران درست شده؟ آیا دشمن عکس شلاق زدن و اعدام و ارازل و اوباش آفتابه به گردن را در رسانه ها توزیع کرده است؟ آیا دشمن دیواری در اطراف ایران کشیده تا خارجی واقعیت داخل ایران و ایرانی واقعیت خارج ایران را نبیند؟ آیا مواظبیم که بهانه به دست دیگران ندهیم؟ اگر گفتگوی تمدنها داشته باشیم دیگر نیازی به انرژی!؟ هسته ای برای دفاع از حقمان داریم؟ اصلا اهمیت می دهیم که دیگران چگونه در مورد ما فکر می کنند؟

 آیا شما هم به گفتگوی تمدن ها معتقدید؟ چرا؟

نظر بدهید و نظرات دیگران را هم بخوانید. 

Read Full Post »

چرا همه می دانند و می گویند که گرانی است ولی کسی نمی گوید راه حل چیست؟ چرا در تاکسی یا جمع های دوستانه و خانوادگی صحبت از مشکلات مملکت است ولی صحبتی از راه حل نیست؟ چرا می دانیم که سوء مدیریت وجود دارد ولی کسی از مدیران گزارش عملکرد نمی خواهد؟ چرا قبل از انتخابات همه شعار می دهند: مبارزه با گرانی، آبادی ایران، عزت اسلامی و… ولی مردم نمی پرسند: آخر چگونه؟ برنامه ات چیست؟ چگونه می خواهی اینها را عملی کنی؟ از آنها برنامه عملی نمی خواهیم توقع داریم که به حرفهایشان هم عمل کنند؟ چرا در پایان مدیریت یک مدیر یا رییس جمهور، وعده هایش با عملش مقایسه و اعلام عمومی نمی شود؟ چه کسی باید این گزارش و برنامه را از آنها بخواهد؟ چرا ملت مشکل را به گردن حکومت و حکومت به گردن دشمنان می اندازد؟ هیچ وقت از خود پرسیده ایم، چه کار برای حل مشکلات مملکتمان کرده ایم؟ آیا مشکلات را می دانیم و راه حل نمی دانیم یا بعضی وقتها اصلا درک نمی کنیم مشکلی هم هست؟ آیا ایرانی محکوم به داشتن مشکل است؟ آیا هرچه مشکل بیشتر باشد ایمانمان قوی تر می شود؟ آیا این جمله صحیح است: «بر عرب ها وقتی می شود حکومت کرد که سیر باشند و بر عجم ها وقتی که گرسنه اند»؟ آیا همه فساد را تحمل می کنند چون خودشان هم به نحوی دستشان آلوده است؟ آیا راه حل مشکلات، چاه مسجد جمکران و پل صراط و قضا و قدر و آخرالزمان بودن و … است؟

به نظر من، ریشه اصلی مشکلات کنونی ایران مشکل فرهنگ عمومی است. تمام ایرانیانی که از کشورهای پیشرفته دیدن کرده اند تصدیق می کنند که فرهنگ عمومی این کشورها موثر بوده است. ما حکومت را از خارج وارد نکرده ایم، آنها که الان حکمرانند روزی با ما یا پدرانمان هم کلاسی یا هم محله ای بوده اند. ما آنها را حکمران کرده ایم. سرنوشت ما تغییر نمی کند مگر اینکه ما تغییر کنیم. دولت باید پاسخگو شود، و ما باید از آنها پاسخ بخواهیم. دولت نباید پول نفت را پول توجیبی خود بداند، تا وقتی پولش را از مردم نمی گیرد، به مردم پاسخگو نیست. مردم این را باید بدانند و اعتقاد داشته باشند. در حال حاضر دیواری در اطراف ایران کشیده شده است و نمی گذارد مردم آنطرف دیوار را ببینند، و وقتی نتوان شق دیگر زندگی را دید، نمی توان فهمید که جور دیگری هم می توان زندگی کرد. بعضی وقتها مردم نمی دانند حقشان چیست تا از آن دفاع کنند. در سهم خود، هر آن مشکلی را که می بینم، همراه با راه حل به اطرافیانم در ایران می گویم. می گویید من هم فقط حرف می زنم؟ راه حل همین است شما هم حرف بزن، هم از مشکل هم از راه حل و با صدای بلند تا دیگران هم بشنوند. باید افکار را عوض کنیم، افراد را عوض کنیم، باز همین است که می بینید.

شما مشکلات و راه حل ها را در چه می بینید؟

نظر بدهید و نظر دیگران را هم حتما بخوانید. 

Read Full Post »

چرا باید با زور پلیس از کمربند ایمنی استفاده کنیم؟ چرا اجبار نباشد موتورسوار از کلاه ایمنی استفاده نمی کند؟ اگر صدمه ببینیم ما ضرر می کنیم یا پلیس؟ آیا همه عابرین عبور از خطوط عابر پیاده و سبزشدن چراغ را رعایت میکنند؟ چرا وقتی بر سر چهار راه خلوتی ایستاده ایم و یکی بدون توجه به چراغ قرمز رد میشود ما هم از او تقلید می کنیم؟ چرا او از ما یاد نگرفت ما از او یاد گرفتیم؟ چرا برای ورود به جایی به هم کلی تعارف می کنیم ولی سوار برای عبور پیاده هیچ تعارف نمی کند؟  آیا رانندگی فقط دنده عوض کردن و گاز دادن و فرمان چرخاندن است؟ چرا آزمون رانندگی فقط شامل پارک دوبله و عبور از پل و … در یک خیابان خلوت است؟ وجه مشترک ما با ایتالیایی ها و … چیست که هر دو قوانین رانندگی را رعایت نمی کنیم؟ آیا این مشکل هم به خاطر حمله اعراب و انقلاب و آخوند و اسلام است؟ آیا پدرانمان رانندگان خوبی بودند؟ اگر پدرانمان رانندگان خوبی بودند چرا به ما یاد ندادند؟ راستی از این جمله چه برداشتی دارید «First human, then machine«؟

شما قوانین رانندگی را رعایت می کنید؟ چرا؟

نظر بدهید و نظر دیگران را هم حتما بخوانید. 

Read Full Post »

چرا مطربی (شادکردن مردم) شغل بدی است ولی مداحی (گریاندن مردم) خوب است؟ (می گویید مداح ذکر اهل بیت می گوید، خوب؛ چرا با گریه انداختن؟ ) چرا تاریخ شهادت امام حسین را همه می دانیم ولی روز تولد و ازدواجش را کمتر کسی می داند؟ چرا جشن تولد و ازدواجمان (اگر باشد) یک شب است ولی مراسم سوگواری (نمیشود نباشد) چند شب؟ (مراسم ختم و سوم و هفته و چهلم و اولین سالگرد و دومین سالگرد و … ) چرا کف زدن بد است ولی به سر و صورت زدن خوب است؟ چرا وقتی پدر مادرهایمان زنده هستند مرتب به دیدارشان نمی رویم ولی بعد که فوت کردند مرتب بر سر مزارشان می رویم؟ چرا برای پدر مادر علیلمان پرستار نمی گیریم ولی بعد از فوتشان چندین برابر هزینه سنگ قبر و مراسم های سوگواری می کنیم؟

نظر من اینست که فرهنگ شرقی بیشتر فرهنگ غم و غصه است شاید چون همیشه درگیر غم و غصه بوده است. فیلم های هندی را دیده اید چه سوزناک است؟(منتظر بمانید آخرش رقص و آواز هم دارد 🙂 ) خود برای خود غم و غصه درست کرده یا دیگران برایش؟ اگر دیگران هم برایش غصه درست کرده اند، خود میتواند از آن رهایی یابد. ولی در حال حاضر در ایران بیشتر فرهنگ مرگ است تا فرهنگ غصه. آیا با یادآوری مرتب مرگ انسانها فرمانبردارتر می شوند؟

نظر شما چیست؟

(نظرات دیگران هم را حتما در کامنت ها بخوانید)

Read Full Post »

چرا شاهان و کدخداها همه (تا آنجا که می دانم) مرد بوده اند؟ چرا لقب سید از پدر سید به پسر می رسد ولی از مادر سید نمی رسد؟ (منظور مادری که پدرش سید است!!) چرا اشتباه زن بخاطر بی غیرتی مرد است ولی اشتباه مرد نشان از بی غیرتی زن نیست؟ چرا برای صدور گذرنامه برای زن ایرانی باید شوهرش اجازه دهد؟ چرا برای ازدواج دختر تایید پدر لازم است ولی برای ازدواج پسر لازم نیست؟ آیا به پسرمان آزادی بیشتری میدهیم یا به دخترمان؟ چرا واژه هایی مثل مردانگی، نامردی، مردعمل را برای مفهوم های شجاعت، خیانت و … بکار می بریم؟ چرا واژه زن ذلیل داریم ولی واژه مرد ذلیل نداریم؟ راستی چرا دانشمندان زن کمتر از دانشمندان مرد هستند؟ چرا در زبانهای آلمانی، فرانسه، ایتالیایی و … خدا اسم مذکر است؟ چرا در زبان فارسی مثل زبانهای دیگر ضمیر مونث و مذکر نداریم؟

 شما به مردسالاری معتقدید؟ چرا؟

نظر من اینست که تقریبا در سراسر دنیا مرد سالاری است ولی در گذشته بیشتر بوده و الان کمتر میشود. ولی در مورد ایران یکی بخاطرپیشینه تاریخیش است و یکی بخاطر مسایل مذهبی و یکی هم بخاطر خود خانم ها. بعضی خانم ها ترجیح می دهند که مرد سالاری باشد تا خود را درگیر مشکلات شغلی، اقتصادی و … نکنند. اینکه در گذشته مرد سالاری بیشتر بوده و الان کمتر میشود؛ شاید به این خاطر است که در گذشته زور بازو حرف اول را می زده و زن ها هم می خواستند که مردها از آنها دفاع کنند ولی الان در کشورهایی که صلح و ثبات حاکم است دیگر زور بازوی مرد کارایی ندارد. آیا علت اینکه زن دانشمند کمتر است به خاطر اینست که دختران همانند پسران تربیت نمی شوند یا از لحاظ فیزیولوژی متفاوتند؟ من هم نمی دونم چرا ولی یکبار از یک استاد کمبریج شنیدم که میگفت زنها استعدادی همانند مردان دارند ولی خلاقیت (Creativity) کمتری دارند. به هرصورت زنها نیمی از استعداد و نیروی جامعه هستند که نباید به هدر رود. مادران قوی تر مردان قوی تری هم تربیت می کنند. 

Read Full Post »

چه کسانی به دنبال دعای رفع سر درد می روند و چه کسانی به دنبال پزشک؟ آیا کسانیکه مطلعند علم راه حل سر درد را پیدا کرده باز هم بدنبال دعا می روند؟ چرا برای کسی که به سرطان مبتلا می شود نذر و نیاز می کنیم؟ اول نزد پزشک می رویم یا بدون رفتن پیش پزشک شروع به دعا خوانی می کنیم؟ چرا مراجع تقلید هم بخاطر بیماریهای سخت به پزشکان و بیمارستانهای حاذق مراجعه می کنند و وقتی آنها هم نتوانستند کاری بکنند از مومنین می خواهیم دعا کنند؟ مهارت پزشکان حاذق قوی تر از دعای بهترین مومنان است؟ آیا هر کجا که علم جواب نداده یا از جواب خبر نداریم، آن حفره را با دعا یا فال پر نمی کنیم؟ چرا اینروزها دعای باران خوانده نمیشود؟ آیا به این دلیل نیست که علم معمای باران را حل کرده است؟ آیا زلزله نتیجه عذاب الهی است؟ آیا با دعا می توان از زلزله پیشگیری کرد؟ اگر زمانی همه ساختمان ها ضد زلزله شود و وقتی زلزله آمد هیچ کس خراشی هم ندید، باز هم می گوییم عذاب خدا بود؟ اگر عذاب خدا بود ما بر خدا پیروز شدیم؟ چند درصد از سوانح هواپیما و رانندگی با وجود اطلاع از نقص به حرکت ادامه داده شده به امید خدا و با دعا و یا رب و نهایتا عده ای جان خود را از دست داده اند؟

راستی من خدا و دین را زیر سوال بردم؟ آیا پیدا کردن رابطه بین پدیده های دنیا که خدا قرارداده تا ما پیدایش کنیم و من می گویمش علم، زیر سوال بردن خداست؟ ولی فکر کنم من کسانی که به دعا خوانی و تجویز دعا، فال گیری و سحر و جادو اعتیاد دارند را زیر سوال بردم! فکر می کنم هر کجا علم از جواب باز مانده، خرافات پیش روی کرده و زمانی که علم جواب را پیدا کرد، خرافات عقب نشینی می کنند. نوشته مرتبطی هم اینجاست بخوانید. شما به دعا اعتقاد دارید؟ چرا؟

Read Full Post »

به ارتباط والدین و فرزند ایرانی دقت کرده اید؟ ارتباط بین فرزندان بزرگتر و کوچکتر چطور؟ شوهر و همسر؟ معلم و شاگرد؟ رئیس و کارمند؟ دولت و ملت؟ آیا در این ارتباط ها یکی بالا دست و دیگری پایین دست نیست؟ آیا این ارتباط طبقاتی باید وجود داشته باشد؟

آیا خانواده ایرانی میشناسید که پدرسالاری یا مادرسالاری نباشد؟ خانواده ای که همه با هم دوستند و همه به حرف هم گوش می دهند و هیچ کس سالار نیست؟ وقتی معلم وارد کلاس می شود شاگرد باید به احترام سرپا بایستد؛ اگر شاگرد هم وارد شد معلم سرپا می ایستد؟ اگر شاگرد دیر بیاید؛ معلم تذکر می دهد، اگر معلم دیر آمد، شاگرد می تواند تذکر دهد؟ اگر تذکرداد معلم ناراحت نمیشود؟  کارمند باید رئیسش را که می بیند خبردار بایستد. البته کارمند هم قبول کرده است که رییس در سطح بالاتری از خود قرار دارد. دولت حق خود می داند که به مردم بگوید چه کنند و چه نکنند و ملت هم قبول کرده که کسی باید بالای سر آنها باشد. چرا در تاریخ ایران همیشه امام ، رهبر یا شاه وجود داشته است؟ آیا به خاطر اجتماع ارباب رعیتی که در آن بزرگ شده ایم نیست؟ با بی احترامی و نافرمانی اشتباه نگیرید. همه باید به هم احترام بگذارند؛ احترام دوطرفه نه یکطرفه. فرزند نباید نافرمانی کند تا پایین دست نباشد؛ بلکه والدین نباید از موضع بالا فرمان بدهند. همچنین من نمی گویم که مدیر و رییس و رهبر نباید وجود داشته باشد من می گویم همه باید در یک سطح باشند با وظایف مختلف. مدیر وظیفه اداره امور دارد و کارمند انجام امور. معلم وظیفه اش با دانش آموز فرق دارد ولی بالاتر از شاگرد نیست. اگر معلمی از تذکر شاگردش ناراحت نشد، آن معلم به تساوی و احترام دوطرفه اعتقاد دارد. رییس ارباب نیست؛ نماینده است، اداره کننده و تنظیم کننده امور است. آیا فقط رییس باید از کارمند گزارش بخواهد؟ اگر کارمندی از رییسش گزارش عملکرد خواست، رییس عصبانی نمی شود؟

 آیا عدالت و دمکراسی را می توان براساس این فرهنگ پیاده سازی کرد؟

ارتباطی که به زعم من در ایران  بالا و پایینی ندارد، ارتباط دو دوست (خصوصا هم جنس) است. آیا دو دوست در عین هم سطحی به هم احترام نمی گذارند؟ حرف هم را گوش نمی کنند؟ در صورت تخلف چگونه با هم برخورد می کنند؟ ای کاش تمام ارتباط هایمان؛ پدر فرزندی، خواهر برادری، زن و شوهری، رییس و کارمندی و ملت و دولت همه ارتباط دوستانه با احترام دوطرفه باشد آنگاه به خودی خود دمکراسی و تساوی را حس می کنیم.

Read Full Post »

Older Posts »