Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for سپتامبر 2007

بعضی از جملات نقل قول شده در زیر دقیقا جمله های احمدی نژاد به نقل از سایت ریاست جمهوری و یا نزدیک به عین جملات است. چون متاسفانه نتوانستم اصل متن پرسش و پاسخ را بیابم و نقل قول کنم، بر روی سایت ریاست جمهوری هم سانسور شده است! (مثلا نظر در مورد کشتن همجنسگرا ها حذف شده است و تشویق کردن دانشجویان را گفته، هو کردنشان را نگفته است).
آیا احمدی نژاد به آنچه در دانشگاه کلمبیا گفت اعتقاد دارد؟

«(بعد از توهین معرفی کننده) احمدی نژاد: این توهین به شعور شنودگان هست» آیا این توهین به شعور ایرانیان نیست که نمی توانند سخنرانی شما را زنده بشنوند؟ آیا این توهین به شعور مردم نیست که سخنان شما سانسور شده منتشر می شود؟
«دانشگاهیان باید بتوانند حرفشان را بزنند» دانشجویان زندانی در ایران به غیر از حرف چه جرمی دارند؟
«اگر اين يك واقعه تاريخي و واقعا رخ داده، چرا مردم فلسطين بايد بهاي آن را بپردازند» چرا مردم ایران بايد بهاي آن را بپردازند؟ جمعیت سنی حداکثر 10 میلیونی فلسطین مهمترند یا جمعیت 70 میلیونی شیعه ایران؟**  آیا شما مانند اسراییل، چند میلیون ایرانی را مانند فلسطینیان آواره دنیا نکرده اید که حق زندگی در وطن خود را ندارند؟
«ما بايد به يهوديان، مسلمانان و مسيحيان فلسطين اجازه بدهيم تا خود ازطريق يك همه‌پرسي آزاد براي سرنوشت خود تصميم بگيرند و هر چه كه آنها به عنوان يك ملت تصميم بگيرند، بايد محترم شمرده شود و همگان بپذيرند،» آیا مردم ایران هم این اجازه را دارند که یک همه پرسی آزاد داشته باشند و برای سرنوشت خود تصمیم بگیرند؟ آیا نتیجه را محترم میشمارید و آنرا می پذیرید؟
«چرا ما نمی توانیم در مورد مسائل تاریخی (منظور هلوکاست) تحقیق کنیم؟» آیا این تنها رشته ای است که ما در دنیا عقب هستیم و نیاز به تحقیق بیشتر داریم؟ راستی، نتیجه این تحقیقات و کنفرانس علمی دو روزه تان در کجا منتشر شد؟ یافته علمی تان چه بود، هلوکاست اتفاق افتاده با نیفتاده؟
«شما در آمريكا مجازات مرگ نداريد؟ داريد.» آیا آمریکا کار خوبی می کند که از آنها تقلید می کنیم؟ قرار است آنها از ما تقلید کنند یا ما از آنها؟ مرگ بر آمریکا یا درود بر آمریکا؟
«در ایران آزادی حقیقی است … مردم ايران آزاد هستند « مردم ایران حق انتخاب لباس و مدل موی سرشان را دارند؟ چند ایرانی به خاطر عقایدشان ممنوع الورود به این زمین خدا (ایران) هستند؟ چند ایرانی ممنوع الخروج از این زمین خدا هستند؟
«مي‌خواستم به محل تراژدي ‪ ۱۱‬سپتامبر بروم و به قربانيان آن اداي احترام و با خانواده‌هاي قربانيان ابراز همدردي كنم، « اگر بوش به ایران بیاید و بگوید می خواهم به مزار شهدا بروم و ادعای احترام کنم، اجازه می دهید؟ «يك نفر گفت ‌كه اين اهانت است و من گفتم كه اين اداي احترام من را مي‌رساند چرا اين‌گونه فكر مي‌كنيد؟»
«آماده مذاكره باهمه كشورها با در نظر گرفتن احترام متقابل هستيم.» آیا آماده مذاکره با اساتید، دانشجویان و کارگران و معلمان ایرانی که حرفهایی دارند هم هستید؟ چرا بوش را به ایران دعوت نمی کنید؟ اگر دعوت را هم رد می کنند، شما دعوت کنید. «ما به مذاكره و گفت وگو معتقديم و همه مسایل مي‌توانند به آساني حل شوند، «
«ما آماه مذاكره با همه دولت‌ها هستيم» دولت اسراییل هم شامل میشود؟ اگر زور باشد همه چیز قابل مذاکره است؟
«همين جا از همه استادان و دانشجويان دعوت مي‌كنم كه به ايران بيايند و با دانشجويان صحبت كنند و شما رسما دعوت شديد» احسنت، منتظریم تا حرف را با عمل مقایسه کنیم.

ضمنا رییس دانشگاه کلمبیا بسیار بی ادبانه احمدی نژاد را معرفی کرد ولی اگر بوش به ایران دعوت شد ما بی ادبی نخواهیم کرد. گفتگوی تمدنها که خاتمی گفت، احمدی نژاد نیمه از آنرا انجام داد، نیمه دیگر، دعوت مقابل از بوش است. این در سنت ما ایرانیان هست، هر دیدی، بازدیدی دارد.

** (از دید من سنی و شیعه فرقی نمی کند، از دید کسانی که فرق میکند گفتم)

Advertisements

Read Full Post »

بعضی از اعضای پارلمان اتحادیه اروپا لایحه ای را برای تصویب پیشنهاد کرده اند که بعضی از مفاد آن به شرح زیر می باشد:

با توجه به رشد تفکر اسلامی در اروپا و خطر این تفکر مخرب بر جامعه اروپایی، موارد زیر پیشنهاد می گردد تا بعد از تصویب در کشورهای اروپایی به اجرا در آید.

  • 1. زنان محجبه که به اروپا وارد می شوند می بایست در فرودگاه و قبل از ورود حجاب خود را بردارند و هیچ زن محجبه ای حق ورود ندارد. در داخل کشورهای اروپایی نیز حق حفظ حجاب را ندارند.
  • 2. دختران محجبه حق ورود به دانشگاه و مدارس را ندارند و اگر اصرار بر حفظ حجاب داشته باشند، حق ادامه تحصیل در دانشگاهها را ندارند. این قانون شامل مردانی هم که ظاهر اسلامی و ریش بلند هستند نیز می شود.
  • 3. اساتید با تفکر اسلامی که موجب انحراف دانشجویان میشوند، توسط کمیته ای تشخیص داده شده و یا اخراج و یا بازنشسته اعلام می گردند.
  • 4. دانشجویان مسلمان حق ادامه تحصیل در دانشگاه را ندارند مگر اینکه به مسیحیت یا دیگر ادیان گرویده باشند.
  • 5. با توجه به تقدس شراب برای مسیحیان، در هنگام مسافرت به کشورهای مسلمان، آن کشورها موظفند تا در تشریفات خود بر سر میزها با احترام به فرهنگ غنی اروپایی، با شراب پذیرایی شود. همچنین با توجه به فرهنگ غنی اروپایی، مقامات کشورهای اسلامی موظف به احترام به این فرهنگ و دست دادن با مقامات زن اروپایی بازدید کننده هستند. لذا سفارت های کشورهای اروپایی متبوع قبلا هماهنگیهای لازم را با کشورهای اسلامی برای رعایت این موارد انجام خواهند داد.
  • 6. ادارات حق استخدام مسلمانان را ندارند و هر فرد قبل از استخدام توسط هسته گزینش اداره باید گزینش شود و به سوالات مسولان پاسخ دهد. چنانچه فرد پاسخگو دارای افکار اسلامی باشد، مجوز استخدام صادر نخواهد شد و هسته گزینش ملزم به ارائه دلیل نمی باشد. این فرایند در خصوص انتخاب مدیران باید با دقت بیشتری انجام شود تا افراد با تفکرات اسلامی مسئول نگردند.
  • 7. در ادارات و سازمانهای اروپایی در هنگام نماز، هیچ کس حق نماز خواندن ندارند و حراست هر اداره موظف به زیر نظر گرفتن کارمندانی که گرایش به افکار اسلامی دارند میباشد.
  • 8. نشریات و مجلاتی که افکار اسلامی را ترویج دهند و بر علیه فرهنگ و اعتقادات اروپایی بنویسند، توقیف و به جرم توهین به مقدسات اروپایی و تشویش اذهان عمومی محاکمه خواهند شد.
  • 9. کلیه سایتهای اسلامی و مرتبط با افکار اسلامی در اینترنت باید فیلتر شود و با مسئولان آنها باید برخورد قضایی صورت گیرد تا مردم بافرهنگ اروپایی دسترسی به این اطلاعات نداشته باشند.
  • 10. با توجه به اینکه کشورهای اسلامی حق احداث مسجد و اعزام مروج در اروپا دارند، باید به کشورهای اروپایی هم اجازه احداث کلیسا و کنیسه و اعزام مروجان مذهبی را بدهند.

نظر شما چیست؟ به نظر شما اجرای چنین اعمال و قوانینی صحیح و عادلانه است؟ آیا این درست است که با یک انسان به خاطر افکار و عقایدش اینچنین رفتار شود؟ حجاب یک انسان چگونه می تواند برای یک فرهنگ غنی مخرب باشد؟ آیا اعتقادات مذهبی یک فرد در کیفیت انجام وظیفه شغلی فرد موثر است؟
احتمالا حدس زده اید که قوانین بالا واقعیت ندارد و فقط تصورات نویسنده است (هر چند عین چیزی است که در ایران است و تدریجا در ذهن بعضی از تندروهای آمریکایی و اروپایی و اسراییلی چنین تصوراتی در حال شکل گیری است). این مطلب با این امید نوشته شده تا تلنگری باشد برای تمام کسانی که معتقد به تحمیل عقاید خود به دیگران هستند، حال بر ضد مسلمانان باشد یا برضد غیر مسلمانان، اصل این تفکر غلط است. امید است تلنگری باشد برای کسانی که مرگ را حق همسایه می دانند.

مسلمان ایرانی! اگر فردا روزی خواستی برای انجام کاری همراه همسرت به یک کشور اروپایی بروی، و اروپایی ها همان کاری که بر سر آنها در ایران می آورید، بر شما انجام دهند، خوشتان می آید؟ اگر فرزندتان خواست در یک دانشگاه اروپایی درس بخواند (که کم هم نیستند فرزند دولتمردان که در خارج تحصیل می کنند) و همان رفتاری که با فرزندان دیگران در ایران دارید، با فرزندانتان داشتند، آنوقت چه می گویید؟ یک سوزن به خود بزنید، یک جوال دوز به دیگران!
آیا می دانید Golden Rule (قانون طلایی) چیست؟ همان جمله ایست که اسلام هم می گوید: «هر چه برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند»

Read Full Post »

بعضی شرکتها معتقدند که هرچه کاربران از جزییات برنامه کمتر بدانند، نرم افزار امن تر است؛ بعضی دیگر معتقدند که کد برنامه باید در اختیار همه قرار گیرد تا احتمال پیدا کردن مشکلات امنیتی بالاتر رود و نرم افزار امن شود.

در بعضی کشورها برای استفاده از وسایل نقلیه عمومی ابتدا باید بلیط را نشان داد تا اجازه ورود داده شود؛ بعضی کشورهای دیگر در ابتدا بلیط ها کنترل نمی شود بلکه بطور تصادفی بعضی وقتها کنترل میشود و اگر کسی بلیط نداشت جریمه زیادی میشود.

بعضی پدر مادرها معتقدند که باید بچه ها را کاملا کنترل کرد و همه امورشان با اجازه آنها باشد؛ بعضی دیگر معتقدند بچه ها باید مستقل تربیت شوند و خوبی و بدی را تجربه کنند و باید مشاور آنها بود تا کنترل کننده.

بعضی کشورها معتقدند که دولت باید حداکثر دخالت در امور داشته باشد و اکثر خدمات دولتی است؛ بعضی دیگر کشورها معتقدند دولت باید حداقل دخالت در امور را داشته باشد و اکثر خدمات خصوصی است.

بعضی افراد معتقدند رابطه مردها و زنها تا آنجا که میشود باید محدود باشد تا جامعه سالم بماند؛ بعضی معتقدند محدودیت بیشتر مشکلی را حل نمی کند، مردها و زنها باید در کنار هم یاد بگیرند که به هم احترام بگذارند.

بعضی مدیران به کنترل دقیق و شدید ورود خروج و غیاب کارمندان معتقدند؛ بعضی به ورود و خروج و حضور و غیاب معتقد نیستند و به کار انجام شده اهمیت می دهند.

بعضی افراد معتقدند باید رسانه ها و اطلاعات کنترل و سانسور شود تا مردم منحرف نشوند؛ دیگر افراد معتقدند که هر چه مردم به اطلاعات گوناگون دسترسی بیشتر داشته باشند بهتر می توانند فکر کنند و تصمیم بگیرند.

بعضی معتقدند که هر کس نمی تواند کاندید شود و گروهی باید نظارت کنند؛ بعضی دیگر معتقدند که هر کس می تواند کاندید شود و مردم تصمیم می گیرند که چه کسی خوب یا بد است.

بعضی اساتید سخت گیر و در موقع امتحان به شدت مواظب دانشجو ها هستند؛ بعضی به حضور و غیاب اهمیت نمی دهند و امتحان جزوه باز است و فقط به اصل یادگیری معتقدند.

این دو نوع نگرش متفاوت به مسائل و راه حل آنها است.

گروه اول که به کنترل شدید و بسته بودن معتقدند، اصولا راه حل مشکلات را پاک کردن صورت مسئله می دانند، به دیگران اعتماد ندارند، انحصارطلب هستند و فکر می کنند چیزی بیش از دیگران دارند و اگر آنها نباشند کارها به این خوبی پیش نمی رود.  همچنین معتقدند که افراد تحت کنترلشان نمی دانند و خوب و بد را نمیتوانند تشخیص دهند. این افراد دید بالا دستی پایین دستی و احترام یکطرفه دارند؛ اگر چه انکار می کنند (اگر به آنها احترام نگذارند به شدت ناراحت میشوند و توهین تلقی می کنند). از انتقاد و پیشنهاد بیزار هستند چون معتقدند فکرشان بهترین است و به «امر» به معروف و «نهی» از منکر معتقدند.

گروه دوم که به باز بودن و آزادی معتقدند: اصولا به راه حل اساسی و ریشه ای مشکلات معتقدند، بطور پیش فرض به دیگران اعتماد دارند، به تساوی معتقدند و فکر نمی کنند چیزی بیش از دیگران دارند و معتقدند با مشارکت، همه چیز بهتر پیش می رود و معتقدند که هر کس می تواند خوب و بد را تشخیص دهد و ما قیم آنها نیستیم. این افراد به یک دستی و احترام دوطرفه اختیاری معتقدند. (اگر به آنها احترام نگذارند ناراحت نمیشوند و توهین تلقی نمی کنند بلکه در رفتارشان بازنگری می کنند) به صندوق انتقادات و پیشنهادها بیشتر اهمیت می دهند و افراد را به ارائه ایده نو تشویق می کنند. این افراد معتقدند ما معروف و منکر را از دید خودمان می گوییم دیگران تصمیم بگیرند کدام را انتخاب کنند.

گروه اول نگران است که اگر محدودیت ها برطرف شود همه چیز به هم میریزد و حاضر به آزمایش آزادی هم نیستند چون معتقدند راه حل کنونی بهترین است. اگر هم از محدودیت جواب نگرفتند؛ راه حل را محدودیت بیشتر می دانند. البته در این موارد، محدود شده ها (پایین دستی ها) اصولا قانون گریز و مسئولیت ناپذیر هستند و همین بهانه به دست بالا دستی ها می دهد تا محدودیت را توجیه کنند.

گروه دوم آزادی و اختیار بیشتر را باعث مسئولیت پذیری بیشتر می داند و در صورت بروز مشکلات، قوانین را بازنگری می کنند تا دست و پاگیر نباشد.

گذار از روش اول که بسته بودن است به روش دوم که باز بودن است در ابتدا موجب مشکلاتی خواهد شد ولی در دراز مدت به سود همه خواهد بود. در روش اول فقط عده ای سود می برند و بقیه ضرر.

همه انسانها آزاد و مساوی آفریده شده اند. همه مجهز به وجدان (حس تشخیص خوب و بد) و منطق (دلیل داشتن برای اعمال) به دنیا می آیند و شایسته است که با روح برادری با هم رفتار کنند. (اعلامیه حقوق بشر)

نظر شما چیست؟ نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.

Read Full Post »

من هیچ نظری در مورد سوال بالا ندارم، فقط کنجکاو هستم که در این مورد بدانم. لذا هرکس اطلاعی در این مورد دارد، خواهشمندم با ذکر منبع، نظرش را در اینجا بنویسد.

Read Full Post »

چرا کت و شلوار نشان از فرهنگ غربی نیست ولی کراوات غربی است؟ چرا ریش بلند زشت نیست ولی موی بلند زشت است؟چرا دیدن زن بی حجاب در تلویزیون اشکال ندارد ولی دیدن زن توریست بی حجاب در خیابان اشکال دارد؟ اگر تلویزیون اشکال ها را برطرف می کند، نمایش بوسیدن حداقل در فیلمهای آخر شب هم اشکالی نباید داشته باشد! 😉 چرا اگر دختری موتورسوار باشد زشت است ولی اگر پشت سر مرد موتورسواری بنشیند زشت نیست؟ چرا روبوسی دو مرد در ایران متداول است ولی روبوسی دو مرد در بعضی کشورهای اروپایی پسندیده نیست؟ چرا تا چند سال پیش ورود به دانشگاه با پیراهن آستین کوتاه ممنوع بود ولی حالا دولتمردان و روحانیون هم می پوشند؟ چرا دو دهه پیش هر نوع موسیقی را می بایست زیر تایر اتومبیل له کرد ولی الان پر است از انواع و اقسام خواننده و آهنگ؟ چرا استفاده از سنج و طبل در عزاداری رایج است ولی استفاده از ارگ و ویولن در همان مراسم جایز نیست؟ آیا هر چیز جدید یا عجیب زشت است؟ آیا هر چیز که از غرب یا شرق آمده بد است؟ آیا هر آنچیزی که شما زشت می دانید، من هم باید زشت بدانم؟  و آنچه برای من زیباست باید برای شما هم زیبا باشد؟ 

زشتی و زیبایی بعضی چیزها نه دلیل منطقی دارد، نه دینی و نه قانونی. ما آنها را زشت یا زیبا تعبیر می کنیم و فرزندانمان را بر آن اساس تربیت می کنیم. تعبیر و تعریفمان را عوض کنیم، زشت زیبا می شود و زیبا، زشت. بیشتر چشممان دلیلمان است تا منطقمان. وقتی چشم و گوش و زبانمان به دیدن و شنیدن و گفتن زشتی عادت کرد، آن چیز دیگر زشتی ندارد! و برعکس وقتی چشم و گوش و زبانمان را از زیبایی محروم کرده و قدغن کنیم، زیبا زشت می شود مثل عشق ورزیدن. مسن تر ها مثالهای زیادی می توانند بزنند که در گذشته زشت و گناه بوده و الان هیچ اشکالی ندارد.

شما مثالهای مشابهی را می دانید؟ نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.

Read Full Post »

آیا به حجله می رویم تا گربه را بکشیم؟ آیا فکر می کنید در حجله یکی به مقامی نائل می شود و دیگری چیزی را از دست می دهد؟ چرا مرد با افتخار و تسلط به بستر می رود و زن با خجالت و تسلیم؟ چرا در فحش دادن، توهین کننده فاعل مفتخر است به فعلی ولی توهین شونده یا زنان خانواده اش، مفعول مفلوک به همان فعل؟ چرا در فرهنگ عامه از دو فعل کردن و دادن استفاده میشود؟ چرا از یک فعل «عشق بازی» که نشان از عشق و شادی و تساوی است استفاده نمی شود؟ حتی اگر استفاده از دو فعل در موارد توهین است، چرا از عشق بازی برای موارد توهین استفاده میشود؟ 

خوشبختانه در سالهای اخیر کتب درسی و نمایش فیلم قبل از ازدواج، در بیان اهمیت آگاهی های جنسی موثر بوده اند ولی چیزی که در آنها گفته نمی شود، نگاه محترمانه و عادلانه و مساوی به این عمل است. زوج ها باید با رضایت روح و جسم هم شروع کنند و با ارضای روح و جسم هم تمام کنند. در پایان نباید یکی احساس پیروزی کند و دیگری احساس گناه. زناشویی علم است و هنر. علم آنرا باید با مطالعه بدست آورد و هنر آنرا با ذوق و سلیقه. آیا همه مسائل جنسی را مثل غذا خوردن بطور غریزی می دانند؟ آیا همه بطور غریزی می دانند که باید غذا را خوب جوید، باید غذا را به آرامی و با لذت خورد؟ چرا پدر مادرها قبل از ازدواج با فرزندانشان در مورد تمام ابعاد زندگی مشترک صحبت نمی کنند؟ زوجها حداقل 8 ساعت از 24 ساعت (یعنی یک سوم روز) را در کنارهم هستند، اهمیت دانستن معاشرت با همسر نیز حداقل به اندازه یک سوم زندگی است. بسیاری از اختلاف های زوج ها مستقیما به عشق بازی مربوط می شود و یا اختلاف به این خاطر شروع شده و به مسائل دیگر کشیده می شود. اگر قرار باشد که جوان قبل از ازدواج هیچ تجربه معاشرت با جنس مخالف نداشته باشد، دوست ناباب هم که از این مسائل صحبت می کند هم نداشته باشد و پدر مادر هم با آنها صحبت نکنند، پس آنها چگونه بدانند که باید عادلانه و محترمانه با جنس مخالف خود رفتار کنند؟ مگر آنکه معتقد باشیم همانطور که حیوانات می دانند چگونه جفت گیری کنند، انسانها هم غریزی می دانند و یا اینکه اصلا به اصل موضوع بطور حیوانی نگاه کنیم.

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید. مردها باید بدانند که حاکم نیستند و زنها نباید مثل محکوم رفتار کنند.

 

Read Full Post »

چرا دانشجو به وظیفه اش که خوب درس خواندن است عمل نمی کند ولی داشتن خوابگاه شیک و غذای خوب را حق خود میداند؟ چرا استاد وقت کافی برای تدریس خوب و تحقیق نمی گذارد ولی از حقوق کمش ناراضی است؟ چرا کارمند کار خود را به خوبی انجام نمی دهد ولی توقع حقوق بالا دارد؟ چرا انرژی هسته ای حق مسلم ماست ولی صرفه جویی در مصرف انرژی وظیفه مسلم ما نیست؟ به نظر شما اول باید حقوق کارمند را افزایش دهیم تا وظایفش را به خوبی انجام دهد یا اول کارمند باید وظایفش را خوب انجام دهد تا حقوقش افزایش یابد؟ اصلا ما از تمام وظایفمان و حقوقمان مطلعیم؟ آیا تمام انسانها باید حقوقشان را بدانند؟ آیا بچه ها و ضعیف تر ها باید حقوقشان را بدانند تا مورد آزار و اذیت بزرگترها و قوی تر ها قرار نگیرند؟ آیا یک معلول یا جانباز باید حقش را فریاد بزند تا ما بفهمیم که باید تسهیلاتی را به خاطر ناتوانیش فراهم کنیم؟ چرا از دست کسی که به خاطر عدم رعایت قوانین رانندگی با اتومبیل ما تصادف می کند عصبانی میشویم ولی خودمان قانون را رعایت نمیکنیم؟ چرا کار مردم را که به دستمان است زود انجام نمی دهیم ولی از دیگران که کارمان را سریع انجام نمی دهند شاکی میشویم؟ چرا حکومت بعضی از جوانان را از دسترسی به تحصیل علم و تکنولوژی محروم می کند ولی توقع دارد که کسی او را از دسترسی به تکنولوژی منع نکند؟

اگر حقی هست، وظیفه ای هم هست. اگر شما حق زندگی دارید، من وظیفه دارم که این حق را از شما نگیرم. اگر شما حق مالکیت زمینی را دارید، من وظیفه دارم آنرا غصب نکنم. اگر حقی را داریم، برای دیگران هم همان حق را به همان میزان قائل شویم. اگر چیزی را برای خود نمی پسندیم برای دیگران هم نپسندیم. اگر ما وظیفه مان را به خوبی انجام میدهیم باید نگذاریم کسی در انجام وظیفه اش سهل انگاری کند. اگر من و شما وظیفه مان را به خوبی انجام ندهیم، من حق شما را پایمال می کنم شما حق من را. وظیفه مان را بدانیم و به نحو احسن انجام دهیم و حقوقمان را بشناسیم و نگذاریم کسی آنرا پایمال کند. اگر خواستیم از کسی که حقمان را ضایع کرده است گله کنیم، مطمئن شویم که وظایفمان را در قبالش به خوبی انجام داده ایم.

شما حقوق و وظایفتان را می دانید؟

نظر بدهید و نظرات دیگران را هم بخوانید. 

Read Full Post »