Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اکتبر 2007

چند درصد از پروژه ها در ایران طبق زمانبندی تعیین شده تمام میشود؟ تا به حال شنیده اید که تاخیر در انجام پروژه ای خسارت سنگینی برای مجری پروژه داشته است؟ چند درصد از میان ترم ها و تحویل پروژه دانشجوها طبق زمانبندی تعیین شده انجام می شود؟ وقتی پروژه دانشجوییمان با تاخیر تحویل می دهیم  و با دروغ و بهانه توجیه میکنیم، استاد رد می کند یا قبول میکند؟ اگر قبول کند استاد خوبی است یا اگر رد کند؟! چند درصد معلمان و اساتید سر وقت در کلاس حاضرند؟ اگر دانشجویی سر وقت به کلاس نیاید، خسارتی متوجه او میشود؟ به نظر شما مدارس و دانشگاههای ما، دانش آموزان و دانشجویان را وقت شناس پرورش می دهند؟

در ایران چند درصد مردم به انجام کار گروهی یا مشارکتی معتقدند؟ چند درصد از تکلیف ها یا پروژه هایمان را در مدرسه یا دانشگاه گروهی انجام داده ایم؟ آیا در هیچ درسی بوده که معلم یا استاد با هدف تقویت کار گروهی ما را مجبور به ایجاد تیم و تقسیم کار کرده باشد؟ اگر استادی یا معلمی ما را مجبور به انجام تکلیف به صورت گروهی کرده به خاطر راحتی در نمره دادن بوده یا تشویق ما به کار گروهی؟ اگر پروژه گروهی انجام داده اید کارها تقسیم شده بود یا یکی انجام داد و بقیه کپی کردند؟ شما که از دبیرستان یا دانشگاه فارغ التحصیل شده اید، برای کار گروهی پرورش یافته اید؟

به نظر شما فارغ التحصیلان جوان می توانند مدیر خوبی باشند؟ مدیر خوب حتما باید مسن باشد؟ در طول تحصیلتان تجربه مدیریت در یک کار گروهی را داشته اید؟

در سالهای اخیر چند مخترع یا کاشف ساکن ایران در تلویزیون معرفی شده است؟ در طول تحصیل، در کدام درسمان بخشی از نمره مربوط به نوآوری یا نگاه متفاوت در انجام تکلیف یا پروژه بوده است؟ اگر چه جشنواره خوارزمی برای تشویق مخترعین است ولی این نوآوری ها اکثرا در خانه توسط دانش آموز علاقه مند انجام شده یا توسط محل تحصیلشان پرورش و هدایت شده اند؟ هنوز هم در مدارس ابتدایی کلاس کاردستی داریم؟ فکر می کنید برای بچه ها مفید باشد؟ شنیده اید دانش آموزان ژاپنی در کلاس کاردستیشان وسایل الکترونیکی می سازند؟

به نظر شما ایرانی ها به برنامه ریزی و پیشرفت طبق برنامه معتقدند؟ چند درصد از معلمان و اساتید در شروع کلاس برنامه ومحتوای درس و زمانبندی میان ترم و پایان ترم و تحویل پروژه را بطور دقیق اعلام میکنند؟ چند درصد از اساتید قبل از شروع پایان نامه دانشگاهی از دانشجویانشان برنامه و زمانبندی را میخواهند؟ آیا دانشگاهها و مدارس ما دانشجویان و دانش آموزان برنامه ریز پرورش می دهند؟

به نظر من در ایران آموزش خوبی داریم ولی پرورش خوبی نداریم. دانشجویان و مهندسین و پزشکان ایرانی در مقایسه با دیگر کشورها از لحاظ علمی معادل یا برتر هستند یا حداقل خیلی تفاوت ندارند ولی از لحاظ کار گروهی، برنامه ریزی و … ضعیف تر هستند. مدرسه و دانشگاه فقط جای آموزش نیست، جای پرورش هم هست. راستی نمره انظباط برای چیست؟ برای این نمره چند ساعت در هفته وقت گذاشته میشود؟ معلم مربوطه آن کیست؟ آموزش فقط پر کردن ذهن نیست، پرورش و شکل دادن ذهن است.

شما هم پیشنهاد یا انتقادی به نظام آموزشی دارید؟ نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.

Advertisements

Read Full Post »

آیا شما وقتی با یک غیر ایرانی آشنا می شوید، می پرسید: «where are you from?» آیا اولین سوال از یک ایرانی که تازه آشنا شده اید این است که «اهل کجایید؟» از این سوال چه چیز را می خواهیم بفهمیم؟ آیا می خواهیم بدانیم که با چه زبانی با او صحبت کنیم؟ مسلما به همان زبانی که جواب سلام ما را داد می توانیم با او ادامه دهیم. کنجکاویم که شخصیتش را بدانیم؟ کنجکاویم بدانیم چگونه باید با او رفتار کنیم؟ آیا می توانیم بگوییم همه آنها که در جایی بدنیا آمده اند یک جور شخصیت و رفتار دارند؟ آیا رفتار شما دقیقا مثل برادرتان یا خواهرتان هست که مثل همشهریانتان باشد؟ آیا این سوال (به عنوان اولین سوال در اولین ملاقات) بوی تبعیض و نژاد پرستی نمی دهد؟ آیا رفتار با طرف مقابل بر اساس ملیت، زبان یا زادگاهش معنیش نژادپرستی نیست؟ اگر سوال کننده بعد از دانستن ملیت ما تمایل به ادامه صحبت نداشته باشد، نژاد پرست نیست؟ اگر ما بعد از شنیدن جواب این سوال ذهنیتمان عوض شد، نژادپرست نیستیم؟ بهتر نیست بپرسیم به چند کشور جهان یا چند شهر ایران سفر کرده است؟ بپرسیم چند دوست غیر هموطن یا غیر همشهری دارد؟ چند زبان دنیا را می داند؟ بپرسیم به کجا میخواهی برسی، نپرسیم از کجا می آیی! اینکه برنده جایزه نوبل ادبیات کجا بدنیا آمده بیشتر برایمان مهم است یا اینکه چه کار کرده که جایزه گرفته؟

 کنجکاوی خوب است و پرسیدن عیب نیست ولی به نظر من استفاده از اینگونه سوالها برای شناختن فرد مناسب نیست. سوالهایی مثل «شغل پدر شما چیست؟» «فلان فرد معروفی چه نسبتی با شما دارد؟» شخصا برای شناختن فرد، چنین سوالهایی را نمی پرسم و دوست ندارم به کسی که اولین سوالهایش اینهاست هم پاسخ بدهم.

نظر بدهید و نظر دیگران را هم حتما بخوانید.

Read Full Post »

اگر روزه گرفتن برای سلامت و همدردی با فقرا است؛ پس چرا در اسلام واجب نیست که:

برای سلامت و همدردی با بیماران، یکماه هر روز حرکت های ورزشی سخت انجام شود مثل کوهنوردی که موجب احساس درد در عضلات شود.
(همانند روزه کسانی که نمی توانند انجام ندهند و به شرطی انجام شود که به بدن آسیب نرسد.)

برای سلامت و همدردی با فقیران، به جای گرسنگی و تشنگی، یک ماه را با حقوق 50 هزار تومانی زندگی کنیم. (این از روزه سخت تر است چون بعد از افطار دیگر از سریال ویژه تلویزیونی و چلوکباب و زولبیا بامیه خبری نیست)

برای سلامت و همدردی با ایتام، یک ماه بچه های تازه به تکلیف رسیده را مجبور به زندگی به دور از پدر و مادر کنیم؟

اگر روزه گرفتن برای تزکیه نفس است، پس چرا فقط با گرسنگی و تشنگی؟ گرسنگی را نمیشود با اعمال بالا جایگزین کرد؟ چرا همراه با کارتن خوابیدن (یا در بیابان خوابیدن به سبک صدر اسلام) نباشد؟ نمی شود به ورزش سخت، بیخانمانی و یتیم وار زندگی کردن هم، تزکیه نفس و عبادت اضافه کرد؟ ممکن است بگویید کسی جلو من نگرفته خودم میتوانم اینگونه ریاضت بکشم تا ثواب ببرم ولی سوال من اینست که چرا فقط به یاد فقرا بودن همراه با گرسنگی به صراحت بیان شده و واجب است و بقیه اسمی برده نشده (اصلا جایی از مستحب بودنشان ذکری شده است؟؟)؟
ممکن است بگویید، کارتن خواب از کوتاهی خودش است که این چنین زندگی می کند و ما نباید برایش دلسوزی کنیم، پس فقیر بودن هم از کوتاهی خودش است.

به نظر من، زیبا کردن روزه و دیگر واجبات با دلایل پزشکی و اجتماعی، منطقی متزلزل دارد. این در مورد حرام ها مثل شراب و گوشت خوک هم میشود. ذکر دلایل علمی و پزشکی برای نخوردن شراب و گوشت خوک هم منطقی متزلزل دارد. مثلا اگر شراب برای سلامت ضرر دارد، مواد مخدر مثل هرویین و قرصهای روان گردان ضرر ندارند؟ چرا در قران از شراب و گوشت خوک به صراحت اسم برده ولی از هرویین (بطور مثال) و گوشت حیوانات دیگر که مضرند به صراحت اسم نبرده؟ امیدوارم که نگویید که چون در آن زمان هرویین و حیوانات دیگر نبودند قرآن اسم نبرده (حتی در آن زمان و قبل اسلام هم مواد مخدر بوده)چون سوالی مطرح میشود که آیا قرآن برای آن زمان و اعراب و آن قسمت از زمین بوده است یا برای همه زمانها و همه انسانها و همه جهان؟ راستی مصرف مواد مخدر حرام است؟ (چون معتادین را در انظار عمومی شلاق نمی زنند پس نباید حرام باشد!! )
واجب بودن روزه و … و حرام بودن شراب و گوشت خوک فقط به این دلیل است که در قرآن آمده همین و بس. هیچ دلیل علمی یا پزشکی ندارد.

اگر شما معتقدید دلیل علمی و پزشکی دارد، اول به سوالات بالا پاسخ دهید بعد با ذکر منبع نظر خود را بگویید. مثال نقض هم بزنید، یعنی کسانی که خلاف این قانون علمی رفتار کرده اند و مبتلا به بیماری یا آسیب اجتماعی شده اند.

Read Full Post »

به نظر شما رفتن به سفرهای استانی و با یک گونی از نامه مردمی برگشتن بهتر است یا اینکه رییس جمهور هر ماه گزارش پیشرفت از استاندارش بخواهد و استاندار خاطی را باز خواست کند؟ (اگر استانداران و مدیران قوی ادارات کار مردم را در هر استانی انجام دهند دیگر لزومی به نامه نوشتن مستقیم به رییس جمهور هست؟ ضمنا دفتر رسیدگی به شکایات مردمی در استانداری ها و ریاست جمهوری برای چیست؟ )

به نظر شما دیدار از ایتام در ماه رمضان همراه با پوشش خبری وسیع (پیروی از حضرت علی!!) بهتر است یا داشتن برنامه عملی برای کاهش فقر به جای افزایش 2 درصدی فقر در سال قبل؟ مثلا چرا رییس جمهور یکی از ایتام را به فرزندی قبول نمی کند تا درسی عملی باشد برای دیگران؟ (بعضی کافران غربی بی خدا ایتام و بچه های آفریقایی را به حضانت می گیرند!)

به نظر شما دستگیری و ایجاد رعب و وحشت در بین جوانان به خاطر مد لباس و موی سر بهتر است یا مشغول کردن جوانان با برنامه های متنوع آموزشی و مسابقات ملی استانی کشوری آموزشی، هنری، علمی، مذهبی و …؟ (ریشه خیلی از مشکلات جوانان بیکاری، بی برنامگی و بی انگیزگی است و البته قبول کنیم که همیشه وجود یکی دو تا شاگرد تنبل در هر کلاسی طبیعی است و به همین طریق در جامعه)

به نظر شما کاپشن پوشیدن به جای کت و شلوار و پژوی قدیمی سوار شدن به جای مثلا خودروی ملی، موجب بهبود وضع اقتصادی خانواده های ایرانی میشود یا جلوگیری از تحریم های نوشته و نانوشته اقتصادی ایران؟ اگر موثر است، لطفا کاپشنی ارزانتر بپوشید و از اتوبوس خط واحد استفاده کنید تا اقتصاد مردم از این بهتر هم بشود.

در حال حاضر خیلی از مردم دل خوش به گزینه ای اول کرده اند چون راه حل دوم را تجربه نکرده اند. ممکن است عده ای هم بگویند که هر دو راه حل با هم خوب است. بگذارید داستانی را بگویم تا ببینیم کدام راه حل بهتر است:

روزی استادی با یک لیوان خالی و مقداری شن و مقداری سنگ درشت به کلاسی می رود. از دانشجویان می خواهد که آنچه او انجام می دهد را با دقت ببینند و نظرشان را در پایان بگویند. استاد لیوان را پر از شن می کند و سپس سنگها را روی آنها می ریزد. طبیعتا جایی برای سنگها نبود و آنها افتادند. سپس لیوان را خالی کرده و اول سنگها را در لیوان می اندازد و سپس شن ها را روی آنها می ریزد. شن ها لابلای سنگ ها  را پر می کنند. استاد می پرسد چه درسی گرفتید؟ زمان مثل لیوان است، اگر آن را با کارهای کوچک پر کردی جایی برای کارهای بزرگ نیست ولی اگر با کارهای بزرگ پر کنی، جایی هم برای پر کردن کارهای کوچک خواهد بود.

رییس جمهور محترم، کار شما برنامه ریزی کلان برای کشور و نظارت دقیق و قاطعانه بر اجرای آن است. اگر وقت خود را با سخنرانی در اینجا و آنجا و خواندن نامه های مردمی پر کنید، نه وقتی برای رسیدگی برای کارهای بزرگ دارید نه ذهن فارغی برای ارائه ایده. اگر ذهنتان را مشغول 10 میلیون مسلمان فلسطینی کنید، از 70 میلیون شیعه ایرانی و چندین میلیون ایرانی آواره دور از وطن می مانید.

Read Full Post »

وبلاگ «گذری در زمان» مطلبی را با عنوان «زنان شاغل:اری یا خیر» نوشت و از من و دیگران دعوت کرد که در این مورد نظرمان را بنویسیم. پس از خواندن نظر من در نوشته اول، پاسخی با عنوان «ایا زنان در خانه نیمی از استعداد خود را براستی در جامعه از دست میدهند ؟» نوشت. و مجددا نظر بنده!! را در مورد نوشته جدیدشان خواست و من را دعوت به مناظره کرد!! 🙂 مباحثه من و ایشان را میتوانید در کامنت های این نوشته بخوانید.

Read Full Post »