Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for نوامبر 2007

چرا مسجد و کلیسا و کنیسه داریم؟ مگر همه یک خدا را عبادت نمی کنند؟ چرا مسلمانان و مسیحیان و یهود … نمیتوانند در یک مکان به عبادت خدای واحد بپردازند؟ چرا مسلمان خدا را فقط در مسجد می بینند نه در کلیسا و مسیحی خدا را در کلیسا می بینند نه در مسجد؟ چرا رهبران ادیان مختلف هیچگاه نتوانستند با هم به توافق برسند؟ مگر نه اینکه همه آنها همه عمرشان را مخلصانه در جستجوی خدا صرف کردند؟ چرا در نهایت به یک نقطه مشترک نرسیدند؟ اگر آنها که همه عمرشان وقف یافتن خدا کردند و در نهایت هر کدام راه خودشان را رفتند، چرا نمیتوانند قبول کنند که مردم هم ممکن است راهی غیر از راه آنها برای یافتن خدا بروند؟

در اخبار شنیدم که در یکی از شهرهای ایتالیا، مکانی است که هم مسلمانان و هم مسیحیان در آنجا عبادت می کنند، اگر چه در یک زمان عبادت نمیکنند ولی در یک مکان است. تفکر زیبایی است که کمتر در دنیا دیده میشود.

به نظر شما چرا همه ادیان در یک مکان عبادت نمی کنند؟

نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.

پی نوشت: به نظر شما انسانها با هم متحد باشند بهتر می توانند دنیای خود را بسازند یا تفرقه باشد و هر کس خودش را حق بداند و دیگری را ناحق؟ دانسته یا ندانسته بعضی ادیان باعث جدایی انسانها میشوند که به نظر من اصلا بسود بشر نیست اگرچه جدایی انسانها سودی گذرا برای عده ای دارد!

Advertisements

Read Full Post »

فرماندار جورجیا و دیگر مقامات ایالت، در 13 نوامبر 2007 (چند روز پیش) همراه با تعدادی از مردم شهر برای دعای باران جمع شدند. انگیزه دعای باران خشکسالی در این منطقه است. فرماندار چندین اقدام قانونی مثل محدود کردن استفاده از آب انجام داده است ولی نتیجه نداده است. بعضی از مردم که مخالف دعای باران هستند، میگویند که به جای عوامفریبی بهتر است که کاری عملی و اساسی کنیم. تابستان گذشته هم فرماندار آلاباما مردم را برای یک هفته به دعای باران دعوت کرد. ولی باران نیامد و بعد از آن هم باران زیادی نیامده است.                                               georgia_rain_vigil.jpg

ازآغاز طبیعت، مردم در قبایل آفریقا تا سرخ پوستهای آمریکایی برای باران دعا کرده اند ولی وقتی دعا جواب نداده، علم پا در میانی کرده است. در بعضی کشورها از باروری ابرها استفاده میکنند و در آمریکا از سال 1950 باروری ابرها مرسوم بوده است.
مطلب بالا از سایت ABCNEWS ترجمه شده است.

در سایت در مورد انجام دعای باران بصورت عمومی نظرسنجی کرده است. نتیجه نظرسنجی سایت میگوید:
از بین 787 رای ، 552 نفر گفته اند که وضعیت بسیار بدی است و این دعا ممکن است کمک کند و ضرری هم ندارد. 198 نفر گفته اند این نقض جدایی دین از سیاست است، فرماندار میتواند در خانه دعا کند و 37 نفر گفته اند که نظری ندارند.

  poll.jpg
کامنت های بسیار جالبی دارد که توصیه میکنم حتما بخوانید و من هم سعی میکنم به مرور زمان کامنت های جالب آنرا ترجمه کنم و در اینجا بگذارم.
یکی از کامنت ها حکایتی را می گوید:
پیرزنی هر روز صبح به بیرون از خانه میرفت و فریاد میزد «خدایا ازت ممنونم»
یک مرد که به خدا اعتقاد نداشت (atheist)  و در همسایگی بود، بعد از او فریاد می زد «خدایی وجود ندارد»
مدتی هر روز هر دو اینکار را می کردند. یک روز پیرزن بیرون می آید و می گوید: «خدایا ازت ممنونم، من چیزی برای خوردن ندارم لطفا به من روزی برسان، ای خدای من! «
فردای آنروز وقتی بیرون رفت دید دو سبد پر از غذا روبروی خانه اش است، از خوشحالی فریاد زد: «خدایا ازت ممنونم. خدا روزی من را رساند.»
همسایه بی خدا از خانه بیرون پرید و داد زد: «خدایی وجود ندارد، من اون غذاها را برای تو خریدم.»
پیرزن دستانش را رو به آسمان کرد و فریاد زد: «خدایا ازت ممنونم که غذا برای من فرستادی و این شیطان را فرستادی تا پول آنرا بدهد!»

کامنت دیگری که دعا خوانهای جورجیا را به مردم ایران تشبیه میکند، میگوید:
دعا به مردم احساس خوبی میدهد زیرا بعد از آن دیگر خود را مسئول نمی دانند چون مشکل را به گردن خدا انداخته اند. این تنبلی ماست، ما مسئول زندگی خود هستیم. ما باید فکر کنیم. ملت دیگری که در زیر سایه خداست، ایران است! (این آدرس کامنت دوم)
 
به نظر شما، دعای مردم مسیحی آمریکایی مستجاب میشود؟ به نظر شما چند درصد از این دعا خوانها با چتر و لباس بارانی رفته اند؟ آنها خیلی از واجبات ما را انجام نمیدهند (تصویر همسر بی حجاب فرماندار با لباس غیر بارانی را در بالا ببینید) و خیلی از حرام های مسلمانان را انجام میدهند(نوشیدن شراب در کلیسا)، آیا خدا دعای آنها را قبول میکند؟ اگر دعای آنها قبول شود و دعای مسلمانان هم قبول شود، فرقی میکند که چه دینی داشته باشیم؟

نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.

Read Full Post »

چرا در هر دینی، مبلغان دینی لباسی متفاوت از مردم میپوشند؟ اگر این لباس منسوب به پیامبران یا بزرگان دین است، چرا مردم (غیر روحانیون) هم نباید اینگونه لباس بپوشند؟ چرا رفتار مردم  باید مانند پیامبران و امامان باشد ولی لباس پوشیدنشان نباید همانند پیامبران باشد؟(و فقط روحانیون باید مانند پیامبران لباس بپوشند) اگر این لباس مقدس است، چرا مردم به همه کارهای مقدس موعظه میشوند جز پوشیدن این لباس مقدس؟ اگر واقعا این لباس، لباس پیامبران است، چرا پیامبران در زمان خود متفاوت از دیگران لباس می پوشیدند؟ مگر تاکید آنها این نبوده که «من هم بشری هستم مثل شما»؟ «اگر قرار است کورکورانه و بدون توجه به مقتضیات زمان فقط بسیره عمل کرد چرا روحانیون ما سوار اسب (یا شتر) نمیشوند؟ مگر پیغمبر سوار اسب (یا شتر) نمی شده؟ چرا مانند پیامبر در خانه های گلی زندگی نمی کنند؟ چرا لباسهای خود را با دست نمی شویند ؟»(1) چرا روحانیون اسلامی مانند پیامبر با افراد مسن تر از خود و بیوه ازدواج نمیکنند؟ آیا این حدیث امام صادق معتبر است: «بهترین لباس در هرزمان لباس عموم مردم آن زمان است»؟ (2)
آیا لباس متفاوت پوشیدن، آنها را از گناه کردن برحذر میدارد؟ اگر ایمانشان نتواند آنها را از گناه محفوظ دارد، چگونه لباس میتواند؟
آیا لباس متفاوت پوشیدن، برای راحتی مراجعه مردم به آنها است؟ مراجعه برای چه؟ سوالات مذهبی؟ پرداختهای شرعی؟ الان که همه این مراجعات، اعم از سوالات و پرداختها آن-لاین انجام میشود باز هم متمایز بودن نیاز است؟ اگر سوالاتی از مهندسین و پزشکان و … داشته باشیم، باید لباس متفاوت بپوشند تا دسترسی به آنها راحتتر باشد؟
 نظامیان هم لباسی متفاوت میپوشند، آیا فلسفه متفاوت پوشیدن نظامیان و روحانیون یکسان است؟

فکر میکردم که اگرچه واعظان متفاوت از مردم میپوشند ولی در بین خودشان یکسان میپوشند و مانند نظامیان درجه و مقام ندارند، ولی دیدم که در آنها هم درجه بندیهایی هست، مثل اندازه عمامه یا قبا پوشیدن به جای لباده پوشیدن. این دیگر یعنی چه؟ جالب این است که پارچه هایی که برای دوخت این لباس ها بکار می رود، از انگلیس و تایلند و هند و … می آید! جالبتر اینکه مدهای غیر ایرانی(بیگانه) هم در پوشیدن این لباس هست، مثل مد نجفی، عربی یا گذاشتن مقداری فوکول بیرون از عمامه!!! (3) (تهاجم فرهنگی؟)
به نظر من لباس متفاوت پوشیدن روحانیون نوعی تبعیض است. لباس نظامیان برای انجام وظیفه حکومتی که در قبال آن مزد میگیرند است و فقط در انجام وظیفه پوشیده میشود و هیچ تقدسی ندارد، اگر چه این لباس متفاوت هم گاهی موجب غرور نظامیان و موجب نگاه بالا به پایینی و تحکم آمیزآنها میشود.
به نظر من هر روحانی که معتقد به تساوی، برابری و «بشری مثل دیگران» است باید اول برای خود و بعد برای مردم جواب روشن و منطقی برای این سوال داشته باشد.

به نظر شما روحانیون باید متفاوت بپوشند؟ چرا؟
نظر بدهید و نظرات دیگران را بخوانید.

(1) برگرفته از وبلاگ حقايق پنهان  با اضافه کردن جمله (یا شتر)
(2) وبلاگ احمد قابل (روحانی که لباس روحانیت نمی پوشد)
(3) وبلاگ امیر هادی انواری
خواندن وبلاگ پرسش های بی پاسخ و مدرسه ما  هم در این مورد توصیه میشود.

Read Full Post »

در حال رانندگی هستیم، در ایستگاه اتوبوس، سه نفر ایستاده اند. دختری زیبا با لبخندی دلفریب، رفیقی که مدت زیادی است دوستیم و پیرزنی خسته و رنجور که بر عصا تکیه کرده است. اگر فقط امکان سوارکردن یکی را داشته باشیم، کدام را سوار کنیم؟

دختر زیبا فرصتی است که شاید دیگر تکرار نشود! زر و برق دارد، دل آدم را می برد!
دوستمان بر گردنمان خیلی حق دارد، فردا روزی هم من کار بدست او دارم!
پیرزن گناه دارد، خسته است، مثل مادر خودمان است، از دردپا و کمر رنج می برد!

تصمیم گیری سختی است، نه؟  بین هوس، سیاست و وجدان کدام را انتخاب کنیم؟ تا بحال در موقعیت چنین تصمیم گیری قرار گرفته اید؟ فکر می کنید این وضعیت یک مورد خیالی است؟

این یک مورد خیالی نیست. ممکن است که هر روز برایمان اتفاق بیفتد. برای مثال، اگر سوار بر ماشین مسئولیت باشیم و فرمان مدیریت مملکت را در دست داشته باشیم:
پول و مقام آن دخترک زیباست که ما را وسوسه میکند. همکاران و دوستانمان که در مدیر یا رییس شدن ما تلاش کرده اند، آن دوست عزیزمان است که دستی برایمان تکان می دهد تا خوبیهای گذشته اش را بیاد آوریم. مملکت یا اداره یا گروهی که ما آنرا مدیریت میکنیم و پر از نابسامانی است آن پیرزن رنجور است. هوس میگوید پول و مقام را بچسب، دیگران به من ربطی ندارند؛ فردا معلوم نیست این پست و مقام داشته باشم؛ سیاست میگوید هوای دوست را داشته باش که فردا هوایت را دارد، دوست را بچسب تا دوره مدیریتت افزایش یابد. ولی وجدان میگوید مملکتت را آباد کن اگرچه با از دست دادن پول و مقام و دوست فرصت طلبمان است.

 اعتراف میکنم که انتخاب سختی است و کار هر کس نیست. ایمان و اراده و اعتقاد بسیار قوی میخواهد تا وجدان را بر هوس و سیاست ترجیح دهیم. برای همین مملکت ما به تعدادی از این دست آدم های بزرگ نیاز دارد.

 شما کدام را انتخاب می کنید؟ نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.

Read Full Post »

نگاه به زندگی دیگران می تواند تلنگری باشد برای تجدید نظر در زندگی خودمان.

چند سال پیش با یک مهندس جوان حدودا 30 ساله هندی آشنا شدم. فوق لیسانس مهندسی شیمی داشت و فردی بسیار باهوش بود که برای مشاوره برای یک شرکت خصوصی به ایران آمده بود. بعد از مدتی که با او دوست شدم یک روز کنجکاو بودم که از او سوالی بپرسم. شاید شما هم شنیده اید که گاو برای هندوها حیوان مقدسی است. شنیده بودم که هندو ها در مراسم مذهبی با ادرار گاو صورت خود را می شویند، میخواستم از صحت و سقم آن مطلع شوم. نگران بودم اشتباه باشد و او ناراحت شود که من اینچنین از فرهنگ و آدابشان نادانم و اینگونه در مورد آنها فکر می کنم. پس از کلی معذرت خواهی و ببخشید گفتم که من چنین چیزی شنیده ام، آیا صحت دارد؟ او گفت: بله صحت دارد، حتی بعضی از مذهبیها مثل مادر بزرگم، لیوانی از ادرار گاو را برای تبرک و شفا می نوشند!! و برای پاک کردن خانه از وجود شیاطین، هر هفته ادرار گاو را در هوا می پاشد. سپس گفت من خیلی مذهبی نیستم و فقط جرعه ای می نوشم . هر روز که به سر کار می روم اگر گاوی بر سر راه باشد، برای تبرک دستی بر آن کشیده و بر لب و پیشانیم می زنم! خوردن گوشت گاو را نیز حرام می دانم.

بسیار برایم جالب و باور نکردنی بود. از آنروز همیشه فکر می کنم که آیا ممکن است که من هم باورهای غلطی داشته باشم که برای او جالب و باورنکردنی باشد؟ چرا او که جوانی باهوش و تحصیل کرده بود به اینها اعتقاد داشت؟ چه چیز مانع او شده تا حقیقت را نبیند؟ آیا او فکر می کرد بهترین نوع جهان بینی را در دنیا دارد؟ آیا من باید به او می گفتم که باوری اشتباه دارد؟ آیا او باید به حرفهای من گوش می داد یا ناراحت میشد و تعبیر توهین به باورهایش می داشت؟ او درست فکر می کند یا من؟

آیا تا به حال به باورهایتان شک کرده اید؟ ممکن است باور غلطی برای ما مقدس شده باشد؟ اگر کسی باورها و مقدسات شما را زیر سوال ببرد ناراحت میشوید؟ آیا تا به حال کتابی که مقدسات و باورهایتان را زیر سوال برده را خوانده اید؟

نظر بدهید و نظرات دیگران را هم بخوانید.

Read Full Post »