Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for فوریه 2008

فرصتی شد تا فیلم الماس خونین (Blood Diamond) را ببینم. داستان زیبایی داشت که دوست دارم در اینجا بنویسم. البته بنظرم تلنگری هم داشت. اینکه الماس زندگی ما چیست و چقدر برایمان ارزش دارد؟

blooddiamond2.jpg

داستان فیلم را از زبان سینماگران میتوانید در اینجا بخوانید ولی داستان فیلم از زبان من اینست.

3 شخصیت اصلی در این فیلم هستند:

لئوناردو دیکاپریو که نقش یک دلال الماس را دارد. یک ژورنالیست زن که به آفریقا آمده تا در مورد قاچاق الماس مقاله بنویسد.  یک آفریقایی که خانواده اش را در هرج و مرج ها از او جدا میکنند و به جای نامعلومی می برند و خودش را در معدن الماس به بیگاری میگیرند.

این سه نفر هر کدام الماسی دارند که بدنبال آنند: دلال، دنبال همان سنگ قیمتی یعنی الماس است. الماس ژورنالیست یک مقاله داغ  که برایش شهرت بیاورد است. برای آن آفریقایی پسرش و خانوده اش را که از او دور کرده اند؛ الماس است.

همه برای بدست آوردن الماسهایشان، زندگیشان را به خطر می اندازند: زندگیشان را بخطر میاندازند و به نزدیکی مرگ می روند تا الماسشان را به چنگ آورند. در این راه به هر کاری دست می زنند تا به هدفشان برسند. ژورنالیست زن در جایی برای نجات جانش و همراهانش عشوه گری میکند. دلال می کشد، فریب می دهد، دروغ میگوید. آفریقایی هم برای بدست آوردن خانواده اش حاضر است که دلال را همراهی کند و محلی که الماس را خاک کرده است را نشان دهد و به فرمانهای دلال گوش دهد.

 هر کدام بدنبال الماسی است که در دست دیگری است: دلال، اطلاعات داغی در مورد قاچاق الماس برای ژورنالیست دارد. آفریقایی الماس بزرگ و قیمتی را دارد که دلال بدنبالش هست. دلال به راحتی میتواند پسر و خانواده آفریقایی را به آفریقایی برساند. هر کدام الماسی را که دارند میدهند تا الماس خودشان را از دیگری بگیرند.

هر کدام به دنبال الماس خودشان هستند و الماس دیگری برایشان ارزشی ندارد. آفریقایی الماس بزرگ و گرانقیمتی دارد که برایش بی ارزش است و حاضر نیست پسر و زن و دخترش را باهیچ سنگ الماسی عوض کند. مقاله ژورنالیست برای دلال ارزشی ندارد و سنگ الماس برای ژورنالیست ارزشی ندارد.

هر کس در بدست آوردن الماسش از دیگری استفاده میکند. دلال از آفریقایی استفاده میکند. ژورنالیست از دلال. دلال بالا دست از دلال پایین دست.

blooddiamond1.jpg

هر کس در بدست آوردن الماسش، تداخلی با الماس دیگری دارد. دلال برای بدست آوردن الماسش ممکن است جان پسر آفریقایی را به خطر بیاندازد و آفریقایی هم برای بدست آوردن پسرش ممکن است شانس بدست آوردن الماسی که خاک شده از بین ببرد. ژورنالیست برای عکس برداری و تهیه گزارش جان دلال و آفریقایی را به خطر میاندازد.

 هرکدام معتقدند که دیگری باید مدیونش باشد: فرمانده(دلال بالا دست) به دلال پایین دست(که زمانی سربازش بوده) می گوید: تو در آفریقا که همه همه را می کشند زنده ای چون من از تو سرباز خوبی ساختم. دلال به آفریقایی می گوید: من نباشم تو یک سیاه بی ارزش هستی. ژورنالیست احساس میکند منجی حقوق مردم دنیاست.

دلال الماس در راه بدست آوردن پول از راه فروش این سنگ بی ارزش که برای آنها خیلی با ارزش است، خیلی ها را میکشد و در نهایت هم کشته میشود و به الماس هم نمی رسد.

 به نظر من، ما انسانها همه به جستجوی الماسی هستیم. الماس هر کس فرق میکند. بعضی وقتها این الماس، الماس نیست بلکه سنگی بی ارزش است که بخیالمان الماس است. الماسی که داریم برایمان بی ارزش است و بدنبال الماسی هستیم که نداریم. همه فکر و ذکرمان اینست که این الماس را بدست آوریم ولی نمی دانیم برای چه باید بدست آوریم!

براستی الماس زندگی شما چیست؟ چقدر برای شما ارزش دارد؟ حاضرید برایش زندگیتان را بخطر بیاندازید؟ آیا حاضرید برای رسیدن به این الماس از دیگران استفاده (سوء استفاده) کنید؟ اگر یافتن الماس خودتان،باعث از دست رفتن الماس شخص دیگری شود، چه میکند؟

دوست دارم نظر شما را بدانم.(البته اگر شما هم دوست دارید که بگویید)

نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید. 

Read Full Post »