Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘سیاسی’ Category

از تاریخ راه اندازی سایت بالاترین تا امروز (۵ خرداد ۱۳۹۰) ۵۳۲۰ موضوع داغ روز مطرح شده است. نمودار زیر درصد موضوع های داغ روز در بخش های مختلف (سیاست،اجتماعی،هنر،ورزش،اقتصاد،دانش،سرگرمی) همراه با تعداد موضوع آن را نشان میدهد.

همانطور که میبینید ۵۲/۹ درصد موضوع های داغ روز سیاسی بوده است (۲۸۱۶ موضوع) و پس از آن ۲۷/۱ درصد موضوع داغ روز اجتماعی بوده است. ولی نکته قابل تامل اینکه فقط ۲/۹ درصد (۱۵۴ تا) موضوع های داغ بحث علمی(دانش) بوده است.
آیا با اینهمه موضوع داغ سیاست، جامعه مجازی ایرانیان وضع بهتری در سیاست (علم مملکت داری) دارد؟ آیا وضع بهتری در موضوع اجتماعی دارد؟ چرا دانش موضوع داغ جامعه مجازی ایرانیان نیست؟ چرا حدود ۵۳ درصد موضوع سیاسی است و حدود ۶ درصد فرهنگ و هنر؟ شبیه بحث های مهمانی های ما ایرانیان نیست؟ که همه اش بحث سیاسی است و از علم و هنر زیاد بحثی نمیشود؟
شما هم میتوانید از این آمار نتیجه گیرهای دیگر داشته باشید یا از این آمار برای تغییر (احتمالا بهبود) وضع موجود تلاش کنید.
(البته تحلیل های آماری بالاترین قابل تعمیم به کل جامعه ایرانی و کل جامعه مجازی ایرانیان نیست)
نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.

Read Full Post »

در نوشته قبلی از خوانندگان پرسیدم که اگز به فرض خامنه ای یا همفکرانش از شما پرسید که به دنبال چه هستید شما چه پاسخی دارید؟ تعدادی از خوانندگان لطف کرده نظر خود را گفتن. نقطه مشترک همه نظرها آزادی است.

به نظر من هدف در انجام هر کاری مهم است. اگر ندانیم که به کجا میخواهیم برسیم و بی هدف حرکت کنیم معلوم نیست که در نهایت بکجا برسیم. در هر کاری برای رسیدن به موفقیت اولین قدم تعیین هدف است. این هدف باید واضح، مشخص و عملی باشد. هدف اگر مبهم باشد یا غیر واقعی یا غیر عملی باشد، تضمینی به موفقیت و به هدف رسیدن نیست.

اگر کسی از من پرسید که چرا بدنبال تغییری و هدف تو از تغییر چیست جواب من اینست: چون برابری، برادری، آزادی نیست و هدفم برقراری اینهاست.

خواسته های زیادی را میتوان مطرح کرد ولی خواسته ها اگر زیاد شد، هدفها گم میشوند. به نظر من این 3 کلمه (برابری، برادری،آزادی) خیلی از خواسته  ها را برآورده میکند و اگر این 3 خواسته اصلی برآورده شود، خواسته های دیگر را میتوان به مرور زمان حل کرد.

و اما معنای این 3 کلمه چیست؟

برابری یکی از مشکلات موجود در ایران نابرابری است. زن با مرد برابر نیست، شیعه با سنی برابر نیست، مسلمان با غیرمسلمان، … برابری یعنی برابری زن و مرد،مسلمان و غیرمسلمان،رییس جمهور و شهروند، مخالف حکومت و موافق حکومت، آخوند و غیرآخوند، مرجع تقلید و مقلد و … برابری یعنی عدالت، یعنی مهم نیست چه کاری ای یا در چه لباسی یا نژاد و مذهبی هستی، منافع و مجازات یکی است برای هر کس، حتی بالاترین مقام یک کشور. اگر برابری به معنای واقعی برقرار شود، دیگر کسی مقدس نیست دیگر کسی فراتر از قانون نیست، دیگر هر کس هر غلطی خواست نمیتواند بکند و فراتر از قانون باشد.

برادری جامعه انسانی به سمت صلح و دوستی و صفا و صمیمیت پیش میرود. دوران خشونت و جنگ  تمام شده است. انسانها داناتر شده اند و اخلاق ارزشمندتر. خشونت خشونت می آورد. دوران تنبیه فرزندان برای تربیت گذشته است و دوران ترساندن مردم با اعدام و شلاق و روشهای قرون وسطی به پایان رسیده است. برادری یعنی صلح، یعنی تغییر بدون خشونت. یعنی اگر تغییر صورت گرفت، کسی اعدام نمیشود، مردم به خاک وخون کشیده نمیشوند. بسیجی هم میتواند برادر ما باشد تا زمانی که دست به اسلحه نبرده است.

(البته میتوان از واژه خواهری به جای برادری استفاده کرد ولی قافیه جور نیست 🙂 )

آزادی منظور از آزادی ، برهنگی نیست، آزادی جنسی نیست. آزادی یعنی آزادی عقیده، آزادی بیان. متاسفانه در ذهن بعضی از مردم جا انداخته شده که آزادی یعنی آزادی همجنسگرایی، یعنی آزادی جنسی و … این کوته فکرترین نوع برخورد با واژه آزادی است. آزادی که مردم میخواهند همان آزادی است که در شعارهای سال 57 بر علیه شاه داده میشد! آزادی بیان یعنی مخالف حکومت بتواند در رسانه ملی حرفش را بزند، یعنی اینکه حاکمان نتوانند هر دروغی که خواستند بگویند چون میدانند آنها فقط آزادی بیان دارند. هر چه خواستند بگویند و هیچ کس حق جواب نداشته باشد. ما به دنبال آزادی برابرهستیم. هر شهروند همان اندازه آزادی دارد که بالاترین مقام کشور دارد.آزادی عقیده هم اینست که هرکس میتواند آزادنه و بدون ترس از مجازات عقیده خود را داشته باشد و بطور خصوصی و یا در بین همکیشانش به عبادت یا بحث عقاید خود بپردازد. در حال حاضر فقط یک عقیده آزادی دارد. آن هم عقیده ای که موافق با عقیده حاکمان است، اگر حتی شیعه 12 امامی و بسیار معتقد باشید ولی مخالف عقاید حاکمان باشید آزادی ندارید. شاه با ریش مخالف بود، حاکمان اسلامی با بی ریش، شاه با حجاب مخالف بود، اینها با زنان بدون حجاب. در تغییر قبلی ما به آزادی نرسیدیم. از زندانی به زندان دیگر منتقل شدیم.

من معتقدم این 3 واژه میتواند پایه های تغییر نوین در ایران باشد. البته این 3 اصل نظری نیست که من به آن رسیده باشم بلکه اکثر کشورهای پیشرفته و آزاد کشورشان را بر اساس این 3 اصل بنا کرده اند.

نظر دهید و نظر دیگران را هم بخوانید.

پس نوشت: وقتی به این شعار فکر میکردم، اصلا اطلاع نداشتم ولی تصادفا متوجه شدم که این شعار برابری،برادری،آزادی دقیقا شعار انقلاب فرانسه بوده است! برایم خیلی جالب بود. نمیدونستم این شعار اینقدر پرمعناست!

Read Full Post »

فرض کنید خامنه ای این را بگوید و از شخص شما (بله شما خواننده محترم که بدنبال اصلاح کشورهستی) بخواهد که توضیح دهی که مشکل شما چیست که به خیابانها آمده اید و شعار میدهید و از وضع موجود ناراضی هستید، شما چه پاسخی دارید؟ چگونه میتوانید مختصر و مفید برای او توضیح دهید که شما بدنبال چه هستید.

خود را دست کم نگیریم و نظر خود را بگوییم. در دمکراسی (مردم سالاری)  مردم سالارند.

Read Full Post »

در حال رانندگی هستیم، در ایستگاه اتوبوس، سه نفر ایستاده اند. دختری زیبا با لبخندی دلفریب، رفیقی که مدت زیادی است دوستیم و پیرزنی خسته و رنجور که بر عصا تکیه کرده است. اگر فقط امکان سوارکردن یکی را داشته باشیم، کدام را سوار کنیم؟

دختر زیبا فرصتی است که شاید دیگر تکرار نشود! زر و برق دارد، دل آدم را می برد!
دوستمان بر گردنمان خیلی حق دارد، فردا روزی هم من کار بدست او دارم!
پیرزن گناه دارد، خسته است، مثل مادر خودمان است، از دردپا و کمر رنج می برد!

تصمیم گیری سختی است، نه؟  بین هوس، سیاست و وجدان کدام را انتخاب کنیم؟ تا بحال در موقعیت چنین تصمیم گیری قرار گرفته اید؟ فکر می کنید این وضعیت یک مورد خیالی است؟

این یک مورد خیالی نیست. ممکن است که هر روز برایمان اتفاق بیفتد. برای مثال، اگر سوار بر ماشین مسئولیت باشیم و فرمان مدیریت مملکت را در دست داشته باشیم:
پول و مقام آن دخترک زیباست که ما را وسوسه میکند. همکاران و دوستانمان که در مدیر یا رییس شدن ما تلاش کرده اند، آن دوست عزیزمان است که دستی برایمان تکان می دهد تا خوبیهای گذشته اش را بیاد آوریم. مملکت یا اداره یا گروهی که ما آنرا مدیریت میکنیم و پر از نابسامانی است آن پیرزن رنجور است. هوس میگوید پول و مقام را بچسب، دیگران به من ربطی ندارند؛ فردا معلوم نیست این پست و مقام داشته باشم؛ سیاست میگوید هوای دوست را داشته باش که فردا هوایت را دارد، دوست را بچسب تا دوره مدیریتت افزایش یابد. ولی وجدان میگوید مملکتت را آباد کن اگرچه با از دست دادن پول و مقام و دوست فرصت طلبمان است.

 اعتراف میکنم که انتخاب سختی است و کار هر کس نیست. ایمان و اراده و اعتقاد بسیار قوی میخواهد تا وجدان را بر هوس و سیاست ترجیح دهیم. برای همین مملکت ما به تعدادی از این دست آدم های بزرگ نیاز دارد.

 شما کدام را انتخاب می کنید؟ نظر بدهید و نظر دیگران را هم بخوانید.

Read Full Post »

به نظر شما رفتن به سفرهای استانی و با یک گونی از نامه مردمی برگشتن بهتر است یا اینکه رییس جمهور هر ماه گزارش پیشرفت از استاندارش بخواهد و استاندار خاطی را باز خواست کند؟ (اگر استانداران و مدیران قوی ادارات کار مردم را در هر استانی انجام دهند دیگر لزومی به نامه نوشتن مستقیم به رییس جمهور هست؟ ضمنا دفتر رسیدگی به شکایات مردمی در استانداری ها و ریاست جمهوری برای چیست؟ )

به نظر شما دیدار از ایتام در ماه رمضان همراه با پوشش خبری وسیع (پیروی از حضرت علی!!) بهتر است یا داشتن برنامه عملی برای کاهش فقر به جای افزایش 2 درصدی فقر در سال قبل؟ مثلا چرا رییس جمهور یکی از ایتام را به فرزندی قبول نمی کند تا درسی عملی باشد برای دیگران؟ (بعضی کافران غربی بی خدا ایتام و بچه های آفریقایی را به حضانت می گیرند!)

به نظر شما دستگیری و ایجاد رعب و وحشت در بین جوانان به خاطر مد لباس و موی سر بهتر است یا مشغول کردن جوانان با برنامه های متنوع آموزشی و مسابقات ملی استانی کشوری آموزشی، هنری، علمی، مذهبی و …؟ (ریشه خیلی از مشکلات جوانان بیکاری، بی برنامگی و بی انگیزگی است و البته قبول کنیم که همیشه وجود یکی دو تا شاگرد تنبل در هر کلاسی طبیعی است و به همین طریق در جامعه)

به نظر شما کاپشن پوشیدن به جای کت و شلوار و پژوی قدیمی سوار شدن به جای مثلا خودروی ملی، موجب بهبود وضع اقتصادی خانواده های ایرانی میشود یا جلوگیری از تحریم های نوشته و نانوشته اقتصادی ایران؟ اگر موثر است، لطفا کاپشنی ارزانتر بپوشید و از اتوبوس خط واحد استفاده کنید تا اقتصاد مردم از این بهتر هم بشود.

در حال حاضر خیلی از مردم دل خوش به گزینه ای اول کرده اند چون راه حل دوم را تجربه نکرده اند. ممکن است عده ای هم بگویند که هر دو راه حل با هم خوب است. بگذارید داستانی را بگویم تا ببینیم کدام راه حل بهتر است:

روزی استادی با یک لیوان خالی و مقداری شن و مقداری سنگ درشت به کلاسی می رود. از دانشجویان می خواهد که آنچه او انجام می دهد را با دقت ببینند و نظرشان را در پایان بگویند. استاد لیوان را پر از شن می کند و سپس سنگها را روی آنها می ریزد. طبیعتا جایی برای سنگها نبود و آنها افتادند. سپس لیوان را خالی کرده و اول سنگها را در لیوان می اندازد و سپس شن ها را روی آنها می ریزد. شن ها لابلای سنگ ها  را پر می کنند. استاد می پرسد چه درسی گرفتید؟ زمان مثل لیوان است، اگر آن را با کارهای کوچک پر کردی جایی برای کارهای بزرگ نیست ولی اگر با کارهای بزرگ پر کنی، جایی هم برای پر کردن کارهای کوچک خواهد بود.

رییس جمهور محترم، کار شما برنامه ریزی کلان برای کشور و نظارت دقیق و قاطعانه بر اجرای آن است. اگر وقت خود را با سخنرانی در اینجا و آنجا و خواندن نامه های مردمی پر کنید، نه وقتی برای رسیدگی برای کارهای بزرگ دارید نه ذهن فارغی برای ارائه ایده. اگر ذهنتان را مشغول 10 میلیون مسلمان فلسطینی کنید، از 70 میلیون شیعه ایرانی و چندین میلیون ایرانی آواره دور از وطن می مانید.

Read Full Post »

بعضی از جملات نقل قول شده در زیر دقیقا جمله های احمدی نژاد به نقل از سایت ریاست جمهوری و یا نزدیک به عین جملات است. چون متاسفانه نتوانستم اصل متن پرسش و پاسخ را بیابم و نقل قول کنم، بر روی سایت ریاست جمهوری هم سانسور شده است! (مثلا نظر در مورد کشتن همجنسگرا ها حذف شده است و تشویق کردن دانشجویان را گفته، هو کردنشان را نگفته است).
آیا احمدی نژاد به آنچه در دانشگاه کلمبیا گفت اعتقاد دارد؟

«(بعد از توهین معرفی کننده) احمدی نژاد: این توهین به شعور شنودگان هست» آیا این توهین به شعور ایرانیان نیست که نمی توانند سخنرانی شما را زنده بشنوند؟ آیا این توهین به شعور مردم نیست که سخنان شما سانسور شده منتشر می شود؟
«دانشگاهیان باید بتوانند حرفشان را بزنند» دانشجویان زندانی در ایران به غیر از حرف چه جرمی دارند؟
«اگر اين يك واقعه تاريخي و واقعا رخ داده، چرا مردم فلسطين بايد بهاي آن را بپردازند» چرا مردم ایران بايد بهاي آن را بپردازند؟ جمعیت سنی حداکثر 10 میلیونی فلسطین مهمترند یا جمعیت 70 میلیونی شیعه ایران؟**  آیا شما مانند اسراییل، چند میلیون ایرانی را مانند فلسطینیان آواره دنیا نکرده اید که حق زندگی در وطن خود را ندارند؟
«ما بايد به يهوديان، مسلمانان و مسيحيان فلسطين اجازه بدهيم تا خود ازطريق يك همه‌پرسي آزاد براي سرنوشت خود تصميم بگيرند و هر چه كه آنها به عنوان يك ملت تصميم بگيرند، بايد محترم شمرده شود و همگان بپذيرند،» آیا مردم ایران هم این اجازه را دارند که یک همه پرسی آزاد داشته باشند و برای سرنوشت خود تصمیم بگیرند؟ آیا نتیجه را محترم میشمارید و آنرا می پذیرید؟
«چرا ما نمی توانیم در مورد مسائل تاریخی (منظور هلوکاست) تحقیق کنیم؟» آیا این تنها رشته ای است که ما در دنیا عقب هستیم و نیاز به تحقیق بیشتر داریم؟ راستی، نتیجه این تحقیقات و کنفرانس علمی دو روزه تان در کجا منتشر شد؟ یافته علمی تان چه بود، هلوکاست اتفاق افتاده با نیفتاده؟
«شما در آمريكا مجازات مرگ نداريد؟ داريد.» آیا آمریکا کار خوبی می کند که از آنها تقلید می کنیم؟ قرار است آنها از ما تقلید کنند یا ما از آنها؟ مرگ بر آمریکا یا درود بر آمریکا؟
«در ایران آزادی حقیقی است … مردم ايران آزاد هستند « مردم ایران حق انتخاب لباس و مدل موی سرشان را دارند؟ چند ایرانی به خاطر عقایدشان ممنوع الورود به این زمین خدا (ایران) هستند؟ چند ایرانی ممنوع الخروج از این زمین خدا هستند؟
«مي‌خواستم به محل تراژدي ‪ ۱۱‬سپتامبر بروم و به قربانيان آن اداي احترام و با خانواده‌هاي قربانيان ابراز همدردي كنم، « اگر بوش به ایران بیاید و بگوید می خواهم به مزار شهدا بروم و ادعای احترام کنم، اجازه می دهید؟ «يك نفر گفت ‌كه اين اهانت است و من گفتم كه اين اداي احترام من را مي‌رساند چرا اين‌گونه فكر مي‌كنيد؟»
«آماده مذاكره باهمه كشورها با در نظر گرفتن احترام متقابل هستيم.» آیا آماده مذاکره با اساتید، دانشجویان و کارگران و معلمان ایرانی که حرفهایی دارند هم هستید؟ چرا بوش را به ایران دعوت نمی کنید؟ اگر دعوت را هم رد می کنند، شما دعوت کنید. «ما به مذاكره و گفت وگو معتقديم و همه مسایل مي‌توانند به آساني حل شوند، «
«ما آماه مذاكره با همه دولت‌ها هستيم» دولت اسراییل هم شامل میشود؟ اگر زور باشد همه چیز قابل مذاکره است؟
«همين جا از همه استادان و دانشجويان دعوت مي‌كنم كه به ايران بيايند و با دانشجويان صحبت كنند و شما رسما دعوت شديد» احسنت، منتظریم تا حرف را با عمل مقایسه کنیم.

ضمنا رییس دانشگاه کلمبیا بسیار بی ادبانه احمدی نژاد را معرفی کرد ولی اگر بوش به ایران دعوت شد ما بی ادبی نخواهیم کرد. گفتگوی تمدنها که خاتمی گفت، احمدی نژاد نیمه از آنرا انجام داد، نیمه دیگر، دعوت مقابل از بوش است. این در سنت ما ایرانیان هست، هر دیدی، بازدیدی دارد.

** (از دید من سنی و شیعه فرقی نمی کند، از دید کسانی که فرق میکند گفتم)

Read Full Post »